"پیغمبری که عمری غمخوار امتش بود
روی کبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟
جز علی و پدرت، قدر تو را کس نشناخت
شب قدری و بُوَد قدر تو پنهان، زهرا(س)
سالروز شهادت حضرت زهرا (س)دختر پیامبر مهر ورحمت بر همه شیعیان جهان وامت رسول الله تسلیت و تعزیت باد
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
🖤🖤🥀🥀
@buvanloo
روی کبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟
جز علی و پدرت، قدر تو را کس نشناخت
شب قدری و بُوَد قدر تو پنهان، زهرا(س)
سالروز شهادت حضرت زهرا (س)دختر پیامبر مهر ورحمت بر همه شیعیان جهان وامت رسول الله تسلیت و تعزیت باد
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
🖤🖤🥀🥀
@buvanloo
❤4👎4👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اجرای قطعه زیبا و با اصالت
سردار عئوض خان
توسط هنرمندان خوش ذوق و جوان
آقا سینا ابراهیمی بردر
و
خانم صاینا مصرزاده اوغاز
@buvanloo
سردار عئوض خان
توسط هنرمندان خوش ذوق و جوان
آقا سینا ابراهیمی بردر
و
خانم صاینا مصرزاده اوغاز
@buvanloo
👏11❤1👍1👎1
⭕️تاریخچهای از کوردهای روسیه (۲۰۱۰ - ۱۸۰۱)
🗣 عرفان کرمی
🔹کوردهای روسیه بخشی از کوردها هستند که پس از الحاق ماوراء قفقاز در آغاز قرن نوزدهم در قلمرو امپراتوری روسیه قرار گرفتند. در قرن بیستویکم، در نتیجهٔ یک سری مهاجرتهای درون شوروی در خلال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جمهوری “آدیگه” به محل بیشترین تجمع کوردها در روسیه تبدیل شد. در قرن بیستویکم محل بیشترین تمرکز کوردها در روسیه جمهوری “آدیگه”، بهویژه سکونتگاههای روستایی کراسنوگواردیسکی و تا حدی ناحیهٔ مایکوپ و همچنین خود شهر مایکوپ بود.
🔹مهاجرت دستهجمعی کوردها به جمهوری “آدیگه”، جایی که آنها عملاً هرگز قبلاً در آن زندگی نکرده بودند، در اواخر دههٔ ۸۰ و اوایل دههٔ ۹۰ قرن گذشته از منطقهٔ درگیر مرزی بین ارمنستان و آذربایجان آغاز شد. بعداً مهاجران اقتصادی و بستگان از سراسر قلمرو هر دو جمهوری به آنها پیوستند.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
🗣 عرفان کرمی
🔹کوردهای روسیه بخشی از کوردها هستند که پس از الحاق ماوراء قفقاز در آغاز قرن نوزدهم در قلمرو امپراتوری روسیه قرار گرفتند. در قرن بیستویکم، در نتیجهٔ یک سری مهاجرتهای درون شوروی در خلال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جمهوری “آدیگه” به محل بیشترین تجمع کوردها در روسیه تبدیل شد. در قرن بیستویکم محل بیشترین تمرکز کوردها در روسیه جمهوری “آدیگه”، بهویژه سکونتگاههای روستایی کراسنوگواردیسکی و تا حدی ناحیهٔ مایکوپ و همچنین خود شهر مایکوپ بود.
🔹مهاجرت دستهجمعی کوردها به جمهوری “آدیگه”، جایی که آنها عملاً هرگز قبلاً در آن زندگی نکرده بودند، در اواخر دههٔ ۸۰ و اوایل دههٔ ۹۰ قرن گذشته از منطقهٔ درگیر مرزی بین ارمنستان و آذربایجان آغاز شد. بعداً مهاجران اقتصادی و بستگان از سراسر قلمرو هر دو جمهوری به آنها پیوستند.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍6
آشنایی با کردهای ترکمنستان
شادروز امانی – بجنورد
اولین نقطه پس از خروج از مرز باجگیران هودان نام دارد که بی ارتباط با ایل عشایری هودانلو نمی باشد از باجگیران تا هودانلو تقریبا ۵ کیلومتر میشود . از هودان هم تا عشق آباد ، تقریبا بیست ودوکیومتر می شود راه از داخل مسیر کوهستانی دامنه های کپه داغ می گذرد .کوه ها ادامه رشته کوه کپه داغ یا گلیل است که هرچه یگذرد خشک وکم درخت می شود . شهر عشق آباد در حال تحول عجیبی است که به سرعت دارای بناهای بسیار مدرن می شود . خیابان اصلی عشق اباد کوراوغلی نام دارد . کردها بیشتر در خود شهر عشق اباد ساکن هستند و ساکن شهرکی بنام کوپالکا . در این محله کردهای بوانلو ونامانلو بیشتر حضور دارند . پیر زنان با همان شیلوار کردی در کوچه و محله خود مشاهده می شوند .از دیگر طوایف موجود کرد میلانلو ،کیکانلویی نامانلو، ملوانلو، سیل سپور، چورمه ،.جلالی و..از شهر نسا تا سرحد شیروان پنجاه کیلومترکمتر فاصله است .از روستاهای صدرصد کرمانج ترکمنستان یکی ( باقر) است که در فاصله بیست و پنج کیلومتری عشق اباد ومتصل به گلیل است . مردمش کرد زبان هستند که به روسی و ترکمنی بیشتر صحبت می کنند آنها جلالی هستند واز اقوام سردار عوض خان جلالی از دیگر روستا های که دارای کرمانج هستند باید از : سلولی ، بکراوه ، نسا ، فیروزه ، یانباش ،بایرام علی ، چارچو ،.نبی داغ نام برد .جمعیت کردهای ترکمنستان حدود صدهزار نفر بر آورد می شود که دربرگه هویت یا شناسنامه آنها ملیت کرد قید شده است. متاسفانه زبان و فرهنگ غنی کرمانجی در ترکمنستان در حال فراموشی است و نسل جدید با زبان رسمی یعنی ترکمنی و روسی آشنا بوده و خیلی کم از تاریخ و فرهنگ و زبان گذشتگان خویش اطلاعی دارند چه زیباست در برنامه های برون مرزی صداو سیمای ما توجهی یه ایرانیان ترکمنستان علی الخصوص کردها بشود تا از تبار خویش و کشور باستانی خویش بی خبر نمانند . پس از فرو پاشی شوروی کردهای ترکمنستان برای دیدار خویشان و بستگان گروه گروه به ایران می آمدند و با محبت بسیار بالای ایرانی ها مواجه می شدند .ایرانی ها نیز متقابلا به ترکمستان شتافتند و از اقوام خود پس از هفتاد سال جدائی دیدار نمودند. در بدو امر برگه گذر مرزی کار را برای رفت و آمد آسان می نمود ،اما از اوایل سال ۱۳۸۰ ترکمنستان با سیل گردشگران ایرانی روبرو شدو شرایط را برای ورود به ترکمنستان دشوارتر نمود . هزینه های ویزا و اقامت و هتل چند برابر شد و این امر باعث کاهش روابط فی مابین گردید
