درود بر اهالی بوانلو
دوستان به اطلاع شما عزیزان میرساند امروز مورخه ی ۴ تیرماه جهت برگزاری باشکوه مجلس عاشورای حسینی برگ زرینی دیگر از اتحاد و همدلی ورق خورد و ملت شریف و بزرگوار بوانلو با جمع اوری مبالغ نذری و اهدایی، جهت اطعام مهمانان عزیزبه صرف ناهار عاشورا، مبلغ نودویک میلیون و نهصد وپنجاه هزار تومان جمع اوری گردید
لذا جهت شفاف سازی و اطلاع رسانی به همولایتی های عزیز مبالغ هزینه شده به شرح ذیل میباشد:
۱)خرید دوراس گوسفند از جناب اقای محمدعلی ایزدی بمبلغ چهل و نه میلیون تومان
۲)خرید رب و دیگر ملزومات از سوپرمارکت اقای رستم حسین پور سه میلیون و هفتصد هزار تومان
۳)خرید نان از نانوایی اقای سهراب خوشنما بمبلغ ششصدهزارتومان
به عرض شما بزرگواران میرساند مابقی مانده حساب مبلغ سی و هشت میلیون ششصد هزار تومان در حساب معتمد مسجد روستا ، جناب اقای رمضان آذری بصورت امانت برای دهه ی محرم سال آینده پس انداز گردید
جا دارد از تمام دوستانی که در این محفل خداپسندانه لبیک گویان مشارکت داشتند کمال تشکر را داشته باشیم
امیداست این همدلی تداوم داشته باشد❤️❤️
دوستان به اطلاع شما عزیزان میرساند امروز مورخه ی ۴ تیرماه جهت برگزاری باشکوه مجلس عاشورای حسینی برگ زرینی دیگر از اتحاد و همدلی ورق خورد و ملت شریف و بزرگوار بوانلو با جمع اوری مبالغ نذری و اهدایی، جهت اطعام مهمانان عزیزبه صرف ناهار عاشورا، مبلغ نودویک میلیون و نهصد وپنجاه هزار تومان جمع اوری گردید
لذا جهت شفاف سازی و اطلاع رسانی به همولایتی های عزیز مبالغ هزینه شده به شرح ذیل میباشد:
۱)خرید دوراس گوسفند از جناب اقای محمدعلی ایزدی بمبلغ چهل و نه میلیون تومان
۲)خرید رب و دیگر ملزومات از سوپرمارکت اقای رستم حسین پور سه میلیون و هفتصد هزار تومان
۳)خرید نان از نانوایی اقای سهراب خوشنما بمبلغ ششصدهزارتومان
به عرض شما بزرگواران میرساند مابقی مانده حساب مبلغ سی و هشت میلیون ششصد هزار تومان در حساب معتمد مسجد روستا ، جناب اقای رمضان آذری بصورت امانت برای دهه ی محرم سال آینده پس انداز گردید
جا دارد از تمام دوستانی که در این محفل خداپسندانه لبیک گویان مشارکت داشتند کمال تشکر را داشته باشیم
امیداست این همدلی تداوم داشته باشد❤️❤️
❤16👍4👏3
✅روایتی از شرم و حیا قشر کارگری
زیر سقف آسمان بی قرار کلان شهر مشهد
✍علی محمدزاده سیوکانلو
در امتداد بلوارهای پرهیاهو و خیابانهای سرکشِ این کلانشهر، گویی زمان برای گروهی از مردان سرزمینم متوقف شده است.
در تقاطع عریانیِ آفتاب سوزان تابستان و بیرحمی آسفالت داغ، تکههای مقوا و کارتنهایی به چشم میخورد که با خطی لرزان بر آنها نوشتهاند:
(کارگر ساده)
ساعت دوازده ظهر است؛ خورشید بر سرشان میکوبد.
دو بعدازظهر؛ هنوز همانجا هستند.
چهار عصر؛ سایهها بلند میشوند، اما کمرِ این مردان نه.
شش، هفتِ غروب؛ بازارِ شهر رو به خلوتی میرود، اما آنها هنوز با چشمانی که به افقهای دور خیره مانده، چشمانتظارِ یک بله از سوی رهگذری هستند. و ساعت نه، ده، یازدهِ شب… زمانی که شهر به خواب میرود، من ماندهام و یک پرسشِ استخوانی در گلو: خدایا! اگر اینها کارگر هستند، آفتاب که رفت، کار که تمام شد، شب که به نیمه رسید، چرا هنوز سنگینیِ تنشان بر این پیادهروهاست؟
مگر این وقت شب، وقتِ استخدام است؟
آن سکه دو ریالی درک من، گاهی دیر میافتد؛ اما این بار، کنجکاوی آمیخته با اندوه، مرا به سمتشان کشاند.
در ساعتهای مختلف، کنارشان نشستم و نقاب کارگر بودن را که به چهره داشتند، کنار زدم. آنجا بود که عمق فاجعه، مثل خنجری در قلبم نشست.
یکی با صدایی که از حنجرهای خشک برمیخاست، گفت: همسرم سالهاست با بیماری دستوپنج نرم میکند. نه کاری که بتوان به آن تکیه کرد دارم، نه بیمهای که سایهبان روزهای پیریام باشد.
تا این ساعت شب میمانم، نه برای یافتن کار… میمانم تا شاید رهگذری، دلی، یا نگاهی به رحم بیاید. گاهی نذری غذایی، گاهی مبلغی برای داروی همسرم…
هستند بندگانِ خدایی که برای شادی روح امواتشان، نیمنگاهی هم به ما میکنند.
این گدایی آبرومندانه، سنگینترین بار روی دوش من است، اما چه کنم که سفره خالی، حیا را هم به بند میکشد.
دیگری از زخمهای کهنهتر میگفت؛ از بغض گلوگیر صاحبخانهای که حکم تخلیه در دست دارد و شرمِ پدری که دیگر نمیتواند با دستان خالی به خانه بازگردد.
او میگفت:
اینجا، روی این کارتنها، ما فقط منتظر کار نیستیم؛ ما منتظرِ یک معجزه هستیم که پیش از آنکه صورت سرخمان پیشِ زن و بچه سیلی بخورد، آبرویی برایمان بخرد.
حرفهایشان که به اینجا میرسد، آسمان هم برایشان گریه میکند. هر دل سنگی هم اگر باشد، اینجا، در میانه این بلوارهای شلوغ، آب میشود. اینها فقط مردان کارگر نیستند؛ اینها شناسنامهِ دردهای فروخوردهای هستند که در سایهروشن شهر، زیر نگاههای بیتفاوت، ذرهذره ذوب میشوند.
آنها گدایی نمیکنند، آنها برای حفظ کرامت انسانیشان، با چنگ و دندان به یک تکه مقوا چسبیدهاند؛ اما افسوس که دیوارمعیشت، بلندتر از توان بازوان خستهشان شده است...
