در قدیم
در گذشته درباریان ، تجار ، ثروتمندان ، مالکان و روحانیون القاب و عناوین مشخص داشتند که هم در اسناد ( قباله ، خرید و فروش ، اسناد مالکیت ، نوشته جات و ....) نوشته میشدند و هم مردم به همان لقبها و عنوانها انان را صدا میزدند ، اما برای مردم عادی نام خانوادگی وجود نداشت ، مگر لقبهای وابسته به شغل و کسب و کار مانند :
حسن شیرفروش ، احمد ماست بند ، ممد خرکچی ، شیرعلی قصاب ، حسین درشکه چی و کریم شیرەای ....و غیره که در ادبیات ما هم نفوذ کرده است .
اما از همان روزهای اول صدور شناسنامه در ایران ( از سال ۱۳۱۳ به بعد ) ماموران ثبت سجل زیاد به خود زحمت نداده و در روستاهای ایران نامهای خانوادگی عجیبی به مردم میدادند .
در حقیقت دو موضوع با هم و به موازات هم پیش میرفتند :
۱_ کدخدا یا ارباب روستا مردم ان دهکده را مانند اموال ارباب به حساب می آوردند و برای جلوگیری از مهاجرت روستاییان نام دهکده را مانند پسوند در شناسنامه مردم روستا درج کرده و مینوشتند تا اهالی ان دهکده نتوانند به سایر روستاها کوچ کنند .
در حقیقت مردم روستای ایران همانند سرواژههای روسیه ( کشاورزان ) همانند اموال اربابان به حساب میآمدند ( ۱ )
جالب است بدانید که:
پسوند نام خانوادگی یکی از همکلاسی های من در دانشگاه تهران و در مهر ماه ۱۳۴۳ ( سیچانی ) بود !! ( ۲ )
م .. ب .. سیچانی !!
که مدتها باعث تعجب دوستان و استادان شده بود ( ۳ )
۲_ مامورین صدور سجل که اغلب تریاکی بودند بسیار کم حوصله و بی ادب بودند و بعلت خستگی و گاهی برای طنز به میل خود نامهای خانوادگی عجیبی در شناسنامه مردم وارد میکردند و در آن سالها نه کسی به این نامها توجهی میکرد و نه هیچ کس جرات اعتراض داشت .
پ ن
۱_ سیستم کشاورزی سرواژ در روسیه در زمان تزار و در اثر پیکار تولستوی و سایر روشنفکران لغو شد .
۲_ سیچان یکی از روستاهای شهرستان اصفهان است و به معنی موش است ( در زبان تورکی )
۳_ جناب دکتر عزیز اکنون در ان سوی آب است و پسوند سیچانی را هم حذف کرده است .
دکتر علی شمس برهان _ ۹ آذر ۱۴۰۲
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
در گذشته درباریان ، تجار ، ثروتمندان ، مالکان و روحانیون القاب و عناوین مشخص داشتند که هم در اسناد ( قباله ، خرید و فروش ، اسناد مالکیت ، نوشته جات و ....) نوشته میشدند و هم مردم به همان لقبها و عنوانها انان را صدا میزدند ، اما برای مردم عادی نام خانوادگی وجود نداشت ، مگر لقبهای وابسته به شغل و کسب و کار مانند :
حسن شیرفروش ، احمد ماست بند ، ممد خرکچی ، شیرعلی قصاب ، حسین درشکه چی و کریم شیرەای ....و غیره که در ادبیات ما هم نفوذ کرده است .
اما از همان روزهای اول صدور شناسنامه در ایران ( از سال ۱۳۱۳ به بعد ) ماموران ثبت سجل زیاد به خود زحمت نداده و در روستاهای ایران نامهای خانوادگی عجیبی به مردم میدادند .
در حقیقت دو موضوع با هم و به موازات هم پیش میرفتند :
۱_ کدخدا یا ارباب روستا مردم ان دهکده را مانند اموال ارباب به حساب می آوردند و برای جلوگیری از مهاجرت روستاییان نام دهکده را مانند پسوند در شناسنامه مردم روستا درج کرده و مینوشتند تا اهالی ان دهکده نتوانند به سایر روستاها کوچ کنند .
در حقیقت مردم روستای ایران همانند سرواژههای روسیه ( کشاورزان ) همانند اموال اربابان به حساب میآمدند ( ۱ )
جالب است بدانید که:
پسوند نام خانوادگی یکی از همکلاسی های من در دانشگاه تهران و در مهر ماه ۱۳۴۳ ( سیچانی ) بود !! ( ۲ )
م .. ب .. سیچانی !!
که مدتها باعث تعجب دوستان و استادان شده بود ( ۳ )
۲_ مامورین صدور سجل که اغلب تریاکی بودند بسیار کم حوصله و بی ادب بودند و بعلت خستگی و گاهی برای طنز به میل خود نامهای خانوادگی عجیبی در شناسنامه مردم وارد میکردند و در آن سالها نه کسی به این نامها توجهی میکرد و نه هیچ کس جرات اعتراض داشت .
پ ن
۱_ سیستم کشاورزی سرواژ در روسیه در زمان تزار و در اثر پیکار تولستوی و سایر روشنفکران لغو شد .
۲_ سیچان یکی از روستاهای شهرستان اصفهان است و به معنی موش است ( در زبان تورکی )
۳_ جناب دکتر عزیز اکنون در ان سوی آب است و پسوند سیچانی را هم حذف کرده است .
دکتر علی شمس برهان _ ۹ آذر ۱۴۰۲
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍3
رابطه #زبان_فارسی و #کوردی همچون نواده و نیاست (2)
«میرجلاالدین کزازی» استاد دانشگاه
#ریشههای_زبان_پارسی قدیم را در #زبان_کوردی میتوان بازشناخت
او درباره #زبان_کوردی هم گفت: زبان کوردی از ژرفای #فرهنگ و #تاریخ_ایران با ما راز میگوید و ریشه زبانهای ایرانی را در طول تاریخ میتوان در زبان کوردی بازشناخت و هنوز هم پارهای از واژگان کوردی به #ایران_باستان و #زبان_اوستایی باز میگردد.
#کزازی به واژه «مانگ» در زبان کوردی اشاره کرد و به عنوان نمونهای از واژههای باستانی در زبان کوری گفت: در زبان فارسی آن اختر شب را «ماه» میگوییم، در زبان پارسی میانه «ماس» بوده اما کوردها به آن «مانگ» میگویند که این ریخت اوستایی این واژه است و از کلمه «ماونگ» به یادگار مانده است.
وی افزود: کوردها هنوز ساختار آواشناختی را در واژگان بسیار پاس داشتهاند،هنوز آهن را آسِن و ماهی را ماسی میگویند و نشان میدهد که این زبان همچنان نژاده و کهن باقی مانده است.
