سازماندهی اجتماعی: غیررسمی در برابر رسمی
اقوام معمولاً از طریق پیوندهای غیررسمی مانند خانواده و سنتها سازماندهی میشوند، اما ملتها ساختارهای رسمی مانند ارتش، سیستم قضایی و پارلمان دارند. مطالعهای در Ethnicity and Society (۲۰۲۳) نشان داد که ۶۰ درصد تعارضات قومی در کشورهایی رخ میدهد که ساختارهای ملی نتوانستهاند تنوع قومی را بهخوبی مدیریت کنند.
تأثیرات سیاسی: محلی در برابر جهانی
اقوام معمولاً در سطح محلی یا منطقهای تأثیر دارند، در حالی که ملتها در صحنه جهانی با دیگر دولتها تعامل میکنند. برای مثال، قوم بلوچ در ایران و پاکستان تأثیر فرهنگی دارد، اما ملت ایران در سازمان ملل نماینده دارد.
دیاگرام متنی تفاوتها:
قوم: شبکهای از پیوندهای فرهنگی (زبان، آیینها) → پراکنده در چندین منطقه.
ملت: ساختاری متمرکز با دولت و مرزها → متحد در یک قلمرو.
چالشهای همزیستی قوم و ملت
یکی از چالشهای اصلی در جوامع چندقومی، ایجاد تعادل میان هویت قومی و هویت ملی است. بر اساس گزارش World Bank (۲۰۲۴)، کشورهایی که تنوع قومی را بهخوبی مدیریت کردهاند، مانند کانادا، تا ۲۵ درصد رشد اقتصادی بیشتری نسبت به کشورهای دارای تنشهای قومی داشتهاند.
نمونه موفق: کانادا
کانادا با سیاست چندفرهنگی خود، اقوام مختلف (مانند چینیها، هندیها و بومیان) را تحت یک هویت ملی متحد کرده است. این کشور از طریق آموزش و قوانین ضدتبعیض، همزیستی مسالمتآمیز را تقویت کرده است.
نمونه چالشبرانگیز:
یوگسلاوی سابق
فروپاشی یوگسلاوی در دهه ۱۹۹۰ نشان داد که نادیده گرفتن هویتهای قومی میتواند به جنگ داخلی منجر شود. این کشور نتوانست هویت ملی فراگیری ایجاد کند که همه اقوام را در بر گیرد.
آمار کلیدی: بر اساس Global Peace Index (۲۰۲۵)، ۳۰ درصد درگیریهای جهانی در دهه گذشته ریشه در اختلافات قومی-ملی داشتهاند.
پرسش و پاسخ تکمیلی
۱. چرا تمایز بین قوم و ملت در سیاستگذاری مهم است؟
تمایز بین قوم و ملت به دولتها کمک میکند تا سیاستهایی متناسب با تنوع فرهنگی طراحی کنند. برای مثال، سیاستهای آموزشی چندزبانه میتوانند هویت قومی را حفظ کنند، در حالی که قوانین شهروندی هویت ملی را تقویت میکنند. مطالعهای در Journal of Global Sociology (۲۰۲۴) نشان داد که کشورهایی با سیاستهای قومی-محور منسجم، ۲۰ درصد کمتر با تنشهای اجتماعی مواجه شدهاند.
۲. آیا یک فرد میتواند به چندین قوم یا ملت تعلق داشته باشد؟
بله، یک فرد میتواند بهطور همزمان هویت قومی و ملی متفاوتی داشته باشد. برای مثال، یک فرد میتواند از نظر قومی تامیل و از نظر ملی شهروند سریلانکا یا کانادا باشد. این چندلایگی هویتی در دنیای مدرن به دلیل مهاجرت و جهانیسازی رایجتر شده است.
۳. چگونه جهانیسازی بر هویتهای قومی تأثیر میگذارد؟
جهانیسازی میتواند هویتهای قومی را هم تقویت و هم تضعیف کند. از یک سو، رسانههای دیجیتال به اقوام اجازه میدهند فرهنگ خود را جهانی کنند؛ از سوی دیگر، نفوذ فرهنگهای غالب میتواند زبانها و سنتهای محلی را تهدید کند. گزارش World Bank (۲۰۲۴) نشان میدهد که ۱۵ درصد زبانهای قومی در دهه گذشته به دلیل جهانیسازی کمرنگ شدهاند.
۴. آیا ممکن است در آینده قومها به ملت تبدیل شوند؟
بله، در برخی موارد، گروههای قومی با کسب خودمختاری سیاسی یا استقلال، به ملت تبدیل شدهاند. مثال بارز آن، جدایی سودان جنوبی در سال ۲۰۱۱ است که قومهای محلی به یک ملت جدید تبدیل شدند. با این حال، این فرآیند معمولاً با چالشهای سیاسی و اجتماعی همراه است.
چشمانداز آینده
تفاوت میان قوم و ملت، فراتر از یک بحث نظری، کلیدی برای فهم دینامیکهای اجتماعی و سیاسی در جهان امروز است. قوم با ریشههای عمیق فرهنگی و ملت با ساختارهای سیاسی و جغرافیایی تعریف میشوند، اما تعامل این دو میتواند به همزیستی مسالمتآمیز یا تنشهای اجتماعی منجر شود. تحقیقات اخیر نشان میدهد که مدیریت هوشمندانه تنوع قومی، مانند آنچه در کشورهایی مثل کانادا دیده میشود، میتواند تا ۲۵ درصد به رشد اقتصادی و اجتماعی کمک کند.
