کانال روستای بوانلو
2.1K subscribers
4.49K photos
797 videos
101 files
393 links
بهشت شمال شرق خراسان شمالی

ارتباط با مدیران کانال


@Payamirib

@erdelan44
Download Telegram
اثر تغییرات جوی روی درختان
در 26 مردادماه 404 درخت سیب در روستای بوانلو به گل دهی نشسته .

@buvanloo
😱155
💚تجلیل و قدردانی💚

گرچه از عمر دل سیری نیست
مرگ می آید و تدبیری نیست

کسانی که رنج فِراق را حس و لمس کردند
بهتر میدانند که در لحظات پریشانی و مدهوش بودن در غم از دست دادن عزیزان،
تنها مرهمی که مصیبت دیدگان را به آرامش میرساند،
حضور اقوام و دوستان و همفکران و همکاران  وهمسایگان و همشهریان و همولایتیها است
که با ابراز همدردی و در آغوش گرفتن صاحبان عزا،
از فشار دلتنگی و ماتم می کاهد
و به همین خاطر،
در برابر عظمت حضورتان در مراسم خاکسپاری و ختم و سوم،
تعظیم نموده و بخاطر ارسال پیام های تسلیت در تلگرام و واتسآپ و پیامک
و آگهی و تماس تلفنی و ارسال گل،
به خود می بالیم و افتخار میکنیم که همزمان و یا همعصر با شما بزرگواران،
زندگی میکنیم

هر مصیبتی که بر سر یک خانواده،
سایه می اندازد،
شانه های خمیده ی عزاداران قبل از خویش را که عزادار بودن.... بهتر میتوان درک کرد

لذا قدردانِ اهتمامِ تمامی عزیزانی هستیم علی الخصوص استاندار استان گلستان وفرماندار وبخشدار ومحیط زیست و منابع طبیعی شهر گرگان،
که با پیگیری شان،
باعث تسلی خاطرمان گردیدند و خدا را شاکریم که فرصت تقدیر را فراهم نماید تا ضمن سپاسگزاری،
گِرد سلامتی و شادی هایتان بچرخیم و در مراسم های شادی ،جبران کنیم

سپاس🙏سپاس🙏سپاس🙏

🌗خانواده های
خوشقدم🌗

@buvanloo🖤🖤🖤🥀🥀🥀
11💔4🙏1
جناب آقای مصیب مردانی و بانوی محترمه ؛

پذیرش دختر خانم گلتان در رشته دبیری علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان بیرجند که نشان از پشتکار وتلاش شبانه روزی ایشان است به شما وخانواده محترم تبریک می گوییم به امید  موفقیت بیشتر در تمامی مراحل زندگی.
از طرف مدیران و اعضای کانال فرهیخته بوانلو
🌹🌹❤️❤️✌️✌️

@buvanloo
👏285👌4
📢 اطلاعیه فروش باغ

دو قطعه باغ ، دارای  موقعیت عالی، و دو ساعت و نیم آب  متعلق به جناب آقای حجی محمد خوشقدم به فروش می‌رسد.
📍 موقعیت: ناحیه خرمانه
📞 تماس:
۰۹۱۵۸۸۶۸۵۱۸
۰۹۹۳۲۴۰۹۳۲۵
قیمت توافقی.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
1
فرا رسیدن یکم شهریور ماه روز تولد بزرگ مرد طب ایران ابوعلی سینا و روز پزشک را به جامعه پزشکی تبریک عرض میکنم


🔺️ابوعلی سینا می‌گوید سه نکته را اگر رعایت کنید زندگی آرامی خواهید داشت:

🔹️خوشحال هستید ''قول'' ندهید
🔹️عصبانی هستید ''جواب'' ندهید
🔹️ناراحت هستید ''تصمیم'' نگیرید

🔹️یادش امروز گرامی

🔺️ روز پزشک مبارک باد🌺🌺


@buvanloo🌹💐
18👏7👍3
🌹 به یاد پدرم، خان محمد نادری 🌹

۱۸ سال است که سایه‌ی پدرانه‌ات از زندگی‌ام کم شده، اما یاد و نامت هیچ‌وقت در دلم کم فروغ نگشته. هنوز قامت رشید، لبخند مهربان و روزهایی که در میادین ورزشی والیبال می‌درخشیدی در خاطرات زنده است.