شرمتان باد ای کسانی که فرصت طلب بوده واز فضای تحریمی کشورعزیزمان، نهایت استفاده رامی کنید وسفره ی مردم را به گروگان گرفته اید و دست های آلوده تان همیشه در جیب ملت است و حرص و طمع سیری ناپذیری دارید و بر صندلی های چرمین قدرت چنبره زده اید وخوب سخن می گویید اما بعضی از شماها، در عمل از یزدیان و
امویان عصر امام حسین بدترید!
اف و ننگ بر شماها فرصت طلبان وکاسبان تحریم باد که سفره مردم را به گروگان گرفته اید و خجالت هم نمی کشید...😢
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
زیر سقف آسمان بی قرار کلان شهر مشهد
✍علی محمدزاده سیوکانلو
در امتداد بلوارهای پرهیاهو و خیابانهای سرکشِ این کلانشهر، گویی زمان برای گروهی از مردان سرزمینم متوقف شده است.
در تقاطع عریانیِ آفتاب سوزان تابستان و بیرحمی آسفالت داغ، تکههای مقوا و کارتنهایی به چشم میخورد که با خطی لرزان بر آنها نوشتهاند:
(کارگر ساده)
ساعت دوازده ظهر است؛ خورشید بر سرشان میکوبد.
دو بعدازظهر؛ هنوز همانجا هستند.
چهار عصر؛ سایهها بلند میشوند، اما کمرِ این مردان نه.
شش، هفتِ غروب؛ بازارِ شهر رو به خلوتی میرود، اما آنها هنوز با چشمانی که به افقهای دور خیره مانده، چشمانتظارِ یک بله از سوی رهگذری هستند. و ساعت نه، ده، یازدهِ شب… زمانی که شهر به خواب میرود، من ماندهام و یک پرسشِ استخوانی در گلو: خدایا! اگر اینها کارگر هستند، آفتاب که رفت، کار که تمام شد، شب که به نیمه رسید، چرا هنوز سنگینیِ تنشان بر این پیادهروهاست؟
مگر این وقت شب، وقتِ استخدام است؟
آن سکه دو ریالی درک من، گاهی دیر میافتد؛ اما این بار، کنجکاوی آمیخته با اندوه، مرا به سمتشان کشاند.
در ساعتهای مختلف، کنارشان نشستم و نقاب کارگر بودن را که به چهره داشتند، کنار زدم. آنجا بود که عمق فاجعه، مثل خنجری در قلبم نشست.
یکی با صدایی که از حنجرهای خشک برمیخاست، گفت: همسرم سالهاست با بیماری دستوپنج نرم میکند. نه کاری که بتوان به آن تکیه کرد دارم، نه بیمهای که سایهبان روزهای پیریام باشد.
تا این ساعت شب میمانم، نه برای یافتن کار… میمانم تا شاید رهگذری، دلی، یا نگاهی به رحم بیاید. گاهی نذری غذایی، گاهی مبلغی برای داروی همسرم…
هستند بندگانِ خدایی که برای شادی روح امواتشان، نیمنگاهی هم به ما میکنند.
این گدایی آبرومندانه، سنگینترین بار روی دوش من است، اما چه کنم که سفره خالی، حیا را هم به بند میکشد.
دیگری از زخمهای کهنهتر میگفت؛ از بغض گلوگیر صاحبخانهای که حکم تخلیه در دست دارد و شرمِ پدری که دیگر نمیتواند با دستان خالی به خانه بازگردد.
او میگفت:
اینجا، روی این کارتنها، ما فقط منتظر کار نیستیم؛ ما منتظرِ یک معجزه هستیم که پیش از آنکه صورت سرخمان پیشِ زن و بچه سیلی بخورد، آبرویی برایمان بخرد.
حرفهایشان که به اینجا میرسد، آسمان هم برایشان گریه میکند. هر دل سنگی هم اگر باشد، اینجا، در میانه این بلوارهای شلوغ، آب میشود. اینها فقط مردان کارگر نیستند؛ اینها شناسنامهِ دردهای فروخوردهای هستند که در سایهروشن شهر، زیر نگاههای بیتفاوت، ذرهذره ذوب میشوند.
آنها گدایی نمیکنند، آنها برای حفظ کرامت انسانیشان، با چنگ و دندان به یک تکه مقوا چسبیدهاند؛ اما افسوس که دیوارمعیشت، بلندتر از توان بازوان خستهشان شده است...
شرمتان باد ای کسانی که فرصت طلب بوده واز فضای تحریمی کشورعزیزمان، نهایت استفاده رامی کنید وسفره ی مردم را به گروگان گرفته اید و دست های آلوده تان همیشه در جیب ملت است و حرص و طمع سیری ناپذیری دارید و بر صندلی های چرمین قدرت چنبره زده اید وخوب سخن می گویید اما بعضی از شماها، در عمل از یزدیان و
امویان عصر امام حسین بدترید!
اف و ننگ بر شماها فرصت طلبان وکاسبان تحریم باد که سفره مردم را به گروگان گرفته اید و خجالت هم نمی کشید...😢
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
❤10👍5👏2😱1
کوردهای افغانستان
منبع:پایگاه خبری هاژه
آیا تا بحال به این فکرکرده اید که قوم کورد درحرکت تاریخی و کوچ اجباری خود به خراسان ،به افغانستان هم عزیمت کرده وساکن شده اند.طبق آخزین برآورد درسال ۱۴۰۰جمعیت کورد دراین کشور ۳۵۰۰۰۰نفر بوده اند.
کُوردهایِ افغانستان بخشی از مردم کورد ایراناند که پراکندگی آنان در منطقه ولایت غزنی بودهاند. کوردهای افغانستان، عمدتاً در مناطق شمالی و غربی کشور زندگی میکنند، به ویژه در ولایتهای هرات، فاریاب، بلخ و سمنگان. آنها بخشی از قومیتهای مختلف افغانستان هستند و زبان اصلیشان کوردی است
کوردهای افغانستان
مسلمان و اهل سنت
تاریخچهٔ کوردهای افغانستان کردسر
کوردها بطور کلی به عنوان بزرگترین ملت بدون دولت در جهان بعد از جنگ جهانی اول شناخته میشوند. این ملت کهن و بزرگ عمدتاً در نواحی مرزی (غرب ایران، شرق و شمال عراق، جنوب ترکیه، شرق و شمال سوریه) زندگی میکنند. در واقع سرزمین بزرگ کوردستان بنا به منافع ابرقدرتها در میان این چهار کشور تقسیم شده است. علاوه بر این در برخی از مقاطع تاریخی در اکثر سرزمینهای کوردستان سعی بر تغییر دموگرافی نیز شده است. البته بنا بر متون تاریخی، کوردها تنها در منطقهٔ خاورمیانه حضور ندارند بلکه حضوری وسیعتر و گستردهتر در شرق ایران، قفقاز، ماوراءالنهر، آسیای مرکزی، منطقهٔ بالکان نیز دارند. لازم است ذکر شود که جمعیت کوردها در مناطق غیر کوردستانی همچون افغانستان طی کوچهای اجباری، برخوردهای تاریخی، جنگ و تبعیدهایی ناخواسته صورت گرفته است. حتی در زمان حاضر کوچ کوردها رو به غرب بوده و دلیل اصلی آن نداشتن دولتی مستقل است. نبود یک دولت مستقل آنها را از بسیاری از امکانات محروم کرده و امید را از آنان زدوده است؛ لذا این کوچ طولانی هنوز ادامه دارد.
