کانال روستای بوانلو
2.09K subscribers
4.49K photos
801 videos
101 files
397 links
بهشت شمال شرق خراسان شمالی

ارتباط با مدیران کانال


@Payamirib

@erdelan44
Download Telegram
کانال روستای بوانلو
Voice message
ضمن تشکر از همراهی جناب آقای علی محمدزاده باید عرض کنم این حکایت در چند قسمت نوشته شده که اولین بخش حکایت امشب تقدیم حضور مخاطبان کانال بوانلو شد  انشاالله در شبهای آینده ادامه این حکایت به اشتراک گذاشته خواهد شد منتظر نظر و پیشنهاد و انتقادات شما عزیزان هستیم .
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍1
‍ روز زبان مادری
روز بازگشت به خویشتن


🔸21 فوریۀ سال 1952، دانشجویان دانشگاه داکای بنگلادش، در اعتراض به ممنوعیت تحصیل به زبان بنگالی، دست به اعتراض زدند. با فوارۀ فریاد دانشجویان بی‌دفاع و سرکوب پلیس، خون سرخ تعدادی از دانشجویان در راه زبان مادری، خیابان‌ها را رنگین کرد و سرخی خون آن دلدادگان زبان مادری، باعث بیداری مردمی شد که 7 سال بعد، شکل‌گیری کشور مستقل بنگلادش و جدایی از پاکستان را رقم زدند.

🔸به‌پاس برپای ایستادگی دانشجویان دانشگاه داکا در دفاع از تکلم به زبان مادری، یونسکو در سال 1999 با رأی به پیشنهاد بنگلادش، این روز را روز جهانی زبان مادری نامید. این روز، رویش سبز و مبارکی برای ارج‌نهادن حلاوت زبان مادری است. زبانی که همه زندگی است. لبریز شور و شوق است. بوی مهر مادر می‌دهد و هنوز لالایی‌های آن عزیز و گهواره جنبانی‌هایش، چون زلال چشمه‌ای جوشان و در جریان، روح عطشناک ما در کویرماندگان و در غبار قدکشیدگان را سیراب می‌کند.

🔸روز جهانی زبان مادری، روز بازگشت به خویشتن است. فرصتی برای اندیشیدن ما است تا بدانیم دانستن و آموختن هر زبان دریچه‌ای بر کلبۀ تاریک ذهنمان می‌گشاید تا چشم بر افق‌های روشن و پر گلشن بگشاییم. آنچه نکوهیده است خودبرتربینی است که آفتی برای زبان‌های مادری است و باید از این نگاه اندیشه سوز پرهیز کرد.

🔸باید بپذیریم ما که امروز در میان سیمان و دود و آهن، اسیر شده‌ایم و بسیاری از ما بیگانه گشتگان با دیار و تبارمان، نه‌تنها چشم بر زبان مادری بسته‌ایم؛ بلکه از تکلم به این زبان نیز پا پس می‌کشیم و این جفایی آشکار در حق ما و مادران دیروز است که امانت گران‌سنگ زبانشان را به ما سپردند و حال ما در میانۀ راه این امانت را باآن‌همه شور و شکوه، باآن‌همه نغمه و لالایی، باآن‌همه قصه و مثل، باآن‌همه امید و آرزو، باآن‌همه دلدادگی به زندگی به فرداییان نمی‌سپاریم.
روز جهانی زبان مادری بیدارباشی برای همه ما است تا بدانیم زوال زبان‌های مادری، زوال هستی و هویت ما است. دفن بخشی از فرهنگ ملی سرزمین ما است که با رنگین‌کمان زبان و فرهنگ اقوام ایرانی، بارور و بالنده‌تر شده است.

🔸امروز رسالت بزرگ همۀ فرزندان این سرزمین که دل در گرو زبان مادری دارند، این است که در کنار پاسداشت زبان ملی و رسمی‌مان که زبان مشترک همۀ اقوام ایرانی و مایه افتخار همۀ فرزندان این کهن بوم‌وبر است؛ باید پیگیر تحقق اصل 15 قانون اساسی بود تا با اجرای این اصل غریب مانده، بخشی از مطالبات برحق اقوام ایرانی که شایسته فرزندان این سرزمین در دفاع از استقلال وطن بوده‌اند؛ برآورده شود و باعث دلدادگی بیشتر آنها به مام میهن شود.

