تعریف شهید دکتر علی شریعتی از زن
زن اگر پرنده آفریده میشد...
حتما "طاووس"بود
اگرچهار پا بود
حتما "آهو"بود
اگرحشره بود
حتما "پروانه"بود
او انسان آفریده شد
تا خواهر و مادر باشد و عشق...
زن چنان بزرگ است که اشرف موجودات خداست.
تا حدی که یک گل، او را راضی میکند
و یک کلمه، او را به کشتن میدهد
پس ای مرد، مواظب باش
زن ازسمت چـــپ، نزدیک به قلبت ساخته شده
تا او را درقلبت جا دهی
شگفت انگیز است
زن درکودکی درهای برکت
را به روی پدرش میگشاید
درجوانی دین شوهرش را کامل میکند
و هنگامی که مادرمیشود، بهشت زیر پای اوست
قدرش را بدانیم
تقدیم به تمام بانوان ایران زمین …
@buvanloo🌹🌹❤️❤️
زن اگر پرنده آفریده میشد...
حتما "طاووس"بود
اگرچهار پا بود
حتما "آهو"بود
اگرحشره بود
حتما "پروانه"بود
او انسان آفریده شد
تا خواهر و مادر باشد و عشق...
زن چنان بزرگ است که اشرف موجودات خداست.
تا حدی که یک گل، او را راضی میکند
و یک کلمه، او را به کشتن میدهد
پس ای مرد، مواظب باش
زن ازسمت چـــپ، نزدیک به قلبت ساخته شده
تا او را درقلبت جا دهی
شگفت انگیز است
زن درکودکی درهای برکت
را به روی پدرش میگشاید
درجوانی دین شوهرش را کامل میکند
و هنگامی که مادرمیشود، بهشت زیر پای اوست
قدرش را بدانیم
تقدیم به تمام بانوان ایران زمین …
@buvanloo🌹🌹❤️❤️
👏25❤9👍3🙏2
Dutarvan
Remezan Berderî
دوتار نوازی :مرحوم استاد رمضان بردری
بی کلام
این نوا یکی از زیباترین نواهای ماندگار دوتار این استاد بزرگوار و نامیراست
🌹🌹🌷🌷💐💐👌👌
@buvanloo
بی کلام
این نوا یکی از زیباترین نواهای ماندگار دوتار این استاد بزرگوار و نامیراست
🌹🌹🌷🌷💐💐👌👌
@buvanloo
❤7👏3
دوتار
مصطفی توکلیان
❤9👍5💔1
▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون ▪️
⚫️🌑 در کمال تاسف و ناباوری خبردار شدیم که جوان ناکام
مجتبی خوش ترکیب فرزند اکبر خوش ترکیب( نوه محمد خان خوش ترکیب) 🖤🖤😔😔 به سوی معبودش پر کشید⚫️⚫️
مراسم تشییع جنازه مرحوم فردا جمعه ساعت ۹ صبح به آدرس اعلامیه 👆 برگزار میگردد.
برای بازماندگان صبر و برای آن مرحوم علو درجات از خداوند متعال مسئلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی 🖤🖤🖤
⚫️🌑 در کمال تاسف و ناباوری خبردار شدیم که جوان ناکام
مجتبی خوش ترکیب فرزند اکبر خوش ترکیب( نوه محمد خان خوش ترکیب) 🖤🖤😔😔 به سوی معبودش پر کشید⚫️⚫️
مراسم تشییع جنازه مرحوم فردا جمعه ساعت ۹ صبح به آدرس اعلامیه 👆 برگزار میگردد.
برای بازماندگان صبر و برای آن مرحوم علو درجات از خداوند متعال مسئلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی 🖤🖤🖤
😭33💔8❤5
زادگاهم بوانلو_
روایت یک دلتنگی
✍️ قادر قادری
در گوشهای از جغرافیای شمال خراسان، روستایی هست که کوه در پناهش ایستاده و درختان سر به فلک کشیده، به استقبالش قد کشیدهاند.
روستایی با چشمههایی زنده و پرآب، که زمزمهشان در سکوت دشت، نوای زندگی است.
اینجا، طبیعت فقط منظره نیست؛ بخشی از هویت آدمهاست.
در دل این روستا، مردمی زندگی میکنند که ریشه در خاک دارند و نگاهشان به آسمان دوخته است.
از دل چادرها و زمینهای سخت، فرزندانی برخاستهاند که امروز، تحصیلکردهاند، دانشگاهدیدهاند و صاحب دانش.
اما هیچگاه شناسنامهی ایل را فراموش نکردهاند.
در حیاط خانهها، هنوز صدای شیههی اسب میآید و شترهایی آرام و صبور، همچنان خاطرهی کوچ را زنده نگه داشتهاند.