با ظهور فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی، فرصتهای بیسابقهای برای حفظ هویتهای قومی و تقویت هویتهای ملی ایجاد شده است.
@buvanloo
اقوام معمولاً از طریق پیوندهای غیررسمی مانند خانواده و سنتها سازماندهی میشوند، اما ملتها ساختارهای رسمی مانند ارتش، سیستم قضایی و پارلمان دارند. مطالعهای در Ethnicity and Society (۲۰۲۳) نشان داد که ۶۰ درصد تعارضات قومی در کشورهایی رخ میدهد که ساختارهای ملی نتوانستهاند تنوع قومی را بهخوبی مدیریت کنند.
تأثیرات سیاسی: محلی در برابر جهانی
اقوام معمولاً در سطح محلی یا منطقهای تأثیر دارند، در حالی که ملتها در صحنه جهانی با دیگر دولتها تعامل میکنند. برای مثال، قوم بلوچ در ایران و پاکستان تأثیر فرهنگی دارد، اما ملت ایران در سازمان ملل نماینده دارد.
دیاگرام متنی تفاوتها:
قوم: شبکهای از پیوندهای فرهنگی (زبان، آیینها) → پراکنده در چندین منطقه.
ملت: ساختاری متمرکز با دولت و مرزها → متحد در یک قلمرو.
چالشهای همزیستی قوم و ملت
یکی از چالشهای اصلی در جوامع چندقومی، ایجاد تعادل میان هویت قومی و هویت ملی است. بر اساس گزارش World Bank (۲۰۲۴)، کشورهایی که تنوع قومی را بهخوبی مدیریت کردهاند، مانند کانادا، تا ۲۵ درصد رشد اقتصادی بیشتری نسبت به کشورهای دارای تنشهای قومی داشتهاند.
نمونه موفق: کانادا
کانادا با سیاست چندفرهنگی خود، اقوام مختلف (مانند چینیها، هندیها و بومیان) را تحت یک هویت ملی متحد کرده است. این کشور از طریق آموزش و قوانین ضدتبعیض، همزیستی مسالمتآمیز را تقویت کرده است.
نمونه چالشبرانگیز:
یوگسلاوی سابق
فروپاشی یوگسلاوی در دهه ۱۹۹۰ نشان داد که نادیده گرفتن هویتهای قومی میتواند به جنگ داخلی منجر شود. این کشور نتوانست هویت ملی فراگیری ایجاد کند که همه اقوام را در بر گیرد.
آمار کلیدی: بر اساس Global Peace Index (۲۰۲۵)، ۳۰ درصد درگیریهای جهانی در دهه گذشته ریشه در اختلافات قومی-ملی داشتهاند.
پرسش و پاسخ تکمیلی
۱. چرا تمایز بین قوم و ملت در سیاستگذاری مهم است؟
تمایز بین قوم و ملت به دولتها کمک میکند تا سیاستهایی متناسب با تنوع فرهنگی طراحی کنند. برای مثال، سیاستهای آموزشی چندزبانه میتوانند هویت قومی را حفظ کنند، در حالی که قوانین شهروندی هویت ملی را تقویت میکنند. مطالعهای در Journal of Global Sociology (۲۰۲۴) نشان داد که کشورهایی با سیاستهای قومی-محور منسجم، ۲۰ درصد کمتر با تنشهای اجتماعی مواجه شدهاند.
۲. آیا یک فرد میتواند به چندین قوم یا ملت تعلق داشته باشد؟
بله، یک فرد میتواند بهطور همزمان هویت قومی و ملی متفاوتی داشته باشد. برای مثال، یک فرد میتواند از نظر قومی تامیل و از نظر ملی شهروند سریلانکا یا کانادا باشد. این چندلایگی هویتی در دنیای مدرن به دلیل مهاجرت و جهانیسازی رایجتر شده است.
۳. چگونه جهانیسازی بر هویتهای قومی تأثیر میگذارد؟
جهانیسازی میتواند هویتهای قومی را هم تقویت و هم تضعیف کند. از یک سو، رسانههای دیجیتال به اقوام اجازه میدهند فرهنگ خود را جهانی کنند؛ از سوی دیگر، نفوذ فرهنگهای غالب میتواند زبانها و سنتهای محلی را تهدید کند. گزارش World Bank (۲۰۲۴) نشان میدهد که ۱۵ درصد زبانهای قومی در دهه گذشته به دلیل جهانیسازی کمرنگ شدهاند.
۴. آیا ممکن است در آینده قومها به ملت تبدیل شوند؟
بله، در برخی موارد، گروههای قومی با کسب خودمختاری سیاسی یا استقلال، به ملت تبدیل شدهاند. مثال بارز آن، جدایی سودان جنوبی در سال ۲۰۱۱ است که قومهای محلی به یک ملت جدید تبدیل شدند. با این حال، این فرآیند معمولاً با چالشهای سیاسی و اجتماعی همراه است.