🔸باید بپذیریم همان گونه که آثار باستانی ما در حکم سرمایه‌های تمدنی و ملی ما محسوب می‌شوند؛ زبان‌های اقوام ما نیز سرمایۀ معنوی گران‌سنگی هستند که باید آنان را چون جان عزیز داشت چرا که پاسداشت آنها، پاسداشت فرهنگ ملی این سرزمین است.

🔸انتظار می‌رود در استان‌هایی که اقوام مختلف زندگی می‌کنند علاوه بر رسانه‌های مکتوب، صداوسیما نیز در راستای تقویت زبان مادری، زمان بیشتری برای معرفی قابلیت‌های فرهنگی زبان مادری اختصاص دهد و در تهیۀ گزارش‌های خبری و...از زبان مادری اقوام استفاده کند و اصراری بر تکلم اقوام به زبان غیر مادری‌شان نداشته باشند تا حلاوت این زبان‌ها که هنوز بوی کشتزارهای بهاری و گل‌های نوشکفته را می‌دهد؛ مشام جان مردمی که مهر مادران بر کتیبۀ دلشان حک شده را بنوازد.

🖋اسماعیل حسین‌پور
روزنامه آفتاب یزد-دوم اسفند1401


@buvanloo
👍2👎1
🔴 وَناوی وای ژور 🔴
         
              
   از کُردم  ( کرمانج)

مِه دوست زانیو وی مَتنا کرمانجی بنویسم ولی متاسفانه خَلکه مَه اکثراً ژَ اصالته خو دور کَتنه و بنده ی حقیر ژی ژَ سر اجبار گره فارسی بنویسم ‌.😔



✳️متاسفانه مردمان ما از زبان و اصالت و فرهنگ خودشون فرارین و زندگی شهری و مثلا امروزی رو پیش گرفتن ،
از همه کردهای کرمانج که 80 درصد کردها رو تشکیل میدن عاجزانه تقاضا دارم 🙏 زبون شیرینمون رو ب فراموشی نسپارید!!
زبانی که در دانشگاهای بزرگ اروپا مثل ،
(سوربن فرانسه - ارتوکلو، در شهر مادرین ترکیه) در حال تدریس هستن ، ولی ما زبونمون رو بی ارزش تلقی میکنیم  .
✳️ اصالت ما کرمانجها حتی از اصالت پارسی  یا همون فارسی قدمتش بیشتره (پارسی 2500 سال---- کردی 7000 سال )
هم زبون های ما تو کشورهای ایران ، سوریه ، ترکیه ، عراق ، ارمنستان ، گرجستان ، قزاقستان ، کراسنادوف روسیه و همچنین نزدیک به یک میلیون نفر در اروپا پراکنده اند  از جمله آلمان و اسپانیا
ولی پدر مادرهای امروزی مخصوصا مادران بزرگوار ب فرزندان خودشان این زبون شیرین رو یاد نمیدن و اگر اینطوری پیش بره کم کم زبون کرمانجی حداقل در خراسان ما غریب میشه ،😔
✳️ هم زبانان عزیز لطفا به اصالت و فرهنگ خود افتخار کنید وبه همه دوستان و اشنایان خود که کرمانج نیستن ، بگویید که کی هستین و چقدر اصالت و فرهنگ تونو دوست دارید و بهش می بالید ،،، که با این کار حداقل قدم کوچکی در راستای ترویج و فرهنگ کرمانجی اصیل برداشته باشید.
حتما باید مثل کردهای کوبانی و کردستان ترکیه بهمون ظلم بشه ک دنیا بدونه ما خراسانی ها هم کرمانجیم.!!!!

✳️ در اینجا بنده ملتمسانه از پدر و مادرای کرمانج مخصوصا مادران تقاضا دارم ب اصالتتون افتخار کنید و زبون شیرنمونو ب نسلهای بعدی انتقال بدید. ما اصالت 7000 ساله داریم وبهش افتخار میکنیم. 


✳️بنده حقیر میثم رحمانی تبار با رفقای کرمانجم در شهر رود بار گیلان  با تمام وجود برای اصالتمون تلاش میکنیم .
با تشکر🙏

@buvanloo
👍7👎1
آیینی از زیباترین مظاهر فرهنگ،آداب و سنن باستانی کوردهای کورمانج خراسان،



🔹همانطور که میدانیم فصل زمستان برگرفته شده از سه ماه است که در فارسی این ماهها دی, بهمن و اسفند است و در زبان کوردی کرمانجی #چله, #سەبات (شوبات) و #آدار یا #آذار نامیده میشود.