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
شادروز امانی – بجنورد
اولین نقطه پس از خروج از مرز باجگیران هودان نام دارد که بی ارتباط با ایل عشایری هودانلو نمی باشد از باجگیران تا هودانلو تقریبا ۵ کیلومتر میشود . از هودان هم تا عشق آباد ، تقریبا بیست ودوکیومتر می شود راه از داخل مسیر کوهستانی دامنه های کپه داغ می گذرد .کوه ها ادامه رشته کوه کپه داغ یا گلیل است که هرچه یگذرد خشک وکم درخت می شود . شهر عشق آباد در حال تحول عجیبی است که به سرعت دارای بناهای بسیار مدرن می شود . خیابان اصلی عشق اباد کوراوغلی نام دارد . کردها بیشتر در خود شهر عشق اباد ساکن هستند و ساکن شهرکی بنام کوپالکا . در این محله کردهای بوانلو ونامانلو بیشتر حضور دارند . پیر زنان با همان شیلوار کردی در کوچه و محله خود مشاهده می شوند .از دیگر طوایف موجود کرد میلانلو ،کیکانلویی نامانلو، ملوانلو، سیل سپور، چورمه ،.جلالی و..از شهر نسا تا سرحد شیروان پنجاه کیلومترکمتر فاصله است .از روستاهای صدرصد کرمانج ترکمنستان یکی ( باقر) است که در فاصله بیست و پنج کیلومتری عشق اباد ومتصل به گلیل است . مردمش کرد زبان هستند که به روسی و ترکمنی بیشتر صحبت می کنند آنها جلالی هستند واز اقوام سردار عوض خان جلالی از دیگر روستا های که دارای کرمانج هستند باید از : سلولی ، بکراوه ، نسا ، فیروزه ، یانباش ،بایرام علی ، چارچو ،.نبی داغ نام برد .جمعیت کردهای ترکمنستان حدود صدهزار نفر بر آورد می شود که دربرگه هویت یا شناسنامه آنها ملیت کرد قید شده است. متاسفانه زبان و فرهنگ غنی کرمانجی در ترکمنستان در حال فراموشی است و نسل جدید با زبان رسمی یعنی ترکمنی و روسی آشنا بوده و خیلی کم از تاریخ و فرهنگ و زبان گذشتگان خویش اطلاعی دارند چه زیباست در برنامه های برون مرزی صداو سیمای ما توجهی یه ایرانیان ترکمنستان علی الخصوص کردها بشود تا از تبار خویش و کشور باستانی خویش بی خبر نمانند . پس از فرو پاشی شوروی کردهای ترکمنستان برای دیدار خویشان و بستگان گروه گروه به ایران می آمدند و با محبت بسیار بالای ایرانی ها مواجه می شدند .ایرانی ها نیز متقابلا به ترکمستان شتافتند و از اقوام خود پس از هفتاد سال جدائی دیدار نمودند. در بدو امر برگه گذر مرزی کار را برای رفت و آمد آسان می نمود ،اما از اوایل سال ۱۳۸۰ ترکمنستان با سیل گردشگران ایرانی روبرو شدو شرایط را برای ورود به ترکمنستان دشوارتر نمود . هزینه های ویزا و اقامت و هتل چند برابر شد و این امر باعث کاهش روابط فی مابین گردید
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
❤4👍2👎1
بیگانگی با طنز
آتش در خرمن زبان مادری
🖋اسماعیل حسین پور
🔸در این عصر افسردگیها، دلشکستگیها، فقر و حسرت که بسیاری از مردم با لبخند بیگانهاند و با کولبری روزگار میگذرانند؛ در این روزگاری که یأس و ناامیدی سوهان روح بسیاری از مردم این کهن بوم و بر شده است؛ شادی آفرینی هنر بزرگی است که باید آن را قدر دانست و بانیان این هنر فاخر را عزیز داشت.
🔸اخیراً در برخی مناطق کردنشین، برخی هنرمندان عزیز در فضای مجازی، با تلاشهای شبانهروزی و با همتی ستودنی در حال ساخت و انتشار برخی کلیپهای طنز به زبان کُردی هستند تا کاهندۀ آلام و دردهای مردم باشند و بار اندوه و غم را از دلها بزدایند که باید به این شورآفرینان درود گفت.
🔸در کنار این طنز فاخر و ارزنده، سوگمندانه برخی کلیپها در فضای مجازی در حال انتشار است که نهتنها سنخیتی با طنز، هنر و فرهنگ این مردم ندارد؛ بلکه عملاً در تقابل بافرهنگ و باورهای این مردم صبور و صمیمی است و انتشار این کلیپهای لبریز هزل و هجو، نهتنها باعث آسیب جدی به پرستیژ زبانی کردها میشود؛ بلکه باعث رویگردانی نسل جوان از زبان مادری میشود.
🔸هر چند برخی از تهیهکنندگان این کلیپها بهزعم خود درحالخدمت به زبان مادریشان هستند؛ ولی با بهرهگیری از واژههای ناپخته و روح آزار و با فراموشی عفت کلام، باعث گسترش بیادبی و بیاخلاقی در جامعه میشوند که زیبنده نیست زبان کُردی که سرچشمۀ شعر و شور، نغمههای آسمانی و ملودیهای روح آشوب و لالاییهای جانبخش است اینگونه مورد تمسخر و استهزاء قرار گیرد.
