lo
mohsen mirzazadeh
لۆ چیانۆ چیانۆ چیانۆ!
لۆ چیێنه سەربلند سەر بە دوومانۆ!
چقەس هەرایێ نەبیستی لە پەنێ وە مانۆ!
چقەس لە بنی زاوان مرن مێر و مرن ئەرمانۆ
لۆ چیانۆ ! چیانۆ چیانۆ!
چما لە جاوێ من خجاوەک ژە وە رانەبوو؟
بەرێ رەسم و رێجێ چیان هاکا نەبوو
چما بە لۆ کرنا من زنارەک ، تەختە سالەک، شا نەبوو؟
لۆ چیانۆ چیانۆ چیانۆ !
سیسه دەسمالێ ژە سەر چاڤان هلینن
بلا رۆزگارێ خوە و خەلکێ رنده بوینن
کەزەب و چاڤ و دەڤ ددانێ مە خوینن
رۆیێکێ ئاخر ژە دەس رۆزگارێ سەر هلتینم
تۆروە پشتیێک برینێ نەهێژمرتی بە خوە را تینمع
هل دکشمه سەری چیای شایجانێ
ژە نیزک دا ؛ ژە خوه و خەلکێ و خوەدێ دگازینم.
خواننده :محسن میرزازاده
شاعر : دکتر صادق فرهادی
🔸رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
لۆ چیێنه سەربلند سەر بە دوومانۆ!
چقەس هەرایێ نەبیستی لە پەنێ وە مانۆ!
چقەس لە بنی زاوان مرن مێر و مرن ئەرمانۆ
لۆ چیانۆ ! چیانۆ چیانۆ!
چما لە جاوێ من خجاوەک ژە وە رانەبوو؟
بەرێ رەسم و رێجێ چیان هاکا نەبوو
چما بە لۆ کرنا من زنارەک ، تەختە سالەک، شا نەبوو؟
لۆ چیانۆ چیانۆ چیانۆ !
سیسه دەسمالێ ژە سەر چاڤان هلینن
بلا رۆزگارێ خوە و خەلکێ رنده بوینن
کەزەب و چاڤ و دەڤ ددانێ مە خوینن
رۆیێکێ ئاخر ژە دەس رۆزگارێ سەر هلتینم
تۆروە پشتیێک برینێ نەهێژمرتی بە خوە را تینمع
هل دکشمه سەری چیای شایجانێ
ژە نیزک دا ؛ ژە خوه و خەلکێ و خوەدێ دگازینم.
خواننده :محسن میرزازاده
شاعر : دکتر صادق فرهادی
🔸رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍8❤1🤮1🤣1
Audio
روح الله اهل روستای حلواچشمه داماد مرحوم حنان از بوانلو
👍4
داستان نامداران و پهلوانان خطه ی شمال خراسان(۱)
علی محمدزاده بوانلو
✅خراسان جایگاه پهلوانان نامدار چوخه کاریست که در میدانها و گودهای بزرگی افتخار آفرینی کرده اند و در سطح کشوری و بین المللی مطرح بوده اند اما افسوس که دلاوریها و داستان و حکایتشان ناگفته و نانوشته مانده و در گذر زمان به فراموشی سپرده شده اند
داستان زندگی هر کدام که باید الگوی نسل امروز و فردای این مرزو بوم باشد
✅چند روزی بیشتر به مراسم عروسی بزرگ مردی از دیار سرحد نمانده است، در روستای هنامه شیروان ولوله ای برپاست
موسی بیگ مسئولیت هر چه با شکوه برگزار کردن مراسم را بر عهده دارد، بزرگ و کوچک سر از پای نمی شناسند،هر یک به کاری مشغولند، وظایف افراد از قبل برای پذیرایی از مهمانها و خوانینی که از راه های دور و نزدیک حضور می یابند مشخص شده
✅علاوه بر هفت سیاه چادر بزرگ که برپا کرده و فرش نموده اندبا بوقندها(چادرشب)
را مرتب کرده اند تا کلیه مهمانان در آسایش باشند
✅عده ای کارشان آوردن آب از چشمه است
چند نفر وظیفه پر کردن آفتابه ها را بر عهده دارند و...
در کل تمام جوانب را در نظر گرفته اند
از قبل افرادی را به دره بردر فرستاده اند بیش از ده بار هیزم تراشه درختان مرخ و سرو جنگلی و ده ها بار گَوَن برای تنور و نان
پختن آورده اند و انبار کرده اند،
✅ یک روز مانده به مراسم بزرگ مرد دیار سرحد کریم خان بیچرانلو فرزند ارشد علی خان که با فرج الله خان از خوانین مقتدر منطقه است، کیوانی هایی که در پختن نان اسم و رسم و شهرت دارند مشغول زدن خمیر به تنور هستند و توسط خان انعام می گیرند
عروس از خانواده مشهور است که همه در خراسان نام و آوازه اش را شنیده اند!
عروس دختر تاج محمدخان بهادری قوچان است که با خوانین شیروان وصلت نموده اند
روز عروسی فرا می رسد ، همه جا را آب پاشی و جارو کرده اند، ورودی روستای هنامه اسپند دود کرده اند ،برای ورود مهمانان و عرض خیر مقدم و راهنمایی و هدایت آنها افراد خاصی همراه چندین جوان مهیا شده اند با ورود هر مهمانی افسار اسب را گرفته و در کمال احترام آنها را به مجلس هدایت می کنند، پیشاپیش مهمانها آشیق ها می نوازد و مردم به پیشواز آمده اند...
