آدمها فکر میکنند
اگر یک بار دیگر متولد شوند،
جور دیگری زندگی میکنند،
شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود.
فکر میکنند میتوانند همه چیز را از نو بسازند،
محکم و بی نقص!
اما حقیقت ندارد..
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم،
اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم،
اگر آدمِ ساختن بودیم،
از همین جای زندگیمان به بعد را میساختیم ...
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
♥️
☕️ @caafee
اگر یک بار دیگر متولد شوند،
جور دیگری زندگی میکنند،
شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود.
فکر میکنند میتوانند همه چیز را از نو بسازند،
محکم و بی نقص!
اما حقیقت ندارد..
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم،
اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم،
اگر آدمِ ساختن بودیم،
از همین جای زندگیمان به بعد را میساختیم ...
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
♥️
☕️ @caafee
نگاه ممتدش مانند زنجیریست در پایم
به این خاطر به دنبال سفر با بال رؤیایم
به رویا میروم اما هنوز آنجاست او با من
که من چون واژهام نحو نگاه اوست معنایم
شبی که غرق باشم در سیاهیهای چشمانش
نمیخواهم برآید از افق خورشید فردایم
تمام عمر چون طوفان سوار موجها بودم
ولی امروز در ساحل شکسته موج دریایم
اگر او زیر لب آمین بگوید ذکرهایم را
همان ساعت اجابت میشود کل دعاهایم
من از زندان عشقش تا ابد جایی نخواهم رفت
نگاه ممتدش مانند زنجیریست در پایم
#علیرضا_جعفری
♥️
☕️ @caafee
به این خاطر به دنبال سفر با بال رؤیایم
به رویا میروم اما هنوز آنجاست او با من
که من چون واژهام نحو نگاه اوست معنایم
شبی که غرق باشم در سیاهیهای چشمانش
نمیخواهم برآید از افق خورشید فردایم
تمام عمر چون طوفان سوار موجها بودم
ولی امروز در ساحل شکسته موج دریایم
اگر او زیر لب آمین بگوید ذکرهایم را
همان ساعت اجابت میشود کل دعاهایم
من از زندان عشقش تا ابد جایی نخواهم رفت
نگاه ممتدش مانند زنجیریست در پایم
#علیرضا_جعفری
♥️
☕️ @caafee
دریا شدهاست خواهر و منهم برادرش
شاعرتر از همیشه نشستم برابرش
خواهر سلام! با غزلی نیمه آمدم
تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش
میخواهم اعتراف کنم هر غزل که ما
باهم سرودهایم، جهان کرده از برش
دریا سکوت کرده و من حرف میزنم
حس میکنم که راه نبردم به باورش
دریا! منم! هم او که بهتعداد موجهات
باهر غروب خورده براین صخرهها سرش
دریا سکوت کرده و من بغض کردهام
بغض برادرانهای از قهر خواهرش....
#محمدعلی_بهمنی
♥️
☕️ @caafee
شاعرتر از همیشه نشستم برابرش
خواهر سلام! با غزلی نیمه آمدم
تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش
میخواهم اعتراف کنم هر غزل که ما
باهم سرودهایم، جهان کرده از برش
دریا سکوت کرده و من حرف میزنم
حس میکنم که راه نبردم به باورش
دریا! منم! هم او که بهتعداد موجهات
باهر غروب خورده براین صخرهها سرش
دریا سکوت کرده و من بغض کردهام
بغض برادرانهای از قهر خواهرش....
#محمدعلی_بهمنی
♥️
☕️ @caafee
❤2
Dar Havayat Bighararam Rooz o Shab | Melody98.ir
در هوایت بیقرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کِی گُذارم روز و شب!؟
جان و دل از عاشقان میخواستند
جان و دل را میسپارم روز و شب
تا نیابم آن چه در مغزِ من است
یک زمانی سر نَخارم روز و شب
تا که عشقت مُطربی آغاز کرد
گاه چنگمْ گاه تارمْ روز و شب
میزنی تو زخمه و بَر میرود
تا به گردون زیر و زارم روز و شب
ساقیی کردی بَشَر را چِلْ صَبوح
زان خمیر اندر خُمارم روز و شب
ای مهارِ عاشقانْ در دستِ تو!
در میانِ این قطارم روز و شب
میکِشم مستانه بارت بیخبر
همچو اُشتر زیرِ بارم روز و شب
تا بنگشایی به قندت روزهام
تا قیامت روزه دارم روز و شب
چون ز خوانِ فضلِ روزه بشکنم
عید باشد روزگارم روز و شب
جانِ روز و جانِ شب، ای جانِ تو
انتظارمْ انتظارمْ روز و شب
تا به سالی نیستم موقوفِ عید
با مَهِ تو عیدوارم روز و شب
زان شبی که وعده کردی روزِ بعد...