چشمانداز آینده
تفاوت میان قوم و ملت، فراتر از یک بحث نظری، کلیدی برای فهم دینامیکهای اجتماعی و سیاسی در جهان امروز است. قوم با ریشههای عمیق فرهنگی و ملت با ساختارهای سیاسی و جغرافیایی تعریف میشوند، اما تعامل این دو میتواند به همزیستی مسالمتآمیز یا تنشهای اجتماعی منجر شود. تحقیقات اخیر نشان میدهد که مدیریت هوشمندانه تنوع قومی، مانند آنچه در کشورهایی مثل کانادا دیده میشود، میتواند تا ۲۵ درصد به رشد اقتصادی و اجتماعی کمک کند.
با ظهور فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی، فرصتهای بیسابقهای برای حفظ هویتهای قومی و تقویت هویتهای ملی ایجاد شده است.
@buvanloo
❤7👍2👎1🤔1
Shirin Dagar
(Banoo Sarigol Bovanloo)
✅بانو ساریگل بوانلو، صدای سینه ستبر کوههای شمال خراسان است؛ آنجا که «آق کمر» و «کیسمار» در مه غرق میشوند و نغمههای ایل، از سینهکش صخرهها تا دشتهای سرسبز پرواز میکند.
او با هر ترانه، بوی ناان داغ عشایری و عطر گیاهان کوهی را به جانِ شنونده میریزد. صدایش، پژواک دوتاری است که در سکوت کوهستان، روایتگر کوچ است؛ قصهی دوری، وصل و استواری ایل در میان برف و باد.
بانو؛ فقط نمیخواند؛ او تاریخ شفاهی کرمانجها را بر بلندای قلهها حک میکند، تا کوچ، هرگز از خاطر کوهها فراموش نشود...
✅این قصهٔ عشق و جنون است؛ روایت حکیم بوانلویی که با دختری زیبا روی از روستای بردر ازدواج کرده بود اما تقدیر، زیباترین رویاهایش را از او گرفت.
از آن پس، او تنها با شعر و اشک، از درد جدایی و فراق میسرود...
فلسفه و داستان این آهنگ که سرگذشت دو دلدار است در آینده...
✍️علی محمدزاده
@buvanloo
او با هر ترانه، بوی ناان داغ عشایری و عطر گیاهان کوهی را به جانِ شنونده میریزد. صدایش، پژواک دوتاری است که در سکوت کوهستان، روایتگر کوچ است؛ قصهی دوری، وصل و استواری ایل در میان برف و باد.
بانو؛ فقط نمیخواند؛ او تاریخ شفاهی کرمانجها را بر بلندای قلهها حک میکند، تا کوچ، هرگز از خاطر کوهها فراموش نشود...
✅این قصهٔ عشق و جنون است؛ روایت حکیم بوانلویی که با دختری زیبا روی از روستای بردر ازدواج کرده بود اما تقدیر، زیباترین رویاهایش را از او گرفت.
از آن پس، او تنها با شعر و اشک، از درد جدایی و فراق میسرود...
فلسفه و داستان این آهنگ که سرگذشت دو دلدار است در آینده...
✍️علی محمدزاده
@buvanloo
❤8🥰5👎1
Forwarded from عکس نگار
فانوس آشناست و دوده مرموزانه آن. هی فتیله را پایین میکشم و هی نفت را میمکد و آهسته زبانه میکشد. شاید هم قصدی ندارد.
کتری رسوب گرفته در گذر زمان، یادآور شعله های مکرر هیزم های آشنا به زخم تبر است و دستهای خسته ای که حرمت نان را نگه داشتند نه جان را.
وقتی در لایه های پنهان این سیاهچرده تامل میکنی، مفتول پیچیده بر دسته آن را واکاوی میکنی و بوی متفاوت چای آن را کنار میزنی؛ یکی نشسته، دست بر پیشانی، زانو بر زمین و چشم بر در سیاه چادر که شاید بیاید.
او همه این است و این همه او.
زمین را مرور میکند و آسمان را ورق میزند. خاطره در خاطر میآورد و آرزو دارد. یکی را داماد کند و دیگری را عروس. برای این پشم میچیند و برای او دوک را میتاباند. در تقلاست. برای همه است و اما تنها. یادش میرود که پایان این شهنامه جور دیگری ورق می خورد و در سالمندی، رنگها متفاوتند و سلایق دگرگون.
تار و پود قالی دستباف، کیسه های گلدوزی شده، پاتاوه های بافته و جوراب پشمین داخل بقچه های معطر را هم مزید بر علت کنیم.
ریسه های رنگین، ظروف لعاب و قابلمه های کوچک مسی و شاید والر نفتی و گردسوز روسی، کله قند و قندسفره ای که حلقه های بسیار دارد و حجمی متناسب با زندگی.
همه را ساخت و دوخت و پخت و خرید و خود از تماشای آن حظ کرد و به بودنش بالید.
روزگار گذشت و او رفت و این، ماند.
✍️ یحیی خوشنما 🙏❤️
@buvanloo
کتری رسوب گرفته در گذر زمان، یادآور شعله های مکرر هیزم های آشنا به زخم تبر است و دستهای خسته ای که حرمت نان را نگه داشتند نه جان را.
وقتی در لایه های پنهان این سیاهچرده تامل میکنی، مفتول پیچیده بر دسته آن را واکاوی میکنی و بوی متفاوت چای آن را کنار میزنی؛ یکی نشسته، دست بر پیشانی، زانو بر زمین و چشم بر در سیاه چادر که شاید بیاید.
او همه این است و این همه او.
