ژن فرهنگی چیست؟
علیرضا صادقی، دانشیار برنامه درسی و آموزش چندفرهنگی دانشگاه علامه
................................
✅ یکی دو سال پیش در قالب یک نشست علمی در خدمت استاد دکتر داریوش فرهود، پدر علم ژنتیک ایران بودم. ایشان علاوه بر این که در حوزه ژنتیک صاحب نظر و صاحب ایده و نظریه هستند، در حوزه های فرهنگی، تاریخی و مردم شناسی ایران و ایرانیان هم صاحب نظرند.به معنای واقعی متخصص ذو ابعاد هستند.
✅ در آن نشست ایشان تبیین کردند که ژن خاورمیانه، ژن داعشی شده و از ژن بخشندگی آنها کم شده است. برای اولین بار از زبان یک متخصص علوم زیستی، ارتباط و یا نسبت میان یک پدیده زیستی(ژن) را با یک پدیده اجتماعی - سیاسی(داعش) را می شنیدم.
✅ این موضوع از یک جهت برای من جالب و از سوی دیگر غیر قابل فهم بود. نمی توانستم درک کنم که چگونه یک موضوع زیستی می تواند موضوع اجتماعی هم باشد؟ در آن نشست یکی از روانشناسان معروف و از چهره های روانشناسی تلویزیونی شدیدا به استاد فرهود تاخت که این چه مهملاتی است؟! این چه معنی دارد که جامعه ایران و خاورمیانه داعشی شده است؟! هر چند از نوع بیان این روانشناس تلویزیونی نسبت به دکتر فرهود ناراحت بودم اما با نظر ایشان همدلی می کردم و تصور نمی کردم که ژن هم می تواند فرهنگی و متاثر از فرهنگ باشد.
✅ این مساله همواره در ذهنم وجود داشت، به ویژه اینکه دکتر فرهود را یک آدم فرهیخته می شناختم و باور داشتم مطلبی که برای ایشان تایید نشده باشد، به زبان نمی راند. به بررسی های خود ادامه دادم تا اینکه متوجه شدم، در این خصوص پژوهش های مختلفی از سالیان دور وجود دارد و پرسش خیلی از متخصصان ژنتیک و فرهنگ شناسان بوده است.
✅ اخیرا افرادی که در حوزه علوم اعصاب، به ویژه اعصاب تربیتی کار می کنند هم، به این موضوع باور دارند که ژن ها، فرهنگی هستند. بدین معنا که فرهنگ جمعی می تواند روی نوع ژن افراد تاثیر بگذارد. همان گونه که نوع ژن افراد در رفتار و منش فرد تاثیر دارد.
✅ طرفداران نظریه ژن فرهنگی معتقدند، به مرور زمان ژن زیستی انسان ها بر اساس نوع فرهنگ جامعه می تواند تغییر یابد. منفی و یا مثبت شود. در این خصوص مثال هایی از تغییر ژن افسردگی جوامع شرق آسیا تا ژن بدگمانی اروپای غربی، ژن تنبلی برخی از کشورها و تغییر مثبت آنها در مقالات علمی و کتاب های مختلف آمده است(علاقه مندان به منابعی که در پایان می آید، مراجعه کنند).
✅ از سوی دیگر طرفداران تاثیر ژنتیک بر روی فرهنگ معتقدند که همه رفتارها و کردارهای بنی بشر صرفا متاثر از ژن آنهاست. تا جاییکه نوعی جبرگرایی را در ذهن متبادر می سازد؛ هر فعلی که فرد انجام می دهد بسته به وجود ژن هایی است که فرد را تحت سیطره خود گرفته است.
✅ در میان این دو نظریه، نظریه ژن فرهنگی معتقد است هم ژن ها بر روی رفتار فرد تاثیر گذارند و هم فرهنگ می تواند ساختار ژنی افراد را تحت تاثیر قرار دهد. یعنی محیط فرهنگی چنان اثری دارد که حتی می تواند بر یاخته ها، نوع سلول ها و به بیان بهتر به نوع ساختار ژنی افراد تاثیر گذار باشد. دلالت این نظریه می تواند این باشد که هر مقدار بر روی فرهنگ کار کنیم، تاثیر زیستی آن را بر روی اندام و اعضای ژنی فرد هم نیز خواهیم دید. خواه مثبت باشد، خواه منفی.
✅ با این استدلال نظریه داعشی شدن ژن توسط دکتر فرهود قابل پذیرش به نظر می رسد. وجود جنگ ها، نزاع ها، کودتاها، عدم پذیرش دیگری در جغرافیای خاورمیانه می تواند موید این موضوع باشد. همان طور که در مثال های قبلی، تغییر ژنوم افسردگی، بدگمانی و تنبلی به سرخوشی، خوش گمانی و پویایی هم می تواند مثال های مثبت تغییر ژنوم فرهنگی افراد تلقی شود. با این ادعا، شاید وجود بحران های زیست محیطی، بحران های اجتماعی-سیاسی و نظامی در خاورمیانه هم می تواند با تهی شدن ژن های فرهنگی و نخبگی خاورمیانه و ایران ارتباط داشته باشد. ضمن این که وجود چنین بحران هایی می تواند در قالب کوچ ژن های فرهنگی مثبت و ژن های نخبگی از این مرز و بوم تصور شود و به صورت متقابل، تهی شدن کشور از چنین ژن هایی، مشکلاتی را در جهت حل مسائل مختلف زیستی، اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی را به همراه آورده است.
منابع برای مطالعه بیشتر:
https://www.google.com/amp/s/www.asriran.com/fa/amp/news/665568
https://www.irna.ir/amp/83298087/
- ژنتیک رفتار و فرهنگ(علی متولی زاده)
- مروری بر راز DNA، ژن به عنوان یک آیکون فرهنگی(رضا شجیع)
- زباهنگ(رویکردی نوین در بررسی ژن های فرهنگی ایرانیان): شیما ابراهیمی و رضا پیش قدم
- دیدگاه برنامه درسی کثرت گرایی شناختی(دکتر علی نوری)
................
#ژن_فرهنگی
#پروفسور_فرهود
#فرهنگ
#هوش_فرهنگی
#صادقی
@cacpc
علیرضا صادقی، دانشیار برنامه درسی و آموزش چندفرهنگی دانشگاه علامه
................................
✅ یکی دو سال پیش در قالب یک نشست علمی در خدمت استاد دکتر داریوش فرهود، پدر علم ژنتیک ایران بودم. ایشان علاوه بر این که در حوزه ژنتیک صاحب نظر و صاحب ایده و نظریه هستند، در حوزه های فرهنگی، تاریخی و مردم شناسی ایران و ایرانیان هم صاحب نظرند.به معنای واقعی متخصص ذو ابعاد هستند.
✅ در آن نشست ایشان تبیین کردند که ژن خاورمیانه، ژن داعشی شده و از ژن بخشندگی آنها کم شده است. برای اولین بار از زبان یک متخصص علوم زیستی، ارتباط و یا نسبت میان یک پدیده زیستی(ژن) را با یک پدیده اجتماعی - سیاسی(داعش) را می شنیدم.
