کانال روستای بوانلو
2.1K subscribers
4.55K photos
823 videos
101 files
400 links
بهشت شمال شرق خراسان شمالی

ارتباط با مدیران کانال


@Payamirib

@erdelan44
Download Telegram
📖 آنچه در جلد دوم مرخ می توانید بخوانید:
🔹پرونده ویژه گفتگو با شاعر گرانقدر علیرضا سپاهی لایین
🔹️میزگردی با موضوع هویت و زبان مادری
🔹 گزارشی از تاثیر و چالش های ارگ در موسیقی کردهای خراسان
🔹 یادداشت هایی از  دکتر حمید حسنعلی پور، دکتر اسماعیل حسین پور، دکتر علی رحمتی، غلامرضا آذری خاکستر
🔹 یادبود زنده یاد هاشم‌صادقی باجگیران
🔹 آموزش دستور زبان کردی
🔹 مجموعه اشعار کردی

مرخ را می توانید از باجه های مطبوعاتی و کتابفروشی های معتبر در شهرهای تهران، کرج، مشهد، چناران، قوچان، درگز، شیروان، بجنورد، اسفراین و آشخانه تهیه نمایید.

📭📦 جهت خرید پستی به آیدی تلگرام یا اینستاگرام مرخ یا کتاب کُرد پیام دهید یا با شماره‌های زیر تماس بگیرید.

09157422272
@ketabkurd2726
امین احمدی

09927874322
@revebir
حمید احمدی

📚 با خرید سه شماره هزینه پست به عهده نشریه خواهد بود.
۱۳۰ صفحه /  ۳۰۰ هزار تومان

@kovaramerxe

@bubanloo
5
برکت خداوند در سرزمین بوانلو

@buvanloo
👏145🥰2
چارلی چاپلین میگفت؛
اشتباهم این بود هرجا رنجیدم خندیدم:)
فکر کردند درد ندارد ❤️‍🩹
ضربه ها را محکم تر زدند💔
متاسفانه یک عده دانسته یا ندانسته برای خوشایند یا سرمستی و تکبر خودشان شدیدترین ضربه ها را بر روح و قلب نفر مقابل میزنن بدون اینکه متوجه عمق درد و زخم طرف باشند .

#بوانلو

@buvanloo
7👏5
کانال روستای بوانلو:
▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون ▪️

⚫️🌑 در کمال تاسف و تاثر خبردار شدیم که شادروان
آقای خدابخش قدیری (داماد خانواده محترم نورمحمدزاده  )  به سوی معبودش پر کشید. 🌑🌑

برای بازماندگان صبر و برای آن مرحوم علو درجات از خداوند متعال مسئلت داریم.

”روحش شاد و یادش گرامی باد ”


مراسم تشییع جنازه   امروز یک شنبه ساعت 3 از میدان جعفرقلی به سمت ارامستان بوانلو     برگزار می گردد مراسم سوم نیز فردا دو شنبه در مسجد روستای بوانلو برگزار میگردد.   🖤🖤🖤