این استاد زبان و #ادبیات_فارسی در بخش دیگری از سخنانش درباره برپایی #جشنها و #آیینهای_ایرانی نزد #کوردها گفت: کوردهای کوردستان عراق، آیینها و جشنهای ایرانی را بسیار نغزتر ،نابتر و پیراستهتر از ما که در #مرزهای_جغرافیایی_ایران به سر میبریم، برگزار میکنند.
کزازی با اشاره به ریشه ایرانی تمامی کوردها در سرزمینهای مختلف جهان گفت: #کوردها در هر جای جهان که باشند از جمله عراق، از دید فرهنگ،منش،تاریخ، پیشینه نیاکانی آنها با دیگر #تیرههای_ایرانی یکسان است و حتی فراتر از آن از دیگر تیرهها نیز #ایرانیتر باقی ماندهاند.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo👌
«میرجلاالدین کزازی» استاد دانشگاه
#ریشههای_زبان_پارسی قدیم را در #زبان_کوردی میتوان بازشناخت
او درباره #زبان_کوردی هم گفت: زبان کوردی از ژرفای #فرهنگ و #تاریخ_ایران با ما راز میگوید و ریشه زبانهای ایرانی را در طول تاریخ میتوان در زبان کوردی بازشناخت و هنوز هم پارهای از واژگان کوردی به #ایران_باستان و #زبان_اوستایی باز میگردد.
#کزازی به واژه «مانگ» در زبان کوردی اشاره کرد و به عنوان نمونهای از واژههای باستانی در زبان کوری گفت: در زبان فارسی آن اختر شب را «ماه» میگوییم، در زبان پارسی میانه «ماس» بوده اما کوردها به آن «مانگ» میگویند که این ریخت اوستایی این واژه است و از کلمه «ماونگ» به یادگار مانده است.
وی افزود: کوردها هنوز ساختار آواشناختی را در واژگان بسیار پاس داشتهاند،هنوز آهن را آسِن و ماهی را ماسی میگویند و نشان میدهد که این زبان همچنان نژاده و کهن باقی مانده است.
این استاد زبان و #ادبیات_فارسی در بخش دیگری از سخنانش درباره برپایی #جشنها و #آیینهای_ایرانی نزد #کوردها گفت: کوردهای کوردستان عراق، آیینها و جشنهای ایرانی را بسیار نغزتر ،نابتر و پیراستهتر از ما که در #مرزهای_جغرافیایی_ایران به سر میبریم، برگزار میکنند.
کزازی با اشاره به ریشه ایرانی تمامی کوردها در سرزمینهای مختلف جهان گفت: #کوردها در هر جای جهان که باشند از جمله عراق، از دید فرهنگ،منش،تاریخ، پیشینه نیاکانی آنها با دیگر #تیرههای_ایرانی یکسان است و حتی فراتر از آن از دیگر تیرهها نیز #ایرانیتر باقی ماندهاند.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo👌
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همنوازی و همخوانی هنگه خجه لوره
کچکه کورد کرمانج خراسان 🌷🌷🌷
کچکه کورد کرمانج خراسان 🌷🌷🌷
👍1
سئوال کردند که آیا دریا زن است یا مرد؟!
این چه سئوالیه!؟
دریا اسم دختره ..
آیاتوجه کردید !
وقتی که به بالا نگاه میکنیم
آسمان ، خورشید ، ستاره ، ناهید ، زهره ، مهتاب ، باران ، به نام. خانمهاست
به دریا نگاه میکنیم
مروارید ، صدف ، موج ، پری ،
به نام خانومهاست . !
به باغچه نگاه میکنیم
شبنم ، مریم ، نسترن ، رز ، ، نرگس ، یاس ، نیلوفر ، لاله ،
به نام خانمهاست .
به دشت نگاه میکنیم
آهو ، غزال ، گلشن ، کژال به نام خانمهاست .
به دل کوه نگاه میکنیم
طلا ، نقره، الماس ، یاقوت ،
به نام خانمهاست .
به تن نگاه میکنیم
نفس، جان ، گیسو، کمند ، تن ناز ، ماه رو
به نام خانمهاست .
دیگر سئوالی ندارم .
این چه ابهت وحکمتی
است که خودکلمه
،، دنیا،،
هم به نام خانمهاست .
تقدیم به مهر بانوی ایران زمین
حتی نام،، ایران،، هم
مختص خانمهاست
در سال ۱۳۱۴ شمسی طبق بخشنامه وزارت امور خارجه و تقاضای دولت وقت؛ و تصویب مجلس شورای ملی،
نام رسمی “ایران”
(به جای پارس و پرشیا) برای کشور ما انتخاب شد .
نامی که امروز ایران گفته میشود، بیش از ۶۰۰ سال پیش "اِران" تلفظ میشد .
زنده یاد سعید نفیسی نویسنده و محقق نامی ایرانی در دی ماه ۱۳۱۳ نام "ایران" را به جای "پرشیا" پیشنهاد کرده بود .
زن زندگی
این چه سئوالیه!؟
دریا اسم دختره ..
آیاتوجه کردید !
وقتی که به بالا نگاه میکنیم
آسمان ، خورشید ، ستاره ، ناهید ، زهره ، مهتاب ، باران ، به نام. خانمهاست
به دریا نگاه میکنیم
مروارید ، صدف ، موج ، پری ،
به نام خانومهاست . !
به باغچه نگاه میکنیم
شبنم ، مریم ، نسترن ، رز ، ، نرگس ، یاس ، نیلوفر ، لاله ،
به نام خانمهاست .
به دشت نگاه میکنیم
آهو ، غزال ، گلشن ، کژال به نام خانمهاست .
به دل کوه نگاه میکنیم
طلا ، نقره، الماس ، یاقوت ،
به نام خانمهاست .
به تن نگاه میکنیم
نفس، جان ، گیسو، کمند ، تن ناز ، ماه رو
به نام خانمهاست .
دیگر سئوالی ندارم .
این چه ابهت وحکمتی
است که خودکلمه
،، دنیا،،
هم به نام خانمهاست .
تقدیم به مهر بانوی ایران زمین
حتی نام،، ایران،، هم
مختص خانمهاست
در سال ۱۳۱۴ شمسی طبق بخشنامه وزارت امور خارجه و تقاضای دولت وقت؛ و تصویب مجلس شورای ملی،
نام رسمی “ایران”
(به جای پارس و پرشیا) برای کشور ما انتخاب شد .
نامی که امروز ایران گفته میشود، بیش از ۶۰۰ سال پیش "اِران" تلفظ میشد .
زنده یاد سعید نفیسی نویسنده و محقق نامی ایرانی در دی ماه ۱۳۱۳ نام "ایران" را به جای "پرشیا" پیشنهاد کرده بود .
