کاش میشد یک شب از دیوار این غربت گذشت
از حصار سنگی تقدیر بی حسرت گذشت
دل به دریا میزدم گر پای رفتن بود، حیف
عمر در زندان شایدها و در حیرت گذشت
روح ما در بند تکرار است و تن زندان ماست
خوش بر آن مستی که از این تنگنا راحت گذشت
ما اسیر سایه های خویشتن ماندیم و باز
عشق چون نوری که میتابید با سرعت گذشت
چشم بر هم زد جهان و قصه بودن تمام
ساعتی تردید آمد این چنین فرصت گذشت
آسمان آبیست اما پشت ابر تیرگی
کاش میشد یک شب از دیوار این غربت گذشت
#هدیه_معماریان
♥️
☕️ @caafee
از حصار سنگی تقدیر بی حسرت گذشت
دل به دریا میزدم گر پای رفتن بود، حیف
عمر در زندان شایدها و در حیرت گذشت
روح ما در بند تکرار است و تن زندان ماست
خوش بر آن مستی که از این تنگنا راحت گذشت
ما اسیر سایه های خویشتن ماندیم و باز
عشق چون نوری که میتابید با سرعت گذشت
چشم بر هم زد جهان و قصه بودن تمام
ساعتی تردید آمد این چنین فرصت گذشت
آسمان آبیست اما پشت ابر تیرگی
کاش میشد یک شب از دیوار این غربت گذشت
#هدیه_معماریان
♥️
☕️ @caafee
هزار و یک نفسم یک نفس نمیارزد
نفس به بال زدن در قفس نمیارزد
شراب در شب دلکُش مسکن است ولی
به همپیالگی خار و خس نمیارزد
کنار سفره بمیر و به سفرهدار بگو
که نان به قیمت جان است پس نمیارزد
خوش است وسوسهٔ قبضه کردن دنیا
ولی به ریختن خون کس نمیارزد
دلا به میل خود از خوان آرزو برخیز
که این دو دم به هوا و هوس نمیارزد
#غلامرضا_طریقی
♥️
☕️ @caafee
نفس به بال زدن در قفس نمیارزد
شراب در شب دلکُش مسکن است ولی
به همپیالگی خار و خس نمیارزد
کنار سفره بمیر و به سفرهدار بگو
که نان به قیمت جان است پس نمیارزد
خوش است وسوسهٔ قبضه کردن دنیا
ولی به ریختن خون کس نمیارزد
دلا به میل خود از خوان آرزو برخیز
که این دو دم به هوا و هوس نمیارزد
#غلامرضا_طریقی
♥️
☕️ @caafee
❤1
ودر انتهاى شب...
ما چيزى نيستيم جز
توده هاى انباشته از خاطرات هرز رفته
و آرزوهاى ازدست رفته....
♥️
☕️ @caafee
ما چيزى نيستيم جز
توده هاى انباشته از خاطرات هرز رفته
و آرزوهاى ازدست رفته....
♥️
☕️ @caafee
❤2
❤1
گشود پنجره را ... غرق صبحگاه شدم
هوای عشق "دمشگرم" روبه راه شدم
دوید عطر تنش در فضای این دلِتنگ
عمیق شد نفسم لحظهای و ... آه شدم
به یک پیالهی کوچک همان دو دست زلال
جوانهای زدم از خاک خود گیاه شدم
دلم شروع شد از سیبهای معصومش
که سینه سوختهی اولین گناه شدم
به دور گردنم انداخت بازوانش را
بر آن دو شاخهی سرمست، تکیه گاه شدم
برای خود فقط از چشم من نظر میخواست
میان این همه آیینه... من نگاه شدم
مرا به قاب کشید از سیاه چالهی شب
درون پنجرهی صبحگاه... ماه شدم...!