پدر عزیزم، همیشه قهرمان زندگی من خواهی بود.

@buvanloo
💔2013😭4
شهریور و عروسی‌های بوانلو

وقتی شادی، سهم همه بود
✍️ قادر قادری

شهریور که می‌رسید، بوانلوی ما حال و هوای دیگری داشت. انگار نسیم آخر تابستان بر شانه‌های کوه و دشت، نوید شادی می‌آورد: «وقت عروسی‌هاست». در این روستای با اصالت ، عروسی فقط یک مراسم خانوادگی نبود؛ جشنی بود که همه‌ی روستا در آن سهم داشتند.
دو سه روز مانده به عروسی، مردها به بیابان می‌زدند تا هیزم جمع کنند. یکی مأمور دعوت میهمانان می‌شد، دیگری آشپز عروسی. شب پیش از عروسی، خانه‌ی داماد پر از رفت‌وآمد بود. میهمانان نزدیک، آنهایی که قرار بود فردا دست به دست هم بدهند و مجلس را بچرخانند، گرد هم می‌آمدند. عاشق‌ها – نوازندگان  قدیمی – پیش از مراسم دعوت شده بودند. صدای سازشان در کوچه‌ها می‌پیچید و شور و شوقی بی‌مانند به روستا می‌آورد.
روز قبل از عروسی، گوسفندی قربانی می‌شد؛ نشانی از برکت و سپیدی روزهای پیش‌رو. زنان روستا، با لباس‌های محلی رنگارنگ، اصالت و هویت خود را به رخ می‌کشیدند. سفره‌ی شبانه پر از آبگوشت بود، غذایی که طعمش هنوز در یادها مانده. نیمه‌شب، مراسم حنابندان برگزار می‌شد و دستان عروس به رنگ سرخ زندگی آغشته می‌گردید.
سپیده‌ی روز بعد، عاشق‌ها باز نوای سازشان را به آسمان می‌سپردند. زنان، گاه بیش از صد نفر، با لباس‌های محلی حلقه می‌زدند و رقص‌های محلی را اجرا می‌کردند. ظهر که می‌رسید، کاروان عروس به راه می‌افتاد. اسب‌ها پیشاپیش، عاشق‌ها در کنارشان، و جمعیت با آواز و شادی، عروس را به خانه‌ی داماد می‌آوردند. داماد رسم دیرینه را به‌جا می‌آورد: سیب و انار میان جمعیت پرتاب می‌کرد، میوه‌هایی سرخ که نماد عشق و برکت بودند.
آن روزها، عروسی تنها پیوند دو دل نبود؛ جشنِ زندگی بود، خاطره‌ای جمعی که همه در آن سهم داشتند. حالا اما بسیاری از مراسم‌ها محدود به چهاردیواری سالن‌ها شده و تجمل و هزینه‌ها جای همدلی را گرفته‌اند.
با این همه، امید هنوز زنده است. تا وقتی نوای عاشق‌ها در گوشه‌ای از این سرزمین شنیده می‌شود، تا وقتی زنان لباس محلی‌شان را با افتخار می‌پوشند و سیبی میان جمع پرتاب می‌شود، می‌توان این آیین‌ها را زنده نگه داشت. کافی است دوباره باور کنیم که شادی وقتی ماندگار است که همه سهمی از آن داشته باشند.
#دل_ پاییزی
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍2114👏11🥰4
 بانو شیروانی ستاره ای در آسمان موسیقی خراسان

او نخستین زن موسیقیدان خراسانی بود که دست روزگار وی را اواره مشهد کرد تا در رادیو هنر نمایی کند و برنامه اجرا نماید .نامش مهبانو متولد حدود سال 1305 خورشیدی در ولی اباد فاروج به دنیا امد مهبانو از همان دوران کودکی به سبب نداشتن سایه مادر بر سر مورد نوازش پدر بود چون به موسیقی میراث پدری اش علاقه شدید داشت و در سن 20سالگی همسر اکبر قهرمانلو یکی از شبانان کرد ازدواج کرد متاسفانه دو سال بعد بر اثر بیماری یرقان علی اکبر فوت میکند مهبانو با یک بچه چند ماهه تنها میماند در بهار سال بعد ولی اباد را ترک کرده به میان سیاه چادر های برادر شوهرش رفته بتواند از کمک انها برخوردار شود انها نه تنها کمک نکردند بلکه پول هایی هم که داشته گرفتند و او دیگر نتوانست این اتفاق ها را تحمل کند تا این که در تاریکی شب بچه به پشت سیاه چادر ها را ترک کرد .

