پدر گل محمد که بزرگ خانوار است و کلمیشی نام دارد گل محمد را که باد غرور جوانی به سر دارد و از وضعیت فقر موجود گلایه می کند چنین نصیحت می کند:
تو خیال می کنی چرا ما در اینجا ماندگار شده ایم؟ما را برای جنگ با افغان ها، ترکمن ها و تاتارها به این سر مملکت کشانده اند. ما همه شمشیر و سپر این سرزمین بوده ایم، سینه ما آشنای گلوله بوده اما تا همان وقتی به کار بوده ایم که جانمان را بدهیم و خونمان را نثار کنیم، بعدش که حکومت سوار می شده دیگر ما فراموش می شده ایم و باید به جنگ با خودمان و مشکلاتمان بر می گشته ایم. کار امروز و دیروز نیست. ما در رکاب نادر شمشیر زده ایم، همپایش از خراسان تا هندوستان تازانده ایم. چه می دانم چند صد سال پیش که شاه عباس ما را از جا کند و به اینجا ها کشانید یکیش هم این بود که با سینه مردهای ما جلوی تاتارها بارویی بکشد. از دم توپهای عثمانی ما را برداشت و آورد دم لبه شمشیر تاتارها جا داد. همیشه جان فدا بوده ایم ما، شمشیر حمله همیشه اول سینه ما را می شکافته اما بار که بار می شده هر کس می رفته می نشسته بالای تخت خودش و ما می ماندیم با این چهار تا بز و بیابان های بی بار، ابرهای خشک و اربابهایی که هر کدامشان مثل افعی روی زمین چپاولی خودشان چمبر زده اند تا به قیمت خون پدرشان بابت علفچر و آبگاه از ما اجاره بگیرند، اما تو که هنوز جوانی و نمی خواهی به گوش بگیری که ما همیشه بار شکم این مملکت بوده ایم.
📚کلیدر
محمود دولت آبادی
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
تو خیال می کنی چرا ما در اینجا ماندگار شده ایم؟ما را برای جنگ با افغان ها، ترکمن ها و تاتارها به این سر مملکت کشانده اند. ما همه شمشیر و سپر این سرزمین بوده ایم، سینه ما آشنای گلوله بوده اما تا همان وقتی به کار بوده ایم که جانمان را بدهیم و خونمان را نثار کنیم، بعدش که حکومت سوار می شده دیگر ما فراموش می شده ایم و باید به جنگ با خودمان و مشکلاتمان بر می گشته ایم. کار امروز و دیروز نیست. ما در رکاب نادر شمشیر زده ایم، همپایش از خراسان تا هندوستان تازانده ایم. چه می دانم چند صد سال پیش که شاه عباس ما را از جا کند و به اینجا ها کشانید یکیش هم این بود که با سینه مردهای ما جلوی تاتارها بارویی بکشد. از دم توپهای عثمانی ما را برداشت و آورد دم لبه شمشیر تاتارها جا داد. همیشه جان فدا بوده ایم ما، شمشیر حمله همیشه اول سینه ما را می شکافته اما بار که بار می شده هر کس می رفته می نشسته بالای تخت خودش و ما می ماندیم با این چهار تا بز و بیابان های بی بار، ابرهای خشک و اربابهایی که هر کدامشان مثل افعی روی زمین چپاولی خودشان چمبر زده اند تا به قیمت خون پدرشان بابت علفچر و آبگاه از ما اجاره بگیرند، اما تو که هنوز جوانی و نمی خواهی به گوش بگیری که ما همیشه بار شکم این مملکت بوده ایم.