کوچ این مردم، سفری کوتاه نیست؛
گاهی تا یک ماه، در مسیر قله و دشت، اسبسوار و شترسوار، منزل به منزل زندگی را حمل میکردند.
اما آنچه این روستا را از روایتهای معمول متمایز میکند، زنانی هستند که در غیاب مردان، قامت راست کردند.
زنانی از ایل، از جنس کوه،
که در غیاب مردانشان، نقش آنان را آنچنان ایفا کردند که جای سؤال نماند؛
زنانی که نهتنها زندگی را نگه داشتند، که هویت و غرور ایل را هم حفظ کردند.
با لباسهایی اصیل از جنس فرهنگ کرمانجی، با دامنهایی که رنگ و فرمشان گواه اصالت است،
این شیرزنان، هم خانه را ساختند، هم خاک را نگه داشتند.
مردان این روستا هم، قهرمانان تعصباند.
نه تعصبی کور، که غیرتی ریشهدار:
از نوعی که خاک را به هیچ قیمتی نمیفروشد،
و آبروی ایل را از جان عزیزتر میداند.
این روستا، شاید روی نقشه، فقط یک نقطه باشد.
اما برای آنان که در آن زیستهاند، یک سرزمین است:
سرزمینی که کوه در آن پناه میدهد، چشمه در آن میخواند،
و زن و مرد در آن، شانه به شانه، زندگی را معنا میکنند.
#دل_پاییزی
@Buvanloo
روایت یک دلتنگی
✍️ قادر قادری
در گوشهای از جغرافیای شمال خراسان، روستایی هست که کوه در پناهش ایستاده و درختان سر به فلک کشیده، به استقبالش قد کشیدهاند.
روستایی با چشمههایی زنده و پرآب، که زمزمهشان در سکوت دشت، نوای زندگی است.
اینجا، طبیعت فقط منظره نیست؛ بخشی از هویت آدمهاست.
در دل این روستا، مردمی زندگی میکنند که ریشه در خاک دارند و نگاهشان به آسمان دوخته است.
از دل چادرها و زمینهای سخت، فرزندانی برخاستهاند که امروز، تحصیلکردهاند، دانشگاهدیدهاند و صاحب دانش.
اما هیچگاه شناسنامهی ایل را فراموش نکردهاند.
در حیاط خانهها، هنوز صدای شیههی اسب میآید و شترهایی آرام و صبور، همچنان خاطرهی کوچ را زنده نگه داشتهاند.
کوچ این مردم، سفری کوتاه نیست؛
گاهی تا یک ماه، در مسیر قله و دشت، اسبسوار و شترسوار، منزل به منزل زندگی را حمل میکردند.
اما آنچه این روستا را از روایتهای معمول متمایز میکند، زنانی هستند که در غیاب مردان، قامت راست کردند.
زنانی از ایل، از جنس کوه،
که در غیاب مردانشان، نقش آنان را آنچنان ایفا کردند که جای سؤال نماند؛
زنانی که نهتنها زندگی را نگه داشتند، که هویت و غرور ایل را هم حفظ کردند.
با لباسهایی اصیل از جنس فرهنگ کرمانجی، با دامنهایی که رنگ و فرمشان گواه اصالت است،
این شیرزنان، هم خانه را ساختند، هم خاک را نگه داشتند.
مردان این روستا هم، قهرمانان تعصباند.
نه تعصبی کور، که غیرتی ریشهدار:
از نوعی که خاک را به هیچ قیمتی نمیفروشد،
و آبروی ایل را از جان عزیزتر میداند.
این روستا، شاید روی نقشه، فقط یک نقطه باشد.
اما برای آنان که در آن زیستهاند، یک سرزمین است:
سرزمینی که کوه در آن پناه میدهد، چشمه در آن میخواند،
و زن و مرد در آن، شانه به شانه، زندگی را معنا میکنند.
#دل_پاییزی
@Buvanloo
👏28❤15👍4👌1
Forwarded from Ali Mohammadzadeh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤8💔3👌2
یلدا عباسی-الله مزار
زیباترینهادرkormang@
ᵐᵘˢⁱᶜ
◁❚❚▷ ◉──── ♪
🎶 « ئه لله مه زاره »
🎤 یلدا عباسی
وه لاتئ مئ
لئ لئ لئ لئ هه وا لا
ئه لله خراسانه
ئه لله مه زاره
@buvanloo🌹🌹🙏
◁❚❚▷ ◉──── ♪
🎶 « ئه لله مه زاره »
🎤 یلدا عباسی
وه لاتئ مئ
لئ لئ لئ لئ هه وا لا
ئه لله خراسانه
ئه لله مه زاره
@buvanloo🌹🌹🙏
❤16👌3
✅داستان کوچ (قسمت اول)
......................................