در کاروانسرای شهر کهنه مسکن گرفت و روز ها دنبال کار میگشت که بر اثر بیماری بچه به مطب دکتر میرود تا بچه را معاینه کند که دکتر قبلا در ولی اباد به مداوا می پرداخته .دکتر او را شناخت و کودکش را معالجه کرد و با خود به منزلش برد او یک سال در منزل دکتر کار کرد سپس دکتر به مشهد منتقل شد.مهبانو هم به همراه خانواده دکتر به مشهد رفته .در مشهد با همسر شوبری رییس دارالتربیه بوده اشنا شده پسرش در کودکستان شوبری ثبت نام می کند خودش هم به عنوان کارگر در منزل نوبری کار میکرده ودر ان زمان برنامه های رادیوی کرمانجی از رادیو شوبری گوش میکرده. هر شب که برنامه های شاد و دل انگیز موسیقی کرمانجی گوش میداده دل در سینه میتپید در یکی از روز ها برای خرید گوشت و سبزی به بازار رفته بی اختیار به سوی ایستگاه رادیو رفته نگهبان درب اداره جلویش را میگیرد که :چه کار داری؟ گفته :امدم در رادیو اواز بخوانم نگهبان متعجب شده گفته:مگر زنها هم میتوانند اواز بخوانند تا کنون هیچ زنی به اینجا نیامده که اواز بخواند .رییس اداره رادیو ان زمان اقای مجاهد بوده گفته برو متاسفانه امروز هیچ نوازنده ای نداریم که با ساز خودش شما را همراهی کند .مهبانو ناگهان چشمش به دایره ای بر میخورد گفته اجازه بدهید با همین دایره اجرا کنم.کارکنان رادیو متعجب پرسیده اند :مگر دایره زن هم هستی گفت :بلی .به ناچار کارکنان،او را به سمت اتاق ضبط راهنمایی کردند. احساساتش اوج گرفته و به یاد وطنش ولی اباد چنان نواخته و اهنگ ((لورک))را چنان از ته دل به فریاد در اورده که هوش از سرشان رفته ،افرین افرین گویان به اتاق فرمان رفتند و تبریک گفتند.
گفته بودند بهتر از این نمیشود امشب با صدای خودت که از رادیو پخش میشود کرد ها را زنده می کنی .کرد ها که جای خود دارند خراسان را مفتخر کردی .بعد از خرید بدو بدو به خانه رفت.شب همسر شوبری همچون شب های دیگر برنامه کرمانجی رادیو را گوش کرده که یکباره رادیو اعلام کرده اکنون به اواز دل انگیز بانو شیروانی گوش دهید ،اما صاحبخانه با حیرت به صدای زنی گوش میداد که به قول خودش غوغا میکرد .مهبانو ناگهان بغض گلویش را گرفته بی اختیار گریه میکند اقای شوبری و خانمش پرسیدند مهبانو چه شده ؟باید خوشحال باشی که شما کرد ها چنین هنرمندانی دارید که در دنیا بی نظیرید چرا که در مشهد چنین زن هنرمندی نیست .مثل بلبل چهچه میزند . روز بعد امیر قلی فرهادی توپکانلو رییس اداره بخش کرمانجی با ماشین به درب منزل انها رفته گفته بود که مهبانو غوغا کرده و از تمام خراسان پیام های بسیاری در تقدیر از شما رسیده که تا کنون از هیچکس این چنین تقدیر به عمل نیامده تو هنرمند هستی ما به وجودت افتخار میکنیم.
مهبانو به اعتراض گفته بود چرا اواز من را به نام کس دیگری پخش کردید؟در اداره به مهبانو گفته بودند که اقای فرهادی قوچانی  بوده و از تعصب شدید قوچانی ها و مواخذه نگردد چرا که صدای یک زن کرد قوچانی از رادیو پخش میگردد به بانوی شیروانی معرفی میکنند گفته بودند اگر قوچانی ها بفهمند شهر را به هم میریزند ولی شیروان شهری کوچک و بخشی از قوچان است ،مخالفت نخواهند کرد.
27آهنگ کرمانجی در رادیو ضبط کرده وپسرش درسازمان خیریه ثریا پهلوی درس می خوانده که شهبانوفرح به بازدید آنجا آمده طبق برنامه مهبانو در جلوی  شهبانو آوازودایره نوازی کرده وشهبانوفرمان داده بودکه یک قطعه زمین500متری درنزدیکی پارک ملت هدیه داده که سرپناهی برای خود بسازد تااینکه انقلاب شده مامورانی به منزلش ریخته فرمان زمین راپیدا وگفته بودند اگراین نامه را انقلابی ها ببینند تورا اعدام می کنند وفرمان را باخود بردند.بعداز این جریان مهبانو به طور مخفیانه زندگی کرده وهمه جاشایع شد ه بود که بانو شیروانی مرده است تا اینکه پسرش بزرگ شده وصاحب زن وبچه وتاکسی دار شد،بانو شیروانی یامهبانو درسال 1384درمشهد بدرود حیات گفت روحش شاد.