زمین را مرور میکند و آسمان را ورق میزند. خاطره در خاطر میآورد و آرزو دارد. یکی را داماد کند و دیگری را عروس. برای این پشم میچیند و برای او دوک را میتاباند. در تقلاست. برای همه است و اما تنها. یادش میرود که پایان این شهنامه جور دیگری ورق می خورد و در سالمندی، رنگها متفاوتند و سلایق دگرگون.
تار و پود قالی دستباف، کیسه های گلدوزی شده، پاتاوه های بافته و جوراب پشمین داخل بقچه های معطر را هم مزید بر علت کنیم.
ریسه های رنگین، ظروف لعاب و قابلمه های کوچک مسی و شاید والر نفتی و گردسوز روسی، کله قند و قندسفره ای که حلقه های بسیار دارد و حجمی متناسب با زندگی.
همه را ساخت و دوخت و پخت و خرید و خود از تماشای آن حظ کرد و به بودنش بالید.
روزگار گذشت و او رفت و این، ماند.
✍️ یحیی خوشنما 🙏❤️
@buvanloo
❤11
مدیریت بحران خراسان شمالی با هشدار نارنجی هواشناسی به حالت آمادهباش درآمد
🔹مدیرکل مدیریت بحران استانداری خراسان شمالی از آمادهباش اعضای ستاد مدیریت بحران استان در پی صدور هشدار نارنجی هواشناسی و پیشبینی رگبار شدید باران، رعدوبرق و وزش باد شدید لحظهای در مناطق غرب و شمال غرب استان خبر داد.
🔹علی گودرزی: پیرو صدور هشدار نارنجی هواشناسی، اعضای ستاد مدیریت بحران استان شامل فرمانداران، نیروهای راهداری، جمعیت هلال احمر، اورژانس، آتش نشانی و تیمهای امدادی به حالت آمادهباش درآمدهاند.
🔹مدیرکل مدیریت بحران استانداری خراسان شمالی از آمادهباش اعضای ستاد مدیریت بحران استان در پی صدور هشدار نارنجی هواشناسی و پیشبینی رگبار شدید باران، رعدوبرق و وزش باد شدید لحظهای در مناطق غرب و شمال غرب استان خبر داد.
🔹علی گودرزی: پیرو صدور هشدار نارنجی هواشناسی، اعضای ستاد مدیریت بحران استان شامل فرمانداران، نیروهای راهداری، جمعیت هلال احمر، اورژانس، آتش نشانی و تیمهای امدادی به حالت آمادهباش درآمدهاند.
❤2
💐💐جمهوری اسلامی ایران و قومیت💐💐
نوشتهی ژیل ریا* پژوهشگر موسسه تحقیقات راهبردی
دانشکده نظامی (IRSEM)
**ترجمه:
حیدرعلی حسین زاده ثانی بوانلو
یکی از ویژگیهای بارز ایران، تنوع قومی آن است؛ بهگونهای که زبان فارسی، زبان مادری کمتر از نیمی از جمعیت کشور محسوب میشود. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از همان آغاز با اعطای حقوق فرهنگی به اقلیتهای زبانی، این تنوع را به رسمیت شناخت. اصل پانزدهم مقرر میدارد: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران، فارسی است... با این حال، استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و نیز تدریس ادبیات آنها در کنار زبان فارسی، آزاد است.» تضمینهای قانونی در نظر گرفتهشده برای زبانهایی غیر از فارسی، بازتابدهندهی تمایل به گسست از رژیم پیشین است؛ هدفی که انقلابیون ایران آن را دنبال میکردند.
در واقع، نظام پادشاهی پهلوی نوعی ملیگرایی را تحمیل کرده بود که صرفاً بر محور «ایرانیت» (به معنای هویت فارسیمحور) استوار بود؛ رویکردی که میبایست کنار گذاشته میشد. با وجود به رسمیت شناختن قانونیِ تنوع فرهنگی ایران، اقداماتی در جهت حمایت از سایر زبانها هرگز بهطور واقعی اجرا نشد. نظام جمهوری اسلامی نیز کوشید تا تنوع قومی و زبانی را به متعارفترین و غیرسیاسیترین جلوههای آن تا اندازه ای محدود سازد و یا گاهی آن را ابزاری برای جاهطلبیهای امپریالیستی قدرتهای بزرگ میداند.
این سیاستِ انکار، مانع از آن نشد که تنوع قومی به یک مسئله عمومی بدل شود؛ امروزه این موضوع به مسئلهای مهم تبدیل شده است که مقامات جمهوری اسلامی تمایلی به بحث دراین مورد نشان نمیدهند.
طرح مسئله تنوع قومی:
ظهور یک موضوع عمومی
از همان سالهای پایانی رژیم پادشاهی، فرهنگهای قومی و منطقهای توجه فزایندهای را در میان برخی از روشنفکران ایرانی به خود جلب کردند. آنان به ثبت و طبقهبندی ویژگیهای زبانی و فرهنگ مادی زادگاههای خود پرداختند و بدینسان، مشخصههای فرهنگی متمایزِ اقوام گوناگونِ تشکیلدهندهی ایران را برجسته ساختند. در دوران انقلاب، به دنبال صدور مجوز انتشار آثار به زبانهایی غیر از فارسی، این اشتیاق به فرهنگهای منطقهای به گسترش چشمگیرِ انتشارات مربوط به اقوام انجامید. تحولات سیاسی و اجتماعیِ دوران جمهوری اسلامی نیز بر شدت این توجه افزود. از یک سو، محدود شدن فضای سیاسی موجب شکلگیری نوعی احیای فرهنگیِ قابلتوجه شد که توجه به فرهنگهای قومی تنها یکی از نمودهای متعدد آن به شمار میرود.