🪴گذری بر زندگینامه ام!
✍: نویسنده : آقای علی محمدزاده بوانلو ( شاعر و نویسنده کرمانجی از خراسان شمالی )
"نه از رومم ، نه از اقوام چینم
دهاتی زاده ای چادر نشینم"
✅ما زاده دردو رنجیم،
فرزندان خاک آلود سیاه چادرها،
بزرگ شدگان دشت و کوه،
فرزندان کوچ،
نوزادانی بودیم که نه تنها بار کوچ ،بلکه بار درد،غربت و فقر را بر دوش کشیدیم ،بارها درمسیر کوچ از بار الاغ و شتر و اسب افتادیم اما از اصل و ریشه نیفتادیم و جدا نشدیم.
از لحظه ی تولد تا پایان نوجوانی و آغاز جوانی،زندگی ما سرشار از رنج بود و صبر،
فراق بود و انتظار
بغض بود و بی قراری!
گریه بودو اشک و دلتنگی
افتادیم اما برخاستیم
گریستیم اما لبخند زدیم،
ما کودکانی بودیم که هرگز طعم واقعی کودکی را نچشیدیم.
سرپرستی نداشتیم اما بار سنگین مسئولیت را بر دوش کشیدیم،
در دل محرومیت از مهرو نان،آبدیده شدیم و استوار ایستادیم.
زندگی را با آزمون و خطا تجربه کردیم،
در کلاس درس شاگرد بودیم،
در مزرعه کارگر،
درمیدان جنگ دوران هشت سال دفاع مقدس رزمنده،همراه ایل و گله چوپان،
در هر جا و هر زمان و مکان ردی از حضور ما هست.
✅کودکی من نه درگهواره های مخملین آرام گرفت و نه بر کالسکه های زرین خوابید.
گهواره ام پشت اشترانی بود که زخم راه و سنگلاخ را هنوز بر پیکر دارند.
اسب و قاطر والاغ مرکب خاطرات من اند،و زخم های شان یادگاری از روزهای کوچ.
آن روزهای سخت هنوز در ذهنم زنده اند.
خورشید از قله ی #کولک بالا می خزید تا آخرین بدرود را با باغها و دشت و روستای آرمیده در دامنه ی کوه #بروژ زمزمه کند. کوچه ها و حیاط های کاه گلی که به سینه ی کوه چسپیده بودند، آکنده از صدای سم و زنگوله ی چهارپایان بودند،گویی سپاهی آماده ی کوچ بود.
مردان عشایر جل و جهاز و باروبندیل را بر کوهانهای پر پشم شتران می بستند، افسار و زین های اسبان را مرتب می کردند،و در توبره ها جو می ریختند تا صبح گاهان آماده پیمودن مسافت طولانی و طاقت فرسایی شوند.
نگاه کنجکاو کودکان از دالانهای مشرف به حیاط نشانی بود از جدایی که در راه بود.
شب بوی غذا و دود اجاق ها که از هر خانه ای زبانه می کشیدند،نوید آخرین شب و دیدار را می داد.
کودکان را در تشت ها حمام می کردند،صدای خنده های پر حسرت در دل خانه ها می پیچید و همه می دانستند که صبح دیگر کسی نخواهد بود.
✅پگاه پیش از آن که خورشید سر بر آورد، کاروان راه می افتاد، بچه ها هنوز در خواب بودند تا اشکشان مانع رفتن نشود.
وقتی چشم باز می کردند حیاط خالی بود ،سکوت حاکم شده بود،نه مرغی می خواند، نه خروسی آواز می داد، نه صدای نشخوار شتری می آمد.
با چشمانی پف آلود و دلی ترک خورده،مشت ها بر چشم می فشردند تا بلکه آخرین سایه ی کوچ و قطار اشتران را در گردنه ی کولک ببینند.
از پشت بام خانه به سوی چیلان (آن تپه نشان دار)خیره می شدند تو گویی بار کوچ از یک سو، و بار دل کندن از فرزندان از سویی دیگر ،قامتشان را خم می کرد.
کودک در قنداق ،گریان،مادر نالان،و مقصد قشلاق و سرنوشتی نامعلوم...
وقتی بچه ها به مدرسه می رفتند نه صدایی و نه حسی و کلاس سرد و بی روح و دل ها سردتر...
هفت ماه دلتنگی ، هفت ماه اشتیاق، هفت ماه چشم انتظار...