این سه ماه در زبان کردی کرمانجی به پنج بخش تقسیم میشوند؛
۱- چلە گر
۲- چلە قچک
۳-اَمن دَمن
۴-اسکلو گیسکلو
۵- #هورتک_پورتک و #ژنەبی (بیوه زنِ پیرزن).

🔸چله بزرگ یا چله ِره_گر (برادر بزرگ) به سی روز از دی ماه و ده روز از بهمن گفته میشود و چله کوچک به بیست روز باقی مانده از ماه بهمن گفته میشود که با پایان گرفتن چله #بره_قچک جشن هایی نیز برگزار میشود که یادگار اجداد و #باو و #باوکالان ما بوده و دارای معنی و مفهوم می باشد.

این جشن ها عبارتنداز؛
پرتاب #گوگ (گلوله های آتشینی ساخته شده از پارچه #بشوربپوش آغشته بە نفت و قدیمتر پیه گوسفند) به آسمان و پریدن از روی آتش،که این شادی سه شب مانده چله کوچک تمام شود(سه شب آخر بهمن) به مدت سه شب اجرا می شود و اما فلسفه پرتاب گلوله آتشین به سمت آسمان یعنی زمستان با تمام سختی هایش رفت که مانند این گلوله آتشین برود و دیگر بر نگردد و فلسفه پریدن از روی آتش نیز همین است و هم زمان با پریدن از روی آتش اینگونه می گویند:
چله چو ،بهار هات    نان و مسکه فریان هات

چله چو،مه دا دو       چله چو ،بهار هات

به این معنی که چله رفت و بهار اومد نان و کره فراوان شد چله رفت ما دنبالش کردیم کنایه از جنگ و جدال با چله است و در اواسط زمستان زایش گوسفندان هم شروع میشود و شیر و #مسکه هم کم کم  #فریان (فراوان) میگردد.

خیلی وقتا با برافروختن آتش در سه شب آخر بهمن
چنین می گویند:
سوری ته ژه من              زری من ساته
یعنی سرخی تو مال من  و زردی من برای تو

که در شب #چارشمه_سوری هم برگزار میشود.
اما..
🔸کورمانج اسفندماه را به سه دهه تقسیم میکند,
دهه_اول؛
#امن_دمن
دهه دوم؛
#اوسکلو_گیسکلو
دهه سوم؛
#ژنەبیان (بیوه زنها)
اسم های این سه دهه مربوط به آسمان است.

اَمن دَمن روزها با شور و هیجان مشغول شکارِ کبک و #کیوی و #بران_کیوی (آهو و قوچ کوهی)در دامنه های کوه شاداغی شیرزنجان هستند.
زمین هم کم کمَک از خواب زمستانی داره بیدار میشه و مادر امن و دمن خوشحالی میکند و آذوقه های ذخیره زمستانی خود را مصرف میکند که دراین باره نیز شعری است می گویند:
  اَمن دَمن،
شو(شب)ببار روزببار،
وشدت بارش برف و تگرگ بحدی بود که میگفتند:آردبکن صدمن،هیزم بکش خرمن،عهده همه برمن

#ژنەبی مادر امن دمن خوشحال از وجود پسران شجاع شروع به تکان دادن لحافهای پنبه ای میکند و هوا بصورت برف بر زمین میریزد.

در دهه
#اوسکلو-گیسکلو  هوا یه بار می باره یه بار نمی باره
در دهه اوسکلو گیسکلو  ۱۷ روز مانده به عید #هودەمال درست میکنند.یک فتیر یا کوماج بزرگی که داخل آن یک دکمه فیروزه ای میگذارن و شب هنگام همه اهل خانواده دور هم جمع میشن و بزرگ خانواده کوماج رو به هفده قسمت برش و بین اعضا خانواده من جمله ملک و مال تقسیم میکند.
به نام هر کی دکمه دراومد اعتقاد بر اینه که سال جدید  برای اون پر از روزی و #کوزی است.
در این دهە امن و دمن میرن پشت کوه #امام_داغی_جوزان واسە آوردن هیزم (چیای امام داغی منبع هیزم و #ایزنگ بوده) اما بخاطر برف و سرمای سنگین در ارتفاعات کوهستان #قره_لوکه بالادست جوزان از سوز سرما و برف یخ میزنن.
مادرشون #ژنەبی هم غمگین و خشمگین از شنیدن داغ جوانهایش، یه تکه چوب نیم سوز از اجاق میکشه بیرون و بسوی دنیا پرتاب میکنه تا دنیا رو به آتیش بکشاند.اما چون پشت بندش بهار میرسه کاری از ژنه بی برنمیاد‌.
سپس ژنەبی از غصه سرمازدن امن دمن گردنبندشو پاره میکند و دونه های گردنبندش بصورت تگرگ بر زمین میریزن.