✅هفت شبانه روز جشن و شادی برپاست جوانان برومند سیبکانلو و بیچرانلو و طوائف مختلفی که به احترام خوانین در مراسم عروسی شرکت کرده اند چنان با آهنگ آله گز و یک قرصه،دوقرصه،انارکی و چپه راسته "گووەند" گرفته اند و هنرنمایی می کنند و دست و بشکن می زنند که گویی صدای رگبار گلوله هاست که در منطقه ی سرحد پیچیده است!
صدای ساغول ساغول و شاباش شاباش جوانان و آشیق ها را بر سر شوق و ذوق آورده، رمضان آشیق که در سنین جوانیست بر پیق و قوشمه می دمد ونیازعلی چنان بر پوست دهل می کوبد با هر ضربه ای بر شکم دهل فرود می آورد چنین می پنداری دهل در حال پاره شدن است!
✅یکی از رسم و رسوم بسیار پر طرفدار که از دیر باز در بین کوردهای خراسان رواج داشت کشتی کوردی است که به مرور زمان به کشتی چوخه تغییر نام یافته است...
در چنین مجالس و محافلی تقابل پهلوانان نامی و نامدار بود که برای خوانین و منطقه جنبه حیثیتی داشت،
عروس سوار بر اسب همراه کاروان از قوچان به سمت شیروان با رقص و پای کوبی و آواز و شادی در حرکتند،در مسیر راه به هر روستایی می رسند به افتخار تاج محمدخان قوچ و بره ای جلوی کاروان قربانی می کنند.
داماد جوان کریم خان همراه عده ای برای استقبال از هنامه به طرف کاروان عروس راهی شده اند...
✅در راه خبر می رسد پهلوان محمد نقابی برای عرض اندام و غلبه بر پهلوانان معروف منطقه همراه کاروان عروس است، همراهان کریم خان چند نفر را سراغ پهلوان محمدتقی گدوگانلویی میفرستند اما به کریم خان خبر می دهند پهلوان نقابی قبلا پهلوان محمدتقی گدوگانلویی را برده، نشان به این نشان که یک خال و بر آمدگی گوشتی پشت گوشش دارد.
او گفته من از قوچان این همه راه نیامده ام که با هر کسی که وارد میدان شود کشتی بگیرم!
تنها حریف من علی پهلوان اوغازیان سیبکانلویی است و، ولاغیر!
✅چند نفر خواستند سواره برای دعوت از علی پهلوان به طرف روستای زورتانلو حرکت کنند، کریم خان که جوان زرنگ و با تجربه ای بود گفت: برای دعوت از علی پهلوان باید خودم راهی زورتانلو شوم چون خوی و خصلت علی پهلوان را می دانم یقین دارم او کسی نیست که با دعوت هر کسی برای کشتی در این مراسم حضور پیدا کند،سپس همراه چند نفر سواره سوی زورتانلو اسب تاختند تا در این رهاورد و میدان نیز آبروداری کنند
به روستای زورتانلو رسیدند،خبر پهلوان را از حاجی مجیدخان عزیزی گرفتند،مجیدخان گفت: پهلوان دو،سه شبانه روز است در زمینهای دیم دامنه کوه قنبر مشغول شخم زدن زمین است...
عکس: پهلوان قدرت الله اوغازیان فرزند علی پهلوان معروف
ادامه دارد
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
علی محمدزاده بوانلو
✅خراسان جایگاه پهلوانان نامدار چوخه کاریست که در میدانها و گودهای بزرگی افتخار آفرینی کرده اند و در سطح کشوری و بین المللی مطرح بوده اند اما افسوس که دلاوریها و داستان و حکایتشان ناگفته و نانوشته مانده و در گذر زمان به فراموشی سپرده شده اند
داستان زندگی هر کدام که باید الگوی نسل امروز و فردای این مرزو بوم باشد
✅چند روزی بیشتر به مراسم عروسی بزرگ مردی از دیار سرحد نمانده است، در روستای هنامه شیروان ولوله ای برپاست
موسی بیگ مسئولیت هر چه با شکوه برگزار کردن مراسم را بر عهده دارد، بزرگ و کوچک سر از پای نمی شناسند،هر یک به کاری مشغولند، وظایف افراد از قبل برای پذیرایی از مهمانها و خوانینی که از راه های دور و نزدیک حضور می یابند مشخص شده
✅علاوه بر هفت سیاه چادر بزرگ که برپا کرده و فرش نموده اندبا بوقندها(چادرشب)
را مرتب کرده اند تا کلیه مهمانان در آسایش باشند
✅عده ای کارشان آوردن آب از چشمه است
چند نفر وظیفه پر کردن آفتابه ها را بر عهده دارند و...
در کل تمام جوانب را در نظر گرفته اند
از قبل افرادی را به دره بردر فرستاده اند بیش از ده بار هیزم تراشه درختان مرخ و سرو جنگلی و ده ها بار گَوَن برای تنور و نان
پختن آورده اند و انبار کرده اند،
✅ یک روز مانده به مراسم بزرگ مرد دیار سرحد کریم خان بیچرانلو فرزند ارشد علی خان که با فرج الله خان از خوانین مقتدر منطقه است، کیوانی هایی که در پختن نان اسم و رسم و شهرت دارند مشغول زدن خمیر به تنور هستند و توسط خان انعام می گیرند
عروس از خانواده مشهور است که همه در خراسان نام و آوازه اش را شنیده اند!