کوچ کوردها به افغانستان
به اعتبار برخی از منابع تاریخی، در دههٔ ۱۵۰۰ میلادی، کوردها از شمال غرب ایران، به داخل مناطق مرکزی افغانستان کنونی برده شدند تا در برابر حملات متجاوزانه مغولها دفاع کنند. این تنها روایت موجود در مورد حضور کوردها در افغانستان نمیباشد. بلکه روایتهای معاصر دیگری هم وجود دارند که تصدیق می کنند که کوردها در مقاطع زمانی مختلف به افغانستان آمدند و در همانجا زیست میکنند. همچنین به نظر میرسد کوچ کوردها به افغانستان استمرار کوچ آنان از مناطق کوردستان ایران به خراسان و شرق ایران در زمان سلسله افشاریه باشد. به اعتبار صحبتهای افراد قدیمی محلات قدیمی شهر کابل، نادرشاه افشار برای لشکرکشی به افغانستان نیاز به منشیان و درباریان و افراد جنگجوی بسیاری داشت تا بتوانند افغانستان کنونی را فتح کنند. دو گروه عمده لشکریان نادرشاه افشار را تشکیل میدادند. اول گروه قومی ترکهای شاهسون که وظیفه جنگجویی و رزمجویی را بر عهده داشتند و دیگری هم گروه ملت کورد (کوردهای شمال غرب ایران کنونی که بیشتر کرمانجها میباشند) لشکر نادر را همراهی میکردند. کردهایی که نادرشاه افشار را همراهی میکردند در سه شهر معروف از افغانستان کنونی پراکنده شدند. شهرهای غزنی، مزار شریف و کابل. بنا به برخی از منابع نادر شاه افشار تبار کوردی داشته و در شرق ایران کوردها را معتمد خویش دانسته و لشکریان کورد و فرماندهان کورد تبار در نزدکی دربار وی بودند. در این راستا میتوان به فرمانده ارگ نادر کریم مریوانی اشاره کرد. همچنین پس از دودمان افشار سلسله زندیه نیز توسط کریمخان زند برخاسته از همین لشکریان وفادار به نادر بوده است. در ولسوالی خواجه عمری، قریهٔ ده نهال ولایت غزنی، گروهی از کوردها که به شغل دبیری و پیشبرد امور دیوانی حکومت نادرشاه افشار مشغول بودهاند، زندگی میکردند. سنگ قبر بسیار قدیمی از سرگروه کورد در غزنی تاکنون وجود دارد. در روی سنگ قبر به کورد بودن غلامرضا خان تصریح شده است.
کوردها به جز غزنی، در منطقهای به نام چنداول کابل هم جابهجا شده بودند. چند اول در فارسی به معنای چند خیمه میباشد که به معنای وجود خیمهٔ گروههای قومی شاه سون و کوردها میباشد. این دو گروه قومی نیز در دامنهٔ کوه چند اول سکنی گزیدند. بیشتر از ۵۰ خانوادهٔ کورد نیز ساکن در این منطقه میباشند و فعالیت اصلیشان پیشبرد امور دیوانی، میرزایی و منشیگری دولت استقلال یافتهٔ افغانستان میباشد.
از میان ۵۰ خانوادهٔ کورد مستقر در کابل، اکثر آنان به خارج از افغانستان رفته یا اینکه ازدنیا رفته اند. از میان این خانوادهها، آخرین و تنهاترین کورد در کابل، کاک اَمان است که سن ایشان ۱۰۰ سال میباشد. کاک امان که خود را از نوادههای زمان خان کورد میداند، معتقد است که اولین گروههای کورد توسط نادرشاه افشار به کابل و غزنی آورده شدند. به دلیل اینکه کوردها در مورد مسائل دبیری و دیوانی تبحر خاصی داشتند، آنها در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری یا ارگ ریاست جمهوری سکنی گزیدند.
منبع:پایگاه خبری هاژه
آیا تا بحال به این فکرکرده اید که قوم کورد درحرکت تاریخی و کوچ اجباری خود به خراسان ،به افغانستان هم عزیمت کرده وساکن شده اند.طبق آخزین برآورد درسال ۱۴۰۰جمعیت کورد دراین کشور ۳۵۰۰۰۰نفر بوده اند.
کُوردهایِ افغانستان بخشی از مردم کورد ایراناند که پراکندگی آنان در منطقه ولایت غزنی بودهاند. کوردهای افغانستان، عمدتاً در مناطق شمالی و غربی کشور زندگی میکنند، به ویژه در ولایتهای هرات، فاریاب، بلخ و سمنگان. آنها بخشی از قومیتهای مختلف افغانستان هستند و زبان اصلیشان کوردی است
کوردهای افغانستان
مسلمان و اهل سنت
تاریخچهٔ کوردهای افغانستان کردسر
کوردها بطور کلی به عنوان بزرگترین ملت بدون دولت در جهان بعد از جنگ جهانی اول شناخته میشوند. این ملت کهن و بزرگ عمدتاً در نواحی مرزی (غرب ایران، شرق و شمال عراق، جنوب ترکیه، شرق و شمال سوریه) زندگی میکنند. در واقع سرزمین بزرگ کوردستان بنا به منافع ابرقدرتها در میان این چهار کشور تقسیم شده است. علاوه بر این در برخی از مقاطع تاریخی در اکثر سرزمینهای کوردستان سعی بر تغییر دموگرافی نیز شده است. البته بنا بر متون تاریخی، کوردها تنها در منطقهٔ خاورمیانه حضور ندارند بلکه حضوری وسیعتر و گستردهتر در شرق ایران، قفقاز، ماوراءالنهر، آسیای مرکزی، منطقهٔ بالکان نیز دارند. لازم است ذکر شود که جمعیت کوردها در مناطق غیر کوردستانی همچون افغانستان طی کوچهای اجباری، برخوردهای تاریخی، جنگ و تبعیدهایی ناخواسته صورت گرفته است. حتی در زمان حاضر کوچ کوردها رو به غرب بوده و دلیل اصلی آن نداشتن دولتی مستقل است. نبود یک دولت مستقل آنها را از بسیاری از امکانات محروم کرده و امید را از آنان زدوده است؛ لذا این کوچ طولانی هنوز ادامه دارد.