🔹در دهه #ژنەبی چنین تقسیماتی داریم;
#هورتک_پورتک از 20اسفند الی 25اسفند که همراه است با بیرون انداختن #پرتی_مرتی ها☺️ و #پالیس مالیس ها و قالیها به بیرون جهت هوا خوردن و از بین رفتن رطوبت و همچنین
خانمهای خونه با خانه تکانی و دور انداختن وسایل کهنه و رنگ و لعاب دادن به  دیوارهای خانه(قدیمیا با هیوالَک دیوارها رو با خاک آهکی سفید میکردن)به استقبال بهار میروند.

إشَه پشَه (Êşe pêşe) نیز
در بیستم تا بیست و پنجم اسفند ماه قرار گرفته و به معنای ملایم شدن تدریجی هوا و پیدا شدن مِش (مگس) و پِشَه و کُرم و کِس (حشرات)مخصوصا کُرمه_خالو و ِن_مِنیک (پروانه) است.

ادامه دارد...👇👇👇

#ژنەبی (jine bî)
ژنەبی پنج روز آخرین دهه زمستان یعنی از ۲۵ اسفند تا عید نوروز است.
ژنَەبی پیرزنی است که غر میزند و بعضی از مواقع خوشحال است یه باره میباره یعنی بشدت برفی و سوز و سرما و چاخپون و بوران میشود (یعنی مثل زنی که شوهرش را از دست داده و غمگین است)هوای ابری و گرفته میشود.
👍10👎1
اما لحظه ای ژنەبی با یادآوری اینکه شوهر دیگری میکند و زندگی جدیدی آغاز میکند و در فکر اومدن حاجی فیروز واسه خواستگاری میخندد و چهره اش خندان میشود و هوا صاف و آفتابی میشود.

ژنَەبی آخرین مرحله ی زمستان است که معمولا همراه با مجالس روزه خوانی برای مردگان و اموات می باشد بنام علفه

#علفه
در فرهنگ کورمانج #شیرزن_جوزان سه روز آخر سال رو علفه میگویند و
نام علفه به واسطه وجود علف و سبزی که یک پای سفره هفت سین و روز علفه است بر آن گذاشته شده است.‏

علفه آیینی ویژه است که در آن هم یاد و جای رفتگان سبز می شود و هم سنتی زنده و سبز برای زندگان و سبزی زندگی است‏.‏

با آغاز چارشمە سۆری ژنەبی هم میره پشت کوه امام داغی و دیگه برنمیگردد.

و #چارشما_سور Çarşema Sor

#چارشما_سور یا چهارشنبه ی قرمز به آخرین چهارشنبه ی سال (یا همان چهارشنبه سوری) گفته می شود که البته این بین همه ایرانیان چه فارس و چه کورد مشترک است که کورمانجها معمولا هم از روی آتش میپرند هم از پشت بام کوزه های سفالین را با پرتاب کردن به پایین میشکنند.
شکستن کوزه به این معناست که تمام غم و غصه ها مانند این کوزه بشکند و خورد شود
#دور کردم و دور کردم، چشم دشمنو کور کردم.

در شب چارشمه سوری به نیت پاکی و دور ریختن تمام ناپاکی ها و بدی ها و زایش دوباره جهان، اقدام به جشن و سرور و آتش بازی میکنند که همه ما آشنایی کامل با مراسم آن داریم.
زنان و دختران از دو سه ساعت بعدازظهر که باید برای پریدن از روی آتش آماده می‌شدند، چهره خود را هفت قلم آرایش میکردند
و از روی آتیش میپریدن و دخترها میخوندن؛

ژه سر ایر باز دئَم
باز دئم و باز دئه
چارشما سور
بختا مه وه دئه.

