آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
1.17K subscribers
448 photos
95 videos
164 files
521 links
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی

لینک مطلب اول کانال:
https://t.me/cacpc/2
Download Telegram
مطالب و عکس ارسالی خانم فاطمه اسلامی در خصوص یادداشت "شبی که ماه کامل شد"

سلام بسیار زیبا نوشته بودید
این عکس هم نمونه یک دانش آموز دوم که با سیخ تریاک پدرش داغ شده. البته اون نمیدونست سیخ برای چیه؟ میگفت پدرم میخواسته کباب درست کنه
بچه به علت کنجکاوی میخواسته ببینه پدرش چطوری بدون گوشت کباب درست میکنه که قربانی نامهربانی پدر شده است. که من هم یک هفته اعصابم بابت این موضوع خورد بود. البته که مدام تکرار میشد. چون پدر در میان چند بچه کوچک میخواست این کار رو انجام بده
ومن با سوالات خودم به تمامی اطلاعات رسیدم چندوقت یکبارهم تکرارمیشد
متاسفانه چنین والدینی هستند
طفلک با چه اشکی در چشم توضیح میداد.
انشالله همیشه سالم و شاد و خوش فکر باشید و بمانید.
@cacpc
آقای علی رضایی
👇👇
شبی که بخشی از جامعه خشمگین شد
روزی که کودکم بد تربیت شد

یک نکته جامعه شناختی:
واقعا گروهک ریگی و داعش و طالبان و... چرا تا این حد خشن و بسته فکر است؟
چرا از خودمان نمی پرسیم آنها یک پاسخ خشن به نادیده گرفتن آنها در دل جامعه و کشور بوده اند؟
واقعا یک دلیل و یک فرض ظهور این گروهها جامعه آنها نیست؟
آنها معلول اند یا علت؟؟

پس حواسمان به صداهای متفاوت جامعه باشد.

یک نکته تربیتی:
این که محیط کودکی ،کودکان را چگونه مهیا کنیم.
در فیلم عبدالمالک کودکان را در معرض اسباب بازی ها و آموزشهایی قرار می داد که آنها را چریک و مبارز به بار بیاورد.

اهمیت محیط کودک در تربیت او در این فیلم جالب به نمایش در آمده که حتی مهر مادری را هم از دل فرزند بیرون می کند.
پس حواسمان به محیط تربیتی کودک باشد.

https://t.me/cacpc
Forwarded from کافه خرد
🔸 برنامه پانزدهمین نشست کافه خرد
هفدهم تیر ۱۳۹۸
خیابان استاد نجات الهی، نبش ورشو، خانه اندیشمندان علوم انسانی

(نشست های کافه خرد رأس ساعت آغاز می شود)

🔹کافه خرد؛ گفت و گو با طعم همدلی
@cafekheradiranian
#نقد_نق_توهین

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

اخیرا افرادی پیدا شدند، برای هر بحث علمی اصیل که در فضای مجازی منتشر می شود، " نق" می نویسند. نق زدن مفهومی متفاوت با نقد است. برخی هم که به جای نقد یک نوشته به نویسنده آن توهین می کنند. مرز میان نق و توهین هم در برخی نوشته ها این قدر کم شده است که هر دو را هم زمان شامل می شود.
نمونه بارز آن را اخیرا در دو نوشته ای دیدم که متاسفانه در پایگاه خبری رب نیز منتشر شدند.
دکتر نعمت الله فاضلی مقاله ای در خصوص شیوه های نقد کردن دارند. توصیه می کنم افراد دست کم یک بار آن را بخوانند.
شبه نوشته ای که این دو فرد؛ یکی در خصوص حمایت از نقدهایی که به سخنرانی خانم دکتر جمیله علم الهدی نوشته شده بود و دیگری در خصوص برگزاری نشست دوم "مرگ مدرسه" تدوین شده است، مربوط می شد.
نقد واجد فرهنگ است، اصیل است، استدلال دارد، تبیین و تعیین در آن موج می زند، فارغ از هتاکی و توهین است. فارغ از اتهام است. وجه گشتالتی دارد و محاسن و معایب یک موضوع، شی و پدیده را با هم می بیند.
این دو نوشته ای که در پایگاه رب منتشر شد، واجد هیچکدام از ویژگی های نقد نبود‌. در نوشته مربوط به حمایت از سخنرانی خانم دکتر علم الهدی، توهین و اتهام به استادان رشته علوم تربیتی موج می زد بدون این که به اصل سخنرانی و نقدهای منتقدین مراجعه شده باشد و آنها را تجزیه و تحلیل کرده باشد. در متن نوشته مربوط به نقد نشست مرگ مدرسه هم دقیقا این نوع مواجه به چشم می خورد. استادان بی سوادی که چیزی از مدرسه نمی دانند، شاه بیت نوشته وهن آلود این نوشته بود. به جای اینکه به طور ساختارمند این بحث را نقد کند، به جای آن استدلال های مدافعان یا مخالفان رویکرد مرگ مدرسه را نقد کند، کلیه استادان دانشگاه را به بی سوادی از موضوع مدرسه متهم کرده بود.
نق و توهین مخرج مشترک هر دو نوشته بود.