🔸انتظار میرود هنرمندان عزیزی که دلدادۀ زبان مادریشان هستند و بعضاً سهواً به سمت تهیۀ این کلیپهای سطحی رفتهاند؛ با بهرهگیری از زبانی فاخر نسبت به تهیۀ کلیپهایی طنز و هدفمند اهتمام بورزند تا بتوانند ضمن احیای کهن واژههای زبان کردی و زنده کردن بسیاری از کنایههای پرمغزی که در حال فراموشی است؛ زمینۀ تقویت زبان مادری و غنای فرهنگ ملی مان را فراهم آورند.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
آتش در خرمن زبان مادری
🖋اسماعیل حسین پور
🔸در این عصر افسردگیها، دلشکستگیها، فقر و حسرت که بسیاری از مردم با لبخند بیگانهاند و با کولبری روزگار میگذرانند؛ در این روزگاری که یأس و ناامیدی سوهان روح بسیاری از مردم این کهن بوم و بر شده است؛ شادی آفرینی هنر بزرگی است که باید آن را قدر دانست و بانیان این هنر فاخر را عزیز داشت.
🔸اخیراً در برخی مناطق کردنشین، برخی هنرمندان عزیز در فضای مجازی، با تلاشهای شبانهروزی و با همتی ستودنی در حال ساخت و انتشار برخی کلیپهای طنز به زبان کُردی هستند تا کاهندۀ آلام و دردهای مردم باشند و بار اندوه و غم را از دلها بزدایند که باید به این شورآفرینان درود گفت.
🔸در کنار این طنز فاخر و ارزنده، سوگمندانه برخی کلیپها در فضای مجازی در حال انتشار است که نهتنها سنخیتی با طنز، هنر و فرهنگ این مردم ندارد؛ بلکه عملاً در تقابل بافرهنگ و باورهای این مردم صبور و صمیمی است و انتشار این کلیپهای لبریز هزل و هجو، نهتنها باعث آسیب جدی به پرستیژ زبانی کردها میشود؛ بلکه باعث رویگردانی نسل جوان از زبان مادری میشود.
🔸هر چند برخی از تهیهکنندگان این کلیپها بهزعم خود درحالخدمت به زبان مادریشان هستند؛ ولی با بهرهگیری از واژههای ناپخته و روح آزار و با فراموشی عفت کلام، باعث گسترش بیادبی و بیاخلاقی در جامعه میشوند که زیبنده نیست زبان کُردی که سرچشمۀ شعر و شور، نغمههای آسمانی و ملودیهای روح آشوب و لالاییهای جانبخش است اینگونه مورد تمسخر و استهزاء قرار گیرد.
🔸انتظار میرود هنرمندان عزیزی که دلدادۀ زبان مادریشان هستند و بعضاً سهواً به سمت تهیۀ این کلیپهای سطحی رفتهاند؛ با بهرهگیری از زبانی فاخر نسبت به تهیۀ کلیپهایی طنز و هدفمند اهتمام بورزند تا بتوانند ضمن احیای کهن واژههای زبان کردی و زنده کردن بسیاری از کنایههای پرمغزی که در حال فراموشی است؛ زمینۀ تقویت زبان مادری و غنای فرهنگ ملی مان را فراهم آورند.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍10
Geliye Zilan
Alin
" GELIYÊ ZÎLAN " دره زیلان 🦋
Stranbêj : Alîn
خواننده : آلین
🍃 🍂 🍃 🍂 🍃
Ax la bavo birin birin
Birin birin talan kirin
Me qet nedî rojê şirîn
Çavê bi hêstir dilê birîn
اخ ای پدر بردن بردن
بردن بردن غارت کردن
ما اصلا ندیدیم یک روز شیرین
چشمهای اشکبار و دل زخمی
Min go rêya me vejîn e
Ax azadî çi şirîne
Me gelek derdê wan dîne
Birin birin bavo birin
من گفتم راه ما راه احیاگر زندگی است
آخ آزادی چه شیرین است
ما خیلی از دردهای آنها را دیده ایم
بردن بردن پدر بردن
Ax la bavo birin birin
Birin birin talan kirin
Me qet nedî rojê şirîn
Çavê bi hêstir dilê birîn
اخ ای پدر بردن بردن
بردن بردن غارت کردن
ما اصلا ندیدیم یک روز شیرین
چشمهای اشکبار و دل زخمی
Gur ketine geliyê Zîlan
Berxê çav reş nale nale
Ev çi hale çi zewale
Birîndaran nale nale
گرگها وارد دره زیلان شدن
بره چشم سیاه ناله میکند
این چه حالیست و چه نابودیست.
زخمی ها ناله میکنند
@buvanloo
Stranbêj : Alîn
خواننده : آلین
🍃 🍂 🍃 🍂 🍃
Ax la bavo birin birin
Birin birin talan kirin
Me qet nedî rojê şirîn
Çavê bi hêstir dilê birîn
اخ ای پدر بردن بردن
بردن بردن غارت کردن
ما اصلا ندیدیم یک روز شیرین
چشمهای اشکبار و دل زخمی
Min go rêya me vejîn e
Ax azadî çi şirîne
Me gelek derdê wan dîne
Birin birin bavo birin
من گفتم راه ما راه احیاگر زندگی است
آخ آزادی چه شیرین است
ما خیلی از دردهای آنها را دیده ایم
بردن بردن پدر بردن
Ax la bavo birin birin
Birin birin talan kirin
Me qet nedî rojê şirîn
Çavê bi hêstir dilê birîn
اخ ای پدر بردن بردن
بردن بردن غارت کردن
ما اصلا ندیدیم یک روز شیرین
چشمهای اشکبار و دل زخمی
Gur ketine geliyê Zîlan
Berxê çav reş nale nale
Ev çi hale çi zewale
Birîndaran nale nale
گرگها وارد دره زیلان شدن
بره چشم سیاه ناله میکند
این چه حالیست و چه نابودیست.