📚کلیدر
محمود دولت آبادی
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
😢4👍3❤2
#یلدا_عباسی ۱۱ آذر ۱۳۶۶ در شهرستان #شیروان، استان خراسان شمالی، در خانوادهای اهل موسیقی متولد و در قوچان بزرگ شد.مادرش #فاطمه_اسماعیلیان با نام هنری #گلچهره از هنرمندان رادیو و تلویزیون پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران است و عمه پدریاش با نام «ماهبانو عباسی» ملقب به #بانو_شیروانی از شناخته شدهترین خوانندگان موسیقی محلی خراسان بود.یلدا عباسی از سن ۱۱ سالگی نواختن ساز دوتار را نزد هنرمندانی نظیر: مجید احمدی، رمضان سلمانی بردری، محمد یگانه و اباصلت راستگو آموخت و پس از آن، مراحل تکمیلی و پژوهشی مقامهای دوتار را نزد مجتبی خان قیطاقی سپری کرد. او در حیطهٔ موسیقی آوازی کُردی کرمانجی، از کودکی آواز را نزد مادرش و عمهٔ پدریاش آموخت. وی همچنین ردیف موسیقی ایرانی را نزد «رضا شاکری» فرا گرفت. از دیگر معلمهای آواز او میتوان به حمیدرضا نوربخش و پرواز همای اشاره کرد.
#یلدا_عباسی در نوجوانی با گروههای دانشآموزی و آزاد در قوچان، به عنوان نوازنده همکاری داشت. وی در سال ۱۳۸۵ در بیست و چهارمین جشنواره هنرهای آوایی موفق به کسب مقام برگزیده در رشتهٔ تکنوازی شد. او همچنین از «اولین جشنواره ستارگان استان خراسان» تقدیرنامه و لوح افتخارآفرینی دریافت نمود و رتبهٔ اول تکنوازی در جشنوارهٔ دانش آموزی را بهدستآورد.
او در سال ۱۳۸۷ در فیلم مستند داستانی #طرقه به کارگردانی «محمدحسن دامنزن» بازی کرد. این فیلم که برندهٔ جوایز متعددی شد، به زندگی زنان آوازهخوان و نوازندهای پرداختهاست که در زمانهٔ غیرمجاز بودنِ این هنر برای زنان، همچنان به فعالیت موسیقی خود ادامه دادهاند.
#یلدا_عباسی در سال ۱۳۹۴ یک گروه موسیقی متشکل از زنان نوازنده را با نام #نازار تأسیس کرد و با این گروه، در برخی از کشورها به اجرای برنامه پرداخت.وی تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ فناوری اطلاعات و ارتباطات در ایران سپری نمود و در کنسرواتوار جوزپه وردی میلان ایتالیا، در رشتهٔ آواز کلاسیک باروک به تحصیل پرداخت.
از جمله فعالیتهای هنری یلدا عباسی، به موارد زیر میتوان اشاره نمود:
تشکیل گروه موسیقی «نازار»،
اجرا در تور کنسرت گروه موسیقی شیلر با عنوان «آرنا تور» به سرپرستی کریستوفر فون دیلن در ایران و آلمان، ۱۳۹۸،
سفیر فرهنگی «سازمان ما»،
عضو هیئت مدیره مؤسسهٔ انجمن دوستی ایران و ایتالیا،
انتشار نماهنگهای «لۆ» و «لێ یارێ» در رابطه با حوادث و جنگهای کوبانی، سنجار (شنگال) و …
از جمله آثار هنری #یلدا_عباسی، به موارد زیر میتوان اشاره نمود:
آلبوم موسیقی #کووات (با همخوانی فاطمه اسماعیلیان و محسن میرزازاده) (۱۳۸۹)
آلبوم موسیقی #کووات ۲ (۱۳۹۱)
آلبوم موسیقی #در_حسرت_دیدار به همراه «پرواز همای»
همکاری با گروه موسیقی #شیلر در آلبوم موسیقی #صبحدم (۱۳۹۷)
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
#یلدا_عباسی در نوجوانی با گروههای دانشآموزی و آزاد در قوچان، به عنوان نوازنده همکاری داشت. وی در سال ۱۳۸۵ در بیست و چهارمین جشنواره هنرهای آوایی موفق به کسب مقام برگزیده در رشتهٔ تکنوازی شد. او همچنین از «اولین جشنواره ستارگان استان خراسان» تقدیرنامه و لوح افتخارآفرینی دریافت نمود و رتبهٔ اول تکنوازی در جشنوارهٔ دانش آموزی را بهدستآورد.