#نقد
#نق
#توهین

https://t.me/cacpc
Forwarded from کافه خرد
🔺مانایی و میراییِ مدرسه در رویداد کافه خرد/۳

▫️علیرضاصادقی
عضو هیات علمی گروه برنامه درسی دانشگاه علامه طباطبائی

"ارتقای نظام مدرسه ای چگونه ممکن است؟"

چکیده ارایه در 👇

🔹کافه خرد
@cafekheradiranian
🔺مانایی و میراییِ مدرسه در رویداد کافه خرد/۳
"ارتقای نظام مدرسه ای چگونه ممکن است؟"

دکتر علیرضاصادقی، عضو هیات علمی گروه برنامه درسی دانشگاه علامه طباطبائی و پژوهشگر آموزش چندفرهنگی، در پانزدهمین نشست کافه خرد که هفدهم تیر در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، بحث خود را با عنوان «نظام مدرسه ای چگونه ارتقا می یابد؟» در سه بخش اصلی ارائه کرد.

صادقی در بخش اول، با اعلام موضع خود درباره ایده "مرگ مدرسه" با تکیه بر عنوان سخنرانی خود که "ارتقای نظام مدرسه ای در ایران چگونه ممکن است؟" مرگ نهادی و کالبدی مدرسه را ناممکن خواند اما برای مرگ ایده مدرسه دلایلی ذکر کرد. از جمله این دلایل عبارت بودند از؛ نتایج برخی از گزارش های پژوهش نشان می داد مدرسه نتوانسته است به معمولی ترین کارکردهای خود که از جمله آنها انتقال میراث فرهنگی است، دست یاید. پژوهش هایی که نشان می داد دانش آموزان ابتدایی بسیاری از کتاب های شاعران را از نزدیک ندیده اند و حتی بعضا اسم آنها را نشنیده اند.

وی، در بخش دوم به شرکای مدرسه اشاره کرد و از نظر شرکاء و خروجی های مدرسه عنوان کرد که هم دانش آموزان، معلمان، خانواده ها و حتی حاکمیت از کارکرد مدرسه ناراضی است. برای هر کدام شواهدی هم ارائه نمود.

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در بخش سوم به دو نظریه عمده جامعه شناسی اشاره کرد و با مبنا قرار دادن نظریه سازگاری اجتماعی و بازسازی اجتماعی تبیین کرد، مدرسه نه در سازگاری اجتماعی موفق عمل کرده است و نه در بازسازی اجتماعی.

صادقی، در بخش پایانی، برای برون رفت از این معضلات دو پیشنهاد عمده ارائه کرد: ابتدا؛ توجه به ایده "آموزش و پرورش مرزی" و عملیاتی کردن آن در مدرسه  را یاد آور شد و سپس از مفهوم "مدرسه سازگار با دانش آموز"  رونمایی کرد که در آن ‌ ویژگی های این نوع مدرسه معرفی شده بود.