✅ این موضوع از یک جهت برای من جالب و از سوی دیگر غیر قابل فهم بود. نمی توانستم درک کنم که چگونه یک موضوع زیستی می تواند موضوع اجتماعی هم باشد؟ در آن نشست یکی از روانشناسان معروف و از چهره های روانشناسی تلویزیونی شدیدا به استاد فرهود تاخت که این چه مهملاتی است؟! این چه معنی دارد که جامعه ایران و خاورمیانه داعشی شده است؟! هر چند از نوع بیان این روانشناس تلویزیونی نسبت به دکتر فرهود ناراحت بودم اما با نظر ایشان همدلی می کردم و تصور نمی کردم که ژن هم می تواند فرهنگی و متاثر از فرهنگ باشد.
✅ این مساله همواره در ذهنم وجود داشت، به ویژه اینکه دکتر فرهود را یک آدم فرهیخته می شناختم و باور داشتم مطلبی که برای ایشان تایید نشده باشد، به زبان نمی راند. به بررسی های خود ادامه دادم تا اینکه متوجه شدم، در این خصوص پژوهش های مختلفی از سالیان دور وجود دارد و پرسش خیلی از متخصصان ژنتیک و فرهنگ شناسان بوده است.
✅ اخیرا افرادی که در حوزه علوم اعصاب، به ویژه اعصاب تربیتی کار می کنند هم، به این موضوع باور دارند که ژن ها، فرهنگی هستند. بدین معنا که فرهنگ جمعی می تواند روی نوع ژن افراد تاثیر بگذارد. همان گونه که نوع ژن افراد در رفتار و منش فرد تاثیر دارد.
✅ طرفداران نظریه ژن فرهنگی معتقدند، به مرور زمان ژن زیستی انسان ها بر اساس نوع فرهنگ جامعه می تواند تغییر یابد. منفی و یا مثبت شود. در این خصوص مثال هایی از تغییر ژن افسردگی جوامع شرق آسیا تا ژن بدگمانی اروپای غربی، ژن تنبلی برخی از کشورها و تغییر مثبت آنها در مقالات علمی و کتاب های مختلف آمده است(علاقه مندان به منابعی که در پایان می آید، مراجعه کنند).
✅ از سوی دیگر طرفداران تاثیر ژنتیک بر روی فرهنگ معتقدند که همه رفتارها و کردارهای بنی بشر صرفا متاثر از ژن آنهاست. تا جاییکه نوعی جبرگرایی را در ذهن متبادر می سازد؛ هر فعلی که فرد انجام می دهد بسته به وجود ژن هایی است که فرد را تحت سیطره خود گرفته است.
✅ در میان این دو نظریه، نظریه ژن فرهنگی معتقد است هم ژن ها بر روی رفتار فرد تاثیر گذارند و هم فرهنگ می تواند ساختار ژنی افراد را تحت تاثیر قرار دهد. یعنی محیط فرهنگی چنان اثری دارد که حتی می تواند بر یاخته ها، نوع سلول ها و به بیان بهتر به نوع ساختار ژنی افراد تاثیر گذار باشد. دلالت این نظریه می تواند این باشد که هر مقدار بر روی فرهنگ کار کنیم، تاثیر زیستی آن را بر روی اندام و اعضای ژنی فرد هم نیز خواهیم دید. خواه مثبت باشد، خواه منفی.
✅ با این استدلال نظریه داعشی شدن ژن توسط دکتر فرهود قابل پذیرش به نظر می رسد. وجود جنگ ها، نزاع ها، کودتاها، عدم پذیرش دیگری در جغرافیای خاورمیانه می تواند موید این موضوع باشد. همان طور که در مثال های قبلی، تغییر ژنوم افسردگی، بدگمانی و تنبلی به سرخوشی، خوش گمانی و پویایی هم می تواند مثال های مثبت تغییر ژنوم فرهنگی افراد تلقی شود. با این ادعا، شاید وجود بحران های زیست محیطی، بحران های اجتماعی-سیاسی و نظامی در خاورمیانه هم می تواند با تهی شدن ژن های فرهنگی و نخبگی خاورمیانه و ایران ارتباط داشته باشد. ضمن این که وجود چنین بحران هایی می تواند در قالب کوچ ژن های فرهنگی مثبت و ژن های نخبگی از این مرز و بوم تصور شود و به صورت متقابل، تهی شدن کشور از چنین ژن هایی، مشکلاتی را در جهت حل مسائل مختلف زیستی، اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی را به همراه آورده است.
منابع برای مطالعه بیشتر:
https://www.google.com/amp/s/www.asriran.com/fa/amp/news/665568
https://www.irna.ir/amp/83298087/
- ژنتیک رفتار و فرهنگ(علی متولی زاده)
- مروری بر راز DNA، ژن به عنوان یک آیکون فرهنگی(رضا شجیع)
- زباهنگ(رویکردی نوین در بررسی ژن های فرهنگی ایرانیان): شیما ابراهیمی و رضا پیش قدم
- دیدگاه برنامه درسی کثرت گرایی شناختی(دکتر علی نوری)
................
#ژن_فرهنگی
#پروفسور_فرهود
#فرهنگ
#هوش_فرهنگی
#صادقی
@cacpc
عصر ايران
پدرعلم ژنتیک ایران: ژن بخشندگی و مهربانی در ایران رو به کاهش است
پدر علم ژنتیک ایران بر این باور است که ژن بخشندگی و مهرب
👍1
فراخوان
.................
همان طور که می دانید، در مباحث مربوط به فرهنگ و چندفرهنگی دو واژه "اکثریت و اقلیت" یا "کلان فرهنگ و خرده فرهنگ" بسامد بیشتری دارند.
اینجانب در مقالات و در مباحث خود برای استفاده از کلمه اقلیت و خرده فرهنگ همواره دچار مشکل هستم و استفاده از این دو کلمه را تحقیرآمیز می دانم. (دلایل را در برخی از مقالات و سخنرانی های خود ذکر کرده ام)، اما باید اعتراف کنم که هنوز نتوانستم کلمه مناسبی برای جایگزینی این دو واژه پیدا کنم.
این موضوع را با اساتید فن به ویژه در خارج از کشور هم در میان گذاشته و به آنها هم اعلام کرده ام استفاده از این دو واژه از نظر بنده به نوعی تحقیرآمیز است. برخی به این موضوع اذعان داشته ولی مثل بنده کلمه مناسبی را نتوانستند، پیدا کنند.
برخی هم، استفاده از کلمه "هم فرهنگ" یا co - culture را پیشنهاد داده اند که به نظر بنده این کلمه هم جایگزین مناسبی برای واژه های اقلیت و خرده فرهنگ محسوب نمی شود. بدین جهت دست یاری به افرادی که بتوانند در این زمینه به بنده و ادبیات علم آموزش چندفرهنگی کمک کنند و باعث غنای این حوزه شوند، دراز می کنم. خوشحال خواهم شد که در این زمینه پیشنهاد کلمه بهتری داشته باشم.
خاطر نشان می سازم، اگر فردی کلمه جایگزین بهتری پیشنهاد دهد، در کلیه مطالبی که از این به بعد در این حوزه منتشر خواهم کرد، نام پیشنهاد دهنده را در پاورقی ذکر نمایم.
افراد می توانند پیشنهاد خود را به نشانی های زیر ارسال کنند.
(آیدی تلگرام)
@sadeghiedu
ایمیل: sadeghi.edu@gmail.com
با احترام
علیرضا صادقی، پژوهشگر حوزه آموزش چندفرهنگی
https://t.me/cacpc
.................
همان طور که می دانید، در مباحث مربوط به فرهنگ و چندفرهنگی دو واژه "اکثریت و اقلیت" یا "کلان فرهنگ و خرده فرهنگ" بسامد بیشتری دارند.