زخمی ها ناله میکنند
@buvanloo
❤5😢2😱1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این ویدئوی کوتاه دوتا از بانوان محترم بوانلو هنر نمایی میکنند این ویدئو به سفارش یکی از اعضای کانال به اشتراک گذاشته میشود از ایشان نیز صمیمانه تشکر میکنیم
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍4👎1
Forwarded from کاریز
♦️علی خان بخشی، بخشی از هویت فرهنگی خراسان
🖋اسماعیل حسین پور
🔸در کوچههای عشق از یاد بردۀ آبادی، در این دیار گم شده در غبار از خویش گریزی، در این سرای در بر زبان مادری بسته، در دیار تاریخی"لوجلی" شیروان، هنوز در دل خانهای ساده و صمیمی، صدای تاری میپیچد. حزنانگیزی صدایی که با ساز درهمتنیدهاند؛ تو را به سمت خویش میخواند. مردی نحیف، با تنی تکیده و چشمان به گودنشسته، ترانۀ"ئەرمان دەلالێ" را مینوازد و زمزمهاش میکند.
🔸نزدیکتر که میشوی؛ مرد تو را با لبخندی مهمان خویش و خانهاش میکند. کنارش مینشینی، صدای دلنشینش، تو را تا دوردستها میبرد. کبوتر خیالت را در دشت "تکمران" به پرواز در میآورد و از فراز "امام حاضر" بالاتر میبرد. صدای زلال علی خان در گوش سبزهها، در گوش درخت زردآلوی قد خمیده، در گوش گلهای باغچه میپیچد. با این ترانههای طربناک، باغچه همچون ریههای کم نفس بخشی، نفس تازه میکند.
🔸بخشی علی خان حسین نیا، پیر برنا دل تکمران، در نخستین روز بهار 1319 خورشیدی و هم زمان با طربناکی خاک و فرارسیدن نوروز، در "لوجلی" دیده به جهان گشوده است و مهمان خانۀ "شامالی" و "زهرا" شده است.
🔸همان کودک دیروز و بخشی 83 سالۀ امروز آبادی؛ بیش از 60 سال است که تار در دست دارد و بر لبانش ترانه میتراود. مرد هر چند فرزندی ندارد ولی میگوید: «این ترانهها، فرزندان عزیز منند». سالیان سال است او و همسرش "معصومه"، تنها با این سازوآواز دلخوشند. بهپای هم ماندهاند؛ خواندهاند؛ پیر شدهاند و هنوز هم حرمت نگهدار عشق و زندگیاند.
🔸علی خان هیچ استادی ندیده است. ترانههایش بکر و دلنشین است. گنجینهای از کهن ترانههای ناشنیده است. سینۀ این مرد نحیف، دیوان ترانههای پرشماری است که کمتر شنیده شده است و باید این سینۀ پر راز و آواز را عزیز داشت.
🔸مرد سخت شیفتۀ رادیو کرمانجی است. تمام مجریانش را به اسم میشناسد. از خانم میترا محمدی فر، مجری دانا و ادیب برنامه بسیار یاد میکند. یکباره تلفن خانم محمدی را میگیرم. با خانم محمدی هم کلام میشود. بغض گلویش را میفشارد و ترانۀ "الله خوه دێ" را برای خانم محمدی فر زمزمه میکند:
الله خوەدێ تو موبینی/ تو کو حالی مه ده وینی/ فکره ک له مه تو بکشینی
خداوندا تو مبینی/ تو که نظاره گر حالمان هستی/ فکر و چارهای برایمان بکش
🔸علی خان که چندی است بهخاطر بیماری خانهنشین شده است؛ تار در دست میگیرد. با دستهایی لرزان، با صدایی شکسته و محزون، ترانۀ "الله مزار" را میخواند. گویی در دلش شیون و ماتمی دیرین است. ترانۀ "سردار عیوض" را که میخواند؛ وجودش یکباره همه بغض میشود. همه اشک. اشکهایش بر روی تار میچکد و پرده دوتار در زلالی اشکهای بخشی پیر، تن میشوید. روزگاری، این حنجره، این پیرمرد و این تارِتنها، شادیبخش آیینهای شادمانۀ مردم بودهاند.
🔸علی خان و تار هر دو دلدادۀ هم هستند. نگاه علی خان و دوتار، نگاه دو یار است. نگاه دو نگار است. وقتی علی خان دست به تار میبرد؛ دست و دلش میلرزد. هر چند دستانش بر اثر بیماری گیرایی لازم را ندارد ولی وقتی دست به تار میبرد گویی همه صدا میشود و ترانههایش را برایمان زمزمه میکند. وقتی لب باز میکند؛ گویی صدایش از دل درههای عمیق و ژرف تاریخ میآید. علی خان میگوید ترانهها را از همان جوانی بر لب داشته است و با همان حس، عاشقانه میخواند که:
مالان بار کر بینه بینه/ ئورزه لگێ دەمی سینه/ سه وا یارێ بوونی دینه
عشایر چادرها را برچیدند و کوچیدند/ یار به اسفند دامنۀ تپه میماند/ بیتاب و بیقرار دیدار یارم.
🔸این روزها در خلوت کوچههای آبادی، در دیاری که هنر برخی پشتکردن به زبان مادری است؛ علی خان، میراثدار ترانههای بلند و پراندوهی است که این روزها ارادهای برای ثبت و ضبط این ترانههای در دل توده شده، وجود ندارد. امید که علاقهمندان، پا پیش نهند و با ثبت و مکتوب نمودن این ترانهها، بارکم کاری نهادهای فرهنگی را بر دوش کشند.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
🖋اسماعیل حسین پور
🔸در کوچههای عشق از یاد بردۀ آبادی، در این دیار گم شده در غبار از خویش گریزی، در این سرای در بر زبان مادری بسته، در دیار تاریخی"لوجلی" شیروان، هنوز در دل خانهای ساده و صمیمی، صدای تاری میپیچد. حزنانگیزی صدایی که با ساز درهمتنیدهاند؛ تو را به سمت خویش میخواند. مردی نحیف، با تنی تکیده و چشمان به گودنشسته، ترانۀ"ئەرمان دەلالێ" را مینوازد و زمزمهاش میکند.
🔸نزدیکتر که میشوی؛ مرد تو را با لبخندی مهمان خویش و خانهاش میکند. کنارش مینشینی، صدای دلنشینش، تو را تا دوردستها میبرد. کبوتر خیالت را در دشت "تکمران" به پرواز در میآورد و از فراز "امام حاضر" بالاتر میبرد. صدای زلال علی خان در گوش سبزهها، در گوش درخت زردآلوی قد خمیده، در گوش گلهای باغچه میپیچد. با این ترانههای طربناک، باغچه همچون ریههای کم نفس بخشی، نفس تازه میکند.
