بعضی چیزها را آدم ناگهان از دست
نمیدهد،
کمکم از دست میدهد،
اما یک لحظه هست که میفهمد
دیگر نداردشان!
📕 چراغها را من خاموش میکنم
#زویا_پیرزاد
♥️
☕️ @caafee
نمیدهد،
کمکم از دست میدهد،
اما یک لحظه هست که میفهمد
دیگر نداردشان!
📕 چراغها را من خاموش میکنم
#زویا_پیرزاد
♥️
☕️ @caafee
عزیزم!
پیش از آنکه بشکنم
تکهچوبی بردار و کنار ساقهام بگذار!
گلهایی که عاشقاند
عمر کوتاهتری دارند،
زودتر بهسمت قلبشان سر خم میکنند
و پژمرده میشوند
#مهسا_چراغعلی
♥️
☕️ @caafee
پیش از آنکه بشکنم
تکهچوبی بردار و کنار ساقهام بگذار!
گلهایی که عاشقاند
عمر کوتاهتری دارند،
زودتر بهسمت قلبشان سر خم میکنند
و پژمرده میشوند
#مهسا_چراغعلی
♥️
☕️ @caafee
با تمام ابرهای در سفر همراه ما
گفتهايم از اينكه پايانی ندارد راه ما
زندهايم و از نظرها غالباً پنهان، بناست
بر همه پوشيده باشد راز مخفيگاه ما
ما كبوترهای چاهی، گاه بیهمصحبتيم
هركه دلتنگ است گاهی سركند در چاه ما
ما رفيق وعدههای قبل و بعد خرمنيم
ذرّهای جريان ندارد آب، زیر کاه ما
ما غروب جمعههای بیتفاوت نيستيم
در دل هركس نمیافتد غم ناگاه ما!
ما به روی بام میميريم همچون آفتاب
بر سر پيشانی ما میدرخشد ماه ما
نعش ما پروانهها را باد با خود میبرد
میرود از دست گاهی فرصت كوتاه ما
ما سوار اسبهای بالدار عزتيم
در زمين پيدا نمیشد مركب دلخواه ما
غرّشی كرديم روزی، آنچنانكه سالهاست
هيچ كفتاری نمیآيد به جولانگاه ما
دل در آتش، سينه خاكستر، جگرهامان مذاب
آه اگر روزی بگيرد دامنی را آه ما
#کاظم_بهمنی
♥️
☕️ @caafee
گفتهايم از اينكه پايانی ندارد راه ما
زندهايم و از نظرها غالباً پنهان، بناست
بر همه پوشيده باشد راز مخفيگاه ما
ما كبوترهای چاهی، گاه بیهمصحبتيم
هركه دلتنگ است گاهی سركند در چاه ما
ما رفيق وعدههای قبل و بعد خرمنيم
ذرّهای جريان ندارد آب، زیر کاه ما
ما غروب جمعههای بیتفاوت نيستيم
در دل هركس نمیافتد غم ناگاه ما!
ما به روی بام میميريم همچون آفتاب
بر سر پيشانی ما میدرخشد ماه ما
نعش ما پروانهها را باد با خود میبرد
میرود از دست گاهی فرصت كوتاه ما
ما سوار اسبهای بالدار عزتيم
در زمين پيدا نمیشد مركب دلخواه ما
غرّشی كرديم روزی، آنچنانكه سالهاست
هيچ كفتاری نمیآيد به جولانگاه ما
دل در آتش، سينه خاكستر، جگرهامان مذاب
آه اگر روزی بگيرد دامنی را آه ما
#کاظم_بهمنی
♥️
☕️ @caafee
غمهایت را به دوردست بفرست
خودت را از خود رها کن
چشم باز کن
لب بگشا
با تمام درد، تبسم کن
به اخمهایت مُهر آزادی بزن
معجون محبت را سر بکش؛
ای دوست... زندگی زیباست...
#حامد_حکمت_نژاد
♥️
☕️ @caafee
خودت را از خود رها کن
چشم باز کن
لب بگشا
با تمام درد، تبسم کن
به اخمهایت مُهر آزادی بزن
معجون محبت را سر بکش؛
ای دوست... زندگی زیباست...