اما روزی،باز خورشید از مغرب سر می زدو کاروان کوچ از قشلاق به سمت ییلاق بر می گشت ،از همان تپه ی چیلان.
دوباره آغوش پدر و دست نوازشگر مادر و شنیدن صدای زنگوله ها و حال و هوای زندگی ساده و با صفای عشایر زحمتکش...
✅آری، و هر سال فصل خزان این چرخه ادامه داشت، کوچ آغاز می شد،اشک در چشم مادر
بغض در گلوی ما و خورجینی از حسرت بر دوش.
اما همین کوچ و همین رنج ما را ساخت.
ما در سختی قد کشیدیم
در فقر روییدیم، و در دوری معنا گرفتیم.
🍃🍃🍃🍃🍁🍁
#شرح_واژگان_متن
#کولک--نام کوهی در خراسان شمالی منطقه سیبکانلو
#چیلان--جمع چیل سنگهایی که بر روی هم می گذارند ،علامت و نشان در قدیم...
#بروژ--قسمتی از کوه که آفتابگیر است نقطه مقابل زمانگ(سایه)
@buvanloo
......................................
🪴گذری بر زندگینامه ام!
✍: نویسنده : آقای علی محمدزاده بوانلو ( شاعر و نویسنده کرمانجی از خراسان شمالی )
"نه از رومم ، نه از اقوام چینم
دهاتی زاده ای چادر نشینم"
✅ما زاده دردو رنجیم،
فرزندان خاک آلود سیاه چادرها،
بزرگ شدگان دشت و کوه،
فرزندان کوچ،
نوزادانی بودیم که نه تنها بار کوچ ،بلکه بار درد،غربت و فقر را بر دوش کشیدیم ،بارها درمسیر کوچ از بار الاغ و شتر و اسب افتادیم اما از اصل و ریشه نیفتادیم و جدا نشدیم.
از لحظه ی تولد تا پایان نوجوانی و آغاز جوانی،زندگی ما سرشار از رنج بود و صبر،
فراق بود و انتظار
بغض بود و بی قراری!
گریه بودو اشک و دلتنگی
افتادیم اما برخاستیم
گریستیم اما لبخند زدیم،
ما کودکانی بودیم که هرگز طعم واقعی کودکی را نچشیدیم.
سرپرستی نداشتیم اما بار سنگین مسئولیت را بر دوش کشیدیم،
در دل محرومیت از مهرو نان،آبدیده شدیم و استوار ایستادیم.
زندگی را با آزمون و خطا تجربه کردیم،
در کلاس درس شاگرد بودیم،
در مزرعه کارگر،
درمیدان جنگ دوران هشت سال دفاع مقدس رزمنده،همراه ایل و گله چوپان،
در هر جا و هر زمان و مکان ردی از حضور ما هست.
✅کودکی من نه درگهواره های مخملین آرام گرفت و نه بر کالسکه های زرین خوابید.
گهواره ام پشت اشترانی بود که زخم راه و سنگلاخ را هنوز بر پیکر دارند.
اسب و قاطر والاغ مرکب خاطرات من اند،و زخم های شان یادگاری از روزهای کوچ.
آن روزهای سخت هنوز در ذهنم زنده اند.
خورشید از قله ی #کولک بالا می خزید تا آخرین بدرود را با باغها و دشت و روستای آرمیده در دامنه ی کوه #بروژ زمزمه کند. کوچه ها و حیاط های کاه گلی که به سینه ی کوه چسپیده بودند، آکنده از صدای سم و زنگوله ی چهارپایان بودند،گویی سپاهی آماده ی کوچ بود.
مردان عشایر جل و جهاز و باروبندیل را بر کوهانهای پر پشم شتران می بستند، افسار و زین های اسبان را مرتب می کردند،و در توبره ها جو می ریختند تا صبح گاهان آماده پیمودن مسافت طولانی و طاقت فرسایی شوند.
نگاه کنجکاو کودکان از دالانهای مشرف به حیاط نشانی بود از جدایی که در راه بود.
شب بوی غذا و دود اجاق ها که از هر خانه ای زبانه می کشیدند،نوید آخرین شب و دیدار را می داد.
کودکان را در تشت ها حمام می کردند،صدای خنده های پر حسرت در دل خانه ها می پیچید و همه می دانستند که صبح دیگر کسی نخواهد بود.
✅پگاه پیش از آن که خورشید سر بر آورد، کاروان راه می افتاد، بچه ها هنوز در خواب بودند تا اشکشان مانع رفتن نشود.
وقتی چشم باز می کردند حیاط خالی بود ،سکوت حاکم شده بود،نه مرغی می خواند، نه خروسی آواز می داد، نه صدای نشخوار شتری می آمد.