🔸بخشی علی خان حسین نیا، پیر برنا دل تکمران، در نخستین روز بهار 1319 خورشیدی و هم زمان با طربناکی خاک و فرارسیدن نوروز، در "لوجلی" دیده به جهان گشوده است و مهمان خانۀ "شامالی" و "زهرا" شده است.
🔸همان کودک دیروز و بخشی 83 سالۀ امروز آبادی؛ بیش از 60 سال است که تار در دست دارد و بر لبانش ترانه میتراود. مرد هر چند فرزندی ندارد ولی میگوید: «این ترانهها، فرزندان عزیز منند». سالیان سال است او و همسرش "معصومه"، تنها با این سازوآواز دلخوشند. بهپای هم ماندهاند؛ خواندهاند؛ پیر شدهاند و هنوز هم حرمت نگهدار عشق و زندگیاند.
🔸علی خان هیچ استادی ندیده است. ترانههایش بکر و دلنشین است. گنجینهای از کهن ترانههای ناشنیده است. سینۀ این مرد نحیف، دیوان ترانههای پرشماری است که کمتر شنیده شده است و باید این سینۀ پر راز و آواز را عزیز داشت.
🔸مرد سخت شیفتۀ رادیو کرمانجی است. تمام مجریانش را به اسم میشناسد. از خانم میترا محمدی فر، مجری دانا و ادیب برنامه بسیار یاد میکند. یکباره تلفن خانم محمدی را میگیرم. با خانم محمدی هم کلام میشود. بغض گلویش را میفشارد و ترانۀ "الله خوه دێ" را برای خانم محمدی فر زمزمه میکند:
الله خوەدێ تو موبینی/ تو کو حالی مه ده وینی/ فکره ک له مه تو بکشینی
خداوندا تو مبینی/ تو که نظاره گر حالمان هستی/ فکر و چارهای برایمان بکش
🔸علی خان که چندی است بهخاطر بیماری خانهنشین شده است؛ تار در دست میگیرد. با دستهایی لرزان، با صدایی شکسته و محزون، ترانۀ "الله مزار" را میخواند. گویی در دلش شیون و ماتمی دیرین است. ترانۀ "سردار عیوض" را که میخواند؛ وجودش یکباره همه بغض میشود. همه اشک. اشکهایش بر روی تار میچکد و پرده دوتار در زلالی اشکهای بخشی پیر، تن میشوید. روزگاری، این حنجره، این پیرمرد و این تارِتنها، شادیبخش آیینهای شادمانۀ مردم بودهاند.
🔸علی خان و تار هر دو دلدادۀ هم هستند. نگاه علی خان و دوتار، نگاه دو یار است. نگاه دو نگار است. وقتی علی خان دست به تار میبرد؛ دست و دلش میلرزد. هر چند دستانش بر اثر بیماری گیرایی لازم را ندارد ولی وقتی دست به تار میبرد گویی همه صدا میشود و ترانههایش را برایمان زمزمه میکند. وقتی لب باز میکند؛ گویی صدایش از دل درههای عمیق و ژرف تاریخ میآید. علی خان میگوید ترانهها را از همان جوانی بر لب داشته است و با همان حس، عاشقانه میخواند که:
مالان بار کر بینه بینه/ ئورزه لگێ دەمی سینه/ سه وا یارێ بوونی دینه
عشایر چادرها را برچیدند و کوچیدند/ یار به اسفند دامنۀ تپه میماند/ بیتاب و بیقرار دیدار یارم.
🔸این روزها در خلوت کوچههای آبادی، در دیاری که هنر برخی پشتکردن به زبان مادری است؛ علی خان، میراثدار ترانههای بلند و پراندوهی است که این روزها ارادهای برای ثبت و ضبط این ترانههای در دل توده شده، وجود ندارد. امید که علاقهمندان، پا پیش نهند و با ثبت و مکتوب نمودن این ترانهها، بارکم کاری نهادهای فرهنگی را بر دوش کشند.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
Telegram
attach 📎
👍5❤4
ژ ئیشەڤ
ژ ئیشهڤ چهڵە و چاخوون ل پێشه
دلێ من ساره، تژی ژان و ئێشه
م ئیشهڤ دی ژ چاڤان قڕ دباری
زڤستانه، ژ ئیشهڤ تا تمێشه
از امشب
از امشب چلە و سرما در پیش است
دلم سرد است ، پر از درد و رنج است
امشب دیدم از چشمانش یخ میبارید
زمستان است ، از امشب تا همیشە
دوکتور_سادق_فهرهادی
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
ژ ئیشهڤ چهڵە و چاخوون ل پێشه
دلێ من ساره، تژی ژان و ئێشه
م ئیشهڤ دی ژ چاڤان قڕ دباری
زڤستانه، ژ ئیشهڤ تا تمێشه
از امشب
از امشب چلە و سرما در پیش است
دلم سرد است ، پر از درد و رنج است
امشب دیدم از چشمانش یخ میبارید
زمستان است ، از امشب تا همیشە
دوکتور_سادق_فهرهادی
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍2👎1👏1
Audio
👍1👎1
🔻اتمام پادشاه فصل ها و دورهمنشینی درطولانی ترین شب سال
👈فردا پاییز با تمام زیبایی ها و عاشقانه هایش رو به اتمام است، بلندترین شب سال از لابه لای انگشتان زمستان فرو می چکد تا شاید زندگی طوری دیگر و با نگاهی دیگر برای ما آغاز شود، آغازی که به سفیدی و روشنایی چشم دوخته و امید و نور و پاکی را به ما نوید می دهد و با شروعی که «یلدا» نام گرفته و رسم و سنتی ویژه برای آن مدون شده است.
هر گوشه از کشور پهناور ایران را که نگاه کنی، برپایی شب یلدا، سنت و آداب و رسوم خاص خود را داشته است، هرچند بسیاری از آن آداب و رسوم و فرهنگ مخصوص شب چله به فراموشی سپرده شده است و معلوم نیست چقدر ماندگار میماند اما همچنان مناطق و استانهای مختلف کشور به برگزاری رسومات و آیین های مانند شب یلدا اهتمام می ورزند و آن را پاس می دارند.