کوچ کوردها به افغانستان
به اعتبار برخی از منابع تاریخی، در دههٔ ۱۵۰۰ میلادی، کوردها از شمال غرب ایران، به داخل مناطق مرکزی افغانستان کنونی برده شدند تا در برابر حملات متجاوزانه مغولها دفاع کنند. این تنها روایت موجود در مورد حضور کوردها در افغانستان نمیباشد. بلکه روایتهای معاصر دیگری هم وجود دارند که تصدیق می کنند که کوردها در مقاطع زمانی مختلف به افغانستان آمدند و در همانجا زیست میکنند. همچنین به نظر میرسد کوچ کوردها به افغانستان استمرار کوچ آنان از مناطق کوردستان ایران به خراسان و شرق ایران در زمان سلسله افشاریه باشد. به اعتبار صحبتهای افراد قدیمی محلات قدیمی شهر کابل، نادرشاه افشار برای لشکرکشی به افغانستان نیاز به منشیان و درباریان و افراد جنگجوی بسیاری داشت تا بتوانند افغانستان کنونی را فتح کنند. دو گروه عمده لشکریان نادرشاه افشار را تشکیل میدادند. اول گروه قومی ترکهای شاهسون که وظیفه جنگجویی و رزمجویی را بر عهده داشتند و دیگری هم گروه ملت کورد (کوردهای شمال غرب ایران کنونی که بیشتر کرمانجها میباشند) لشکر نادر را همراهی میکردند. کردهایی که نادرشاه افشار را همراهی میکردند در سه شهر معروف از افغانستان کنونی پراکنده شدند. شهرهای غزنی، مزار شریف و کابل. بنا به برخی از منابع نادر شاه افشار تبار کوردی داشته و در شرق ایران کوردها را معتمد خویش دانسته و لشکریان کورد و فرماندهان کورد تبار در نزدکی دربار وی بودند. در این راستا میتوان به فرمانده ارگ نادر کریم مریوانی اشاره کرد. همچنین پس از دودمان افشار سلسله زندیه نیز توسط کریمخان زند برخاسته از همین لشکریان وفادار به نادر بوده است. در ولسوالی خواجه عمری، قریهٔ ده نهال ولایت غزنی، گروهی از کوردها که به شغل دبیری و پیشبرد امور دیوانی حکومت نادرشاه افشار مشغول بودهاند، زندگی میکردند. سنگ قبر بسیار قدیمی از سرگروه کورد در غزنی تاکنون وجود دارد. در روی سنگ قبر به کورد بودن غلامرضا خان تصریح شده است.
کوردها به جز غزنی، در منطقهای به نام چنداول کابل هم جابهجا شده بودند. چند اول در فارسی به معنای چند خیمه میباشد که به معنای وجود خیمهٔ گروههای قومی شاه سون و کوردها میباشد. این دو گروه قومی نیز در دامنهٔ کوه چند اول سکنی گزیدند. بیشتر از ۵۰ خانوادهٔ کورد نیز ساکن در این منطقه میباشند و فعالیت اصلیشان پیشبرد امور دیوانی، میرزایی و منشیگری دولت استقلال یافتهٔ افغانستان میباشد.
از میان ۵۰ خانوادهٔ کورد مستقر در کابل، اکثر آنان به خارج از افغانستان رفته یا اینکه ازدنیا رفته اند. از میان این خانوادهها، آخرین و تنهاترین کورد در کابل، کاک اَمان است که سن ایشان ۱۰۰ سال میباشد. کاک امان که خود را از نوادههای زمان خان کورد میداند، معتقد است که اولین گروههای کورد توسط نادرشاه افشار به کابل و غزنی آورده شدند. به دلیل اینکه کوردها در مورد مسائل دبیری و دیوانی تبحر خاصی داشتند، آنها در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری یا ارگ ریاست جمهوری سکنی گزیدند.
کاک امان نیز به کوردهایی که در دوران امیر حبیبالله خان نقش کلیدی در وظایف داخلی و خارجی دولت داشتند اشاره میدارد: فرقه مشیر جعفر خان، میراحمد خان، میر علی اصغر شاه، سرورخان گویا از اولین افرادی بودند که در دستگاه پادشاه حبیبالله خان، کارگزاران سیاسی مطرحی بودند.
بر خلاف نظر و رأی عامهٔ مردم که کوردها را مردمانی جنگجو مینامند، کوردهای افغانستان انسانهایی سیاسی بوده اند. همانطور که پیشتر هم اشاره شد، اکثریت کوردها در افغانستان شغل دیوانی، دولتی و پیشبرد سیاست خارجی را بر عهده داشتند. فعالیتهای سیاسی هم جزئی از فعالیتهای عمدهٔ کوردهای افغانستان بوده است. همانطور که در اقلیم کوردستان، مصطفی بارزانی، رهبر انقلاب کوردستان برای رسیدن به استقلال بود، در کابل هم اعظم قیامها و انقلابهای ترقیخواهانه نیز از منطقهٔ چند اول و دیگر مناطق کوردی برخواسته بود.
در این راستا کاک امان اشاره میدارد که میر علی اصغر شاه به عنوان یک کورد فعال سیاسی، در جریان کودتا علیه پادشاهی ظاهر شاه دستگیر و سپس اعدام شد. عسکرخان و جعفرخان هم از دیگر رهبران سیاسی و مردمی بودند که علیه پادشاهی ظاهر شاه قیام کرده بودند و سپس اعدام شدند. همچنین در راه اندازی جنبش مشروطیت، سرورخان گویا به عنوان متفکر سیاسی کورد نقش بسزایی در به راه اندازی جنبش مشروطیت در افغانستان داشته است. همچنین اولین قیامها علیه اشغال سرزمین افغانستان توسط شوروی از محلهٔ چند اول آغاز شده بود. در دوران خفقان و سیاه حفیظ الله امین، اعظم زندانیان سیاسی نیز که در پی قیام علیه حکومت کمونیستی وقت بودند، فعالان سیاسی کورد ساکن در چند اول بودند. به همین لحاظ، اطلاق صفت جنگجو به تنهایی و آوردن کوردها صرف برای جنگیدن و قلع و قمع و تصرف مناطق بیشتر در زمان نادرشاه افشار، امری نادرست است. در واقع، وظیفهٔ اصلی این افراد پیشبرد امور سیاسی و فعالیتهای سیاسی و دیوانی بوده است.
سبک زندگی کوردها در افغانستان
شیوهٔ زندگی کوردهای ساکن در کابل، چیزی شبیه شیوهٔ زندگی کلاسیک مناطق کوردستان در ایران است. نگارنده که خود در کوردستان از جمله مناطق مریوان، سقز، دزلی، سنندج و هورامان سفرهایی داشته است، مناطق کوردستان ایران را بسیار شبیه به منطقهٔ کوردنشین چند اول در کابل میداند. سبک معماری و خانه سازی آنها در افغانستان بسیار شبیه به مناطق قریهای و قدیمی مناطق کوردنشین در ایران است. کوچهها، بازارهای سرپوشیده، خانههای دو طبقه موجود در چند اول کابل، شبیه ساختار و معماری است که در فیلم «با عقابها پرواز میکند» قابل مشاهده است.