✍️احمد علی نیا اوغاز

@buvanloo
15👏6
SHIRVANI LAY YAREH 02
SHIRVANI LAY YAREH 02
لئ یارە با صدای مخملی بانو شیروانی

@buvanloo🌹👍
4🙏1
⭕️⭕️فلسفه شکل گیری آهنگ  کرمانجی"له‌یاره"

«له‌یاره»، یک آهنگ کُرمانجی است که از زبان یک جوان کُرد کُرمانج به نام بهمن در اسارت نامزدش گلنار بر آمده است.
پیشینه و فلسفه شکل گیری لئ یاری (Lê Yarê) به یک قتل و غارت و اسارت بزرگ تاریخی که بر سر کُرمانج‌های ایل باچوانلوی قوچان رخ داد، برمی گردد.
این اتفاق سحرگاه ۲۰ آبان ۱۲۸۴ شمسی توسط گروهی از غارتگران مسلح رخ داد. این گروه ، شبانه بر سر چادرهای ایل کرمانج باچوانلو (باشکانلو یا باشقانلو) قوچان در مکانی در حوالی جنگاه شیروان ریخته و با کشتن مردان و آتش زدن چادرها حدود ۶۳ نفر زن و دختر از آنها را اسیر کرده و به اسارت می‌برند.

متن فارسی آهنگ «له‌یاره»

من که امروز خیلی غمگینم ای یار من گلنار من
چشم به چادرها می‌دوزم ای یار من دوست من
نشانی از تو نمی‌بینم گلنار من
نشانی از تو نمی‌بینم گلنار من
درد دل من کاریه، ای یار من گلنار من
غصه ها جانم رو خورده، ای یار من دوست من
دیدار مانده به قیامت گلنار من
دیدار مانده به قیامت گلنار من
جوانان رو کشتن زنان رو بردن ای یار من گلنار من
گلنار منو اسیر کردن ای یار من دوست من
اونا رو تو کوچه و بازار فروختن
اونا رو تو کوچه و بازار فروختن
من که امروز خیلی غمگینم ای یار من گلنار من
چشم به چادرها می دوزم ای یار من دوست من
نشانی از تو نمی بینم گلنار من
نشانی از تو نمی بینم گلنار من


@buvanloo🌹🙏
👏7💔21
ما زیاران چشم یاری داشتیم.

نبردمردانی از جنس سخاوت و مهربانی و تلاش برای جابجایی و لوله گذاری آب چاوی از سرچشمه تا کانال سیمانی .
درود خدا بر شما
خداقوت
دستمریزاد

رسانه مردم فرهیخته بوانلو

@buvanloo✌️✌️❤️❤️🙏🙏
19👏6🙏1
کار نیک و خدمت به خلق با هیچ زبانی قابل وصف نیست...

با کمال امتنان و سپاس بی‌کران، از تمامی عزیزانی که با همدلی و اتحاد بی‌نظیرشان در حمل لوله‌ها برای انتقال آب زلال و حیات‌بخش از چشمه‌ی چاویه در روستای بوانلو، جان‌فشانی کردند و عرق پاکشان را به پای این خدمت ارزشمند ریختند، صمیمانه قدردانی می‌کنیم.

همت والای شما، همچون نوری در دل تاریکی، نشان از عشقی است که به خاک و آب و مردم این دیار دارید. هر قطره عرق، سندی است بر اراده‌ای استوار و قلب‌هایی که برای آبادانی و سربلندی دیارشان می‌تپد.

