باسلام
بنابه درخواست مکرر اعضای محترم کانال و اهالی روستا لیست عروسی های سال 1403 تا کنون به شرح زیر اشتراک گذاشته میـشود.کانال بوانلوفقط در جهت اطلاع عزیزان لیست رو به اشتراک میگذارد.(( هرگونه تداخل احتمالی خارج از اختیارات کانال میباشد اما بهتر است با توجه به برنامه ریزی ها مختلف دوستان نسبت به تاریخ های خالی موجود در لیست، موعد و زمان مشخص کنند تا انشالله شاهد هیچ تداخلی من بعد نباشیم))
-محسن رمضانیان فرزند سارخان(منوچهر) تاریخ 1403/06/15
-امین نادری فرزند غلام رضا تاریخ 1403/06/16
-محمد قادری فرزند مومن علی تاریخ 1403/06/23
-اصغر مرادیان فرزند دولت تاریخ 1403/06/24
مجددا اعلام می نماییم هر گونه تداخل احتمالی خارج از وظایف کانال می باشد و محض اطلاع رسانی و آگاهی اهالی لیست به اشتراک گذاشته می شود.
🙏🌺❤️
@buvanloo
بنابه درخواست مکرر اعضای محترم کانال و اهالی روستا لیست عروسی های سال 1403 تا کنون به شرح زیر اشتراک گذاشته میـشود.کانال بوانلوفقط در جهت اطلاع عزیزان لیست رو به اشتراک میگذارد.(( هرگونه تداخل احتمالی خارج از اختیارات کانال میباشد اما بهتر است با توجه به برنامه ریزی ها مختلف دوستان نسبت به تاریخ های خالی موجود در لیست، موعد و زمان مشخص کنند تا انشالله شاهد هیچ تداخلی من بعد نباشیم))
-محسن رمضانیان فرزند سارخان(منوچهر) تاریخ 1403/06/15
-امین نادری فرزند غلام رضا تاریخ 1403/06/16
-محمد قادری فرزند مومن علی تاریخ 1403/06/23
-اصغر مرادیان فرزند دولت تاریخ 1403/06/24
مجددا اعلام می نماییم هر گونه تداخل احتمالی خارج از وظایف کانال می باشد و محض اطلاع رسانی و آگاهی اهالی لیست به اشتراک گذاشته می شود.
🙏🌺❤️
@buvanloo
👍7🥰2🤮2
▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون ▪️
⚫️🌑 در کمال تاسف خبردار
شدیم که شادروان منصور قدسی
فرزند (مرحوم حمزه) به سوی
معبودش پر کشید. 🌑🌑
برای بازماندگان صبر و برای آن
مرحوم علو درجات از خداوند
متعال مسئلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی باد ”
مراسم تشییع جنازه و... متعاقبا
اعلام خواهد شد. 🖤🖤🖤
@buvanloo
⚫️🌑 در کمال تاسف خبردار
شدیم که شادروان منصور قدسی
فرزند (مرحوم حمزه) به سوی
معبودش پر کشید. 🌑🌑
برای بازماندگان صبر و برای آن
مرحوم علو درجات از خداوند
متعال مسئلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی باد ”
مراسم تشییع جنازه و... متعاقبا
اعلام خواهد شد. 🖤🖤🖤
@buvanloo
😢16👍3
♣️نالله و اناالیه راجعون♣️
بدینوسیله به اطلاع می رساند
"مراسم تشییع جنازه مرحوم"
منصور قدسی جمعه1402/11/13
راس ساعت 10 صبح در "تهران،
سرآسیاب انتهای خ امام خمینی، بن
بست ۲۵پلاک ۱۳۱۷" به سوی آرامگاه
ابدی آن مرحوم در "تهران بزرگ" "ملارد" تشییع خواهد شد.
♣️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️♣️
"لازم به ذکر است به دلیل شرایط و دوری مسافت مراسم و محل زندگی مرحوم از زادگاه ایشان و شرکت مهمانان جهت شرکت در مراسم تشییع و سوم صاحبان اعزاجهت ملاحظه و رعایت حال مهمانانی که از راه های دور تشریف فرما می شوند صلاح را در آن دیدند تا بعد از مراسم تشییع آن مرحوم مراسم ختم وسوم هم در همان روزجمعه مورخه 1402/11/13 در مسجد محل با قرائت فاتحه و صرف نهار برگزار نمایند تا بیشتر از آن اسباب زحمت مهمانان را فراهم ننموده و در برابر لطف و محبت بی دریغ آنان بیشتر از آن شرمنده نشوند، لذا با این تفاسیر مراسم ختم و سوم عزیز از دست رفته بعداز مراسم تشییع در روز جمعه بصورت یکجا برگزار خواهد شد."