#کافه_خرد
#سخنرانی
#صادقی
#مرگ_مدرسه
#حیات_مدرسه

#کافه_خرد
@cafekheradiranian


https://t.me/cacpc
📌 #61

Irvine, J. J. (2003). Educating teachers for diversity: Seeing with a cultural eye (Vol. 15). Teachers College Press.
آموزش معلمان برای تنوع: آموزش از منظر فرهنگ

🔹#برنامه_درسی #چندفرهنگی
🔹#تکثرگرایی_فرهنگی
🔹#توانمندسازی_معلمان
🔹#فرهنگ و #آموزش
🔹#تغییر #برنامه_درسی
🔹#تدریس_مبتنی_بر_فرهنگ
🔹#ارزشیابی و #فرهنگ


کانال منبع شناسی مطالعات برنامه درسی:
🆔 @RICS_mmm1959
آموزش معلمان برای تنوع
دکتر محمود مهرمحمدی
🎧 #61

Irvine, J. J. (2003). Educating teachers for diversity: Seeing with a cultural eye (Vol. 15). Teachers College Press.
آموزش معلمان برای تنوع: آموزش از منظر فرهنگ

🔹#برنامه_درسی #چندفرهنگی
🔹#تکثرگرایی_فرهنگی
🔹#توانمندسازی_معلمان
🔹#فرهنگ و #آموزش
🔹#تغییر #برنامه_درسی
🔹#تدریس_مبتنی_بر_فرهنگ
🔹#ارزشیابی و #فرهنگ


کانال منبع شناسی مطالعات برنامه درسی:
🆔 @RICS_mmm1959
آموزش معلمان برای تنوع
دکتر علیرضا صادقی
🎧 #61

Irvine, J. J. (2003). Educating teachers for diversity: Seeing with a cultural eye (Vol. 15). Teachers College Press.
آموزش معلمان برای تنوع: آموزش از منظر فرهنگ

🔹#برنامه_درسی #چندفرهنگی
🔹#تکثرگرایی_فرهنگی
🔹#توانمندسازی_معلمان
🔹#فرهنگ و #آموزش
🔹#تغییر #برنامه_درسی
🔹#تدریس_مبتنی_بر_فرهنگ
🔹#ارزشیابی و #فرهنگ


کانال منبع شناسی مطالعات برنامه درسی:
🆔 @RICS_mmm1959
Educating Teachers for Diversity.pdf
395.1 KB
📚 #61

Irvine, J. J. (2003). Educating teachers for diversity: Seeing with a cultural eye (Vol. 15). Teachers College Press.
آموزش معلمان برای تنوع: آموزش از منظر فرهنگ

🔹#برنامه_درسی #چندفرهنگی
🔹#تکثرگرایی_فرهنگی
🔹#توانمندسازی_معلمان
🔹#فرهنگ و #آموزش
🔹#تغییر #برنامه_درسی
🔹#تدریس_مبتنی_بر_فرهنگ
🔹#ارزشیابی و #فرهنگ


کانال منبع شناسی مطالعات برنامه درسی:
🆔 @RICS_mmm1959
Forwarded from کافه خرد
4_5888754261394720080.mp4
38.6 MB
🔺مانایی و میراییِ مدرسه +فیلم

▫️ارایه علیرضاصادقی
عضو هیات علمی گروه برنامه درسی دانشگاه علامه طباطبائی

🔹کافه خرد
@cafekheradiranian
Forwarded from کافه خرد
4_5888754261394720083.mp3
14.5 MB
🔺مانایی و میراییِ مدرسه +صوت

▫️ارایه علیرضاصادقی
عضو هیات علمی گروه برنامه درسی دانشگاه علامه طباطبائی

🔹کافه خرد
@cafekheradiranian
مرگ مدارس طبیعت!

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

ژان ژاک روسو، اندیشه تربیتی طبیعت گرایانه داشت. علاوه بر وی،اندیشمندانی چون؛ فروبل، پستالوزی و حتی دیویی تا حدودی نگاه های طبیعت گرایانه داشته اند، اما روسو در این میان از همگان پیشگام تر و مشهورتر است. ایشان تربیت طبیعی کودک را در میان طبیعت جستجو و توصیه می کند. این موضوع نشان می دهد، آموزش طبیعی و مبتنی بر طبیعت از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده واز دیرباز نیز مورد توجه بوده است.