اینجانب در مقالات و در مباحث خود برای استفاده از کلمه اقلیت و خرده فرهنگ همواره دچار مشکل هستم و استفاده از این دو کلمه را تحقیرآمیز می دانم. (دلایل را در برخی از مقالات و سخنرانی های خود ذکر کرده ام)، اما باید اعتراف کنم که هنوز نتوانستم کلمه مناسبی برای جایگزینی این دو واژه پیدا کنم.
این موضوع را با اساتید فن به ویژه در خارج از کشور هم در میان گذاشته و به آنها هم اعلام کرده ام استفاده از این دو واژه از نظر بنده به نوعی تحقیرآمیز است. برخی به این موضوع اذعان داشته ولی مثل بنده کلمه مناسبی را نتوانستند، پیدا کنند.
برخی هم، استفاده از کلمه "هم فرهنگ" یا co - culture را پیشنهاد داده اند که به نظر بنده این کلمه هم جایگزین مناسبی برای واژه های اقلیت و خرده فرهنگ محسوب نمی شود. بدین جهت دست یاری به افرادی که بتوانند در این زمینه به بنده و ادبیات علم آموزش چندفرهنگی کمک کنند و باعث غنای این حوزه شوند، دراز می کنم. خوشحال خواهم شد که در این زمینه پیشنهاد کلمه بهتری داشته باشم.
خاطر نشان می سازم، اگر فردی کلمه جایگزین بهتری پیشنهاد دهد، در کلیه مطالبی که از این به بعد در این حوزه منتشر خواهم کرد، نام پیشنهاد دهنده را در پاورقی ذکر نمایم.
افراد می توانند پیشنهاد خود را به نشانی های زیر ارسال کنند.
(آیدی تلگرام)
@sadeghiedu
ایمیل: sadeghi.edu@gmail.com
با احترام
علیرضا صادقی، پژوهشگر حوزه آموزش چندفرهنگی
https://t.me/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
تحقیقات نشان می دهد، برخی نسبت به گروه های مختلف نژادی و قومی دارای نگرش منفی بوده و نسبت به آنها سوتفاهم دارند(آبود ۲۰۰۹ و لوی و کیلن ۲۰۰۸)،
حال خواهشمند است بدون سانسور به این پرسش پاسخ دهید که شما چه موضعی نسبت به گروه های مختلف قومی، نژادی و.. دارید؟
حال خواهشمند است بدون سانسور به این پرسش پاسخ دهید که شما چه موضعی نسبت به گروه های مختلف قومی، نژادی و.. دارید؟
Anonymous Poll
20%
نگرش منفی دارم
78%
نگرش منفی ندارم
3%
توضیح دارم که در بخش نظرات خواهم گفت.
تحول علوم انسانی در ایران و اما و اگرهای آن!
علیرضا صادقی، دانشیار برنامه درسی و آموزش چندفرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی
...................
✅ موضوع تحول در علوم انسانی مدت هاست که در دستور کار حاکمیت قرار گرفته و برای اجرای آن شوراهایی هم تشکیل و دستورالعمل هایی هم تدوین و ابلاغ شده است.
✅ تحول علمی، در ذات آن نهفته است والا علم بدون تحول، علم نیست. علم گریزپا و تحول خواه ست، هم جهانشمول است و هم در برخی موارد بومی است، بومی بودن آن نیز مورد تایید جهان است. علم، دین و ایدئولوژی نیست. علم، علم است و توجیه آن با دین(هر دینی) وصله ناجور است. همچنان که ریاضی اسلامی، فیزیک مسیحی، آمار یهودی، مثلثات بودایی وصله ناجور است. اگر قوانین فیزیکی، ریاضی، شیمی، جامعه شناسی، روان شناسی و ... بر اساس نظریه های علمی کشف شده اند، لذا نمی تواند محصور به یک جامعه و پیروان یک دین خاص باشد. علم در این که علم است، جهانشمول است. علم با شک، آزمایش و پژوهش سر و کار دارد، برخلاف دین که با باور عمیق سر و کار دارد. دین با، باید و نبایدها و دستورات سرو کار دارد، علم با تردید منطقی سروکار دارد. ممکن است عالِم یک علمی، دیندار هم باشد، ممکن است نباشد. اما دیندار نبودن عالم آن علم، خللی در نتیجه آن علم وارد نمی کند، به شرطی که از طریق قوانین درست علمی به آن نتایج مشخص رسیده باشد. همچنان که یک عالِم دینی هر چقدر هم معتقد به دین باشد اما نتیجه و حاصل آن علم از طریق طی فرآیند علمی نباشد، نمی تواند قابل قبول جامعه علمی باشد. لذا علم در ذات خود وجه ایدئولوژی بودن نمی پذیرد، مگر اینکه فرد و یا گروهی با هر دلیل و توجیهی به آن وجه دینی و ایدئولوژیکی دهند که در نهایت وصله ناجور خواهد شد.
✅ اما آنچه در ایران با عنوان تحول در علوم انسانی پیگیری می شود، اگر شرایط و بایسته های زیر را مورد توجه قرار ندهد باید بدان با دیده شک نگریست، همچنان که پس از نزدیک به چهار دهه از شروع این جنبش در ایران، قریب به اتفاق استادان مستقل و بنام، به این موضوع با دیده شک نگریسته اند.
❇️ تحول در علوم انسانی باید دارای چه باید و نباید هایی باشد؟
۱- هدف، مریدپروری برای حاکمیت نباشد.
۲- موضوعی برای خودی و غیرخودی کردن اندیشمندان نباشد.
۳- اجازه نقد این رویکرد از سوی استادان مستقل و صاحب اندیشه داده شود.
۴- مبتنی بر پژوهش های پیشینی باشد.
۵- ترکیب شوراها شامل استادان معتقد به این جریان و منتقد این جریان باشد.
۶- از افراط بر اسلامی سازی بدون توجه به پژوهش های پیشینی پرهیز شود.
۷- نقد نظریه های غربی و یا هر نوع نظریه ای در دستور کار قرار گیرد و از ستیزه با هر نوع نظریه ای که از غرب آمده پرهیز شود.
۸- استفاده از دانش انباشته جهانی، مورد توجه قرار گیرد.
۹- دانشِ بومیِ تولیده شدهِ منتج از پژوهش های کفایت بخش، ملاک باشد، نه اندیشه یا گفتار یک فرد خاص سیاسی - مذهبی با نگاه های خاص.
۱۰ - بستر تحول در علوم، به ویژه تحول در علوم انسانی با تشکیل شورا و سمینارهای دستوری ایجاد نمی شود، بلکه با تمهید بستر دانش پژوهی آزادانه استادان و صاحبان اندیشه ایجاد می شود. این موضوع باید مورد توجه قرار گیرد.
۱۱- سرمایه گذاری مناسب پژوهشی در این زمینه و میدان دادن به آرای رقیب، در عین شنیدن آرای موافق، چاره کار است.
۱۲- از بین بردن سوءتفاهم های موجود در این حوزه از طریق مشارکت همه آراء و نظرات استادان صاحب نظر به ویژه صاحبان اندیشه متفاوت و خارج از قرائت حاکمیت، چاره کار است.
۱۳- خارج کردن این موضوع از یک وظیفه اداری به سمت و سوی یک نگاه پژوهشی چاره کار است.
