صداى بوسه باران
صداى خنده ى گل
صداى كف زدن لحظه ها براى بهار
دوباره معجزه ى آب و آفتاب و زمين
شكوه جادوى رنگين كمان فروردين
شكوفه و چمن و نور و رنگ و عطر و سرود
سپاس و بوسه و لبخند و شادباش و درود
دوباره چهره ى نوروز و شادمانى عيد
دوباره عشق و اميد ...
دوباره چشم و دل ما و چهره هاى بهار
غم زمانه به پايان نمى رسد، برخيز...
به شوق يك نفس تازه در هواى بهار ...
#فريدون_مشيرى
♥️
☕️ @caafee
صداى خنده ى گل
صداى كف زدن لحظه ها براى بهار
دوباره معجزه ى آب و آفتاب و زمين
شكوه جادوى رنگين كمان فروردين
شكوفه و چمن و نور و رنگ و عطر و سرود
سپاس و بوسه و لبخند و شادباش و درود
دوباره چهره ى نوروز و شادمانى عيد
دوباره عشق و اميد ...
دوباره چشم و دل ما و چهره هاى بهار
غم زمانه به پايان نمى رسد، برخيز...
به شوق يك نفس تازه در هواى بهار ...
#فريدون_مشيرى
♥️
☕️ @caafee
خدا یک شب تو را در سینه ی من زاد، باور کن
یقینی در گمان پیچید و دستم داد، باور کن
تو مثل هر چه هستی در درون من نمی گنجی
مرا ویرانه کردی خانه ات آباد! باور کن
اگرچه بر دلم بارید طوفان عظیم شک
پلی بین دل ما بود از پولاد، باور کن
نمی فهمم زبان واژه های آتشینت را
رهایی مثل یک آشوب، یک فریاد باور کن
تو از نسل عقیم گریه های رفته از یادی
که تنهایی تو را در چشم هایم زاد، باور کن
#عبدالجبار_کاکایی
♥️
☕️ @caafee
یقینی در گمان پیچید و دستم داد، باور کن
تو مثل هر چه هستی در درون من نمی گنجی
مرا ویرانه کردی خانه ات آباد! باور کن
اگرچه بر دلم بارید طوفان عظیم شک
پلی بین دل ما بود از پولاد، باور کن
نمی فهمم زبان واژه های آتشینت را
رهایی مثل یک آشوب، یک فریاد باور کن
تو از نسل عقیم گریه های رفته از یادی
که تنهایی تو را در چشم هایم زاد، باور کن
#عبدالجبار_کاکایی
♥️
☕️ @caafee
من از مجاورت یک درخت می آیم
که روی پوست آن
دست های ساده غربت اثر گذاشته بود:
به یادگار نوشتم
خطی ز دلتنگی...
#سهراب_سپهرى
♥️
☕️ @caafee
که روی پوست آن
دست های ساده غربت اثر گذاشته بود:
به یادگار نوشتم
خطی ز دلتنگی...
#سهراب_سپهرى
♥️
☕️ @caafee
زندگی چیزی بود،
مثل یک بارش عید،
یک چنارِ پُرِ سار.
زندگی در آن وقت،
صفی از نور و عروسک بود،
یک بغل آزادی بود .
زندگی در آن وقت،
حوض موسیقی بود!
#سهراب_سپهری
♥️
☕️ @caafee
مثل یک بارش عید،
یک چنارِ پُرِ سار.
زندگی در آن وقت،
صفی از نور و عروسک بود،
یک بغل آزادی بود .
زندگی در آن وقت،
حوض موسیقی بود!
#سهراب_سپهری
♥️
☕️ @caafee
همین که می آیی
گل از گلِ شمعدانیِ پشت
پنجره می شکفد
با بهار نسبتی داری؟...
#فاطمه_زراعت_پیشه
♥️
☕️ @caafee
گل از گلِ شمعدانیِ پشت
پنجره می شکفد
با بهار نسبتی داری؟...