دیروز اعلام شد، چند معدود مدرسه طبیعت در ایران به دلیل نداشتن مجوز تعطیل شدند. عمده ترین ویژگی این نوع مدارس"آشنا کردن کودکان برای حفظ محیط زیست" بود. محیط زیستی که روز به روز به جهت دست اندازی های انسان ها و عدم آشنایی افراد، در حال اضمحلال است. در این میان چند مدرسه طبیعت، بدون اتکا به کمک های دولتی، مشغول آموزش طببعت به کودکان بودند.

از ویژگی های مدارس طبیعت این است که اغلب آنها نیمه وقت هستند، روزهای تعطیل، بعد و یا قبل از ساعات کاری مدارس رسمی فعالیت داشتد، هیچ مداخله ای هم در آموزش های رسمی مدرسه ای نداشته، با این حال تعطیل شدند...

موضع گیری های بعد از این خبر از خود خبرعجیب تر بود، گویی چند نهاد برای یک موضوع بی خطر و در عین حال مفید،دست به دست هم داده تا از بن و ریشه برکنند! ابتدا رئیس سازمان محیط زیست که قاعدتا باید از این مساله ناراحت می بود، با ابراز خوشحالی اعلام کرد که این مدارس تعطیل شدند. ای کاش فقط به خاطر شغلی که آن را تصاحب کرده و قرار است حافظ محیط زیست باشد، موضع گیری مستقلانه ویا دست کم بی طرفانه و منفعلانه ای داشتند. به نظر نگارنده، اولین کسی که باید از این خبر ناراحت می شد و اعلام موضع می کرد ایشان بود، نه اینکه با خوشحالی، پیشتاز اعلام خبر می شد.

در این میان چوب حراج زدن به حیثیت مراجع و نهادهای امنیتی هم جالب بود. اگر قرار است، این نوع مدارس تعطیل شود، چه نیازی به استفاده از آبروی وزارت اطلاعات و یا مجتهدین بود؟ اگر موسس یا موسسان یکی از آن مدارس، مشکل امنیتی داشت، چه ضرورتی بود کل مدارس را تعطیل اعلام کنند؟ نهاد امنیتی آن فرد یا آن افراد را مورد تعقیب قرار می داد، بقیه مدارس چه گناهی مرتکب شده بودند؟
همگان، این ضرب المثل را شنیده ایم که "به خاطر یک دستمال ،کل بازارچه را به آتش نمی کشند!" مثال مشابه و ساده اش این است فرض کنیدکه امام جماعت یک مسجدی، خطایی کند، دستوردهند تمامی مساجد را تعطیل کنند! به نظر می رسد، اینگونه اقدام ها، عین بی سلیقگی و عین بی تدبیری است.

موضع گیری های دیگر از آن مسئولین عالی رتبه وزارت آموزش و پرورش بود که مشخص بود کاملا سازمان یافته است، از معاونین وزارت گرفته تا دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش. به نظر می رسد، مواردی که در خصوص رئیس سازمان محیط زیست کشور تقدیم شد، با اندکی فاصله به این دوستان نیز مرتبط می شود. یعنی این افراد هم تا حد توان بایداز وجود این نوع مدارس حمایت می کردند، چرا که مدارس رسمی بویی از آموزش طبیعت گرایانه ندارند و به دانش آموزان آموزش مبتنی بر محیط زیست ارایه نمی دهند . این شکاف را تا حدود زیادی مدارس طبیعت پر می کردند.حال، همنوایی دوستان آموزش و پرورش با تعطیلی این نوع مدارس هم دور از انتظار بود.