زن زندگی
👍15❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰قبوض آب، برق و گاز مددجویان کمیته امداد و بهزیستی به شرط رعایت الگوی مصرف،رایگان محاسبه خواهد شد.
⬅️ سایر مشترکین نیز اگر درصدی در مصرف صرفه جویی نمایند، قبض های صادره رایگان محاسبه می گردد.
👈 #خبرگزاری_شبکه_اترک
👈 #کمیته_امداد
👈 #بهزیستی
@khabaratrak
@iribatrak1
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
⬅️ سایر مشترکین نیز اگر درصدی در مصرف صرفه جویی نمایند، قبض های صادره رایگان محاسبه می گردد.
👈 #خبرگزاری_شبکه_اترک
👈 #کمیته_امداد
👈 #بهزیستی
@khabaratrak
@iribatrak1
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
🤣6👍4
عاشقانههای صادقانه...
اگر بنا باشد بایستهی شعرهای برادرم دکتر صادق فرهادی، چند خط بنویسم، باید که از پیشگامی او در احیای این قالب کهن در میان کوردهای خراسان و جاری کردنشان از ذهن به زبان، آغاز کنم و پس از برشمردن ویژگیهای متعدد ساختاری و محتوایی شعر او، از مختصات نگاه مدرن و متفاوتش به مضامین نسبتا کهن و کلیشهای زندگی روستایی و کوچنشینی کُردها بگویم و اینکه در قالب دوبیتی یا «دومالک»، فرهادی چگونه استادانه از عهدهی کارسرودن برآمدهاست و درنهایت به بیان ارزشهای ادبی کتاب شعری بپردازم که اکنون شما همزبان آگاه و نکتهسنج من، دردست دارید و برای شما و شاعر در ادامهی راه شعرآوری، آرزوی توفیق کنم.
اما اینها مجالی متناسب میطلبد که اکنون و در ظرف کوچک این یاداشت، فراهم نیست.
پس،میماند برای بعد از انتشار آییش (ئاییش) و من دراین مقدمه، بهاختصار باید بگویم که:
شعر دکتر صادق فرهادی -همچون خودش- برای کُردهای خراسان، غنیمتی است غریب و چقدر اقبال ما جماعت بلند است که پزشک توانایی چون دکتر فرهادی، بهرغم مشغلههای جدی و متعدد حرفهای، از فضای ذوقورزی و سرایش آنهم بهزبان مادری، دور نشده و نه تنها حضوری پیوسته در محافل ادبی دارد که همواره یکی از ارکان حیات این محافل و گاه بنیانگذار و چراغافروز آنان بودهاست؛
فرهادی، به شعر و ادبیات در هردو دامنهی زبانی کُردی و پارسی، عشق میورزد و آنان که توفیق همنشینی با او را دارند، میدانند دلبستگی و پیگیریاش در این خصوص چه میزان عمیق و عالمانه است. در عین حال باید بگویم که؛ شاعر-پزشک همزبان ما، اگر چه کموبیش در قالبهای مختلف طبعآزمایی میکند، در سرایش دوبیتی، به شکل ویژه و ممتازی تسلط دارد و بر مدارهمین امتیاز، دراین سپهر، ستارهوار درخشیده و این قالب را درمیان ما مردم، به اعتبار و آوازهای شایستهی تحسین و توجه رساندهاست.
چنانکه میدانید سرودن دوبیتی در فلات ایران سابقهای طولانی دارد و در کتب ادبی از آن بهعنوان «فَهلوی» یا «فهلویات» نام بردهاند. در فرهنگهای لغت، «فهلوی» چنین تعریف شده است: شعری که به یکی از زبانهای محلی ایران – جز زبان ادبی و رسمی – به وزنی از اوزان عروضی یا هجایی سروده شده و عمدهی آنها در قالب دوبیتی است. از همین تعریف و باتوجه به اینکه زبان باباطاهرهمدانی (بهعنوان مشهورترین دوبیتیسرای ایران) به لهجههایی از زبان کوردی نزدیک است و نظر به ویژگیهای شعر کُردی در فرم و محتوا، میتوان نتیجه گرفت که؛ دوبیتی در میان کُردها سابقهای دیرین داشته و یکی از دلایل توفیق دکتر فرهادی، در تجدید حیات ادیبانهی این قالب، سابقهی تاریخی و ذهنی ما کُردها در سرایش و خوانش و پذیرش این نوع شعر است.
اما، آنچه باید در مواجهه با دکتر فرهادی و دومالکهایش، مد نظر ما باشد، این است که: او، به دلیل شناخت و اشرافش بر ادبیات کلاسیک فارسی، دوبیتی کُردی را از قالبی تفننی و تکراری و صرفا معطوف به عواطف و احساسات شبانی، به قالبی همهفنحریف و توانا در بازگویی جمیع نیازهای زبانی و مضمونی انسانِ کُرد معاصر بدل کردهاست. دومالکهای صادق فرهادی، همچنان که نرم و لطیفاند و غالبا حول محور عاشقانگی و دلدادگیهای بینالانسانی میچرخند، در عین حال حواسشان به؛ مناسبات اجتماعی و نقد آن، به امثال و حکم جاری در کوی و کوچه، به خلاقیتهای ذهنی و زبانی تازه، به رعایت مختصات شعر کلاسیک اعم از وزن و قافیه و صنایع و بدیع و واجآرایی و مراعات دیگر اصول زیباییشناختی شعر نیز، هست.
در یک کلام؛ دکتر فرهادی در شعر و خصوصا دوبیتیهایش، از بدو شاعری تا امروز، توانستهاست تعریف و تصویری تازه از دوبیتی ارائه و کُردها را وادار به توجهی دوباره و بایسته به این قالب کند. این توفیق، بسیار مهم است و شایستهی بارها بازگویی. توفیقی که ظرف و مظروف را بهشکلی ویژه بههم رسانده و در کارنامهای دیدنی و خواندنی، امضای شاعری شیرینسخن را پای خود نشانده و در این دفتر به ما نمایاندهاست.
من امیدوارم، شما که آییش را میخوانید، بتوانید بهسهم خود، در مسیری که دکتر فرهادی آغاز کرده و افقی که مدنظر داشتهاست، با خوانش و معرفی این کتاب، بهطور موثری گام بردارید و به این طریق، به بالندگی و توسعهی زبان زیبا و ظریف کُردی کُرمانجی در خراسان، یاری برسانید.