۱۴- محدود کردن نگاه بومی صرفا به نگاه اسلامی آن هم با قرائت خاص حاکمیت، آسیب زاست.
۱۵- توجه به تکثر فرهنگ بومی لازم است، نه یک قرائت خاص از فرهنگ بومی و بومی سازی
۱۶- به روز رسانی باید، از طریق تعامل با اندیشمندان و دانشگاه های مختلف سایر نقاط دنیا اتفاق اُفتد.
۱۷- کارآمد سازی باید از طریق پژوهش مداری، توجه به واقعیات و نیازهای عینی و ملموس جامعه اتفاق اُفتد.
#تحول
#علوم_انسانی
#ایران
#حاکیمت
#صادقی
https://t.me/cacpc
علیرضا صادقی، دانشیار برنامه درسی و آموزش چندفرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی
...................
✅ موضوع تحول در علوم انسانی مدت هاست که در دستور کار حاکمیت قرار گرفته و برای اجرای آن شوراهایی هم تشکیل و دستورالعمل هایی هم تدوین و ابلاغ شده است.
✅ تحول علمی، در ذات آن نهفته است والا علم بدون تحول، علم نیست. علم گریزپا و تحول خواه ست، هم جهانشمول است و هم در برخی موارد بومی است، بومی بودن آن نیز مورد تایید جهان است. علم، دین و ایدئولوژی نیست. علم، علم است و توجیه آن با دین(هر دینی) وصله ناجور است. همچنان که ریاضی اسلامی، فیزیک مسیحی، آمار یهودی، مثلثات بودایی وصله ناجور است. اگر قوانین فیزیکی، ریاضی، شیمی، جامعه شناسی، روان شناسی و ... بر اساس نظریه های علمی کشف شده اند، لذا نمی تواند محصور به یک جامعه و پیروان یک دین خاص باشد. علم در این که علم است، جهانشمول است. علم با شک، آزمایش و پژوهش سر و کار دارد، برخلاف دین که با باور عمیق سر و کار دارد. دین با، باید و نبایدها و دستورات سرو کار دارد، علم با تردید منطقی سروکار دارد. ممکن است عالِم یک علمی، دیندار هم باشد، ممکن است نباشد. اما دیندار نبودن عالم آن علم، خللی در نتیجه آن علم وارد نمی کند، به شرطی که از طریق قوانین درست علمی به آن نتایج مشخص رسیده باشد. همچنان که یک عالِم دینی هر چقدر هم معتقد به دین باشد اما نتیجه و حاصل آن علم از طریق طی فرآیند علمی نباشد، نمی تواند قابل قبول جامعه علمی باشد. لذا علم در ذات خود وجه ایدئولوژی بودن نمی پذیرد، مگر اینکه فرد و یا گروهی با هر دلیل و توجیهی به آن وجه دینی و ایدئولوژیکی دهند که در نهایت وصله ناجور خواهد شد.
✅ اما آنچه در ایران با عنوان تحول در علوم انسانی پیگیری می شود، اگر شرایط و بایسته های زیر را مورد توجه قرار ندهد باید بدان با دیده شک نگریست، همچنان که پس از نزدیک به چهار دهه از شروع این جنبش در ایران، قریب به اتفاق استادان مستقل و بنام، به این موضوع با دیده شک نگریسته اند.
❇️ تحول در علوم انسانی باید دارای چه باید و نباید هایی باشد؟
۱- هدف، مریدپروری برای حاکمیت نباشد.
۲- موضوعی برای خودی و غیرخودی کردن اندیشمندان نباشد.
۳- اجازه نقد این رویکرد از سوی استادان مستقل و صاحب اندیشه داده شود.
۴- مبتنی بر پژوهش های پیشینی باشد.
۵- ترکیب شوراها شامل استادان معتقد به این جریان و منتقد این جریان باشد.
۶- از افراط بر اسلامی سازی بدون توجه به پژوهش های پیشینی پرهیز شود.
۷- نقد نظریه های غربی و یا هر نوع نظریه ای در دستور کار قرار گیرد و از ستیزه با هر نوع نظریه ای که از غرب آمده پرهیز شود.
۸- استفاده از دانش انباشته جهانی، مورد توجه قرار گیرد.
۹- دانشِ بومیِ تولیده شدهِ منتج از پژوهش های کفایت بخش، ملاک باشد، نه اندیشه یا گفتار یک فرد خاص سیاسی - مذهبی با نگاه های خاص.
۱۰ - بستر تحول در علوم، به ویژه تحول در علوم انسانی با تشکیل شورا و سمینارهای دستوری ایجاد نمی شود، بلکه با تمهید بستر دانش پژوهی آزادانه استادان و صاحبان اندیشه ایجاد می شود. این موضوع باید مورد توجه قرار گیرد.
۱۱- سرمایه گذاری مناسب پژوهشی در این زمینه و میدان دادن به آرای رقیب، در عین شنیدن آرای موافق، چاره کار است.
۱۲- از بین بردن سوءتفاهم های موجود در این حوزه از طریق مشارکت همه آراء و نظرات استادان صاحب نظر به ویژه صاحبان اندیشه متفاوت و خارج از قرائت حاکمیت، چاره کار است.
۱۳- خارج کردن این موضوع از یک وظیفه اداری به سمت و سوی یک نگاه پژوهشی چاره کار است.
۱۴- محدود کردن نگاه بومی صرفا به نگاه اسلامی آن هم با قرائت خاص حاکمیت، آسیب زاست.
۱۵- توجه به تکثر فرهنگ بومی لازم است، نه یک قرائت خاص از فرهنگ بومی و بومی سازی
۱۶- به روز رسانی باید، از طریق تعامل با اندیشمندان و دانشگاه های مختلف سایر نقاط دنیا اتفاق اُفتد.
۱۷- کارآمد سازی باید از طریق پژوهش مداری، توجه به واقعیات و نیازهای عینی و ملموس جامعه اتفاق اُفتد.
#تحول
#علوم_انسانی
#ایران
#حاکیمت
#صادقی
https://t.me/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
در کشوری که متوسط حقوق یک معلم حدود ۶ میلیون، استاد دانشگاه حدود دوازده میلیون، قاضی حدود پانزده میلیون، حقوق یک پلیس حدود ۷ میلیون، حقوق پرستار حدود ۷ میلیون و حقوق یک کارگر حدود ۴ و نیم میلیون تومان است. اما حقوق یک فرد بی مصرف زالو صفت شاغل در یک شرکت دولتی حدود ۲۰۰ میلیون تومان است، تصور امید بهبودی در این کشور، امید واهی است.
وقتی به مغزهای متفکر و آینده ساز جامعه (معلم و استاد)، به افراد تامین کننده امنیت و عدالت(پلیس و قاضی)، افراد تامین کننده سلامت( مجموعه بهداشتی) و به افراد حرکت دهنده تولید(کارگر)، توجه چندانی نمی شود، وضعیت همین آش است و همین کاسه.
#تبعیض
#عدالت
#شرکت_دولتی
#استاد
#معلم
#قاضی
#پرستار
#پلیس
#کارگر
https://t.me/cacpc
وقتی به مغزهای متفکر و آینده ساز جامعه (معلم و استاد)، به افراد تامین کننده امنیت و عدالت(پلیس و قاضی)، افراد تامین کننده سلامت( مجموعه بهداشتی) و به افراد حرکت دهنده تولید(کارگر)، توجه چندانی نمی شود، وضعیت همین آش است و همین کاسه.