نکته آخر؛ چون بنده از چند مدرسه طبیعت بازدید کرده و تا حدودی با نحوه آموزش آنها آشنایی دارم، وجود این نوع مدارس را نه تنها بدون ضرر برای کشور قلمداد می کنم، بلکه در این وانفسای نابودی طبیعت، به ویژه طبیعت کشور ایران، وجود این نوع آموزش ها را جز ضروریات کشور می دانم و به نظرم این نوع مدارس و این نوع آموزش ها باید بیش از پیش تقویت گردند.

امید است مسئولین مدارس طبیعت، مسائل اداری خود را با سازمان های ذیربط در میان گذاشته و آنها را با نحوه فعالیت های خود آشنا کرده تا بلکه این سوءتفاهم ها، به نحو مقتضی حل و فصل گردد.
از سوی دیگر از مسئولین آموزشی، نظارتی و از شخصیت های دینی هم انتظار می رود، در مواجهه با این گونه مسائل که در راستای کمک به آموزش فرهنگ زیست محیطی جامعه است، با بررسی، مطالعه و تسامح بیشتری برخورد نمایند‌.

#مدارس_طبیعت

https://t.me/cacpc
چرا وزارت آموزش و پرورش در ایران، نیازمند وزیر اصلاح طلب است؟

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

نظام های آموزش رسمی، در همه جای دنیا کم و بیش محافظه کار هستند. در واقع ذات آموزش رسمی به خاطر دو وجه ؛ دولتی و سیاسی بودن، همواره محافظه کار است. این موضوع، مربوط به امروز و دیروز هم نیست، از ابتدا امر آموزش با محافظه کاری توام بوده است.

محافظه کاری آموزش در ایران، علاوه بر مواردی که علی العموم آمد، اختصاصا دارای ویژگی هایی است که امر آموزش رسمی را محافظه کارتر کرده است. انتظار مراکز دینی، حاکمیتی و نیز نضج، شکل گیری و ترویج جو متمایل به راست محافظه کاری، از دوره وزارت شهید رجایی و شهید باهنر و نفوذ عمیق سنت محافظه کاری در بدنه وزارت آموزش و پرورش، مزید بر این جو و فضا در دستگاه آموزش رسمی در ایران شده است.

تحول در هر سازمانی، نیازمند افراد تحول خواه، تحول گرا، ریسک پذیر و عمل گراست. در سازمانی که به طور سنتی محافظه کار است، فشارها و انتظارهای نهادهای خارج از سیستم هم آن را بیش از پیش محافظه کار کرده است، فردی با رویکرد محافظه کارانه، چگونه می تواند، در این گونه سازمان ها تحول ایجاد کند؟ لذا انتخاب فردی از جنس تحول خواهی و اصلاح طلبی این موازنه را تا حدود زیادی تعدیل می کند.

برای اینکه توازنی در نوع مدیریت وزارت آموزش و پرورش ایران ایجاد شود، وجود وزیری از جنس اصلاح طلبی و تحول خواهی ضروری به نظر می رسد. تجارب و عملکرد وزرای آموزش و پرورش گذشته در ایران هم موید این موضوع است. به طوری که شانس حضور انگشت شمار وزرایی با رویکرد اصلاح طلبی و تحول خواهی در ایران نشان داده است که معمولا از وزرایی با رویکرد محافظه کاری موفق تر عمل کرده اند.
#و_اما
توصیه استراتژیکی این نوشته می تواند این باشد که؛ رعایت توازن در مدیریت، اساس کار است و به ویژه در سازمان هایی با فضای محافظه کاری، وجود افراد تحول خواه، احتمال موفقیت را بیشتر می کند.

#انتخاب_وزیر
#آموزش_پرورش
#محافظه_کار
#اصلاح_طلب

https://t.me/cacpc
#پست_موقت

پس از انتشار یادداشت؛ "چرا وزارت آموزش و پرورش در ایران نیازمند وزیر اصلاح طلب است؟"
برخی از دوستان نکاتی را در ارتباط با این یادداشت، تدوین نموده اند که ضمن تشکر از بازخورد و نقد ایشان، ضروری است به دو نکته زیر اشاره کنم:

اولا) این یادداشت در له یا علیه وزیر جدید پیشنهادی؛ آقای حاجی میرزایی نبود. بلکه یک تحلیل و تبیین کلی از متن و فضای سازمانی آموزش و پرورش ایران است. ظاهرا تعدادی از خوانندگان، این یادداشت را له و برخی نیز علیه ایشان قلمداد کرده اند. مجددا تاکید می کنم که این یادداشت در مورد ایشان نیست.