او در سال ۱۳۸۷ در فیلم مستند داستانی #طرقه به کارگردانی «محمدحسن دامنزن» بازی کرد. این فیلم که برندهٔ جوایز متعددی شد، به زندگی زنان آوازهخوان و نوازندهای پرداختهاست که در زمانهٔ غیرمجاز بودنِ این هنر برای زنان، همچنان به فعالیت موسیقی خود ادامه دادهاند.
#یلدا_عباسی در سال ۱۳۹۴ یک گروه موسیقی متشکل از زنان نوازنده را با نام #نازار تأسیس کرد و با این گروه، در برخی از کشورها به اجرای برنامه پرداخت.وی تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ فناوری اطلاعات و ارتباطات در ایران سپری نمود و در کنسرواتوار جوزپه وردی میلان ایتالیا، در رشتهٔ آواز کلاسیک باروک به تحصیل پرداخت.
از جمله فعالیتهای هنری یلدا عباسی، به موارد زیر میتوان اشاره نمود:
تشکیل گروه موسیقی «نازار»،
اجرا در تور کنسرت گروه موسیقی شیلر با عنوان «آرنا تور» به سرپرستی کریستوفر فون دیلن در ایران و آلمان، ۱۳۹۸،
سفیر فرهنگی «سازمان ما»،
عضو هیئت مدیره مؤسسهٔ انجمن دوستی ایران و ایتالیا،
انتشار نماهنگهای «لۆ» و «لێ یارێ» در رابطه با حوادث و جنگهای کوبانی، سنجار (شنگال) و …
از جمله آثار هنری #یلدا_عباسی، به موارد زیر میتوان اشاره نمود:
آلبوم موسیقی #کووات (با همخوانی فاطمه اسماعیلیان و محسن میرزازاده) (۱۳۸۹)
آلبوم موسیقی #کووات ۲ (۱۳۹۱)
آلبوم موسیقی #در_حسرت_دیدار به همراه «پرواز همای»
همکاری با گروه موسیقی #شیلر در آلبوم موسیقی #صبحدم (۱۳۹۷)
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍4
Audio
Xwedayê Evînê
خدای عشق
Dengbêj: Esmer Hemîdî
با صدای: اثمرحمیدی
Helbestvan: Mihemed Husêynpûr
شاعر: محمدحسین پور
Alîgir: KekoCan
اسپانسر: ککو جان
Eyarker û Mêlodî: Hadî Nizafetî
تنظیم و ملودی: هادی نظافتی
Mîx û Mestirîng: Arno Bend.
میکس و مستر: آرنو بند
Gîtar û Sêtar: EmîrSalar Erzenlî
گیتار و سهتار: امیر سالار ارزنلی
#اثمرحمیدی
#محمدحسینپور
#ککوجان
#کانیادل
#هادی_نظافتی
#احسان_پارسایی
#کوردخراسان
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo✌️❤️
خدای عشق
Dengbêj: Esmer Hemîdî
با صدای: اثمرحمیدی
Helbestvan: Mihemed Husêynpûr
شاعر: محمدحسین پور
Alîgir: KekoCan
اسپانسر: ککو جان
Eyarker û Mêlodî: Hadî Nizafetî
تنظیم و ملودی: هادی نظافتی
Mîx û Mestirîng: Arno Bend.
میکس و مستر: آرنو بند
Gîtar û Sêtar: EmîrSalar Erzenlî
گیتار و سهتار: امیر سالار ارزنلی
#اثمرحمیدی
#محمدحسینپور
#ککوجان
#کانیادل
#هادی_نظافتی
#احسان_پارسایی
#کوردخراسان
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo✌️❤️
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آهنگ «سکینه»
دوتار : #یلدا_عباسی
خوانندگان:
#یلدا_عباسی
#فاطمه_اسماعیلیان( مادر یلدا)
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo👌🌹
دوتار : #یلدا_عباسی
خوانندگان:
#یلدا_عباسی
#فاطمه_اسماعیلیان( مادر یلدا)
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo👌🌹
👍8
درود ها ؛
در خصوص لباس آیینی کرمانجی ..