از آثار باقی ماندهٔ قدیمی کوردها در چنداول شهر کابل تنها حمام کوردها و مسجد کوردها باقی مانده است. مسجد کوردها با معماری منحصر به فرد و با استفاده از چوب خالص ساخته شده است. معماری مسجد نیز نشان از این دارد که این مسجد ابتدا معبد صوفیانه کوردهای مقیم کابل بوده است. چرا که اینطور تصور میشود که اکثریت کوردها رویکردی صوفی گرایانه و میان رو داشتند تا رویکردی اسلام گرایانه و مذهب گرایی. معماری مسجد به گونهای است که بیشتر نشان دهندهی یک خانگاه است تا یک مسجد. در مورد این خانقاه کوردی پهلوان منصور معتقد است که قدمت این مسجد بیشتر از صد سال است، اما کارشناسان وزارت اطلاعات و فرهنگ معتقدند که این مسجد قدمتی ۲۳۰ ساله دارد. ولی کاک امان بر این نظر است که این مسجد قدمتی ۱۶۰ ساله دارد. در واقع بهطور دقیق مشخص نیست که این مسجد دارای چه قدمتی است
با سپاس فراوان از همراه همیشگی کانال جناب آقای حیدر علی حسین زاده
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
بر خلاف نظر و رأی عامهٔ مردم که کوردها را مردمانی جنگجو مینامند، کوردهای افغانستان انسانهایی سیاسی بوده اند. همانطور که پیشتر هم اشاره شد، اکثریت کوردها در افغانستان شغل دیوانی، دولتی و پیشبرد سیاست خارجی را بر عهده داشتند. فعالیتهای سیاسی هم جزئی از فعالیتهای عمدهٔ کوردهای افغانستان بوده است. همانطور که در اقلیم کوردستان، مصطفی بارزانی، رهبر انقلاب کوردستان برای رسیدن به استقلال بود، در کابل هم اعظم قیامها و انقلابهای ترقیخواهانه نیز از منطقهٔ چند اول و دیگر مناطق کوردی برخواسته بود.
در این راستا کاک امان اشاره میدارد که میر علی اصغر شاه به عنوان یک کورد فعال سیاسی، در جریان کودتا علیه پادشاهی ظاهر شاه دستگیر و سپس اعدام شد. عسکرخان و جعفرخان هم از دیگر رهبران سیاسی و مردمی بودند که علیه پادشاهی ظاهر شاه قیام کرده بودند و سپس اعدام شدند. همچنین در راه اندازی جنبش مشروطیت، سرورخان گویا به عنوان متفکر سیاسی کورد نقش بسزایی در به راه اندازی جنبش مشروطیت در افغانستان داشته است. همچنین اولین قیامها علیه اشغال سرزمین افغانستان توسط شوروی از محلهٔ چند اول آغاز شده بود. در دوران خفقان و سیاه حفیظ الله امین، اعظم زندانیان سیاسی نیز که در پی قیام علیه حکومت کمونیستی وقت بودند، فعالان سیاسی کورد ساکن در چند اول بودند. به همین لحاظ، اطلاق صفت جنگجو به تنهایی و آوردن کوردها صرف برای جنگیدن و قلع و قمع و تصرف مناطق بیشتر در زمان نادرشاه افشار، امری نادرست است. در واقع، وظیفهٔ اصلی این افراد پیشبرد امور سیاسی و فعالیتهای سیاسی و دیوانی بوده است.
سبک زندگی کوردها در افغانستان
شیوهٔ زندگی کوردهای ساکن در کابل، چیزی شبیه شیوهٔ زندگی کلاسیک مناطق کوردستان در ایران است. نگارنده که خود در کوردستان از جمله مناطق مریوان، سقز، دزلی، سنندج و هورامان سفرهایی داشته است، مناطق کوردستان ایران را بسیار شبیه به منطقهٔ کوردنشین چند اول در کابل میداند. سبک معماری و خانه سازی آنها در افغانستان بسیار شبیه به مناطق قریهای و قدیمی مناطق کوردنشین در ایران است. کوچهها، بازارهای سرپوشیده، خانههای دو طبقه موجود در چند اول کابل، شبیه ساختار و معماری است که در فیلم «با عقابها پرواز میکند» قابل مشاهده است.
از آثار باقی ماندهٔ قدیمی کوردها در چنداول شهر کابل تنها حمام کوردها و مسجد کوردها باقی مانده است. مسجد کوردها با معماری منحصر به فرد و با استفاده از چوب خالص ساخته شده است. معماری مسجد نیز نشان از این دارد که این مسجد ابتدا معبد صوفیانه کوردهای مقیم کابل بوده است. چرا که اینطور تصور میشود که اکثریت کوردها رویکردی صوفی گرایانه و میان رو داشتند تا رویکردی اسلام گرایانه و مذهب گرایی. معماری مسجد به گونهای است که بیشتر نشان دهندهی یک خانگاه است تا یک مسجد. در مورد این خانقاه کوردی پهلوان منصور معتقد است که قدمت این مسجد بیشتر از صد سال است، اما کارشناسان وزارت اطلاعات و فرهنگ معتقدند که این مسجد قدمتی ۲۳۰ ساله دارد. ولی کاک امان بر این نظر است که این مسجد قدمتی ۱۶۰ ساله دارد. در واقع بهطور دقیق مشخص نیست که این مسجد دارای چه قدمتی است
با سپاس فراوان از همراه همیشگی کانال جناب آقای حیدر علی حسین زاده
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
❤5👍3🤔2
جناب آقای موسی نادری، دهیار محترم روستای بوانلو
با سلام و احترام،
بدینوسیله ضمن عرض تبریک روز دهیاری، از زحمات بی دریغ و تلاشهای صادقانه جنابعالی در جهت آبادانی، توسعه و ارتقای سطح رفاه اهالی شریف روستای بوانلو صمیمانه تقدیر و تشکر مینمایم.
امید است در سایه توجهات الهی و در مسیر خدمت به مردم نجیب روستای بوانلو، همواره سربلند و موفق باشید.
از طرف ادمین های کانال مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
با سلام و احترام،
بدینوسیله ضمن عرض تبریک روز دهیاری، از زحمات بی دریغ و تلاشهای صادقانه جنابعالی در جهت آبادانی، توسعه و ارتقای سطح رفاه اهالی شریف روستای بوانلو صمیمانه تقدیر و تشکر مینمایم.
امید است در سایه توجهات الهی و در مسیر خدمت به مردم نجیب روستای بوانلو، همواره سربلند و موفق باشید.
از طرف ادمین های کانال مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
❤24👏10👍6🙏3
💐💐نیم نگاهی به دیاسپورای کرد💐💐
منبع:موسسه کرد پاریس
ترجمه:حیدرعلی حسین زاده
کردها در طول تاریخ پرفرازونشیب خود، شاهد کوچهای اجباری متعددی بودهاند که منجر به شکلگیری جوامع کُردِ پرشماری شده است؛ جوامعی که گاه در فاصلهای هزاران کیلومتری از کردستان مستقر شدهاند.
