🖤#قدردانی
◼️ من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق ◼️
خوشا آنان که باعزت ز گیتی بساط خویش برچیدند و رفتند.
ز کالاهای این آشفته بازار محبت را پسندیدند و رفتند.
ایزد منان را سپاسگزاریم که در غمناکترین روزهای زندگیمان ما را از نعمت حضور دوستان و سرورانی مهربان بهرهمند ساخت که همدردیشان التیامی است بر دلهای داغدیده ما.ابراز همدردی و بذل محبت شما عزیزان با حضور در مراسم و ترحیم مادرمان((کربلایی آیینه نادری)) و یا تماس تلفنی و پیامهای تسلیت ازطریق این رسانه ، موجبات غرور و افتخار این حقیر را فراهم نمودند، سزاوار قدردانی و سپاسگزاری است.
آرزو میکنم در مجالس و محافل شادی عزیزان جبران زحمت نموده و تلاش میکنیم تا حضوراً توفیق عرض تشکر داشته باشیم.
⚫️از طرف:خانواده های
"مردانی"نادری"قوی اندام
@buvanloo🥀🥀⚫️⚫️⚫️⚫️
◼️ من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق ◼️
خوشا آنان که باعزت ز گیتی بساط خویش برچیدند و رفتند.
ز کالاهای این آشفته بازار محبت را پسندیدند و رفتند.
ایزد منان را سپاسگزاریم که در غمناکترین روزهای زندگیمان ما را از نعمت حضور دوستان و سرورانی مهربان بهرهمند ساخت که همدردیشان التیامی است بر دلهای داغدیده ما.ابراز همدردی و بذل محبت شما عزیزان با حضور در مراسم و ترحیم مادرمان((کربلایی آیینه نادری)) و یا تماس تلفنی و پیامهای تسلیت ازطریق این رسانه ، موجبات غرور و افتخار این حقیر را فراهم نمودند، سزاوار قدردانی و سپاسگزاری است.
آرزو میکنم در مجالس و محافل شادی عزیزان جبران زحمت نموده و تلاش میکنیم تا حضوراً توفیق عرض تشکر داشته باشیم.
⚫️از طرف:خانواده های
"مردانی"نادری"قوی اندام
@buvanloo🥀🥀⚫️⚫️⚫️⚫️
👍5
⚫️ اًٍنًٍاً ٍلًٍلًٍهً ٍوً ٍاًٍنًٍاً ٍاًٍلًٍیًٍهً ٍرًٍاًٍجًٍعًٍوًٍنً⚫️
با نهایت تاسف و تاثر مطلع شدیم ( مرحوم حسین حاتمی اوغاز )(دایی بزرگوار برادران نورمحمد و موسی و کوروش و جواد نادری) دار فانے را وداع گفتند.
این ماتم جانسوز را به خانواده حاتمی اوغاز و نادری صمیمانه تسلیت عرض نموده
از درگاه حق تعالے براے مرحوم امرزش و علو درجات
و براے سایر بستگان و وابستگانش صبر و شکیباے میطلبیم.
روحش شاد
@buvanloo
با نهایت تاسف و تاثر مطلع شدیم ( مرحوم حسین حاتمی اوغاز )(دایی بزرگوار برادران نورمحمد و موسی و کوروش و جواد نادری) دار فانے را وداع گفتند.
این ماتم جانسوز را به خانواده حاتمی اوغاز و نادری صمیمانه تسلیت عرض نموده
از درگاه حق تعالے براے مرحوم امرزش و علو درجات
و براے سایر بستگان و وابستگانش صبر و شکیباے میطلبیم.
روحش شاد
@buvanloo
👍5😢3
باسمه تعالی
به اطلاع هم ولایتی های بزرگوار می رساند طی بازدید از منطقه سیوکانلو دیدار مردمی جناب دکتر جدی نماینده محترم مردم شهرستان شیروان در مجلس شورای اسلامی با اهالی و ساکنین شریف روستای بوانلو فردا سه شنبه 1401/11/25 ساعت 11 در مکان مسجد روستا برگزار می گردد.
لذا از هم ولایتی های عزیزی که قصد انعکاس مشکلات روستا و ارائه انتقادات و پیشنهادات را دارند دعوت به عمل می آید با نماینده شریف حضور به هم رسانید .باسپاس
@buvanloo👌👌🌸🌸
به اطلاع هم ولایتی های بزرگوار می رساند طی بازدید از منطقه سیوکانلو دیدار مردمی جناب دکتر جدی نماینده محترم مردم شهرستان شیروان در مجلس شورای اسلامی با اهالی و ساکنین شریف روستای بوانلو فردا سه شنبه 1401/11/25 ساعت 11 در مکان مسجد روستا برگزار می گردد.
لذا از هم ولایتی های عزیزی که قصد انعکاس مشکلات روستا و ارائه انتقادات و پیشنهادات را دارند دعوت به عمل می آید با نماینده شریف حضور به هم رسانید .باسپاس
@buvanloo👌👌🌸🌸
⚫️(( انا لله و انا الیه راجعون )) ⚫️
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
گز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
🖤🖤🖤
در کمال تاسف و تاثر خبردار شدیم "
جوان عزیز آقـای" پیرعلی ابراهیمی بوانلـو "دار فانی وداع گفتـهاند
در اینجالازم است ازطریق این رسانه این مصیبت دردناک راخدمت خانواده محترمشان و روستای بوانـلو تسلیت گفته و
آرزوی مغفرت و آمرزش برای مرحوم و
صبر جزیل برای بستگان از درگاه
خداوند متعال مسئلت نماییم .
🏴روحش شاد و یادش گرامی باد🏴
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
گز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
🖤🖤🖤
در کمال تاسف و تاثر خبردار شدیم "
جوان عزیز آقـای" پیرعلی ابراهیمی بوانلـو "دار فانی وداع گفتـهاند
در اینجالازم است ازطریق این رسانه این مصیبت دردناک راخدمت خانواده محترمشان و روستای بوانـلو تسلیت گفته و
آرزوی مغفرت و آمرزش برای مرحوم و
صبر جزیل برای بستگان از درگاه
خداوند متعال مسئلت نماییم .
🏴روحش شاد و یادش گرامی باد🏴
😢34😱13👍9
وقتی تابوت تو در نهایت سرعت، جاده را چنگ می زند انگار عزراییل دیرش می شود؛ چه می توان کرد و کجا می شود گریخت!!!
از آرزوی تولد این فرزند تا جشن خوشبختی او بر شانه های مادرش سنگینی کرد ولی خم به ابرو نیاورد.
کمر بست و پا به پای مردان و زنان برای لقمه نانی جنگید ولی کم نیاورد.