🖊آپومرگان؛
دوستان جان ، مدتی ست در خراسان با باب شدن لباسهای کردی
از نوع هم نژادان کردستانی ،
دوستانی پیدا شدند بدون در نظر گرفتن شان و منزلت لباس آیینی کرمانجی
و بدون اطلاعات تاریخی و پیشینه ای
نظرات توهین امیزانه ای به لباس آیینی کرمانجی میکنند
یک روز آنرا لباس حاجی فیروز میدانند در حالی که آن نیز یک لباس آیینی و مقدس ایرانی است .
یک روز لباس دلقک خطاب میکنند
و روزی لباس ترکمنی یا فیلمی از یک کلیپ طنز میارن که لباس روسی است .
ضمن اینکه تمامی اینها که میگویند هم اگر باشد قابل احترام است
همانگونه که باید به لباس بلوچی، کردی ، عربی، آشوری و غیره احترام گذاشت باید به این پوشش هم حرمت نهاد .
باری ،
دوستان جان بدانید و آگاه باشید ؛
این لباس که سالهاست پدران مان برتن میکنند ،
یادگار آیین علویت از قرنها پیش است که همراه خود از کردستان آورده اند ، تنها در خراسان کمی در رنگ بندی جابجایی ایجاد شده است .
تنها تفاوت لباس کرمانجی خراسان و علویان آناتولی، غالب بودن رنگ قرمز است ، یعنی اینکه در خراسان فقط باب شده که گاها بجای پیراهن سفید و شال قرمز
پیراهن را قرمز و شال را سفید می پوشند.
که به گفته بعضی بزرگان برای پنهان کردن زخم و خونریزی در جنگها بوده ، (نیازمند منبع )
گرچه پژوهندگانی چون استاد توحدی نیز این لباس را به لباس مادها ربط داده است .
لیکن پدران مان هر مد لباسی در طی این سالیان را بر تن کرده اند و بر انداختند اما هیچ چیز نتوانسته این لباس آیینی را از تنشان بدر کند .
همانگونه که هم نژادان و پسر عموهای علوی مان در کردستان ترکیه هنوز هم بدون هیچ جلوگیری و اهانتی آنرا با افتخار به تن میکنند و در مراسمات آیینی و مذهبی شرکت میکنند ...
دوستان عزیز ، بسیار پیداست که شما در پوشش آزاد هستید و هر پوششی میخواهید به تن کنید ،
اما لازم است که به این لباس آیینی کرمانجی هم احترام بگذارید و بدون اطلاعات به آن بی حرمتی نکنید .
گرچه کردهای خراسان با قبول مذهب شیعه ،دیگر آئینهای مذهب علویت ندارد ، و در آئینهای مذهبی شیعی این نوع پوشش و رنگ کمی نا متعارف است ،
ولی برای مراسمات بزمی خود همچنان حفظ کرده و خواهد کرد ...
و بسیار لازم است که ما نیز به این پوشش حرمت نهاده و همچون پدران و پسر عموهایمان آنرا مقدس بشماریم ...
پیروز باشید 🌹🌹
.
.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo👌❤️🌹
در خصوص لباس آیینی کرمانجی ..
🖊آپومرگان؛
دوستان جان ، مدتی ست در خراسان با باب شدن لباسهای کردی
از نوع هم نژادان کردستانی ،
دوستانی پیدا شدند بدون در نظر گرفتن شان و منزلت لباس آیینی کرمانجی
و بدون اطلاعات تاریخی و پیشینه ای
نظرات توهین امیزانه ای به لباس آیینی کرمانجی میکنند
یک روز آنرا لباس حاجی فیروز میدانند در حالی که آن نیز یک لباس آیینی و مقدس ایرانی است .
یک روز لباس دلقک خطاب میکنند
و روزی لباس ترکمنی یا فیلمی از یک کلیپ طنز میارن که لباس روسی است .
ضمن اینکه تمامی اینها که میگویند هم اگر باشد قابل احترام است
همانگونه که باید به لباس بلوچی، کردی ، عربی، آشوری و غیره احترام گذاشت باید به این پوشش هم حرمت نهاد .
