ای رفته كمكم از دل و جان، ناگهان بيا
مثل خدا به ياد ستمديدگان بيا
قصد من از حيات، تماشای چشم توست
ای جان فدای چشم تو؛ با قصد جان بيا
چشم حسود كور، سخن با كسی مگو
از من نشان بپرس ولی بینشان بيا
ايمان خلق و صبر مرا امتحان مكن
بیآنكه دلبری كنی از اين و آن بيا
قلب مرا هنوز به يغما نبردهای
ای راهزن دوباره به اين كاروان بيا
#فاضل_نظری
♥️
☕️ @caafee
مثل خدا به ياد ستمديدگان بيا
قصد من از حيات، تماشای چشم توست
ای جان فدای چشم تو؛ با قصد جان بيا
چشم حسود كور، سخن با كسی مگو
از من نشان بپرس ولی بینشان بيا
ايمان خلق و صبر مرا امتحان مكن
بیآنكه دلبری كنی از اين و آن بيا
قلب مرا هنوز به يغما نبردهای
ای راهزن دوباره به اين كاروان بيا
#فاضل_نظری
♥️
☕️ @caafee
به تازه کردن اندوه من میآیند، آه...
مسافران که هر از گاه میرسند از راه
نشسته است به راهت هزار چشمِ سپید
تو دل به راه ندادی هزار سال سیاه
نمانده است تو را هیچ یاد یار و دیار
نمانده است مرا هیچ غیر آه و نگاه
من آه میکشم و باز بیشتر شده است
مهِ زمین و دم آسمان و هالهی ماه
حساب روز و شب و سال و ماه دستم نیست
تو خود به یاد بیاور قرار خود را گاه
گمان مبر که دگر بی تو زنده خواهم ماند
به عزت و شرف لا اله الا الله...
#محمدمهدی_سیار
♥️
☕️ @caafee
مسافران که هر از گاه میرسند از راه
نشسته است به راهت هزار چشمِ سپید
تو دل به راه ندادی هزار سال سیاه
نمانده است تو را هیچ یاد یار و دیار
نمانده است مرا هیچ غیر آه و نگاه
من آه میکشم و باز بیشتر شده است
مهِ زمین و دم آسمان و هالهی ماه
حساب روز و شب و سال و ماه دستم نیست
تو خود به یاد بیاور قرار خود را گاه
گمان مبر که دگر بی تو زنده خواهم ماند
به عزت و شرف لا اله الا الله...
#محمدمهدی_سیار
♥️
☕️ @caafee
مهی که مزد وفای مرا جفا دانست
دلم هر آنچه جفا دید ازو وفا دانست
روان شو از دلِ خونینم ای سرشک نهان
چرا که آن گل خندان چنین روا دانست
صفای خاطر آیینه دار ما را باش
که هر چه دید غبار غمش صفا دانست
گرم وصال نبخشند خوشدلم به خیال
که دل به درد تو خو کرد و این دوا دانست
تو غنچه بودی و بلبل خموش غیرت عشق
به حیرتم که صبا قصه از کجا دانست
ز چشم سایه خدا را قدم دریغ مدار
که خاک راه تو را عین توتیا دانست
#هوشنگ_ابتهاج
♥️
☕️ @caafee
دلم هر آنچه جفا دید ازو وفا دانست
روان شو از دلِ خونینم ای سرشک نهان
چرا که آن گل خندان چنین روا دانست
صفای خاطر آیینه دار ما را باش
که هر چه دید غبار غمش صفا دانست
گرم وصال نبخشند خوشدلم به خیال
که دل به درد تو خو کرد و این دوا دانست
تو غنچه بودی و بلبل خموش غیرت عشق
به حیرتم که صبا قصه از کجا دانست
ز چشم سایه خدا را قدم دریغ مدار
که خاک راه تو را عین توتیا دانست
#هوشنگ_ابتهاج
♥️
☕️ @caafee
ما به طور معجزهآسایی شفا مییابیم
در حضور کسی که به نور ما ایمان دارد،
حتی زمانی که در تاریکی خود
سرگردان هستیم.
♥️
☕️ @caafee
در حضور کسی که به نور ما ایمان دارد،
حتی زمانی که در تاریکی خود
سرگردان هستیم.
♥️
☕️ @caafee
ای سردِ دور! با چه کسی گرمِ خندهای
وقتی هنوز از دل من دل نکندهای؟
اینجا بهار، منتظر چند نبض توست
در سینهی کدام زمستان تپندهای؟
دانستمت! دقیق همان لحظهی نخست
در اولین مجالِ پریدن، پرندهای
ای عشق! ای هرآینه چاقوی کینهدار!
بعد از هزار عمر، کماکان بُرندهای!
با یک نگاه سادهی جادوگرانهات
ایمان بَرندهای و به کفر آورندهای
خاموش یا که زنده کنی ای نسیم عشق
بر نیمه شعلهام به چه علت وزندهای؟!
#حمزه_کریم_تباح_فر
♥️
☕️ @caafee
وقتی هنوز از دل من دل نکندهای؟
اینجا بهار، منتظر چند نبض توست
در سینهی کدام زمستان تپندهای؟
دانستمت! دقیق همان لحظهی نخست
در اولین مجالِ پریدن، پرندهای
ای عشق! ای هرآینه چاقوی کینهدار!
بعد از هزار عمر، کماکان بُرندهای!
با یک نگاه سادهی جادوگرانهات
ایمان بَرندهای و به کفر آورندهای
خاموش یا که زنده کنی ای نسیم عشق
بر نیمه شعلهام به چه علت وزندهای؟!
