کانال روستای بوانلو
2.11K subscribers
4.49K photos
797 videos
101 files
393 links
بهشت شمال شرق خراسان شمالی

ارتباط با مدیران کانال


@Payamirib

@erdelan44
Download Telegram
شادباش شب یلدا
@drkazzazi
پیام شادباش دکتر #میر_جلال_الدین کزازی افتخار فرهنگ و ادب ایران در شب یلدا

یلداتان مبارک باد 🌹❤️🙏

@buvanloo
4
شب یلدا مبارک برآنهایی که دستشان تنگ است وباسیلی صورتشان راسرخ نگهمیدارند.شب یلدا  یاچله رسم ماایرانیها است که این شب را بادورهمی اعضاخانواده وفامیل و...را به خوشی وخوشحالی سپری کنیم.اما هرسال که میگذرد این شب برای بسیاری ازخانواده ها به ناخوشی تبدیل میشود ،دیروز به یکی ازفروشگاههای منطقه رفته بودم،آقایی را باظاهری موجه وآراسته دیدم دربین غرفه ها سرگردان بود وبه هر کالایی سرک میکشید توان خرید آن را نداشت،فقط زیرلب وآهسته بدوبیراه میگفت به شرایط اقتصادی ،کارگزاران ،حاکمیت و...چون بادیدن اتیکت قیمتها روح وروانش بهم میریخت.امروزه حال بسباری ازمردم کشورم بهتر ازاین نیست..وظیفه حاکمیت بود که حداقلهای زندگی را برای خانواده های کشورش مهیا کند،اما دراوج ناکارامدی بسیاری ازپدران را شرمنده خانواده اش کرد.امروز حال مردم کشورم خوب نیست،حال بازار کشورم خوب نیست،چپاولگران بربی حالی مردم کشورم شلاق میزنند وازآن لذت میبرند.بیایید به یاد بسیاری ازهمیهنانمان که ندارند باشیم و.....
✍️ حیدر علی حسین زاده
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍41
سلام ودرود  ،درمتن ترجمه شده قبل که خدمت دوستان عزیز ارایه دادم،مقاله دیگری درهمین راستا نوشته کندال نزان رییس موسسه کوردی پاریس به نگارش درآمده که قبل از ارایه ذکر چند نکته لازم است.:
مورخین اروپایی بخصوص فرانسوی که درحوزه تاریخ کورد وتشکیل حکومت کورد ورود کرده اند ،تشکیل سلسله های کلاسیک قبل از قرن دهم به رسمیت نشناخته اندودرست است که مادها دردوران باستان خود حکومتی داشته وسیطره خودرا برمناطق زیادی گسترش داده اندولی درنهایت میبینیم حکومت هخامنشینیان رسمت دارد نه حکومتی بنام کورد.
اما تاریخ نویسانی هم که خود کورد هستند وباعلاقه زیاد درجستجوی ریشه ملت کورد هستند ومیخواهند بدانند ملت کورد کیست وازکجا آمده اند.درهمین راستا  دست به قلم شده وازقوم ماد به این سمت شروع کرده وبه نتیجه رسیده اندکه ملت کورد هم دارای سلسله های کلاسیک بوده وشکوفایی آن را درسال ۶۱۲قبل ازمیلاد میدانند.هرچند که دیگر تاریخ نویسان اروپایی به این نکته توجه زیادی نمیکنند.
واینک نظر کندال نزان رییس موسسه کوردی پاریس:

ما که هستیم؟
کوردها که هستند؟


از کجا آمده‌اند؟ مورخان عموماً موافقند که آنها به شاخه ایرانی خانواده بزرگ مردمان هند و اروپایی تعلق دارند. در دوران ماقبل تاریخ، پادشاهی‌هایی به نام‌های میتانی، کاسی‌ها و هوری‌ها بر این سرزمین‌های کوهستانی واقع در بین فلات ایران و دامنه‌های علیای فرات حکومت می‌کردند. در قرن هفتم پیش از میلاد، مادها، که برای کردها مانند گل‌ها برای فرانسوی‌ها هستند، امپراتوری‌ای را تأسیس کردند که در سال ۶۱۲ پیش از میلاد... جی. سی. آشور قدرتمند را فتح کرد و سلطه خود را بر تمام ایران و آناتولی مرکزی گسترش داد. امسال، ۶۱۲، توسط ملی‌گرایان کرد آغاز دوران کردها تلقی می‌شود.
حکومت سیاسی مادها حدود اواسط قرن ششم پیش از میلاد به پایان رسید، اما دین و تمدن آنها تا زمان اسکندر کبیر بر ایران تسلط داشت. از آن تاریخ تا ظهور اسلام، سرنوشت کردها، که جغرافی‌دانان و مورخان یونانی آنها را کاردوچای (یا کاردوخوی) می‌نامند، با سرنوشت سایر جمعیت‌های امپراتوری‌هایی که در صحنه ایران جانشین یکدیگر شدند، یعنی سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان، در هم تنیده ماند.

کردها پس از مقاومت شدید در برابر تهاجم اعراب و مسلمانان، سرانجام اسلام را پذیرفتند، اما اجازه ندادند که خود را عرب کنند. این مقاومت تقریباً یک قرن طول کشید. به دلایلی که بیشتر اجتماعی بودند تا مذهبی، قبایل کرد در برابر قبایل عرب مقاومت کردند. برای جلب کردها و گرواندن آنها به اسلام، از همه ابزارها، حتی استراتژی‌های ازدواج، استفاده شد. به عنوان مثال، مادر آخرین خلیفه اموی، مروان حکیم، کرد بود
با تضعیف قدرت خلفا، کردها که از قبل نقش برجسته‌ای در هنر، تاریخ و فلسفه داشتند، از اواسط قرن نهم به بعد شروع به اعمال قدرت سیاسی خود کردند
برگردان:حیدرعلی حسین زاده بوانلو.
این مقاله ادامه دارد وترجمه کامل آن  درمراحل بعدی  خواهد امد.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
6👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چه له، یلدا

دانه های برف مانند مرواریدهای سفید در آسمان می رقصیدند و زمین را پوشانده بودند
هوا بس ناجوانمردانه سرد بود،باد و طوفان قشلاق مراوه  برف را در هم می پیچید و بر سر و صورت کیوانی که در تکاپوی پختن نان بر روی تنور بود می زد
شب یلدا در پیش و سردی هوا جان را به لرزه می انداخت.
آتش تنور فروکش کرده بود کیوانی با دو زانو میان آب و گل و برف نشسته بود با عجله چانه های خمیر را از تشت مسی بر می داشت و با مهارت در دستانش پهن می کردو بر سینه ی داغ تنور می کوفت...
انگشتانی که از رمق افتاده اما باید جنگید، باید کوشید، باید ایستاد...
مرد خانه همراه چوپان راهی کوه و بیابان شده بود و گوسفندان را شب به آغول و گوهر  و سیاه چادر بر می  گردانند
شب چله در پیش و کیوانی در تدارک سفره ی  ساده و زنده نگاه داشتن رسم و رسوم آبا و اجدادی که در دل زنان و مردان ایل جریان داشت
گذشتگانی که این میراث کهن را در سخت ترین شرایط حفظ کردند اما دریغ...!


