همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی دَرِ ماجرا ببستی
نظری به دوستان کن که هزار بار از آن بِه
که تحیّتی نویسی و هدیتی فرستی
دل دردمند ما را که اسیر توست یارا
به وصالْ مرهمی نِه چو به انتظار خستی
نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هَیجا
تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی
برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را
تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی
دل هوشمند باید که به دلبری سپاری
که چو قبلهایت باشد بِه از آن که خود پرستی
چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی
گِله از فراق یاران و جفای روزگاران
نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی
#سعدی
♥️
☕️ @caafee
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی دَرِ ماجرا ببستی
نظری به دوستان کن که هزار بار از آن بِه
که تحیّتی نویسی و هدیتی فرستی
دل دردمند ما را که اسیر توست یارا
به وصالْ مرهمی نِه چو به انتظار خستی
نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هَیجا
تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی
برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را
تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی
دل هوشمند باید که به دلبری سپاری
که چو قبلهایت باشد بِه از آن که خود پرستی
چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی
گِله از فراق یاران و جفای روزگاران
نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی
#سعدی
♥️
☕️ @caafee
چشمهایم را عوض کردم، نگاهم را... نشد
باز هم دیروزها رد شد، ولی فردا نشد
می فشارم سر به روی شانهء تنهایی ام
هیچ کس مانند من با رفتنت تنها نشد
شمس را گم کرده ام بی چشمهای روشنت
نیستی و شعرهایم مثل مولانا نشد
جای خالی تو را حتی غزل هم پر نکرد
در غزل، فریادهایم، دردهایم جا نشد
گرم آغوشت نبوده سرنوشت دستهام
اخم آغوشم بدون خنده هایت وا نشد
بعد تو من ماندم و دنیای سرد سنگها
مثل مردابی که هرگز قسمتش دریا نشد
#حسین_فروزنده
♥️
☕️ @caafee
باز هم دیروزها رد شد، ولی فردا نشد
می فشارم سر به روی شانهء تنهایی ام
هیچ کس مانند من با رفتنت تنها نشد
شمس را گم کرده ام بی چشمهای روشنت
نیستی و شعرهایم مثل مولانا نشد
جای خالی تو را حتی غزل هم پر نکرد
در غزل، فریادهایم، دردهایم جا نشد
گرم آغوشت نبوده سرنوشت دستهام
اخم آغوشم بدون خنده هایت وا نشد
بعد تو من ماندم و دنیای سرد سنگها
مثل مردابی که هرگز قسمتش دریا نشد
#حسین_فروزنده
♥️
☕️ @caafee
شعر را با تو قسمت میکنم
همان سان که روزنامهی بامدادی را
و فنجان قهوه را
کلام را با تو دو نیم میکنم
و احساس میکنم
که آوایم از میان لبان تو بیرون
میآید ...!
#نزار_قبانی
♥️
☕️ @caafee
همان سان که روزنامهی بامدادی را
و فنجان قهوه را
کلام را با تو دو نیم میکنم
و احساس میکنم
که آوایم از میان لبان تو بیرون
میآید ...!
#نزار_قبانی
♥️
☕️ @caafee
کسانی که به تنهایی نزیستهاند
نمیدانند که سکوت
چگونه انسان را میترساند
و نمیدانند که چگونه میشود
که انسان با خودش حرف میزند
و اینکه انسان چگونه در آرزوی کسی
به سوی آینهها میگریزد
و کسانی که به تنهایی نزیستهاند
اینهمه را نخواهند دانست...
#اورهان_ولی
ترجمه: #ابوالفضل_پاشا
♥️
☕️ @caafee
نمیدانند که سکوت
چگونه انسان را میترساند
و نمیدانند که چگونه میشود
که انسان با خودش حرف میزند
و اینکه انسان چگونه در آرزوی کسی
به سوی آینهها میگریزد
و کسانی که به تنهایی نزیستهاند
اینهمه را نخواهند دانست...
#اورهان_ولی
ترجمه: #ابوالفضل_پاشا
♥️
☕️ @caafee
کمی مرا به "بودنت" دعوت کن
به جرعه ای از لبخندت
و تکه ای از دستانت..
تمام چیزی که از جهان می خواهم
همین است
کمی از "تو" برای باقیِ عمرم...
#زیور_شیبانی
♥️
☕️ @caafee
به جرعه ای از لبخندت
و تکه ای از دستانت..