روز و شب را میشمارم روز و شب
بس که کِشتِ مِهرِ جانم تشنه است
ز ابرِ دیده، اَشکبارم روز و شب
#مولانا
♥️
☕️ @caafee
سر ز پایت برندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کِی گُذارم روز و شب!؟
جان و دل از عاشقان میخواستند
جان و دل را میسپارم روز و شب
تا نیابم آن چه در مغزِ من است
یک زمانی سر نَخارم روز و شب
تا که عشقت مُطربی آغاز کرد
گاه چنگمْ گاه تارمْ روز و شب
میزنی تو زخمه و بَر میرود
تا به گردون زیر و زارم روز و شب
ساقیی کردی بَشَر را چِلْ صَبوح
زان خمیر اندر خُمارم روز و شب
ای مهارِ عاشقانْ در دستِ تو!
در میانِ این قطارم روز و شب
میکِشم مستانه بارت بیخبر
همچو اُشتر زیرِ بارم روز و شب
تا بنگشایی به قندت روزهام
تا قیامت روزه دارم روز و شب
چون ز خوانِ فضلِ روزه بشکنم
عید باشد روزگارم روز و شب
جانِ روز و جانِ شب، ای جانِ تو
انتظارمْ انتظارمْ روز و شب
تا به سالی نیستم موقوفِ عید
با مَهِ تو عیدوارم روز و شب
زان شبی که وعده کردی روزِ بعد...
روز و شب را میشمارم روز و شب
بس که کِشتِ مِهرِ جانم تشنه است
ز ابرِ دیده، اَشکبارم روز و شب
#مولانا
♥️
☕️ @caafee
❤6
آسمانی بی ابر،
اطلسی هایی تر
رستگاری نزدیک
لای گل های حیاط
نور در کاسه ی مس
چه نوازش ها میریزد.
نردبان از سر دیوار بلند
صبح را روی زمین می آرد...!
#سهراب_سپهری
♥️
☕️ @caafee
اطلسی هایی تر
رستگاری نزدیک
لای گل های حیاط
نور در کاسه ی مس
چه نوازش ها میریزد.
نردبان از سر دیوار بلند
صبح را روی زمین می آرد...!
#سهراب_سپهری
♥️
☕️ @caafee
شب را به عشق تو صبح میکنم ...!
که سلام کنم ؛
که سلام کنی ؛
که من جان بدهم و تو جان بگیری !
#سیمین_دانشور
♥️
☕️ @caafee
که سلام کنم ؛
که سلام کنی ؛
که من جان بدهم و تو جان بگیری !
#سیمین_دانشور
♥️
☕️ @caafee
ما را دل از نسيم سحر وا نمي شود
اين غنچه ى فسرده، شكوفا نمي شود
ديرى است تا به سوك تو خون ميرود ز چشم
اين چشمه، جز به ياد تو جوشا نمي شود
سنگينى فراق تو پشت مرا شكست
اين داغ سينه سوز مداوا نمي شود
در آسمان خاطرم اى مهر صبح خيز
سالى است ماه روى تو پيدا نمي شود
گفتند تا كه فكر تو از سر بدر كنم
ميخواهم اينچنين كنم، اما نمی شود
چشمى، بسان ديده ى شب زنده دار من
از موج اشك، غيرت دريا نمي شود
آتش بگير، تا كه بدانى چه ميكشم
احساس سوختن به تماشا نمي شود
گويند: روزگار، فراموشى آورد
هرگز غم تو از سر ما وا نمي شود
#عباس_خیرآبادی
♥️
☕️ @caafee
اين غنچه ى فسرده، شكوفا نمي شود
ديرى است تا به سوك تو خون ميرود ز چشم
اين چشمه، جز به ياد تو جوشا نمي شود
سنگينى فراق تو پشت مرا شكست
اين داغ سينه سوز مداوا نمي شود
در آسمان خاطرم اى مهر صبح خيز
سالى است ماه روى تو پيدا نمي شود
گفتند تا كه فكر تو از سر بدر كنم
ميخواهم اينچنين كنم، اما نمی شود
چشمى، بسان ديده ى شب زنده دار من
از موج اشك، غيرت دريا نمي شود
آتش بگير، تا كه بدانى چه ميكشم
احساس سوختن به تماشا نمي شود
گويند: روزگار، فراموشى آورد
هرگز غم تو از سر ما وا نمي شود
#عباس_خیرآبادی
♥️
☕️ @caafee
❤3
سلام
امروز نامهات رسید.
پرسیده بودی:
"من نباشم چه خواهی کرد؟"
قرارِ ما بر صداقت است.
من، بیتو نخواهم مرد.
تنها، شوقِ زیستن در من میمیرد.
به قول #هوشنگ_ابتهاج :
بخت از مَنَت گرفت و دلم
آنچنان گریست
کز دستِ کودکی، بربایی پرندهای ...
♥️
☕️ @caafee
امروز نامهات رسید.
پرسیده بودی:
"من نباشم چه خواهی کرد؟"
قرارِ ما بر صداقت است.
من، بیتو نخواهم مرد.
تنها، شوقِ زیستن در من میمیرد.