ارادتمند و آرزومند سربلندی شما حافظان زبان و زیبایی؛
علیرضا سپاهیلایین
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@Buvanloo
اگر بنا باشد بایستهی شعرهای برادرم دکتر صادق فرهادی، چند خط بنویسم، باید که از پیشگامی او در احیای این قالب کهن در میان کوردهای خراسان و جاری کردنشان از ذهن به زبان، آغاز کنم و پس از برشمردن ویژگیهای متعدد ساختاری و محتوایی شعر او، از مختصات نگاه مدرن و متفاوتش به مضامین نسبتا کهن و کلیشهای زندگی روستایی و کوچنشینی کُردها بگویم و اینکه در قالب دوبیتی یا «دومالک»، فرهادی چگونه استادانه از عهدهی کارسرودن برآمدهاست و درنهایت به بیان ارزشهای ادبی کتاب شعری بپردازم که اکنون شما همزبان آگاه و نکتهسنج من، دردست دارید و برای شما و شاعر در ادامهی راه شعرآوری، آرزوی توفیق کنم.
اما اینها مجالی متناسب میطلبد که اکنون و در ظرف کوچک این یاداشت، فراهم نیست.
پس،میماند برای بعد از انتشار آییش (ئاییش) و من دراین مقدمه، بهاختصار باید بگویم که:
شعر دکتر صادق فرهادی -همچون خودش- برای کُردهای خراسان، غنیمتی است غریب و چقدر اقبال ما جماعت بلند است که پزشک توانایی چون دکتر فرهادی، بهرغم مشغلههای جدی و متعدد حرفهای، از فضای ذوقورزی و سرایش آنهم بهزبان مادری، دور نشده و نه تنها حضوری پیوسته در محافل ادبی دارد که همواره یکی از ارکان حیات این محافل و گاه بنیانگذار و چراغافروز آنان بودهاست؛
فرهادی، به شعر و ادبیات در هردو دامنهی زبانی کُردی و پارسی، عشق میورزد و آنان که توفیق همنشینی با او را دارند، میدانند دلبستگی و پیگیریاش در این خصوص چه میزان عمیق و عالمانه است. در عین حال باید بگویم که؛ شاعر-پزشک همزبان ما، اگر چه کموبیش در قالبهای مختلف طبعآزمایی میکند، در سرایش دوبیتی، به شکل ویژه و ممتازی تسلط دارد و بر مدارهمین امتیاز، دراین سپهر، ستارهوار درخشیده و این قالب را درمیان ما مردم، به اعتبار و آوازهای شایستهی تحسین و توجه رساندهاست.
چنانکه میدانید سرودن دوبیتی در فلات ایران سابقهای طولانی دارد و در کتب ادبی از آن بهعنوان «فَهلوی» یا «فهلویات» نام بردهاند. در فرهنگهای لغت، «فهلوی» چنین تعریف شده است: شعری که به یکی از زبانهای محلی ایران – جز زبان ادبی و رسمی – به وزنی از اوزان عروضی یا هجایی سروده شده و عمدهی آنها در قالب دوبیتی است. از همین تعریف و باتوجه به اینکه زبان باباطاهرهمدانی (بهعنوان مشهورترین دوبیتیسرای ایران) به لهجههایی از زبان کوردی نزدیک است و نظر به ویژگیهای شعر کُردی در فرم و محتوا، میتوان نتیجه گرفت که؛ دوبیتی در میان کُردها سابقهای دیرین داشته و یکی از دلایل توفیق دکتر فرهادی، در تجدید حیات ادیبانهی این قالب، سابقهی تاریخی و ذهنی ما کُردها در سرایش و خوانش و پذیرش این نوع شعر است.
اما، آنچه باید در مواجهه با دکتر فرهادی و دومالکهایش، مد نظر ما باشد، این است که: او، به دلیل شناخت و اشرافش بر ادبیات کلاسیک فارسی، دوبیتی کُردی را از قالبی تفننی و تکراری و صرفا معطوف به عواطف و احساسات شبانی، به قالبی همهفنحریف و توانا در بازگویی جمیع نیازهای زبانی و مضمونی انسانِ کُرد معاصر بدل کردهاست. دومالکهای صادق فرهادی، همچنان که نرم و لطیفاند و غالبا حول محور عاشقانگی و دلدادگیهای بینالانسانی میچرخند، در عین حال حواسشان به؛ مناسبات اجتماعی و نقد آن، به امثال و حکم جاری در کوی و کوچه، به خلاقیتهای ذهنی و زبانی تازه، به رعایت مختصات شعر کلاسیک اعم از وزن و قافیه و صنایع و بدیع و واجآرایی و مراعات دیگر اصول زیباییشناختی شعر نیز، هست.
در یک کلام؛ دکتر فرهادی در شعر و خصوصا دوبیتیهایش، از بدو شاعری تا امروز، توانستهاست تعریف و تصویری تازه از دوبیتی ارائه و کُردها را وادار به توجهی دوباره و بایسته به این قالب کند. این توفیق، بسیار مهم است و شایستهی بارها بازگویی. توفیقی که ظرف و مظروف را بهشکلی ویژه بههم رسانده و در کارنامهای دیدنی و خواندنی، امضای شاعری شیرینسخن را پای خود نشانده و در این دفتر به ما نمایاندهاست.
من امیدوارم، شما که آییش را میخوانید، بتوانید بهسهم خود، در مسیری که دکتر فرهادی آغاز کرده و افقی که مدنظر داشتهاست، با خوانش و معرفی این کتاب، بهطور موثری گام بردارید و به این طریق، به بالندگی و توسعهی زبان زیبا و ظریف کُردی کُرمانجی در خراسان، یاری برسانید.
ارادتمند و آرزومند سربلندی شما حافظان زبان و زیبایی؛
علیرضا سپاهیلایین
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@Buvanloo
👍4❤2
🔶 ثبتنام گاز مایع یارانهای در سامانه سدف آغاز شد
👤سالارینسب، مدیرعامل شرکت ملی پخش:
🔹متقاضیان گاز مایع یارانهای در سامانه دریافت فرآوردههای نفتی سدف ثبتنام کنند.
🔹دولت سوخت را به نرخ یارانهای تحویل نیروگاهها میدهد تا برق با نرخ یارانهای تحویل مردم شود.
🔹 برای تسهیل خرید یارانهای گاز مایع کپسولی در روستاهای سختگذر نیز کارتخوان در دسترس است.
👤سالارینسب، مدیرعامل شرکت ملی پخش:
🔹متقاضیان گاز مایع یارانهای در سامانه دریافت فرآوردههای نفتی سدف ثبتنام کنند.
🔹دولت سوخت را به نرخ یارانهای تحویل نیروگاهها میدهد تا برق با نرخ یارانهای تحویل مردم شود.
🔹 برای تسهیل خرید یارانهای گاز مایع کپسولی در روستاهای سختگذر نیز کارتخوان در دسترس است.
👍5
نادانی رو به خردمندی کرد و گفت فلان شخص ، ثروتمندترین مرد شهر است . باید از او آموخت و گرامیش داشت .
خردمند خندید و گفت فلانی کیسه اش را از پول انباشته آنگاه تو اینجا با جیب خالی بر او می بالی و از من می خواهی همچون تو باشم ...؟..!!!