#حمزه_کریم_تباح_فر
♥️
☕️ @caafee
گذشتم از خودم و آمدهست حالا عشق
نَفَسبُریدهام و باسـمِهِ تَعـالی عشق!
دچارِ خویشم و هرگز وصال ممکن نیست
همیشه فاصلهای هست بین ما با عشق
اگرچه دیر، اگرچه عبث...، یقین دارم
به پایِ دار میآید پیِ تماشا، عشق
جُز ایستادن در نیستی، مقامی نیست
دو دست بر سر زانو نهادهام، یا عشق!
شکوفهای شدم از شوقِ ریختن سرشار
شهادتـینِ مرا میپذیرد آیا عشق؟
کویر و جنگل و باران و کوه و دریا، هُو !
سخن خُلاصه کنم: لا اِلهَ الّا عشق...
#عبدالحمید_ضیایی
♥️
☕️ @caafee
نَفَسبُریدهام و باسـمِهِ تَعـالی عشق!
دچارِ خویشم و هرگز وصال ممکن نیست
همیشه فاصلهای هست بین ما با عشق
اگرچه دیر، اگرچه عبث...، یقین دارم
به پایِ دار میآید پیِ تماشا، عشق
جُز ایستادن در نیستی، مقامی نیست
دو دست بر سر زانو نهادهام، یا عشق!
شکوفهای شدم از شوقِ ریختن سرشار
شهادتـینِ مرا میپذیرد آیا عشق؟
کویر و جنگل و باران و کوه و دریا، هُو !
سخن خُلاصه کنم: لا اِلهَ الّا عشق...
#عبدالحمید_ضیایی
♥️
☕️ @caafee
تمامِ پنجرهی من خیالِ او شده بود
تمامِ پوستام از عطرِ آشتی بیمار
تمامِ ذهنِ من از نور و نسترن سرشار.
من از رطوبتِ سبزِ نگاهِ او دیدم
که در نهایتِ چشماش کبوترِ دلِ من
قلمرویی زِ برهنهترین هواها داشت
و اشتیاقِ تبآلودِ بامهایِ بلند
در آفتاب زِ پروازِ دورِ او میسوخت.
زِ رویِ پنجرهی من
خیالِ او پَر زد
و شب ادامه گرفت
و من ادامه گرفتم.
#یدالله_رویایی
♥️
☕️ @caafee
تمامِ پوستام از عطرِ آشتی بیمار
تمامِ ذهنِ من از نور و نسترن سرشار.
من از رطوبتِ سبزِ نگاهِ او دیدم
که در نهایتِ چشماش کبوترِ دلِ من
قلمرویی زِ برهنهترین هواها داشت
و اشتیاقِ تبآلودِ بامهایِ بلند
در آفتاب زِ پروازِ دورِ او میسوخت.
زِ رویِ پنجرهی من
خیالِ او پَر زد
و شب ادامه گرفت
و من ادامه گرفتم.
#یدالله_رویایی
♥️
☕️ @caafee
دوست داشتن زوری نیست، اختیاری ست ...
اِداری هم نیست.
ساعت کار ندارد، شبانه روزیست ...
خواب و خوراک نمیشناسد ...
شوخی نیست، جدی هم نیست!
یک بازی ست که بَلد بودن و قاعدهی خودش را خودش تعیین میکند.
دوست داشتن یا هست یا نیست!
حدِ وسط ندارد ...
#عباس_معروفی
♥️
☕️ @caafee
اِداری هم نیست.
ساعت کار ندارد، شبانه روزیست ...
خواب و خوراک نمیشناسد ...
شوخی نیست، جدی هم نیست!
یک بازی ست که بَلد بودن و قاعدهی خودش را خودش تعیین میکند.
دوست داشتن یا هست یا نیست!
حدِ وسط ندارد ...
#عباس_معروفی
♥️
☕️ @caafee
👍1
خوش آن مُردن که بر بالین خویشت بینم و باشد
اجل در قبض جان
تن مضطرب
من در تماشایت...
#محتشم_کاشانی
♥️
☕️ @caafee
اجل در قبض جان
تن مضطرب
من در تماشایت...
#محتشم_کاشانی
♥️
☕️ @caafee
جان به لب داریم و
همچون صبح خندانیم ما
دست و تیغِ عشق را زخم نمایانیم ما
از شبیخونِ خمارِ صبحدم آسودهایم
مستیِ دنباله دارِ چشمِ خوبانیم ما
#صائب_تبریزی
♥️
☕️ @caafee
همچون صبح خندانیم ما
دست و تیغِ عشق را زخم نمایانیم ما
از شبیخونِ خمارِ صبحدم آسودهایم
مستیِ دنباله دارِ چشمِ خوبانیم ما
#صائب_تبریزی
♥️
☕️ @caafee
صبح به خیرهای تــو
روزم را زیباتر میکند
و نگاهت عشق را
باز هم بگو سلام
تا بوسهام، عطر ناز شببو بگیرد
در آغوش تو چه محشریست، دیدن باران پشت پنجره
آن زمان که در گوشم از رنگ زندگی سخن میگویی
خنده میزنم به صبح
به تـــو
و باران باز هم میبارد ...
#عرفان_یزدانی
♥️
☕️ @caafee
روزم را زیباتر میکند
و نگاهت عشق را
باز هم بگو سلام
تا بوسهام، عطر ناز شببو بگیرد
در آغوش تو چه محشریست، دیدن باران پشت پنجره
آن زمان که در گوشم از رنگ زندگی سخن میگویی
خنده میزنم به صبح
به تـــو
و باران باز هم میبارد ...
#عرفان_یزدانی
♥️
☕️ @caafee