@buvanloo🌧☃️🥯🍉
11👍2
ادامه کوردها که هستند؟💐💐💐 (قسمت۲)
برگردان:
حیدرعلی حسین زاده بوانلو

در سال ۸۳۷، یک ارباب کورد به نام رزگیت، شهر اخلاط را در سواحل دریاچه وان تأسیس کرد و آن را پایتخت امارت خود قرار داد، که از نظر تئوری دست نشانده خلیفه بود، اما در واقع عملاً مستقل بود. در نیمه دوم قرن دهم، کوردستان بین چهار امارت بزرگ کرد تقسیم شد: در شمال، شدادیان (۹۵۱-۱۱۷۴)؛ در شرق، حسن وحیدان (۹۵۹-۱۰۱۵) و بنو عناز (۹۹۰-۱۱۱۶)؛ و در غرب، مروانیان (۹۹۰-۱۰۹۶) دیاربکر. اگر روند تاریخ با تهاجمات گسترده قبایلی که از استپ‌های آسیای مرکزی هجوم می‌آوردند، مختل نمی‌شد، یکی از این سلسله‌ها می‌توانست در طول دهه‌ها برتری خود را بر دیگران تحمیل کند و دولتی بسازد که کل منطقه کوردنشین را در بر بگیرد. ترکان سلجوقی پس از فتح ایران و تحمیل حکومت خود بر خلیفه بغداد، این امیرنشین‌های کورد را یکی پس از دیگری ضمیمه خاک خود کردند. حدود سال ۱۱۵۰ میلادی، سلطان سنجر، آخرین حاکم بزرگ سلجوقی، استانی به نام کوردستان ایجاد کرد.
تا آن زمان، سرزمین کوردها توسط جغرافی‌دانان یونانی «مدیا» و توسط اعراب «جیبال» به معنی «کوه» نامیده می‌شد. این سلطان ترک بود که به احترام هویت متمایز سرزمین کوردها، نام کردستان را به آن داد. استان کردستان که توسط سنجر تشکیل شد، پایتخت آن شهر بهار (به معنی «بهار») در نزدیکی اکباتان باستانی، پایتخت مادها بود. این استان شامل ولایت‌های سنجار و شهرزور در غرب کوه‌های زاگرس و ولایت‌های همدان، دینور و کرمانشاه در شرق این رشته کوه‌ها بود. در مجموع، این نام در آن زمان فقط بخش جنوبی کوردستان قومی را در بر می‌گرفت. یک تمدن بومی درخشان در اطراف شهر دینور - که اکنون ویرانه‌هایی از آن باقی مانده است - در ۷۵ کیلومتری شمال شرقی کرمانشاه توسعه یافت که نفوذ آن بعداً تا حدی توسط نفوذ سنه، ۹۰ کیلومتری شمال‌تر، جایگزین شد.
به سختی دوازده سال پس از مرگ آخرین سلجوقی بزرگ، سلسله ایوبیان (1169-1250) که توسط صلاح الدین معروف تأسیس شد، ظهور کورد و رهبری جهان اسلام را برای تقریباً یک قرن، تا زمان تهاجم ترک-مغول در قرن سیزدهم، به دست گرفت. چهره برجسته صلاح الدین و دلاوری‌های او علیه صلیبیون در اروپا به خوبی شناخته شده است. امپراتوری او علاوه بر تقریباً تمام کوردستان، تمام سوریه، مصر و یمن را در بر می‌گرفت. این امپراتوری تا حدودی شبیه امپراتوری مقدس روم بود که در پی متحد کردن مردم، پادشاهی‌ها و امیرنشین‌های اروپای کاتولیک بود. این زمان، زمان جنگ‌های صلیبی، زمان سلطه دین بر سیاست و ملی‌گرایی بود. بنابراین، صلاح الدین نه یک میهن‌پرست کرد بود، نه یک ملی‌گرای فرانسوی.

ظهور کوردستان به عنوان یک موجودیت جغرافیایی شناخته شده، برتری یک سلسله کوردی بر جهان اسلام و شکوفایی بخش قابل توجهی از ادبیات نوشته شده به زبان کوردی: قرن دوازدهم بدون شک دوره‌ای غنی از وقایع در تاریخ کورد بود. همچنین در طول این قرن بود که کلیسای نسطوری، با اسقف‌نشین کلان‌شهری خود در کوردستان، رشد خارق‌العاده‌ای را تجربه کرد. هیئت‌های مذهبی آن در سراسر آسیا گسترش یافت و تا تبت، سین کیانگ، مغولستان و سوماترا رسید. چشمگیرترین موفقیت این هیئت‌ها، گرویدن خان بزرگ مغول، گویوک، در سال ۱۲۴۸ بود. همچنین در سال ۱۲۵۳، سنت لوئیس، ویلیام روبروک را نزد او فرستاد که نقش مهمی در آنچه که به عنوان "جنگ صلیبی مغول" در بغداد شناخته شد، ایفا کرد. در سال ۱۲۵۸، هنگامی که هولاکوخان مغول، تحت تأثیر این هیئت‌ها، بغداد را تصرف کرد، خلیفه را اعدام کرد اما اطمینان حاصل کرد که کاخی به کاتولیک‌های نسطوری داده شود. در پایان قرن سیزدهم، اسلام در میان مغولان رواج یافت و نسطوریان قتل عام شدند. مقر پدرسالاری آنها در طول قرن‌ها تغییر مکان داد اما همیشه در کوردستان باقی ماند.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
4👍1
ادامه کوردها که هستن؟💐💐(قسمت۳)
برگردان :
حیدرعلی حسین زاده بوانلو

در نیمه دوم قرن پانزدهم، سرزمین کوردها سرانجام از اثرات تهاجمات ترک-مغول رهایی یافت و به عنوان یک نهاد خودمختار شکل گرفت که از نظر زبان، فرهنگ و تمدن متحد بود، اما از نظر سیاسی به مجموعه‌ای از امیرنشین‌ها تقسیم شده بود. با این حال، حس تعلق به یک کشور واحد، حداقل در بین طبقات تحصیل‌کرده، همچنان قوی بود. ملای جزیری، شاعر قرن شانزدهم اهل امیرنشین بوتان، که رونسارد(لقب شاعرفرانسوی) کورد محسوب می‌شد، خود را با این عبارات توصیف می‌کند:

من گل بهشت ((بهتان)) هستم
من شمع شبهای کوردستان هستم

در آغاز قرن شانزدهم، سرزمین کوردها به غنیمت اصلی در رقابت‌های بین امپراتوری‌های عثمانی و پارس تبدیل شد. شاه جدید ایران که شیعه را به عنوان دین رسمی در ایران تحمیل کرده بود، در پی گسترش آن به کشورهای همسایه بود. عثمانی‌ها نیز به نوبه خود می‌خواستند جلوی جاه‌طلبی‌های توسعه‌طلبانه شاه را بگیرند و مرز ایران خود را امن کنند تا بتوانند فتح کشورهای عربی را آغاز کنند. کوردهای از نظر سیاسی تکه‌تکه شده، که بین این دو غول گرفتار شده بودند، شانس کمی برای بقا به عنوان یک نهاد مستقل داشتند. در سال ۱۵۱۴، سلطان ترک شکست سختی را به شاه ایران وارد کرد. او از ترس اینکه پیروزی‌اش کوتاه مدت باشد، به دنبال راه‌هایی برای امن کردن دائمی این مرز دشوار ایران بود. در آنجا بود که یکی از معتمدترین مشاوران او، ادریسی بتلیسی، محقق کورد، ایده به رسمیت شناختن تمام حقوق و امتیازات قبلی شاهزادگان کورد را در ازای تعهد آنها به محافظت از این مرز و جنگیدن در کنار عثمانی‌ها در صورت بروز درگیری بین ایران و عثمانی، به او ارائه داد

سلطان سلیم اول ترکیه طرح مشاور کورد خود را تأیید کرد. مشاور به دیدار تک تک شاهزادگان و اربابان کورد رفت تا آنها را متقاعد کند که انعقاد این اتحاد به نفع کوردها و عثمانی‌ها است.
رهبران کورد در مواجهه با انتخاب الحاق به ایران یا پذیرش رسمی برتری سلطان عثمانی در ازای خودمختاری گسترده، دومی را انتخاب کردند. بنابراین، کردستان، یا به طور دقیق‌تر، قلمروها و امیرنشین‌های متعدد آن، از طریق دیپلماسی تحت حکومت عثمانی درآمدند. مأموریت ادریسی بدلیسی به دلیل جایگاه او به عنوان یک محقق مشهور و محترم، و به ویژه به دلیل اعتبار عظیم پدرش، شیخ حسام‌الدین، یک رهبر معنوی صوفی بسیار بانفوذ، تسهیل شد. بدلیسی همچنین نویسنده اولین رساله در مورد تاریخ عمومی امپراتوری عثمانی با عنوان «هشت بهشته» است که دوران سلطنت هشت سلطان عثمانی را شرح می‌دهد.