چه در سایه و چه در بودن شوهر، نان آوری کرد و آستین بالا زد، گرم و سرد روزگار را در نوزادی و کودکی این جوان تحمل کرد؛ ولی جایی گلایه نکرد.
برای سفره خالی خود در این کارزار شمشیر زد نه برای تنوع و رنگارنگی آن. تازه در صعود آرامش بود که آن هم دریغ شد.
نمیدانم در کدام مرامنامه می گنجند -که نبوده و نیست- تا بگویم این چه رفتار پلیدی است که روزگار دارد!!!
این مادری که اینچنین این جوان برومند را تر و خشک کرد و نهالش را با شبنم دو چشمش آب داد، اکنون باید تابوتش بدرقه کند.
چه زمهریر سردیست در گلوگاه سخت زمستان.
خانواده های محترم ابراهیمی، تسلیت ما را پذیرا باشید
گروه تلگرامی ولاته بووان این ضایعه دردناک را خدمت خانواده محترم ابراهیمی و اهالی روستای بوانلو تعزیت و تسلیت عرض میکند .😢😢😢
@buvanloo🖤🖤🖤🖤🖤
از آرزوی تولد این فرزند تا جشن خوشبختی او بر شانه های مادرش سنگینی کرد ولی خم به ابرو نیاورد.
کمر بست و پا به پای مردان و زنان برای لقمه نانی جنگید ولی کم نیاورد.
چه در سایه و چه در بودن شوهر، نان آوری کرد و آستین بالا زد، گرم و سرد روزگار را در نوزادی و کودکی این جوان تحمل کرد؛ ولی جایی گلایه نکرد.
برای سفره خالی خود در این کارزار شمشیر زد نه برای تنوع و رنگارنگی آن. تازه در صعود آرامش بود که آن هم دریغ شد.
نمیدانم در کدام مرامنامه می گنجند -که نبوده و نیست- تا بگویم این چه رفتار پلیدی است که روزگار دارد!!!
این مادری که اینچنین این جوان برومند را تر و خشک کرد و نهالش را با شبنم دو چشمش آب داد، اکنون باید تابوتش بدرقه کند.
چه زمهریر سردیست در گلوگاه سخت زمستان.
خانواده های محترم ابراهیمی، تسلیت ما را پذیرا باشید
گروه تلگرامی ولاته بووان این ضایعه دردناک را خدمت خانواده محترم ابراهیمی و اهالی روستای بوانلو تعزیت و تسلیت عرض میکند .😢😢😢
@buvanloo🖤🖤🖤🖤🖤
😢61👍6👏1
▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون ▪️
⚫️🌑 در کمال تاسف و ناباوری خبردار شدیم که آقای
بابا (صوفی) محمدی ( داماد مرحوم عطامحمد نادری ) به سوی معبودش پر کشید⚫️⚫️
مراسم تشییع جنازه فردا ساعت 14.30 در روستا زورتانلو برگزارمیگردد.ضمنا مراسم سومین روز در گذشت آنمرحوم ازساعت ۱۱ الی ۱۴ پس فردا شنبه 1401/11/29 روز در محل مسجد روستا زورتانلو برگزار میگردد.
برای بازماندگان صبر و برای آن مرحوم علو درجات از خداوند متعال مسئلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی 🖤🖤🖤
⚫️🌑 در کمال تاسف و ناباوری خبردار شدیم که آقای
بابا (صوفی) محمدی ( داماد مرحوم عطامحمد نادری ) به سوی معبودش پر کشید⚫️⚫️
مراسم تشییع جنازه فردا ساعت 14.30 در روستا زورتانلو برگزارمیگردد.ضمنا مراسم سومین روز در گذشت آنمرحوم ازساعت ۱۱ الی ۱۴ پس فردا شنبه 1401/11/29 روز در محل مسجد روستا زورتانلو برگزار میگردد.
برای بازماندگان صبر و برای آن مرحوم علو درجات از خداوند متعال مسئلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی 🖤🖤🖤
👍6😢3
کانال روستای بوانلو
⚫️(( انا لله و انا الیه راجعون )) ⚫️ بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران گز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران 🖤🖤🖤 در کمال تاسف و تاثر خبردار شدیم " جوان عزیز آقـای" پیرعلی ابراهیمی بوانلـو "دار فانی وداع گفتـهاند…
تکمیلی :
▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون▪️
😔😔😔
به اطلاع میرساند
مراسم تشیع و خاکسپاری جوان ناکام مرحوم
((😭🖤پیرعلی ابراهیمی🖤😭 )) امروز جمعه بیست وهشتم بهمن حدودا ساعت 15.30 از میدان جعفرقلی به سمت آرامگاه ابدیش در بوانلو برگزار میشود. ( آمبولانس حامل جنازه مرحوم از مراوه تپه حرکت کرده است اما با توجه به مسیر چند صد کیلومتری وبرودت هوا امکان تغیر در ساعت اعلام شده وجود دارد)
😔😔😔
”روحش شاد و یادش گرامی 🖤🖤🖤
@buvanloo
▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون▪️
😔😔😔
به اطلاع میرساند
مراسم تشیع و خاکسپاری جوان ناکام مرحوم
((😭🖤پیرعلی ابراهیمی🖤😭 )) امروز جمعه بیست وهشتم بهمن حدودا ساعت 15.30 از میدان جعفرقلی به سمت آرامگاه ابدیش در بوانلو برگزار میشود. ( آمبولانس حامل جنازه مرحوم از مراوه تپه حرکت کرده است اما با توجه به مسیر چند صد کیلومتری وبرودت هوا امکان تغیر در ساعت اعلام شده وجود دارد)
😔😔😔
”روحش شاد و یادش گرامی 🖤🖤🖤
@buvanloo
😢36🤯2👍1
کانال روستای بوانلو
تکمیلی : ▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون▪️ 😔😔😔 به اطلاع میرساند مراسم تشیع و خاکسپاری جوان ناکام مرحوم ((😭🖤پیرعلی ابراهیمی🖤😭 )) امروز جمعه بیست وهشتم بهمن حدودا ساعت 15.30 از میدان جعفرقلی به سمت آرامگاه ابدیش در بوانلو برگزار میشود. ( آمبولانس حامل…
▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون▪️
مراسم سومین روز در گذشت مرحوم پیرعلی ابراهیمی فردا شنبه بیست و نهم بهمن ازساعت ۱۱ الی ۱۴ در محل مسجد روستای بوانلو برگزار میگردد.
برای بازماندگان صبر و برای آن مرحوم علو درجات از خداوند متعال مسآلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی 🖤🖤🖤
@buvanloo
مراسم سومین روز در گذشت مرحوم پیرعلی ابراهیمی فردا شنبه بیست و نهم بهمن ازساعت ۱۱ الی ۱۴ در محل مسجد روستای بوانلو برگزار میگردد.