نکته دوم) در برخی یادداشت ها هم ملاحظه کردم که برخی، اصطلاح "محافظه کار" و "اصلاح طلب" را مساوی دو جریان "اصولگرایی" و" اصلاح طلبی" کشور تلقی کرده اند که نوشته بنده ناظر به جریان های سیاسی حاکم بر کشور نیست. بلکه بنده در این نوشته، محافظه کاری را معادل مکتب "پایدارگرایی" و اصلاح طلبی را معادل مکتب "بازسازی اجتماعی و تحول خواهی" به کار گرفته ام. لذا هر دو اصطلاحی که در این یادداشت استفاده شد، هیچ ارتباطی به دو رویکرد سیاسی ایران نداشت.

https://t.me/cacpc
درگذشت‌ معلم شریف؛ استاد دکتر علی رووف که هر کدام به نوعی، در توسعه علمی خود وامدار ایشان هستیم، به دوستداران علم، آموزش و تربیت معلم تسلیت باد. امیدوارم روح این استاد تاثیرگذار، قرین رحمت و مغفرت الهی باشد.

#رووف
#تسلیت

@cacpc
نکاتی جهت یادآوری به وزیر‌ آموزش و پرورش

علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

خبرهایی دست به دست شد که وزیر جدید آموزش و پرورش، عنوان کرده اند؛ "افرادی که دین خود را در مدرسه اعلام کنند و آن دین مورد تایید نباشد، از تحصلیشان جلوگیری خواهد شد".

🔵 بعد از انتخاب آقای وزیر بسیار مایل بودم، ابتدا به عنوان یک پدر و سپس به عنوان یک مطلع درحوزه آموزش و معلم دانشگاه با ایشان گفتگو کنم، اما بهانه ای پیدا نمی کردم. با موضع گیری اخیرشان، بهانه به دستم داده شد تا این توصیه ها را بنویسم؛

جناب‌ وزیر!
هیچ وقت از حذف سخن نگویید، همواره از جذب سخن بگویید. کاری کنید که حداکثر معلمان و دانش آموزان و حتی والدین دوست تان داشته باشند.

قبل از ایراد هر سخنی آن را با معیار اولویت مقایسه کنید. بدین معنی که ببیند این سخن به چه میزان اولویت وزارتخانه پر مشکل شماست؟

قبل از هر سخنرانی، اصل سی ام قانون اساسی را به خاطر آورید(اصل تحصیل رایگان برای همه دانش آموزان بدون هیچ قید و شرطی).

چون امروز شبکه های اجتماعی همه گیر شده است، بسیار سنجیده، پخته، علمی و انسانی صحبت کنید. صحبت های شما یک به یک توسط معلمان، دانش آموزان، رسانه ها و به ویژه توسط متخصصان تعلیم و تربیت مورد قضاوت قرار می گیرد.

متخصصان را ازخودتان بدانید و با آنها مشورت کنید. البته نه فقط متخصصان با گرایش های خاص. تخصص فارغ از خطوط سیاسی، فرهنگی و اجتماعی.

خود را محصور سنت محافظه کاری ریشه دوانده شده در بدنه وزارت خانه نکنید. این سنت دیرینه نامطلوب را بشکنید و خود را رها سازید.

بعضی وقت ها بدون هیچ گونه تشریفاتی به مدارس سر بزنید با دانش آموزان هم صحبت شوید. به ویژه با مدارس کم برخوردار و استثنایی دوست باشید. به مدارس دخترانه بیشتر بروید.

بعضی وقت ها با معلمان هم صحبت شوید، نه در دفتر سپهبد قرنی! بلکه در دفتر معلمان.

پشتیبان صنف های معلمان باشید. تا معلمی را به هر دلیلی بازداشت کردند، پیگیر اوضاعش باشید، معلم فروش نباشید.