#حامد_حکمت_نژاد
♥️
☕️ @caafee
نوح روحم را سپردم دست طوفانی که نیست
آتش آتش گل شدم در نوبرستانی که نیست
خرق عادت کرده ام ای عشق! تکفیرم مکن
توی آیین تو غیر از من ،مسلمانی که نیست
باکی از تهمت ندارد یوسف جانم ،ببین
بی مَهاباتر شده از ترس زندانی که نیست
کار قلبم روز وشب ،سگ دو زدن در یاد تو ست
نان بازوی دل من ، باب دندانی که نیست
بس که عمری جار زد ، دل در غزل عشق تو را
جاودان شد شعرهایش توی دیوانی که نیست
منطقی اصلا ندارد قلب شیرین عقل من
پافشاری می کند بر روی برهانی که نیست
این همه سین جین مکن این شاعر دیوانه را
عشق را توجیه کردن، کار آسانی که نیست
#اکبر_باباپور
♥️
☕️ @caafee
آتش آتش گل شدم در نوبرستانی که نیست
خرق عادت کرده ام ای عشق! تکفیرم مکن
توی آیین تو غیر از من ،مسلمانی که نیست
باکی از تهمت ندارد یوسف جانم ،ببین
بی مَهاباتر شده از ترس زندانی که نیست
کار قلبم روز وشب ،سگ دو زدن در یاد تو ست
نان بازوی دل من ، باب دندانی که نیست
بس که عمری جار زد ، دل در غزل عشق تو را
جاودان شد شعرهایش توی دیوانی که نیست
منطقی اصلا ندارد قلب شیرین عقل من
پافشاری می کند بر روی برهانی که نیست
این همه سین جین مکن این شاعر دیوانه را
عشق را توجیه کردن، کار آسانی که نیست
#اکبر_باباپور
♥️
☕️ @caafee
به قدری ساکتم حالا؛
که انگاری؛
درونم حکم؛ آتش بس،
و حالِ چشمهایم خوب و آرام است.
به قدری ساکتم انگار؛
میان شهر قلبم صد هزاران مُرده دارد
شعر میگوید..
ببین من ساکتم، این بغض و این آشوب،
از من نیست...
دلم تنگ است؟ اصلا نیست
کسی را دوست میدارم؟ نمیدارم
رها، آرام و معمولی؛ شبیه کلّ آدمها
میان موجها چون قایقی؛ بی سرنشینم،
بی سرانجامم
نه فکری در سرم دارم،
نه عشقی در دلم،
آرامِ آرامم...
#نرگس_صرافیان_طوفان
♥️
☕️ @caafee
که انگاری؛
درونم حکم؛ آتش بس،
و حالِ چشمهایم خوب و آرام است.
به قدری ساکتم انگار؛
میان شهر قلبم صد هزاران مُرده دارد
شعر میگوید..
ببین من ساکتم، این بغض و این آشوب،
از من نیست...
دلم تنگ است؟ اصلا نیست
کسی را دوست میدارم؟ نمیدارم
رها، آرام و معمولی؛ شبیه کلّ آدمها
میان موجها چون قایقی؛ بی سرنشینم،
بی سرانجامم
نه فکری در سرم دارم،
نه عشقی در دلم،
آرامِ آرامم...
#نرگس_صرافیان_طوفان
♥️
☕️ @caafee
آیا
آخرین امیدِ آدمی
همین است...؟!
خودمان را مرتب گول میزنیم
میگوییم
سرانجام همه چیز تمام خواهد شد،
چه شب باشد
چه روز ،
سرانجام همه چیز تمام خواهد شد.
هی هی...
شاعرِ شبگردِ بیتکلیف،
بیهوده نگو!
خسوف
هرگز علامتِ تولدِ تاریکی نیست
تو که تا اینجا تحمل کردهای
باز هم تحمل کن!
#سيدعلى_صالحى
♥️
☕️ @caafee
آخرین امیدِ آدمی
همین است...؟!
خودمان را مرتب گول میزنیم
میگوییم
سرانجام همه چیز تمام خواهد شد،
چه شب باشد
چه روز ،
سرانجام همه چیز تمام خواهد شد.