برای بازماندگان صبر و برای آن مرحوم علو درجات از خداوند متعال مسآلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی 🖤🖤🖤
@buvanloo
😢24👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب آخر در کنار دوستان اصغر مرادیان و نوید مردانی!! 😔🖤😔شیروان
شاید نباشه مهلتی 😔
شاید نباشه مهلتی 😔
😢78😱7👍1
Hanooz
Mohsen Yeganeh
🗣 محسن یگانه
آهنگ کامل ترانه خوانده شده توسط پیرعلی ابراهیمی عزیز در شب آخر
آهنگ کامل ترانه خوانده شده توسط پیرعلی ابراهیمی عزیز در شب آخر
😢39👍3
سپاسنامه :. 🌑🌑🌑🌑🌑
برادر و خواهر بزرگوارم :
آن روز که،
بر دوش زمانه لحظه ها سنگین بود
خورشید و زمین و آسمان غمگین بود
آن روز که خبر مرگ جوانمان ، بند بند استخوانمان را می سوخت.
و بار سنگین ماتمش نفسها را به تنگ آورده بود
آن روزکه ،تابوت جوانمان برموج بلند دستها به سوی خانه ابدیش در حرکت بود،
آن روز که ، نگاه مادری دلشکسته ،سراسیمه پیکر خونین جوانش را در کوچه های غربت بدرقه می کرد ،
آن روز که ، روح آسمانی جگر گوشه مان بر دست ملائک به ملکوت می پیوست وضجه سوزناک مادری مفلوک ، عرش خدا را به لرزه در آورد ه بود ،
-- دستان پر مهرتان بود که بار سنگین ماتم را از دوشمان بر می داشت .
وحضور گرمتان بود که جان بی رمق وسردمان را زندگی دوباره می بخشید .
برخود واجب میدانیم از حضور همه شما سروران عزیزی که از زمان وقوع حادثه ، تشییع پیکر ، روز تدفین ومراسم سوم وختم عزیزمان که
در کنارمان بودید وبار سنگین عزا را همراهمان به جان کشیدید ویا از طریق تماس تلفنی و ارسال پیامک، ونصب بنر و به هر طریقی ابراز همدردی و همراهی نمودید از صمیم قلب تقدیر و تشکر نماییم وان شاالله که بتوانیم در مراسم شادی فرزندانتان جبران زحمت نماییم
از طرف خانواده ابراهیمی و بستگان 🌑🌑
@buvanloo
برادر و خواهر بزرگوارم :
آن روز که،
بر دوش زمانه لحظه ها سنگین بود
خورشید و زمین و آسمان غمگین بود
آن روز که خبر مرگ جوانمان ، بند بند استخوانمان را می سوخت.
و بار سنگین ماتمش نفسها را به تنگ آورده بود
آن روزکه ،تابوت جوانمان برموج بلند دستها به سوی خانه ابدیش در حرکت بود،
آن روز که ، نگاه مادری دلشکسته ،سراسیمه پیکر خونین جوانش را در کوچه های غربت بدرقه می کرد ،
آن روز که ، روح آسمانی جگر گوشه مان بر دست ملائک به ملکوت می پیوست وضجه سوزناک مادری مفلوک ، عرش خدا را به لرزه در آورد ه بود ،
-- دستان پر مهرتان بود که بار سنگین ماتم را از دوشمان بر می داشت .
وحضور گرمتان بود که جان بی رمق وسردمان را زندگی دوباره می بخشید .
برخود واجب میدانیم از حضور همه شما سروران عزیزی که از زمان وقوع حادثه ، تشییع پیکر ، روز تدفین ومراسم سوم وختم عزیزمان که
در کنارمان بودید وبار سنگین عزا را همراهمان به جان کشیدید ویا از طریق تماس تلفنی و ارسال پیامک، ونصب بنر و به هر طریقی ابراز همدردی و همراهی نمودید از صمیم قلب تقدیر و تشکر نماییم وان شاالله که بتوانیم در مراسم شادی فرزندانتان جبران زحمت نماییم
از طرف خانواده ابراهیمی و بستگان 🌑🌑
@buvanloo
👍20❤6
به اطلاع هم ولایتی های ورزش دوست به ویژه کشتی میرساند ;باشگاه شهدای شیروان در رشته کشتی آزاد با مربیگری اقایان عباس با اصل ورضا قادری بوانلو در کلیه سنین پذیرش می کند. آدرس شیروان استقلال ۱۱همه روزه از ساعت 5بعداظهر بجز ایام تعطیل .
برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 09151881130تماس بگیرید .
@buvanloo
برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 09151881130تماس بگیرید .
@buvanloo
👍3🤔2
📆 21 فوریه روز جهانی زبان مادری گرامی باد
💫 ڕۆژی جیهانی زمانی دایکیی پیرۆز بێت
🎉 Roja cîhaniya zimanê zikmakî pîroz be
📝 خواندن و نوشتن به زبان مادری از جمله حقوق اولیه هر انسانی است.
📌 طبق اصل ۱۵ قانون اساسی کشور: استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آن در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است.
@buvanloo
💫 ڕۆژی جیهانی زمانی دایکیی پیرۆز بێت
🎉 Roja cîhaniya zimanê zikmakî pîroz be
📝 خواندن و نوشتن به زبان مادری از جمله حقوق اولیه هر انسانی است.
📌 طبق اصل ۱۵ قانون اساسی کشور: استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آن در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است.
@buvanloo
👍3
📕 ارائه نسخه pdf کتاب فولکلور و تاریخ کورد
شناسنامە کتاب: فولکلور و تاریخ کورد، تالیف: اسماعیل_شمس، انتشارات: مجمع ذخائر اسلامی، سال چاپ: ۱۳۹۳
📖 پرسش محوری این کتاب نسبت تاریخ کورد با فولکلور کوردی و سنتهای شفاهی کوردستان است. این نکته، روشن است که فرهنگ کتابت در جامعه کوردی بسیار دیرهنگام آغاز شد و آن گروه از نویسندگان کوردتبار که دست به قلم می بردند به زبانهای عربی و فارسی می نوشتند و دغدغه ثبت تاریخ زادگاهشان را به زبان خود نداشتند.
🔸تقریبا تا پیش از شرفنامه کتابی درباره تاریخ کوردستان نوشته نشده و به همین سبب نمی توان تصویر روشنی از تاریخ و فرهنگ مردمان کورد ارائه داد.
🔹کتاب #شرفنامه هم به رغم تمرکز بر مفهوم کورد باز در چارچوب سنت تاریخنگاری زمان خود نگاشته شده است و بسیاری از روایتهای آن برگرفته از منابع مکتوب پیش از خودش است.