نادان گفت بسیارخوب پس گرامیش مدار ، بزودی از گرسنگی خواهی مرد ...
خردمند خندید و از او دور شد .
از گردش روزگار مرد ثروتمند در کام دزدان افتاد و آنچه داشت از کف بداد و دزدان کامروا شدند .
چون چندی گذشت همان نادان رو به خردمند کرد و گفت فلان دزد بسیار قدرتمند است باید همچون او شکست ناپذیر بود . و خردمند باز بر او خندید و فردای حرف نادان دزد به چنگال سربازان فرمانروای اسیر شده ، برهنه اش نموده و در میدان شهر شلاقش می زدند.
خردمند دید نادان با شگفتی این ماجرا را می بیند . دست بر شانه اش گذاشت و گفت عجب قهرمانهایی داری ، هر یک چه زود سرنگون می شوند و نادان از روی لجاجت گفت قهرمانهای تو هم به خواری می افتند . خردمند خندید و گفت قهرمانان من در ظرف اندیشه تو جای نمی گیرند ، همین جا بمان و شلاق خوردن آن که گرامیش می داشتی را ببین ، و با خنده از او دور شد .
اندیشمند ظریفی می گوید : قهرمان های آدمهای کوچک ، همانند آنها زود گذرند .
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo🌺🌸
خردمند خندید و گفت فلانی کیسه اش را از پول انباشته آنگاه تو اینجا با جیب خالی بر او می بالی و از من می خواهی همچون تو باشم ...؟..!!!
نادان گفت بسیارخوب پس گرامیش مدار ، بزودی از گرسنگی خواهی مرد ...
خردمند خندید و از او دور شد .
از گردش روزگار مرد ثروتمند در کام دزدان افتاد و آنچه داشت از کف بداد و دزدان کامروا شدند .
چون چندی گذشت همان نادان رو به خردمند کرد و گفت فلان دزد بسیار قدرتمند است باید همچون او شکست ناپذیر بود . و خردمند باز بر او خندید و فردای حرف نادان دزد به چنگال سربازان فرمانروای اسیر شده ، برهنه اش نموده و در میدان شهر شلاقش می زدند.
خردمند دید نادان با شگفتی این ماجرا را می بیند . دست بر شانه اش گذاشت و گفت عجب قهرمانهایی داری ، هر یک چه زود سرنگون می شوند و نادان از روی لجاجت گفت قهرمانهای تو هم به خواری می افتند . خردمند خندید و گفت قهرمانان من در ظرف اندیشه تو جای نمی گیرند ، همین جا بمان و شلاق خوردن آن که گرامیش می داشتی را ببین ، و با خنده از او دور شد .
اندیشمند ظریفی می گوید : قهرمان های آدمهای کوچک ، همانند آنها زود گذرند .
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo🌺🌸
👍5👏1
هشدار وپیام های آموزشی پیشگیری از جرم مالخری پلیس🔽
1. به موجب ماده 622 قانون مجازات اسلامی، آگاهانه و عامدانه اموال دزدی را بخرد، مرتکب جرم مالخری شده و به تحمل 6 ماه تا 3 سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم میشود.
2. هر کس جنس ارزانقیمتی را که شائبهی دزدی بودن آن وجود دارد، بخرد، ناخواسته به چرخهی سرقت کمک کرده است.
3. ریشهی سرقت را با نخریدن اموال دزدی بخشکانیم.
4. پرهیز از خرید اموال ارزانقیمت مشکوک را به فرهنگ تبدیل کنیم.
5. هر خرید کالایی که قیمت آن به نحوی عجیب ارزانتر از قیمت واقعی آن در بازار باشد، به سرقت آن کالا در جامعه دامن میزند.
6. نخریدن کالا از فروشندگان ناشناس دورهگرد، کلید اصلی مبرا شدن از جرم مالخری و مصون ماندن از پیامد خرید اجناس بیکیفیت است.
7. آیا میدانید؟
شخصی که با انتخاب مالخری به عنوان شغل از آن امرار معاش میکند، به اشد مجازات قانونی این جرم شامل 3 سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم میشود.
8. آیا میدانید؟
مجازات جرم مالخری، علاوه بر خرید اموال دزدی، مواردی از قبیل نگهداری، به امانت گرفتن، هدیه دادن و حتی قبول کردن اموال مسروقه را نیز در بر میگیرد.
9. آیا میدانید؟
مالخری در زمرهی جرائم غیرقابل گذشت است و مدعیالعموم میتواند بدون نیاز به شکایت شاکی خصوصی، نسبت به جلب و دستگیری مالخر اقدام نماید.
10. آیا میدانید؟
تبرئه شدن خریدار مال مسروقه از جرم مالخری در دادگاه، نیازمند اثبات ناآگاهی از سرقتی بودن کالای خریداری شده است.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo👌
1. به موجب ماده 622 قانون مجازات اسلامی، آگاهانه و عامدانه اموال دزدی را بخرد، مرتکب جرم مالخری شده و به تحمل 6 ماه تا 3 سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم میشود.
2. هر کس جنس ارزانقیمتی را که شائبهی دزدی بودن آن وجود دارد، بخرد، ناخواسته به چرخهی سرقت کمک کرده است.
3. ریشهی سرقت را با نخریدن اموال دزدی بخشکانیم.
4. پرهیز از خرید اموال ارزانقیمت مشکوک را به فرهنگ تبدیل کنیم.
5. هر خرید کالایی که قیمت آن به نحوی عجیب ارزانتر از قیمت واقعی آن در بازار باشد، به سرقت آن کالا در جامعه دامن میزند.
6. نخریدن کالا از فروشندگان ناشناس دورهگرد، کلید اصلی مبرا شدن از جرم مالخری و مصون ماندن از پیامد خرید اجناس بیکیفیت است.
7. آیا میدانید؟
شخصی که با انتخاب مالخری به عنوان شغل از آن امرار معاش میکند، به اشد مجازات قانونی این جرم شامل 3 سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم میشود.
8. آیا میدانید؟
مجازات جرم مالخری، علاوه بر خرید اموال دزدی، مواردی از قبیل نگهداری، به امانت گرفتن، هدیه دادن و حتی قبول کردن اموال مسروقه را نیز در بر میگیرد.
9. آیا میدانید؟
مالخری در زمرهی جرائم غیرقابل گذشت است و مدعیالعموم میتواند بدون نیاز به شکایت شاکی خصوصی، نسبت به جلب و دستگیری مالخر اقدام نماید.