شب یلدا، شب اول زمستان، طولانی ترین شب سال است که فردای آن با تابش خورشید، روزهای ایزدی افزونی می یابد و مردم ایران و به ویژه کردستان آداب و رسوم خاصی برای این شب دارند.
شب یلدا یا شب چله بلندترین شب سال در نیم کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از 30 آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق میشود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن میگیرند. این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود.
واژهٔ «یلدا» ریشه سریانی دارد و بهمعنای «ولادت» و «تولد» است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکستناپذیر مینامند
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل میداد و در طول سال با سپری شدن فصلها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیتهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند. آنان ملاحظه میکردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند میشود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر میتوانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکشاند.
شب یلدا را در کردستان «شهو چله» (شب چله) یا شهو زمسان) شب زمستان) مینامند. شبی که پیش از فرارسیدناش، هیجان و شور خاصی را در میان مردم برمیانگیزد.
در چند دهه گذشته آیین شب چله در سنندج با سایر شهرها و مناطق ایران تفاوتهایی دارد به طوریکه از سه ماه قبل سنندجیها در فکر شب چله بودهاند، زیرا انگورها به بند کشیده و گلابی مخصوص انتخاب شده، میوه، "به" و سیب خریداری و نگهداری شده و از همه مهمتر خربزه را در خم ترشی انداختهاند و شب چله هم دلمه کلم پیچیده میشود.
همسایگان از خانه بزرگان محله خربزه ترشی تهیه میکردند و به دلیل دوری راه و نبودن وسایل نقلیه امروزی از مرکبات مانند پرتقال و لیموشیرین و نارنگی و... خبری نبود و اگر این مواد به سنندج وارد میشد اعیان و اشراف آن را میخریدند و مردم هم چندان به مرکبات احتیاج نداشتند زیرا بهترین انگور و به و انواع (گلابی) و انار و سیب پاییزه و سرخ در سنندج به حد فراوان وجود داشت.
چنانکه از فرهنگ مردم برمیآید در دیگر مناطق ایران هندوانه شب چله مقام اول را دارد چنانکه در سنندج خربزه ترش اول است، از دیگر ویژگی این شب جمع شدن تمام افراد خانواده و تا پاسی از شب بیدار نشستن و به بحث و گفتگو کردن با همدیگر و سرور و شادی است.
قصه قدیمی و مراسم "ننه سرما و خاتون زمهریر" از جمله قصه و داستان های شب یلدا است که توسط بزرگان برای افراد خانواده مطرح می شد.
اگر چه شرایط اجتماعی، مهاجرتها و تغییر بافت فرهنگی منطقه تا حدود زیادی آداب و رسوم شب یلدا را در کردستان کمرنگ کرده، اما هنوز این سنت دیرینه در قالب شب نشینی با نام شب چله یا شب زمستان به قوت خود باقی است.
در فرهنگ ما ایرانی ها و به ویژه کردها سنت ها و باورها و آداب و رسومی وجود دارند که تلاش برای حفظ و تروج آنها هم ضروریست و هم ارزشمند، که "یلدا" یا «شب چله» یکی آز آنهاست چرا که در فضای کنونی و مشکلات زندگی که از ده ها سو برای بشر امروزی به وجود آمده بهانه ای برای توجه به خوبی ها و سپیدی ها و راهی برای کم توجهی به تاریکی و پلیدی ها و از همه مهمتر یادآوری می کند که ما که بوده و به کجا می رویم و چه آداب و رسوم و فرهنگی داشته ایم و در کنار این مهم بهانه ای بسیار ارزشمندتر است برای تکریم بزرگان و احترام و تحکیم خانوادها و فراموش کردن کدورت ها و تنهایی ها و این خوب است اگر یادمان نرود...
🔸رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo☃️⛄️🌧⛈❄️☔️
👈فردا پاییز با تمام زیبایی ها و عاشقانه هایش رو به اتمام است، بلندترین شب سال از لابه لای انگشتان زمستان فرو می چکد تا شاید زندگی طوری دیگر و با نگاهی دیگر برای ما آغاز شود، آغازی که به سفیدی و روشنایی چشم دوخته و امید و نور و پاکی را به ما نوید می دهد و با شروعی که «یلدا» نام گرفته و رسم و سنتی ویژه برای آن مدون شده است.
هر گوشه از کشور پهناور ایران را که نگاه کنی، برپایی شب یلدا، سنت و آداب و رسوم خاص خود را داشته است، هرچند بسیاری از آن آداب و رسوم و فرهنگ مخصوص شب چله به فراموشی سپرده شده است و معلوم نیست چقدر ماندگار میماند اما همچنان مناطق و استانهای مختلف کشور به برگزاری رسومات و آیین های مانند شب یلدا اهتمام می ورزند و آن را پاس می دارند.
شب یلدا، شب اول زمستان، طولانی ترین شب سال است که فردای آن با تابش خورشید، روزهای ایزدی افزونی می یابد و مردم ایران و به ویژه کردستان آداب و رسوم خاصی برای این شب دارند.
شب یلدا یا شب چله بلندترین شب سال در نیم کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از 30 آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق میشود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن میگیرند. این شب در نیمکره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاهتر میشود.
واژهٔ «یلدا» ریشه سریانی دارد و بهمعنای «ولادت» و «تولد» است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکستناپذیر مینامند
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل میداد و در طول سال با سپری شدن فصلها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیتهای خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند. آنان ملاحظه میکردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند میشود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر میتوانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکشاند.
شب یلدا را در کردستان «شهو چله» (شب چله) یا شهو زمسان) شب زمستان) مینامند. شبی که پیش از فرارسیدناش، هیجان و شور خاصی را در میان مردم برمیانگیزد.
در چند دهه گذشته آیین شب چله در سنندج با سایر شهرها و مناطق ایران تفاوتهایی دارد به طوریکه از سه ماه قبل سنندجیها در فکر شب چله بودهاند، زیرا انگورها به بند کشیده و گلابی مخصوص انتخاب شده، میوه، "به" و سیب خریداری و نگهداری شده و از همه مهمتر خربزه را در خم ترشی انداختهاند و شب چله هم دلمه کلم پیچیده میشود.