با چشمانی پف آلود و دلی ترک خورده،مشت ها بر چشم می فشردند تا بلکه آخرین سایه ی کوچ و قطار اشتران را در گردنه ی کولک ببینند.
از پشت بام خانه به سوی چیلان (آن تپه نشان دار)خیره می شدند تو گویی بار کوچ از یک سو، و بار دل کندن از فرزندان از سویی دیگر ،قامتشان را خم می کرد.
کودک در قنداق ،گریان،مادر نالان،و مقصد قشلاق و سرنوشتی نامعلوم...
وقتی بچه ها به مدرسه می رفتند نه صدایی و نه حسی و کلاس سرد و بی روح و دل ها سردتر...
هفت ماه دلتنگی ، هفت ماه اشتیاق، هفت ماه چشم انتظار...
اما روزی،باز خورشید از مغرب سر می زدو کاروان کوچ از قشلاق به سمت ییلاق بر می گشت ،از همان تپه ی چیلان.
دوباره آغوش پدر و دست نوازشگر مادر و شنیدن صدای زنگوله ها و حال و هوای زندگی ساده و با صفای عشایر زحمتکش...
✅آری، و هر سال فصل خزان این چرخه ادامه داشت، کوچ آغاز می شد،اشک در چشم مادر
بغض در گلوی ما و خورجینی از حسرت بر دوش.
اما همین کوچ و همین رنج ما را ساخت.
ما در سختی قد کشیدیم
در فقر روییدیم، و در دوری معنا گرفتیم.
🍃🍃🍃🍃🍁🍁
#شرح_واژگان_متن
#کولک--نام کوهی در خراسان شمالی منطقه سیبکانلو
#چیلان--جمع چیل سنگهایی که بر روی هم می گذارند ،علامت و نشان در قدیم...
#بروژ--قسمتی از کوه که آفتابگیر است نقطه مقابل زمانگ(سایه)
@buvanloo
👏17❤12👍1
🖤هوالباقی🖤
متاسفانه هم اکنون باخبرشدیم شادروان مرحومه( " اثمر اوغازی) "همسر مرحوم جانعلی نظری فرزند شیخ محمود دار فانی را وداع و به دیار حق شتافتند.
ضمن عرض تسلیت به خانواده های نظری و اوغازی.
مراسم خاکسپاری و تشییع امروز جمعه دهم مردادماه ۴۰۴ ساعت ۱۱/۳۰در مشهد مقدس آرامستان رضوان بر گزار میگردد.
ضمنا مراسم سومین روز درگذشت متعاقبا اعلام خواهد شد
روحش شاد و یادش گرامی باد
🖤🖤🖤🖤
@buvanloo
متاسفانه هم اکنون باخبرشدیم شادروان مرحومه( " اثمر اوغازی) "همسر مرحوم جانعلی نظری فرزند شیخ محمود دار فانی را وداع و به دیار حق شتافتند.
ضمن عرض تسلیت به خانواده های نظری و اوغازی.
مراسم خاکسپاری و تشییع امروز جمعه دهم مردادماه ۴۰۴ ساعت ۱۱/۳۰در مشهد مقدس آرامستان رضوان بر گزار میگردد.
ضمنا مراسم سومین روز درگذشت متعاقبا اعلام خواهد شد
روحش شاد و یادش گرامی باد
🖤🖤🖤🖤
@buvanloo
💔17❤4🤔2
هوالباقی 🖤
به اطلاع میرساند مراسم سومین روز درگذشت مرحومه ((اثمر اوغازی )) فردا شنبه یازدهم مردادماه ۴۰۴ از ساعت ۱۱ الی ۱۳ بعداظهر به صرف ناهار در مشهد مقدس- توس ۱۴۸ -مسجد امام حسن مجتبی(ع)- برگزار می گردد .
از طرف خانواده نظری و اوغازی
روحش شاد و یادش گرامی باد 🥀🥀🖤🖤
@buvanloo🥀🖤🖤
به اطلاع میرساند مراسم سومین روز درگذشت مرحومه ((اثمر اوغازی )) فردا شنبه یازدهم مردادماه ۴۰۴ از ساعت ۱۱ الی ۱۳ بعداظهر به صرف ناهار در مشهد مقدس- توس ۱۴۸ -مسجد امام حسن مجتبی(ع)- برگزار می گردد .