#اصغر_معاذی
♥️
☕️ @caafee
هوای عشق "دمشگرم" روبه راه شدم
دوید عطر تنش در فضای این دلِتنگ
عمیق شد نفسم لحظهای و ... آه شدم
به یک پیالهی کوچک همان دو دست زلال
جوانهای زدم از خاک خود گیاه شدم
دلم شروع شد از سیبهای معصومش
که سینه سوختهی اولین گناه شدم
به دور گردنم انداخت بازوانش را
بر آن دو شاخهی سرمست، تکیه گاه شدم
برای خود فقط از چشم من نظر میخواست
میان این همه آیینه... من نگاه شدم
مرا به قاب کشید از سیاه چالهی شب
درون پنجرهی صبحگاه... ماه شدم...!
#اصغر_معاذی
♥️
☕️ @caafee
ما هم بسیاریم
ما هم روزی
دورهم جمع خواهیم شد
تاریکی را از همه ی کوچه ها
منها خواهیم کرد.
ما هم مثلِ زندگی
ضرب در ضرب
روی نومیدی ضربدر می کشیم
ما سرانجام
آزادی را میان همه تقسیم خواهیم کرد.
حالا دستت را به من بده
از سکو بالا بیا
روی تخته ی کلاسِ باران و بنفشه بنویس ؛
اینجا
هر کسی
حق دارد رویایی داشته باشد ...
#سیدعلی_صالحی
♥️
☕️ @caafee
ما هم روزی
دورهم جمع خواهیم شد
تاریکی را از همه ی کوچه ها
منها خواهیم کرد.
ما هم مثلِ زندگی
ضرب در ضرب
روی نومیدی ضربدر می کشیم
ما سرانجام
آزادی را میان همه تقسیم خواهیم کرد.
حالا دستت را به من بده
از سکو بالا بیا
روی تخته ی کلاسِ باران و بنفشه بنویس ؛
اینجا
هر کسی
حق دارد رویایی داشته باشد ...
#سیدعلی_صالحی
♥️
☕️ @caafee
نه فانوسی کنار لحظههای تارمان مانده
نه دیگر زلف تاکی بر سرِ دیوارمان مانده
فقط اندوه میگیرد سراغی از غریبیمان
همان که یارمان بوده کماکان یارمان مانده
بپرس از پیشگوهای قدیمی این معما را
چقدر از روزهای مثل زهرمارمان مانده؟
چقدر از دلخوشیهای کم و کوتاهمان رفته؟
چقدر از داغهای بر جگر بسیارمان مانده؟
صدای خواندن از عشق است در گوش کَر جنگل
اگر که قطره خونی گوشۀ منقارمان مانده
تو تقدیر منی ای عشق اما عقل می گوید:
بیا بگذر ز تقدیرت... همین یک کارمان مانده!
#حامد_عسکری
♥️
☕️ @caafee
نه دیگر زلف تاکی بر سرِ دیوارمان مانده
فقط اندوه میگیرد سراغی از غریبیمان
همان که یارمان بوده کماکان یارمان مانده
بپرس از پیشگوهای قدیمی این معما را
چقدر از روزهای مثل زهرمارمان مانده؟
چقدر از دلخوشیهای کم و کوتاهمان رفته؟
چقدر از داغهای بر جگر بسیارمان مانده؟
صدای خواندن از عشق است در گوش کَر جنگل
اگر که قطره خونی گوشۀ منقارمان مانده
تو تقدیر منی ای عشق اما عقل می گوید:
بیا بگذر ز تقدیرت... همین یک کارمان مانده!
