انسانهایی بودیم
که به پاک کردن
عادت داشتیم
ابتدا اشکهایمان را
پاک کردیم
سپس یکدیگر را...
#ایلهان_برک
♥️
☕️ @caafee
که به پاک کردن
عادت داشتیم
ابتدا اشکهایمان را
پاک کردیم
سپس یکدیگر را...
#ایلهان_برک
♥️
☕️ @caafee
کاش بیایی
خاک از سینه ی ساکتم کنار بزنی
بغل کنی باقی مانده ی من را
ببوسی ام زیاد
به "دوستت دارم"ِ مدام
پُر کنی ریه های ناامیدم را
♥️
☕️ @caafee
خاک از سینه ی ساکتم کنار بزنی
بغل کنی باقی مانده ی من را
ببوسی ام زیاد
به "دوستت دارم"ِ مدام
پُر کنی ریه های ناامیدم را
♥️
☕️ @caafee
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی دَرِ ماجرا ببستی
نظری به دوستان کن که هزار بار از آن بِه
که تحیّتی نویسی و هدیتی فرستی
دل دردمند ما را که اسیر توست یارا
به وصالْ مرهمی نِه چو به انتظار خستی
نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هَیجا
تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی
برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را
تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی
دل هوشمند باید که به دلبری سپاری
که چو قبلهایت باشد بِه از آن که خود پرستی
چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی
گِله از فراق یاران و جفای روزگاران
نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی
#سعدی
♥️
☕️ @caafee
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی دَرِ ماجرا ببستی
نظری به دوستان کن که هزار بار از آن بِه
که تحیّتی نویسی و هدیتی فرستی
دل دردمند ما را که اسیر توست یارا
به وصالْ مرهمی نِه چو به انتظار خستی
نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هَیجا
تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی
برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را
تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی
دل هوشمند باید که به دلبری سپاری
که چو قبلهایت باشد بِه از آن که خود پرستی
چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد
چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی
گِله از فراق یاران و جفای روزگاران
نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی
#سعدی
♥️
☕️ @caafee
چشمهایم را عوض کردم، نگاهم را... نشد
باز هم دیروزها رد شد، ولی فردا نشد
می فشارم سر به روی شانهء تنهایی ام
هیچ کس مانند من با رفتنت تنها نشد
شمس را گم کرده ام بی چشمهای روشنت
نیستی و شعرهایم مثل مولانا نشد
جای خالی تو را حتی غزل هم پر نکرد
در غزل، فریادهایم، دردهایم جا نشد
گرم آغوشت نبوده سرنوشت دستهام
اخم آغوشم بدون خنده هایت وا نشد
بعد تو من ماندم و دنیای سرد سنگها
مثل مردابی که هرگز قسمتش دریا نشد
#حسین_فروزنده
♥️
☕️ @caafee
باز هم دیروزها رد شد، ولی فردا نشد
می فشارم سر به روی شانهء تنهایی ام
هیچ کس مانند من با رفتنت تنها نشد
شمس را گم کرده ام بی چشمهای روشنت
نیستی و شعرهایم مثل مولانا نشد
جای خالی تو را حتی غزل هم پر نکرد
در غزل، فریادهایم، دردهایم جا نشد
گرم آغوشت نبوده سرنوشت دستهام
اخم آغوشم بدون خنده هایت وا نشد
بعد تو من ماندم و دنیای سرد سنگها
مثل مردابی که هرگز قسمتش دریا نشد
#حسین_فروزنده
♥️
☕️ @caafee
شعر را با تو قسمت میکنم
همان سان که روزنامهی بامدادی را
و فنجان قهوه را
کلام را با تو دو نیم میکنم
و احساس میکنم
که آوایم از میان لبان تو بیرون
میآید ...!
#نزار_قبانی
♥️
☕️ @caafee
همان سان که روزنامهی بامدادی را
و فنجان قهوه را
کلام را با تو دو نیم میکنم
و احساس میکنم
که آوایم از میان لبان تو بیرون
میآید ...!
#نزار_قبانی
♥️
☕️ @caafee
کسانی که به تنهایی نزیستهاند
نمیدانند که سکوت
چگونه انسان را میترساند
و نمیدانند که چگونه میشود
که انسان با خودش حرف میزند
و اینکه انسان چگونه در آرزوی کسی
به سوی آینهها میگریزد
و کسانی که به تنهایی نزیستهاند
اینهمه را نخواهند دانست...
#اورهان_ولی
ترجمه: #ابوالفضل_پاشا
♥️
☕️ @caafee
نمیدانند که سکوت
چگونه انسان را میترساند
و نمیدانند که چگونه میشود
که انسان با خودش حرف میزند
و اینکه انسان چگونه در آرزوی کسی
به سوی آینهها میگریزد
و کسانی که به تنهایی نزیستهاند
اینهمه را نخواهند دانست...
#اورهان_ولی
ترجمه: #ابوالفضل_پاشا
♥️
☕️ @caafee
کمی مرا به "بودنت" دعوت کن
به جرعه ای از لبخندت
و تکه ای از دستانت..
تمام چیزی که از جهان می خواهم
همین است
کمی از "تو" برای باقیِ عمرم...
#زیور_شیبانی
♥️
☕️ @caafee
به جرعه ای از لبخندت
و تکه ای از دستانت..
تمام چیزی که از جهان می خواهم
همین است
کمی از "تو" برای باقیِ عمرم...
#زیور_شیبانی
♥️
☕️ @caafee
دستت را به من بده
دست های تو با من آشناست
ای دیر یافته با تو سخن می گویم
به سان ابر که با توفان
به سان علف که با صحرا
به سان باران که با دریا
به سان پرنده که با بهار
به سان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های تورا دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست
#احمد_شاملو
♥️
☕️ @caafee
دست های تو با من آشناست
ای دیر یافته با تو سخن می گویم
به سان ابر که با توفان
به سان علف که با صحرا
به سان باران که با دریا
به سان پرنده که با بهار
به سان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های تورا دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست
#احمد_شاملو
♥️
☕️ @caafee