تمام چیزی که از جهان می خواهم
همین است
کمی از "تو" برای باقیِ عمرم...
#زیور_شیبانی
♥️
☕️ @caafee
دستت را به من بده
دست های تو با من آشناست
ای دیر یافته با تو سخن می گویم
به سان ابر که با توفان
به سان علف که با صحرا
به سان باران که با دریا
به سان پرنده که با بهار
به سان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های تورا دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست
#احمد_شاملو
♥️
☕️ @caafee
دست های تو با من آشناست
ای دیر یافته با تو سخن می گویم
به سان ابر که با توفان
به سان علف که با صحرا
به سان باران که با دریا
به سان پرنده که با بهار
به سان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های تورا دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست
#احمد_شاملو
♥️
☕️ @caafee
بالابلند عشوهگر نقشباز من
کوتاه کرد قصهٔ زهد دراز من
دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم
با من چه کرد دیده معشوقهباز من
میترسم از خرابی ایمان که میبرد
محراب ابروی تو حضور نماز من
مست است یار و یاد حریفان نمیکند
ذکرش به خیر ساقی مسکیننواز من
بر خود چو شمع خندهزنان گریه میکنم
تا با تو سنگدل چه کند سوزوساز من
زاهد چو از نماز تو کاری نمیرود
هم مستی شبانه و رازونیاز من
#حافظ
♥️
☕️ @caafee
کوتاه کرد قصهٔ زهد دراز من
دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم
با من چه کرد دیده معشوقهباز من
میترسم از خرابی ایمان که میبرد
محراب ابروی تو حضور نماز من
مست است یار و یاد حریفان نمیکند
ذکرش به خیر ساقی مسکیننواز من
بر خود چو شمع خندهزنان گریه میکنم
تا با تو سنگدل چه کند سوزوساز من
زاهد چو از نماز تو کاری نمیرود
هم مستی شبانه و رازونیاز من
#حافظ
♥️
☕️ @caafee
تا سرو قباپوش تو را دیدهام امروز
در پیرهن از ذوق نگنجیدهام امروز
تا باد صبا پیچ سر زلف تو وا کرد
بر خود، چو سر زلف تو پیچیدهام امروز
هشیاریم افتاد به فردای قیامت
زان باده که از دست تو نوشیدهام امروز
بر باد دهد توبهٔ صد همچو بهائی
آن طرهٔ طرار که من دیدهام امروز
#شیخ_بهایی
♥️
☕️ @caafee
در پیرهن از ذوق نگنجیدهام امروز
تا باد صبا پیچ سر زلف تو وا کرد
بر خود، چو سر زلف تو پیچیدهام امروز
هشیاریم افتاد به فردای قیامت
زان باده که از دست تو نوشیدهام امروز
بر باد دهد توبهٔ صد همچو بهائی
آن طرهٔ طرار که من دیدهام امروز
#شیخ_بهایی
♥️
☕️ @caafee
درود بر آنان که عشق
را نه در وصال که در
اشتیاق زیستهاند
آنان که دل به
خورشیدی دادهاند
که تنها گرمایش را
میتوان حس کرد،
اما هرگز نمیتوان به آن رسید...
#مینو_پناهپور
♥️
☕️ @caafee
را نه در وصال که در
اشتیاق زیستهاند
آنان که دل به
خورشیدی دادهاند
که تنها گرمایش را
میتوان حس کرد،
اما هرگز نمیتوان به آن رسید...
#مینو_پناهپور
♥️
☕️ @caafee
میشود سختترین مسئله آسان باشد
پشت هر کوچهی بن بست خیابان باشد
میشود حال بدِ ثانیهها خوب شود
شهر هم غرقِ هماغوشی باران باشد
گیرم این عشق _که آتش زده بر زندگیات_
بعد جان کندنِ تو شکل گلستان باشد
گیرم این دفعه که برگشت، بماند، نرود
گیرم از رفتنِ یکباره پشیمان باشد...
بعد شش ماه به ویرانهی تو برگردد
تا درین شعر پر از حادثه مهمان باشد
فرض کن حسرتِ پاییز، تو را درک کند
روز برگشتنِ او اولِ آبان باشد...
بگذر از این همه فرضیه، چرا که دل من
مثل ریگیست که در کفش تو پنهان باشد...