▪️این که علت چنین وضعیتی چه بود و چرا کوردها تاریخ خود را ننوشته اند، و آنگاه که تاریخی نوشته اند به زبان خودشان نبوده از مهم ترین سؤالات بی جواب در تاریخ و فرهنگ کورد است.
💎 با وجود اهمیت این سوال ، دغدغه نویسنده در کتاب ، پاسخ تفصیلی به آن نیست ، بلکه هدف طرح این پرسش است که در فقدان یک سنت مکتوب تاریخنگاری درگذشته مردم کورد ، چه باید کرد؟ چگونه و به چه شیوه ای باید تاریخ کورد را بازسازی و بازنویسی کرد؟
🔰 به باور نویسنده یکی از نخستین کارها برای تحقق این هدف ،ضبط و ثبت میراث شفاهی جامعه کوردی است که از هر جهت بسیار غنی است . کمتر مردمی در خاورمیانه را می توان یافت که همانند مردم #کورد فرهنگ شفاهی #غنی داشته باشد.
💠 کتاب «فولکلور و تاریخ کورد» برای پاسخ به این پرسش در ۳٨۳ صفحه و ۹ فصل تنظیم شده است.
1⃣فصل اول کتاب به پرسش «تاریخنگاری کوردی چیست؟» پاسخ می دهد.
2⃣فصل دوم با عنوان «روایات شفاهی و مطالعات محلی و میدانی» به ضعف ساختاری و محوری روایت های مکتوب در ابعاد سیاسی، تاریخی، ادبی و مذهبی فرهنگ کوردی اشاره می کند و معتقد است غنای فرهنگ شفاهی مردم کورد تا حدود زیادی نبود اطلاعات و مستندات مکتوب درباره ی تاریخ و فرهنگ کورد را پوشش می دهد. در این فصل راهنمای گردآوری فولکلور کوردستان ارائه شده است.
3⃣ فصل سوم به «تاثیر زبان بر شناخت تاریخ و فرهنگ مردم» اشاره دارد و معتقد است مردمان کورد در گذشته با وجود سکونتگاه ها و شرایط متفاوت لهجه های متفاوتی داشتند اما بدون هیچ مشکلی زبان یکدیگر را می فهمیدند، اما به مرور به دلیل قرار گرفتن این مردم در بین مرزهای متفاوت و ورود دولت ها و اقوام مختلف به سرزمین آنها گویش های متفاوتی یافتند که امروزه درک این گویش ها برای آنها به راحتی امکان پذیر نیست و گاه به مترجم نیاز دارند. به همین دلیل مطالعه زبان این مردمان می تواند بهترین وسیله برای شناخت ابهامات و زوایای پنهان تاریخ زندگی آنها باشد. در این فصل هم راهنمای گردآوری لغات و اصطلاحات مردم مناطق مختلف ارائه شده است.
4⃣عنوان فصل چهارم «جامعه کوردی» می باشد و نویسنده در این فصل معتقد است: «برای بازسازی تاریخ کورد، نخستین راه شناخت جامعه کوردی با محوریت روستا ، قبیله(ایل)، شهر است. در این چارچوب و برای نمونه، روستای شرکان در هورامان، ایل جهانبگلو و شهر خابور معرفی شده اند.
5⃣فصل پنجم کتاب به” ادبیات شفاهی کورد” اختصاص دارد. نگارنده ادبیات شفاهی را مهم ترین و محوری ترین مرجع برای بازسازی تاریخ باستانی و کهن مناطق کوردنشین میداند.
6⃣فصل ششم به «آیین های سنتی و بومی مردمان کورد» اختصاص یافته است.
7⃣فصل هفتم کتاب در مورد «زیارتگاه ها و اماکن مقدس» است. در این بخش زیارتگاههایی مانند زیارتگاه سلطان اسحاق معرفی شده اند.
8⃣عنوان فصل هشتم «جشن های فصلی مناطق کورد نشین» اعم از جشنهای ملی و مذهبی است.
9⃣ «آداب و رسوم کورد» که فصل نهم و پایانی کتاب می باشد از کتاب "آداب ورسوم کوردان یا عادات و رسومات نامه ی اکرادیه" اثر ملا #محمود_بایزیدی و #الکساندر_ژابا که درباره رسوم و ویژگی های شخصیتی و فرهنگی کوردهاست سخن می گوید و ضمن معرفی و نقد ترجمه کتاب، مباحثی را در حول آن ارائه می دهد.
از آنجا که نویسنده بنابر شواهد مختلف هورامان را قلب کوردستان و دارای کهن ترین نوع فولکلور و آداب و رسوم تاریخی مردم کورد می داند، بیشترین مطالب وفصل های کتاب درباره این منطقه است.
امید است خوانندگان محترم با مطالعه این کتاب و به ویژه فصل های دوم و سوم آن ، گردآوری فولکلور و جای نامهای کوردستان را به عنوان مهم ترین راه برای شناسایی دقیق تاریخ کورد در برنامه پژوهشی خود قرار دهند. کوردستان نامه آماده است تا تحقیقات محققان ارجمند را در این حوزه منتشر نماید.
@buvanloo👌👌
شناسنامە کتاب: فولکلور و تاریخ کورد، تالیف: اسماعیل_شمس، انتشارات: مجمع ذخائر اسلامی، سال چاپ: ۱۳۹۳
📖 پرسش محوری این کتاب نسبت تاریخ کورد با فولکلور کوردی و سنتهای شفاهی کوردستان است. این نکته، روشن است که فرهنگ کتابت در جامعه کوردی بسیار دیرهنگام آغاز شد و آن گروه از نویسندگان کوردتبار که دست به قلم می بردند به زبانهای عربی و فارسی می نوشتند و دغدغه ثبت تاریخ زادگاهشان را به زبان خود نداشتند.
🔸تقریبا تا پیش از شرفنامه کتابی درباره تاریخ کوردستان نوشته نشده و به همین سبب نمی توان تصویر روشنی از تاریخ و فرهنگ مردمان کورد ارائه داد.
🔹کتاب #شرفنامه هم به رغم تمرکز بر مفهوم کورد باز در چارچوب سنت تاریخنگاری زمان خود نگاشته شده است و بسیاری از روایتهای آن برگرفته از منابع مکتوب پیش از خودش است.
▪️این که علت چنین وضعیتی چه بود و چرا کوردها تاریخ خود را ننوشته اند، و آنگاه که تاریخی نوشته اند به زبان خودشان نبوده از مهم ترین سؤالات بی جواب در تاریخ و فرهنگ کورد است.