این کوچهای اجباری ردپایی ماندگار در کشورهایی دوردست همچون قرقیزستان، قزاقستان، یمن، سومالی و اریتره بر جای گذاشته است. جوامع کُردی که زبان و آدابورسوم خود را حفظ کردهاند، در کشورهایی نظیر ترکمنستان (۶۰ هزار نفر)، آذربایجان (۱۵۰ هزار نفر)، ارمنستان (۴۵ هزار نفر)، گرجستان (۵۰ هزار نفر)، افغانستان (۲۰۰ تا ۳۵۰ هزار نفرتخمینی) و لبنان (۱۵۰ هزار نفر) حضور دارند. یکی از بزرگترین این جوامع، کُردهایی هستند که در قرن هفدهم به دستور شاهعباس به منطقه خراسان در ایران کوچانده شدند؛ جمعیت آنان امروزه به بیش از ۲ونیم میلیون نفر میرسد و همچنان به گویش شمالی (کرمانجی) سخن میگویند. جوامع کُردِ آناتولی مرکزی نیز — که از قبایلِ جنوبِ کردستان تشکیل شده و توسط عثمانیها به استانهای قونیه و آنکارا کوچانده شده بودند — همچنان زبان و آدابورسوم خود را حفظ کردهاند.
تحولات سیاسی چند دهه اخیر، میلیونها کرد را به سوی شهرهای بزرگ منطقه—از جمله استانبول (که ۳ میلیون کرد را در خود جای داده است)، ازمیر، آدانا و مرسین در ترکیه؛ بغداد در عراق؛ و تهران و تبریز در ایران—سوق داده است؛ تا جایی که برآورد میشود نزدیک به یکسوم کل کردها در خارج از کردستان زندگی میکنند.
شکلگیری جامعه دیاسپورای (جوامع دور از وطن) کرد در اروپا پدیدهای نوظهور است. در دهه ۱۹۶۰، کردهای ترکیه در چارچوب توافقنامههای بیندولتی مربوط به نیروی کار مهاجر، ابتدا وارد آلمان و سپس کشورهای بنلوکس، اتریش، سوئیس و فرانسه شدند. در پی انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ در ایران، کودتای نظامی سپتامبر ۱۹۸۰ در ترکیه، جنگ طولانی و خونین ایران و عراق، و کارزار رژیم عراق برای نابودی کردها (عملیات انفال)، موجهای پیاپی پناهندگان سیاسی کرد راهی کشورهای اروپای غربی و—تا حدی کمتر—آمریکای شمالی شدند. آغاز کارزار تخلیه و تخریب روستاهای کردنشین در ترکیه از سال ۱۹۹۲، همراه با سیاست ترور نخبگان کرد توسط جوخههای مرگ شبهنظامی ترکیه و همچنین جنگ داخلی سوریه که در سال ۲۰۱۱ آغاز شد، روند مهاجرت کردها به اروپا را بیش از پیش تشدید کرد.هیچ سرشماری دقیق یا قابلاعتمادی از جمعیت کُردهای ساکن اروپا (دیاسپورای کُرد) وجود ندارد. رایجترین برآوردها حاکی از جمعیتی حدود ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون نفر کُرد در اروپای غربی است که توزیع آنها به شرح زیر است:
منبع:موسسه کرد پاریس
ترجمه:حیدرعلی حسین زاده
کردها در طول تاریخ پرفرازونشیب خود، شاهد کوچهای اجباری متعددی بودهاند که منجر به شکلگیری جوامع کُردِ پرشماری شده است؛ جوامعی که گاه در فاصلهای هزاران کیلومتری از کردستان مستقر شدهاند.
این کوچهای اجباری ردپایی ماندگار در کشورهایی دوردست همچون قرقیزستان، قزاقستان، یمن، سومالی و اریتره بر جای گذاشته است. جوامع کُردی که زبان و آدابورسوم خود را حفظ کردهاند، در کشورهایی نظیر ترکمنستان (۶۰ هزار نفر)، آذربایجان (۱۵۰ هزار نفر)، ارمنستان (۴۵ هزار نفر)، گرجستان (۵۰ هزار نفر)، افغانستان (۲۰۰ تا ۳۵۰ هزار نفرتخمینی) و لبنان (۱۵۰ هزار نفر) حضور دارند. یکی از بزرگترین این جوامع، کُردهایی هستند که در قرن هفدهم به دستور شاهعباس به منطقه خراسان در ایران کوچانده شدند؛ جمعیت آنان امروزه به بیش از ۲ونیم میلیون نفر میرسد و همچنان به گویش شمالی (کرمانجی) سخن میگویند. جوامع کُردِ آناتولی مرکزی نیز — که از قبایلِ جنوبِ کردستان تشکیل شده و توسط عثمانیها به استانهای قونیه و آنکارا کوچانده شده بودند — همچنان زبان و آدابورسوم خود را حفظ کردهاند.
تحولات سیاسی چند دهه اخیر، میلیونها کرد را به سوی شهرهای بزرگ منطقه—از جمله استانبول (که ۳ میلیون کرد را در خود جای داده است)، ازمیر، آدانا و مرسین در ترکیه؛ بغداد در عراق؛ و تهران و تبریز در ایران—سوق داده است؛ تا جایی که برآورد میشود نزدیک به یکسوم کل کردها در خارج از کردستان زندگی میکنند.
شکلگیری جامعه دیاسپورای (جوامع دور از وطن) کرد در اروپا پدیدهای نوظهور است. در دهه ۱۹۶۰، کردهای ترکیه در چارچوب توافقنامههای بیندولتی مربوط به نیروی کار مهاجر، ابتدا وارد آلمان و سپس کشورهای بنلوکس، اتریش، سوئیس و فرانسه شدند. در پی انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ در ایران، کودتای نظامی سپتامبر ۱۹۸۰ در ترکیه، جنگ طولانی و خونین ایران و عراق، و کارزار رژیم عراق برای نابودی کردها (عملیات انفال)، موجهای پیاپی پناهندگان سیاسی کرد راهی کشورهای اروپای غربی و—تا حدی کمتر—آمریکای شمالی شدند. آغاز کارزار تخلیه و تخریب روستاهای کردنشین در ترکیه از سال ۱۹۹۲، همراه با سیاست ترور نخبگان کرد توسط جوخههای مرگ شبهنظامی ترکیه و همچنین جنگ داخلی سوریه که در سال ۲۰۱۱ آغاز شد، روند مهاجرت کردها به اروپا را بیش از پیش تشدید کرد.هیچ سرشماری دقیق یا قابلاعتمادی از جمعیت کُردهای ساکن اروپا (دیاسپورای کُرد) وجود ندارد. رایجترین برآوردها حاکی از جمعیتی حدود ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون نفر کُرد در اروپای غربی است که توزیع آنها به شرح زیر است:
❤5
کُردهای اروپا
آلمان: ۸۵۰,۰۰۰ تا ۹۵۰,۰۰۰
فرانسه: ۲۳۰,۰۰۰ تا ۲۵۰,۰۰۰
هلند: ۱۰۰,۰۰۰ تا ۱۲۰,۰۰۰
سوئیس: ۸۵,۰۰۰ تا ۹۵,۰۰۰
بلژیک: ۷۰,۰۰۰ تا ۸۵,۰۰۰
اتریش: ۸۰,۰۰۰ تا ۹۵,۰۰۰
سوئد: ۸۵,۰۰۰ تا ۱۰۰,۰۰۰
بریتانیا: ۷۰,۰۰۰ تا ۹۰,۰۰۰
یونان: ۴۰,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰
دانمارک: ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰
نروژ: ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰
ایتالیا: ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰
فنلاند: ۱۵,۰۰۰ تا ۱۸,۰۰۰
همچنین حدود ۵۰,۰۰۰ کُرد در ایالات متحده و بیش از ۳۰,۰۰۰ کُرد در کانادا ساکن هستند.