@buvanloo
😭4
آیین «رو گرفتن» از نگاه جامعه‌شناختی

✍️ قادر قادری
پژوهشگر ارشد مسائل اجتماعی و کارشناس رسانه

آیین‌های محلی، اگر صرفاً در سطح خاطره و فولکلور باقی بمانند، به‌تدریج از حوزه تحلیل اجتماعی حذف می‌شوند. رسم «رو گرفتن» در بین کردها از همین دست آیین‌هاست، رسمی که در نگاه نخست، نشانه‌ای از حیا یا عرف پوشش تلقی می‌شود، اما در لایه‌های عمیق‌تر، سازوکاری برای تنظیم رابطه، مدیریت صمیمیت و توزیع مسئولیت در خانوادهٔ گسترده بوده است.
در روستا های کورد نشین خراسان، رسم «رو گرفتن» تنها به پوشاندن چهره محدود نمی‌شد، این آیین، مجموعه‌ای از آدابِ دقیق و ظریف بود که حضور زنِ تازه‌عروس را در فضای خانوادهٔ همسر تنظیم می‌کرد. از زمان عقد، عروس نه‌تنها در برابر مردان نزدیک داماد صورت خود را می‌پوشاند، بلکه شیوهٔ سخن‌گفتن، حضور در جمع و حتی میزان شنیده‌شدن صدایش نیز تابع قواعد نانوشته‌ای بود که معنای احترام را به‌شکلی عمیق منتقل می‌کرد.
در این رسم، عروس با مردان اقوام شوهر روبه‌رو نمی‌شد و تا زمانی که هر یک از آنان با هدیه‌ای نمادین پذیرش خود را اعلام نمی‌کردند، «رو» داشت. اما این تنها سطح ظاهری آیین بود. لایهٔ پنهان‌تر آن، مدیریت صدا و کلام بود‌،به‌گونه‌ای که عروس حتی در مهمانی‌هایی که مردان اقوام شوهر حضور داشتند، مراقب بود صدایش به گوش آنان نرسد. اگر در اتاقی دیگر بود، سخن‌گفتنش را چنان تنظیم می‌کرد که شنیده نشود، گویی صدا نیز، همچون چهره، بخشی از حریم شخصی و حرمت رابطه محسوب می‌شد.
نکتهٔ قابل‌توجه آن است که این محدودیت‌ها فقط به مردان ختم نمی‌شد. عروس، با زنان مسنِ طایفهٔ شوهر نیز وارد گفت‌وگوی مستقیم نمی‌شد. این سکوت، نشانهٔ بی‌اعتنایی یا حذف اجتماعی نبود، بلکه نوعی تعلیق محترمانه بود. عروس در جایگاهی میان «پذیرفته‌شدن کامل» و «حضور رسمی» قرار می‌گرفت، جایگاهی که به او اجازه می‌داد بدون شتاب، در بافت خانوادهٔ همسر حل شود. ارتباط، نه دفعی و فوری، بلکه تدریجی و مرحله‌به‌مرحله شکل می‌گرفت.
در این چارچوب، «رو گرفتن» صرفاً آیین حیا نبود، بلکه سازوکاری فرهنگی برای تنظیم رابطه بود، سازوکاری که نه‌تنها نگاه، بلکه صدا و کلام را نیز شامل می‌شد. در منطق این رسم، شنیده‌شدن صدا به اندازهٔ دیده‌شدن چهره معنا داشت. هر دو، نیازمند زمان، اجازه و نشانهٔ پذیرش بودند. نزدیکی، حقی طبیعی و فوری تلقی نمی‌شد، بلکه پاداشِ رعایت مرزها و پذیرش مسئولیت به‌شمار می‌رفت.
در فرهنگ کورد ها، زنانی که سال‌ها این آداب را رعایت می‌کردند، نه منزوی شمرده می‌شدند و نه کم‌اعتبار. برعکس، با عزت و وقار بیشتری شناخته می‌شدند. سکوت آن‌ها به‌معنای حذف صدا نبود نشانهٔ کنترل آگاهانهٔ حضور بود. جامعه می‌دانست که این سکوت، موقتی و معنادار است و بخشی از اخلاق رابطه به‌شمار می‌آید.
امروز، بسیاری از این آیین‌ها از زندگی اجتماعی حذف شده‌اند، اما مسئله‌ای که آن‌ها حل می‌کردند همچنان پابرجاست. مرزها سریع فرو می‌ریزند، صداها فوری شنیده می‌شوند، و۸ صمیمیت پیش از شکل‌گیری اعتماد مطالبه می‌شود. بازخوانی «رو گرفتن» نه دعوت به بازگشت به گذشته، بلکه یادآوری این واقعیت است که احترام، فقط در دیده‌شدن خلاصه نمی‌شود گاهی در شنیده‌نشدنِ آگاهانه معنا پیدا می‌کند. جامعه‌ای که آیین‌های تنظیم‌کنندهٔ حضور و صدا را از دست بدهد، ناچار است هزینهٔ آن را در فرسایش اعتماد و اخلاق رابطه بپردازد.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
9👍9👏5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تقدیم به همه عاشقان ولات و ساکن در غربت

@buvanloo
👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گزارش تصویری از درمانگاه قدیم اوغاز تازه
به تاریخ 29 مردادماه 405
🎥 ;روانبخش محمدزاده

@buvanloo🌹👍🙏
1
نمای بیرونی درمانگاه قدیم اوغاز تازه .
در زمان خودش در خراسان بزرگ جز شیک ترین درمانگاه ها یا ساختمان ها بود .
از دهیاری محترم و شوراهای محترم اوغاز تازه به ویژه مرکز بهداشت شیروان و خراسان شمالی انتظار می‌رفت این بنا را بعنوان موزه نگه داری می‌کردند.
ولی افسوس که صدای کلنگ و تیشه و چکش از درون ساختمان درمانگاه در جهت تخریب و کندن در و پنجره ها به گوش می‌رسد.
از استاد کلیم الله توحدی که عمر گرانمایه خود را مصروف فرهنک و آداب و رسوم کرمانج ها مخصوصا منطقه سیوکانلو کردند انتظار بیشتری می‌رفت.
هنوز هم دیر نشده .
لطفا دلسوزان دست بجنبانند، تا در حسرت بناهای قدیمی مثل حمام های عمومی و اسیاب آبی و غیره نمانیم .
روانبخش محمدزاده

@buvanloo😔💔
👍72
آهنگ سالارمه یا زنگ شتر

علی  محمدزاده

زندگی ایل و طوایف عشایر شمال خراسان،حرکت روی خطوط نوار مرزی،عبور کردن با چهارپایانی چون شتر و  اسب و الاغ و قاطر و یابو که تمام زندگیشان را با آنها حمل می کردند آن زمان که نه راهی بود و نه وسیله نقلیه ای ،بسیار سخت و طاقت فرسا بود ،چه بسا خورجین و باری که بر اشتر و حیوانی حمل کرده بودند با عبور از گذر گاه باریک  و پرتگاه حیوان زبان بسته را با بار به ته دره  می فرستاد...
همراه این سختی ها و مشکلات و بدبختی ها گاه وقایع عاشقانه تلخ و شیرینی میان دو دلبر و دو دلداده رقم می خورد ،عشق آنان حکایت و قصه ای می شد که دهن به دهن ،نسل  به نسل نقل محافل و مجالس می شد ،توسط هنرمندان و موسیقی دانان در قالب آهنگ و شعر سینه به سینه روایت می شد...