این وضعیت ویژه، نزدیک به سه قرن صلح را برای کوردستان تضمین کرد. عثمانی‌ها چند پادگان استراتژیک در قلمرو کوردستان را کنترل می‌کردند، اما بقیه کشور توسط اربابان و شاهزادگان کورد اداره می‌شد. کوردستان علاوه بر تعداد زیادی از اربابان موروثی کوچک، شامل ۱۷ امیرنشین یا حکومت بود که از خودمختاری قابل توجهی برخوردار بودند. برخی از این حکومت‌ها، مانند اردلان، حسن کیف، بهتان و رواندوز، از مظاهر استقلال برخوردار بودند؛ آنها پول خود را ضرب می‌کردند و نماز جمعه به نام آنها خوانده می‌شد.
باوجود دخالتهای گاه وبی گاه  دولت مرکزی، این وضعیت ویژه تا اوایل قرن نوزدهم بدون هیچ مانع بزرگی، به رضایت کوردها و عثمانی‌ها، ادامه یافت. دومی، که توسط سد قدرتمند کوردها در برابر ایران محافظت می‌شد، می‌توانست نیروهای خود را در جبهه‌های دیگر متمرکز کند. در مورد کوردها، آنها عملاً در مدیریت امور خود مستقل بودند. در حالی که آنها مطمئناً در انزوای نسبی زندگی می‌کردند و کشورشان به مجموعه‌ای از امیرنشین‌ها تقسیم شده بود، در همان زمان آلمان حدود ۳۵۰ ایالت خودمختار داشت و ایتالیا بسیار پراکنده‌تر از کوردستان بود. هر دربار کوردی مرکز حیات ادبی و هنری قابل توجهی بود. و به طور کلی، با وجود تکه تکه شدن سیاسی، این دوره در واقع عصر طلایی آفرینش ادبی، موسیقی، تاریخی و فلسفی کوردی را تشکیل می‌دهد. در سال ۱۵۹۶، شاهزاده شریف خان اثر ماندگار خود "شرفنامه یا سالنامه ملت کورد" را به پایان رساند. مدارس الهیات جزیره و زاخو در سراسر جهان اسلام مشهور هستند، در حالی که شهر اخلاط، با رصدخانه‌اش، به دلیل تدریس علوم طبیعی شناخته شده است
استادان صوفی مانند گلشنی و اسماعیل چلبی حتی در استانبول به خاطر آموزه‌های معنوی و نبوغ موسیقیایی‌شان مورد احترام هستند. برخی از کوردهای جاه‌طلب، مانند شاعران نبی و نفی، برای جلب نظر سلطان به ترکی می‌نوشتند..
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
6👍1
💐💐

این وضعیت ویژه، نزدیک به سه قرن صلح را برای کوردستان تضمین کرد. عثمانی‌ها چند پادگان استراتژیک در قلمرو کوردستان را کنترل می‌کردند، اما بقیه کشور توسط اربابان و شاهزادگان کورد اداره می‌شد. کوردستان علاوه بر تعداد زیادی از اربابان موروثی کوچک، شامل ۱۷ امیرنشین یا حکومت بود که از خودمختاری قابل توجهی برخوردار بودند. برخی از این حکومت‌ها، مانند اردلان، حسن کیف، بهتان و رواندوز، از مظاهر استقلال برخوردار بودند؛ آنها پول خود را ضرب می‌کردند و نماز جمعه به نام آنها خوانده می‌شد.
باوجود دخالتهای گاه وبی گاه دولت مرکزی، این وضعیت ویژه تا اوایل قرن نوزدهم بدون هیچ مانع بزرگی، به رضایت کوردها و عثمانی‌ها، ادامه یافت. دومی، که توسط سد قدرتمند کوردها در برابر ایران محافظت می‌شد، می‌توانست نیروهای خود را در جبهه‌های دیگر متمرکز کند. در مورد کوردها، آنها عملاً در مدیریت امور خود مستقل بودند. در حالی که آنها مطمئناً در انزوای نسبی زندگی می‌کردند و کشورشان به مجموعه‌ای از امیرنشین‌ها تقسیم شده بود، در همان زمان آلمان حدود ۳۵۰ ایالت خودمختار داشت و ایتالیا بسیار پراکنده‌تر از کوردستان بود. هر دربار کوردی مرکز حیات ادبی و هنری قابل توجهی بود. و به طور کلی، با وجود تکه تکه شدن سیاسی، این دوره در واقع عصر طلایی آفرینش ادبی، موسیقی، تاریخی و فلسفی کوردی را تشکیل می‌دهد. در سال ۱۵۹۶، شاهزاده شریف خان اثر ماندگار خود "شرفنامه یا سالنامه ملت کورد" را به پایان رساند. مدارس الهیات جزیره و زاخو در سراسر جهان اسلام مشهور هستند، در حالی که شهر اخلاط، با رصدخانه‌اش، به دلیل تدریس علوم طبیعی شناخته شده است
استادان صوفی مانند گلشنی و اسماعیل چلبی حتی در استانبول به خاطر آموزه‌های معنوی و نبوغ موسیقیایی‌شان مورد احترام هستند. برخی از کوردهای جاه‌طلب، مانند شاعران نبی و نفی، برای جلب نظر سلطان به ترکی می‌نوشتند.
ادامه دارد....💐💐
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
5👍1
قسمت ۴ 💐💐
کوردها که هستند؟
برگردان؛حیدرعلی حسین زاده بوانلو

به استثنای معدودی از ذهن‌های دوراندیش، مانند شاعر بزرگ کلاسیک کورد قرن هفدهم، احمد خانی، به نظر می‌رسید که دانشمندان و شاهزادگان کورد معتقد بودند که جایگاهشان برای همیشه پایدار خواهد ماند و نیازی به تغییر آن احساس نمی‌کردند. در سال ۱۶۷۵، بیش از یک قرن قبل از انقلاب فرانسه، که ایده ملت و دولت-ملت را در سراسر غرب گسترش داد، شاعر خانی در شعر حماسی خود «مم و زین»، کوردها را به اتحاد و ایجاد دولت واحد خود فرا خواند.
به سختی اشراف یا عموم مردم به او توجه خواهند کرد. در سرزمین اسلام، همانطور که در همان زمان در مسیحیت نیز وجود داشت، وجدان مذهبی عموماً بر وجدان ملی اولویت دارد. هر شاهزاده‌ای به منافع سلسله خود مشغول است و پویایی خانواده، طایفه یا سلسله اغلب بر هر ملاحظه دیگری غلبه دارد. دیدن سلسله‌های کورد که بر جمعیت‌های غیر کرد حکومت می‌کردند، غیرمعمول نبود. به عنوان مثال، در قرن یازدهم، فارسستان، استان اصیل ایرانی، توسط یک سلسله کورد اداره می‌شد؛ از سال ۱۲۴۲ تا ۱۳۷۸، خراسان، استانی در شمال شرقی ایران، نیز دارای یک سلسله کورد بود و از سال ۱۷۴۷ تا ۱۸۵۹، این امر در مورد بلوچستان دوردست که اکنون بخشی از پاکستان است، نیز صدق می‌کرد.
بنابراین، این واقعیت که بخش‌های خاصی از قلمرو کوردها توسط سلسله‌های خارجی اداره می‌شد، نباید برای معاصران غیرقابل قبول به نظر می‌رسید.