نزدیک به ۸۰ درصد از کُردهای ساکن غرب، اصالتاً اهل ترکیه هستند. کُردهای عراق جوامع قابلتوجهی را در بریتانیا، هلند، ایالات متحده و سوئد تشکیل میدهند. شمار کُردهای اهل سوریه نیز در آلمان، فرانسه و سوئد رو به افزایش است.
بهلطف سیاست سخاوتمندانهی مهاجرتی که توسط اولوف پالمه پایهگذاری شد و همچنین مشوقهای مالی برای فعالیتهای انتشاراتی و خلاقانه، این کشور موفق شده است بخش قابلتوجهی از قشر روشنفکر کُرد را جذب کند؛ این در حالی است که جمعیت کُردها در آلمان عمدتاً متشکل از کارگران یدی است.
جامعهی کُردهای دور از وطن (دیاسپورا) نقش فرهنگی و سیاسی مهمی ایفا میکند. این جامعه موجب احیای زبان نوشتاری، ادبیات و موسیقی کُردی شده است — که همگی آنها در ترکیه ممنوع بودند — و علاقهای دوباره به فرهنگ کُردی در آن کشور برانگیخته است.
جامعه کُردهای ساکن خارج از کشور (دیاسپورا) نیز نقش سیاسی مهمی در آگاهسازی افکار عمومی غرب نسبت به وضعیت دشوار کُردها در کشورهای مختلفی که در آنها با آزار و اذیت مواجهاند، ایفا کرده است.
این جامعه پس از طی دورهای از آزمون و خطا و با الهام گرفتن از تجربیات سایر ملتها، بهتدریج در حال تأسیس نهادهای اختصاصی خود است؛ نهادهایی که هدفشان حفظ زبان و فرهنگ کُردی، ترویج آرمان کُردها و تسهیل همگرایی و ادغام بهتر آنان در جوامع میزبان است. امروزه بسیاری از کُردها در مقام نویسنده، روزنامهنگار، هنرمند، موسیقیدان و حتی نماینده مجلس، حضوری فعال در حیات سیاسی و فرهنگی کشورهای میزبان خود دارند.
**
اتحادیه(کشورهای) بنلوکس ،:یا به زبان ساده بنلوکس ، یک اتحادیه سیاسی -اقتصادی، اتحاد و همکاری رسمی بین دولتی سه کشور همسایه در اروپای غربی است: بلژیک ، هلند و لوکزامبورگ.
@buvanloo
آلمان: ۸۵۰,۰۰۰ تا ۹۵۰,۰۰۰
فرانسه: ۲۳۰,۰۰۰ تا ۲۵۰,۰۰۰
هلند: ۱۰۰,۰۰۰ تا ۱۲۰,۰۰۰
سوئیس: ۸۵,۰۰۰ تا ۹۵,۰۰۰
بلژیک: ۷۰,۰۰۰ تا ۸۵,۰۰۰
اتریش: ۸۰,۰۰۰ تا ۹۵,۰۰۰
سوئد: ۸۵,۰۰۰ تا ۱۰۰,۰۰۰
بریتانیا: ۷۰,۰۰۰ تا ۹۰,۰۰۰
یونان: ۴۰,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰
دانمارک: ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰
نروژ: ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰
ایتالیا: ۲۵,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰
فنلاند: ۱۵,۰۰۰ تا ۱۸,۰۰۰
همچنین حدود ۵۰,۰۰۰ کُرد در ایالات متحده و بیش از ۳۰,۰۰۰ کُرد در کانادا ساکن هستند.
نزدیک به ۸۰ درصد از کُردهای ساکن غرب، اصالتاً اهل ترکیه هستند. کُردهای عراق جوامع قابلتوجهی را در بریتانیا، هلند، ایالات متحده و سوئد تشکیل میدهند. شمار کُردهای اهل سوریه نیز در آلمان، فرانسه و سوئد رو به افزایش است.
بهلطف سیاست سخاوتمندانهی مهاجرتی که توسط اولوف پالمه پایهگذاری شد و همچنین مشوقهای مالی برای فعالیتهای انتشاراتی و خلاقانه، این کشور موفق شده است بخش قابلتوجهی از قشر روشنفکر کُرد را جذب کند؛ این در حالی است که جمعیت کُردها در آلمان عمدتاً متشکل از کارگران یدی است.
جامعهی کُردهای دور از وطن (دیاسپورا) نقش فرهنگی و سیاسی مهمی ایفا میکند. این جامعه موجب احیای زبان نوشتاری، ادبیات و موسیقی کُردی شده است — که همگی آنها در ترکیه ممنوع بودند — و علاقهای دوباره به فرهنگ کُردی در آن کشور برانگیخته است.
جامعه کُردهای ساکن خارج از کشور (دیاسپورا) نیز نقش سیاسی مهمی در آگاهسازی افکار عمومی غرب نسبت به وضعیت دشوار کُردها در کشورهای مختلفی که در آنها با آزار و اذیت مواجهاند، ایفا کرده است.
این جامعه پس از طی دورهای از آزمون و خطا و با الهام گرفتن از تجربیات سایر ملتها، بهتدریج در حال تأسیس نهادهای اختصاصی خود است؛ نهادهایی که هدفشان حفظ زبان و فرهنگ کُردی، ترویج آرمان کُردها و تسهیل همگرایی و ادغام بهتر آنان در جوامع میزبان است. امروزه بسیاری از کُردها در مقام نویسنده، روزنامهنگار، هنرمند، موسیقیدان و حتی نماینده مجلس، حضوری فعال در حیات سیاسی و فرهنگی کشورهای میزبان خود دارند.
**
اتحادیه(کشورهای) بنلوکس ،:یا به زبان ساده بنلوکس ، یک اتحادیه سیاسی -اقتصادی، اتحاد و همکاری رسمی بین دولتی سه کشور همسایه در اروپای غربی است: بلژیک ، هلند و لوکزامبورگ.
@buvanloo
❤11👎2
مهدی کچرانلویی تورج نراقی(1)
<unknown>
💥موزیک جدید و احساسی #ایشودیسا_دلی_من تقدیم عزیزان
♥️♥️
🎙️🔹صدای اصیل🔹️/
#مهدی_کچرانلویی
🪕🔸️دوتار🔸️/
#تورج_نراقی
♥️♥️
🎙️🔹صدای اصیل🔹️/
#مهدی_کچرانلویی
🪕🔸️دوتار🔸️/
#تورج_نراقی
💔4❤2👏2😭2👌1💯1
دلِ من، شب را با حضور تو روشن میکند،
همچون ستارهای در آسمان، راه را نشان میدهد.