روحش شاد و یادش گرامی باد 🥀🥀🖤🖤
@buvanloo🥀🖤🖤
بدینوسیله به اطلاع می رساند
"مراسم تشییع جنازه مرحوم"
منصور قدسی جمعه1402/11/13
راس ساعت 10 صبح در "تهران،
سرآسیاب انتهای خ امام خمینی، بن
بست ۲۵پلاک ۱۳۱۷" به سوی آرامگاه
ابدی آن مرحوم در "تهران بزرگ" "ملارد" تشییع خواهد شد.
♣️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️♣️
"لازم به ذکر است به دلیل شرایط و دوری مسافت مراسم و محل زندگی مرحوم از زادگاه ایشان و شرکت مهمانان جهت شرکت در مراسم تشییع و سوم صاحبان اعزاجهت ملاحظه و رعایت حال مهمانانی که از راه های دور تشریف فرما می شوند صلاح را در آن دیدند تا بعد از مراسم تشییع آن مرحوم مراسم ختم وسوم هم در همان روزجمعه مورخه 1402/11/13 در مسجد محل با قرائت فاتحه و صرف نهار برگزار نمایند تا بیشتر از آن اسباب زحمت مهمانان را فراهم ننموده و در برابر لطف و محبت بی دریغ آنان بیشتر از آن شرمنده نشوند، لذا با این تفاسیر مراسم ختم و سوم عزیز از دست رفته بعداز مراسم تشییع در روز جمعه بصورت یکجا برگزار خواهد شد."
روحش شاد و یادش گرامی باد 🥀🥀🖤🖤
@buvanloo🥀🖤🖤
👍15❤3🔥2
تو نیکی می کن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
سرانجام پس از سالها مشکل تامین آب شرب روستای بوانلو، با همت دهیار محترم جناب نادری و لطف و مساعدت خیر بزرگوار جناب مهندس علیپور، یک دستگاه شناور ۱۲۰ متری جهت مرتفع شدن مورد آب شرب روستاییان به مردم زحمتکش بوانلو اهدا و نصب گردید.
از خداوند برای این هم ولایتی و خیر بزرگوار صحت و تندرستی و عاقبت بخیری وبرای دهیار محترم موفقیت روز افزون مسٱلت داریم .
🔸رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
که ایزد در بیابانت دهد باز
سرانجام پس از سالها مشکل تامین آب شرب روستای بوانلو، با همت دهیار محترم جناب نادری و لطف و مساعدت خیر بزرگوار جناب مهندس علیپور، یک دستگاه شناور ۱۲۰ متری جهت مرتفع شدن مورد آب شرب روستاییان به مردم زحمتکش بوانلو اهدا و نصب گردید.
از خداوند برای این هم ولایتی و خیر بزرگوار صحت و تندرستی و عاقبت بخیری وبرای دهیار محترم موفقیت روز افزون مسٱلت داریم .
🔸رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍19👏10❤4
♣️من لم یشکرالمخلوق لم یشکرالخالق♣️
خوشا آنان که با عزت زگیتی بساط خویش برچیدند ورفتند
زکالاهای این آشفته بازارمحبت را پسندیدند و رفتند
ایزد منان راسپاسگزاریم که درغمناکترین روزهای زندگیمان ما را از نعمت حضور هم ولایتی ها و همکاران وکلیه دوستان و سروران مهربان بهره مند ساخت که همدردیشان التیامی است بر دلهای داغدیده ما ۰
ابراز همدردی وبذل محبت شما عزیزان با حضور در مراسم ومجلس ترحیم برادر و پسرعمویمان منصور باارسال پیامهای تسلیت موجبات غرور وافتخار این خانواده رافراهم نمودید.
لذا سزاوار بهترین قدردانی و سپاسگزاری هستید.
آرزو میکنیم در مجالس و محافل شادی شما بزرگواران و عزیزان جبران زحمت نموده واز خداوند منان برای شما خوبان طلب سلامتی و تندرستی می نماییم.