باری ،
دوستان جان بدانید و آگاه باشید ؛
این لباس که سالهاست پدران مان برتن میکنند ،
یادگار آیین علویت از قرنها پیش است که همراه خود از کردستان آورده اند ، تنها در خراسان کمی در رنگ بندی جابجایی ایجاد شده است .
تنها تفاوت لباس کرمانجی خراسان و علویان آناتولی، غالب بودن رنگ قرمز است ، یعنی اینکه در خراسان فقط باب شده که گاها بجای پیراهن سفید و شال قرمز
پیراهن را قرمز و شال را سفید می پوشند.
که به گفته بعضی بزرگان برای پنهان کردن زخم و خونریزی در جنگها بوده ، (نیازمند منبع )
گرچه پژوهندگانی چون استاد توحدی نیز این لباس را به لباس مادها ربط داده است .
لیکن پدران مان هر مد لباسی در طی این سالیان را بر تن کرده اند و بر انداختند اما هیچ چیز نتوانسته این لباس آیینی را از تنشان بدر کند .
همانگونه که هم نژادان و پسر عموهای علوی مان در کردستان ترکیه هنوز هم بدون هیچ جلوگیری و اهانتی آنرا با افتخار به تن میکنند و در مراسمات آیینی و مذهبی شرکت میکنند ...
دوستان عزیز ، بسیار پیداست که شما در پوشش آزاد هستید و هر پوششی میخواهید به تن کنید ،
اما لازم است که به این لباس آیینی کرمانجی هم احترام بگذارید و بدون اطلاعات به آن بی حرمتی نکنید .
گرچه کردهای خراسان با قبول مذهب شیعه ،دیگر آئینهای مذهب علویت ندارد ، و در آئینهای مذهبی شیعی این نوع پوشش و رنگ کمی نا متعارف است ،
ولی برای مراسمات بزمی خود همچنان حفظ کرده و خواهد کرد ...
و بسیار لازم است که ما نیز به این پوشش حرمت نهاده و همچون پدران و پسر عموهایمان آنرا مقدس بشماریم ...
پیروز باشید 🌹🌹
.
.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo👌❤️🌹
👍13👏1
در قدیم
در گذشته درباریان ، تجار ، ثروتمندان ، مالکان و روحانیون القاب و عناوین مشخص داشتند که هم در اسناد ( قباله ، خرید و فروش ، اسناد مالکیت ، نوشته جات و ....) نوشته میشدند و هم مردم به همان لقبها و عنوانها انان را صدا میزدند ، اما برای مردم عادی نام خانوادگی وجود نداشت ، مگر لقبهای وابسته به شغل و کسب و کار مانند :
حسن شیرفروش ، احمد ماست بند ، ممد خرکچی ، شیرعلی قصاب ، حسین درشکه چی و کریم شیرەای ....و غیره که در ادبیات ما هم نفوذ کرده است .
اما از همان روزهای اول صدور شناسنامه در ایران ( از سال ۱۳۱۳ به بعد ) ماموران ثبت سجل زیاد به خود زحمت نداده و در روستاهای ایران نامهای خانوادگی عجیبی به مردم میدادند .
در حقیقت دو موضوع با هم و به موازات هم پیش میرفتند :
۱_ کدخدا یا ارباب روستا مردم ان دهکده را مانند اموال ارباب به حساب می آوردند و برای جلوگیری از مهاجرت روستاییان نام دهکده را مانند پسوند در شناسنامه مردم روستا درج کرده و مینوشتند تا اهالی ان دهکده نتوانند به سایر روستاها کوچ کنند .
در حقیقت مردم روستای ایران همانند سرواژههای روسیه ( کشاورزان ) همانند اموال اربابان به حساب میآمدند ( ۱ )
جالب است بدانید که:
پسوند نام خانوادگی یکی از همکلاسی های من در دانشگاه تهران و در مهر ماه ۱۳۴۳ ( سیچانی ) بود !! ( ۲ )
م .. ب .. سیچانی !!