10. آیا میدانید؟
تبرئه شدن خریدار مال مسروقه از جرم مالخری در دادگاه، نیازمند اثبات ناآگاهی از سرقتی بودن کالای خریداری شده است.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo👌
👍4
فەرمانە / شوان پەروەر
دەنگ وئاهەنگی کوردی/deng_ahangi_kurdi@
فرمان
فرمان یک واژه فارسی است به معنای دستور ، در زبان پهلوی پرمان بوده و وارد زبان تازی شده است با همین معنا و کاربرد ، ترکان عثمانی انرا به کار بردهاند برای دستور کشت و کشتار ، غارتگری و چپاول که از سوی خلیفه به فرماندهان لشکری دستور کشتار مخالفان سیاسی داده شده است .
فرمان در میان ملت کورد در سوریه و عراق و ترکیه معنای رویدادهای ناخوشایند کشتار ملت کورد است ، مخصوصاً کوردان ایزدی و علویان .
در آوازهای فولکوریک کوردی فرمان بیان و یادآوری ان رویدادهای سهمناک است که بیش از ۸۰ مورد ان در تاریخ آمده است و با اشعار زیبایی سینه به سینه برای آیندگان بازگویی کردهاند .
کوردان ایزدی تعداد این کشتارها( فرمان ها ) را ۷۶ میدانند که آخرین آن فرمان ( کشتار ) یورش داعش بود .
داعشیان سیەدل در سوریه و عراق هزاران نفر از ایزدان را کشته و زنان را به اسارت بردند .
فرمان در زبان کوردی یعنی کشتار در درسیم ، دیاربکر ، حکاری ، فرات ، شنگال ، آررات ، حلب ، کوبانی ، عفرین ، حلبچه ، انفال و .... .
فرمان یعنی مرگ ، آتش و خون ، زندهبهگور ، نابودی ، دربدری و ....
دکتر شمس برهان _ ۱۰ خرداد ماه ۱۴۰۲
@buvanloo😢😔🌺🌹
فرمان یک واژه فارسی است به معنای دستور ، در زبان پهلوی پرمان بوده و وارد زبان تازی شده است با همین معنا و کاربرد ، ترکان عثمانی انرا به کار بردهاند برای دستور کشت و کشتار ، غارتگری و چپاول که از سوی خلیفه به فرماندهان لشکری دستور کشتار مخالفان سیاسی داده شده است .
فرمان در میان ملت کورد در سوریه و عراق و ترکیه معنای رویدادهای ناخوشایند کشتار ملت کورد است ، مخصوصاً کوردان ایزدی و علویان .
در آوازهای فولکوریک کوردی فرمان بیان و یادآوری ان رویدادهای سهمناک است که بیش از ۸۰ مورد ان در تاریخ آمده است و با اشعار زیبایی سینه به سینه برای آیندگان بازگویی کردهاند .
کوردان ایزدی تعداد این کشتارها( فرمان ها ) را ۷۶ میدانند که آخرین آن فرمان ( کشتار ) یورش داعش بود .
داعشیان سیەدل در سوریه و عراق هزاران نفر از ایزدان را کشته و زنان را به اسارت بردند .
فرمان در زبان کوردی یعنی کشتار در درسیم ، دیاربکر ، حکاری ، فرات ، شنگال ، آررات ، حلب ، کوبانی ، عفرین ، حلبچه ، انفال و .... .
فرمان یعنی مرگ ، آتش و خون ، زندهبهگور ، نابودی ، دربدری و ....
دکتر شمس برهان _ ۱۰ خرداد ماه ۱۴۰۲
@buvanloo😢😔🌺🌹
👍3😢2❤1
معلم ترک من
زمانیکه در ترکیه دانش آموز ابتدایی بودم ، معلم ترک من ، میدانست که من کوردم .
جواب سوالهایی را که از من میپرسید اگر درست هم میدادم باز هم فحش میداد و کتکم میزد !
بعد از فارغ التحصیلیم وقتی که اولین فیلمم را ساختم ، با خبر شدم که معلمم دچار سرطان شده است .
و من تمامی درآمد فیلمم را برای هزینه درمانش اختصاص دادم .
تمامی دوستان و فامیلهایم از کار من تعجب کردند !
گفتم :
میخوام همه بدانند که ما کوردها درنده نیستیم و
و درک کنند که ما انسانیتمان بر ملیتمان ارجحیت دارد .
بگذارید نیکی کنیم .
یلماز گونای ( کارگردان و نویسنده )
پ ن
یلماز گونی در ترکیه سالها زندانی شد ، تبعید شد و در جوانی و در غربت ( فرانسه ) بصورت مشکوک درگذشت. یادش گرامی باد
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo🌹❤️
زمانیکه در ترکیه دانش آموز ابتدایی بودم ، معلم ترک من ، میدانست که من کوردم .
جواب سوالهایی را که از من میپرسید اگر درست هم میدادم باز هم فحش میداد و کتکم میزد !
بعد از فارغ التحصیلیم وقتی که اولین فیلمم را ساختم ، با خبر شدم که معلمم دچار سرطان شده است .
و من تمامی درآمد فیلمم را برای هزینه درمانش اختصاص دادم .
تمامی دوستان و فامیلهایم از کار من تعجب کردند !
گفتم :
میخوام همه بدانند که ما کوردها درنده نیستیم و
و درک کنند که ما انسانیتمان بر ملیتمان ارجحیت دارد .
بگذارید نیکی کنیم .
یلماز گونای ( کارگردان و نویسنده )
پ ن
یلماز گونی در ترکیه سالها زندانی شد ، تبعید شد و در جوانی و در غربت ( فرانسه ) بصورت مشکوک درگذشت. یادش گرامی باد
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo🌹❤️
❤12👍7
#Mem_Ararat
#مم_آرارات
Li hêviya baranê
در انتظار باران
🌼🍂🌸🍂🌺🍂🌸🍂🌼
🍂🌺🍂🌸🍂🌺
🌺🍂🌸
🌸
Havîna deşta xwarê ,li gundê hanê
به وقت تابستان در دشت های پایین آن روستا
Li ser wî kaşkaşokê li binya malê
در بالای این سراشیبی پایین تر از خانه ها
Hertim Memê zarok im hêviya baranê canê
Li hêviya baranê
همیشه من مم (خواننده) کودک بودم و در انتظار باران، ای جانا
Baranê bibar bibar
çivîka genimê te xwar
ای باران ببار ببار گنجشک ها گندم تو راخوردند(گندم حاصل از باران)
Baranê bibar bibar sêwîka nankê te xwar
ای باران ببار ببار ایتام نان تو را خوردند(نان حاصل از باران)
Çivîka genimê te xwar hêy
گنجشگها گندم تو را خوردند
Baranê bibar bibar çivîk tev bende te man
بارانا ببار ببار گنگجشان همیشه منتظرت ماندن
Zarok tev hêviya te man
Baranê bibar bibar hêyy.