💎 با وجود اهمیت این سوال ، دغدغه نویسنده در کتاب ، پاسخ تفصیلی به آن نیست ، بلکه هدف طرح این پرسش است که در فقدان یک سنت مکتوب تاریخنگاری درگذشته مردم کورد ، چه باید کرد؟ چگونه و به چه شیوه ای باید تاریخ کورد را بازسازی و بازنویسی کرد؟
🔰 به باور نویسنده یکی از نخستین کارها برای تحقق این هدف ،ضبط و ثبت میراث شفاهی جامعه کوردی است که از هر جهت بسیار غنی است . کمتر مردمی در خاورمیانه را می توان یافت که همانند مردم #کورد فرهنگ شفاهی #غنی داشته باشد.
💠 کتاب «فولکلور و تاریخ کورد» برای پاسخ به این پرسش در ۳٨۳ صفحه و ۹ فصل تنظیم شده است.
1⃣فصل اول کتاب به پرسش «تاریخنگاری کوردی چیست؟» پاسخ می دهد.
2⃣فصل دوم با عنوان «روایات شفاهی و مطالعات محلی و میدانی» به ضعف ساختاری و محوری روایت های مکتوب در ابعاد سیاسی، تاریخی، ادبی و مذهبی فرهنگ کوردی اشاره می کند و معتقد است غنای فرهنگ شفاهی مردم کورد تا حدود زیادی نبود اطلاعات و مستندات مکتوب درباره ی تاریخ و فرهنگ کورد را پوشش می دهد. در این فصل راهنمای گردآوری فولکلور کوردستان ارائه شده است.
3⃣ فصل سوم به «تاثیر زبان بر شناخت تاریخ و فرهنگ مردم» اشاره دارد و معتقد است مردمان کورد در گذشته با وجود سکونتگاه ها و شرایط متفاوت لهجه های متفاوتی داشتند اما بدون هیچ مشکلی زبان یکدیگر را می فهمیدند، اما به مرور به دلیل قرار گرفتن این مردم در بین مرزهای متفاوت و ورود دولت ها و اقوام مختلف به سرزمین آنها گویش های متفاوتی یافتند که امروزه درک این گویش ها برای آنها به راحتی امکان پذیر نیست و گاه به مترجم نیاز دارند. به همین دلیل مطالعه زبان این مردمان می تواند بهترین وسیله برای شناخت ابهامات و زوایای پنهان تاریخ زندگی آنها باشد. در این فصل هم راهنمای گردآوری لغات و اصطلاحات مردم مناطق مختلف ارائه شده است.
4⃣عنوان فصل چهارم «جامعه کوردی» می باشد و نویسنده در این فصل معتقد است: «برای بازسازی تاریخ کورد، نخستین راه شناخت جامعه کوردی با محوریت روستا ، قبیله(ایل)، شهر است. در این چارچوب و برای نمونه، روستای شرکان در هورامان، ایل جهانبگلو و شهر خابور معرفی شده اند.
5⃣فصل پنجم کتاب به” ادبیات شفاهی کورد” اختصاص دارد. نگارنده ادبیات شفاهی را مهم ترین و محوری ترین مرجع برای بازسازی تاریخ باستانی و کهن مناطق کوردنشین میداند.
6⃣فصل ششم به «آیین های سنتی و بومی مردمان کورد» اختصاص یافته است.
7⃣فصل هفتم کتاب در مورد «زیارتگاه ها و اماکن مقدس» است. در این بخش زیارتگاههایی مانند زیارتگاه سلطان اسحاق معرفی شده اند.
8⃣عنوان فصل هشتم «جشن های فصلی مناطق کورد نشین» اعم از جشنهای ملی و مذهبی است.
9⃣ «آداب و رسوم کورد» که فصل نهم و پایانی کتاب می باشد از کتاب "آداب ورسوم کوردان یا عادات و رسومات نامه ی اکرادیه" اثر ملا #محمود_بایزیدی و #الکساندر_ژابا که درباره رسوم و ویژگی های شخصیتی و فرهنگی کوردهاست سخن می گوید و ضمن معرفی و نقد ترجمه کتاب، مباحثی را در حول آن ارائه می دهد.
از آنجا که نویسنده بنابر شواهد مختلف هورامان را قلب کوردستان و دارای کهن ترین نوع فولکلور و آداب و رسوم تاریخی مردم کورد می داند، بیشترین مطالب وفصل های کتاب درباره این منطقه است.
امید است خوانندگان محترم با مطالعه این کتاب و به ویژه فصل های دوم و سوم آن ، گردآوری فولکلور و جای نامهای کوردستان را به عنوان مهم ترین راه برای شناسایی دقیق تاریخ کورد در برنامه پژوهشی خود قرار دهند. کوردستان نامه آماده است تا تحقیقات محققان ارجمند را در این حوزه منتشر نماید.
@buvanloo👌👌
👍7🔥1
کانال روستای بوانلو
Voice message
ضمن تشکر از همراهی جناب آقای علی محمدزاده باید عرض کنم این حکایت در چند قسمت نوشته شده که اولین بخش حکایت امشب تقدیم حضور مخاطبان کانال بوانلو شد انشاالله در شبهای آینده ادامه این حکایت به اشتراک گذاشته خواهد شد منتظر نظر و پیشنهاد و انتقادات شما عزیزان هستیم .
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
رسانه مردم فرهیخته بوانلو
@buvanloo
👍1
روز زبان مادری
روز بازگشت به خویشتن
🔸21 فوریۀ سال 1952، دانشجویان دانشگاه داکای بنگلادش، در اعتراض به ممنوعیت تحصیل به زبان بنگالی، دست به اعتراض زدند. با فوارۀ فریاد دانشجویان بیدفاع و سرکوب پلیس، خون سرخ تعدادی از دانشجویان در راه زبان مادری، خیابانها را رنگین کرد و سرخی خون آن دلدادگان زبان مادری، باعث بیداری مردمی شد که 7 سال بعد، شکلگیری کشور مستقل بنگلادش و جدایی از پاکستان را رقم زدند.
🔸بهپاس برپای ایستادگی دانشجویان دانشگاه داکا در دفاع از تکلم به زبان مادری، یونسکو در سال 1999 با رأی به پیشنهاد بنگلادش، این روز را روز جهانی زبان مادری نامید. این روز، رویش سبز و مبارکی برای ارجنهادن حلاوت زبان مادری است. زبانی که همه زندگی است. لبریز شور و شوق است. بوی مهر مادر میدهد و هنوز لالاییهای آن عزیز و گهواره جنبانیهایش، چون زلال چشمهای جوشان و در جریان، روح عطشناک ما در کویرماندگان و در غبار قدکشیدگان را سیراب میکند.
