کانال روستای بوانلو
2.11K subscribers
4.56K photos
830 videos
101 files
403 links
بهشت شمال شرق خراسان شمالی

ارتباط با مدیران کانال


@Payamirib

@erdelan44
Download Telegram
Forwarded from عکس نگار
‍ در یادِ رفیقِ سفر؛ از چادرِ سیاه صفر اقا تا تالارهای علم
او از جایی آمد که جهان تنها به اندازه یک چادر سیاه بودجایی که در میانِ تار و پودِ سیاه و سردِ آن چادرنوری در دل او روشن شد که هیچ طوفانی نتوانست خاموشش کند. پرفسور اسماعیل حسین‌زاده بوانلو مردی که از میان سختی‌های بی‌امان راهِ رسیدن به دانش را به سختی گشود.
او که از دانشگاه تهران با دست‌هایی خالی اما با ایمانی پولادین کارشناسی را به پایان رسانده بود با کوله‌باری از اضطراب و امید راهیِ خاکِ بیگانه شد. آمریکا برای او، نه تفرجگاه، که میدانِ نبرد با فقر و تنهایی بود. او در آن دیار غریب  تنها نبود او با خویشتنِ خویش و با اراده‌ای که از دلِ آن چادر سیاه بیرون آمده بود می‌جنگید.
او در روزهایی که دیگران در رفاه بودند در میانه‌ی کتاب‌ها و معادلات اقتصاد با تهی بودنِ سفره و سنگینیِ تنهایی خود را صیقل داد. اما او از آن دست مردان بود که اگر در سختی‌ها ریشه می‌دوانند در شکوفایی بی‌همتا می‌شدند. او که در رشته اقتصاد از ترازهای جهان گذشت در نهایت به جایگاه اساتید برترِ آن سرزمین رسید؛ مردی که جهان او را شناخت اما قلبش همواره در جستجوی ریشه‌ها بود.
اما چه بازیِ تلخی است که مردی که از کوه‌های دانشِ جهان برمی‌خیزد تنها در یک خاکِ آشنا آرام می‌گیرد. او که در تالارهای بزرگِ علمی آمریکا نامی ماندگار ساخت
ودر نهایت در سکوتِ زیبای زادگاهش بوانلو1398/6/29 به خواب ابدی رفت. او به ما آموخت که شکوه در دارایی نیست بلکه در رسیدن به قله‌های دانش و بازگشتِ با احترام به آغوشِ خاکِ وطن است.
روحش شاد یادش گرامی باد.
از طرف بستگان مرحوم🖤🖤🖤

@buvanloo
❤18👎2
Forwarded from عکس نگار
‍ پاییز
این خون گستر تب‌ریز
التهاب آور نشاط انگیز
خمار عرق آلود به دانه های ریز شبنم

پاییز
فصل جلوه گری رنگها
خودنمایی برگ و قنوت دستان ترک خورده باغبان پیر آفتابزده

پاییز می آید. در کلبه‌ی یکی سرنا می‌زنند. یکی سرگرم ذخیره است. دیگری در مهیای کیف و کفش مدرسه.
یکی خمیده می‌رود. عمری در کومه سر کرده و در مناجات با خدای خود، زیر سایه درختی آشنا به آداب او، سر بر آستان او نهاده و چشمی به آورده او در یک سال پیکار با روزگار است و چشم دیگرش به درگاه خدا.

دیگری حلقه بر دست، راهی را آغازیده که به گمانم نیم قرن تا دیگری فاصله دارد.
او، در خشت خام می‌نگرد و این در تماشای آینه است.
برگ، آراسته است. به رسم خود دلبری می‌کند. بدون قلم زدنی، زیبا شده و زیبایی را به تمسخر گرفته.
هرآنچه خدا توانسته، نگاهی ویژه ارزانی داشته و خود « فتبارک الله احسن الخالقین» را بر گردن آویخته.
شیپور روزگار، پیمانه را پر می‌کند و برگ در ساز باد می‌رقصد. افتاده می‌آید و سر به زیر.
شاخه برهنه می‌شود و برهنگی را فرهنگ نمی داند و فرهنگ را برهنه نمی‌کند.
آدابی است که تن می‌دهد و ایستاده، صبوری می‌کند و سکوت.
چه در برابر پیروزی لشکر زره پوش پاییز و چه در شبیخون طوفانی زمستان.
استوار است و امیدوار.
پاییز، زیباست. هم خنکای صبحگاهی آن و هم پناهندگی سالخوردگان به آفتابش.
خوشه زرشک انگار شمشیر خورده است.
پوست گردو، دباغی شده
به گمانم زمین هم زیر دست نمدمال بوده. کوفته است و غبارآلود
باغ، تن می‌دهد به سیلی خوشه چین
چوپان، عزم سفر دارد
ایل، آماده کوچ می شود