▪️ازطرف خانواده های قدسی▪️
@buvanloo
خوشا آنان که با عزت زگیتی بساط خویش برچیدند ورفتند
زکالاهای این آشفته بازارمحبت را پسندیدند و رفتند
ایزد منان راسپاسگزاریم که درغمناکترین روزهای زندگیمان ما را از نعمت حضور هم ولایتی ها و همکاران وکلیه دوستان و سروران مهربان بهره مند ساخت که همدردیشان التیامی است بر دلهای داغدیده ما ۰
ابراز همدردی وبذل محبت شما عزیزان با حضور در مراسم ومجلس ترحیم برادر و پسرعمویمان منصور باارسال پیامهای تسلیت موجبات غرور وافتخار این خانواده رافراهم نمودید.
لذا سزاوار بهترین قدردانی و سپاسگزاری هستید.
آرزو میکنیم در مجالس و محافل شادی شما بزرگواران و عزیزان جبران زحمت نموده واز خداوند منان برای شما خوبان طلب سلامتی و تندرستی می نماییم.
▪️ازطرف خانواده های قدسی▪️
@buvanloo
😢13👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
طبیعت زیبای بوانلو در یک روز برفی بهمن ماه سال ۱۴۰۲ از لنز دوربین جناب جانمحمد قوی هیکل
❤8👏7
زمستان است
Mohammad Reza Shajarian
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلورآگین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است
استاد محمدرضا شجریان
یادش گرامی🌹
@buvanloo
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلورآگین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است
استاد محمدرضا شجریان
یادش گرامی🌹
@buvanloo
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لحظاتی با شاهنامه
همراه با خانم متینی دبیر بازنشسته ادبیات هر هفته یک شنبه ها کافه کتاب کورد واقع در پاساژ رحیمی ساعت 16.30 تا 18.30
@buvanloo
همراه با خانم متینی دبیر بازنشسته ادبیات هر هفته یک شنبه ها کافه کتاب کورد واقع در پاساژ رحیمی ساعت 16.30 تا 18.30
@buvanloo
👍8👏7❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بیش از هزار کیلومتر فیلمبرداریِ هوایی برای ساختن این کلیپ شش دقیقه ای انجام شده است.
شما چند نقطه از این 76 محل را تا بحال دیده اید؟
پرواز بر سرزمین ایران همراه با صدای دلنشین همایون شجریان " کادویی بسیار زیبا...
روز و روزگار خوشی برایتان آرزومندیم
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@Buvanloo
شما چند نقطه از این 76 محل را تا بحال دیده اید؟
پرواز بر سرزمین ایران همراه با صدای دلنشین همایون شجریان " کادویی بسیار زیبا...
روز و روزگار خوشی برایتان آرزومندیم
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@Buvanloo
👏5❤1🔥1
زبان مادری؛ از نان تا جان
ـ بخش یکم
✍ جواد رضایی
وقتی صحبت از زبان مادری و حفظ و پاسداشت و فعالیتهای مرتبط با آن درمیان کردهای خراسان پیش می آید پیوستاری بس ناهمگون و گاه غم انگیز از انگیزه های کنشگران این زمینه و نتایج حاصله را میتوان دید. حداقل بر اساس آنچه بنده در طول سی سال از ورودم به این عرصه, مشاهده و لمس کرده ام این مدعا را شواهد و مصداق های بسیاری است. از کسانیکه کورمانجی را منبعی برای نام و نان و حتی محلی برای ابراز وجود و لودگی و تمسخر خواسته و بکار بسته اند تا آنانکه پاکباز این راه بوده و تا پای جان برای حفظ و پاسداشت و نجات این زخمی جنگهای نابرابر پیدا و پنهان فرهنگی و این خنجرخورده از دشنه خودکم بینی و خودباختگی خودی هایش پیش رفته اند. در این مقال کوتاه به اختصار به این دو رویکرد متناقض کنشگران این عرصه و نیز آثار و نتایج حاصله پرداخته میشود.