علاوه بر این، پیشرفتهای چشمگیر آموزشی در استانهای پیرامونی، دایره تولیدکنندگان و مصرفکنندگان بالقوه این نوع کالای فرهنگی را گسترش داده است. در نتیجه، جمهوری اسلامی شاهد جنبشی فراگیر برای تلقی فرهنگهای قومی به مثابه «میراث» بوده است؛ امری که نمود بارز آن در افزایش چشمگیر انتشار آثار به زبانهایی غیر از فارسی دیده میشود. این اقدامات متعدد و ناهماهنگ، در شکلگیری این تصور نقش داشتهاند که قومیت مسئلهای نیازمند مداخله دولت است. مقامات با درخواستهایی برای اجرای مفاد قانون اساسی در خصوص استفاده از زبانهای محلی مواجه شدهاند. همچنین، این مطالبات بر تدوین سیاستهای فرهنگی ویژه برای استانهای محل سکونت اقوام اصلی متمرکز است؛ موضوعی که بخشی از مذاکرات گستردهتر در ایران پیرامون دسترسی به منابع دولتی محسوب میشود. از دهه ۱۹۹۰ به بعد، طرح مسئله قومیت تحت تأثیر بازیگران جدیدی نیز قرار گرفته است که آن را راهی برای بازگشت به عرصه سیاست میدانند. این روند به سیاسی شدن قومیت انجامیده و با درخواستهایی برای برقراری رابطهای جدید میان دولت و گروههای قومی همراه شده است؛ رابطهای که هدف آن پایان دادن به سیاستهایی است که تبعیضآمیز تلقی میشوند.
نوشتهی ژیل ریا* پژوهشگر موسسه تحقیقات راهبردی
دانشکده نظامی (IRSEM)
**ترجمه:
حیدرعلی حسین زاده ثانی بوانلو
یکی از ویژگیهای بارز ایران، تنوع قومی آن است؛ بهگونهای که زبان فارسی، زبان مادری کمتر از نیمی از جمعیت کشور محسوب میشود. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از همان آغاز با اعطای حقوق فرهنگی به اقلیتهای زبانی، این تنوع را به رسمیت شناخت. اصل پانزدهم مقرر میدارد: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران، فارسی است... با این حال، استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و نیز تدریس ادبیات آنها در کنار زبان فارسی، آزاد است.» تضمینهای قانونی در نظر گرفتهشده برای زبانهایی غیر از فارسی، بازتابدهندهی تمایل به گسست از رژیم پیشین است؛ هدفی که انقلابیون ایران آن را دنبال میکردند.
در واقع، نظام پادشاهی پهلوی نوعی ملیگرایی را تحمیل کرده بود که صرفاً بر محور «ایرانیت» (به معنای هویت فارسیمحور) استوار بود؛ رویکردی که میبایست کنار گذاشته میشد. با وجود به رسمیت شناختن قانونیِ تنوع فرهنگی ایران، اقداماتی در جهت حمایت از سایر زبانها هرگز بهطور واقعی اجرا نشد. نظام جمهوری اسلامی نیز کوشید تا تنوع قومی و زبانی را به متعارفترین و غیرسیاسیترین جلوههای آن تا اندازه ای محدود سازد و یا گاهی آن را ابزاری برای جاهطلبیهای امپریالیستی قدرتهای بزرگ میداند.
این سیاستِ انکار، مانع از آن نشد که تنوع قومی به یک مسئله عمومی بدل شود؛ امروزه این موضوع به مسئلهای مهم تبدیل شده است که مقامات جمهوری اسلامی تمایلی به بحث دراین مورد نشان نمیدهند.
طرح مسئله تنوع قومی:
ظهور یک موضوع عمومی
از همان سالهای پایانی رژیم پادشاهی، فرهنگهای قومی و منطقهای توجه فزایندهای را در میان برخی از روشنفکران ایرانی به خود جلب کردند. آنان به ثبت و طبقهبندی ویژگیهای زبانی و فرهنگ مادی زادگاههای خود پرداختند و بدینسان، مشخصههای فرهنگی متمایزِ اقوام گوناگونِ تشکیلدهندهی ایران را برجسته ساختند. در دوران انقلاب، به دنبال صدور مجوز انتشار آثار به زبانهایی غیر از فارسی، این اشتیاق به فرهنگهای منطقهای به گسترش چشمگیرِ انتشارات مربوط به اقوام انجامید. تحولات سیاسی و اجتماعیِ دوران جمهوری اسلامی نیز بر شدت این توجه افزود. از یک سو، محدود شدن فضای سیاسی موجب شکلگیری نوعی احیای فرهنگیِ قابلتوجه شد که توجه به فرهنگهای قومی تنها یکی از نمودهای متعدد آن به شمار میرود.