عروس دختر تاج محمدخان بهادری قوچان است که با خوانین شیروان وصلت نموده اند
روز عروسی فرا می رسد ، همه جا را آب پاشی و جارو کرده اند، ورودی روستای هنامه اسپند دود کرده اند ،برای ورود مهمانان و عرض خیر مقدم و راهنمایی و هدایت آنها افراد خاصی همراه چندین جوان مهیا شده اند با ورود هر مهمانی افسار اسب را گرفته و در کمال احترام آنها را به مجلس هدایت می کنند، پیشاپیش مهمانها آشیق ها می نوازد و مردم به پیشواز آمده اند...
✅هفت شبانه روز جشن و شادی برپاست جوانان برومند سیبکانلو و بیچرانلو و طوائف مختلفی که به احترام خوانین در مراسم عروسی شرکت کرده اند چنان با آهنگ آله گز و یک قرصه،دوقرصه،انارکی و چپه راسته "گووەند" گرفته اند و هنرنمایی می کنند و دست و بشکن می زنند که گویی صدای رگبار گلوله هاست که در منطقه ی سرحد پیچیده است!
صدای ساغول ساغول و شاباش شاباش جوانان و آشیق ها را بر سر شوق و ذوق آورده، رمضان آشیق که در سنین جوانیست بر پیق و قوشمه می دمد ونیازعلی چنان بر پوست دهل می کوبد با هر ضربه ای بر شکم دهل فرود می آورد چنین می پنداری دهل در حال پاره شدن است!
✅یکی از رسم و رسوم بسیار پر طرفدار که از دیر باز در بین کوردهای خراسان رواج داشت کشتی کوردی است که به مرور زمان به کشتی چوخه تغییر نام یافته است...
در چنین مجالس و محافلی تقابل پهلوانان نامی و نامدار بود که برای خوانین و منطقه جنبه حیثیتی داشت،
عروس سوار بر اسب همراه کاروان از قوچان به سمت شیروان با رقص و پای کوبی و آواز و شادی در حرکتند،در مسیر راه به هر روستایی می رسند به افتخار تاج محمدخان قوچ و بره ای جلوی کاروان قربانی می کنند.
داماد جوان کریم خان همراه عده ای برای استقبال از هنامه به طرف کاروان عروس راهی شده اند...
✅در راه خبر می رسد پهلوان محمد نقابی برای عرض اندام و غلبه بر پهلوانان معروف منطقه همراه کاروان عروس است، همراهان کریم خان چند نفر را سراغ پهلوان محمدتقی گدوگانلویی میفرستند اما به کریم خان خبر می دهند پهلوان نقابی قبلا پهلوان محمدتقی گدوگانلویی را برده، نشان به این نشان که یک خال و بر آمدگی گوشتی پشت گوشش دارد.
او گفته من از قوچان این همه راه نیامده ام که با هر کسی که وارد میدان شود کشتی بگیرم!
تنها حریف من علی پهلوان اوغازیان سیبکانلویی است و، ولاغیر!
✅چند نفر خواستند سواره برای دعوت از علی پهلوان به طرف روستای زورتانلو حرکت کنند، کریم خان که جوان زرنگ و با تجربه ای بود گفت: برای دعوت از علی پهلوان باید خودم راهی زورتانلو شوم چون خوی و خصلت علی پهلوان را می دانم یقین دارم او کسی نیست که با دعوت هر کسی برای کشتی در این مراسم حضور پیدا کند،سپس همراه چند نفر سواره سوی زورتانلو اسب تاختند تا در این رهاورد و میدان نیز آبروداری کنند
به روستای زورتانلو رسیدند،خبر پهلوان را از حاجی مجیدخان عزیزی گرفتند،مجیدخان گفت: پهلوان دو،سه شبانه روز است در زمینهای دیم دامنه کوه قنبر مشغول شخم زدن زمین است...
عکس: پهلوان قدرت الله اوغازیان فرزند علی پهلوان معروف
ادامه دارد
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👏11👍4
سلطان محمود غزنوی از طلحک پرسید :
فکر میکنی جنگ و نزاع چگونه بین
مردم آغاز می شود ..؟
طلحک گفت: ای پدر سوخته
سلطان گفت : توهین میکنی سر از بدنت
جدا خواهم کرد
طلحک خندید و گفت :
جنگ اینگونه آغاز میشود
کسی غلطی میکند و کسی به غلط جواب میدهد ..
✍عبید زاکانی
🔻رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
فکر میکنی جنگ و نزاع چگونه بین
مردم آغاز می شود ..؟
طلحک گفت: ای پدر سوخته
سلطان گفت : توهین میکنی سر از بدنت
جدا خواهم کرد
طلحک خندید و گفت :
جنگ اینگونه آغاز میشود
کسی غلطی میکند و کسی به غلط جواب میدهد ..