1. دکانی با تابلوی زبان مادری:
الف ـ علیرغم وجود فعالان و دست اندرکارانی که عاشقانه و دلسوزانه با پخش گاه و بیگاه اولین ترانه های کورمانجی از رادیومشهد, مصرانه از شادروان سناتور خانلرخان قراچورلو خواستند تا پخش ترانه ها در لابلای برنامه های فارسی را به دایرشدن دائمی صدای کوردی(برنامه کورمانجی) ارتقا دهد و آن بزرگمرد نیز مجوزش را گرفت, معدود کاسبان اولیه این رشته نیز از همان دهه 1330 یعنی نخستین سالهای تاسیس رادیوکورمانجی خراسان برای خود جیب دوختند. صد البته, در کنار نام آورانی چون مرحوم ایزانلو و شادروان محمد توحدی و بسیاری دلسوزان دیگر, کم نبوده اند کسانیکه در طول قریب به هفتاد سال بی هیچ باوری و به مدد روابط در ادوار مختلف به میکروفون و دروازه این تنها رسانه کوردهای خراسان چنگ انداخته و فقط و فقط از آن بعنوان نردبان ترقی و استخدام و نان و آب بهره جستند آن هم در سازمانی که روزگاری ـ نه چون امروزـ بسیار محبوب و دست نیافتنی بود و راه یافتن به آن کار هر کسی نبود. در طول هفتاد سال فعالیت این مهمترین رسانه کورمانجی, چه بسیار کسان که خود از قلب طوایف عشایری کورمانج به رادیو راه یافتند و جایگاه نویسنده و مجری و همه کاره آن را نیز اشغال کردند اما فقط در چهاردیواری استودیو, کورمانج بودند و در خانه و خیابان فارس هایی کوردگریز و بلکه کورد ستیز میشدند. این دسته فقط و فقط به حق الزحمه آخر ماه عشق میورزیدند و استودیو در نظرشان ناندانی خانه مادری شان بود که نان میخوردند و ناندان میسوزاندند و نمکدان میشکستند. از این نسل که در سالهای اخیر بسیار بیشتر هم شده جز خسارات زبانگریزی و الگوسازی های غلط چیزی به اکراد بیچاره نرسیده است. در میان این طایفه, بوده اند حتی کسانیکه در رویای ارتقا, برای خوشامد مسئولین وقت و تقرب به درگاه حراست و بسیج سازمان و سرپوش گذاشتن بر بی هنری خود, داوطلبانه دست به جنایت نابودی آرشیو محرمانه رادیوی کورمانجی و امحای انبوه ترانه های بسیارقدیمی و گنجینه های فرهنگی برده و آتش بر این خرمن تاریخی زده اند. برخلاف خوشنامان این عرصه, بعید نیست که نام این فرد یا افراد در آینده نیز توأم با شائبه خیانت به مردم خود در صفحات تاریک تاریخ جریانهای فرهنگی کوردی در خراسان ثبت شود. همانها که امروز در کنج فراموشی و بیهودگی دوران بازنشستگی خود را طی میکنند و معلوم نیست به گذشته که نگاه میکنند چه احساسی دارند؟
ب ـ از دیگر نانخوران این سفره گروهی نیز بوده اند که از دروازه رادیو کورمانجی وارد شدند و چون سوراخ دعا را پیدا کردند به سرعت باد از آن گریزان شده و خود را به سرشاخه ها رساندند و دیگر پشت سرشان را هم نگاه نکردند درحالیکه در مقاطعی همه کاره این ارگان عریض و طویل بودند و میتوانستند همچون بزرگزاده خانلرخان منشا برکاتی دیگر شوند. دریغ اما ظرفیت شان در حد همان چند روز اول بود که فقط جوهر حکم استخدام شان خشک شود! و باز صد البته بوده اند بسیار کسان که سالها بی هیچ چشمداشتی چون اساتید بزرگوار باباصفر مرادی و محمد جانعلیزاده هر هفته مسیر صدها کلیومتری شهر و دیارشان تا استودیوی رادیو کورمانجی را فقط به عشق زبان مادری رفته اند و آمده اند و از جان و مال مایه گذاشته اند و شوربختانه امروز هم جز در ذهن معدودی ارباب وفا, فراموش شده اند. این فقط شمه ای از دکان شعبه رادیو بود چرا که دیرزمانی بسیار محبوب بود و منشا برکات فرهنگی بیشمار.