علاوه بر این، پیشرفتهای چشمگیر آموزشی در استانهای پیرامونی، دایره تولیدکنندگان و مصرفکنندگان بالقوه این نوع کالای فرهنگی را گسترش داده است. در نتیجه، جمهوری اسلامی شاهد جنبشی فراگیر برای تلقی فرهنگهای قومی به مثابه «میراث» بوده است؛ امری که نمود بارز آن در افزایش چشمگیر انتشار آثار به زبانهایی غیر از فارسی دیده میشود. این اقدامات متعدد و ناهماهنگ، در شکلگیری این تصور نقش داشتهاند که قومیت مسئلهای نیازمند مداخله دولت است. مقامات با درخواستهایی برای اجرای مفاد قانون اساسی در خصوص استفاده از زبانهای محلی مواجه شدهاند. همچنین، این مطالبات بر تدوین سیاستهای فرهنگی ویژه برای استانهای محل سکونت اقوام اصلی متمرکز است؛ موضوعی که بخشی از مذاکرات گستردهتر در ایران پیرامون دسترسی به منابع دولتی محسوب میشود. از دهه ۱۹۹۰ به بعد، طرح مسئله قومیت تحت تأثیر بازیگران جدیدی نیز قرار گرفته است که آن را راهی برای بازگشت به عرصه سیاست میدانند. این روند به سیاسی شدن قومیت انجامیده و با درخواستهایی برای برقراری رابطهای جدید میان دولت و گروههای قومی همراه شده است؛ رابطهای که هدف آن پایان دادن به سیاستهایی است که تبعیضآمیز تلقی میشوند.
❤1
طرح مسئله قومیت در ایران همگام با ورود آن به عرصه عمومی پیش رفته است. در کنار نشریاتی که عمدتاً مخاطبانی محدود و خاص داشتند، فعالانِ مدافع مطالبات قومی بهطور گستردهای برای سازماندهی رویدادهای فرهنگی و جشنهایی با هدف گرامیداشت ویژگیهای متمایز منطقهای و قومی تلاش کردند. این کوششها برای عمومیسازی موضوع، عمدتاً در مناطق دورافتاده صورت میگرفت تا راهی برای دور زدن دشواریهای تصاحب فضای عمومی در شهرهای بزرگ باشد. با این حال، مسئله قومیت در جریانهای
اعتراضی در شهرهای بزرگِ استانهای پیرامونی نیز به عرصه عمومی راه یافت. اعتراضات سالهای ۲۰۰۵ در خوزستان و ۲۰۰۶ در آذربایجان بازتاب گستردهای در مطبوعات ایران داشت و وضعیت استانهای پیرامونی و مسئله قومیت را به موضوعاتی برای بحث و گفتگوی عمومی بدل کرد. چهرههای سیاسی درون نظام نیز در جلب توجه عمومی به مسئله قومیت نقش ایفا کردند.
این پدیده بهویژه در کارزار انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۰۵ مشهود بود؛ زمانی که چندین نامزد برای جلب حمایت در استانهای پیرامونی، بر مسئله قومیت دست گذاشتند.
اگرچه مسئله قومیت به موضوعی محوری در حیات سیاسی ایران بدل نشده، اما در دوران جمهوری اسلامی قطعاً به موضوعی برای بحث و تبادلنظر عمومی تبدیل شده است.
فقدان سیاستگذاری در حوزه قومیت؛ یا اینکه چگونه نباید به یک مسئله عمومی پرداخت
تبدیل شدن مسئله قومیت به یک موضوع عمومی در ایران، هیچگونه واکنش مشخصی را از سوی مقامات سیاسی به دنبال نداشته است. به نظر میرسد رویکردهای بهجامانده از رژیم شاه همچنان الگوی غالب برای مدیریت تنوع فرهنگی ایران محسوب میشوند. در چارچوب نگاهی توسعهمحور به دولت، تنوع قومی عمدتاً به مثابه مانعی بر سر راه نوسازی کشور تلقی شده است. وحدت ملی ــ که عمدتاً در قالب مقولههای قومی تعریف میشد ــ ابزاری برای صیانت از ایران در برابر تهدیدهای احتمالی علیه تمامیت ارضی و نیز عاملی برای پیشبرد توسعه اقتصادی آن به شمار میرفت.
در مواجهه با ظهور مسئله قومی در جمهوری اسلامی، پاسخ اصلی ارائه شده،بیشتر رنگ امنیتی به خود گرفته و هدف آن مهار همه مطالبات فرهنگی و سیاسی است. این پاسخ از یک سو شامل مشروعیتزدایی از مطالبات قومی است.. از نظر راسموس کریستین الینگ، گفتمان مقامات سیاسی حول محور احترام به تمامیت ارضی و وفاداری به ایدئولوژی اسلامگرایانه میچرخد:
جنبشهای قومی گاهامورد حمایت قدرتهای خارجی و جاد صاف کن آنها هستند. در حالی که همزمان وفاداری تزلزلناپذیر گروههای قومی مختلف به ایران مورد ستایش قرار میگیرد . درطول عمر نظامجمهوری اسلامی تشکلهای مسلح مختلفی درتقابل بانظام شکل گرفته اند ،اما این به معنا نیست که نماینده یک قوم باشند.
جمهوری اسلامی برای مهار نارضایتیها، منابع نظامی قابلتوجهی را به کار گرفته و در برجسته ساختن موفقیتهای خود—مانند دستگیری و سپس اعدام عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله در سال ۲۰۱۰—نیز درنگ نکرده است.