ایده دولت-ملت و ناسیونالیسم، شاخه‌ای از انقلاب فرانسه است. این ایده به سرعت زمینه مساعدی را در دو کشور تکه‌تکه و تا حدودی تحت سلطه پیدا کرد: آلمان و ایتالیا. متفکران آلمانی مانند گورس، برنتانو و گریم معتقد بودند که مرزهای سیاسی، جغرافیایی و زبانی باید بر هم منطبق باشند. آنها رویای آلمانی را در سر می‌پروراندند که انبوهی از ایالت‌های کوچک و خودمختار خود را در قالب یک کشور واحد متحد کند.
پان‌ژرمنیسم بعدها الهام‌بخش جنبش‌های ملی‌گرایانه دیگری مانند پان‌اسلاویسم و ​​پان‌ترکیسم شد. این ایده‌ها با کمی تأخیر، حدود سال ۱۸۳۰، به کوردستان رسیدند، جایی که شاهزاده رواندوز، میرمحمد، از سال ۱۸۳۰ تا ۱۸۳۹ به نام آرمان‌های خود برای ایجاد یک کوردستان متحد جنگید.

در واقع، تا آن زمان، تا زمانی که امتیازات آنها بدون چالش باقی مانده بود، شاهزادگان کورد به اداره قلمرو خود و در عین حال ادای احترام به سلطان-خلیفه قسطنطنیه، که از راه دور اداره می‌شد، راضی بودند. به طور کلی، آنها تنها زمانی قیام می‌کردند و برای ایجاد یک کوردستان متحد تلاش می‌کردند که در آغاز قرن نوزدهم، امپراتوری عثمانی در امور آنها دخالت کرد و به دنبال پایان دادن به خودمختاری آنها بود. جنگ‌های اتحاد و استقلال کوردستان، بخش اول قرن نوزدهم را رقم زد. در سال ۱۸۴۷، آخرین امارت مستقل کورد، بوهتان، فروپاشید. یکی از نشانه‌های این دوران، این بود که نیروهای عثمانی در مبارزه خود علیه کوردها، از مشاوره و کمک قدرت‌های اروپایی برخوردار بودند. به عنوان مثال، هلموت فون مولتکه، که در آن زمان کاپیتان و مشاور جوانی بود، در صفوف عثمانی حضور داشت.
از سال ۱۸۴۷ تا ۱۸۸۱، قیام‌های جدیدی به رهبری رهبران سنتی و اغلب مذهبی که به دنبال ایجاد یک دولت کوردی بودند، رخ داد. پس از این قیام‌ها، تا جنگ جهانی اول، مجموعه‌ای از شورش‌های پراکنده و منطقه‌ای علیه دولت مرکزی رخ داد که همگی به شدت سرکوب شدند.
دلایل شکست این جنبش‌ها متعدد بود:

چندپارگی اقتدار، پراکندگی فئودالی، مبارزات قدرت بین شاهزادگان و فئودال‌های کورد و دخالت قدرت‌های بزرگ در کنار عثمانی‌ها.
6👍1
پس از الحاق یکی پس از دیگری امیرنشین‌های کورد، مقامات ترکیه با توزیع سخاوتمندانه مناصب و مشاغل تشریفاتی و با تأسیس مدارس به اصطلاح قبیله‌ای که برای القای اصل وفاداری به سلطان در فرزندان اربابان کورد طراحی شده بود، در پی ادغام اشراف کورد برآمدند. این تلاش برای ادغام، یادآور لویی چهاردهم، تا حدودی موفقیت‌آمیز بود. با این حال، ظهور نخبگان مدرنیست کورد را نیز تقویت کرد. تحت رهبری آنها، مرحله‌ای مدرن از جنبش سیاسی در قسطنطنیه شکل گرفت، در حالی که انجمن‌ها و جوامع خیریه و میهن‌پرستانه گسترش یافتند و تلاش کردند مفهوم سازماندهی را معرفی کرده و یک جنبش ساختارمند در میان جمعیت کورد ایجاد کنند
لازم به ذکر است که در پایان قرن نوزدهم، امپراتوری عثمانی درگیر تحولات شدید ناسیونالیستی بود و هر ملتی آرزوی ایجاد دولت-ملت خود را داشت. پس از تلاش بیهوده برای زنده نگه داشتن این مجموعه از طریق ایدئولوژی پان عثمانیسم و ​​سپس پان اسلامیسم، نخبگان ترک خود پان ترکیست شده و از ایجاد امپراتوری ترکیه که از بالکان تا آسیای مرکزی امتداد داشت، حمایت می‌کردند. جامعه کرد با تقسیم، شکاف و بدون دیدگاه جمعی برای آینده خود وارد جنگ جهانی اول شد. در سال ۱۹۱۵، توافقنامه سایکس-پیکو بین فرانسه و بریتانیا، تجزیه کشورشان را تصریح کرد. با این حال، کردها بر سر آینده ملت خود درگیر بودند. برخی، که به شدت مستعد ایدئولوژی "پان اسلامیسم" سلطان-خلیفه بودند، نجات مردم کرد را در وضعیت خودمختاری فرهنگی و اداری در چارچوب امپراتوری عثمانی می‌دیدند

دیگران با استناد به اصل ملیت‌ها، آرمان‌های انقلاب فرانسه و ویلسون، رئیس جمهور ایالات متحده، برای استقلال کامل کوردستان جنگیدند.

این اختلاف پس از شکست عثمانی توسط متفقین در سال ۱۹۱۸ عمیق‌تر شد. مبارزان استقلال‌طلب هیئتی را تشکیل دادند که به کنفرانس ورسای اعزام شد تا «خواسته‌های ملت کورد» را ارائه دهد.

اقدامات آنها به شناسایی هویت ملی کورد توسط جامعه بین‌المللی کمک کرد. در واقع، پیمان سور، که در ۱۰ آگوست ۱۹۲۰ بین متفقین (شامل فرانسه، بریتانیای کبیر و ایالات متحده) و امپراتوری عثمانی منعقد شد، در بخش سوم (مواد ۶۲-۶۴) از ایجاد یک دولت کوردی در بخشی از قلمرو کوردستان حمایت کرد. با این حال، این پیمان همچنان بی‌اثر ماند، زیرا توازن قوا در میدان مانع از اجرای آن شد
از سوی دیگر، جناح سنتی جنبش کوردها، که به ویژه تحت سلطه رهبران مذهبی بود و در جامعه کرد جایگاه محکمی داشت، به دنبال «اجتناب از خطر مسیحیان در شرق و غرب» و ایجاد «دولتی از ترک‌ها و کوردها» در سرزمین‌های مسلمان آزاد شده از اشغال خارجی بود. این ایده سخاوتمندانه و برادرانه بود. اتحادی با مصطفی کمال، رهبر ملی‌گرای ترک، شکل گرفت که به کوردستان آمد و از رهبران کورد برای آزادسازی آناتولی اشغالی و «آزاد کردن سلطان-خلیفه، که عملاً زندانی مسیحیان بود» کمک خواست. در واقع، اولین نیروهای جنگ استقلال ترکیه از استان‌های کوردنشین استخدام شدند

ادامه دارد.....💐
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
5👍1
یاد باد آن روزگاران یاد باد
✍️ قنبر علی محمدزاده
در سال ۱۳۳۸، به دنیای سرد و یخ‌زده قشلاق مراوه تپه در مازندران سابق و گلستان امروزی قدم می‌گذاریم.
برف سنگینی دشت‌ها، کوه‌ها و صحرا را در آغوش گرفته و زینت‌بخش این سرزمین شده است.
راه مال‌رو که به نارلی، مراوه تپه و کوران می‌رسد، به سبب برف‌های انبوه مسدود شده و زندگی را در این دیار دورافتاده به چالشی بی‌پایان تبدیل کرده است.