@buvanloo
ـ بخش یکم
✍ جواد رضایی
وقتی صحبت از زبان مادری و حفظ و پاسداشت و فعالیتهای مرتبط با آن درمیان کردهای خراسان پیش می آید پیوستاری بس ناهمگون و گاه غم انگیز از انگیزه های کنشگران این زمینه و نتایج حاصله را میتوان دید. حداقل بر اساس آنچه بنده در طول سی سال از ورودم به این عرصه, مشاهده و لمس کرده ام این مدعا را شواهد و مصداق های بسیاری است. از کسانیکه کورمانجی را منبعی برای نام و نان و حتی محلی برای ابراز وجود و لودگی و تمسخر خواسته و بکار بسته اند تا آنانکه پاکباز این راه بوده و تا پای جان برای حفظ و پاسداشت و نجات این زخمی جنگهای نابرابر پیدا و پنهان فرهنگی و این خنجرخورده از دشنه خودکم بینی و خودباختگی خودی هایش پیش رفته اند. در این مقال کوتاه به اختصار به این دو رویکرد متناقض کنشگران این عرصه و نیز آثار و نتایج حاصله پرداخته میشود.
1. دکانی با تابلوی زبان مادری:
الف ـ علیرغم وجود فعالان و دست اندرکارانی که عاشقانه و دلسوزانه با پخش گاه و بیگاه اولین ترانه های کورمانجی از رادیومشهد, مصرانه از شادروان سناتور خانلرخان قراچورلو خواستند تا پخش ترانه ها در لابلای برنامه های فارسی را به دایرشدن دائمی صدای کوردی(برنامه کورمانجی) ارتقا دهد و آن بزرگمرد نیز مجوزش را گرفت, معدود کاسبان اولیه این رشته نیز از همان دهه 1330 یعنی نخستین سالهای تاسیس رادیوکورمانجی خراسان برای خود جیب دوختند. صد البته, در کنار نام آورانی چون مرحوم ایزانلو و شادروان محمد توحدی و بسیاری دلسوزان دیگر, کم نبوده اند کسانیکه در طول قریب به هفتاد سال بی هیچ باوری و به مدد روابط در ادوار مختلف به میکروفون و دروازه این تنها رسانه کوردهای خراسان چنگ انداخته و فقط و فقط از آن بعنوان نردبان ترقی و استخدام و نان و آب بهره جستند آن هم در سازمانی که روزگاری ـ نه چون امروزـ بسیار محبوب و دست نیافتنی بود و راه یافتن به آن کار هر کسی نبود. در طول هفتاد سال فعالیت این مهمترین رسانه کورمانجی, چه بسیار کسان که خود از قلب طوایف عشایری کورمانج به رادیو راه یافتند و جایگاه نویسنده و مجری و همه کاره آن را نیز اشغال کردند اما فقط در چهاردیواری استودیو, کورمانج بودند و در خانه و خیابان فارس هایی کوردگریز و بلکه کورد ستیز میشدند. این دسته فقط و فقط به حق الزحمه آخر ماه عشق میورزیدند و استودیو در نظرشان ناندانی خانه مادری شان بود که نان میخوردند و ناندان میسوزاندند و نمکدان میشکستند. از این نسل که در سالهای اخیر بسیار بیشتر هم شده جز خسارات زبانگریزی و الگوسازی های غلط چیزی به اکراد بیچاره نرسیده است. در میان این طایفه, بوده اند حتی کسانیکه در رویای ارتقا, برای خوشامد مسئولین وقت و تقرب به درگاه حراست و بسیج سازمان و سرپوش گذاشتن بر بی هنری خود, داوطلبانه دست به جنایت نابودی آرشیو محرمانه رادیوی کورمانجی و امحای انبوه ترانه های بسیارقدیمی و گنجینه های فرهنگی برده و آتش بر این خرمن تاریخی زده اند. برخلاف خوشنامان این عرصه, بعید نیست که نام این فرد یا افراد در آینده نیز توأم با شائبه خیانت به مردم خود در صفحات تاریک تاریخ جریانهای فرهنگی کوردی در خراسان ثبت شود. همانها که امروز در کنج فراموشی و بیهودگی دوران بازنشستگی خود را طی میکنند و معلوم نیست به گذشته که نگاه میکنند چه احساسی دارند؟
ب ـ از دیگر نانخوران این سفره گروهی نیز بوده اند که از دروازه رادیو کورمانجی وارد شدند و چون سوراخ دعا را پیدا کردند به سرعت باد از آن گریزان شده و خود را به سرشاخه ها رساندند و دیگر پشت سرشان را هم نگاه نکردند درحالیکه در مقاطعی همه کاره این ارگان عریض و طویل بودند و میتوانستند همچون بزرگزاده خانلرخان منشا برکاتی دیگر شوند. دریغ اما ظرفیت شان در حد همان چند روز اول بود که فقط جوهر حکم استخدام شان خشک شود! و باز صد البته بوده اند بسیار کسان که سالها بی هیچ چشمداشتی چون اساتید بزرگوار باباصفر مرادی و محمد جانعلیزاده هر هفته مسیر صدها کلیومتری شهر و دیارشان تا استودیوی رادیو کورمانجی را فقط به عشق زبان مادری رفته اند و آمده اند و از جان و مال مایه گذاشته اند و شوربختانه امروز هم جز در ذهن معدودی ارباب وفا, فراموش شده اند. این فقط شمه ای از دکان شعبه رادیو بود چرا که دیرزمانی بسیار محبوب بود و منشا برکات فرهنگی بیشمار.