هی هی...
شاعرِ شبگردِ بیتکلیف،
بیهوده نگو!
خسوف
هرگز علامتِ تولدِ تاریکی نیست
تو که تا اینجا تحمل کردهای
باز هم تحمل کن!
#سيدعلى_صالحى
♥️
☕️ @caafee
❤1
من معشوقِ تو؛
من همسرِ تو؛
من برادر؛
من پدرِ تو،
من حتی رفیقِ توام.
هر کدام را نخواستی، آن دیگری توام.
منی که تنهایت نخواهم گذاشت...
#جمال_ثریا
♥️
☕️ @caafee
من همسرِ تو؛
من برادر؛
من پدرِ تو،
من حتی رفیقِ توام.
هر کدام را نخواستی، آن دیگری توام.
منی که تنهایت نخواهم گذاشت...
#جمال_ثریا
♥️
☕️ @caafee
یک زندگی کم است!
برای آنکه تمام شکلهای دوستت دارم را
با تو درمیان بگذارم..
میخواهم هر صبح که پنجره را باز میکنی
آن درخت روبهرو من باشم، فصل تازه من باشم
آفتاب من باشم، استکان چای من باشم
و هر پرندهای که نان از انگشتان تو میگیرد..
یک زندگی کم است برای شاعری که
میخواهد در تمام جملهها دوستت داشته باشد.
#روزبه_سوهانی
♥️
☕️ @caafee
برای آنکه تمام شکلهای دوستت دارم را
با تو درمیان بگذارم..
میخواهم هر صبح که پنجره را باز میکنی
آن درخت روبهرو من باشم، فصل تازه من باشم
آفتاب من باشم، استکان چای من باشم
و هر پرندهای که نان از انگشتان تو میگیرد..
یک زندگی کم است برای شاعری که
میخواهد در تمام جملهها دوستت داشته باشد.
#روزبه_سوهانی
♥️
☕️ @caafee
در من زنی به سمت خیابان دویده است
تا انتهای رِخوت تهران دویده است
با جان خود پناه نفسهای دیگریست
تا چشمهای کودک گریان دویده است
در من تنی ظریف درون کتی ضخیم
مانند رعدِ در دل طوفان دویده است
در من زنی نشسته که لبخند میزند
تا عاشقی به حال پریشان دویده است
با واژهها برای خودش ابر میشود
تا قطره های آخر باران دویده است
پروانهای شبیه غزلهای نیمه جان
بر وزن زخم های بیابان دویده است
گل دختری به دار خیالش کشيده شد
ماهی شبیه داس و هراسان دویده است
جاری شده صدای بریدن که مادری
گیسو به دست تا لب ایوان دویده است
در من فروغ های زیادی به نام شعر
آزاد تا دریچه ی زندان دویده است
بیزار از تمایز هر برگ زندگی
در من زنی به صفحه ی پایان دویده است
تاریخ آتشی زده بر جانم از سکوت
خاکسترم... که سمت نیستان دویده است
#مرضیه_مظلوم
♥️
☕️ @caafee
تا انتهای رِخوت تهران دویده است
با جان خود پناه نفسهای دیگریست
تا چشمهای کودک گریان دویده است
در من تنی ظریف درون کتی ضخیم
مانند رعدِ در دل طوفان دویده است
در من زنی نشسته که لبخند میزند
تا عاشقی به حال پریشان دویده است
با واژهها برای خودش ابر میشود
تا قطره های آخر باران دویده است
پروانهای شبیه غزلهای نیمه جان
بر وزن زخم های بیابان دویده است
گل دختری به دار خیالش کشيده شد
ماهی شبیه داس و هراسان دویده است
جاری شده صدای بریدن که مادری
گیسو به دست تا لب ایوان دویده است
در من فروغ های زیادی به نام شعر
آزاد تا دریچه ی زندان دویده است
بیزار از تمایز هر برگ زندگی
در من زنی به صفحه ی پایان دویده است
تاریخ آتشی زده بر جانم از سکوت
خاکسترم... که سمت نیستان دویده است
#مرضیه_مظلوم
♥️
☕️ @caafee