صدای ناله و زاری بره‌ها و گوسفندانی که گرسنگی و سرمای طاقت‌فرسا آن‌ها را به ستوه آورده، گوش فلک را کر کرده است.
سیاه چادرهای فراوانی بر اثر سنگینی برف
افتاده بودند و استون ها شکسته و بره هایی که در شل و شه په لی زیر پای میش ها تلف شده بودند، سگها از سوز سرما زوزه می کشیدند
مه و مژو و دومان همه جا را فرا گرفته بود
چشمها چند قدمی را نمی دیدند و صدای شغالها و روباها هم همراه گرگهای گرسنه که در اطراف اوبه ها پرسه می زدند رعب و وحشتی در دل زنان و کودکان افکنده بود
گویا اینجا آخر دنیاست و خدا هم عشایر زحمتکش را فراموش کرده است!
زنان با دستانی خسته و چهره‌هایی پر از نگرانی در تلاش‌اند تا درب لانه‌ی مرغ و خروس‌ها را باز کنند؛ دربی که برف آن را به کلی پوشانده و به دنیای کوچک آن‌ها قفل زده است، صدای ناله و گریه بچه هایی که دنبال والدین می دویدند و نه یک بار که بارها  آب دماغشان را همراه اشکهای شوری که سرازیر شده و مخلوط شده بود قورت می دادند و به خاطر شرایط سخت توجهی به آنها نمی شد...!
از طرفی دیگر، مردان با تلاش مضاعف، الاغ‌ها و اسب‌ها را به سوی سوراخی که در دل تپه‌های خاکی کنده‌اند، هدایت می‌کنند؛ سوراخی که به "سوم" معروف است و پناهگاهی برای نجات از سرماست.

در این شرایط سخت، هر چه کلاو نمدین و بر و پالیس هست را همراه جل و جهاز بر پشت شترها می‌بندند. زندگی در این منطقه مرزی برای عشایر به شدت دشوار شده است. ریش‌سفیدان ایل دور هم جمع شده‌اند تا در این بحران تصمیمی اساسی بگیرند. باید چاره‌ای برای چراگاه گوسفندان بیندیشند، چرا که گرسنگی و سرما تمام هستی و دارایی آن‌ها را تهدید می‌کند.

چاره‌ای جز هدایت گله به آن سوی مرز، یعنی خاک اورسیت نیست. اما این تصمیم خطرناک است؛ از یک سو خطر تلف شدن تمام دارایی‌شان و از سوی دیگر ترس از گرفتار شدن در دام سلاطین اورسیت! اما چاره‌ای دیگر وجود ندارد.

گوسفندان چندین اوبه در هم تجمیع شده و یک گله بزرگ تشکیل داده‌اند. برای نگهداری از این گله در دره‌های عمیق و پر از علف‌های جورباجور اورسیت، باید چند نفر شجاع و نترس و آشنا با مسیر انتخاب شوند. سه نفر از مردان ایل با چوب شفت و چوک به دست، پیتاوه‌هایی به ساق‌هایشان بسته و با جالی به پا، شال و کلا بر سر، آماده می‌شوند. آن‌ها با خود خلک‌های نمدین و پلاستیکی برمی‌دارند تا در برابر سرما محافظت کنند.

با همکاری اهالی، چند شتر را جلوی گله افسار می‌زنند تا راه باز شود و گوسفندان بتوانند از مسیر مشخص شده عبور کنند. شبانگاهان، گله با احتیاط از مرز عبور می‌کند. نور مهتاب بر روی برف‌ها می‌تابد و سایه‌های بلند مردان ایل بر زمین کشیده می‌شود. آن‌ها با قلب‌هایی پر از امید و ترس، به سوی آینده‌ای نامعلوم می‌روند، در حالی که صدای زوزه‌ی باد در دل کوهستان‌های سرد، نوای زندگی را به گوش می‌رساند.

این سفر نه تنها سفری به سوی چراگاه‌های جدید است، بلکه سفری به دل تاریخ، فرهنگ و هویت آن‌ها نیز هست؛ سفری که یادآور پیوند عمیق انسان با زمین و طبیعت است.
خاطره ای از میان صدها خاطره که شاید شنیدنش برای نسل امروز غیر قابل باور و رویایی و دور از واقعیت باشد...

یاد تمام شیرزنان و بزرگ مردان ایل بزرگ زعفرانلو گرامی باد
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
13👏2
قسمت:۵ ،پایان💐💐
کوردها که هستند؟
ماکه هستیم؟
برگردان:حیدرعلی حسین زاده بوانلو

مصطفی کمال تا پیروزی نهایی خود بر یونانیان در سال ۱۹۲۲، پیوسته وعده ایجاد یک دولت مسلمان متشکل از ترک‌ها و کوردها را می‌داد. او آشکارا توسط شوروی‌ها و با احتیاط بیشتر توسط فرانسوی‌ها و ایتالیایی‌ها که از جاه‌طلبی‌های بیش از حد استعمار بریتانیا در منطقه ناراضی بودند، حمایت می‌شد. پس از پیروزی، در کنفرانس صلح لوزان، نمایندگان ترکیه ادعا کردند که از طرف ملت‌های خواهر کورد و ترکیه صحبت می‌کنند. در ۲۴ ژوئیه ۱۹۲۳، پیمان جدیدی در این زمینه بین دولت کمالیست در آنکارا و قدرت‌های متفقین امضا شد. این پیمان، پیمان سور را باطل و بی‌اعتبار کرد و بدون ارائه هیچ تضمینی در مورد احترام به حقوق کوردها، الحاق بیشتر کوردستان به دولت جدید ترکیه را رسمیت بخشید. پیش از این، طبق توافق فرانسه و ترکیه در ۲۰ اکتبر ۱۹۲۱، فرانسه استان‌های کوردنشین جزیره و کورد-داغ را به سوریه که تحت قیمومیت آن بود، الحاق کرده بود. کوردستان ایران، که بخش بزرگی از آن توسط رهبر کورد، سیمکو، کنترل می‌شد، در وضعیتی تقریباً مخالف با دولت مرکزی ایران قرار داشت.
سرنوشت استان نفت‌خیز کوردنشین موصل همچنان حل نشده باقی مانده بود. هم ترک‌ها و هم بریتانیایی‌ها مدعی آن بودند، در حالی که مردم آن، در مشورتی که توسط جامعه ملل ترتیب داده شده بود، با اختلاف هفت هشتم به نفع یک دولت مستقل کورد رأی داده بودند. بریتانیای کبیر با این استدلال که دولت عراق بدون ثروت کشاورزی و نفتی این استان نمی‌تواند دوام بیاورد، سرانجام در 16 دسامبر 1925 از شورای جامعه ملل، الحاق این سرزمین‌های کوردنشین به عراق را که تحت قیمومیت آن بود، به دست آورد. با این وجود، بریتانیا قول تأسیس یک دولت خودمختار کورد را داد، وعده‌ای که هرگز نه توسط بریتانیا و نه توسط رژیم عراق که در سال 1932 جانشین دولت بریتانیا شد، عملی نشد.
بنابراین، در پایان سال ۱۹۲۵، سرزمین کوردها، که از قرن دوازدهم با نام «کوردستان» شناخته می‌شد، بین چهار کشور ترکیه، ایران، عراق و سوریه تقسیم شد. و برای اولین بار در تاریخ طولانی خود، حتی از خودمختاری فرهنگی خود نیز محروم شد.