🔸روز جهانی زبان مادری، روز بازگشت به خویشتن است. فرصتی برای اندیشیدن ما است تا بدانیم دانستن و آموختن هر زبان دریچهای بر کلبۀ تاریک ذهنمان میگشاید تا چشم بر افقهای روشن و پر گلشن بگشاییم. آنچه نکوهیده است خودبرتربینی است که آفتی برای زبانهای مادری است و باید از این نگاه اندیشه سوز پرهیز کرد.
🔸باید بپذیریم ما که امروز در میان سیمان و دود و آهن، اسیر شدهایم و بسیاری از ما بیگانه گشتگان با دیار و تبارمان، نهتنها چشم بر زبان مادری بستهایم؛ بلکه از تکلم به این زبان نیز پا پس میکشیم و این جفایی آشکار در حق ما و مادران دیروز است که امانت گرانسنگ زبانشان را به ما سپردند و حال ما در میانۀ راه این امانت را باآنهمه شور و شکوه، باآنهمه نغمه و لالایی، باآنهمه قصه و مثل، باآنهمه امید و آرزو، باآنهمه دلدادگی به زندگی به فرداییان نمیسپاریم.
روز جهانی زبان مادری بیدارباشی برای همه ما است تا بدانیم زوال زبانهای مادری، زوال هستی و هویت ما است. دفن بخشی از فرهنگ ملی سرزمین ما است که با رنگینکمان زبان و فرهنگ اقوام ایرانی، بارور و بالندهتر شده است.
🔸امروز رسالت بزرگ همۀ فرزندان این سرزمین که دل در گرو زبان مادری دارند، این است که در کنار پاسداشت زبان ملی و رسمیمان که زبان مشترک همۀ اقوام ایرانی و مایه افتخار همۀ فرزندان این کهن بوموبر است؛ باید پیگیر تحقق اصل 15 قانون اساسی بود تا با اجرای این اصل غریب مانده، بخشی از مطالبات برحق اقوام ایرانی که شایسته فرزندان این سرزمین در دفاع از استقلال وطن بودهاند؛ برآورده شود و باعث دلدادگی بیشتر آنها به مام میهن شود.
🔸باید بپذیریم همان گونه که آثار باستانی ما در حکم سرمایههای تمدنی و ملی ما محسوب میشوند؛ زبانهای اقوام ما نیز سرمایۀ معنوی گرانسنگی هستند که باید آنان را چون جان عزیز داشت چرا که پاسداشت آنها، پاسداشت فرهنگ ملی این سرزمین است.
🔸انتظار میرود در استانهایی که اقوام مختلف زندگی میکنند علاوه بر رسانههای مکتوب، صداوسیما نیز در راستای تقویت زبان مادری، زمان بیشتری برای معرفی قابلیتهای فرهنگی زبان مادری اختصاص دهد و در تهیۀ گزارشهای خبری و...از زبان مادری اقوام استفاده کند و اصراری بر تکلم اقوام به زبان غیر مادریشان نداشته باشند تا حلاوت این زبانها که هنوز بوی کشتزارهای بهاری و گلهای نوشکفته را میدهد؛ مشام جان مردمی که مهر مادران بر کتیبۀ دلشان حک شده را بنوازد.
🖋اسماعیل حسینپور
روزنامه آفتاب یزد-دوم اسفند1401
@buvanloo
روز بازگشت به خویشتن
🔸21 فوریۀ سال 1952، دانشجویان دانشگاه داکای بنگلادش، در اعتراض به ممنوعیت تحصیل به زبان بنگالی، دست به اعتراض زدند. با فوارۀ فریاد دانشجویان بیدفاع و سرکوب پلیس، خون سرخ تعدادی از دانشجویان در راه زبان مادری، خیابانها را رنگین کرد و سرخی خون آن دلدادگان زبان مادری، باعث بیداری مردمی شد که 7 سال بعد، شکلگیری کشور مستقل بنگلادش و جدایی از پاکستان را رقم زدند.
🔸بهپاس برپای ایستادگی دانشجویان دانشگاه داکا در دفاع از تکلم به زبان مادری، یونسکو در سال 1999 با رأی به پیشنهاد بنگلادش، این روز را روز جهانی زبان مادری نامید. این روز، رویش سبز و مبارکی برای ارجنهادن حلاوت زبان مادری است. زبانی که همه زندگی است. لبریز شور و شوق است. بوی مهر مادر میدهد و هنوز لالاییهای آن عزیز و گهواره جنبانیهایش، چون زلال چشمهای جوشان و در جریان، روح عطشناک ما در کویرماندگان و در غبار قدکشیدگان را سیراب میکند.
🔸روز جهانی زبان مادری، روز بازگشت به خویشتن است. فرصتی برای اندیشیدن ما است تا بدانیم دانستن و آموختن هر زبان دریچهای بر کلبۀ تاریک ذهنمان میگشاید تا چشم بر افقهای روشن و پر گلشن بگشاییم. آنچه نکوهیده است خودبرتربینی است که آفتی برای زبانهای مادری است و باید از این نگاه اندیشه سوز پرهیز کرد.
🔸باید بپذیریم ما که امروز در میان سیمان و دود و آهن، اسیر شدهایم و بسیاری از ما بیگانه گشتگان با دیار و تبارمان، نهتنها چشم بر زبان مادری بستهایم؛ بلکه از تکلم به این زبان نیز پا پس میکشیم و این جفایی آشکار در حق ما و مادران دیروز است که امانت گرانسنگ زبانشان را به ما سپردند و حال ما در میانۀ راه این امانت را باآنهمه شور و شکوه، باآنهمه نغمه و لالایی، باآنهمه قصه و مثل، باآنهمه امید و آرزو، باآنهمه دلدادگی به زندگی به فرداییان نمیسپاریم.
روز جهانی زبان مادری بیدارباشی برای همه ما است تا بدانیم زوال زبانهای مادری، زوال هستی و هویت ما است. دفن بخشی از فرهنگ ملی سرزمین ما است که با رنگینکمان زبان و فرهنگ اقوام ایرانی، بارور و بالندهتر شده است.
🔸امروز رسالت بزرگ همۀ فرزندان این سرزمین که دل در گرو زبان مادری دارند، این است که در کنار پاسداشت زبان ملی و رسمیمان که زبان مشترک همۀ اقوام ایرانی و مایه افتخار همۀ فرزندان این کهن بوموبر است؛ باید پیگیر تحقق اصل 15 قانون اساسی بود تا با اجرای این اصل غریب مانده، بخشی از مطالبات برحق اقوام ایرانی که شایسته فرزندان این سرزمین در دفاع از استقلال وطن بودهاند؛ برآورده شود و باعث دلدادگی بیشتر آنها به مام میهن شود.
