کاش یکی باشد
بیاید رویای مرا تیمار کند
گلدانش را آب بدهد
برگ هایش را نوازش کند...
گهگاهی آوازی بخواند برایش
تا من
به دنیا برگردم
خانه
سال هاست که دیگر
بوی نان را فراموش کرده است...
و این پیراهنِ سفید
آستینِ بلندش را
دورِ گلویم پیچیده است انگار...
#پوریا_اشتری
♥️
☕️ @caafee
بیاید رویای مرا تیمار کند
گلدانش را آب بدهد
برگ هایش را نوازش کند...
گهگاهی آوازی بخواند برایش
تا من
به دنیا برگردم
خانه
سال هاست که دیگر
بوی نان را فراموش کرده است...
و این پیراهنِ سفید
آستینِ بلندش را
دورِ گلویم پیچیده است انگار...
#پوریا_اشتری
♥️
☕️ @caafee
تو زیبا ترین انتخاب چشم هایم هستی...
ای کاش تو جای من بودی
تا درک می کردی
که دوست داشتنت چقدر سخت است؛
ای کاش من جای تو بودم
تا از این همه دوست داشته شدن لذت می بردم....
#ازدمیر_آصف
♥️
☕️ @caafee
ای کاش تو جای من بودی
تا درک می کردی
که دوست داشتنت چقدر سخت است؛
ای کاش من جای تو بودم
تا از این همه دوست داشته شدن لذت می بردم....
#ازدمیر_آصف
♥️
☕️ @caafee
مثل یک جنگلِ پاییزیِ سرما خورده
شدهام بی رمق و غم زده و تا خورده
اخم کن، زخم بزن، تلخ بگو، سر بشکن
قالی آن گاه عزیز است که شد پا خورده
ماهی کوچک اگر دل نسپارد چه کند
بس که آب و نمک از سفرهی دریا خورده
عشق داغ است و دوای تن سرد من و تو
دور آتش بنشینیم دو سرما خورده
برسانید به یوسف که سرافراز شدی
هر چه سنگ است به بیچاره زلیخا خورده
برسانید از او صرف نظر خواهم کرد
نرساند اگر از آن لبِ حلوا خورده!
#ناصر_حامدی
♥️
☕️ @caafee
شدهام بی رمق و غم زده و تا خورده
اخم کن، زخم بزن، تلخ بگو، سر بشکن
قالی آن گاه عزیز است که شد پا خورده
ماهی کوچک اگر دل نسپارد چه کند
بس که آب و نمک از سفرهی دریا خورده
عشق داغ است و دوای تن سرد من و تو
دور آتش بنشینیم دو سرما خورده
برسانید به یوسف که سرافراز شدی
هر چه سنگ است به بیچاره زلیخا خورده
برسانید از او صرف نظر خواهم کرد
نرساند اگر از آن لبِ حلوا خورده!
#ناصر_حامدی
♥️
☕️ @caafee
حیف از دلم که فلسفهاش زندگی نبود!
نفرین به او که
دغدغهام را شنید و رفت!
آن کس که ابتدا به من امّید عشق داد
آخر گرفت از دل تنگم امید و رفت...
#پوریا_شیرانی
♥️
☕️ @caafee
نفرین به او که
دغدغهام را شنید و رفت!
آن کس که ابتدا به من امّید عشق داد
آخر گرفت از دل تنگم امید و رفت...
#پوریا_شیرانی
♥️
☕️ @caafee
هر صبح، مثل یک آیین، پردهها را کنار میزدم و به حیاط نگاه میکردم. گنجشکها روی شاخهها جیکجیک میکردند، و من با قهوهام کنار پنجره میایستادم، انگار این کارهای کوچک میتوانستند روز را به چیزی قابل تحمل تبدیل کنند. اما در آن تکرار، چیزی در من منتظر بود، مثل پرندهای که نمیداند چرا بالهایش را باز کرده است.
📕 زندگی عزیز
✍#آليس_مونرو
♥️
☕️ @caafee
📕 زندگی عزیز
✍#آليس_مونرو
♥️
☕️ @caafee
میتوانی دیگر عاشق نباشی
میتوانی دیگر دوست نداشته باشی
میتوانی حتی دیگر متنفر باشی
از 'آنهایی' که در دل نفوذ میکنند،
میآیند، میروند!
اما نمیتوانی فکرت را پاک کنی
از 'او' که در سرت نفوذ کرده؛
'او' که جای خوبی را برای ماندن انتخاب کرده!
فقط میتوانی مانند یک درد همیشگی
با 'او' بسازی...
#روزبه_معین
♥️
☕️ @caafee
میتوانی دیگر دوست نداشته باشی
میتوانی حتی دیگر متنفر باشی
از 'آنهایی' که در دل نفوذ میکنند،
میآیند، میروند!
اما نمیتوانی فکرت را پاک کنی
از 'او' که در سرت نفوذ کرده؛
'او' که جای خوبی را برای ماندن انتخاب کرده!
فقط میتوانی مانند یک درد همیشگی
با 'او' بسازی...
#روزبه_معین
♥️
☕️ @caafee
شک منی، یقین منی، نیستی مگر؟!
انگارههای دین منی، نیستی مگر؟!
هم قبلهٔ نماز منی هم نیاز من...