در واقع، فاتحان و امپراتوری‌های گذشته به برخی مزایا و امتیازات اقتصادی، سیاسی و نظامی بسنده کرده بودند. هیچ کس تلاش نکرده بود تا مانع ابراز هویت فرهنگی مردم یا مانع از انجام آزادانه زندگی معنوی آنها شود.
هیچ‌کس پروژه نابودی هویت کردها، بی‌شخصیت‌سازی کل یک ملت با جدا کردن آنها از ریشه‌های فرهنگی هزاران ساله‌شان را در سر نداشت.


این پروژه متعلق به ملی‌گرایان ترک بود که در پی تبدیل ترکیه، یک جامعه‌ی برجسته‌ی چندفرهنگی، چندنژادی و چندملیتی، به یک ملت واحد و یکپارچه بودند؛ این پروژه بعدها توسط عراق و ایران نیز به کار گرفته شد. می‌توان، همانطور که نهرو گفت، شگفت‌زده شد که «ناسیونالیسم تدافعی به ناسیونالیسم تهاجمی تبدیل می‌شود و مبارزه برای آزادی به مبارزه‌ای برای تسلط بر دیگران تبدیل می‌شود.» مردم کرد که قربانی جغرافیا، تاریخ و همچنین بدون شک کوته‌بینی رهبران خود هستند، مسلماً جمعیتی بوده‌اند که سنگین‌ترین هزینه را پرداخته‌اند و بیشترین رنج را از ترسیم مجدد نقشه خاورمیانه کشیده‌اند.
پایان......
اما چه پایان غم انگیزی....
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
6👍2👏1🤔1😭1
هرچه دیدیم و شنیدیم، حقیقت نیست

یادداشتی درباره ضرورت سواد رسانه‌ای در فضای مجازی

✍️ قادر قادری
پژوهشگرو
کارشناس ارشد رسانه
@ghaderi3538

در روزگاری که هر تلفن همراه یک رسانه است و هر کاربر یک ناشر بالقوه، «باور نکردنِ فوری» به یک مهارت حیاتی تبدیل شده است. فضای مجازی بیش از آن‌که محل کشف حقیقت باشد، میدان رقابت روایت‌هاست؛ روایت‌هایی که اغلب با هیجان، تقطیع و شتاب ساخته می‌شوند.
بخش مهمی از فریب‌خوردن ما نه از دروغ‌های بزرگ، بلکه از واقعیت‌های ناقص آغاز می‌شود. ویدئویی که فقط چند ثانیه از یک سخنرانی را نشان می‌دهد، صدایی که بدون تصویر و تاریخ منتشر می‌شود، یا عکسی که واقعی است اما به رویدادی دیگر نسبت داده شده؛ همه این‌ها مصداق «حقیقتِ بریده‌بریده» هستند.

چرا فریب می‌خوریم؟

زیرا شبکه‌های اجتماعی بر پایه سرعت و احساس طراحی شده‌اند، نه تأمل و تحلیل. محتوایی که خشم، ترس یا هیجان ایجاد می‌کند، شانس بیشتری برای دیده‌شدن و بازنشر دارد. در چنین فضایی، ذهن ما ناخودآگاه میان‌بر می‌زند: اگر چیزی با باورها یا نگرانی‌های ما سازگار باشد، کمتر درباره‌اش سؤال می‌کنیم.

چند مصداق روزمره که باید جدی گرفت

ویدئوهای تقطیع‌شده: بخش آغاز یا پایان حذف شده تا معنا تغییر کند.
زیرنویس‌های جهت‌دار: تصویر واقعی است، اما زیرنویس روایت دلخواه را تحمیل می‌کند.
صوت‌های بی‌هویت: نه معلوم است کِی ضبط شده، نه کجا، نه توسط چه کسی.
تصاویر قدیمی با روایت جدید: یک عکس واحد، ده بار با ده داستان متفاوت.
تیترهای هیجانی و سؤال‌محور: «باور می‌کنید؟»، «می‌دانستید؟»؛ ابزار عبور از عقل به احساس.
پیام‌های فوری: «قبل از حذف شدن منتشر کنید»؛ حقیقت عجله ندارد، شایعه دارد.
آمارهای جذاب بدون منبع: عدد دقیق، اما بی‌پشتوانه.

سواد رسانه‌ای یعنی چه؟

سواد رسانه‌ای به‌معنای بی‌اعتمادی مطلق نیست؛ به‌معنای اعتمادِ مشروط و آگاهانه است. یعنی:
قبل از باور، مکث کنیم.
قبل از بازنشر، منبع را ببینیم.
نسخه کامل محتوا را جست‌وجو کنیم.
خبر را از چند منبع مستقل بررسی کنیم.
و مهم‌تر از همه، اجازه ندهیم هیجان، جای تحلیل را بگیرد.
یک قاعده ساده اما کارآمد این است:
هر محتوایی که احساس شدید ایجاد می‌کند، بیشتر از بقیه نیاز به بررسی دارد.

مسئولیت ما چیست؟

هر بازنشر، یک انتخاب اخلاقی است. ما فقط مصرف‌کننده محتوا نیستیم؛ بخشی از زنجیره انتشاریم. اگر در صحت چیزی تردید داریم، ننوشتن و منتشر نکردن، خود نوعی کنش مسئولانه است.

جمع‌بندی

فضای مجازی نه دشمن حقیقت است و نه دوست آن؛ ابزار است. این ما هستیم که با سطح سواد رسانه‌ای‌مان تعیین می‌کنیم حقیقت دیده شود یا تحریف.
سواد رسانه‌ای یعنی دیدنِ کامل، شنیدنِ دقیق و قضاوتِ دیرتر.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@Buvanloo
11🤔6👍5
برگزیدگان مسابقه خط تحریری
به مناسبت روز دانش آموز
ریحانه رحمتی ازهنرستان گوهرشاد
مبینا درگاهی از دبیرستان شهید یزدی زاده
ماریا شفیق از دبیرستان شهید همت
علی اصلی بوانلو از مدرسه شاهد ۴