🔸باید بپذیریم همان گونه که آثار باستانی ما در حکم سرمایههای تمدنی و ملی ما محسوب میشوند؛ زبانهای اقوام ما نیز سرمایۀ معنوی گرانسنگی هستند که باید آنان را چون جان عزیز داشت چرا که پاسداشت آنها، پاسداشت فرهنگ ملی این سرزمین است.
🔸انتظار میرود در استانهایی که اقوام مختلف زندگی میکنند علاوه بر رسانههای مکتوب، صداوسیما نیز در راستای تقویت زبان مادری، زمان بیشتری برای معرفی قابلیتهای فرهنگی زبان مادری اختصاص دهد و در تهیۀ گزارشهای خبری و...از زبان مادری اقوام استفاده کند و اصراری بر تکلم اقوام به زبان غیر مادریشان نداشته باشند تا حلاوت این زبانها که هنوز بوی کشتزارهای بهاری و گلهای نوشکفته را میدهد؛ مشام جان مردمی که مهر مادران بر کتیبۀ دلشان حک شده را بنوازد.
🖋اسماعیل حسینپور
روزنامه آفتاب یزد-دوم اسفند1401
@buvanloo
👍2👎1
🔴 وَناوی وای ژور 🔴
از کُردم ( کرمانج)
مِه دوست زانیو وی مَتنا کرمانجی بنویسم ولی متاسفانه خَلکه مَه اکثراً ژَ اصالته خو دور کَتنه و بنده ی حقیر ژی ژَ سر اجبار گره فارسی بنویسم .😔
✳️متاسفانه مردمان ما از زبان و اصالت و فرهنگ خودشون فرارین و زندگی شهری و مثلا امروزی رو پیش گرفتن ،
از همه کردهای کرمانج که 80 درصد کردها رو تشکیل میدن عاجزانه تقاضا دارم 🙏 زبون شیرینمون رو ب فراموشی نسپارید!!
زبانی که در دانشگاهای بزرگ اروپا مثل ،
(سوربن فرانسه - ارتوکلو، در شهر مادرین ترکیه) در حال تدریس هستن ، ولی ما زبونمون رو بی ارزش تلقی میکنیم .
✳️ اصالت ما کرمانجها حتی از اصالت پارسی یا همون فارسی قدمتش بیشتره (پارسی 2500 سال---- کردی 7000 سال )
هم زبون های ما تو کشورهای ایران ، سوریه ، ترکیه ، عراق ، ارمنستان ، گرجستان ، قزاقستان ، کراسنادوف روسیه و همچنین نزدیک به یک میلیون نفر در اروپا پراکنده اند از جمله آلمان و اسپانیا
ولی پدر مادرهای امروزی مخصوصا مادران بزرگوار ب فرزندان خودشان این زبون شیرین رو یاد نمیدن و اگر اینطوری پیش بره کم کم زبون کرمانجی حداقل در خراسان ما غریب میشه ،😔
✳️ هم زبانان عزیز لطفا به اصالت و فرهنگ خود افتخار کنید وبه همه دوستان و اشنایان خود که کرمانج نیستن ، بگویید که کی هستین و چقدر اصالت و فرهنگ تونو دوست دارید و بهش می بالید ،،، که با این کار حداقل قدم کوچکی در راستای ترویج و فرهنگ کرمانجی اصیل برداشته باشید.
حتما باید مثل کردهای کوبانی و کردستان ترکیه بهمون ظلم بشه ک دنیا بدونه ما خراسانی ها هم کرمانجیم.!!!!
✳️ در اینجا بنده ملتمسانه از پدر و مادرای کرمانج مخصوصا مادران تقاضا دارم ب اصالتتون افتخار کنید و زبون شیرنمونو ب نسلهای بعدی انتقال بدید. ما اصالت 7000 ساله داریم وبهش افتخار میکنیم.
✳️بنده حقیر میثم رحمانی تبار با رفقای کرمانجم در شهر رود بار گیلان با تمام وجود برای اصالتمون تلاش میکنیم .
با تشکر🙏
@buvanloo
از کُردم ( کرمانج)
مِه دوست زانیو وی مَتنا کرمانجی بنویسم ولی متاسفانه خَلکه مَه اکثراً ژَ اصالته خو دور کَتنه و بنده ی حقیر ژی ژَ سر اجبار گره فارسی بنویسم .😔
✳️متاسفانه مردمان ما از زبان و اصالت و فرهنگ خودشون فرارین و زندگی شهری و مثلا امروزی رو پیش گرفتن ،
از همه کردهای کرمانج که 80 درصد کردها رو تشکیل میدن عاجزانه تقاضا دارم 🙏 زبون شیرینمون رو ب فراموشی نسپارید!!
زبانی که در دانشگاهای بزرگ اروپا مثل ،
(سوربن فرانسه - ارتوکلو، در شهر مادرین ترکیه) در حال تدریس هستن ، ولی ما زبونمون رو بی ارزش تلقی میکنیم .
✳️ اصالت ما کرمانجها حتی از اصالت پارسی یا همون فارسی قدمتش بیشتره (پارسی 2500 سال---- کردی 7000 سال )
هم زبون های ما تو کشورهای ایران ، سوریه ، ترکیه ، عراق ، ارمنستان ، گرجستان ، قزاقستان ، کراسنادوف روسیه و همچنین نزدیک به یک میلیون نفر در اروپا پراکنده اند از جمله آلمان و اسپانیا
ولی پدر مادرهای امروزی مخصوصا مادران بزرگوار ب فرزندان خودشان این زبون شیرین رو یاد نمیدن و اگر اینطوری پیش بره کم کم زبون کرمانجی حداقل در خراسان ما غریب میشه ،😔
✳️ هم زبانان عزیز لطفا به اصالت و فرهنگ خود افتخار کنید وبه همه دوستان و اشنایان خود که کرمانج نیستن ، بگویید که کی هستین و چقدر اصالت و فرهنگ تونو دوست دارید و بهش می بالید ،،، که با این کار حداقل قدم کوچکی در راستای ترویج و فرهنگ کرمانجی اصیل برداشته باشید.
حتما باید مثل کردهای کوبانی و کردستان ترکیه بهمون ظلم بشه ک دنیا بدونه ما خراسانی ها هم کرمانجیم.!!!!
✳️ در اینجا بنده ملتمسانه از پدر و مادرای کرمانج مخصوصا مادران تقاضا دارم ب اصالتتون افتخار کنید و زبون شیرنمونو ب نسلهای بعدی انتقال بدید. ما اصالت 7000 ساله داریم وبهش افتخار میکنیم.
✳️بنده حقیر میثم رحمانی تبار با رفقای کرمانجم در شهر رود بار گیلان با تمام وجود برای اصالتمون تلاش میکنیم .