از طرف خانواده نظری و اوغازی
روحش شاد و یادش گرامی باد 🥀🥀🖤🖤
@buvanloo🥀🖤🖤
🙏6❤2
آگهی فروش ملک در بوانلو👇👇
یک قطعه زمین مسکونی به متراژ 150متر مربع واقع در روستای بوانلو به آدرس کوچه خواجه زاوی پشت منزل باباگل خوشاندام ضلع جنوبی خانه یحیی خوشنما بفروش می رسد .قیمت توافقی شماره تماس 09151887843 محمد نبی ملت
@buvanloo
یک قطعه زمین مسکونی به متراژ 150متر مربع واقع در روستای بوانلو به آدرس کوچه خواجه زاوی پشت منزل باباگل خوشاندام ضلع جنوبی خانه یحیی خوشنما بفروش می رسد .قیمت توافقی شماره تماس 09151887843 محمد نبی ملت
@buvanloo
👍5
فراخوان عمومی
درود بر اهالی بوانلو
دوستان و عزیزان خداراشکر که در این خشکسالی و کمبود شدید آب، توانستیم پروژه ی آبرسانی آب کشاورزی را به مرحله ی اجرا برسانیم و قدمی برای آبادانی روستا برداشته باشیم
باید خدمت شما عزیزان عرض شود که مسیر پروژه جهت لوله گذاری اماده شده است
فقط برای انتقال لوله ها به مسیر حفاری شده نیاز به یک همت جمعی دارد که انشالله با حضور شما ملت فهیم این بخش از کارهم به سرانجام برسد بزودی شاهد اتمام پروژه خواهیم بود
فراموش نکنیم اگریک روز هم کار در این خشکسالی زودتر به پایان برسد ، غنیمتی است
وعده ی دیدار ما اخر این هفته روز پنجشنبه و جمعه
منتظر حضور سبز جوانان با تعصب بوانلو هستیم
ارادتمند شما دهیار : موسی نادری
درود بر اهالی بوانلو
دوستان و عزیزان خداراشکر که در این خشکسالی و کمبود شدید آب، توانستیم پروژه ی آبرسانی آب کشاورزی را به مرحله ی اجرا برسانیم و قدمی برای آبادانی روستا برداشته باشیم
باید خدمت شما عزیزان عرض شود که مسیر پروژه جهت لوله گذاری اماده شده است
فقط برای انتقال لوله ها به مسیر حفاری شده نیاز به یک همت جمعی دارد که انشالله با حضور شما ملت فهیم این بخش از کارهم به سرانجام برسد بزودی شاهد اتمام پروژه خواهیم بود
فراموش نکنیم اگریک روز هم کار در این خشکسالی زودتر به پایان برسد ، غنیمتی است
وعده ی دیدار ما اخر این هفته روز پنجشنبه و جمعه
منتظر حضور سبز جوانان با تعصب بوانلو هستیم
ارادتمند شما دهیار : موسی نادری
👏13❤5
من لم یشکر المخلوق، لم یشکر الخالق
ایزد منان را سپاسگزاریم که در غمناکترین روزهای زندگیمان، ما را از نعمت حضور دوستان و سرورانی مهربان بهرهمند ساخت که همدردیشان التیامی بود بر دلهای داغدیده ما
بدین وسیله به رسم ادب و حق شناسی، از کلیه آشنایان ،سروران ،همکاران و دوستان دلسوز و مردم شریف بوانلو که با حضور گرم خود در مراسم تشییع وتدفین وسومین روز درگذشت مادر عزیزمان شرکت کردند ویا با ارسال پیام تسلیت، ارتباط تلفنی و درج آگهی ما را در مصیبت و داغ فراق همراهی کردند، کمال تشکر و قدردانی را داریم و امید است که در مجالس و مراسم شادی شما سروران حضور یابیم و خدمتی لایق ودرخور این همه محبت و لطف شما عزیزان ادا نماییم
از طرف خانواده های نظری و اوغازی🙏🙏
@buvanloo🖤🖤
ایزد منان را سپاسگزاریم که در غمناکترین روزهای زندگیمان، ما را از نعمت حضور دوستان و سرورانی مهربان بهرهمند ساخت که همدردیشان التیامی بود بر دلهای داغدیده ما
بدین وسیله به رسم ادب و حق شناسی، از کلیه آشنایان ،سروران ،همکاران و دوستان دلسوز و مردم شریف بوانلو که با حضور گرم خود در مراسم تشییع وتدفین وسومین روز درگذشت مادر عزیزمان شرکت کردند ویا با ارسال پیام تسلیت، ارتباط تلفنی و درج آگهی ما را در مصیبت و داغ فراق همراهی کردند، کمال تشکر و قدردانی را داریم و امید است که در مجالس و مراسم شادی شما سروران حضور یابیم و خدمتی لایق ودرخور این همه محبت و لطف شما عزیزان ادا نماییم
از طرف خانواده های نظری و اوغازی🙏🙏
@buvanloo🖤🖤
❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚سنگها آنطور که می گویند سنگدل نیستند. دردل خود زیباترین گل ها را می پرورانند.
