گذشتم از خودم و آمدهست حالا عشق
نَفَسبُریدهام و باسـمِهِ تَعـالی عشق!
دچارِ خویشم و هرگز وصال ممکن نیست
همیشه فاصلهای هست بین ما با عشق
اگرچه دیر، اگرچه عبث...، یقین دارم
به پایِ دار میآید پیِ تماشا، عشق
جُز ایستادن در نیستی، مقامی نیست
دو دست بر سر زانو نهادهام، یا عشق!
شکوفهای شدم از شوقِ ریختن سرشار
شهادتـینِ مرا میپذیرد آیا عشق؟
کویر و جنگل و باران و کوه و دریا، هُو !
سخن خُلاصه کنم: لا اِلهَ الّا عشق...
#عبدالحمید_ضیایی
♥️
☕️ @caafee
نَفَسبُریدهام و باسـمِهِ تَعـالی عشق!
دچارِ خویشم و هرگز وصال ممکن نیست
همیشه فاصلهای هست بین ما با عشق
اگرچه دیر، اگرچه عبث...، یقین دارم
به پایِ دار میآید پیِ تماشا، عشق
جُز ایستادن در نیستی، مقامی نیست
دو دست بر سر زانو نهادهام، یا عشق!
شکوفهای شدم از شوقِ ریختن سرشار
شهادتـینِ مرا میپذیرد آیا عشق؟
کویر و جنگل و باران و کوه و دریا، هُو !
سخن خُلاصه کنم: لا اِلهَ الّا عشق...
#عبدالحمید_ضیایی
♥️
☕️ @caafee
تمامِ پنجرهی من خیالِ او شده بود
تمامِ پوستام از عطرِ آشتی بیمار
تمامِ ذهنِ من از نور و نسترن سرشار.
من از رطوبتِ سبزِ نگاهِ او دیدم
که در نهایتِ چشماش کبوترِ دلِ من
قلمرویی زِ برهنهترین هواها داشت
و اشتیاقِ تبآلودِ بامهایِ بلند
در آفتاب زِ پروازِ دورِ او میسوخت.
زِ رویِ پنجرهی من
خیالِ او پَر زد
و شب ادامه گرفت
و من ادامه گرفتم.
#یدالله_رویایی
♥️
☕️ @caafee
تمامِ پوستام از عطرِ آشتی بیمار
تمامِ ذهنِ من از نور و نسترن سرشار.
من از رطوبتِ سبزِ نگاهِ او دیدم
که در نهایتِ چشماش کبوترِ دلِ من
قلمرویی زِ برهنهترین هواها داشت
و اشتیاقِ تبآلودِ بامهایِ بلند
در آفتاب زِ پروازِ دورِ او میسوخت.
زِ رویِ پنجرهی من
خیالِ او پَر زد
و شب ادامه گرفت
و من ادامه گرفتم.
#یدالله_رویایی
♥️
☕️ @caafee
دوست داشتن زوری نیست، اختیاری ست ...
اِداری هم نیست.
ساعت کار ندارد، شبانه روزیست ...
خواب و خوراک نمیشناسد ...
شوخی نیست، جدی هم نیست!
یک بازی ست که بَلد بودن و قاعدهی خودش را خودش تعیین میکند.
دوست داشتن یا هست یا نیست!
حدِ وسط ندارد ...
#عباس_معروفی
♥️
☕️ @caafee
اِداری هم نیست.
ساعت کار ندارد، شبانه روزیست ...
خواب و خوراک نمیشناسد ...
شوخی نیست، جدی هم نیست!
یک بازی ست که بَلد بودن و قاعدهی خودش را خودش تعیین میکند.
دوست داشتن یا هست یا نیست!
حدِ وسط ندارد ...
#عباس_معروفی
♥️
☕️ @caafee
👍1
خوش آن مُردن که بر بالین خویشت بینم و باشد
اجل در قبض جان
تن مضطرب
من در تماشایت...
#محتشم_کاشانی
♥️
☕️ @caafee
اجل در قبض جان
تن مضطرب
من در تماشایت...
#محتشم_کاشانی
♥️
☕️ @caafee
جان به لب داریم و
همچون صبح خندانیم ما
دست و تیغِ عشق را زخم نمایانیم ما
از شبیخونِ خمارِ صبحدم آسودهایم
مستیِ دنباله دارِ چشمِ خوبانیم ما
#صائب_تبریزی
♥️
☕️ @caafee
همچون صبح خندانیم ما
دست و تیغِ عشق را زخم نمایانیم ما
از شبیخونِ خمارِ صبحدم آسودهایم
مستیِ دنباله دارِ چشمِ خوبانیم ما
#صائب_تبریزی
♥️
☕️ @caafee
صبح به خیرهای تــو
روزم را زیباتر میکند
و نگاهت عشق را
باز هم بگو سلام
تا بوسهام، عطر ناز شببو بگیرد
در آغوش تو چه محشریست، دیدن باران پشت پنجره
آن زمان که در گوشم از رنگ زندگی سخن میگویی
خنده میزنم به صبح
به تـــو
و باران باز هم میبارد ...
