بگذار سر به سینهی من، تا که بشنوی،
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را.
شاید که بیش ازین نپسندی به کار عشق،
آزار این رمیدهی سر در کمند را.
بگذار سر به سینهی من، تا بگویمت:
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست؟
بگذار تا بگویمت: این مرغ خسته جان،
عمریست در هوای تو از آشیان جداست.
دلتنگم آنچنان که: اگر بینمت به کام،
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من،
ای نازنین -که هیچ وفا نیست با منت-
تو، آسمان آبی آرام و روشنی،
من، چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم!
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو.
بگذار تا ببوسمت، ای نوشخندِ صبح،
بگذار تا بنوشمت ای چشمهی شراب،
بیمار خندههای توام، بیشتر بخند!
خورشید آرزوی منی، گرمتر بتاب!
#فریدون_مشیری
📚#ابر_و_کوچه
♥️
☕️ @caafee
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را.
شاید که بیش ازین نپسندی به کار عشق،
آزار این رمیدهی سر در کمند را.
بگذار سر به سینهی من، تا بگویمت:
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست؟
بگذار تا بگویمت: این مرغ خسته جان،
عمریست در هوای تو از آشیان جداست.
دلتنگم آنچنان که: اگر بینمت به کام،
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من،
ای نازنین -که هیچ وفا نیست با منت-
تو، آسمان آبی آرام و روشنی،
من، چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم!
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو.
بگذار تا ببوسمت، ای نوشخندِ صبح،
بگذار تا بنوشمت ای چشمهی شراب،
بیمار خندههای توام، بیشتر بخند!
خورشید آرزوی منی، گرمتر بتاب!
#فریدون_مشیری
📚#ابر_و_کوچه
♥️
☕️ @caafee
بودنت زیباست
مثل تابیدن آفتاب
برساقههای تُرد بابونه
برتن درخت ایستاده برمن
ماه درآغوش تو به خواب میرود
خورشید با چشمهای توبیدار میشود
#عباس_معروفی
♥️
☕️ @caafee
مثل تابیدن آفتاب
برساقههای تُرد بابونه
برتن درخت ایستاده برمن
ماه درآغوش تو به خواب میرود
خورشید با چشمهای توبیدار میشود
#عباس_معروفی
♥️
☕️ @caafee
Faghat Bash
Hamed Baradaran
#حامد_برادران
♥️
☕️ @caafee
♥️
☕️ @caafee
خدایا !
نگاهم که نمی کنی ؛ خوب نیستم ! دلم زود می گیرد و بغضم راحت تر از همیشه می شکند
نگاهم که نمی کنی ؛ بی پناه ترین می شوم و هر اتفاق ساده ای مرا به هم می ریزد ،
نگاهم کن ...
دستانم را بگیر و این نگرانی های بی دلیل را کم کن ،
می دانم اتفاق بدی نمی افتد ،
می دانم همه چیز درست می شود ،
ولی حواست که نیست ؛ می ترسم ...
کمی بیشتر حواست به من باشد ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
♥️
☕️ @caafee
نگاهم که نمی کنی ؛ خوب نیستم ! دلم زود می گیرد و بغضم راحت تر از همیشه می شکند
نگاهم که نمی کنی ؛ بی پناه ترین می شوم و هر اتفاق ساده ای مرا به هم می ریزد ،
نگاهم کن ...
دستانم را بگیر و این نگرانی های بی دلیل را کم کن ،
می دانم اتفاق بدی نمی افتد ،
می دانم همه چیز درست می شود ،
ولی حواست که نیست ؛ می ترسم ...
کمی بیشتر حواست به من باشد ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
♥️
☕️ @caafee
#هوشنگ_ابتهاج گفت:
خیال دیدنت چه دلپذیر بود ،جوانیم در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد ...
#شهریار گفت :
نوش دارویی و بعد از مرگ سُهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا ؟!
#بنان گفت:
آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود...
هیچوقت دیر نکن،همین...
♥️
☕️ @caafee
خیال دیدنت چه دلپذیر بود ،جوانیم در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد ...
#شهریار گفت :
نوش دارویی و بعد از مرگ سُهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا ؟!
#بنان گفت:
آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود...
هیچوقت دیر نکن،همین...