✍عبید زاکانی
🔻رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
❤3👍1
Madar
Ali Aghadadi
آهنگ مادر 😍❤️
تقدیم به مادران زمینی و آسمانی ❤️👌
درود بر همه مادران 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
چه آنهایی که در قید حیات هستند وچه آنهایی که در جمع ما نیستند. زنده هایشان را قدر بدانیم واسیران خاک روحشان شاد
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم
🔸رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo❤️❤️🌹🌹🌺🌺🌺
تقدیم به مادران زمینی و آسمانی ❤️👌
درود بر همه مادران 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
چه آنهایی که در قید حیات هستند وچه آنهایی که در جمع ما نیستند. زنده هایشان را قدر بدانیم واسیران خاک روحشان شاد
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم
🔸رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo❤️❤️🌹🌹🌺🌺🌺
👍1
دو دوبیتی از دکتر صادق فرهادی شاعر فرهیخته کرد
سا دائیکان
ل پشتێ بارەک و بارەک ل سەر دل
ل ئۆجێغ ئارەک و ئارەک ل سەر دل
ژیـــــانا وان شــــەڤ و رۆ ئار و بـــارە
ل پیلان پارەک و پـارەک ل سەر دل
باری بر پشت و باری بر دل دارند
آتشی در اجاق و آتشی در دل دارند
زندگیشان، شبانە روز آتش و بار است
قسمتی بر شانەها و قسمتی بر دل
*******
دێیا من، ئاسمان، خوهنگا بهارێ !
دێیا بارانێ، داپیرا سمارێ !
ب ناڤێ ئاڤێ و ناڤێ ته ئهز تێم
دشووم چاڤێ خوه و کهڤرێ مهزارێ
مادرم ، آسمان ، خواهر بهار !
مادر باران ، مادربزرگ رود !
بنام آب و بنام تو میآیم
چشمان خویش و سنگ مزارت را میشویم
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
سا دائیکان
ل پشتێ بارەک و بارەک ل سەر دل
ل ئۆجێغ ئارەک و ئارەک ل سەر دل
ژیـــــانا وان شــــەڤ و رۆ ئار و بـــارە
ل پیلان پارەک و پـارەک ل سەر دل
باری بر پشت و باری بر دل دارند
آتشی در اجاق و آتشی در دل دارند
زندگیشان، شبانە روز آتش و بار است
قسمتی بر شانەها و قسمتی بر دل
*******
دێیا من، ئاسمان، خوهنگا بهارێ !
دێیا بارانێ، داپیرا سمارێ !
ب ناڤێ ئاڤێ و ناڤێ ته ئهز تێم
دشووم چاڤێ خوه و کهڤرێ مهزارێ
مادرم ، آسمان ، خواهر بهار !
مادر باران ، مادربزرگ رود !
بنام آب و بنام تو میآیم
چشمان خویش و سنگ مزارت را میشویم
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
❤3👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آهنگ دائیک ( مادر)
با صدای خواننده نوجوان آتیه دار ستایش صادق زاده
تقدیم به تمامی مادران کورد و ایران زمین
@buvanloo
با صدای خواننده نوجوان آتیه دار ستایش صادق زاده
تقدیم به تمامی مادران کورد و ایران زمین
@buvanloo
❤3👏2👍1
داستان نامداران و پهلوانان خطه ی شمال خراسان(۲)
✍علی محمدزادە بوانلو
✅کریم خان همراه یارانش روانه دامنه کوه قنبر شدند، پهلوان که در هوای گرم زیر آفتاب مشغول شخم زدن زمین بودبا دیدن سواره ها دست از کار کشید،کریم خان سلام و خدا قوت گفت و از اسب پیاده شد و خدمت پهلوان رفت ،پس از احوالپرسی و روبوسی کریم خان گفت:می دانم چند روزیست مشغول کار و تلاش هستید، اما پهلوان محمد نقابی از قوچان همراه تاج محمدخان بهادری آمده و فقط شما را به مبارزه و کشتی طلبیده،حال بزرگواری کنید روی ما را زمین نزنید،دعوت ما را برای کشتی با پهلوان نقابی بپذیرید تا آبرو و اعتبار منطقه را با حضورتان حفظ کنید
پهلوان به کریم خان گفت، باید زودتر به من خبر می دادید تا حداقل اینطور غافل گیر نمی شدم، با این خستگی که دو سه شبانه روز است سخت مشغول کار هستم به نظر شما انرژی و جان و رمقی برایم مانده مقابل پهلوان محمد نقابی که از کشتی گیران سرآمد و نامدار قوچان است کشتی بگیرم؟
✅کریم خان با اصرارگفت:
پهلوان جان دیگر چاره ای نداریم اگر قصوری هست از طرف ما بوده، سرمان شلوغ بود، ما باید زودتر خدمت می رسیدیم ولی اگر در این میدان حضور پیدا نکنید پهلوان نقابی که خبر ندارد شما در چه موقعیتی هستید!
چنین می پندارد علی پهلوان جرات رویارویی با من را نداشت برای همین به مراسم نیامده است!
علی پهلوان سیبکانلویی با شنیدن این حرف به فکر فرو رفت و گویا این حرف برایش سنگین بود!
در جواب کریم خان گفت:
چاره ای نیست، توکل بر خدا می آیم...
✅کریم خان که با زرنگی انگشت روی نقطه حساسی گذاشته بود سر از پا نمی شناخت با یارانش به هنامه برگشتند،
روز بعد نزدیک ظهر مردم و مهمانها در مراسم عروسی حلقه زده اند تا کشتی دو پهلوان پرآوازه شیروان و قوچان را به نظاره بنشینند
جایگاه مخصوصی برای خوانین و مهمانهای ویژه در نظر گرفته بودند،
✅نخست پهلوان محمد نقابی با قدو قامتی برافراشته ،چهار شانه و تنومند جبه چوخه به تن وارد میدان شد رو به سوی تاج محمدخان و خوانین سرحدی نمود،دو دستش را روی سینه گذاشت با احترام و کسب اجازه وارد میدان شد، مردم دست و سوت می زدند و پهلوان نقابی را با سینه ای فراخ، قدی بلند، چشمانی درشت ،همانند ستونی استوار که در میدان انتظار علی پهلوان را می کشید تشویق می کردند...