همسایگان از خانه بزرگان محله خربزه ترشی تهیه میکردند و به دلیل دوری راه و نبودن وسایل نقلیه امروزی از مرکبات مانند پرتقال و لیموشیرین و نارنگی و... خبری نبود و اگر این مواد به سنندج وارد میشد اعیان و اشراف آن را میخریدند و مردم هم چندان به مرکبات احتیاج نداشتند زیرا بهترین انگور و به و انواع (گلابی) و انار و سیب پاییزه و سرخ در سنندج به حد فراوان وجود داشت.
چنانکه از فرهنگ مردم برمیآید در دیگر مناطق ایران هندوانه شب چله مقام اول را دارد چنانکه در سنندج خربزه ترش اول است، از دیگر ویژگی این شب جمع شدن تمام افراد خانواده و تا پاسی از شب بیدار نشستن و به بحث و گفتگو کردن با همدیگر و سرور و شادی است.
قصه قدیمی و مراسم "ننه سرما و خاتون زمهریر" از جمله قصه و داستان های شب یلدا است که توسط بزرگان برای افراد خانواده مطرح می شد.
اگر چه شرایط اجتماعی، مهاجرتها و تغییر بافت فرهنگی منطقه تا حدود زیادی آداب و رسوم شب یلدا را در کردستان کمرنگ کرده، اما هنوز این سنت دیرینه در قالب شب نشینی با نام شب چله یا شب زمستان به قوت خود باقی است.
در فرهنگ ما ایرانی ها و به ویژه کردها سنت ها و باورها و آداب و رسومی وجود دارند که تلاش برای حفظ و تروج آنها هم ضروریست و هم ارزشمند، که "یلدا" یا «شب چله» یکی آز آنهاست چرا که در فضای کنونی و مشکلات زندگی که از ده ها سو برای بشر امروزی به وجود آمده بهانه ای برای توجه به خوبی ها و سپیدی ها و راهی برای کم توجهی به تاریکی و پلیدی ها و از همه مهمتر یادآوری می کند که ما که بوده و به کجا می رویم و چه آداب و رسوم و فرهنگی داشته ایم و در کنار این مهم بهانه ای بسیار ارزشمندتر است برای تکریم بزرگان و احترام و تحکیم خانوادها و فراموش کردن کدورت ها و تنهایی ها و این خوب است اگر یادمان نرود...
🔸رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo☃️⛄️🌧⛈❄️☔️
👍4👎1
Audio
👍8
🔴فهرست جشن های باستانی ایران
فروردین:
1- جشن نوروز ، جشن سال نو
4- جشن نخستین چهارشنبه سال
6- روز امید و روز شادباش
10- جشن آبانگاه
13- جشن سیزده بدر
17- سروش روز،جشن سروشگان
19- فروردین روز،جشن فروردنگان
اردیبهشت:
2- جشن گیاه آوری
3- اردیبهشت روز، جشن اردیبهشتگان
10- جشن چهلمین روز نوروز
15- جشن میانه بهار،جشن باربد،روز پیام آوری زرتشت
خرداد:
1- ارغاسوان ، جشن گرما
6- خرداد روز،جشن خردادگا
تیر:
1- جشن آب پاشون، جشن آغاز تابستان
6- جشن نیلوفر
13- تیر روز، جشن تیرگان
15- جشن خام خواری
مرداد:
7- مرداد روز، جشن مردادگان
10- جشن چله تابستان
15- جشن میانه تابستان
18- جشن می خواره
شهریور:
1- جشن خنکی هوا
3- جشن کشمین
4- شهریور روز، جشن شهریورگان – عروج مانی
8- جشن خزان
15- بازار جشن
31- جشن پایان تابستان
مهر:
1- جشن میتراکانا – سال نو هخامنشی
13- تیر روز، جشن تیرروزی
16- مهر روز، جشن مهرگان
21- جشن رام روزی،جشن پیروزی کاوه و فریدو
آبان:
10- آبان روز،جشن آبانگان
15- جشن میانه پاییز
آذر:
1- آذر جشن
9- آذر روز، جشن آذرگان
30- جشن شب یلدا
دی:
1- روز میلاد خورشید، جشن خرم روز،نخستین جشن دیگان
5- بازار جشن
8- دی به آذر روز، دومین جشن دیگان
14- سیر سور، جشن گیاه خواری
15- جشن پیکرتراشی، دی به مهر روز، سومین جشن دیگان
16- جشن درامزینان، جشن درفش ها
23- دی به دین روز، چهارمین جشن دیگان
بهمن:
1- زاد روز فردوسی
2- بهمن روز، جشن بهمنگان
4- شهریور روز، آغاز پادشاهی داراب (کوروش)
5- جشن نوسره
10- آبان روز، جشن سده، آتش افروزی بر بام ها
15- جشن میانه زمستان
22- جشن بادروزی
اسفند:
1- جشن اسفندی
5- اسفند روز، جشن اسفندگان،گرامیداشت زمین و بانوان- جشن برزگران
10- جشن وخشنکام
19- جشن نوروز رودها
20- جشن گلدان
24- چهارشنبه سوری
25- فروردگان- پایان سرایش شاهنامه فردوسی
29- جشن پایان زمستان- زادروز زرتشت –
جشن اوشیدر ( نجات بخش ایرانی )
🔸رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
فروردین:
1- جشن نوروز ، جشن سال نو
4- جشن نخستین چهارشنبه سال
6- روز امید و روز شادباش
10- جشن آبانگاه
13- جشن سیزده بدر
17- سروش روز،جشن سروشگان
19- فروردین روز،جشن فروردنگان
اردیبهشت:
2- جشن گیاه آوری
3- اردیبهشت روز، جشن اردیبهشتگان
10- جشن چهلمین روز نوروز
15- جشن میانه بهار،جشن باربد،روز پیام آوری زرتشت
خرداد:
1- ارغاسوان ، جشن گرما
6- خرداد روز،جشن خردادگا
تیر:
1- جشن آب پاشون، جشن آغاز تابستان
6- جشن نیلوفر
13- تیر روز، جشن تیرگان
15- جشن خام خواری
مرداد:
7- مرداد روز، جشن مردادگان
10- جشن چله تابستان
15- جشن میانه تابستان
18- جشن می خواره
شهریور:
1- جشن خنکی هوا
3- جشن کشمین
4- شهریور روز، جشن شهریورگان – عروج مانی
8- جشن خزان
15- بازار جشن