فارسیشم
زردی من از تو، سرخی تو از من

این اعتقاد سبب می‌شد تا زن هر خانه صبح روز چهارشنبه، خاکسترِ بر‌جای مانده از آتش شب چهارشنبه سوری را در خاک‌انداز جمع‌کرده، به بیرون از خانه ببرد و آن را در پشت خونه یا سر کوچه یا در آب روان بریزد.‌
زن در بازگشت به خانه، در خانه را می‌کوبید و به ساکنان خانه می‌گفت که از عروسی می‌آید و تندرستی و شادی را برای خانواده به ارمغان آورده‌ است. اهالی خانه نیز در این هنگام در را به روی زن می‌گشودند و اعتقاد داشتند که وی تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود آورده‌است.

رسم دیگر شب آخر سال #چونه_سر_بخریکان
یا شال اندازی یا دستمال اندازی بود

كودكان و نوجوانان از لحظه‌ی غروب خورشید و تاریكی نسبی هوا، پارچه‌ و شالهای رنگی و زیبایی برداشته و به جان پشت بامها و #بخوریک اجاق (دودکش) خانه‌های فامیل، آشناها و همسایه‌ها می افتادن و یا در کوچه ها با انداختن دستمال به منزل‌ها، در حالیكه سعی می‌كردن شناخته نشوند درخواست عیدی می كردن. صاحبخانه نیز به فراخور حال و وسع خود هدیه های متنوعی از قبیل آجیل محلی، جوراب‌های دستباف، تخم‌مرغ رنگی و نخود و کشمش،نقل و #قنفیت (شکلات) میداد.
البته در زمان‌های گذشته اساس كار چنین بوده كه بر پشت بام خانه‌های قدیمی، دریچه‌ای وجود داشته و جوانان «دستمال» خود را از آن داخل اتاق می انداختند و آواز میخواندن؛

خالتی فاطمه عیده عیده
شاله خا گره ده
عَیدی من ژی گره ده
یا قیزه خا وه من ده😍
یا
هَتَری و مَتَری، تِشتَک داینه اورته چپَری (شال)
یا
هلاوا مالاوا لائِه وه با زاوا
تشتک داینِن سا مَرا

همچنین #قلاق_داگرتن (فالگوش وایستادن)درِ خونه همسایه و آشنا وفامیل رسم دیگری بود که معمولا دختر پسرا پشت در صاحبخونه فالگوش می ایستادن.

روز آخر سال عده ای از مردهای بیکار و بی عاری هم بودن که سر و ریش ژولیده‌ای داشتند و  لباس کهنه ای یا #پرتی_مرتی  بر تن می‌کردند،کاسه شاخدار سر گاوی به سر می‌گذاشتند و در کوچه ها ظاهر می‌شدند و با نعره گوش‌خراش وسط مردم جست زده خود را غول بیابان خوانده و با خواندن اشعاری پول جمع می‌کردند.
ما غول بیابانیم، سرگشته و حیرانیم،
از جمله شما نالان، اینگونه پریشانیم☺️

عده ای دیگر از جوونها هم بودن لباس زنانه بر تن میکردن با قوطی نفت و مشعلی که از کهنه بر سر یک چوب بسته بودن به دور کوچه، محله‌ها و در خونه ها راه می‌افتادند و مشعل خود را به دهان برده و با شعله خاموش آن را از دهان خارج می‌کردند و شعرهای زیر را خوانده و پول می‌گرفتند؛
«آتیش افروزه، سالی یه روزه، دنیا دو روزه، مثل نیم‌سوزه
یا همصدا می‌خواندند؛
آتش‌افروزه، سالی یه روزه، پول ندی اگه، قوزت رو قوزه، میشی روفوزه، میری تو کوزه.☺️

بعدش هم که
َیدا_گر یا عید بزرگ (Eyda Gir)
یا عید نوروز میرسید و ...