#تبعیض
#عدالت
#شرکت_دولتی
#استاد
#معلم
#قاضی
#پرستار
#پلیس
#کارگر
https://t.me/cacpc
حقوق من ۱۵ میلیون است، اما با کارانه، حق غذا و ...حدود ۲۰ میلیون می شود، شما چطور؟!
......................
چهار، پنج سال پیش، یکی از دانشجویان بامعرفت و خوبم همراه با گل و شیرینی و لطف بسیار به دیدنم آمد. از اینکه از میان این همه دانشجوی مختلف و پر تعداد یک نفر همچنان به یاد استادش بود و به دیدنم آمده بود، بسیار خوشحال بودم(چون اساسا کمتر دانشجوی با معرفتی در این دوره و زمانه پیدا می شود!!)😄😄
از شغلش سوال کردم، گفت در یک شرکت دولتی مشغول به کار شده است. از اینکه شغل خوبی به دست آورده بود، بسیار خوشحال بودم، تا اینکه گفتگو به مباحث اداری و شغلی کشیده شد. از حقوق، مزایا، کارانه، حق لباس، حق فرزند، بن خرید و .. گفت که دریافت می کنند و بعد از استخدام ایشان، برخی از این موارد قطع و یا کم شده است.
از میزان دریافتی من هم سوال کرد؟ (این داستان مربوط به چهار، پنج سال پیش است که حکمم حدود پنج و دریافتی ام حدود سه میلیون بود)، برای اینکه پیش دانشجویم خیلی کم نیاورم، پاسخ دادم، خدا را شکر راضی هستیم حدود، هفت و هشت تومانی می گیریم. ناگهان دانشجوی ما چهره اش درهم کشیده شد و گفت جدی؟ هفت، هشت تومان؟ پاسخ دادم بله. گفت چقدر کم با این مدرک و پوزیشن هفت تومان؟ ادامه داد؛ استاد! من تازه سه سال اونجا استخدام شده ام و منابع رفاهی ما هم کم شده، حدود ۱۵ میلیون حقوق ثابت دارم که با کارانه و ... حدود ۲۰ میلیون می شود. پاسخ دادم استاد تمام ما که در مرحله بازنشستگی است کلا ماهی ۱۵ میلیون دریافتی ندارد. تازه من حفظ ظاهر کردم که گفتم هفت هشت تومان و الا در عمل اینگونه نیست.
ادامه داد، مدیر مالی و رئیس کارگزینی شرکت شان و ....حداقل ۳۰ میلیون تومان درآمد ثابت ماهانه دارند. تازه مدرک تحصیلی شان هم در حد دیپلم، فوق دیپلم و یا حداکثر لیسانس است که از این مراکز علمی - کاربردی اخذ کرده اند!!
https://t.me/cacpc
......................
چهار، پنج سال پیش، یکی از دانشجویان بامعرفت و خوبم همراه با گل و شیرینی و لطف بسیار به دیدنم آمد. از اینکه از میان این همه دانشجوی مختلف و پر تعداد یک نفر همچنان به یاد استادش بود و به دیدنم آمده بود، بسیار خوشحال بودم(چون اساسا کمتر دانشجوی با معرفتی در این دوره و زمانه پیدا می شود!!)😄😄
از شغلش سوال کردم، گفت در یک شرکت دولتی مشغول به کار شده است. از اینکه شغل خوبی به دست آورده بود، بسیار خوشحال بودم، تا اینکه گفتگو به مباحث اداری و شغلی کشیده شد. از حقوق، مزایا، کارانه، حق لباس، حق فرزند، بن خرید و .. گفت که دریافت می کنند و بعد از استخدام ایشان، برخی از این موارد قطع و یا کم شده است.
از میزان دریافتی من هم سوال کرد؟ (این داستان مربوط به چهار، پنج سال پیش است که حکمم حدود پنج و دریافتی ام حدود سه میلیون بود)، برای اینکه پیش دانشجویم خیلی کم نیاورم، پاسخ دادم، خدا را شکر راضی هستیم حدود، هفت و هشت تومانی می گیریم. ناگهان دانشجوی ما چهره اش درهم کشیده شد و گفت جدی؟ هفت، هشت تومان؟ پاسخ دادم بله. گفت چقدر کم با این مدرک و پوزیشن هفت تومان؟ ادامه داد؛ استاد! من تازه سه سال اونجا استخدام شده ام و منابع رفاهی ما هم کم شده، حدود ۱۵ میلیون حقوق ثابت دارم که با کارانه و ... حدود ۲۰ میلیون می شود. پاسخ دادم استاد تمام ما که در مرحله بازنشستگی است کلا ماهی ۱۵ میلیون دریافتی ندارد. تازه من حفظ ظاهر کردم که گفتم هفت هشت تومان و الا در عمل اینگونه نیست.
ادامه داد، مدیر مالی و رئیس کارگزینی شرکت شان و ....حداقل ۳۰ میلیون تومان درآمد ثابت ماهانه دارند. تازه مدرک تحصیلی شان هم در حد دیپلم، فوق دیپلم و یا حداکثر لیسانس است که از این مراکز علمی - کاربردی اخذ کرده اند!!
https://t.me/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
👍1
اطلاعیه اخیر پلیس درباره منع استفاده از اسامی اقوام ایرانی در اماکن پایتخت و طرح چند پرسش
..............
علیرضا صادقی
دانشیار برنامه درسی و آموزش چندفرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی
❇️ یکی از سیاست هایی که برخی از نظام های سیاسی در مورد افراد و جامعه خود اعمال می کنند؛ «یکسان سازی» است. بارها و به تناسب رویدادها و موضوعات جامعه، در خصوص یکسان سازی و نیز عواقب آن مطالبی را گفته و یا نوشته ام. به زبان ساده "یکسان سازی" عبارت است اعمال مکانیسمی که افراد و یا گروه ها علیرغم میل باطنی خود، هویت خود را پنهان و یا فراموش کنند. به این سیاست، "یکسان سازی" گفته می شود. این سیاست، از یک سو، سیاست شکست خورده و از سوی دیگر بسیار آسیب زاست. زیرا افراد با هویت های خود شناخته، متمایز و حتی ارتقاء می یابند. عنوان و اسم یکی از مظاهر هویت فردی و گاه هویت جمعی و فرهنگی افراد است. هنگامی که از فرد و یا گروهی خواسته شود از به کارگیری نام و عنوان خود، پرهیز کنند، گویی از وی خواسته می شود، هویت خود را فراموش کند. اصرار بر عدم استفاده از هویت واقعی خود، نوعی توهین و اقدام ضد حقوق بشری محسوب می شود. تداوم اصرار بر چنین موضوعی، موجب افزایش تنش میان افراد و حاکمیت خواهد شد. با این مقدمه، نویسنده به عنوان پژوهشگر و متخصص حوزه آموزش چندفرهنگی که تا حدود زیادی با عواقب یکسان سازی آشناست، چند سوال از رئیس محترم پلیس اماکن دارد.