✅علی پهلوان با چند نفر از بزرگان منطقه همچون قادرقلی خان قبادی کە وی را همراهی می کردندچون رستم زال شاهنامە حکیم ابوالقاسم فردوسی وارد میدان شد، همه به احترام علی پهلوان دست می زدند و سوت می کشیدند از جای برخاستند
فرج اللە خان کە مردی باسیاست و با کیاست بود جو را سنگین دید!
بلند شد،رو سوی مردم و مهمانها گفت:
این دو پهلوان هر دو بنام و در خراسان بی همتا هستند بە هر حال این کشتی بردو باخت دارد و از ارزش و اعتبار دو پهلوان با باخت در این میدان چیزی کاستە نمی شود ،از شما خواهش می کنم در پایان کشتی هر دو را تشویق کنید،
ماهیچه های ران و بازوان علی پهلوان نشان می داد که چقدر تنومند و قوی است،
کار سخت کشاورزی و تلاش و کوشش شبانه روزی و کسب روزی حلال او را چالاک و آماده نشان می داد، آشنایی با فن فنون کشتی،
از همه مهمتر استعدادی که در کشتی داشت او را در میان پهلوانان خراسان ممتاز کرده بود...
✅موسی بیگ داور این مبارزه سخت و نفس گیر است
ابتدا از محضر تاج محمدخان و سپس از فرج الله خان و علی خان بیچرانلو به نشان احترام اجازه خواست تا دو پهلوان کشتی را آغاز کنند،دو یل نامدار کە در هیچ میدانی پشتشان را حریفی به زمین نزده است رو در روی هم چون دو کوە ایستادند...
✅هر دو پهلوان دست در دست هم گذاشتند
روی همدیگر را بوسیدند،با شنیدن
صدای دهل و سرنا مبارزه ای جانانه آغاز شد، تماشاگران در جای خود میخکوب شدە اند و نفس هایشان در سینە هاشان حبس!
پهلوان نقابی شال دور کمر علی پهلوان را یک تاب کامل بر دور ساق دستش پیچید و با دست دیگر پاچه پهلوان را گرفت تا در همان لحظات اول فنش را به اجرا بگذارد،
او با این فن می خواست علی پهلوان را از زمین کنده و در همان لحظات اولیه بر او غلبه کند!
اما هر چه تلاش می کرد انگار علی پهلوان به زمین چسپیده و تکان نمی خورد،
علی پهلوان که علاوه بر توان و زور و قدرتی که داشت از تجربه بسیار بالایی برخوردار بود می خواست در دقایق اولیه فقط در برابر تلاش و حملات حریف مقاومت کند تا انرژی و توان حریفش تحلیل رود سپس فن و فنونش را روی حریف اجرا کند،سکوتی عجیب بر میدان حکمفرماست، همه با دقت حرکات دو پهلوان را زیر نظر دارند...
عکس: مرحوم پهلوان نصرت الله اوغازیان فرزند علی پهلوان معروف
ادامه دارد
✍علی محمدزادە بوانلو
✅کریم خان همراه یارانش روانه دامنه کوه قنبر شدند، پهلوان که در هوای گرم زیر آفتاب مشغول شخم زدن زمین بودبا دیدن سواره ها دست از کار کشید،کریم خان سلام و خدا قوت گفت و از اسب پیاده شد و خدمت پهلوان رفت ،پس از احوالپرسی و روبوسی کریم خان گفت:می دانم چند روزیست مشغول کار و تلاش هستید، اما پهلوان محمد نقابی از قوچان همراه تاج محمدخان بهادری آمده و فقط شما را به مبارزه و کشتی طلبیده،حال بزرگواری کنید روی ما را زمین نزنید،دعوت ما را برای کشتی با پهلوان نقابی بپذیرید تا آبرو و اعتبار منطقه را با حضورتان حفظ کنید
پهلوان به کریم خان گفت، باید زودتر به من خبر می دادید تا حداقل اینطور غافل گیر نمی شدم، با این خستگی که دو سه شبانه روز است سخت مشغول کار هستم به نظر شما انرژی و جان و رمقی برایم مانده مقابل پهلوان محمد نقابی که از کشتی گیران سرآمد و نامدار قوچان است کشتی بگیرم؟
✅کریم خان با اصرارگفت:
پهلوان جان دیگر چاره ای نداریم اگر قصوری هست از طرف ما بوده، سرمان شلوغ بود، ما باید زودتر خدمت می رسیدیم ولی اگر در این میدان حضور پیدا نکنید پهلوان نقابی که خبر ندارد شما در چه موقعیتی هستید!
چنین می پندارد علی پهلوان جرات رویارویی با من را نداشت برای همین به مراسم نیامده است!
علی پهلوان سیبکانلویی با شنیدن این حرف به فکر فرو رفت و گویا این حرف برایش سنگین بود!
در جواب کریم خان گفت:
چاره ای نیست، توکل بر خدا می آیم...