فاطمه سیناییان از مدرسه شهید محمود کاوه
صبا بیابانی از مدرسه
در سطح شهرستان محل برگزاری و داوری‌ اداره ارشاد و فرهنگ اسلامی
👏19👌2🤔1
روز یکشنبه هشتم ماه صفر سال۱۱۵۴میلادی نادرشاه هنگامی که در جنگل مازندران نزدیک ساری سوار بر اسب حرکت میکرد هدف گلوله تفنگ قرار گرفت و گلوله زیر بازوی راست نادر را خراشیدواز کنار انگشت شست دست چپ گذشت و به گردن اسب خورد و اسب نادر زمین خورد
همان شب در خیمه نادر نامه ای یافتند که معلوم بود با دست چپ نوشته شده تا اینکه نویسنده خط شناخته نشود و. متن نامه این بود فکر کن که بیش از همه از مرگ تو استفاده خواهد کرد و پادشاه ایران خواهد شد نادر همان شب فرزند رشیدش را که ولیعهد وی بود بنام رضاقلی میرزا را عامل این تیراندازی دانست و هرچه بزرگان و رضاقلی میرزا تلاش کردن تا نادر را منصرف کنند نشد پدر نهایت دوچشم پسرش را در اورد فقط خواهشی که پسرش کرد این بود نوکران و اطرافیان من را عفو کن دوم من را بفرست به جوار مرقد امام رضا لازم به ذکر است وقتی نادر در هند بود خبر آمد که نادر کشته شده و رضاقلی میرزا با اشتباهی که کرد خودش را پادشاه ایران نامید اما خبر دروغ بود ونادر به ایران برگشت 
اما نویسنده نامه برادرزاده نادر پسر ابراهیم خان بنام علیقلی میرزابود یا عادل شاه بعدی که زمینه قتل نادر را فراهم کرد
حالا دوسال از آن واقعه گذشته نادر به جنگ رفته و علیقلی میرزا را بعنوان جانشین در پایتخت بجای خود گذاشته وی جوانی بیست و سه ساله  مغرور که رتق وفتق کشور را بر عهده گرفته
اما در ترکمن صحرا سیل عظیمی آمده محمد حسن خان پدر آقامحمدخان پادشاه قاجار توان پرداخت مالیات نادری را ندارد وقصد دارد به مشهد برود تا بصورت قسطی تا سال دیگه پرداخت نماید
پس در ترکمن صحرا سیل عظیمی آمده محمد حسن خان رییس طایفه اشاقه باش همسرش جیران را که تازه وضع حمل کرده (اقامحمد خان اولین پادشاه قاجار ) می فرستد به استر آباد یا گرگان امروزی خانه بنکداری تا در آسایش باشد وخودش راهی مشهد میشود تا شاید ظل الله  همان نادرشاه را ببیند وچاره جویی کند اما بی خبر از آنچه سبز علی بیگ حاکم بدنام استر آباد برای همسرش جیران کشیده  محمد حسن خان وقتی به مشهد رسید فهمید که نادر نیست  علی قلی میرزا جای او نشسته و میرزا مهدی استرآبادی منشی نادر هم یکماه دیگر وقت ملاقات تعیین کرده  ودر استر آباد هم چشم طمع حاکم نادر  بدنبال جیران که در آن زمان زیباترین زن در میان ترکمنها از طایفه قوانلو بود لذا سبزعلی بیک نامه ای می‌فرسته  به میرزا مهدی خان تا محمد حسن خان را در مشهد به هر بهانه ای هست معطل کند
ادامه دارد .........
منبع خواجه تاجدار نوشته ژان گور ترجمه ذبیح‌الله منصوری
گردآورنده ؛ محسن جعفرزاده


@buvanloo🌹🌹
19👏4
قلم، این اسب رهوار، مهار بر گردن؛ چهار نعل می‌تازد. نه در شیب جمله می‌ماند، نه در خط الراس ترکیب، لنگ می‌زند.
شیهه می‌کشد و پای بر گرده زمین می‌کوبد. سنگ ریزه در خراش صورت خاک، می‌ماند و هی سوز این زخم تازه، در ذهنم فریاد می‌کشد
چه می دانم
آفتاب نزده، در تشییع احساس؛ روضه می خواند و غروب در جشن خیال؛ دهل می‌زند!

✍️ یحیی خوشنمای

رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
5👏4👎1
شیر زنی بنام جیران
جیران در استر آباد در منزل سیدمفید بنکداری که با محمد حسن خان رفاقت داشت اقامت داشت سبزعلی بیک بعداز اینکه شوهر جیران را در مشهد معطل گذاشت زن سالخورده ای بنام زبیده به خانه سید مفید فرستاد تا شاید جیرآن را فریب دهد اما بعداز اینکه جیران متوجه نیت وی شد دستور داد تا خدمتکاران زبیده را بیرون اندازند سیدمفید گفت سبزعلی اینقدر وقیح است که فکر نکنم از تو دست بردار د بنابراین جیران مکاری را خواست کسانی که با رها را طناب پیچ میکردن تا فردا صبح بطرف ترکمن‌صحرا حرکت کند روز بعد با خداحافظی از سیدمفید همراه خدمه به راه افتاد اما سبزعلی تصمیم گرفت تا در لباس ترکمنان چند نوکر را برای دزدیدن جیران بفرستد جیران موقع حرکت دوتا تپانچه به کمر بست ویک سلاح کلبی هم از بغل اسب آویزان کرد و راه یورت های طایفه اشاقه باش را در پیش گرفت کاروان وارد دشت پهناوری شدن ناگهان از طرف راست گردوغباری بپاخواست چهارپا دار و کارگران با چاقو بار حیوانات را زمین انداختن وفرار کردن زیر دیدن پنج ترکمن برای غارت ویا کشتنشان به آنها نزدیک می‌شوند وقتی نزدیک شدن جیران دادزد هی هی دوقان من زن محمدحسن خان هستم شما از روی اشتباه به کاروان ما زدید چون اصلا فکر نمی‌کرد نوکران حاکم استرآباد در لباس ترکمنی به وی حمله کنند بنابراین جیران با تپانچه اول یکنفر را از اسب انداخت وباتپانچه دوم آنچنان زد که قلب مرد از پشت ریخت رو زمین دست برد بر اسلحه کلبی تا آنوقت بقیه افسار اسبان را برگرداندند وفرار کردن بنابراین جیران توانست بسلامت به طایفه اش بپیوندد
اما محمدحسن خان بعد از یکماه به دربار علیقلی میرزا راه یافت و سلام کرد اما علیقلی میرزا با توهین که چرا آداب احترام را رعایت نکردی پرخاش کرد و گفت حالا چی میخوای بعدش اول بگو چرا یکماه تورا معطل نمودن محمد حسن خان گفت قصدم بی احترامی نبود و اینکه چرا معطل شدم هم خودم نمیدانم اما چون سیل امسال تمام زندگی مان را برده آمدم خواهش کنم آن را قسطی کنید
در زمان نادر فقط خود شاه یا مامور مالیات می‌توانست مالیات را ببخشد هیچ فرد دیگری چنین اختیاری نداشت واگر مالیات نمی‌داد باید سر میداد مامور مالیات می‌توانست دست به لشکر کشی بزند یا حاکمی مثل سبزعلی بیک را عزل کند بنابراین علیقلی میرزا به خان قاجار گفت بخشیدن مالیات فقط توسط پادشاه انجام میشود و فعلا هم که ظل الله نیست اما بخاطر بی ادبی تو موقع ورود اگر مهمان نبودی دستور میدادم شلاق بزنند وبعد خادمان را گفت محمدحسن خان را که ۲۵سال سن داشت با بی حرمتی از دربار نادر بیرون اندازند و تصمیم بر مراجعت میگیرد که نامه جیران بهش می‌رسد وجریان حاکم وانچه بر وی رفته را توضیح می‌دهد و اینجا بود که خان قاجار میفهمد دلیل معطل کردنش در مشهد چه بود
✍️ محسن جعفر زاده
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
10👍3👎1
Audio
*شاهکار مولانا ، با روح و روان بازی می کنه.*
🌹👏👏🌹
*در کدام دین، کدام تمدن، کدام ادبیات و فرهنگ می‌توان چنین شعر ناب و آسمانی را یافت؟*
*بشنویم و لذت ببریم و به فرهنگ اصیل ایرانی ببالیم؛ به حضرت مولانا و دیگر عرفای این سرزمین افتخار کنیم*🙏🤍🌳🌹🤲☀️🌹🌷🌹

@buvanloo
👏93
فوری

زلزله، لحظاتی قبل فاروج را لرزاند
بر اساس اعلام مرکز لرزه نگاری کشور این زلزله ی یک و هفت دهم ریشتری، ساعت ۲۱:۲۴دقیقه امشب در شرق فاروج و در عمق ۷ کیلومتری زمین رخ داد.