✅ در مصاحبه امروز یکشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۰، فرموده اید "این بخشنامه به شما ارجاع شده است" اما نهاد، موسسه و یا شخص صادر کننده این بخشنامه را معرفی نکردید. سوال این است چرا طبق قانون منشاء صدور این بخشنامه را اعلام نمی کنید؟ اما اگر خودتان راسا تصمیم به این کار گرفته اید، پشتوانه علمی تان در این خصوص چه بوده است؟
✅ آیا می دانید صدور چنین بخشنامه ای ویژگی های چندفرهنگی ایران را زیر سوال برده و مغایر با اصول متعدد قانون اساسی ایران است؟
✅ عنوان نمودید؛ استفاده از زبان های ترکی، لری، کردی و ... در اماکن تهران ممنوع است. سوالی که مطرح می شود این است، آیا اسامی عربی هم جزء این دسته محسوب می شود؟ مثلا اگر فردی اسم مغازه خود را رسول، محمد، علی، محسن، رضا، صادق و اسامی مشابه عربی قرار دهد، آیا ایشان هم مجرم محسوب می شوند؟ تکلیف این افراد چیست؟
✅ آیا فکر نکردید، این اقدام در میان افراد و گروه ها تنش ایجاد کرده، التهاب های زیر خاکستر جامعه ایران را ملتهب تر می کند؟
✅ آیا می دانید افراد و اقوام ایرانی می توانند از صادر کننده و اقدام کننده این بخشنامه، به جهت تعدی به هویت قومی و فرهنگی ایرانی خود، شکایت کنند؟
✅ آیا در نهاد پلیس، افراد خبره حوزه های علوم اجتماعی، علوم فرهنگی و علوم سیاسی وجود ندارد که پلیس در صدور چنین بخش نامه هایی از آنها مشورت گرفته تا جامعه کمترین آسیب را متحمل شود؟
نکته آخر؛
✳️ به پلیس پیشنهاد می شود، صادر کننده این بخشنامه ضدفرهنگی و ضد ملی را تحت تعقیب قرار داده و از مردم و صاحبان کسب و کار بخواهد از اسامی فرهنگی، قومی، دینی و مذهبی خود در پایتخت استفاده کنند تا در پایتخت کشور چندفرهنگی ایران، همه اقوام و فرهنگ های ایرانی دیده و شنیده شوند. این اقدام به نوبه خود به شناسایی و استحکام ایرانیت ایران، کمک کرده و احترام پلیس را بیش از گذشته در میان مردم در پی خواهد داشت.
https://fararu.com/fa/news/518894/%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85%E2%80%8C-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%84%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87%E2%80%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86
#ایران
#هویت
#اقوام
#اماکن
#پلیس
#عذرخواهی
https://t.me/cacpc
..............
علیرضا صادقی
دانشیار برنامه درسی و آموزش چندفرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی
❇️ یکی از سیاست هایی که برخی از نظام های سیاسی در مورد افراد و جامعه خود اعمال می کنند؛ «یکسان سازی» است. بارها و به تناسب رویدادها و موضوعات جامعه، در خصوص یکسان سازی و نیز عواقب آن مطالبی را گفته و یا نوشته ام. به زبان ساده "یکسان سازی" عبارت است اعمال مکانیسمی که افراد و یا گروه ها علیرغم میل باطنی خود، هویت خود را پنهان و یا فراموش کنند. به این سیاست، "یکسان سازی" گفته می شود. این سیاست، از یک سو، سیاست شکست خورده و از سوی دیگر بسیار آسیب زاست. زیرا افراد با هویت های خود شناخته، متمایز و حتی ارتقاء می یابند. عنوان و اسم یکی از مظاهر هویت فردی و گاه هویت جمعی و فرهنگی افراد است. هنگامی که از فرد و یا گروهی خواسته شود از به کارگیری نام و عنوان خود، پرهیز کنند، گویی از وی خواسته می شود، هویت خود را فراموش کند. اصرار بر عدم استفاده از هویت واقعی خود، نوعی توهین و اقدام ضد حقوق بشری محسوب می شود. تداوم اصرار بر چنین موضوعی، موجب افزایش تنش میان افراد و حاکمیت خواهد شد. با این مقدمه، نویسنده به عنوان پژوهشگر و متخصص حوزه آموزش چندفرهنگی که تا حدود زیادی با عواقب یکسان سازی آشناست، چند سوال از رئیس محترم پلیس اماکن دارد.
✅ در مصاحبه امروز یکشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۰، فرموده اید "این بخشنامه به شما ارجاع شده است" اما نهاد، موسسه و یا شخص صادر کننده این بخشنامه را معرفی نکردید. سوال این است چرا طبق قانون منشاء صدور این بخشنامه را اعلام نمی کنید؟ اما اگر خودتان راسا تصمیم به این کار گرفته اید، پشتوانه علمی تان در این خصوص چه بوده است؟
✅ آیا می دانید صدور چنین بخشنامه ای ویژگی های چندفرهنگی ایران را زیر سوال برده و مغایر با اصول متعدد قانون اساسی ایران است؟
✅ عنوان نمودید؛ استفاده از زبان های ترکی، لری، کردی و ... در اماکن تهران ممنوع است. سوالی که مطرح می شود این است، آیا اسامی عربی هم جزء این دسته محسوب می شود؟ مثلا اگر فردی اسم مغازه خود را رسول، محمد، علی، محسن، رضا، صادق و اسامی مشابه عربی قرار دهد، آیا ایشان هم مجرم محسوب می شوند؟ تکلیف این افراد چیست؟
✅ آیا فکر نکردید، این اقدام در میان افراد و گروه ها تنش ایجاد کرده، التهاب های زیر خاکستر جامعه ایران را ملتهب تر می کند؟
✅ آیا می دانید افراد و اقوام ایرانی می توانند از صادر کننده و اقدام کننده این بخشنامه، به جهت تعدی به هویت قومی و فرهنگی ایرانی خود، شکایت کنند؟
✅ آیا در نهاد پلیس، افراد خبره حوزه های علوم اجتماعی، علوم فرهنگی و علوم سیاسی وجود ندارد که پلیس در صدور چنین بخش نامه هایی از آنها مشورت گرفته تا جامعه کمترین آسیب را متحمل شود؟
نکته آخر؛
✳️ به پلیس پیشنهاد می شود، صادر کننده این بخشنامه ضدفرهنگی و ضد ملی را تحت تعقیب قرار داده و از مردم و صاحبان کسب و کار بخواهد از اسامی فرهنگی، قومی، دینی و مذهبی خود در پایتخت استفاده کنند تا در پایتخت کشور چندفرهنگی ایران، همه اقوام و فرهنگ های ایرانی دیده و شنیده شوند. این اقدام به نوبه خود به شناسایی و استحکام ایرانیت ایران، کمک کرده و احترام پلیس را بیش از گذشته در میان مردم در پی خواهد داشت.
https://fararu.com/fa/news/518894/%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85%E2%80%8C-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%84%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87%E2%80%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86
#ایران
#هویت
#اقوام
#اماکن
#پلیس
#عذرخواهی
https://t.me/cacpc
نشست علمی
ارائه:حجه الاسلام والمسلمین علی ذوعلم
موضوع:
تحول در دانش برنامه ریزی درسی؛ تاملاتی در چیستی و چرایی آن
ناقدین:
خانم ها: دکتر کشتی آرای، دکتر بنی عامریان و دکتر نیکنام، دکتر احمدی
آقایان: دکتر موسی پور، دکتر عصاره، دکتر جوادی پور و دکتر قادری
مدیر نشست: دکتر علیرضا صادقی
این نشست، به صورت حضوری و آنلاین برگزار خواهد شد.