که مدتها باعث تعجب دوستان و استادان شده بود ( ۳ )
۲_ مامورین صدور سجل که اغلب تریاکی بودند بسیار کم حوصله و بی ادب بودند و بعلت خستگی و گاهی برای طنز به میل خود نامهای خانوادگی عجیبی در شناسنامه مردم وارد میکردند و در آن سالها نه کسی به این نامها توجهی میکرد و نه هیچ کس جرات اعتراض داشت .
پ ن
۱_ سیستم کشاورزی سرواژ در روسیه در زمان تزار و در اثر پیکار تولستوی و سایر روشنفکران لغو شد .
۲_ سیچان یکی از روستاهای شهرستان اصفهان است و به معنی موش است ( در زبان تورکی )
۳_ جناب دکتر عزیز اکنون در ان سوی آب است و پسوند سیچانی را هم حذف کرده است .
دکتر علی شمس برهان _ ۹ آذر ۱۴۰۲
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
در گذشته درباریان ، تجار ، ثروتمندان ، مالکان و روحانیون القاب و عناوین مشخص داشتند که هم در اسناد ( قباله ، خرید و فروش ، اسناد مالکیت ، نوشته جات و ....) نوشته میشدند و هم مردم به همان لقبها و عنوانها انان را صدا میزدند ، اما برای مردم عادی نام خانوادگی وجود نداشت ، مگر لقبهای وابسته به شغل و کسب و کار مانند :
حسن شیرفروش ، احمد ماست بند ، ممد خرکچی ، شیرعلی قصاب ، حسین درشکه چی و کریم شیرەای ....و غیره که در ادبیات ما هم نفوذ کرده است .
اما از همان روزهای اول صدور شناسنامه در ایران ( از سال ۱۳۱۳ به بعد ) ماموران ثبت سجل زیاد به خود زحمت نداده و در روستاهای ایران نامهای خانوادگی عجیبی به مردم میدادند .
در حقیقت دو موضوع با هم و به موازات هم پیش میرفتند :
۱_ کدخدا یا ارباب روستا مردم ان دهکده را مانند اموال ارباب به حساب می آوردند و برای جلوگیری از مهاجرت روستاییان نام دهکده را مانند پسوند در شناسنامه مردم روستا درج کرده و مینوشتند تا اهالی ان دهکده نتوانند به سایر روستاها کوچ کنند .
در حقیقت مردم روستای ایران همانند سرواژههای روسیه ( کشاورزان ) همانند اموال اربابان به حساب میآمدند ( ۱ )
جالب است بدانید که:
پسوند نام خانوادگی یکی از همکلاسی های من در دانشگاه تهران و در مهر ماه ۱۳۴۳ ( سیچانی ) بود !! ( ۲ )
م .. ب .. سیچانی !!
که مدتها باعث تعجب دوستان و استادان شده بود ( ۳ )
۲_ مامورین صدور سجل که اغلب تریاکی بودند بسیار کم حوصله و بی ادب بودند و بعلت خستگی و گاهی برای طنز به میل خود نامهای خانوادگی عجیبی در شناسنامه مردم وارد میکردند و در آن سالها نه کسی به این نامها توجهی میکرد و نه هیچ کس جرات اعتراض داشت .
پ ن
۱_ سیستم کشاورزی سرواژ در روسیه در زمان تزار و در اثر پیکار تولستوی و سایر روشنفکران لغو شد .
۲_ سیچان یکی از روستاهای شهرستان اصفهان است و به معنی موش است ( در زبان تورکی )
۳_ جناب دکتر عزیز اکنون در ان سوی آب است و پسوند سیچانی را هم حذف کرده است .
دکتر علی شمس برهان _ ۹ آذر ۱۴۰۲
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍3
رابطه #زبان_فارسی و #کوردی همچون نواده و نیاست (2)
«میرجلاالدین کزازی» استاد دانشگاه
#ریشههای_زبان_پارسی قدیم را در #زبان_کوردی میتوان بازشناخت
او درباره #زبان_کوردی هم گفت: زبان کوردی از ژرفای #فرهنگ و #تاریخ_ایران با ما راز میگوید و ریشه زبانهای ایرانی را در طول تاریخ میتوان در زبان کوردی بازشناخت و هنوز هم پارهای از واژگان کوردی به #ایران_باستان و #زبان_اوستایی باز میگردد.