باشد که تلاش‌های شما همیشه در سایه‌سار مهر و برکت خداوند متعال، راهگشای فرداهای روشن‌تر باشد. از صمیم قلب دست همه‌ی شما عزیزان را می‌بوسیم و بر اتحاد و همدلی‌تان افتخار می‌کنیم.

همت تان بلند باد
از طرف ادمینها و اعضای کانال بوانلو
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
16👌4
آگهی فروش باغ :
یک باغ مشجر با درختان گردو ورودی روستای بوانلو  جنب جاده آسفالت حدود شصت درخت بزرگ با باروری عالی همراه با ساختمان نیمه اسکلت وپارکینگ دارای برق و گاز دارای آب کافی برای آبیاری هم از جریب روستا وهم از کاریز با چرخش هفته ای بیست دو ساعت اب قیمت توافقی قابل معاوضه با زمین یا ساختمان در شهر
محسن جعفرزاده تلفن09153871960

@buvanloo
4
باهم برقصیم؟

رقص؟ کلمه‌ای ظاهرا ممنوع و در عمل مباح! تمثیلی از یک جامعه‌ی ریامحور... اما عرض من، جدای ازاین ریاکاری، بر سر یک موضوع مهم و راهبردی است؛
رقص اگر در اجرای فردی، موزون نباشد و در عمل جمعی هم تجلی حرکاتی طراحی شده و هماهنگ نباشد، رقص نیست، خل‌بازی فردی و جمعی است.
رقص‌ کردهای خراسان که مبنا و مشوق موسیقی این مردم نیز هست، همچون دیگر رقصهای کردی یا محلی ایران، به‌واسطه‌ی تجلی یک نمایش عمومی شاد و اصیل و هماهنگ، مورد توجه جهانیان است.
اما، در سالهای اخیر، رقص‌ کردی خراسان، خصوصا رقص‌ جمعی مردانه، با نوعی واگرایی و گسیختگی و شلختگی و بی‌سیلقگی همراه و از هدف غایی خود، دور شده است.
این ازدحام شلوغ مردانه، عموما به همه‌چیز شبیه است الا حلقه‌ی رقص؛ تلفیقی است از ترقص و فوتبال‌آمریکایی و گاوبازی گروهی، در یک باشگاه بدن‌سازی هردمبیل. یک تمرین شنا که جمعی جوان جویای عرق(ریختن)، در آن هوای عروسی را با آب ساحل اشتباه گرفته‌اند! یک بشقاب آش رشته... یک مسابقه‌ی بی‌داور، باهدف خسته‌شدن صرف!
حتما اینهایی را که گفتم قبول دارید؟
خب، چه چیزی این رقص باشکوه و پرمعنی و زیبای تاریخی هویت‌ساز و این میراث ماندگار، را به چنین ظرف ماکارونی بی‌مزه‌ای بدل کرده و به دست ما به مرز نابودی کشانده‌است‌؟
پاسخ روشن است؛ نداشتن رهبر. نداشتن سرگروه یا همان سرحلقه یا "سەرگوڤەند".
این که دراین لحظه می‌گویم یک هشدار صرف نیست. فقط یک پیشنهاد هم نیست. این یک خواهش و تمنای دلسوزانه و عاجزانه است. خواهش یک دلبسته‌ی فرهنگ و اصالت، از تمامی هموطنان کرد خراسانی و بخصوص اهالی لایین که از این پس؛ "لطفا هیچ حلقه‌ی رقصی شکل نگیرد، مگر اینکه سرحلقه داشته باشد و دیگر رقصندگان رفتار موزون خود را با حرکات این سرگوه‌ند(سه‌رگوڤەند) همراه و اجرا کنند.".
اولین نفری که وارد میدان رقص می‌شود مهم است. در گذشته، هرکسی به‌خود اجازه نمی‌داد نخستین نفر باشد. اصلا هر رقص‌نابلدی نباید به خود اجازه دهد وارد گود شود. حلقه‌ی رقص مثل میدان و گود کشتی حرمت دارد.
اولین نفری که وارد میدان می‌شود، می‌تواند سرحلقه‌ هم باشد و با دستمالی دردست یا دوربازو، مشخص شود. چشم رقصندگان باید به این سرحلقه باشد که باتجربه‌تر و خوش‌استیل‌تر و رقصنده‌تر است. کسی که می‌تواند دوام بیشتری بیاورد. کسی که حتی‌الامکان همه‌ی فنون رقص کردی را بلد است. کسی که شم رهبری دارد، بشود سه‌رگوڤە‌ند... مثل رهبر یک ارکستر... مثل کاپیتان یک مسابقه‌ی گروهی، مثل "سرچوپی" یا سرچوپی‌کش در رقص‌های کردستانات.
اگر جز این باشد، این آش، سرد و بی‌مزه‌تر خواهد شد.
رقص زنهای کرد خراسان در قیاس با مردان، دلنشین‌تر است. چرا؟ چون علاوه بر لباس یک‌شکل، در رقص هماهنگ‌ترند... لباس واحد هم دارند که متاسفانه ما مردان، به افتخار محرومیت از آن نایل شده‌ایم! این لباس واحد، موید وحدت عمل و هماهنگی و هارمونی بیشتر است...
در سالهای اخیر در لایین گروه رقص "دوله‌با" شکل گرفت.  آنها سخت مورد توجه قرار گرفتند، در حالی که رقص تازه‌ای اختراع نکرده بودند. آنها فقط هماهنگ‌تر می‌رقصیدند.
رقص‌های‌ ده-دوازده‌گانه‌ی کردی با آنهمه فلسفه‌ی تاریخی و معنوی که تنها در صورت اجرای صحیح و تقابل‌های دونفری خود را نشان می‌دهد، می‌تواند همچنان که در خراسان فراگیر شده، سفیر و معرف فرهنگ کرمانجی در سراسر ایران و جهان باشد... مشروط بر اینکه از فلسفه و هدف خود که نمایشی هماهنگ و چشم‌نواز است، دور نشود.
اگر این خواهش شنیده نشود و ازاین پس، هماهنگی لازم در رقص‌ها نمود نیابد، از رقص ما جز نوعی خودآزاری و دیگرآزاری نمی‌ماند که دیریازود تکراری و ملال‌آور می‌شود: کافی است از نگاه ناظر خارجی نگاهش کنیم.
برای نیل به نظم بیشتر، تعداد رقصندگان هم در هر حلقه‌ی رقص به اندازه‌ای باید باشد که نظم خطی به‌هم نخورد. در غیر این صورت، شلوغی و به‌هم ریختگی حاصله، دیدن ندارد.
ارزش رقص کردی ما، به باهم رقصیدن و هماهنگ بودن است. هدفمندی، هماهنگی و باورمندی، مبنای تمام پیشرفت‌ها و پیروزی‌های بشری است؛ این یادمان باشد.