🌹تغییر نگاه به زندگی باید از ذهن شروع شود،یادمان باشد
سنگها نه خرده حسابی با پاهای لنگ دارند،نه قرار و مداری با پاهای سالم!
پس باورهای اشتباه را کنار بگذاریم هر سقوطی پایان کار نیست…
باران را ببین....
سقوط باران قشنگ ترین *"آغاز"* است..
🙏🙏🌺🌺🌺
@buvanloo
🌹تغییر نگاه به زندگی باید از ذهن شروع شود،یادمان باشد
سنگها نه خرده حسابی با پاهای لنگ دارند،نه قرار و مداری با پاهای سالم!
پس باورهای اشتباه را کنار بگذاریم هر سقوطی پایان کار نیست…
باران را ببین....
سقوط باران قشنگ ترین *"آغاز"* است..
🙏🙏🌺🌺🌺
@buvanloo
❤5👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چوپانان وعشایر نعمتهای طبیعت،
چه غمی داره این اهنگ
تقدیم به چوپانان وعشایر عزیز
دیارم بوانلو 🌺🌺🌸🌸🌼🌼
@buvanloo
چه غمی داره این اهنگ
تقدیم به چوپانان وعشایر عزیز
دیارم بوانلو 🌺🌺🌸🌸🌼🌼
@buvanloo
❤9
Audio
باز آفرینی حکایت زارێ مەگری
با گویش و صدای دلنشین استاد فرهنگی فرهیخته کریم میکائیلی شاهین دژ
شاعرو نویسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه
به گویش # کورمانجی زاخورانی
شعر و دکلمه:
#کریم_میکاییلی
@buvanloo❤️🌹🌲🥀🥀🍁🍂
با گویش و صدای دلنشین استاد فرهنگی فرهیخته کریم میکائیلی شاهین دژ
شاعرو نویسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه
به گویش # کورمانجی زاخورانی
شعر و دکلمه:
#کریم_میکاییلی
@buvanloo❤️🌹🌲🥀🥀🍁🍂
❤6😭2
برای خبرنگاران واقعی شهرم
روز خبرنگار، روز دلهای بیقرار
✍️ قادر قادری
خبرنگار بودن، فقط داشتن یک قلم و یک پرسش نیست. خبرنگار، واژه را با جانش مینویسد، نه فقط با جوهر خودکار. صدای کسانیست که صدایی ندارند؛ چشمان کسانیست که دیده نمیشوند. او ایستاده در میان آتش، باران، دود، یا سکوت؛ به جای ما میبیند، میپرسد، میدود… و گاهی حتی میمیرد.
خبرنگار، فرزند لحظههاست؛ نه فرصت آسایش دارد، نه مجال تماشا. هر جا که حقیقت خسته شده، او هنوز بیدار است. اگر قلمش تیز است، دلش نازک است. اگر صدایش بلند است، گاه اشکهایش بیصداست.
روز خبرنگار، روز کسانیست که به جای "راحت نوشتن"، "درست نوشتن" را انتخاب کردهاند؛ و بهای این درستی را با بیخوابیها، تهدیدها، سانسورها، و گاه تنهاییها پرداختهاند.
بیایید امروز، به جای تقدیرهای تکراری، چند لحظه با دلهایشان همراه شویم؛ دلهایی که هر روز، قصه مردم را روایت میکنند، بیآنکه کسی قصه خودشان را بشنود.
روز خبرنگار، روز انسانهاییست که حتی وقتی صدایشان گرفته، هنوز قلم در دست دارند.
اما...
در این روز، نباید چشم بست به آنانی که نام «خبرنگار» را یدک میکشند، اما صدای مردم نیستند؛
بلکه بلندگوی قدرتاند.
آنان که قلمشان نه از درد مردم، که از دستور جلسات ادارات جوهر میگیرد.
کسانی که حقیقت را سانسور میکنند، نه از ترس، که از منفعت.
اینان خبرنگار نیستند،
تایپیستهای روابط عمومیاند با ژست رسالت!
روز خبرنگار،
روز همهی آنان نیست...
فقط روز کسانیست که
هنوز با دل مینویسند،
نه با دستور.
#دل_پاییزی
@buvanloo
روز خبرنگار، روز دلهای بیقرار
✍️ قادر قادری
خبرنگار بودن، فقط داشتن یک قلم و یک پرسش نیست. خبرنگار، واژه را با جانش مینویسد، نه فقط با جوهر خودکار. صدای کسانیست که صدایی ندارند؛ چشمان کسانیست که دیده نمیشوند. او ایستاده در میان آتش، باران، دود، یا سکوت؛ به جای ما میبیند، میپرسد، میدود… و گاهی حتی میمیرد.