💎شیروان من،

@buvanloo
🤔3👍21
قسمت سوم از کتاب خواجه تاجدار


قتل بزرگترین پادشاه مشرق زمین که دنیا در بهت و حیرت فرو برد اما چون محمد حسن خان قاجار بعداز قتل نادر نقش بی بدیلی در دنیای سیاسی ایران داشت بعداز اینکه از مشهد به ترکمن صحرا برگشت ماموران وصول مالیات سبزعلی بیک حاکم استرآباد برای دریافت پنج هزار سکه طلای نادری سر رسیدن یا باید این مبلغ را پرداخت میکرد که نداشت یا به جنگ حاکم استرآباد می‌رفت در اینصورت هم بعنوان یاغی تمام دودمانش نابود میشد بنابراین به پیشنهاد زن کاردان وشجاعش تصمیم گرفت با طایفه اشاقه باش به ترکمن‌صحرا ی شمالی کوچ کنند که دست کسی به آنها نرسد بنابراین کوچ آغاز شد وبعداز بیست روز از دسترس خارج شدن وچها سال بعد خبری در سراسر  ایران شایع شد که ظل الله پادشاه ایران کشته شده آنهم توسط برادرزاده‌اش علیقلی میرزا همان که در مشهد با خان قاجار بدرفتاری کرد وخودش را عادل‌شاه نامیده حتی تزار روس وحشت داشت نکند خبر دروغ باشه ما به قفقاز حمله کنیم آنوقت نادر مثل یک شبح ظاهر شود ولی هرچه بود واقعیت داشت محمدحسن خان فی آلفور استرآباد وسرحدات شمال را تصرف کرد و سبزعلی بیک فرار کرد
احمد خان ابدالی سردار افقان نادر پس از غارت اردوگاه به سوی افغانستان رفت و آنجا ادعای پادشاهی کرد وسنگ بنای جدایی افغانستاناز ایران شد کریم خان زند که در خدمت نادر بود با طایفه اش بسوی فارس حرکت کرد و آنهم ادعای پادشاهی کردعلیقلی میرزا بنام عادل‌شاه هم در مشهد تاجگذاری کرد در غرب ایران علیمردان خان هم مدعی پادشاهی شد در تهران ابراهیم خان برادر عادل‌شاه هم دنبال پادشاهی بود امپراطوری ایران در یک شب فروریخت واشوب سراسر ایران را فرا گرفت تزار روس تفلیس وقفقاز را مجدد تصرف نمود و ازبکان هم از شمال به سوی خراسان سرازیر شدن بلایای سپهر سیاسی ایران را همراه با جنگ های داخلی فرا گرفت
لازم به ذکر است قبل از اتفاق جنگل مازندران وکورکردن پسرش ونقشه علیقلی میرزا برای از میان برداشتن رضاقلی‌میرزا از ولیعهدی نادر همواره با درایت وهوش سرشارش وفاداری سرداران خود همواره با حکمت ودرایت بر ایران حکومت میکرد هندرا در جنگ کرنال فتح کرد در دهلی تاجگذاری کرد افقان ها را در هم کوبید سرزمین های ایران را از روسیه پس گرفت در جنگ با عثمانی سر صدراعظم عثمانی بنام توپال پاشا را از تن جدا کرد عراق را ضمیمه ایران کرد ومرز شرقی ایران از هند شروع میشد تا دریای سیاه ومرمره در غرب ایران چنین پادشاهی همیشه با مشورت و احترام حتی با دشمنانش رفتار میکرد گاهی مالیات‌ها را می‌بخشید واز خون دشمنانش می‌گذشت  همیشه جلوتر از سربازانش با تبرزینش می‌جنگید برای سربازی که جانفشانی میکرد احترام قائل بود حقوق سربازان را به موقع پرداخت میشد از لحاظ امنیت مردم ایران در آسایش بودن مردم آنچنان چنین پادشاهی را دوست داشتن حتی بخاطر شجاعتش مورداحترام دشمنان خارجی هم بود فقط در یک جنگ با عثمانی در موصل شکست خورد شخصا شکست را به گردن گرفت بدون اینکه کسی را تنبیه کند تا اینکه آماده شد در جنگ دوم که صدر اعظم عثمانی به جنگش آمده بود شکست داد و دستور داد جنازه توپال پاشا را با احترام به دربار امپراتوری عثمانی بفرستند حالا چه اتفاقی افتاده بود که اگر کسی مالیات نمی داد باید سر میداد؟
همانطور که ذکر شد بعد از تیراندازی به نادر در جنگل های مازندران شب تشکیل شورای دیوانی تشکیل داد و گفت با فرزندی که قصد کشتن من را داشت چه باید کرد وقتی رضاقلی میرزای ولیعهد را حاضر کردن هر چقدر فرزندش التماس کرد من چنین کاری نکردم آخر من ولیعهد تو هستم خودبخود بعد از تو پادشاه خواهم شد اما مشاوران وطن پرست به التماس افتادن از تنبیه پسرت درگذر اما عده ای خائن گفتن مگر زمانی که تو هند بودی رضاقلی خودش را پادشاه نخواند در حالیکه خبر آورده بودن نادر در هند کشته شده؟ عده ای گفتن مگر نامه ای که در خیمه تو پیداشذ غیر از جانفدای ظل الله از روی خیر خواهی نوشته حتی گفتن شخص تیر انداز هم اقرار کرده به دستور ولیعهد پادشاه را زدم یکباره نادر دچار حالت جنون شد پدردر لحظه چشمان زیبای فرزند بزرگش را در اورد  کار که تمام شد هنوز جلاد میله داغ را زمین نزاشته بود براثر آه وناله ولیعهد واحساس پدری سریع پشیمان شد وپسر را در آغوش گرفت ناله های جکر. سوز پسر نادر را از درون متلاشی کرد تا صبح سر پسر را روی پاهاش گذاشت وزار زار گریه میکرد اما دیگه کار از کار گذشته بود طبیب خواست اما فایده ای نداشت بر سروصورتش میزد نادری که هیچ وقت گریه نکرده بود هق هق گریه امانش نداد اما پسرش اینقدر جوانمرد بود که پدر را دلداری داردفقط دوتا خواهش کرد یکی اینکه اطرافیان من را عفو کنی دوم من را بفرست جوار حرم امام رضا آنجا به عبادت مشغول شوم نادر دو خواسته پسرش را اجابت کرد و وروز بعد آن مشاورانی که رای به کورکردن داده بودن رااز دم تیغ گذراند ولی نادر دیگه آن پادشاه قبلی نبود به همه بدبین
4
بود به هیچکس اعتماد نداشت اگر قصد کشتن کسی را داشت دیگه به حرف کسی گوش نمی داد واز یک چیز بیخبر بود وانهم برادرزاده‌اش علیقلی میرزا همان که نقشه جنگل ساری ر ا کشیده بود حالا نقشه کشیده تا پادشاه بزرگ ایران را هم بکشد وتمام فرزندان دیگرش را هم قتل عام کرد
انشاالله در مرحله بعدی چگونگی قتل نادر در نزدیکی قوچان را توضیح خواهم داد
ادامه دارد.....
گردآورنده : محسن جعفرزاده

@buvanloo
6👏2