همه کودکان چشم به انتظار تو ماندن
ای باران ببار ببار
Baranê bibar bibar welatê Me da
ای باران ببار ببار بر روی سرزمین ما
Şên bike her cîh û war ji rengê kulîlkan
همه ئ زمین و جاها را سرسبز کن به رنگ شکوفه ها
Tu yî dayika dayikan û hemî zarokan canê , hemî çivîkan...
جانا تویی مادر همه مادران، همه ئ کودکان و همه گنجشگان
🌸
🌺🍂🌸
🍂🌺🍂🌸🍂🌺
🌼🍂🌸🍂🌺🍂🌸🍂🌼
#مم_آرارات
Li hêviya baranê
در انتظار باران
🌼🍂🌸🍂🌺🍂🌸🍂🌼
🍂🌺🍂🌸🍂🌺
🌺🍂🌸
🌸
Havîna deşta xwarê ,li gundê hanê
به وقت تابستان در دشت های پایین آن روستا
Li ser wî kaşkaşokê li binya malê
در بالای این سراشیبی پایین تر از خانه ها
Hertim Memê zarok im hêviya baranê canê
Li hêviya baranê
همیشه من مم (خواننده) کودک بودم و در انتظار باران، ای جانا
Baranê bibar bibar
çivîka genimê te xwar
ای باران ببار ببار گنجشک ها گندم تو راخوردند(گندم حاصل از باران)
Baranê bibar bibar sêwîka nankê te xwar
ای باران ببار ببار ایتام نان تو را خوردند(نان حاصل از باران)
Çivîka genimê te xwar hêy
گنجشگها گندم تو را خوردند
Baranê bibar bibar çivîk tev bende te man
بارانا ببار ببار گنگجشان همیشه منتظرت ماندن
Zarok tev hêviya te man
Baranê bibar bibar hêyy.
همه کودکان چشم به انتظار تو ماندن
ای باران ببار ببار
Baranê bibar bibar welatê Me da
ای باران ببار ببار بر روی سرزمین ما
Şên bike her cîh û war ji rengê kulîlkan
همه ئ زمین و جاها را سرسبز کن به رنگ شکوفه ها
Tu yî dayika dayikan û hemî zarokan canê , hemî çivîkan...
جانا تویی مادر همه مادران، همه ئ کودکان و همه گنجشگان
🌸
🌺🍂🌸
🍂🌺🍂🌸🍂🌺
🌼🍂🌸🍂🌺🍂🌸🍂🌼
Telegram
attach 📎
👍6❤4
رویای باقروف
باقروف ( سید جعفر ، میر جعفر ) رئیس دولت اذربایجان شوروی ، در زمان سلطە استالین بر جمهوری های سوسیالیستی متحد روسیە ( USRR جمهوریهای سوسیالیستی اتحاد شوروی ) یک انسان قدرت طلب بود کە در ارزوی ورود بە هیئت رئیسە کمیتە مرکزی حزب کمونیست شوروی میسوخت چون ورود بەاین جرگە یا حلقە نومنکلاتورها ( کمیتە مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی ) امتیاز بزرگی بود و در ایندە میتوانست باقروف را تا صدر هیئت رئیسە حزب کمونیست بالا بکشد ( مانند استالین کە زمانی رئیس حزب کمونیست ارمنستان بود ) ، اما یک مشکل قانونی مانع پیوستن باقروف بە کمیتە مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی میشد کە باقروف باید راهی برای ان پیدا میکرد .
این منع قانونی کم جمعیت بودن جمهوری اذربایجان شوروی بود و هیچ راە حلی نداشت . پس از تجاوز ارتش های بیگانە در روز سوم شهریور ۱۳۲٠ بە خاک ایران و سقوط سریع حکومت رضاخان و شروع هرج و مرج در ایران ، دریچە امیدی بە روی باقروف گشودە شد و او بە فکر پیادە کردن نقشە شومی افتاد .
روسای حکومتهای جمهوریهائی کە بیش از دو میلیون جمعیت داشتند بصورت خودکار و قانونی بە عضویت کمیتە مرکزی حزب کمونیست کە ریاست ان با استالین بود در میامدند ، اما در ان زمان جمعیت ازربایجان شوروی کمتر از دو میلیون نفر بود و باقروف نمیتوانست وارد کمیتە مرکزی حزب کمونیست شوروی شود ، لذا بە فکر جدا کردن ازربایجان ایران یا بە قول خودش ازربایجان جنوبی شد تا جمعیت کشورش بە حدود سە میلیون برسد و او بتواند وارد کمیتە مرکزی شود .
باقروف با استالین میانە خوبی داشت و پیشنهاد تجزیە اذربایجان ایران و تشکیل یک اذربایجان بزرگ را بە او داد . استالین با این نقشە موافقت کرد و بالاخرە پس از تمهیداتی باقروف با کمک حزب تودە و عوامل نفوذی خود کە در میان فرقە دموکرات اذربایجان همەکارە و صحنە گردان بودند ، جمهوری اذربایجان ( فرقه دموکرات ) را در تبریز تشکیل داد .
از همان روزهای اول تجاوز ارتش شوروی بە ایران ، باقروف کە میدانست اکثریت جمعیت ازربایجان غربی کورد هستند ، دائم بە کوردان فشار میاورد تا سلطە فرقە دموکرات ازربایجان را پذیرفتە و حکومت فرقە دموکرات را در تبریز برسمیت بشناسند .
سران عشایر و نخبگان کورد از سال ۱۳۲٠ تا سال ۱۳۲۳ دو بار بە باکو دعوت شدند تا تسلیم درخواستهای باقروف شدە و سلطە جمهوری اذربایجان را کە قرار بود در تبریز اعلام گردد ، بپذیرند . اما هیچکدام از دعوت شدگان کورد ، تسلیم درخواستهای باقروف نشدە و گفتند اگر قرار است کە از تهران جدا شویم ، ما هم جمهوری کوردستان را اعلام میکنیم و زیر علم جمهوری آذربایجان نخواهیم نرفت .
یکی از نمایندگان کورد به باقروف گفتە بود :
مردم کورد هرگز فشارها و بیدادگریهای حکام تبریز را در زمان قاجار از یاد نخواهند برد و نمیخواهند دوبارە زیر سلطە حکومت تبریز بروند .
پس از اینکە باقروف نتوانست سرسختی و تسلیم ناپذیری نخبگان کورد ، مخصوصا اعضای جمعیت ژێ کاف J K را ( یکی از دلایل انحلال ژ- ک در ۱۳۲۴ هم اصرار باقروف بود ) مهار کند ، مجبور شد کە با تشکیل جمهوری کوردستان موافقت کند .