خبرنگار، فرزند لحظههاست؛ نه فرصت آسایش دارد، نه مجال تماشا. هر جا که حقیقت خسته شده، او هنوز بیدار است. اگر قلمش تیز است، دلش نازک است. اگر صدایش بلند است، گاه اشکهایش بیصداست.
روز خبرنگار، روز کسانیست که به جای "راحت نوشتن"، "درست نوشتن" را انتخاب کردهاند؛ و بهای این درستی را با بیخوابیها، تهدیدها، سانسورها، و گاه تنهاییها پرداختهاند.
بیایید امروز، به جای تقدیرهای تکراری، چند لحظه با دلهایشان همراه شویم؛ دلهایی که هر روز، قصه مردم را روایت میکنند، بیآنکه کسی قصه خودشان را بشنود.
روز خبرنگار، روز انسانهاییست که حتی وقتی صدایشان گرفته، هنوز قلم در دست دارند.
اما...
در این روز، نباید چشم بست به آنانی که نام «خبرنگار» را یدک میکشند، اما صدای مردم نیستند؛
بلکه بلندگوی قدرتاند.
آنان که قلمشان نه از درد مردم، که از دستور جلسات ادارات جوهر میگیرد.
کسانی که حقیقت را سانسور میکنند، نه از ترس، که از منفعت.
اینان خبرنگار نیستند،
تایپیستهای روابط عمومیاند با ژست رسالت!
روز خبرنگار،
روز همهی آنان نیست...
فقط روز کسانیست که
هنوز با دل مینویسند،
نه با دستور.
#دل_پاییزی
@buvanloo
👍14❤9👏6
اطلاعیه :
"کاروانی به سوی نور "
به اطلاع علاقه مندان به سفرهای زیارتی می رساند " هیات قمر بنی هاشم " شهر خانلق به سرپرستی کربلایی یحیی پیر مرد درمورخه جمعه ۲۴ مردادماه ۱۴۰۴
به مناسبت اربعین امام حسین (ع) اقدام به پیاده روی کاروانی ، به مشهد مقدس می نماید
لذا از علاقه مندان به سفرهای معنوی دعوت می شود همراه با "کاروانی به سوی نور " از فیوضات حضور در آستان ملکوتی امام رضا( ع) ومراسم اربعین امام حسین (ع) بهره مند شوند
جهت ثبت نام وکسب اطلاعات بیشتر تماس حاصل فرمایند
09151893853یحیی پیرمرد
09356386189یحیی پیرمرد
@buvanloo
"کاروانی به سوی نور "
به اطلاع علاقه مندان به سفرهای زیارتی می رساند " هیات قمر بنی هاشم " شهر خانلق به سرپرستی کربلایی یحیی پیر مرد درمورخه جمعه ۲۴ مردادماه ۱۴۰۴
به مناسبت اربعین امام حسین (ع) اقدام به پیاده روی کاروانی ، به مشهد مقدس می نماید
لذا از علاقه مندان به سفرهای معنوی دعوت می شود همراه با "کاروانی به سوی نور " از فیوضات حضور در آستان ملکوتی امام رضا( ع) ومراسم اربعین امام حسین (ع) بهره مند شوند
جهت ثبت نام وکسب اطلاعات بیشتر تماس حاصل فرمایند
09151893853یحیی پیرمرد
09356386189یحیی پیرمرد
@buvanloo
❤6👎3👍1
سر کار خانم شارعی
با کمال مسرت و افتخار
افتتاح دفتر وکالت جنابعالی در شهر اصفهان را که حاصل سالها تلاش، پشتکار و تعهد به عدالت است، صمیمانه تبریک عرض میکنیم.
امید که در این مسیر پرافتخار، با دانش، تجربه و وجدان کاریتان، مدافع حق و پناهگاه مظلومان باشید.
موفقیتهای روزافزون و توفیق در خدمت به مردم و پاسداری از قانون را برایتان آرزو داریم.
خانواده های شارعی- نادری
@buvanloo
با کمال مسرت و افتخار
افتتاح دفتر وکالت جنابعالی در شهر اصفهان را که حاصل سالها تلاش، پشتکار و تعهد به عدالت است، صمیمانه تبریک عرض میکنیم.
امید که در این مسیر پرافتخار، با دانش، تجربه و وجدان کاریتان، مدافع حق و پناهگاه مظلومان باشید.
موفقیتهای روزافزون و توفیق در خدمت به مردم و پاسداری از قانون را برایتان آرزو داریم.
خانواده های شارعی- نادری
@buvanloo
👏42❤4👍4