♥️
☕️ @caafee
جان پس از عمری دویدن لحظه ای آسوده بود
عقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بود
عقل با دل رو به رو شد صبح دلتنگی بخیر
عقل برمی گشت راهی را که دل پیموده بود
عقل کامل بود، فاخر بود، حرف تازه داشت
دل پریشان بود، دل خون بود، دل فرسوده بود
عقل منطق داشت ، حرفش را به کرسی می نشاند
دل سراسر دست و پا می زد، ولی بیهوده بود
حرف منّت نیست اما صد برابر پس گرفت
گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود
من کی ام؟! باغی که چون با عطر عشق آمیختم
هر اناری را که پروردم به خون آلوده بود
ای دل ناباور من دیر فهمیدی که عشق
از همان روز ازل هم جرم نابخشوده بود
#فاضل_نظری
♥️
☕️ @caafee
عقل سرپیچیده بود از آنچه دل فرموده بود
عقل با دل رو به رو شد صبح دلتنگی بخیر
عقل برمی گشت راهی را که دل پیموده بود
عقل کامل بود، فاخر بود، حرف تازه داشت
دل پریشان بود، دل خون بود، دل فرسوده بود
عقل منطق داشت ، حرفش را به کرسی می نشاند
دل سراسر دست و پا می زد، ولی بیهوده بود
حرف منّت نیست اما صد برابر پس گرفت
گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود
من کی ام؟! باغی که چون با عطر عشق آمیختم
هر اناری را که پروردم به خون آلوده بود
ای دل ناباور من دیر فهمیدی که عشق
از همان روز ازل هم جرم نابخشوده بود
#فاضل_نظری
♥️
☕️ @caafee
آرام بگیر!
گاهی باید یک دایره بکشی و بنشینی درونش
بگذار به حال خودش زندگی را
و هیاهوی آدم ها را.
بنشین کنار سکوتت
و یک فنجان چای
به خودت تعارف کن...
#معصومه_صابر
♥️
☕️ @caafee
گاهی باید یک دایره بکشی و بنشینی درونش
بگذار به حال خودش زندگی را
و هیاهوی آدم ها را.
بنشین کنار سکوتت
و یک فنجان چای
به خودت تعارف کن...
#معصومه_صابر
♥️
☕️ @caafee
❤2
Forwarded from ℳσʂƚαϝα
Navazesham Kon
Hamid Askari
بر شاخهای نشستی و سیبم نمیشوی
دلتنگ دستهای غریبم نمیشوی
در خوابهای من کسی از راه می رسد
تعبیر خواب های عجیبم نمی شوی ؟
بی تابی آن چنان که حریفت نمی شوم
بیمارم آن چنان که طبیبم نمی شوی
من کوهم و تو کوهنوردی که بی گمان
قربانی فراز و نشیبم نمی شوی
دستی شدم که گاه رفیقت نمی شوم
سیبی شدی که گاه نصیبم نمی شوی
#ناصر_حامدی
♥️
☕️ @caafee
دلتنگ دستهای غریبم نمیشوی
در خوابهای من کسی از راه می رسد
تعبیر خواب های عجیبم نمی شوی ؟
بی تابی آن چنان که حریفت نمی شوم
بیمارم آن چنان که طبیبم نمی شوی
من کوهم و تو کوهنوردی که بی گمان
قربانی فراز و نشیبم نمی شوی
دستی شدم که گاه رفیقت نمی شوم
سیبی شدی که گاه نصیبم نمی شوی
#ناصر_حامدی
♥️
☕️ @caafee
ما سال ها پيش شادي هايمان را گم كرديم
ميانِ روزمرگي هايمان
ميانِ مشغله های پوچ
ميانِ كينه و نفرت هايمان
ميانِ بغض هايمان
و حس های ناشیانه مان...
و حالا سال هاست دنبال گمشدهي
مفقود الاثري ميگرديم
كه خودمان گمش كرديم
و ميانِ تمامِ اين زير و رو كردن ها
خودمان را نيز فراموش كرديم
و حالا آن گمشده شادی نيست...
خودمانيم!
#ياسمن_مهديپور
♥️
☕️ @caafee
ميانِ روزمرگي هايمان
ميانِ مشغله های پوچ
ميانِ كينه و نفرت هايمان
ميانِ بغض هايمان
و حس های ناشیانه مان...
و حالا سال هاست دنبال گمشدهي
مفقود الاثري ميگرديم
كه خودمان گمش كرديم
و ميانِ تمامِ اين زير و رو كردن ها
خودمان را نيز فراموش كرديم
و حالا آن گمشده شادی نيست...
خودمانيم!
#ياسمن_مهديپور
♥️
☕️ @caafee
❤1
تو
بیبدیل بودی،
اما ما...فراوان و بیهوده و
تلخی قصه از اینجا آغاز میشد؛
از ما گذشتی،
مثل ماه از پنجرههای تاریک...