✅کریم خان که با زرنگی انگشت روی نقطه حساسی گذاشته بود سر از پا نمی شناخت با یارانش به هنامه برگشتند،
روز بعد نزدیک ظهر مردم و مهمانها در مراسم عروسی حلقه زده اند تا کشتی دو پهلوان پرآوازه شیروان و قوچان را به نظاره بنشینند
جایگاه مخصوصی برای خوانین و مهمانهای ویژه در نظر گرفته بودند،
✅نخست پهلوان محمد نقابی با قدو قامتی برافراشته ،چهار شانه و تنومند جبه چوخه به تن وارد میدان شد رو به سوی تاج محمدخان و خوانین سرحدی نمود،دو دستش را روی سینه گذاشت با احترام و کسب اجازه وارد میدان شد، مردم دست و سوت می زدند و پهلوان نقابی را با سینه ای فراخ، قدی بلند، چشمانی درشت ،همانند ستونی استوار که در میدان انتظار علی پهلوان را می کشید تشویق می کردند...
✅علی پهلوان با چند نفر از بزرگان منطقه همچون قادرقلی خان قبادی کە وی را همراهی می کردندچون رستم زال شاهنامە حکیم ابوالقاسم فردوسی وارد میدان شد، همه به احترام علی پهلوان دست می زدند و سوت می کشیدند از جای برخاستند
فرج اللە خان کە مردی باسیاست و با کیاست بود جو را سنگین دید!
بلند شد،رو سوی مردم و مهمانها گفت:
این دو پهلوان هر دو بنام و در خراسان بی همتا هستند بە هر حال این کشتی بردو باخت دارد و از ارزش و اعتبار دو پهلوان با باخت در این میدان چیزی کاستە نمی شود ،از شما خواهش می کنم در پایان کشتی هر دو را تشویق کنید،
ماهیچه های ران و بازوان علی پهلوان نشان می داد که چقدر تنومند و قوی است،
کار سخت کشاورزی و تلاش و کوشش شبانه روزی و کسب روزی حلال او را چالاک و آماده نشان می داد، آشنایی با فن فنون کشتی،
از همه مهمتر استعدادی که در کشتی داشت او را در میان پهلوانان خراسان ممتاز کرده بود...
✅موسی بیگ داور این مبارزه سخت و نفس گیر است
ابتدا از محضر تاج محمدخان و سپس از فرج الله خان و علی خان بیچرانلو به نشان احترام اجازه خواست تا دو پهلوان کشتی را آغاز کنند،دو یل نامدار کە در هیچ میدانی پشتشان را حریفی به زمین نزده است رو در روی هم چون دو کوە ایستادند...
✅هر دو پهلوان دست در دست هم گذاشتند
روی همدیگر را بوسیدند،با شنیدن
صدای دهل و سرنا مبارزه ای جانانه آغاز شد، تماشاگران در جای خود میخکوب شدە اند و نفس هایشان در سینە هاشان حبس!
پهلوان نقابی شال دور کمر علی پهلوان را یک تاب کامل بر دور ساق دستش پیچید و با دست دیگر پاچه پهلوان را گرفت تا در همان لحظات اول فنش را به اجرا بگذارد،
او با این فن می خواست علی پهلوان را از زمین کنده و در همان لحظات اولیه بر او غلبه کند!
اما هر چه تلاش می کرد انگار علی پهلوان به زمین چسپیده و تکان نمی خورد،
علی پهلوان که علاوه بر توان و زور و قدرتی که داشت از تجربه بسیار بالایی برخوردار بود می خواست در دقایق اولیه فقط در برابر تلاش و حملات حریف مقاومت کند تا انرژی و توان حریفش تحلیل رود سپس فن و فنونش را روی حریف اجرا کند،سکوتی عجیب بر میدان حکمفرماست، همه با دقت حرکات دو پهلوان را زیر نظر دارند...
عکس: مرحوم پهلوان نصرت الله اوغازیان فرزند علی پهلوان معروف
ادامه دارد
👏6👍5❤4
کُردا یه قسم دارن که میگن :"و گیس دایَکَم"
یعنی: " قسم به موهای مادرم "
خیلی قشنگه...
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
یعنی: " قسم به موهای مادرم "
خیلی قشنگه...
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👏7❤2👍1
داستان نامداران و پهلوانان خطه ی شمال خراسان(۳)
✍علی محمدزاده بوانلو
✅قدرت بدنی دو پهلوان و مهارت و تجربه این دو یل میدان بر همدیگر می چربید،
هر دو دست به یقه شده اند و دور میدان می چرخند و زورآزمایی و گاه و بی گاه پس لنگ هایی که به یکدیگر می زدند هیچ تاثیری بر دو پهلوان نمی گذاشت
تلاش های پی در پی و فنون کشتی که به کار می بستند اثرگذار نبود
ناگهان پهلوان محمد نقابی فن لنگ کمر را به به اجرا گذاشت و می رفت که تعادل علی پهلوان به هم بخورد!
همه چهار چشمی به دو پهلوان خیره شده اند!
پهلوان محمد نقابی آماده در مقابل علی پهلوان خسته که با تمام خستگی و آماده نبودنش برای حفظ آبرو و اعتبار مردم و خوانین تن به کشتی گرفتن داده است
چندین بار دست به یقه شدن ها و اجرای فنون مختلف کارساز نبود،
✅داور برای استراحت علامت دادو پهلوانان را به جایگاه مخصوص فرستادند تا با حوله و پارچه ای عرقشان را خشک کنند وکمی خستگی را از تن بزدایند، داورکمربندها و لباس را بازبینی کرد،هر دو به میدان آمدند تا پس از نیم ساعت تلاش این بار هر چه در توان دارند رو کنند تا بر همدیگر غلبه کنند
علی پهلوان با دستی یقه پهلوان محمد نقابی را،با دست دیگرش کمربند پهلوان را گرفته و به دور میدان چند دور چرخ زدند در یک چشم بر هم زدن فن لنگ کمر علی پهلوان دو پای پهلوان نقابی را از زمین کند و با پشت بر زمین انداخت...