چه می‌دانم. هرچه بود و هست، هی مرور می شود و گلدان خاطرات را معطر می‌کند
به قول اخوان
«داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن.
پادشاه فصلها ، پائیز».
✍️یحیی خوشنما

@buvanloo
❤7🤔1
زنگ‌ها زده می‌شود

در‌ها باز می‌شوند
این برای شما شروع یک خاطره است
بوی مشق می‌آید

بوی خرده پاک کن‌های بغل دستی
بوی دعوا‌های زنگ تفریح بچه‌ها

و هر از گاهی اخم ناظم مدرسه
بوی املا نوشتن

صدای قدم‌های معلم
بوی مهر آمد

ماه مدرسه
آغاز سال جدید تحصیلی بر اولیا بزرگوار ، دانش آموزان عزیز و فرهنگیان بی ادعا و کم توقع مبارکباد 🌹🙏🇮🇷

@buvanloo
❤7
به بهانه بازگشایی مدارس

✍ قادر قادری
پژوهشگر ارشد مسائل اجتماعی و کارشناس رسانه

گاهی دلم برای بوانلو تنگ می‌شود؛
برای بوانلوی سال‌های دور، برای همان روستایی که شاید آن روزها از خیلی چیزها محروم بود، اما یک چیز داشت که هیچ‌وقت محروم نبود: استعداد بچه‌هایش.
دهه پنجاه بود.
مدرسه ابتدایی بوانلو ساده بود آن‌قدر ساده که حتی آب نداشت.

اگر تشنه می‌شدیم، یواشکی از مدرسه بیرون می‌زدیم و خودمان را به جوی آبی می‌رساندیم که از نزدیکی مدرسه می‌گذشت. چند جرعه آب می‌خوردیم و دوباره برمی‌گشتیم سر کلاس.

کیف مدرسه‌مان کیف نبود
کیسه‌ای بود که مادرمان با دست خودش گلدوزی می‌کرد.
موها باید صفر می‌بود.
عمورضا سلمانی روستا، هم اگر هر جای بوانلو ما را گیر می‌آورد، دیگر ول‌کن نبود!
اما در همان مدرسه ساده، اتفاق بزرگی در حال رخ دادن بود.
معلم‌هایی مثل داود اوغازی، فریدون شیدایی و مرحوم علی‌محمد نادری، در شرایطی که امکانات آموزشی بسیار محدود بود، نسلی را تربیت می‌کردند که بعدها هر کدام راهی به سوی آینده باز کردند.
از همان مدرسه، پزشک و مهندس و مدیر و کارمند و معلم و نظامی بیرون آمدند.
و این قصه هنوز ادامه دارد.
امروز هم بچه‌های بوانلو در منطقه به هوش و زرنگی شهره‌اند هر سال چندین جوان بوانلو راهی دانشگاه‌های معتبر کشور می‌شوند و تعداد معلمان برخاسته از این روستا در شهرستان، کم‌نظیر است.
شاید جالب‌تر از همه این باشد که کمتر خانواده‌ای را در بوانلو می‌توان پیدا کرد که دست‌کم یک نفر با تحصیلات عالی نداشته باشد.
این‌ها فقط چند آمار و عنوان شغلی نیستند
این‌ها بخشی از هویت بوانلو هستند.
هویتی که از دل محرومیت بیرون آمد، اما اجازه نداد محرومیت، سرنوشت بچه‌هایش را تعیین کند.
ما شاید آن روزها آبخوری نداشتیم،
کیف درست‌وحسابی نداشتیم،
امکانات آموزشی زیادی نداشتیم
اما معلم داشتیم، خانواده‌هایی داشتیم که به درس اهمیت می‌دادند و بچه‌هایی داشتیم که می‌خواستند یاد بگیرند و جلو بروند.
حالا که سال‌ها گذشته، وقتی به آن مدرسه کوچک نگاه می‌کنم، می‌بینم بزرگی یک مدرسه به ساختمان و امکاناتش نیست
گاهی یک مدرسه ساده در یک روستای محروم، می‌تواند آدم‌هایی تربیت کند که بعدها در دانشگاه، بیمارستان، مدرسه، اداره و جامعه، جای خودشان را پیدا کنند.
برای همین است که بوانلو برای من فقط یک روستا نیست.
بوانلو بخشی از هویت من است بخشی از جایی که اولین بار فهمیدم دانستن، می‌تواند آدم را از یک روستای کوچک به هر جای این سرزمین ببرد.
هنوز وقتی چشم‌هایم را می‌بندم، خودم را در همان مدرسه می‌بینم
با همان کیسه گلدوزی‌شده مادر،
کنار همان جوی آب،
با موهای صفر،
با شیطنت‌های کودکانه
و صدای معلم‌هایی که از سال‌های دور می‌آید.
داود اوغازی...
فریدون شیدایی...
و مرحوم علی‌محمد نادری...