شنیده ها حاکی از آن است که در مسئولیت هایتان، به ویژه در دبیری دولت بسیار منظم بوده اید، این نظم را در وزارتخانه هم، ساری و جاری سازید.

شنیده ایم هم با "جهانگیری" دوستی خوبی دارید، هم با "واعظی" ارتباط مناسب، از این حسن ارتباط برای حفظ ارتقاء معیشتی و حرفه ای معلمان این کشور نهایت استفاده را بکنید.

در انتخاب روسای بخش های مختلف وزارتخانه، تخصص را فدای سفارش این و آن نکنید.

وقت تنگ است، در تصمیم گیری در عین دقت و صحت، چالاک عمل کنید.

پژوهشگاه آموزش و پرورش را معنادار در تصمیم های وزارتخانه، دخالت دهید.

سازمان پژوهش و برنامه ریزی و ‌شورای عالی‌آموزش و‌ پرورش را اهمیت ویژه دهید. از افراد متخصص و خوش فکر برای عضویت در شوراهای آن استفاده کنید.

آموزش و پرورش یک مفهوم و یک کلمه بیش نیست، چه در مقام نظر و چه در مقام عمل، دیوار جدایی و ایدئولوژیک میان آنها نکشید.

و اما نکته مهم و‌ پایانی
رویکرد اصلی وزارت خانه را با احترام به فرهنگ ها ممزوج کنید. رویکرد آموزش چندفرهنگی را رویه آموزشی و اداری تان سازید.

🔵 اینها مواردی بود که به ذهنم رسید. اگر موارد دیگری بود، چه به صورت خصوصی، چه به صورت عمومی، به دستتان خواهم رساند.

#وزیر
#توصیه
#آموزش_پرورش
#حاجی_میرزایی


https://t.me/cacpc
تاملی درچند و چون تقسیم بندی زبان ها(زبان مادری، دو/چندزبانی مادری، زبان دوم، زبان سوم، زبان خارجی و زبان های خارجی )

علیرضا صادقی،عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی

🔵 این یادداشت در واقع، پاسخی است به درخواست برخی ازاعضای گروه تاپ تیچرز به ویژه در پاسخ به سوالات این افراد .
,@nouriedu @Bahar, @ARPASH
@Jfathabadi

بهتر دیدم این یادداشت را درکانال "آموزش چندفرهنگی" هم منتشر کنم، شاید سوال برخی از افراد دیگر هم باشد.
.......‌‌‌‌......‌‌‌‌‌...........‌‌‌‌‌‌........‌.‌‌‌‌‌‌‌.......‌‌.............


زبان مادری ( Mother tongue) در همه جای دنیا زبان اول محسوب می شود. مگر اینکه زبان اول را معادل زبان ملی یک کشور، تعریف کنیم (این تعریف و معادل سازی اغلب، از آن نظام های توتالیتر و شبه دموکراتیک است). اما در هر حال زبان مادری، زبان اول محسوب می شود. ممکن است فرد دو زبان مادری و گاه حتی سه زبان مادری داشته باشد (در ادامه شاهد مثال های وطنی و غیروطنی خواهم آورد).

زبان دوم (second language) زبانی است که فرد ناگزیر است برای سهولت ارتباط چه درسطح محلی، چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی آن را فرا گیرد.

شاهد مثال؛
زبان ترکی در شهرهای تبریز، ارومیه، اردبیل زبان مادری است و زبان اول محسوب می شود، اما چون درسطح ملی برای ارتباطات رسمی و مکاتبات اداری، ناگزیرند زبان فارسی را هم یاد بگیرند، در این استان ها زبان فارسی، زبان دوم محسوب می شود. برای شهروندان این مناطق، یادگیری زبان های فراملی(بین المللی) مثل انگلیسی، آلمانی و یا هر زبان دیگر بین المللی،زبان سوم محسوب می شود. هرچند فرد تعداد زیادی زبان خارجی هم بلد باشد. به زعم بنده بیش از سه زبان نداریم؛

زبان‌ مادری
زبان ملی و‌ رسمی
زبان های فرا ملی


دسته دوم، هنگامی اتفاق می افتد که فرد در یک شهر فارس زبان متولد شود. زبان مادری با زبان رسمی کشورش یکی خواهد بود، اما اگر بخواهد زبان دیگری یاد بگیرد چه آن زبان، در سطح کشور مرسوم باشد، مثلا بخواهد ترکی یاد بگیرد و یا یک زبان بین المللی؛ مثلا انگلیسی؛ این زبان، زبان دوم فرد محسوب خواهد شد.