#فاطمه_زراعت_پیشه
♥️
☕️ @caafee
مژگان به هم بزن كه بپاشی جهان من
كوبی زمینِ من به سر آسمانِ من
درمان نخواستم ز تو من درد خواستم
یك درد ماندگار! بلایت به جان من
می سوزم از تبی كه دماسنج عشق را
از هرم خود گداخته زیر زبان من
تشخیص درد من به دل خود حواله كن
آه ای طبیب درد فروش ِجوان ِمن
نبض مرا بگیر و ببر نام خویش را
تا خون بدل به باده شود در رگان من
گفتی : غریب شهر منی این چه غربت است
كاین شهر از تو می شنود داستان من
خاكستری است شهر من آری و من در آن
آن مجمری كه آتش زرتشت از آن من
زین پیش اگر كه نصف جهان بود بعد از این
با تو شود تمام جهان اصفهان من
#حسین_منزوی
♥️
☕️ @caafee
كوبی زمینِ من به سر آسمانِ من
درمان نخواستم ز تو من درد خواستم
یك درد ماندگار! بلایت به جان من
می سوزم از تبی كه دماسنج عشق را
از هرم خود گداخته زیر زبان من
تشخیص درد من به دل خود حواله كن
آه ای طبیب درد فروش ِجوان ِمن
نبض مرا بگیر و ببر نام خویش را
تا خون بدل به باده شود در رگان من
گفتی : غریب شهر منی این چه غربت است
كاین شهر از تو می شنود داستان من
خاكستری است شهر من آری و من در آن
آن مجمری كه آتش زرتشت از آن من
زین پیش اگر كه نصف جهان بود بعد از این
با تو شود تمام جهان اصفهان من
#حسین_منزوی
♥️
☕️ @caafee
لبت صریح ترین آیه ی شکوفایی است
و چشم هایت شعر سیاه گویایی است
چه چیز داری با خویشتن که دیدارت
چو قله های مه آلود محو و رویایی است
چگونه وصف کنم هیات غریب تو را
که در کمال ظرافت کمال والایی است
تو از معابد مشرق زمین عظیم تری
کنون شکوه تو و بهت من تماشایی است
در آسمانه ی دریای دیدگان تو شرم
گشوده بال تر از مرغکان دریایی است
شمیم وحشی گیسوی کولی ات نازم
که خوابناک تر از عطرهای صحرایی است
مجال بوسه به لب های خویشتن بدهیم
که این بلیغ ترین مبحث شناسایی است
نمی شود به فراموشی ات سپرد و گذشت
چنین که یاد تو زودآشنا و هرجایی است
تو باری اینک از اوج بی نیازی خود
که چون غریبی من مبهم و معمایی است
پناه غربت غمناک دست هایی باشن
که دردناک ترین ساقه های تنهایی است
#حسین_منزوی
♥️
☕️ @caafee
و چشم هایت شعر سیاه گویایی است
چه چیز داری با خویشتن که دیدارت
چو قله های مه آلود محو و رویایی است
چگونه وصف کنم هیات غریب تو را
که در کمال ظرافت کمال والایی است
تو از معابد مشرق زمین عظیم تری
کنون شکوه تو و بهت من تماشایی است
در آسمانه ی دریای دیدگان تو شرم
گشوده بال تر از مرغکان دریایی است
شمیم وحشی گیسوی کولی ات نازم
که خوابناک تر از عطرهای صحرایی است
مجال بوسه به لب های خویشتن بدهیم
که این بلیغ ترین مبحث شناسایی است
نمی شود به فراموشی ات سپرد و گذشت
چنین که یاد تو زودآشنا و هرجایی است
تو باری اینک از اوج بی نیازی خود
که چون غریبی من مبهم و معمایی است
پناه غربت غمناک دست هایی باشن
که دردناک ترین ساقه های تنهایی است
#حسین_منزوی
♥️
☕️ @caafee
با من بمان و سایهی مهر از سرم مگیر
من زندهام به مهر تو ای مهربان من!
کی میرسد زمان عزیز یگانگی
تا من از آن تو شوم و تو از آن من
#حسین_منزوی
♥️
☕️ @caafee
من زندهام به مهر تو ای مهربان من!
کی میرسد زمان عزیز یگانگی
تا من از آن تو شوم و تو از آن من
#حسین_منزوی
♥️
☕️ @caafee
چه کسی خواسته تا کار به اینجا برسد
عشق و دیوانگی ما به مدارا برسد
قسمت دشمن انسان نشود روزی که
"دوستت دارم" معشوق به "امّا" برسد
سد بر این رود کشیدند به دریا نرسیم
قزل آلا که نمی خواست به دریا برسد
"عشق آتش به همه عالم و آدم زد"و رفت
غم کمین کرد که در روز مبادا برسد
به خدا با زدن حرف دل انصاف نبود
تاج به یوسف و ماتم به زلیخا برسد
بین جمعی که نشستند قضاوت بکنند
کاش میشد که کمی هم به خدا جا برسد
#علی_صفری
♥️
☕️ @caafee
عشق و دیوانگی ما به مدارا برسد
قسمت دشمن انسان نشود روزی که
"دوستت دارم" معشوق به "امّا" برسد
سد بر این رود کشیدند به دریا نرسیم
قزل آلا که نمی خواست به دریا برسد
"عشق آتش به همه عالم و آدم زد"و رفت
غم کمین کرد که در روز مبادا برسد
به خدا با زدن حرف دل انصاف نبود
تاج به یوسف و ماتم به زلیخا برسد
بین جمعی که نشستند قضاوت بکنند
کاش میشد که کمی هم به خدا جا برسد
#علی_صفری
♥️
☕️ @caafee
آرام! ای پرندهی پرپر، سکوت کن
ما قبلِ تو زدیم به هر در! سکوت کن
از عشق، آب و دانه و فال است سهم ما
پس این همه بهانه نیاور سکوت کن!