چون مهر بر جبین منی، نیستی مگر؟!
پیوسته با کمان دو ابرو میان شهر
عمری است در کمین منی، نیستی مگر؟
با آن شکوه شرقی و با این غم نجیب...
بانوی سرزمین منی، نیستی مگر؟!
من مستحق نیش توام، دیگری چرا؟!
محصول آستین منی، نیستی مگر؟!
هر وقت مینویسم و هرجا که شاعرم
ایهام و نقطهچین منی، نیستی مگر؟!
#محمد_سلمانی
♥️
☕️ @caafee
انگارههای دین منی، نیستی مگر؟!
هم قبلهٔ نماز منی هم نیاز من...
چون مهر بر جبین منی، نیستی مگر؟!
پیوسته با کمان دو ابرو میان شهر
عمری است در کمین منی، نیستی مگر؟
با آن شکوه شرقی و با این غم نجیب...
بانوی سرزمین منی، نیستی مگر؟!
من مستحق نیش توام، دیگری چرا؟!
محصول آستین منی، نیستی مگر؟!
هر وقت مینویسم و هرجا که شاعرم
ایهام و نقطهچین منی، نیستی مگر؟!
#محمد_سلمانی
♥️
☕️ @caafee
بادا که از ضمیمه بشوییم نامتان!
جور است بر جریده ی عالَم دوامتان!
یک یک به آزمون و خطا گشتهایم و نیست،
یک قولِ راست در سخنِ خاص و عامتان!
مامومتان اگرچه که دزد است و فربه است،
هرگز گمانِ بد نبرم بر امامتان!
آن تحفه ای که روزِ جزا پیش می رود،
آبِ حلالِ ماست زِ نانِ حرامتان!
پیغمبرانِ گنگِ سخن های کیستید؟!
تا سر درآوریم مگر از پیامتان!
گفتید: ما کسانِ خداییم در زمین...
ای ناکسان! خداست شبیهِ کدامتان؟!
روزی که بغضِ ما سرِ اندوه واکُند،
با سیلِ اشکِ ما چه کُند خشتِ خامتان؟!
#حسین_جنتی
♥️
☕️ @caafee
جور است بر جریده ی عالَم دوامتان!
یک یک به آزمون و خطا گشتهایم و نیست،
یک قولِ راست در سخنِ خاص و عامتان!
مامومتان اگرچه که دزد است و فربه است،
هرگز گمانِ بد نبرم بر امامتان!
آن تحفه ای که روزِ جزا پیش می رود،
آبِ حلالِ ماست زِ نانِ حرامتان!
پیغمبرانِ گنگِ سخن های کیستید؟!
تا سر درآوریم مگر از پیامتان!
گفتید: ما کسانِ خداییم در زمین...
ای ناکسان! خداست شبیهِ کدامتان؟!
روزی که بغضِ ما سرِ اندوه واکُند،
با سیلِ اشکِ ما چه کُند خشتِ خامتان؟!
#حسین_جنتی
♥️
☕️ @caafee
❤2
من تو را تصویر خواهم کرد
تو را به رنگ
به نور
و به آوازهای رنگین تبدیل خواهم کرد
تو را به گل
به کوه ، و به رودخانه های خروشان
تبدیل خواهم کرد
من از تو دنیا را خواهم ساخت
و برای تو ، دنیا را
اگر سخنم را باور نمیکنی
هنوز قدرت دوست داشتن را باور نکرده ای...
#نادر_ابراهیمی
♥️
☕️ @caafee
تو را به رنگ
به نور
و به آوازهای رنگین تبدیل خواهم کرد
تو را به گل
به کوه ، و به رودخانه های خروشان
تبدیل خواهم کرد
من از تو دنیا را خواهم ساخت
و برای تو ، دنیا را
اگر سخنم را باور نمیکنی
هنوز قدرت دوست داشتن را باور نکرده ای...
#نادر_ابراهیمی
♥️
☕️ @caafee
ما بايد روی تمامِ ديوارها
کلماتی روشنتر از نشانیِ نور بنويسيم.
مادرانِ ما میگفتند
نمیشود از نور
سمتِ خاموشیِ خواب رفت و نترسيد.
اما از تاريکی که به درآيی
تمام درياها از دور پيداست.
#سیدعلی_صالحی
♥️
☕️ @caafee
کلماتی روشنتر از نشانیِ نور بنويسيم.
مادرانِ ما میگفتند
نمیشود از نور
سمتِ خاموشیِ خواب رفت و نترسيد.
اما از تاريکی که به درآيی
تمام درياها از دور پيداست.
#سیدعلی_صالحی
♥️
☕️ @caafee
زندگی
شاید یڬ خیابان دراز است ..
که هر روز زنی با زنبیل از آن میگذرد
یا عبور گیج رهگذری
که کلاه از سر بر میدارد
و به یڬ رهگذر دیگر میگوید
صبح بخیر
#فروغ_فرخزاد
♥️
☕️ @caafee
شاید یڬ خیابان دراز است ..
که هر روز زنی با زنبیل از آن میگذرد
یا عبور گیج رهگذری
که کلاه از سر بر میدارد
و به یڬ رهگذر دیگر میگوید
صبح بخیر
#فروغ_فرخزاد
♥️
☕️ @caafee