آدرس لینک:
https://meeting.atu.ac.ir/ch/ped5
و
https://skyroom.online/ch/atu/ped5
@cacpc
ارائه:حجه الاسلام والمسلمین علی ذوعلم
موضوع:
تحول در دانش برنامه ریزی درسی؛ تاملاتی در چیستی و چرایی آن
ناقدین:
خانم ها: دکتر کشتی آرای، دکتر بنی عامریان و دکتر نیکنام، دکتر احمدی
آقایان: دکتر موسی پور، دکتر عصاره، دکتر جوادی پور و دکتر قادری
مدیر نشست: دکتر علیرضا صادقی
این نشست، به صورت حضوری و آنلاین برگزار خواهد شد.
آدرس لینک:
https://meeting.atu.ac.ir/ch/ped5
و
https://skyroom.online/ch/atu/ped5
@cacpc
نقدی بر گفته های آقای شجاعی زند در برنامه تلویزیونی زاویه
..........................
چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، در برنامه زاویه، آقایان حاضری و شجاعی زند درباره جامعه شناسی اعتراضات در ایران گفتگو می کردند. برنامه جالبی بود و امیدوارم برنامه زاویه این روند را ادامه دهد. فارغ از رویکردها و سیاست های کلی صدا و سیمای جمهوری اسلامی، انگشت شمار برنامه هایی وجود دارند که واقعا تحسین برانگیز است. برنامه"زاویه" یکی از این برنامه هاست.
اما مایلم درباره برنامه دیشب نکاتی را عرض کنم. واقعا نکات آقای شجاعی زند در این برنامه از ابعاد مختلف شرم آور بود. نمی دانم ایشان چطور خود را جامعه شناس می دانند که می توانند واقعیت های جامعه را تا این اندازه، قلب کنند. می توان درک کرد که برخی از آدم ها می توانند متصل به حکومت باشند و در ادبیات شان به نوعی وابستگی خود را به حکومت نشان دهند، این شاید خیلی هم اشکال نداشته باشد. اما اینکه یک جامعه شناس از واقعیت های جامعه خود تا این حد بی اطلاع باشد و یا در صورت مطلع بودن، تا این حد قلب کند و وارونه نشان دهد، واقعا شوک آور است!
ایشان صریحا گفت که در ایران چیزی به نام اعتراض وجود ندارد!! اگر هم گوشه کناری یک صدایی بلند می شود، اسمش را نمی توان اعتراض نامید. نمی دانم ایشان که جامعه شناس هستند و با زمینه ها و علل رخدادها سر و کار دارند چطور مطلع نیستند، چرا اعتراضات در ایران دامنه دار نیست؟ واقعا ایشان به عنوان جامعه شناس آگاهی ندارد که مواجهه حاکمیت با اعتراضات در ایران خشونت بار است و هزینه های اعتراض در ایران بسیار زیاد است؟ وقیح تر این که ایشان معتقد بود اعتراضاتی که در ایران انجام می شود وجه مطالبه گری دارد نه وجه واقعی. منظور از مطالبه گری هم از نظر ایشان، یعنی مردم از سر پر رویی اعتراض می کنند و الا اصلا جایی برای اعتراض وجود ندارد!!
یا در خصوص گردش نخبگانی و رهبران ادعا می کرد کشور ایران بالاترین گردش نخبگانی را دارد. واقعا این فرد چطور جامعه شناسی است که نمی تواند این مفهوم را بفهمد که منظور از گردش نخبگانی در میان مسئولین رده بالای حکومتی چیست و چطور و چقدر آدم می تواند خود را به کوچه علی چپ بزند؟
در بخشی از این برنامه، آقای حاضری نکته ای مطرح کرد که یکی از منشاهای اعتراض را، عدم وجود نهاد مستقل برای انتخابات دانست. ایشان ضمن رد این نکته، ادعا می کرد، چنین نهادی که اسمش شورای نگهبان است داریم. شما باید خودتان را با آن هماهنگ کنید!!
مثلا آقای شجاعی زند نگفتند این چه گردش نخبگانی است که یک فرد ۹۰ ساله رئیس یک نهادی است که حدود سه دهه است تغییر نکرده و اغلب اعضای آن متعلق به جناح خاص هستند و ...
در مورد این گفتگو ساعت ها می توان گفت و نوشت. اما واقعا مایه تاسف است، فردی که خود را جامعه شناس می داند و طبعا یک جامعه شناس باید با مسایل واقعی سرو کار داشته باشد، آنها را نبیند، خود را به تغافل بزند و بدتر اینکه آنها را قلب کند.
در بخش پایانی برنامه، ایشان این گونه تحلیل کردند که هر کسی اعتراض کند مقابل حکومت است، پس اعتراض در ایران مساوی است با براندازی... لذا حکومت حق دارد از هر ابزاری در مقابل معترضین استفاده کند.
توجه کنید این نهایت تحلیل یک دانش آموخته جامعه شناسی است که استاد دانشگاه هم است!
در یک کلام به نظرم، ایشان هم به علم جامعه شناسی، هم به جامعه شناسان مستقل و هم به مردم ایران توهین و دهن کجی کرد....
.........
برتولد برشت می گوید؛" آنکه حقیقت را نمی داند، نادان است اما آنکه حقیقت را انکار می کند، تبهکار است".
#اعتراضات
#حاضری
#شجاعی_زند
#جامعه_شناسی
#قلب_واقعیت
#تحلیل
#صادقی
https://t.me/cacpc
..........................
چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰، در برنامه زاویه، آقایان حاضری و شجاعی زند درباره جامعه شناسی اعتراضات در ایران گفتگو می کردند. برنامه جالبی بود و امیدوارم برنامه زاویه این روند را ادامه دهد. فارغ از رویکردها و سیاست های کلی صدا و سیمای جمهوری اسلامی، انگشت شمار برنامه هایی وجود دارند که واقعا تحسین برانگیز است. برنامه"زاویه" یکی از این برنامه هاست.
اما مایلم درباره برنامه دیشب نکاتی را عرض کنم. واقعا نکات آقای شجاعی زند در این برنامه از ابعاد مختلف شرم آور بود. نمی دانم ایشان چطور خود را جامعه شناس می دانند که می توانند واقعیت های جامعه را تا این اندازه، قلب کنند. می توان درک کرد که برخی از آدم ها می توانند متصل به حکومت باشند و در ادبیات شان به نوعی وابستگی خود را به حکومت نشان دهند، این شاید خیلی هم اشکال نداشته باشد. اما اینکه یک جامعه شناس از واقعیت های جامعه خود تا این حد بی اطلاع باشد و یا در صورت مطلع بودن، تا این حد قلب کند و وارونه نشان دهد، واقعا شوک آور است!
ایشان صریحا گفت که در ایران چیزی به نام اعتراض وجود ندارد!! اگر هم گوشه کناری یک صدایی بلند می شود، اسمش را نمی توان اعتراض نامید. نمی دانم ایشان که جامعه شناس هستند و با زمینه ها و علل رخدادها سر و کار دارند چطور مطلع نیستند، چرا اعتراضات در ایران دامنه دار نیست؟ واقعا ایشان به عنوان جامعه شناس آگاهی ندارد که مواجهه حاکمیت با اعتراضات در ایران خشونت بار است و هزینه های اعتراض در ایران بسیار زیاد است؟ وقیح تر این که ایشان معتقد بود اعتراضاتی که در ایران انجام می شود وجه مطالبه گری دارد نه وجه واقعی. منظور از مطالبه گری هم از نظر ایشان، یعنی مردم از سر پر رویی اعتراض می کنند و الا اصلا جایی برای اعتراض وجود ندارد!!