یکی از آهنگهای معروفی که بارها با سر پنجه های اساتید و بخشی ها بر روی کاسه دوتار جان گرفته و بر قلبها نشسته آهنگ سالارمه یا زنگ شتر است که اینک به فلسفه این آهنگ اشارتی خواهیم کرد:

عشق ورزیدن و عاشق شدن در میان ایل و طوایف عشایری با آداب و رسوم و فرهنگ و تعصب خاصی که داشته علاوه بر صبرو تحمل و بردباری شهامت و شجاعت،دل و جرات می خواست...
در میان دختران گیسو بلند ایل دختری بنام زهاد صورتش چون قرص ماه، رشته ای از موری و مرجانهای رنگارنگ و زیبا بر گردن بلندو سفیدش خودنمایی می کرد طوری که عقل از سر جوانی بنام سالار ربوده بود،
بارها در مسیر کوچ سالار نگاهش به زهاد می افتاداو را سخت زیر نگاه های تیزبینش قرار داده ، از آن طرف زهاد از نگاه های سنگین سالار پی به دل باختگی سالار برده بود...
سالار عاشق این زیبا رویی به نام زهاد شده، این دو دل داده در زندگی ایل و طایفه ای و مسیر کوچ با توجه به سبک زندگی سنتی و بسته که شرم و حیا مانع  هم صحبت و هم کلام شدن با یکدیگر می شد، هر بار با نگاه های آتشینی که به هم گره می خورد رازهای نهفته در دل را به یک یکدیگر انتقال می دادند  ...
مسیر کوچ با زندگی سخت  عشایر همراه بود،قطار اشتران را حرکت می دادند تا به توقفگاه جدیدتری برسند،زهاد همراه خانواده و طایفه اش، سالار نیز در پی اشتران با پای پیاده ،گاهی سوار بر اسب کاروان را همراهی می نمود...
هر گاه که به منزلگاه جدید می رسیدند دختران و زنان ایل بدره به دست و تشت بر سر برای تهیه آب و شستشوی لباسها و ظروف راهی چشمه ها می شدند، حرکت زنان و دختران عشایر به سمت چشمه ها برای سالار فرصت و تنها موقعیتی بود که به بهانه ای خود را به چشمه برساند تا روی نازنین زهاد را ببیند و لحظاتی را با او هم کلام شودتا قلبش تسکین و روحش آرام گیرد...
از این جهت به محض گذاشتن بارو بندیل اشتران ،جل و جهازشان را از پشت شترها بر می داشتند تا باد و هوایی بر پشت و کوهانهای عرق کرده شتران وزیدن گرفته خستگی به در کنند ، آنگاه سالار اشتران را به طرف چشمه روانه می کرد...
شتری که زنگوله ای به گردن داشت همیشه جلودار اشتران در مسیر کوچ و به عبارتی راه بلد بود در جلو حرکت می کرد
زهاد بر روی چشمه چشم انتظار سالار می ماند و با شنیدن صدای زنگوله شتر حرکت پاهای شتر و نحوه نزدیک شدن به چشمه را به خوبی درک می کرد که این آهنگ سالارمه بر گرفته از جا پای شتر و حرکت زنگوله اشتران می باشد....
گاهی سالار به بهانه صحبت غیر مستقیم با زهادش با هی هی شتران درد دلش را به او منتقل می کرد و گاهی زهاد از روی چشمه به بهانه رساندن پیامش  دختران همراه را خطاب قرار می داد و از آمدن شتران سخن بر زبان می آورد...
 اینک قسمت اول آهنگ، درد دل سالار است که زهاد با نزدیک شدن صدای زنگوله شتر به چشمه نور امیدی در دلش جان می گرفت...
... اما قسمت دوم آهنگ، گفتگوی زهاد است با سالار.....

ادامه دارد

@buvanloo
5
باران وحشتناکی هم اکنون در بوانلو در حال باریدن هست ساکنان راسته گوش به زنگ سیلاب باشید
😳😳😳
4
سیلاب دره کاریز
4
2
شروع سیلاب سری نالئ
5
خدایا خودت رحم کن همچنان با شدت و قدرت تمام می بارد.
متاسفانه میزان خسارت وارده شده خیلی زیاده 🙈
4