باقروف بە فکر خریدن زمان بود تا در ایندە بتواند با تقویت پیشەوری و حکومت تبریز و با نیروی نظامی و فشار سیاسی مرحوم قاضی محمد رئیس جمهوری کوردستان را بە پیوستن بە حکومت جمهوری اذربایجان در تبریز وادار کند . اما جمهوری کوردستان با تمام فشارهای سیاسی و قدرتنمائیهای نظامی پیشەوری مخالفت و مبارزه کرد ، تا اینکە جمهوری ازربایجان مجبور شد با جمهوری کوردستان قرارداد صلح و دوستی ببندد( مفاد این معاهدە در اسناد تاریخی موجود است )
اگر جمهوری کوردستان تسلیم فشار باقروف و پیشەوری میشد و دو استان اذربایجان شرقی و غربی زیر سلطه جمهوری آذربایجان قرار میگرفت ، باقروف طرح جدائی اذربایجان از ایران را حتما اجرا میکرد .
تاریخ ایران مدیون درایت و ایندەنگری مرحوم قاضی محمد و جمهوری کوردستان است کە در مقابل توطئەی باقروف ، حزب تودە و دولت فرقە دموکرات اذربایجان ایستادگی کردند .
حاشیه : در آذربایجان به جای کلمه سید ، از کلمه میر استفاده می کنند .
دکتر علی شمس برهان _ چهارم شهریور ۱۳۹۹
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo👌❤️🌹
باقروف ( سید جعفر ، میر جعفر ) رئیس دولت اذربایجان شوروی ، در زمان سلطە استالین بر جمهوری های سوسیالیستی متحد روسیە ( USRR جمهوریهای سوسیالیستی اتحاد شوروی ) یک انسان قدرت طلب بود کە در ارزوی ورود بە هیئت رئیسە کمیتە مرکزی حزب کمونیست شوروی میسوخت چون ورود بەاین جرگە یا حلقە نومنکلاتورها ( کمیتە مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی ) امتیاز بزرگی بود و در ایندە میتوانست باقروف را تا صدر هیئت رئیسە حزب کمونیست بالا بکشد ( مانند استالین کە زمانی رئیس حزب کمونیست ارمنستان بود ) ، اما یک مشکل قانونی مانع پیوستن باقروف بە کمیتە مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی میشد کە باقروف باید راهی برای ان پیدا میکرد .
این منع قانونی کم جمعیت بودن جمهوری اذربایجان شوروی بود و هیچ راە حلی نداشت . پس از تجاوز ارتش های بیگانە در روز سوم شهریور ۱۳۲٠ بە خاک ایران و سقوط سریع حکومت رضاخان و شروع هرج و مرج در ایران ، دریچە امیدی بە روی باقروف گشودە شد و او بە فکر پیادە کردن نقشە شومی افتاد .
روسای حکومتهای جمهوریهائی کە بیش از دو میلیون جمعیت داشتند بصورت خودکار و قانونی بە عضویت کمیتە مرکزی حزب کمونیست کە ریاست ان با استالین بود در میامدند ، اما در ان زمان جمعیت ازربایجان شوروی کمتر از دو میلیون نفر بود و باقروف نمیتوانست وارد کمیتە مرکزی حزب کمونیست شوروی شود ، لذا بە فکر جدا کردن ازربایجان ایران یا بە قول خودش ازربایجان جنوبی شد تا جمعیت کشورش بە حدود سە میلیون برسد و او بتواند وارد کمیتە مرکزی شود .
باقروف با استالین میانە خوبی داشت و پیشنهاد تجزیە اذربایجان ایران و تشکیل یک اذربایجان بزرگ را بە او داد . استالین با این نقشە موافقت کرد و بالاخرە پس از تمهیداتی باقروف با کمک حزب تودە و عوامل نفوذی خود کە در میان فرقە دموکرات اذربایجان همەکارە و صحنە گردان بودند ، جمهوری اذربایجان ( فرقه دموکرات ) را در تبریز تشکیل داد .
از همان روزهای اول تجاوز ارتش شوروی بە ایران ، باقروف کە میدانست اکثریت جمعیت ازربایجان غربی کورد هستند ، دائم بە کوردان فشار میاورد تا سلطە فرقە دموکرات ازربایجان را پذیرفتە و حکومت فرقە دموکرات را در تبریز برسمیت بشناسند .
سران عشایر و نخبگان کورد از سال ۱۳۲٠ تا سال ۱۳۲۳ دو بار بە باکو دعوت شدند تا تسلیم درخواستهای باقروف شدە و سلطە جمهوری اذربایجان را کە قرار بود در تبریز اعلام گردد ، بپذیرند . اما هیچکدام از دعوت شدگان کورد ، تسلیم درخواستهای باقروف نشدە و گفتند اگر قرار است کە از تهران جدا شویم ، ما هم جمهوری کوردستان را اعلام میکنیم و زیر علم جمهوری آذربایجان نخواهیم نرفت .
یکی از نمایندگان کورد به باقروف گفتە بود :
مردم کورد هرگز فشارها و بیدادگریهای حکام تبریز را در زمان قاجار از یاد نخواهند برد و نمیخواهند دوبارە زیر سلطە حکومت تبریز بروند .
پس از اینکە باقروف نتوانست سرسختی و تسلیم ناپذیری نخبگان کورد ، مخصوصا اعضای جمعیت ژێ کاف J K را ( یکی از دلایل انحلال ژ- ک در ۱۳۲۴ هم اصرار باقروف بود ) مهار کند ، مجبور شد کە با تشکیل جمهوری کوردستان موافقت کند .
باقروف بە فکر خریدن زمان بود تا در ایندە بتواند با تقویت پیشەوری و حکومت تبریز و با نیروی نظامی و فشار سیاسی مرحوم قاضی محمد رئیس جمهوری کوردستان را بە پیوستن بە حکومت جمهوری اذربایجان در تبریز وادار کند . اما جمهوری کوردستان با تمام فشارهای سیاسی و قدرتنمائیهای نظامی پیشەوری مخالفت و مبارزه کرد ، تا اینکە جمهوری ازربایجان مجبور شد با جمهوری کوردستان قرارداد صلح و دوستی ببندد( مفاد این معاهدە در اسناد تاریخی موجود است )
اگر جمهوری کوردستان تسلیم فشار باقروف و پیشەوری میشد و دو استان اذربایجان شرقی و غربی زیر سلطه جمهوری آذربایجان قرار میگرفت ، باقروف طرح جدائی اذربایجان از ایران را حتما اجرا میکرد .
تاریخ ایران مدیون درایت و ایندەنگری مرحوم قاضی محمد و جمهوری کوردستان است کە در مقابل توطئەی باقروف ، حزب تودە و دولت فرقە دموکرات اذربایجان ایستادگی کردند .
حاشیه : در آذربایجان به جای کلمه سید ، از کلمه میر استفاده می کنند .
دکتر علی شمس برهان _ چهارم شهریور ۱۳۹۹
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo👌❤️🌹
👍6👏4🕊1