واکنش نظام جمهوری اسلامی به تحرکات قومی صرفاً ماهیتی امنیتی ندارد، بلکه شامل حمایت و نظارت بر برخی اقدامات مرتبط با مسائل قومی نیز میشود.
اعتراضی در شهرهای بزرگِ استانهای پیرامونی نیز به عرصه عمومی راه یافت. اعتراضات سالهای ۲۰۰۵ در خوزستان و ۲۰۰۶ در آذربایجان بازتاب گستردهای در مطبوعات ایران داشت و وضعیت استانهای پیرامونی و مسئله قومیت را به موضوعاتی برای بحث و گفتگوی عمومی بدل کرد. چهرههای سیاسی درون نظام نیز در جلب توجه عمومی به مسئله قومیت نقش ایفا کردند.
این پدیده بهویژه در کارزار انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۰۵ مشهود بود؛ زمانی که چندین نامزد برای جلب حمایت در استانهای پیرامونی، بر مسئله قومیت دست گذاشتند.
اگرچه مسئله قومیت به موضوعی محوری در حیات سیاسی ایران بدل نشده، اما در دوران جمهوری اسلامی قطعاً به موضوعی برای بحث و تبادلنظر عمومی تبدیل شده است.
فقدان سیاستگذاری در حوزه قومیت؛ یا اینکه چگونه نباید به یک مسئله عمومی پرداخت
تبدیل شدن مسئله قومیت به یک موضوع عمومی در ایران، هیچگونه واکنش مشخصی را از سوی مقامات سیاسی به دنبال نداشته است. به نظر میرسد رویکردهای بهجامانده از رژیم شاه همچنان الگوی غالب برای مدیریت تنوع فرهنگی ایران محسوب میشوند. در چارچوب نگاهی توسعهمحور به دولت، تنوع قومی عمدتاً به مثابه مانعی بر سر راه نوسازی کشور تلقی شده است. وحدت ملی ــ که عمدتاً در قالب مقولههای قومی تعریف میشد ــ ابزاری برای صیانت از ایران در برابر تهدیدهای احتمالی علیه تمامیت ارضی و نیز عاملی برای پیشبرد توسعه اقتصادی آن به شمار میرفت.
در مواجهه با ظهور مسئله قومی در جمهوری اسلامی، پاسخ اصلی ارائه شده،بیشتر رنگ امنیتی به خود گرفته و هدف آن مهار همه مطالبات فرهنگی و سیاسی است. این پاسخ از یک سو شامل مشروعیتزدایی از مطالبات قومی است.. از نظر راسموس کریستین الینگ، گفتمان مقامات سیاسی حول محور احترام به تمامیت ارضی و وفاداری به ایدئولوژی اسلامگرایانه میچرخد:
جنبشهای قومی گاهامورد حمایت قدرتهای خارجی و جاد صاف کن آنها هستند. در حالی که همزمان وفاداری تزلزلناپذیر گروههای قومی مختلف به ایران مورد ستایش قرار میگیرد . درطول عمر نظامجمهوری اسلامی تشکلهای مسلح مختلفی درتقابل بانظام شکل گرفته اند ،اما این به معنا نیست که نماینده یک قوم باشند.
جمهوری اسلامی برای مهار نارضایتیها، منابع نظامی قابلتوجهی را به کار گرفته و در برجسته ساختن موفقیتهای خود—مانند دستگیری و سپس اعدام عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله در سال ۲۰۱۰—نیز درنگ نکرده است.
واکنش نظام جمهوری اسلامی به تحرکات قومی صرفاً ماهیتی امنیتی ندارد، بلکه شامل حمایت و نظارت بر برخی اقدامات مرتبط با مسائل قومی نیز میشود.
❤3
علاوه بر لفاظیهایی که نقش گروههای قومی را در تاریخ ایران و انقلاب میستایند، دولت مرکزی از طریق مقامات محلی، از ابتکارات فرهنگی حمایت کرده و پشتیبانی مالیِ تشکلهای قومی خاصی را در استانهای پیرامونی بر عهده میگیرد. این سیاستِ حمایتِ هدفمند را باید در چارچوب راهکارهای «کنترل» و «همسوسازی» (یا جذب) نگریست که در جمهوری اسلامی بسیار رایج است. در واقع، هدف اصلی نظام یافتن طرفهای گفتوگویی است که در ازای دسترسی به منابعِ دولت مرکزی، جای پایی برای حکومت در لایههای مختلف جامعه حفظ کنند. از این رو، تقلیلِ مسئلهی عدم رسیدگی به مطالبات و نارضایتیهای قومی به صرفِ نگاهی امنیتی—که قومیت را صرفاً چالشی برای دولت مرکزی میبیند—رویکردی سادهانگارانه است؛ چرا که هویت قومی همچنین ابزاری برای چانهزنی جهت یافتن جایگاهی در درون نظام و دسترسی به منابع دولتی—اعم از نمادین یا مادی—به شمار میآید.