من با نامِ تو در نبردِ زندگی،
مانند شیری، بیترس و استوار گام برمیدارم.
کوهِ بلند، گواهِ پیمانِ ماست،
باران و باد، همنوا و همراهِ صدای ما هستند.
تا زمانی که خورشید بر فراز کوهها طلوع کند،
این عشق، همیشه در دلِ من خواهد ماند.
ما فرزندانِ این سرزمینیم، ما دختران و پسرانِ آتش و غیرتیم،
با آزادی، همچون دریایی خروشان پیش میرویم.
اگر دشمن بیاید، دلِ ما نخواهد شکست،
عشق و میهن، به ما نیرو میبخشند.
مهندس قاسم علیپور
@buVanloo
همچون ستارهای در آسمان، راه را نشان میدهد.
من با نامِ تو در نبردِ زندگی،
مانند شیری، بیترس و استوار گام برمیدارم.
کوهِ بلند، گواهِ پیمانِ ماست،
باران و باد، همنوا و همراهِ صدای ما هستند.
تا زمانی که خورشید بر فراز کوهها طلوع کند،
این عشق، همیشه در دلِ من خواهد ماند.
ما فرزندانِ این سرزمینیم، ما دختران و پسرانِ آتش و غیرتیم،
با آزادی، همچون دریایی خروشان پیش میرویم.
اگر دشمن بیاید، دلِ ما نخواهد شکست،
عشق و میهن، به ما نیرو میبخشند.
مهندس قاسم علیپور
@buVanloo
❤12👎4
گفتم:
ای جنگل پیر،
تازگیها چخبر؟
پوزخندی زد و گفت:
هیچ کابوس تبر؛
گفتم:
از چوب درختان بهار،
چه کسان بهره برند؟
گفت:
آنان که درختندو به ظاهر تبرند؛
گفتم:
اما مگر از جنس خودت نیست تبر؟
پوزخندی زدو گفت:
تازگیها چخبر؟
@buvanloo🌹🙏
ای جنگل پیر،
تازگیها چخبر؟
پوزخندی زد و گفت:
هیچ کابوس تبر؛
گفتم:
از چوب درختان بهار،
چه کسان بهره برند؟
گفت:
آنان که درختندو به ظاهر تبرند؛
گفتم:
اما مگر از جنس خودت نیست تبر؟
پوزخندی زدو گفت:
تازگیها چخبر؟
@buvanloo🌹🙏
دوستم داشته باش
به دور از سرزمینِ رنج و سرکوب
به دور از شهرمان که از مرگ سیراب شد
به دور از نابرابریهایش...
#نزار_قبانی
@buvanloo🥀🥀🥀
به دور از سرزمینِ رنج و سرکوب
به دور از شهرمان که از مرگ سیراب شد
به دور از نابرابریهایش...
#نزار_قبانی
@buvanloo🥀🥀🥀
❤4👌1
﷽
متاسفانه مطلع شدیم
که وضعیت نیروگاههاے برق
به حالت اضطرار در اومده
آنقدر حجم مصرف برق بالا رفته
که هر آن احتمال داره یڪ یا چند
نیروگاه در اثر فشار از مدار خارج بشن
خارج شدن نیروگاه از مدار
یعنے خاموشے سراسری
چون اصلا این حجم از
مصرف برق سابقه نداشته
میخواستم ازتون خواهش کنم
اگر براتون ممکنه بعنوان یڪ کار جهادے
روشنایے اضافه منزل رو خاموش کنید
وسایل برقے پر مصرف مثل اتو
یا ماشین لباسشویے و ظرفشویے رو
نیمه شب ها استفاده کنید
و حتے المقدور درجه کولر رو کم کنید
تا الگوے مصرف رعایت شود
و
سیستم برق رسانے کشور
دچار مشکلات کمترے بشه
بهرحال ما خودمون باید
به خودمون کمڪ کنیم
و مطمئن باشید
اگر همین چند نکته ساده رو رعایت کنیم
میتونیم به یارے خداوند مهربان
دوره پیڪ مصرف رو پشت سر بگذاریم
اگر براتون مقدوره تا میتونید
این موضوع رو تو گروه هایے که
عضو هستید
و یا براے دیگران نشر بدید
خداوند به همتون سلامتے عطا کنه
و
عاقبت بخیر باشید
@buvanloo🌹🙏👌
متاسفانه مطلع شدیم
که وضعیت نیروگاههاے برق
به حالت اضطرار در اومده
آنقدر حجم مصرف برق بالا رفته
که هر آن احتمال داره یڪ یا چند
نیروگاه در اثر فشار از مدار خارج بشن
خارج شدن نیروگاه از مدار
یعنے خاموشے سراسری
چون اصلا این حجم از
مصرف برق سابقه نداشته
میخواستم ازتون خواهش کنم
اگر براتون ممکنه بعنوان یڪ کار جهادے
روشنایے اضافه منزل رو خاموش کنید
وسایل برقے پر مصرف مثل اتو
یا ماشین لباسشویے و ظرفشویے رو
نیمه شب ها استفاده کنید
و حتے المقدور درجه کولر رو کم کنید
تا الگوے مصرف رعایت شود
و
سیستم برق رسانے کشور
دچار مشکلات کمترے بشه
بهرحال ما خودمون باید
به خودمون کمڪ کنیم
و مطمئن باشید
اگر همین چند نکته ساده رو رعایت کنیم
میتونیم به یارے خداوند مهربان
دوره پیڪ مصرف رو پشت سر بگذاریم
اگر براتون مقدوره تا میتونید
این موضوع رو تو گروه هایے که
عضو هستید
و یا براے دیگران نشر بدید
خداوند به همتون سلامتے عطا کنه
و
عاقبت بخیر باشید
@buvanloo🌹🙏👌
❤5
به دریا رفته میداند مصیبت طوفان را .
کسانیکه گرمای شرجی و بالای ۵۰ درحه جنوب ایران را تجربه کرده باشند در مقایسه با گرمای خراسان شمالی مانند حرارت تنور به حرارت چراغ گردسوز می ماند .
وظیفه شرعی و انسانی و وجدانی و جهادی هر ایرانی هست که نسبت به مصرف انرژی به خصوص برق اهتمام جدی داشته باشد . با سپاس 🌹❤️👍
کسانیکه گرمای شرجی و بالای ۵۰ درحه جنوب ایران را تجربه کرده باشند در مقایسه با گرمای خراسان شمالی مانند حرارت تنور به حرارت چراغ گردسوز می ماند .
وظیفه شرعی و انسانی و وجدانی و جهادی هر ایرانی هست که نسبت به مصرف انرژی به خصوص برق اهتمام جدی داشته باشد . با سپاس 🌹❤️👍
👍15❤1