چه کسی آن روز فکر می‌کرد از آن مدرسه ساده، روزی این همه پزشک و مهندس و معلم و مدیر و دانش‌آموخته بیرون بیاید؟

شاید راز بوانلو همین باشد
روستایی که امکاناتش کم بود، اما آرزوهای بچه‌هایش بزرگ.

و ما هر جا که رفتیم، هر عنوانی که گرفتیم و هر قدر از بوانلو دور شدیم،
یک تکه از آن مدرسه، آن جوی آب، آن کیسه گلدوزی‌شده مادر و آن روزهای ساده را با خودمان بردیم.
چون آدم ممکن است از زادگاهش دور شود
اما از ریشه‌هایش نه.
بوانلو فقط جایی نیست که کودکی‌مان را در آن گذراندیم
جایی است که بخشی از «ما» در آن ساخته شد.

رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👏16❤11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عروسی سنتی و اصالتی آقای نوید مردانی شهریور ۱۴۰۵ روستا بوانلو

@buvanloo
❤3👍1👏1
علی کریمی:شهریور۴٠۵
Rubika:@sedaye_kormanj
صفرتاصد اصالتی شهریور ماه ۴٠۵

مجلس اقای نوید مردانی

آواز؛: #علی_کریمی🎙

موزیک؛ #بیژن_کریمی🎹

کمانچه: #ژیکان_سپاهی🪕

کاور؛ #علی_قربانژاد 🖌
علی کریمی:پارت2
Rubika:@sedaye_kormanj
صفرتاصد قوشمه شهریور ماه ۴٠۵پارت۲
مجلس اقای نوید مردانی


آواز: #علی_کریمی 🎙

موزیک: #بیژن_کریمی 🎹

قوشمه : #ژیکان_سپاهی 🎺

کاور: #علی_قربانژاد 🖌
❤12👍2👎1
**Tu Li Dilê Min Î** | Strana Kurdî
Telegram:Ⓜ @MEDMUZIK
Tu Li Dilê Min Î | Strana Kurdî 🎶❣
❤8👍2👏1
توزیع آرد خام روستایی و عشایری استان از امروز پنجشنبه به صورت هوشمند آغاز شد.

یزدانی، مدیرکل غله و خدمات بازرگانی خراسان شمالی:
🔹 توزیع آرد خام روستایی و عشایری استان از امروز پنجشنبه به صورت هوشمند آغاز شد.

🔹این طرح با هدف ساماندهی فرآیند توزیع آرد روستایی و عشایری و افزایش نظارت بر میزان آرد اختصاص یافته به خانوار‌ها اجرا می‌شود.

@buvanloo
❤7👏1
♦️هفته نیروی انتظامی را به همه دلاورانی که جان و مال مردم را پاس می‌دارند، تبریک می‌گوییم.

🔹اگرچه نامیدن هفته‌ای به پاس خدمات شما، ناچیز است؛ اما یقین داشته باشید که دِین ملت به فداکاری هایتان، همیشگی است.

@buvanloo🌹❤️🇮🇷
👏9❤4👎3