#حامد_عسکری
♥️
☕️ @caafee
#حسین_منزوی میگوید :
عشقِ تو
در قحط سالِ مهربانی،
ناگهان
سیب سرخی را
به دست شاخساران دیدن است…
همینقدر لطیف...♥️
♥️
☕️ @caafee
عشقِ تو
در قحط سالِ مهربانی،
ناگهان
سیب سرخی را
به دست شاخساران دیدن است…
همینقدر لطیف...♥️
♥️
☕️ @caafee
من به بعضی چهره ها چون زود عادت می کنم
پیششان سر بر نمی آرم رعایت می کنم
همچنانکه برگ خشکیده نماند بردرخت
مایه ی رنج تو باشم رفع زحمت می کنم
این دهان باز و چشم بی تحرک را ببخش
آنقدر جذابیّت داری که حیرت می کنم
کم اگربا دوستانم مینشینم جرم توست
هرکسی را دوست دارم در تو رویت می کنم
فکر کردی چیست موزون میکند شعر مرا؟
در قدم برداشتن های تو دقت می کنم
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی میروم
لذّتش را با تمام شهر قسمت می کنم
ترک افیونی شبیه تو اگر چه مشکل است
روی دوش دیگران یک روز ترکت می کنم
توی دنیا هم نشد برزخ که پیدا کردمت
می نشینم تا قیامت با تو صحبت می کنم...
#کاظم_بهمنی
♥️
☕️ @caafee
پیششان سر بر نمی آرم رعایت می کنم
همچنانکه برگ خشکیده نماند بردرخت
مایه ی رنج تو باشم رفع زحمت می کنم
این دهان باز و چشم بی تحرک را ببخش
آنقدر جذابیّت داری که حیرت می کنم
کم اگربا دوستانم مینشینم جرم توست
هرکسی را دوست دارم در تو رویت می کنم
فکر کردی چیست موزون میکند شعر مرا؟
در قدم برداشتن های تو دقت می کنم
یک سلامم را اگر پاسخ بگویی میروم
لذّتش را با تمام شهر قسمت می کنم
ترک افیونی شبیه تو اگر چه مشکل است
روی دوش دیگران یک روز ترکت می کنم
توی دنیا هم نشد برزخ که پیدا کردمت
می نشینم تا قیامت با تو صحبت می کنم...
#کاظم_بهمنی
♥️
☕️ @caafee
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگرم چو عود سوزی تن من فدای جانت…
دوبیتی از آواز استاد شجریان که با صدایش زیباییِ عالم معنا را بوسه میزند
#سعدی
#محمدرضاشجریان
آواز: #سحر_محمدی
♥️
☕️ @caafee
اگرم چو عود سوزی تن من فدای جانت…
دوبیتی از آواز استاد شجریان که با صدایش زیباییِ عالم معنا را بوسه میزند
#سعدی
#محمدرضاشجریان
آواز: #سحر_محمدی
♥️
☕️ @caafee
❤2
کاش یکی باشد
بیاید رویای مرا تیمار کند
گلدانش را آب بدهد
برگ هایش را نوازش کند...
گهگاهی آوازی بخواند برایش
تا من
به دنیا برگردم
خانه
سال هاست که دیگر
بوی نان را فراموش کرده است...
و این پیراهنِ سفید
آستینِ بلندش را
دورِ گلویم پیچیده است انگار...
#پوریا_اشتری
♥️
☕️ @caafee
بیاید رویای مرا تیمار کند
گلدانش را آب بدهد
برگ هایش را نوازش کند...
گهگاهی آوازی بخواند برایش
تا من
به دنیا برگردم
خانه
سال هاست که دیگر
بوی نان را فراموش کرده است...
و این پیراهنِ سفید
آستینِ بلندش را
دورِ گلویم پیچیده است انگار...
#پوریا_اشتری
♥️
☕️ @caafee
تو زیبا ترین انتخاب چشم هایم هستی...
ای کاش تو جای من بودی
تا درک می کردی
که دوست داشتنت چقدر سخت است؛
ای کاش من جای تو بودم
تا از این همه دوست داشته شدن لذت می بردم....
#ازدمیر_آصف
♥️
☕️ @caafee
ای کاش تو جای من بودی
تا درک می کردی
که دوست داشتنت چقدر سخت است؛
ای کاش من جای تو بودم
تا از این همه دوست داشته شدن لذت می بردم....
#ازدمیر_آصف
♥️
☕️ @caafee