با این حال، مقامات ایرانی در تلاشهای خود برای مهار و همسو کردن جنبشهای قومی با چالشی روبهرو هستند: فقدان ساختار رسمی در این جنبشها (دستکم در میان آن دسته که از خشونت پرهیز میکنند) شناسایی طرفهای گفتوگوی مناسب را دشوار میسازد؛ کسانی که بتوان با آنها مسئله قومی را صرفاً در چارچوب تنوع فرهنگی تعریف و تبیین کرد. مهمتر از همه اینکه، رویکردهای مورد نظر مقامات ایرانی نمیتواند خلأ ناشی از فقدان یک سیاستگذاری عمومی اصولی در این حوزه را جبران کند؛ چرا که هیچ برنامه اقدام هماهنگی برای رسیدگی به مسئله قومی تدوین یا اجرا نشده است. در واقع، این فقدان نشاندهنده نوعی فلجشدگی در بدنه رهبری سیاسی است که روزبهروز در طراحی و اجرای ابتکارات سیاستگذاری عمومیِ بلندمدت ناتوانتر میشود. بار دیگر، مسئله قومی پویاییهای اجتماعی و سیاسیای را آشکار میسازد که دامنهای بسیار فراتر از صرفِ تنوع فرهنگی ایران دارند.
*ژیل ریائو، پژوهشگر مؤسسه تحقیقات راهبردی دانشکده نظامی (IRSEM)*
@buvanloo
با این حال، مقامات ایرانی در تلاشهای خود برای مهار و همسو کردن جنبشهای قومی با چالشی روبهرو هستند: فقدان ساختار رسمی در این جنبشها (دستکم در میان آن دسته که از خشونت پرهیز میکنند) شناسایی طرفهای گفتوگوی مناسب را دشوار میسازد؛ کسانی که بتوان با آنها مسئله قومی را صرفاً در چارچوب تنوع فرهنگی تعریف و تبیین کرد. مهمتر از همه اینکه، رویکردهای مورد نظر مقامات ایرانی نمیتواند خلأ ناشی از فقدان یک سیاستگذاری عمومی اصولی در این حوزه را جبران کند؛ چرا که هیچ برنامه اقدام هماهنگی برای رسیدگی به مسئله قومی تدوین یا اجرا نشده است. در واقع، این فقدان نشاندهنده نوعی فلجشدگی در بدنه رهبری سیاسی است که روزبهروز در طراحی و اجرای ابتکارات سیاستگذاری عمومیِ بلندمدت ناتوانتر میشود. بار دیگر، مسئله قومی پویاییهای اجتماعی و سیاسیای را آشکار میسازد که دامنهای بسیار فراتر از صرفِ تنوع فرهنگی ایران دارند.
*ژیل ریائو، پژوهشگر مؤسسه تحقیقات راهبردی دانشکده نظامی (IRSEM)*
@buvanloo
❤5
#اطلاعیه_عشایری_فوری
با سلام فرزندان عشایر کوچرویی که جا مانده از دریافت سهمیه آرد بودند و کلیه عشایر دارای دفترچه عشایری که در سامانه شاهکار ثبت نام نکرده اند تا تاریخ سه شنبه۲۴ شهریور نسبت به ثبت نام در این سامانه برای اخذ سهمیه های ارد خود اقدام نمایند .
باتشکر هئیت مدیره شرکت شهید شعبانی علی حبیبی بوانلو
با سلام فرزندان عشایر کوچرویی که جا مانده از دریافت سهمیه آرد بودند و کلیه عشایر دارای دفترچه عشایری که در سامانه شاهکار ثبت نام نکرده اند تا تاریخ سه شنبه۲۴ شهریور نسبت به ثبت نام در این سامانه برای اخذ سهمیه های ارد خود اقدام نمایند .
باتشکر هئیت مدیره شرکت شهید شعبانی علی حبیبی بوانلو
❤3👏1
🏡 اطلاعیه فروش خانه مسکونی در روستای بوانلو
📍 موقعیت: روستای بوانلو
📐 متراژ: ۹۰۰ مترمربع
🏠 نوع ملک: خانه مسکونی تازهساخت
✨ دارای زیرزمین
🐄 دارای دامداری
📌 مناسب برای سکونت و استفاده دامداری
💰 قیمت: توافقی
📞 جهت هماهنگی و اطلاعات بیشتر:
علی اکبر مرادیان
📱 ۰۹۱۵۱۸۸۸۶۵۶
📍 موقعیت: روستای بوانلو
📐 متراژ: ۹۰۰ مترمربع
🏠 نوع ملک: خانه مسکونی تازهساخت
✨ دارای زیرزمین
🐄 دارای دامداری
📌 مناسب برای سکونت و استفاده دامداری
💰 قیمت: توافقی
📞 جهت هماهنگی و اطلاعات بیشتر:
علی اکبر مرادیان
📱 ۰۹۱۵۱۸۸۸۶۵۶
❤3💯1
🏡 زمین فروشی در روستای بوانلو
📐 مساحت: حدود ۸۰۰ مترمربع
📍 موقعیت: پایلشان در همسایگی منزل مرحومان پرویز پاینده و بیگلر مردانی
💰 قیمت: توافقی
📞 جهت اطلاعات بیشتر و هماهنگی:
آی محمد نادری
📱 ۰۹۱۵۱۸۹۲۳۰۹
📐 مساحت: حدود ۸۰۰ مترمربع
📍 موقعیت: پایلشان در همسایگی منزل مرحومان پرویز پاینده و بیگلر مردانی
💰 قیمت: توافقی
📞 جهت اطلاعات بیشتر و هماهنگی:
آی محمد نادری
📱 ۰۹۱۵۱۸۹۲۳۰۹
❤5