#کزازی به واژه «مانگ» در زبان کوردی اشاره کرد و به عنوان نمونهای از واژههای باستانی در زبان کوری گفت: در زبان فارسی آن اختر شب را «ماه» میگوییم، در زبان پارسی میانه «ماس» بوده اما کوردها به آن «مانگ» میگویند که این ریخت اوستایی این واژه است و از کلمه «ماونگ» به یادگار مانده است.
وی افزود: کوردها هنوز ساختار آواشناختی را در واژگان بسیار پاس داشتهاند،هنوز آهن را آسِن و ماهی را ماسی میگویند و نشان میدهد که این زبان همچنان نژاده و کهن باقی مانده است.
این استاد زبان و #ادبیات_فارسی در بخش دیگری از سخنانش درباره برپایی #جشنها و #آیینهای_ایرانی نزد #کوردها گفت: کوردهای کوردستان عراق، آیینها و جشنهای ایرانی را بسیار نغزتر ،نابتر و پیراستهتر از ما که در #مرزهای_جغرافیایی_ایران به سر میبریم، برگزار میکنند.
کزازی با اشاره به ریشه ایرانی تمامی کوردها در سرزمینهای مختلف جهان گفت: #کوردها در هر جای جهان که باشند از جمله عراق، از دید فرهنگ،منش،تاریخ، پیشینه نیاکانی آنها با دیگر #تیرههای_ایرانی یکسان است و حتی فراتر از آن از دیگر تیرهها نیز #ایرانیتر باقی ماندهاند.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo👌
«میرجلاالدین کزازی» استاد دانشگاه
#ریشههای_زبان_پارسی قدیم را در #زبان_کوردی میتوان بازشناخت
او درباره #زبان_کوردی هم گفت: زبان کوردی از ژرفای #فرهنگ و #تاریخ_ایران با ما راز میگوید و ریشه زبانهای ایرانی را در طول تاریخ میتوان در زبان کوردی بازشناخت و هنوز هم پارهای از واژگان کوردی به #ایران_باستان و #زبان_اوستایی باز میگردد.
#کزازی به واژه «مانگ» در زبان کوردی اشاره کرد و به عنوان نمونهای از واژههای باستانی در زبان کوری گفت: در زبان فارسی آن اختر شب را «ماه» میگوییم، در زبان پارسی میانه «ماس» بوده اما کوردها به آن «مانگ» میگویند که این ریخت اوستایی این واژه است و از کلمه «ماونگ» به یادگار مانده است.
وی افزود: کوردها هنوز ساختار آواشناختی را در واژگان بسیار پاس داشتهاند،هنوز آهن را آسِن و ماهی را ماسی میگویند و نشان میدهد که این زبان همچنان نژاده و کهن باقی مانده است.
این استاد زبان و #ادبیات_فارسی در بخش دیگری از سخنانش درباره برپایی #جشنها و #آیینهای_ایرانی نزد #کوردها گفت: کوردهای کوردستان عراق، آیینها و جشنهای ایرانی را بسیار نغزتر ،نابتر و پیراستهتر از ما که در #مرزهای_جغرافیایی_ایران به سر میبریم، برگزار میکنند.
کزازی با اشاره به ریشه ایرانی تمامی کوردها در سرزمینهای مختلف جهان گفت: #کوردها در هر جای جهان که باشند از جمله عراق، از دید فرهنگ،منش،تاریخ، پیشینه نیاکانی آنها با دیگر #تیرههای_ایرانی یکسان است و حتی فراتر از آن از دیگر تیرهها نیز #ایرانیتر باقی ماندهاند.
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo👌
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همنوازی و همخوانی هنگه خجه لوره
کچکه کورد کرمانج خراسان 🌷🌷🌷
کچکه کورد کرمانج خراسان 🌷🌷🌷
👍1