گردو خاکی بود که از زمین بلند شد، ناگهان مردم به میدان ریختند تا علی پهلوان را غرق بوسه و روی دست و شانه هایشان بلند کنند،
علی پهلوان که علاوه بر مرام پهلوانی در اخلاق نیز زبانزد بود از مردم خواهش کرد میدان را ترک کنند، موسی بیگ که دست دو پهلوان را گرفته بود و می خواست دست علی پهلوان را بالا ببرد،با پیشنهاد علی پهلوان دست هر دو پهلوان را بالا برد،
دو پهلوان صورت همدیگر را بوسیدند و این احترام به کشتی گیر مهمان که به نوعی احترام به تاج محمدخان بهادری بود همه را به وجد آورد
✅خوانین سرحدی که سر از پای نمی شناختند،از فرط شادی در پوست خود نمی گنجیدند سالهای سال برای علی پهلوان احترام ویژهای قائل بودند چرا که پهلوانی پیدا نشد پشت علی پهلوان را به زمین بزند
علی پهلوان فرزند حاجی موسی زورتانلویی بود که دو پهلوان نامداربنام های مرحوم پهلوان نصرت اوغازیان برادر کوچک و پهلوان قدرت الله اوغازیان که عمرشان دراز باد را تحویل جامعه کشتی چوخه داد،این دو برادر پهلوان سالها در میادین و گودهای کشتی چوخه افتخار آفرینی کردند طوری که از دست شهربانو فرح همسر محمدرضا شاه پهلوی جایزه گرفتند
در مورد پهلوان نصرت الله و قدرت الله باید زندگینامه این دوبزرگوار و سایر پهلوانان نامدار چوخه را که اسم و رسم و آوازه ای دارند نوشت تا نسل آینده علاوه بر آشنایی با کشتی چوخه از مرام و منش پهلوانی این عزیزان الگو بگیرند
✅لازم به یادآوریست پدر بزرگ علی پهلوان جد دو پهلوان نامدار خراسان نصرت و قدرت اوِغازیان به نام (علی آوزَر) یعنی مانندآب طلا سه پسر ویک دختر داشت
پسرها به نامهای حاجی موسی وکربلایی رمضان وکربلایی سلطان واحیا خانم بودند که قبل از انقلاب روسیه تزاری این برادارها تجارت میکردند
و مبادلاتشان با عشق اباد بود
در انقلاب روسیه و جدا شدن پاره ای از خاک ایران اموالشان مصادره میشود،کربلایی رمضان در مسکو زندانی میشود که موفق به فرار از زندان میگردد بعد از شش ماه از کربلایی رمضان که در تنومندی و پهلوانی بی همتا بوده تلگرامی به برادرش حاجی موسی
پدر بزرگ پهلوان قدرت و نصرت می رسدکه سالم است
✅این سه برادر با پس اندازی که داشتند دوباره تجارت خود را بازیابی مینمایند و در شیروان منزلی خریداری مینمایند و بچه های خودرا جهت تحصیل در شیروان اسکان میدهند
چون روستای الله آباد به روستایشان نزدیک بوده زمین وباغ انگور خریداری می نمایند
ودر تابستاها جهت برداشت محصول در الله آباد موقتا ساکن میشوند که این تردد و رفت و آمدها باعث میشود علی پهلوان پدر دو پهلوان نصرت و قدرت با دختری ازخانواده باقری نامی که از بزرگان روستا بود ازدواج نمایند واین ترددها ادامه داشته که بعد از فوت پدر بزرگشان حاجی موسی املاک الله آباد را به فرزندش علی پهلوان واگذار مینمایند و به همین سبب علی پهلوان اوِغازیان سیبکانلویی در روستای الله آباد ساکن میشوند،درضمن علی پهلوان باسواد بوده وخط زیبایی داشتند
✅ ازاین خانواده که پهلوانی از قدیم الایام در رگ و خونشان موروثی بوده و در مورد شجاعت رمضان پهلوان که تاثیر بسزایی بر سردار عوض جلالی و تحفه گل داشت باید کتابها نوشت...
✅از ناحیه مادری
علی پهلوان از نسل سنجربیگ بودکه در اولاشلو ساکن بودند،خانمی تنومندباعفت و با غیرت ازنسل بزرگان، بسیار با محبت وبا فراست مهربان و به تعبیر بهتر وخودمانی تر خانمی کیوانی
✍علی محمدزاده بوانلو
✅قدرت بدنی دو پهلوان و مهارت و تجربه این دو یل میدان بر همدیگر می چربید،
هر دو دست به یقه شده اند و دور میدان می چرخند و زورآزمایی و گاه و بی گاه پس لنگ هایی که به یکدیگر می زدند هیچ تاثیری بر دو پهلوان نمی گذاشت
تلاش های پی در پی و فنون کشتی که به کار می بستند اثرگذار نبود
ناگهان پهلوان محمد نقابی فن لنگ کمر را به به اجرا گذاشت و می رفت که تعادل علی پهلوان به هم بخورد!
همه چهار چشمی به دو پهلوان خیره شده اند!