#عرفان_یزدانی
♥️
☕️ @caafee
روزم را زیباتر میکند
و نگاهت عشق را
باز هم بگو سلام
تا بوسهام، عطر ناز شببو بگیرد
در آغوش تو چه محشریست، دیدن باران پشت پنجره
آن زمان که در گوشم از رنگ زندگی سخن میگویی
خنده میزنم به صبح
به تـــو
و باران باز هم میبارد ...
#عرفان_یزدانی
♥️
☕️ @caafee
سلام بر کسانی که با عیبهایمان
دوستمان داشتند،
پیش از آنکه با خوبیهایمان...
صبحتون بخیر 🌹
♥️
☕️ @caafee
دوستمان داشتند،
پیش از آنکه با خوبیهایمان...
صبحتون بخیر 🌹
♥️
☕️ @caafee
من ماندم و یک بغض که باران شدنی نیست
یک تکه نمکزار که گلدان شدنی نیست
چل سال نشستم که مگر باز شود باز...
این بافهی گیسو که پریشان شدنی نیست
زخمی که مرا سخت گرفته است در آغوش
آنقدر عمیق است که درمان شدنی نیست
از سلسلهی غم به چه حیلت بگریزم
این برج کهنسال که ویران شدنی نیست
روزی که رها باشم از اندوه... از اندوه...
روزی است که در عالم امکان، شدنی نیست
غولی که خودم ساختمش در دل و در جان
آنقدر هیولاست که انسان شدنی نیست
پیغمبر مایوس! به این شهر پشیمان،
برگرد! که نفرین تو طوفان شدنی نیست
#اعظم_سعادتمند
♥️
☕️ @caafee
یک تکه نمکزار که گلدان شدنی نیست
چل سال نشستم که مگر باز شود باز...
این بافهی گیسو که پریشان شدنی نیست
زخمی که مرا سخت گرفته است در آغوش
آنقدر عمیق است که درمان شدنی نیست
از سلسلهی غم به چه حیلت بگریزم
این برج کهنسال که ویران شدنی نیست
روزی که رها باشم از اندوه... از اندوه...
روزی است که در عالم امکان، شدنی نیست
غولی که خودم ساختمش در دل و در جان
آنقدر هیولاست که انسان شدنی نیست
پیغمبر مایوس! به این شهر پشیمان،
برگرد! که نفرین تو طوفان شدنی نیست
#اعظم_سعادتمند
♥️
☕️ @caafee
پلکی بزن! به آب بده! هرچه شاعر است
چشمت، غزلسُرای بزرگِ معاصر است
یکمرتبه گذشتی از این کوچه و هنوز
عطرت، میان خاطرهٔ این معابر است
عادت به نیلَبک زدنت داشت این درخت
اما دریغ! موسم کوچ عشایر است
حالا کجا به موی خودت شانه میزنی
آیینه نیز بعد تو آشفته خاطر است
سر روی شانه ام بگذاری چه می شود؟
یکبار هم ببار به دشتی که بایر است
گفتی که بگذر از من و دلبستهام نباش
از قلب من بپرس، به این کار قادر است؟
#محمدحسین_امیری
♥️
☕️ @caafee
چشمت، غزلسُرای بزرگِ معاصر است
یکمرتبه گذشتی از این کوچه و هنوز
عطرت، میان خاطرهٔ این معابر است
عادت به نیلَبک زدنت داشت این درخت
اما دریغ! موسم کوچ عشایر است
حالا کجا به موی خودت شانه میزنی
آیینه نیز بعد تو آشفته خاطر است
سر روی شانه ام بگذاری چه می شود؟
یکبار هم ببار به دشتی که بایر است
گفتی که بگذر از من و دلبستهام نباش
از قلب من بپرس، به این کار قادر است؟
#محمدحسین_امیری
♥️
☕️ @caafee
پناه میبرم از شرّ شهر بیتو، به غربت
به گوشهای که غمم را به گوش
جاده بگویم
#سجاد_رشیدیپور
♥️
☕️ @caafee
به گوشهای که غمم را به گوش
جاده بگویم
#سجاد_رشیدیپور
♥️
☕️ @caafee