در دسته سوم، یک فرد ممکن است، دو یا حتی بعضا چند زبان مادری داشته باشد، مثلا در برخی از شهرهای ایران هم ترکی و هم فارسی همزمان در خانواده تلکم می شود‌ مثلا در برخی از شهرهای استان های زنجان، به ویژه دراستان های همدان، مرکزی و .‌‌‌.. فرد از کودکی با دو زبان مادری رشد می کند، هر چند یک زبان ممکن است وزن بیشتری داشته باشد. اما به هر دو زبان مسلط است. مثلا در زنجان وزن زبان ترکی بیشتر از فارسی است. هرچند کودک ازکودکی عملا چه درخانواده و چه در پهنه عمومی شهر با هر دو زبان آشنا می شود و هر دو را همزمان یاد می گیرد. در اینجا یادگیری زبان دیگری به غیر از ترکی و فارسی زبان دوم محسوب می شود. چه، این زبان بلوچی باشد، یا لری یا کوردی یا انگلیسی یا آلمانی و یا هر زبان دیگری.

مثال دیگر در همین دسته بندی می تواند برخی از شهرهای استان های آذربایجان های غربی، کرمانشاه و یا کردستان را شامل شود. مثلا در برخی از شهرهای این استان ها زبان مادری فرد هم زمان هم ترکی و هم کوردی ست. مثل تکاب، شاهین دژ و ... شما به سختی می توانید، متوجه شوید، این فرد ترک است یا کورد‌‌.‌‌.. این مثال برای خیلی از مناطق کشورمان هم مصداق دارد. استان های شمالی، جنوبی، جنوب غربی، جنوب شرقی و ....

مثالی دیگر در همین زمینه مربوط به برخی دیگر از کشورهاست. مثلا درکانادا، سوئد، سوئیس دو زبان رسمی و اداری وجود دارد ،که بعضا یک و یا در برخی از مناطق و ایالت های این کشورها هردو، زبان مادری محسوب می شود. اما قاعده ی وزن بیشتر در اینجا هم صادق است. مثلا در کشور کانادا بخش های غربی نشین این کشور مثل استان بریتیش کلمبیا، انگلیسی زبان هستند. اما برخی خانواده ها هر دو زبان فرانسه و انگلیسی را از ابتدا به فرزندان خود یاد می دهند و لیکن مکالمه و محاوره عمومی این استان، انگلیسی است. برعکس این حالت در استان های شرقی کانادا، مصداق دارد. محاورات عمومی شهر(به عنوان مثال درکبک) فرانسه است، اما برخی خانواده ها هر دو زبان را به فرزندان خود یاد می دهند.

دسته بندی آخر هم می تواند تک زبانی محلی، ملی و بین المللی همزمان باشد. مثلا فردی که در انگلستان متولد می شود و صرفا به زبان انگلیسی مسلط است، فقط به زبان مادریش مسلط است، هرچند این زبان به عنوان زبان ملی و بین المللی هم محسوب شود.

🔵 این دسته بندی های اولیه ای بود که بنده می توانستم درپاسخ به درخواست برخی از اعضای محترم گروه تاپ تیچرز تقدیم کنم‌. هرچند این توضیح و دسته بندی‌ می تواند توسعه هم پیدا کند. تعریف زبان خارجی، زبان بیگانه، زبان ملی و....

#زبان_مادری
#دوزبانگی_مادری
#زبان_دوم
#زبان_سوم
#زبان_رسمی
#زبان_خارجی


https://t.me/cacpc