پهلوان محمد نقابی آماده در مقابل علی پهلوان خسته که با تمام خستگی و آماده نبودنش برای حفظ آبرو و اعتبار مردم و خوانین تن به کشتی گرفتن داده است
چندین بار دست به یقه شدن ها و اجرای فنون مختلف کارساز نبود،
✅داور برای استراحت علامت دادو پهلوانان را به جایگاه مخصوص فرستادند تا با حوله و پارچه ای عرقشان را خشک کنند وکمی خستگی را از تن بزدایند، داورکمربندها و لباس را بازبینی کرد،هر دو به میدان آمدند تا پس از نیم ساعت تلاش این بار هر چه در توان دارند رو کنند تا بر همدیگر غلبه کنند
علی پهلوان با دستی یقه پهلوان محمد نقابی را،با دست دیگرش کمربند پهلوان را گرفته و به دور میدان چند دور چرخ زدند در یک چشم بر هم زدن فن لنگ کمر علی پهلوان دو پای پهلوان نقابی را از زمین کند و با پشت بر زمین انداخت...
گردو خاکی بود که از زمین بلند شد، ناگهان مردم به میدان ریختند تا علی پهلوان را غرق بوسه و روی دست و شانه هایشان بلند کنند،
علی پهلوان که علاوه بر مرام پهلوانی در اخلاق نیز زبانزد بود از مردم خواهش کرد میدان را ترک کنند، موسی بیگ که دست دو پهلوان را گرفته بود و می خواست دست علی پهلوان را بالا ببرد،با پیشنهاد علی پهلوان دست هر دو پهلوان را بالا برد،
دو پهلوان صورت همدیگر را بوسیدند و این احترام به کشتی گیر مهمان که به نوعی احترام به تاج محمدخان بهادری بود همه را به وجد آورد
✅خوانین سرحدی که سر از پای نمی شناختند،از فرط شادی در پوست خود نمی گنجیدند سالهای سال برای علی پهلوان احترام ویژهای قائل بودند چرا که پهلوانی پیدا نشد پشت علی پهلوان را به زمین بزند
علی پهلوان فرزند حاجی موسی زورتانلویی بود که دو پهلوان نامداربنام های مرحوم پهلوان نصرت اوغازیان برادر کوچک و پهلوان قدرت الله اوغازیان که عمرشان دراز باد را تحویل جامعه کشتی چوخه داد،این دو برادر پهلوان سالها در میادین و گودهای کشتی چوخه افتخار آفرینی کردند طوری که از دست شهربانو فرح همسر محمدرضا شاه پهلوی جایزه گرفتند
در مورد پهلوان نصرت الله و قدرت الله باید زندگینامه این دوبزرگوار و سایر پهلوانان نامدار چوخه را که اسم و رسم و آوازه ای دارند نوشت تا نسل آینده علاوه بر آشنایی با کشتی چوخه از مرام و منش پهلوانی این عزیزان الگو بگیرند
✅لازم به یادآوریست پدر بزرگ علی پهلوان جد دو پهلوان نامدار خراسان نصرت و قدرت اوِغازیان به نام (علی آوزَر) یعنی مانندآب طلا سه پسر ویک دختر داشت
پسرها به نامهای حاجی موسی وکربلایی رمضان وکربلایی سلطان واحیا خانم بودند که قبل از انقلاب روسیه تزاری این برادارها تجارت میکردند
و مبادلاتشان با عشق اباد بود
در انقلاب روسیه و جدا شدن پاره ای از خاک ایران اموالشان مصادره میشود،کربلایی رمضان در مسکو زندانی میشود که موفق به فرار از زندان میگردد بعد از شش ماه از کربلایی رمضان که در تنومندی و پهلوانی بی همتا بوده تلگرامی به برادرش حاجی موسی
پدر بزرگ پهلوان قدرت و نصرت می رسدکه سالم است
✅این سه برادر با پس اندازی که داشتند دوباره تجارت خود را بازیابی مینمایند و در شیروان منزلی خریداری مینمایند و بچه های خودرا جهت تحصیل در شیروان اسکان میدهند
چون روستای الله آباد به روستایشان نزدیک بوده زمین وباغ انگور خریداری می نمایند
ودر تابستاها جهت برداشت محصول در الله آباد موقتا ساکن میشوند که این تردد و رفت و آمدها باعث میشود علی پهلوان پدر دو پهلوان نصرت و قدرت با دختری ازخانواده باقری نامی که از بزرگان روستا بود ازدواج نمایند واین ترددها ادامه داشته که بعد از فوت پدر بزرگشان حاجی موسی املاک الله آباد را به فرزندش علی پهلوان واگذار مینمایند و به همین سبب علی پهلوان اوِغازیان سیبکانلویی در روستای الله آباد ساکن میشوند،درضمن علی پهلوان باسواد بوده وخط زیبایی داشتند
✅ ازاین خانواده که پهلوانی از قدیم الایام در رگ و خونشان موروثی بوده و در مورد شجاعت رمضان پهلوان که تاثیر بسزایی بر سردار عوض جلالی و تحفه گل داشت باید کتابها نوشت...
✅از ناحیه مادری
علی پهلوان از نسل سنجربیگ بودکه در اولاشلو ساکن بودند،خانمی تنومندباعفت و با غیرت ازنسل بزرگان، بسیار با محبت وبا فراست مهربان و به تعبیر بهتر وخودمانی تر خانمی کیوانی
👍16👏7❤2🔥1
✅ فعلا به این سه قسمت مختصر بسنده نموده تا کاملترش فرصت و وقتی دیگر...
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
🔥2