31- جشن پایان تابستان
مهر:
1- جشن میتراکانا – سال نو هخامنشی
13- تیر روز، جشن تیرروزی
16- مهر روز، جشن مهرگان
21- جشن رام روزی،جشن پیروزی کاوه و فریدو
آبان:
10- آبان روز،جشن آبانگان
15- جشن میانه پاییز
آذر:
1- آذر جشن
9- آذر روز، جشن آذرگان
30- جشن شب یلدا
دی:
1- روز میلاد خورشید، جشن خرم روز،نخستین جشن دیگان
5- بازار جشن
8- دی به آذر روز، دومین جشن دیگان
14- سیر سور، جشن گیاه خواری
15- جشن پیکرتراشی، دی به مهر روز، سومین جشن دیگان
16- جشن درامزینان، جشن درفش ها
23- دی به دین روز، چهارمین جشن دیگان
بهمن:
1- زاد روز فردوسی
2- بهمن روز، جشن بهمنگان
4- شهریور روز، آغاز پادشاهی داراب (کوروش)
5- جشن نوسره
10- آبان روز، جشن سده، آتش افروزی بر بام ها
15- جشن میانه زمستان
22- جشن بادروزی
اسفند:
1- جشن اسفندی
5- اسفند روز، جشن اسفندگان،گرامیداشت زمین و بانوان- جشن برزگران
10- جشن وخشنکام
19- جشن نوروز رودها
20- جشن گلدان
24- چهارشنبه سوری
25- فروردگان- پایان سرایش شاهنامه فردوسی
29- جشن پایان زمستان- زادروز زرتشت –
جشن اوشیدر ( نجات بخش ایرانی )
🔸رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍6👎1
کسب مدال نقره پرورش اندام استان تهران در رده نوجوانان توسط فرزند بوانلو آقا پدرام محمد نژاد فرزند دلبند امیرمحمد ( گلمحمد) محمدنژاد به ایشان خانواده محترم به ویژه مردم ورزش دوست بوانلو تبریک و تهنیت عرض می کنیم .
به امید قهرمانی در سطح ملی و جهانی
🔸رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo💪💪🌺🌺
به امید قهرمانی در سطح ملی و جهانی
🔸رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo💪💪🌺🌺
🔥10👎2👍1
Forwarded from Dîroka_Kurdan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام 🍉
شب یلدای پر از خاطره ای داشته باشید
این آهنگ برای آوردن لبخند رو لباتون تولید شد
🔗 @farhadmusic._
.
.
🇯🇴🇮🇳👇
🆔 https://t.me/DirokaKurdan
شب یلدای پر از خاطره ای داشته باشید
این آهنگ برای آوردن لبخند رو لباتون تولید شد
🔗 @farhadmusic._
.
.
🇯🇴🇮🇳👇
🆔 https://t.me/DirokaKurdan
👍5👏2👎1😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دوتار نوازی(مقام لو) اقای علیرضا قوی هیکل بوانلو تقدیم اعضای محترم کانال
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍18🤮2
تفاوت های اسب ترکمن با اسب اصیل کردی.
اسب ترکمن اندامی کشیده و کمر باریکی دارد . دست و پایش بلند و ظرافت خاصی دارند .
این 🏇 اسبهای زیبا با توجه به خصوصیات بالا در دشتها با سرعت زیادی میدوند .
اسب نژاد کورد اندامی درشت تر ، دست و پای محکم تر و سینه گشادتری دارد و در نتیجه زمان بیشتری میتواند در مناطق کوهستانی(تا ارتفاع ۳۵۰۰ متر ) حرکت کرده و دوام بیاورد .
اسب ترکمن در کوهستان تاب نیاورده نمیتواند با اسب کورد هماوردی کند ، همانگونه که اسب ترکمن در دشت پیشتاز اسب کورد خواهد شد. شرایط محیطی پس از هزاران سال تغییرات ژنتیکی در نژادهای مختلف اسب به بار آورده است ، یعنی :ده هزار سال پیش ، ترکمن ها اسب خود را از میان چند نژاد اسب انتخاب نکردهاند بلکه اسب مورد انتخاب آنان به تدریج در طول تاریخ آن خصوصیات را بدست آورده . این موضوع در مورد سایر نژادهای اسب به همان گونه است .
اسب کورد هزاران سال با این ملت همراه بوده است ، در کوههای زاگرس بالا و پایین رفته و سینه فراختری پیدا کرده تا بتواند اکسیژن کافی برای بالا رفتن از کوه وارد شش های خود کند .
🔸رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
اسب ترکمن اندامی کشیده و کمر باریکی دارد . دست و پایش بلند و ظرافت خاصی دارند .
این 🏇 اسبهای زیبا با توجه به خصوصیات بالا در دشتها با سرعت زیادی میدوند .
اسب نژاد کورد اندامی درشت تر ، دست و پای محکم تر و سینه گشادتری دارد و در نتیجه زمان بیشتری میتواند در مناطق کوهستانی(تا ارتفاع ۳۵۰۰ متر ) حرکت کرده و دوام بیاورد .
اسب ترکمن در کوهستان تاب نیاورده نمیتواند با اسب کورد هماوردی کند ، همانگونه که اسب ترکمن در دشت پیشتاز اسب کورد خواهد شد. شرایط محیطی پس از هزاران سال تغییرات ژنتیکی در نژادهای مختلف اسب به بار آورده است ، یعنی :ده هزار سال پیش ، ترکمن ها اسب خود را از میان چند نژاد اسب انتخاب نکردهاند بلکه اسب مورد انتخاب آنان به تدریج در طول تاریخ آن خصوصیات را بدست آورده . این موضوع در مورد سایر نژادهای اسب به همان گونه است .
اسب کورد هزاران سال با این ملت همراه بوده است ، در کوههای زاگرس بالا و پایین رفته و سینه فراختری پیدا کرده تا بتواند اکسیژن کافی برای بالا رفتن از کوه وارد شش های خود کند .
🔸رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍5🤮3❤1