سپاهی لایین

@buvanloo
9👏6👍1
‍ ‍ ‍ 🏴 إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ 🏴

🔘 هر از گاه در گذر زمان، در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی، جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می‌دهد.

🔘 متاسفانه هم اینک با خبر شدیم که ساعاتی قبل، (مرحوم حاج یداله حسین پور )


دار فانی را وداع گفته و دعوت معبودش را با جان خرید و به دیار باقی شتافت.


🔘 بدین ترتیب ضمن عرض تسلیت به مناسبت درگذشت آن پدر عزیز، از خدای یکتا برای خانواده محترمشان صبر و شکیبایی و برای آن مرحوم غفران و رحمت واسعه الهی را خواستاریم .

ضمنا مراسم خاکسپاری و تشییع متعاقبا اعلام میگردد .

از طرف خانواده های حسین پور وسایر بستگان و اقوام


⚫️روحش شاد و يادش گرامي باد.⚫️


@buvanloo🖤🖤🖤🖤
💔266
🖤اطلاعیه مراسم خاکسپاری🖤                                             

🥀خبر تکمیلی 🥀

به اطلاع میرساند مراسم خاکسپاری وتشییع درگذشت مرحوم ((حاج یدالله حسین پور)) فردا چهارشنبه ساعت ۱۵/۳۰ عصر از شیروان خیابان جوالائمه ۲ پلاک ۷ بسوی منزل ابدیش آرمستان حمزه رضا زیارت برگزار می‌گردد.

از طرف خانواده های حسین پور

روحش شاد و یادش گرامی باد 🥀🥀🖤🖤
1