دلگیری از تسلسل غم های بی دلیل
... اما به دل نگیر برادر! سکوت کن
با چشم هات حرف خودت را بزن ولی
مثل کتاب های مصوّر سکوت کن!
دنیا اگر هزار برابر تو را شکست
غمگین نشو، هزار برابر سکوت کن !
#یاسر_قنبرلو
♥️
☕️ @caafee
ما قبلِ تو زدیم به هر در! سکوت کن
از عشق، آب و دانه و فال است سهم ما
پس این همه بهانه نیاور سکوت کن!
دلگیری از تسلسل غم های بی دلیل
... اما به دل نگیر برادر! سکوت کن
با چشم هات حرف خودت را بزن ولی
مثل کتاب های مصوّر سکوت کن!
دنیا اگر هزار برابر تو را شکست
غمگین نشو، هزار برابر سکوت کن !
#یاسر_قنبرلو
♥️
☕️ @caafee
نه کسی حال من سوخته دل میپرسید
نه کسی درد من خسته مداوا میکرد
پیش سلطان خیال تو مرا غم میکشت
خدمتش تن زده از دور تماشا میکرد
#عبید_زاکانی
♥️
☕️ @caafee
نه کسی درد من خسته مداوا میکرد
پیش سلطان خیال تو مرا غم میکشت
خدمتش تن زده از دور تماشا میکرد
#عبید_زاکانی
♥️
☕️ @caafee
من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیز!
که انعطاف تو، یکسان نشسته در هر چیز
تفاهمیست میان من و تو و گل سرخ
رفاقتیست میان من و تو و پاییز
به فصلفصل تو معتادم ای مخدّرِ من
به جوی تشنهی رگ های من بریز، بریز
نه آب و خاک، که آتش، که باد میداند
چه صادقانه تو با من نشستهای- من نیز
اسیر سحر کلام توأم، بگو بنشین
مطیع برق پیام توأم، بگو برخیز
مرا به وسعت پروازت ای پرنده مخوان
که وا نمی شود این قفل با کلیدِ گریز...
#محمدعلی_بهمنی
♥️
☕️ @caafee
که انعطاف تو، یکسان نشسته در هر چیز
تفاهمیست میان من و تو و گل سرخ
رفاقتیست میان من و تو و پاییز
به فصلفصل تو معتادم ای مخدّرِ من
به جوی تشنهی رگ های من بریز، بریز
نه آب و خاک، که آتش، که باد میداند
چه صادقانه تو با من نشستهای- من نیز
اسیر سحر کلام توأم، بگو بنشین
مطیع برق پیام توأم، بگو برخیز
مرا به وسعت پروازت ای پرنده مخوان
که وا نمی شود این قفل با کلیدِ گریز...
#محمدعلی_بهمنی
♥️
☕️ @caafee
عجیب است
بهار پشت پلکهای من است،
اما من هنوز
در سرمای نگاهت
دلواپس رفتن تو هستم..
#فریبا_دادگر
♥️
☕️ @caafee
بهار پشت پلکهای من است،
اما من هنوز
در سرمای نگاهت
دلواپس رفتن تو هستم..