@buvanloo
👍8😁1
Audio
منظومه جیکسای
به ده نگه دختور روشان
👏4🔥3
با تشکر فراوان از جناب اقای علی محمدزاده که درخواست ما را اجابت کردند نوشتن و روایت حکایت عشق آباد را در دستور کار قرار دادند با پخش قسمت اول ، حکایت  مورد توجه مخاطبین کانال قرار گرفت که نویسنده و ادمینهای کانال را مورد لطف و محبت خود قرار دادند هر چند تنظیم هر قسمت از این حکایت کاری بسیار سخت و دشوار  و زمانبر میباشد اما جناب محمد زاده را مجاب کردیم که تا آخر حکایت کانال راهمراهی کنند . امشب دومین قسمت از این حکایت تقدیم حضور مخاطبان عزیز میشود امیدواریم مورد رضایت و پسند قرار گیرد. همچنان منتظر نظر و پیشنهاد و انتقاد شما عزیزان هستیم .
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍5
ئشقەۆات  (٢)
سنە١٣٧٩
"پاری دودیان "
نویسنده و راوی: علی محمدزاده
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@Buvanloo
👏4👍2
سرکار خانم زهره اسداله زاده فرزند بوانلو ؛ افتخار آفرینی جنابعالی در آزمون نظام مهندسی در شاخه نظارت و اجرایی با نمره قبولی (۸۲و۸۷)موجب غرور و مباهات می باشد .
این موفقیت را به جنابعالی همسر محترم و خانواده و اهالی محترم بوانلو تبریک و تهنیت عرض می کنیم .

با آرزوی توفیقات روز افزون در سایر عرصه ها.


@buvanloo💐💐💐💐💐
👏18👍7
چه قابلِ ستایشند
ذهن هایی؛
که محاسبه می کنند
و دستهایی؛
که می آفرینند!!

5 اسفند روز مهندس بر کلیه مهندسین عزیز روستای بوانلو مبارک

ـ
ڕووژ ئەندازیار پیرووز بو🌹🌹🌹



@buvanloo💐💐🌷🌷
👍8🥰4👏3
با سلام
طی جلسه ای که نمایندگان شرکت بنیاد علوی با شوراها و دهیاران شیروان داشتند مقرر شد از هر روستا به تعدادی مشخص از بین سرپرست خانوارها چه مرد چه زن در جهت دریافت تسهیلات اشتغال زایی به بنیاد علوی معرفی شوند.

لذا از جوانان متاهل و سرپرست خانوار ساکن روستای بوانلو در جهت اطلاع از شرایط دریافت تسهیلات اشتغال زایی درخواست میشود به دهیاری یا شوراها محترم مراجعه فرمایید.



@buvanloo
👏4
اهالی محترم روستای قرچغه
حادثه تلخ و دلخراش جان باختن جوان و دوست عزیزمان
🖤مهدی نگاری🖤
کە در راە جهاد و کسب روزی حلال برای معیشت خانوادە که حقاً مصیبت‌بار است به خانواده‌هاي‌ عزادار و بازماندگان آن عزیز از دست رفتە و شما مرزداران و مرزنشینان روستای قرچقە صمیمانه تسلیت عرض نمودە و تسلی و آرامش دل‌هایتان را از خداوند متعال مسئلت می‌نمائیم.

از طرف ادمینها و اعضای کانال روستای بوانلو

@gharchegheh🖤🖤🖤
😢10👍5
به نام خدا
به اطلاع کلیه باغداران بوانلو وحومه می رساند نهالستان گردوی آقای ((رشید محمدزاده ))
💥با مرغوب ترین نهال

💥با کیفیت بسیار بالا و باردهی مرغوب و مطلوب
💥مقاوم در برابر سرمای منطقه و متناسب با شرایط آب و هوایی و...
در خدمت هم ولایتی ها و باغداران منطقه سیوکانلو وشیروان می باشد.
برای تهیه نهال گردو با شماره ی ذیل تماس بگیرید.

«۰۹۱۹۳۱۱۸۵۶۷» رشید محمدزاده


آدرس روستای بوانلو
@buvanloo
مراوه تپه اسفندماه ۱۴۰۱ .
سپاس از آقای محسن جعفرزاده

عکس سه روز پیش گرفته شده .

دعا می کنیم خداوند باران رحمتش را براین زمین تشنه نازل فرماید.
🤲🤲🤲🤲🤲😢😢



@buvanloo
😢3👍2😱2
ایغرلی و گوهەر گوسفندان کە روزگاری محل نگه داری صدها راس گوسفند بود که اینک خالی از صفا و صدای بع بع گوسفندان و بره ها و عشایر سخت کوش هست .
هرچی جلوتر می آییم انگار برکت و زیبایی نیز جا می ماند .😢