به قول #هوشنگ_ابتهاج :
بخت از مَنَت گرفت و دلم
آنچنان گریست
کز دستِ کودکی، بربایی پرندهای ...
♥️
☕️ @caafee
❤4
شکستهتر، کمی آشفتهتر؛ شبیه قدیمم
رها شدهست امیدم، زیادتر شده بیمم
دلم شکسته پر از زخم کهنهام چه بگویم؟
منی که در همهی دردهای تازه سهیمم
پناه بردهام از غم به انزوای درونم
تمامِ عمرِ خودم را در این مقام، مقیمم
چقدر تن بسپارم به تندباد حوادث
که در هجوم بلا شانهای نگشته حریمم
#مرضیه_فرمانی
♥️
☕️ @caafee
رها شدهست امیدم، زیادتر شده بیمم
دلم شکسته پر از زخم کهنهام چه بگویم؟
منی که در همهی دردهای تازه سهیمم
پناه بردهام از غم به انزوای درونم
تمامِ عمرِ خودم را در این مقام، مقیمم
چقدر تن بسپارم به تندباد حوادث
که در هجوم بلا شانهای نگشته حریمم
#مرضیه_فرمانی
♥️
☕️ @caafee
نه فانوسی کنار لحظههای تارمان مانده
نه دیگر زلف تاکی بر سرِ دیوارمان مانده
فقط اندوه میگیرد سراغی از غریبیمان
همان که یارمان بوده کماکان یارمان مانده
بپرس از پیشگوهای قدیمی این معما را
چقدر از روزهای مثل زهرمارمان مانده؟
چقدر از دلخوشیهای کم و کوتاهمان رفته؟
چقدر از داغهای بر جگر بسیارمان مانده؟
صدای خواندن از عشق است در گوش کَر جنگل
اگر که قطره خونی گوشۀ منقارمان مانده
تو تقدیر منی ای عشق اما عقل می گوید:
بیا بگذر ز تقدیرت... همین یک کارمان مانده!
#حامد_عسکری
♥️
☕️ @caafee
نه دیگر زلف تاکی بر سرِ دیوارمان مانده
فقط اندوه میگیرد سراغی از غریبیمان
همان که یارمان بوده کماکان یارمان مانده
بپرس از پیشگوهای قدیمی این معما را
چقدر از روزهای مثل زهرمارمان مانده؟
چقدر از دلخوشیهای کم و کوتاهمان رفته؟
چقدر از داغهای بر جگر بسیارمان مانده؟
صدای خواندن از عشق است در گوش کَر جنگل
اگر که قطره خونی گوشۀ منقارمان مانده
تو تقدیر منی ای عشق اما عقل می گوید:
بیا بگذر ز تقدیرت... همین یک کارمان مانده!
#حامد_عسکری
♥️
☕️ @caafee
Man Ba In Tanhaeiyam Kheyli Rafigham Ai [ MusicViral.ir ]
[ MusicViral.ir ]
به مردم چون پناه آوردم از تنهاییام دیدم
که از "تنها شدن" جانکاهتر
"احساس تنهایی"ست ...!
♥️
☕️ @caafee
که از "تنها شدن" جانکاهتر
"احساس تنهایی"ست ...!
♥️
☕️ @caafee
آن یارِ دیرکرده، نفس میزند، چرا؟!
این پیشواز آمده، پس میزند، چرا؟!
چون پیچکی صبور، به پایش رسیدم آه
ابرو کشیده، داسِ هرس میزند، چرا؟!
بال و پرم شکست، ز صیاد دل بپرس
با پلک چشم، طرح قفس میزند، چرا؟!
ناگفتههای عاشقِ از سالهای دور
این روزها، با همهکس میزند، چرا؟!
بر رودِ شب، تن چه سپارد، بگو به ماه
-رویای نقرهپوشِ ارس میزند، چرا؟!
با بادها خاطرهبازی چه میکند؟!
عریان به کوچهباغِ هوس میزند، چرا؟!
در حیرتم، الههی زیبای خفتهتر
راهِ هزار دزد وُ عسس میزند، چرا؟!
#گویا_فیروزکوهی
♥️
☕️ @caafee
این پیشواز آمده، پس میزند، چرا؟!
چون پیچکی صبور، به پایش رسیدم آه
ابرو کشیده، داسِ هرس میزند، چرا؟!
بال و پرم شکست، ز صیاد دل بپرس
با پلک چشم، طرح قفس میزند، چرا؟!
ناگفتههای عاشقِ از سالهای دور
این روزها، با همهکس میزند، چرا؟!
بر رودِ شب، تن چه سپارد، بگو به ماه
-رویای نقرهپوشِ ارس میزند، چرا؟!
با بادها خاطرهبازی چه میکند؟!
عریان به کوچهباغِ هوس میزند، چرا؟!
در حیرتم، الههی زیبای خفتهتر
راهِ هزار دزد وُ عسس میزند، چرا؟!
#گویا_فیروزکوهی
♥️
☕️ @caafee