#فریبا_دادگر
♥️
☕️ @caafee
ﻣﻬﺮﺕ ﺑﻪ ﺷﺎﻡِ ﺧﺎﻃﺮﻡ،ﭼﻮﻥ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﺧﺎﺭﻏﻤﺖ ﺩﺭﭼﺸﻢِ ﺩﻝ،ﭼﻮﻥ ﻧﻮﺷﺨﻮﺍﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﺁﺑﺸﺎﺭِ ﺯﻟﻒ ﺗﻮ، ﺁﺷﻮﺑﯽ ﺍﺯ ﺍﻓﺴﻮﻧﮕﺮﯼﺳﺖ
ﺁﻭﯾﺰﻩ ﯼ ﺩﻟﺪﺍﺩﮔﺎﻥ، ﺩﺭ ﭘﻴﭻﻭﺗﺎﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﮔﻔﺘﻢ ﺯ ﮔﻞ ﺯﻳﺒﺎﺗﺮﻱ، ﺷﺒﻨﻢ ﺗﺮﺍﻭﯾﺪ ﺍﺯ ﺭُﺥﺍﺕ
ﺩﯾﺪﻡ ﺯ ﺷﺮﻡ ﺁﺗﺸﻴﻦ، ﮔُﻞ ﺩﺭﮔﻼﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﺩﻝ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺩﺭﻳﺎ ﺯﺩﻡ ﺗﺎ ﭼﺸﻢِ ﻣﺴﺘﺖ ﺑﻨﮕﺮﻡ
ﺟﺎﻥﺑﺮﻛﻔﻲ ﺩﻳﺪﻡ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺍﺏِ ﺷﺮﺍﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﺭﻭﺷﻦْﺳﭙﻬﺮِ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺷﺐ، ﺷﻨﺎﻭﺭ ﺷﺪ ﻣﮕﺮ ـ
ﺑﺮ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪﻱﺍﺕ ﺯﻟﻒِ ﺳﺤﺎﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﻏﻮﻏﺎﯼ ﺩﺭﺩﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﻦ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪﺍﻡ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ
ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺁﺗﺸﺨﯿﺰِ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻣﻮﺝ ﺁﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ
« ﺷﺒﺪﯾﺰ » ﻫﻢ، ﭼﻮﻥ ﻗﺎﯾﻖِ ﺑﯽﺑﺎﺩﺑﺎﻥِ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ
ﺩﺭ ﻣﻮﺝِ ﺗﻮﻓﺎﻥْﺧﯿﺰِ ﺩﺭﯾﺎﯼِ ﺳﺮﺍﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ
#حسن_اسدی_شبدیز
♥️
☕️ @caafee
ﺧﺎﺭﻏﻤﺖ ﺩﺭﭼﺸﻢِ ﺩﻝ،ﭼﻮﻥ ﻧﻮﺷﺨﻮﺍﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﺁﺑﺸﺎﺭِ ﺯﻟﻒ ﺗﻮ، ﺁﺷﻮﺑﯽ ﺍﺯ ﺍﻓﺴﻮﻧﮕﺮﯼﺳﺖ
ﺁﻭﯾﺰﻩ ﯼ ﺩﻟﺪﺍﺩﮔﺎﻥ، ﺩﺭ ﭘﻴﭻﻭﺗﺎﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﮔﻔﺘﻢ ﺯ ﮔﻞ ﺯﻳﺒﺎﺗﺮﻱ، ﺷﺒﻨﻢ ﺗﺮﺍﻭﯾﺪ ﺍﺯ ﺭُﺥﺍﺕ
ﺩﯾﺪﻡ ﺯ ﺷﺮﻡ ﺁﺗﺸﻴﻦ، ﮔُﻞ ﺩﺭﮔﻼﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﺩﻝ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺩﺭﻳﺎ ﺯﺩﻡ ﺗﺎ ﭼﺸﻢِ ﻣﺴﺘﺖ ﺑﻨﮕﺮﻡ
ﺟﺎﻥﺑﺮﻛﻔﻲ ﺩﻳﺪﻡ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺍﺏِ ﺷﺮﺍﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﺭﻭﺷﻦْﺳﭙﻬﺮِ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺷﺐ، ﺷﻨﺎﻭﺭ ﺷﺪ ﻣﮕﺮ ـ
ﺑﺮ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪﻱﺍﺕ ﺯﻟﻒِ ﺳﺤﺎﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﻏﻮﻏﺎﯼ ﺩﺭﺩﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﻦ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪﺍﻡ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ
ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺁﺗﺸﺨﯿﺰِ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻣﻮﺝ ﺁﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ
« ﺷﺒﺪﯾﺰ » ﻫﻢ، ﭼﻮﻥ ﻗﺎﯾﻖِ ﺑﯽﺑﺎﺩﺑﺎﻥِ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ
ﺩﺭ ﻣﻮﺝِ ﺗﻮﻓﺎﻥْﺧﯿﺰِ ﺩﺭﯾﺎﯼِ ﺳﺮﺍﺏ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ
#حسن_اسدی_شبدیز
♥️
☕️ @caafee