#امید_صباغ_نو
♥️
☕️ @caafee
پشت هر کوچهی بن بست خیابان باشد
میشود حال بدِ ثانیهها خوب شود
شهر هم غرقِ هماغوشی باران باشد
گیرم این عشق _که آتش زده بر زندگیات_
بعد جان کندنِ تو شکل گلستان باشد
گیرم این دفعه که برگشت، بماند، نرود
گیرم از رفتنِ یکباره پشیمان باشد...
بعد شش ماه به ویرانهی تو برگردد
تا درین شعر پر از حادثه مهمان باشد
فرض کن حسرتِ پاییز، تو را درک کند
روز برگشتنِ او اولِ آبان باشد...
بگذر از این همه فرضیه، چرا که دل من
مثل ریگیست که در کفش تو پنهان باشد...
#امید_صباغ_نو
♥️
☕️ @caafee
تردید میکنی و من از یاد میروم
اینگونه در اسارت و آزاد میروم
مثل پرندههای رهاکرده از قفس
با پای خود به خانهی صیاد میروم
شیرینِ من، سفر کن از اینجا که بعد تو
من هم به راهِ رفتهی فرهاد میروم
چون گَرد راهِ تو، که تو در آن نهان شدی
بر خاک مینشینم و بر باد میروم
من غرق باورم به تو، اما تو باز هم
تردید میکنی و من از یاد میروم
#پوریا_شیرانی
📕ماهی نمیر
♥️
☕️ @caafee
اینگونه در اسارت و آزاد میروم
مثل پرندههای رهاکرده از قفس
با پای خود به خانهی صیاد میروم
شیرینِ من، سفر کن از اینجا که بعد تو
من هم به راهِ رفتهی فرهاد میروم
چون گَرد راهِ تو، که تو در آن نهان شدی
بر خاک مینشینم و بر باد میروم
من غرق باورم به تو، اما تو باز هم
تردید میکنی و من از یاد میروم
#پوریا_شیرانی
📕ماهی نمیر
♥️
☕️ @caafee
دوست داشتن يه چيزه و تحمل كردن چيز ديگه.آدم بعضي ها را دوست داره اما نمیتونه تحمل كنه، بعضي ها را هم ميتونه خوب تحمل كنه،بدون اينكه دوستشون داشته باشه.
📕 لاله برافروخت
#اسماعیل_فصیح
♥️
☕️ @caafee
📕 لاله برافروخت
#اسماعیل_فصیح
♥️
☕️ @caafee
تو را که روی به خلق است از خدا چه رسد؟
به پشت آینه پیداست کز صفا چه رسد
نه زلف شانه کند نه به چشم سرمه کشد
به خود نمیرسد آن شوخ تا به ما چه رسد!
دویدن است ز نعمت نصیب چشم حریص
ز دانه غیر تردد به آسیا چه رسد؟
ز شبنم است مهیا هزار دیده شور
ازین بهار به مرغان بینوا چه رسد؟
ز حرف مردم بیگانه گوش میگیرم
به آشنا و سخنهای آشنا چه رسد
به چشم خیره خورشید آب میگردد
به دیده من ازان آتشینلقا چه رسد؟
ز چشم منتظران تا به مصر یک دام است
ز بوی پیرهن آخر به چشم ما چه رسد؟
ز عشق قسمت زاهد کلام بیمغزی است
بهغیر کاه ز خرمن به کهربا چه رسد؟
رساند کسب هوا خانه حباب به آب
به مغز پوچ تو تا صائب از هوا چه رسد
#صائب_تبریزی
♥️
☕️ @caafee
به پشت آینه پیداست کز صفا چه رسد
نه زلف شانه کند نه به چشم سرمه کشد
به خود نمیرسد آن شوخ تا به ما چه رسد!
دویدن است ز نعمت نصیب چشم حریص
ز دانه غیر تردد به آسیا چه رسد؟
ز شبنم است مهیا هزار دیده شور
ازین بهار به مرغان بینوا چه رسد؟
ز حرف مردم بیگانه گوش میگیرم
به آشنا و سخنهای آشنا چه رسد
به چشم خیره خورشید آب میگردد
به دیده من ازان آتشینلقا چه رسد؟
ز چشم منتظران تا به مصر یک دام است
ز بوی پیرهن آخر به چشم ما چه رسد؟
ز عشق قسمت زاهد کلام بیمغزی است
بهغیر کاه ز خرمن به کهربا چه رسد؟
رساند کسب هوا خانه حباب به آب
به مغز پوچ تو تا صائب از هوا چه رسد
#صائب_تبریزی
♥️
☕️ @caafee