@buvanloo
👍5❤1
زبان مادری؛ از نان تا جان
ـ بخش دوم
✍ جواد رضایی
پ ـ اما دسته دیگری از کاسبان و دکانداران زبان مادری نیز انبوهی از بەاصطلاح خوانندگان کورمانجی خوان اما بی باوری بوده و هستند که باز هم کورمانجی برایشان فقط و فقط تداعی گر نان و پول و شاباش بوده است. برخلاف معدود خوانندگان زن و مردی که علیرغم دشواریها متعهدانه به یادگیری علمی زبان و نوشتار کورمانجی همت گماشته اند تا بتوانند حداقل در بزنگاههای رسانه ای آبروداری کنند, گروه اول حتی الفبای زبان خود را نیز بلد نیستند و بخود زحمت یادگیری آن هم نمیدهند. صد البته مایه خرسندی است که زبان سبب برکات اقتصادی نیز باشد اما به شرط آنکه کاسب دِینش را به دُکان نیز ادا کند و دریغا که نکردهاند!
در کنار این گروه کسانی نیز بودهاند که به نام کورمانجی، پرچم فروش محصولات فرهنگی را برداشته و در مقاطعی نیز دوربین به دست و میکروفن در مشت، کاسبان خوبی در مراسم و عروسی های اَکراد خوش قلب ما شدند بی آنکه در اقل درجات بعنوان حقشناسی هم که شده حداقل با فرزندان خود کورمانجی حرف بزنند!! گویی کورمانجی خوب است اما برای دیگران!!! و ایضآ به این دسته اضافه کنید معدود ترانه فروشان و آهنگفروشان و جاعلان بی باور مقام های موسیقایی با نامهای جدید و پُرتیراژ!!
ت ـ و اما سمیترین و خطرناکترین کاسبان زبان کورمانجی را این روزها بعنوان مثلا اینفلوئنسر یا بلاگر در شبکه های مجازی میبینیم که برای جذب فالُوِر نه تنها زبان مادری و فرهنگ پدری خود و نیاکانشان را به سخره و استهزا میگیرند و ملتی را مَضحکه خاص و عام میکنند, بلکه بجای تکریم ظرفیتهای فرهنگی و زبانی ما, در صفحات مجازی شان، آبرو حراج کنند. از آن مثلا بانوی بی هنر و فحاش کورمانج در یکی از شهرهای شمالی با حرفهای رکیک و نمایشهای زننده و بیمزه و توهین آمیزش که آبروی ملتی را چوب حراج زده بگیرید تا آن ناجوانمردی که یک تنه عربدهکشی کرده و گویی در نبود قانون و ماموران امنیت مردمی را تهدید میکند که چرا یک کورد لباس کوردی میپوشد؟ یاللعجب!!
اینها و دهها مورد دیگر که اینروزها چاقو به دست، دسته خود را میبُرّند و تیشه به ریشه مردمی نجیب میزنند چون سَم در شاهرگ حیات فرهنگی ملتی بافرهنگ تزریق شدهاند که لازم است حداقل آگاهان و دلسوزان فرهنگ از آن تَبَری جویند تا بیش از این به سیلاب و خرابی خانمان نبازیم.