تو همه چیز ما بودی
و ما هیچ چیزِ تو نبودیم...
#رسول_یونان
♥️
☕️ @caafee
بیبدیل بودی،
اما ما...فراوان و بیهوده و
تلخی قصه از اینجا آغاز میشد؛
از ما گذشتی،
مثل ماه از پنجرههای تاریک...
تو همه چیز ما بودی
و ما هیچ چیزِ تو نبودیم...
#رسول_یونان
♥️
☕️ @caafee
❤1
باز دیشب حالت من حالتی جانکاه بود
تا سحر سودای دل با ناله بود و آه بود
چشم ، شوق گریه در سر داشت ، من نگذاشتم
ور نه از طوفان روح من خدا آگاه بود ..
صحبت از ما بود و من در پرده کردم شکوهها
شرم، رهزن شد والا ّ اشک من در راه بود
کاشکی سر بشکند ، پا بشکند ، دل نشکند
سرگذشت دل شکستن بود و بس جانکاه بود
سوختم از آتشت ، خاکسترم بر باد رفت
داستان عشق ما کوتاه و بس کوتاه بود ..
#مهدی_اخوان_ثالث
♥️
☕️ @caafee
تا سحر سودای دل با ناله بود و آه بود
چشم ، شوق گریه در سر داشت ، من نگذاشتم
ور نه از طوفان روح من خدا آگاه بود ..
صحبت از ما بود و من در پرده کردم شکوهها
شرم، رهزن شد والا ّ اشک من در راه بود
کاشکی سر بشکند ، پا بشکند ، دل نشکند
سرگذشت دل شکستن بود و بس جانکاه بود
سوختم از آتشت ، خاکسترم بر باد رفت
داستان عشق ما کوتاه و بس کوتاه بود ..
#مهدی_اخوان_ثالث
♥️
☕️ @caafee
اگر به چند سال پیش برگردم
به چشمانم نگاه میکنم و میگویم:
هیچچیز آنقدر که نگران بودی،
نگران کننده نبود.
هیچچیز آنقدر که فکر میکردی
سخت نبود.
هیچچیز آنقدر که فکر میکردی زیبا و
دوست داشتنی نبود.
هیچچیز آنطور که تو تصور میکردی نبود،
اما همه چیز همانطور بودند که باید
میبودند.
درست، به موقع، دقیق،
موقت و اجتناب ناپذیر.
#پونه_مقیمی
♥️
☕️ @caafee
به چشمانم نگاه میکنم و میگویم:
هیچچیز آنقدر که نگران بودی،
نگران کننده نبود.
هیچچیز آنقدر که فکر میکردی
سخت نبود.
هیچچیز آنقدر که فکر میکردی زیبا و
دوست داشتنی نبود.
هیچچیز آنطور که تو تصور میکردی نبود،
اما همه چیز همانطور بودند که باید
میبودند.
درست، به موقع، دقیق،
موقت و اجتناب ناپذیر.
#پونه_مقیمی
♥️
☕️ @caafee
روزگاری که رُخت قبلهی جان بود مرا
روی دل تافته از هر دو جهان بود مرا
چند روزی که به سودای تو جان میدادم
حاصل از زندگی خویش ، همان بود مرا
یاد باد آن که به خلوتگه وصلت شب و روز
دل ، سراپردهی صد راز نهان بود مرا
یاد باد آن که چو آغاز سخن میکردی
با تو صد زمزمه در زیر زبان بود مرا
یاد باد آن که به بالین تو شبهای دراز
پاسبان ، مردمِ چشمِ نگران بود مرا
یاد باد آن که دمی گر ز درت میرفتم
محتشم پیش سگان تو ضِمان بود مرا
#محتشم_کاشانی
♥️
☕️ @caafee
روی دل تافته از هر دو جهان بود مرا
چند روزی که به سودای تو جان میدادم
حاصل از زندگی خویش ، همان بود مرا
یاد باد آن که به خلوتگه وصلت شب و روز
دل ، سراپردهی صد راز نهان بود مرا
یاد باد آن که چو آغاز سخن میکردی
با تو صد زمزمه در زیر زبان بود مرا
یاد باد آن که به بالین تو شبهای دراز
پاسبان ، مردمِ چشمِ نگران بود مرا
یاد باد آن که دمی گر ز درت میرفتم
محتشم پیش سگان تو ضِمان بود مرا
#محتشم_کاشانی
♥️
☕️ @caafee