یا در خصوص گردش نخبگانی و رهبران ادعا می کرد کشور ایران بالاترین گردش نخبگانی را دارد. واقعا این فرد چطور جامعه شناسی است که نمی تواند این مفهوم را بفهمد که منظور از گردش نخبگانی در میان مسئولین رده بالای حکومتی چیست و چطور و چقدر آدم می تواند خود را به کوچه علی چپ بزند؟
در بخشی از این برنامه، آقای حاضری نکته ای مطرح کرد که یکی از منشاهای اعتراض را، عدم وجود نهاد مستقل برای انتخابات دانست. ایشان ضمن رد این نکته، ادعا می کرد، چنین نهادی که اسمش شورای نگهبان است داریم. شما باید خودتان را با آن هماهنگ کنید!!
مثلا آقای شجاعی زند نگفتند این چه گردش نخبگانی است که یک فرد ۹۰ ساله رئیس یک نهادی است که حدود سه دهه است تغییر نکرده و اغلب اعضای آن متعلق به جناح خاص هستند و ...
در مورد این گفتگو ساعت ها می توان گفت و نوشت. اما واقعا مایه تاسف است، فردی که خود را جامعه شناس می داند و طبعا یک جامعه شناس باید با مسایل واقعی سرو کار داشته باشد، آنها را نبیند، خود را به تغافل بزند و بدتر اینکه آنها را قلب کند.
در بخش پایانی برنامه، ایشان این گونه تحلیل کردند که هر کسی اعتراض کند مقابل حکومت است، پس اعتراض در ایران مساوی است با براندازی... لذا حکومت حق دارد از هر ابزاری در مقابل معترضین استفاده کند.
توجه کنید این نهایت تحلیل یک دانش آموخته جامعه شناسی است که استاد دانشگاه هم است!
در یک کلام به نظرم، ایشان هم به علم جامعه شناسی، هم به جامعه شناسان مستقل و هم به مردم ایران توهین و دهن کجی کرد....
.........
برتولد برشت می گوید؛" آنکه حقیقت را نمی داند، نادان است اما آنکه حقیقت را انکار می کند، تبهکار است".
#اعتراضات
#حاضری
#شجاعی_زند
#جامعه_شناسی
#قلب_واقعیت
#تحلیل
#صادقی
https://t.me/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
Audio
مباحث حجت الاسلام و المسلمین ذوعلم
مباحث آقای دکتر عصاره
مباحث خانم دکتر کشتی آرای
در نشست علمی
تحول در دانش برنامه ریزی درسی
(تاملاتی در چیستی و چرایی آن)
مدیر نشست: آقای دکتر صادقی
https://t.me/cacpc
مباحث آقای دکتر عصاره
مباحث خانم دکتر کشتی آرای
در نشست علمی
تحول در دانش برنامه ریزی درسی
(تاملاتی در چیستی و چرایی آن)
مدیر نشست: آقای دکتر صادقی
https://t.me/cacpc
Audio
مباحث آقای دکتر جوادی پور
مباحث خانم دکتر نیکنام
مباحث آقای دکتر موسی پور
مباحث آقای دکتر قادری
در نشست علمی
تحول در دانش برنامه ریزی درسی
(تاملاتی در چیستی و چرایی آن)
مدیر نشست: آقای دکتر صادقی
https://t.me/cacpc
مباحث خانم دکتر نیکنام
مباحث آقای دکتر موسی پور
مباحث آقای دکتر قادری
در نشست علمی
تحول در دانش برنامه ریزی درسی
(تاملاتی در چیستی و چرایی آن)
مدیر نشست: آقای دکتر صادقی
https://t.me/cacpc
https://ci3.googleusercontent.com/proxy/sA6eVbFkE2snmzYB_GW4a_Mzy-pQLsfEvbaw22zVFqZfPwXfjAXdsQ5RSUkUIeBtMkNdxTXrYoeH-wnd0JExm7EOjHFbynNPTmImR_w3Ir_-8Cf7f2Oe1dNREinsP3Ogu96bpAK8XE9sR7uZY6apvA=s0-d-e1-ft#http://imgserveri.com/C17D4635799E4F29B7D285E27933436B/files/K%C3%9CRESELLE%C5%9EME%20ENG.jpg
پنجمین کنفرانس بین المللی جهانی شدن و روابط بین الملل
ژانویه ۲۰۲۲، نیویورک
#همایش_بین_المللی
@cacpc
پنجمین کنفرانس بین المللی جهانی شدن و روابط بین الملل
ژانویه ۲۰۲۲، نیویورک
#همایش_بین_المللی
@cacpc
کارگاره آموزشی:
"مساله یابی و اولویت بندی عناوین و یافته های پژوهش بر اساس تکنیک AHP"
مدرس: دکتر علیرضا صادقی
شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۰
ساعت: ۱۳ تا ۱۶
لینک برگزاری کارگاه:
https://meeting.atu.ac.ir/ch/ped1
(این کارگاه رایگان و حضور برای همگان آزاد است)
.................................
شرکت در این کارگاه برای سیاستگذاران، مدیران، استادان دانشگاه و دانشجویان تحصیلات تکمیلی توصیه می شود.
#کارگاه_آموزشی
https://t.me/cacpc
"مساله یابی و اولویت بندی عناوین و یافته های پژوهش بر اساس تکنیک AHP"
مدرس: دکتر علیرضا صادقی
شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۰
ساعت: ۱۳ تا ۱۶
لینک برگزاری کارگاه:
https://meeting.atu.ac.ir/ch/ped1
(این کارگاه رایگان و حضور برای همگان آزاد است)
.................................
شرکت در این کارگاه برای سیاستگذاران، مدیران، استادان دانشگاه و دانشجویان تحصیلات تکمیلی توصیه می شود.
#کارگاه_آموزشی
https://t.me/cacpc
اطلاعیه
کانال آموزش چندفرهنگی، در جهت پاسداشت سنت فرهنگی- باستانی ایرانیِ شبِ چله از علاقه مندان به حافظ و حافظ خوانی دعوت می کند، تفالی به کتاب حافظ زده و شعری را با زبان و یا گویش خود بخوانند.
این خوانش می تواند، هم به صورت صوتی و هم تصویری باشد.
https://t.me/cacpc
کانال آموزش چندفرهنگی، در جهت پاسداشت سنت فرهنگی- باستانی ایرانیِ شبِ چله از علاقه مندان به حافظ و حافظ خوانی دعوت می کند، تفالی به کتاب حافظ زده و شعری را با زبان و یا گویش خود بخوانند.
این خوانش می تواند، هم به صورت صوتی و هم تصویری باشد.
https://t.me/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
Voice message
حافظ خوانی خانم سارا نوری
با تشکر از ایشان
با تشکر از ایشان
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
Voice message
حافظ خوانی آقای علی رضایی
با تشکر از ایشان
با تشکر از ایشان
Forwarded from dr.ebrahim mohammadjani
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
dr.ebrahim mohammadjani
Video
حافظ خوانی خانم زینب میرشکاری ۱۳ ساله
از ایشان و آقای محمدجانی که این ویدئو را ضبط کردند، تشکر می کنیم.
@cacpc
از ایشان و آقای محمدجانی که این ویدئو را ضبط کردند، تشکر می کنیم.
@cacpc