خلاصه اینکه کاسبان دکان زبان کورمانجی کم نیستند و یقینا هرکدام از خوانندگان این متن خود مصداقهای بارزی از آن سراغ دارند.
در پایان بخش دوم نیز مواکدا یاداوری میشود که هدف از طرح این موضوعات تلخ, آسیبشناسی درزمانی و همزمانی وضعیت کنشگری فرهنگی در خراسان است تا بتوانیم در طراحی نقشه راه آینده در راستای فعالیتهای فرهنگی مان موفق تر عمل کنیم و دچار چرخه تکرار اشتباهات تاریخی نشویم.
@buvanloo
ـ بخش دوم
✍ جواد رضایی
پ ـ اما دسته دیگری از کاسبان و دکانداران زبان مادری نیز انبوهی از بەاصطلاح خوانندگان کورمانجی خوان اما بی باوری بوده و هستند که باز هم کورمانجی برایشان فقط و فقط تداعی گر نان و پول و شاباش بوده است. برخلاف معدود خوانندگان زن و مردی که علیرغم دشواریها متعهدانه به یادگیری علمی زبان و نوشتار کورمانجی همت گماشته اند تا بتوانند حداقل در بزنگاههای رسانه ای آبروداری کنند, گروه اول حتی الفبای زبان خود را نیز بلد نیستند و بخود زحمت یادگیری آن هم نمیدهند. صد البته مایه خرسندی است که زبان سبب برکات اقتصادی نیز باشد اما به شرط آنکه کاسب دِینش را به دُکان نیز ادا کند و دریغا که نکردهاند!
در کنار این گروه کسانی نیز بودهاند که به نام کورمانجی، پرچم فروش محصولات فرهنگی را برداشته و در مقاطعی نیز دوربین به دست و میکروفن در مشت، کاسبان خوبی در مراسم و عروسی های اَکراد خوش قلب ما شدند بی آنکه در اقل درجات بعنوان حقشناسی هم که شده حداقل با فرزندان خود کورمانجی حرف بزنند!! گویی کورمانجی خوب است اما برای دیگران!!! و ایضآ به این دسته اضافه کنید معدود ترانه فروشان و آهنگفروشان و جاعلان بی باور مقام های موسیقایی با نامهای جدید و پُرتیراژ!!
ت ـ و اما سمیترین و خطرناکترین کاسبان زبان کورمانجی را این روزها بعنوان مثلا اینفلوئنسر یا بلاگر در شبکه های مجازی میبینیم که برای جذب فالُوِر نه تنها زبان مادری و فرهنگ پدری خود و نیاکانشان را به سخره و استهزا میگیرند و ملتی را مَضحکه خاص و عام میکنند, بلکه بجای تکریم ظرفیتهای فرهنگی و زبانی ما, در صفحات مجازی شان، آبرو حراج کنند. از آن مثلا بانوی بی هنر و فحاش کورمانج در یکی از شهرهای شمالی با حرفهای رکیک و نمایشهای زننده و بیمزه و توهین آمیزش که آبروی ملتی را چوب حراج زده بگیرید تا آن ناجوانمردی که یک تنه عربدهکشی کرده و گویی در نبود قانون و ماموران امنیت مردمی را تهدید میکند که چرا یک کورد لباس کوردی میپوشد؟ یاللعجب!!
اینها و دهها مورد دیگر که اینروزها چاقو به دست، دسته خود را میبُرّند و تیشه به ریشه مردمی نجیب میزنند چون سَم در شاهرگ حیات فرهنگی ملتی بافرهنگ تزریق شدهاند که لازم است حداقل آگاهان و دلسوزان فرهنگ از آن تَبَری جویند تا بیش از این به سیلاب و خرابی خانمان نبازیم.
خلاصه اینکه کاسبان دکان زبان کورمانجی کم نیستند و یقینا هرکدام از خوانندگان این متن خود مصداقهای بارزی از آن سراغ دارند.
در پایان بخش دوم نیز مواکدا یاداوری میشود که هدف از طرح این موضوعات تلخ, آسیبشناسی درزمانی و همزمانی وضعیت کنشگری فرهنگی در خراسان است تا بتوانیم در طراحی نقشه راه آینده در راستای فعالیتهای فرهنگی مان موفق تر عمل کنیم و دچار چرخه تکرار اشتباهات تاریخی نشویم.
@buvanloo
❤3👍3👏2😢1