گوهەر👈مکانی امن برای محافظت گوسفندان از باد و بوران و سرما


@buvanloo
😢8👍1
هَودَه مالک ، هه‌ڤده مال

هفده منزل مانده به عید باستانی نوروز

رسم زیبایی کردهای خراسان

تقویم و سالنمای کُردهای خراسان ۱۷ شب مانده به نوروز یعنی شب ۱۳ اسفندماه به نام هَوْدَه مال (Hevdemal) (هفده منزل) گفته می شود. در باور کُردهای خراسان شب و روز 13 اسفند فرخنده و مبارک است. این شب را با خوردنی معروف آن یعنی کوماج (Kûmac) می شناسند. در این شب کوماج (نوعی نان یا کیک ضخیم که بسته به سلیقه ی افراد از آرد و شیر و روغن زرد و … در داخل یک دیگ یا قابلمه ی بزرگ ساخته می شود) پخته می شود. در داخل خمیر کوماج یک عدد مهره ی سبز یا آبی گذاشته می شود به طوری که دیده نشود. سپس سر سفره و هنگام تقسیم کووماج بین افراد خانواده این مهره نصیب هر کدام از اعضای خانواده شود (در دهان هر کس دیده شود)، اصطلاحا او فردی با روزی و خوش یمن است.
این شب اکنون نیز در میان کُردهای خراسان و البته اقوام دیگر این منطقه نیز گرامی داشته می شود.
در مورد فلسفه ی این شب و چرائی عدد ۱۷ نظرات گوناگونی وجود دارد؛ به نظر می رسد این آئین ریشه در اعتقادات کهن چند هزارساله دارد.
کوماج و مهره ی داخل آن در میان کُردهای ایزدی در ارمنستان نیز رواج دارد. البته زمان آن نزدیک به نوروز است.
البته در بعضی مناطق به جای "کوماج" ،  " دانوُ " درست میکنند.
دانوُ( آشی که اکثر حبوبات را در خود دارد درست میشود).

۱۷روز مانده به عید باستانی نوروز هر یک از اعضای خانواده یا دوستان برای خود در طبیعت تکه سنگی کوچک را انتخاب می‌کنند و زیر ان اسم خود را مینویسندو آن را درنقطه‌ای روی زمین قرار داده، بعد از اینکه سال جدید رسید هر کس به سراغ سنگش می‌رود. اگر در زیر سنگ‌ها سبزه روئیده باشد، نشان از سالی پرباران و پر از خیر و برکت خواهد بود وان شخص خوش روزی است.

@buvanloo
👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاری بس زیبا

صبح امروز یک قلاده پلنگ در روستای واریان دیده شد که آسیب دیده بود. اهالی روستا بلافاصله با سازمان محیط زیست تماس گرفتند و کارشناسان این سازمان به کمک اهالی، پلنگ رو به صورت بی‌هوش به کرج منتقل کردند و جان پلنگ حفظ شد.

اهالی روستای واریان، واقع در جاده کرج به چالوس، نام «واریان» رو برای پلنگ انتخاب کردند و درخواست دارند در پوشش‌های خبری از این نام استفاده شود.


حرکت زیبا از روستاییان استان البرز!!!
👍9
کتابخانه اندیشه پارک کوثر شیروان
و فعالیت چندی از اساتید بوانلویی در این سرای علمی ادبی شیروان

استاد یحیی خوش نما برگذاری و آموزش کارگاه داستان نویسی
سرکار خانم مریم ضیغمی آموزش فن بیان و هوش و خلاقیت
سرکار خانم اسما حسین زاده آموزش هنر و نقاشی

عزیزان دیگری که فعالیت های مرتبط در بحث های پیرامون دارند میتوانند با اطلاع رسانی از طریق ادمین های کانال باعث خوشحالی و خشنودی هم روستایی های عزیز گردند.
👍7👏5
Audio
👍61
سلام ودرود خدمت همراهان محترم کانال بوانلو
ضمن تشکر از همراهی جناب آقای علی محمدزاده که از همراهان همیشگی کانال بوانلو هستند سومین قسمت سفرنامه عشق آباد که توسط ایشان نگارش و روایت شده است تقدیم حضور مخاطبین اندیشمند میشود لازم بذکر است که کانال بوانلو از نظر محتوایی مرجع خیلی از کانالهای محلیست و این حکایت نیز در خیلی از کانالها به اشتراک گذاشته میشود اما متاسفانه کم لطفی دوستان باعث شده بجای فوروارد کردن ،محتوا کپی شود و بدون مرجع به اشتراک گذاشته شود . اخلاق رسانه ای حکم میکند که اگر مطلبی از رسانه ای برداشت میشود منبع و ماخذش عنوان شود .
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@Buvanloo
👍5