با تشکر🙏
@buvanloo
👍7👎1
✅آیینی از زیباترین مظاهر فرهنگ،آداب و سنن باستانی کوردهای کورمانج خراسان،
🔹همانطور که میدانیم فصل زمستان برگرفته شده از سه ماه است که در فارسی این ماهها دی, بهمن و اسفند است و در زبان کوردی کرمانجی #چله, #سەبات (شوبات) و #آدار یا #آذار نامیده میشود.
این سه ماه در زبان کردی کرمانجی به پنج بخش تقسیم میشوند؛
۱- چلە گر
۲- چلە قچک
۳-اَمن دَمن
۴-اسکلو گیسکلو
۵- #هورتک_پورتک و #ژنەبی (بیوه زنِ پیرزن).
🔸چله بزرگ یا چله #بِره_گر (برادر بزرگ) به سی روز از دی ماه و ده روز از بهمن گفته میشود و چله کوچک به بیست روز باقی مانده از ماه بهمن گفته میشود که با پایان گرفتن چله #بره_قچک جشن هایی نیز برگزار میشود که یادگار اجداد و #باو و #باوکالان ما بوده و دارای معنی و مفهوم می باشد.
این جشن ها عبارتنداز؛
پرتاب #گوگ (گلوله های آتشینی ساخته شده از پارچه #بشوربپوش آغشته بە نفت و قدیمتر پیه گوسفند) به آسمان و پریدن از روی آتش،که این شادی سه شب مانده چله کوچک تمام شود(سه شب آخر بهمن) به مدت سه شب اجرا می شود و اما فلسفه پرتاب گلوله آتشین به سمت آسمان یعنی زمستان با تمام سختی هایش رفت که مانند این گلوله آتشین برود و دیگر بر نگردد و فلسفه پریدن از روی آتش نیز همین است و هم زمان با پریدن از روی آتش اینگونه می گویند:
چله چو ،بهار هات نان و مسکه فریان هات
چله چو،مه دا دو چله چو ،بهار هات
به این معنی که چله رفت و بهار اومد نان و کره فراوان شد چله رفت ما دنبالش کردیم کنایه از جنگ و جدال با چله است و در اواسط زمستان زایش گوسفندان هم شروع میشود و شیر و #مسکه هم کم کم #فریان (فراوان) میگردد.
خیلی وقتا با برافروختن آتش در سه شب آخر بهمن
چنین می گویند:
سوری ته ژه من زری من ساته
یعنی سرخی تو مال من و زردی من برای تو
که در شب #چارشمه_سوری هم برگزار میشود.
اما..
🔸کورمانج اسفندماه را به سه دهه تقسیم میکند,
دهه_اول؛
#امن_دمن
دهه دوم؛
#اوسکلو_گیسکلو
دهه سوم؛
#ژنەبیان (بیوه زنها)
اسم های این سه دهه مربوط به آسمان است.
اَمن دَمن روزها با شور و هیجان مشغول شکارِ کبک و #کیوی و #بران_کیوی (آهو و قوچ کوهی)در دامنه های کوه شاداغی شیرزنجان هستند.
زمین هم کم کمَک از خواب زمستانی داره بیدار میشه و مادر امن و دمن خوشحالی میکند و آذوقه های ذخیره زمستانی خود را مصرف میکند که دراین باره نیز شعری است می گویند:
اَمن دَمن،
شو(شب)ببار روزببار،
وشدت بارش برف و تگرگ بحدی بود که میگفتند:آردبکن صدمن،هیزم بکش خرمن،عهده همه برمن
#ژنەبی مادر امن دمن خوشحال از وجود پسران شجاع شروع به تکان دادن لحافهای پنبه ای میکند و هوا بصورت برف بر زمین میریزد.
در دهه
#اوسکلو-گیسکلو هوا یه بار می باره یه بار نمی باره
در دهه اوسکلو گیسکلو ۱۷ روز مانده به عید #هودەمال درست میکنند.یک فتیر یا کوماج بزرگی که داخل آن یک دکمه فیروزه ای میگذارن و شب هنگام همه اهل خانواده دور هم جمع میشن و بزرگ خانواده کوماج رو به هفده قسمت برش و بین اعضا خانواده من جمله ملک و مال تقسیم میکند.
به نام هر کی دکمه دراومد اعتقاد بر اینه که سال جدید برای اون پر از روزی و #کوزی است.
در این دهە امن و دمن میرن پشت کوه #امام_داغی_جوزان واسە آوردن هیزم (چیای امام داغی منبع هیزم و #ایزنگ بوده) اما بخاطر برف و سرمای سنگین در ارتفاعات کوهستان #قره_لوکه بالادست جوزان از سوز سرما و برف یخ میزنن.
مادرشون #ژنەبی هم غمگین و خشمگین از شنیدن داغ جوانهایش، یه تکه چوب نیم سوز از اجاق میکشه بیرون و بسوی دنیا پرتاب میکنه تا دنیا رو به آتیش بکشاند.اما چون پشت بندش بهار میرسه کاری از ژنه بی برنمیاد.
سپس ژنەبی از غصه سرمازدن امن دمن گردنبندشو پاره میکند و دونه های گردنبندش بصورت تگرگ بر زمین میریزن.
🔹در دهه #ژنەبی چنین تقسیماتی داریم;
#هورتک_پورتک از 20اسفند الی 25اسفند که همراه است با بیرون انداختن #پرتی_مرتی ها☺️ و #پالیس مالیس ها و قالیها به بیرون جهت هوا خوردن و از بین رفتن رطوبت و همچنین
خانمهای خونه با خانه تکانی و دور انداختن وسایل کهنه و رنگ و لعاب دادن به دیوارهای خانه(قدیمیا با هیوالَک دیوارها رو با خاک آهکی سفید میکردن)به استقبال بهار میروند.
إشَه پشَه (Êşe pêşe) نیز
در بیستم تا بیست و پنجم اسفند ماه قرار گرفته و به معنای ملایم شدن تدریجی هوا و پیدا شدن مِش (مگس) و پِشَه و کُرم و کِس (حشرات)مخصوصا کُرمه_خالو و #مِن_مِنیک (پروانه) است.
ادامه دارد...👇👇👇
#ژنەبی (jine bî)
ژنەبی پنج روز آخرین دهه زمستان یعنی از ۲۵ اسفند تا عید نوروز است.
ژنَەبی پیرزنی است که غر میزند و بعضی از مواقع خوشحال است یه باره میباره یعنی بشدت برفی و سوز و سرما و چاخپون و بوران میشود (یعنی مثل زنی که شوهرش را از دست داده و غمگین است)هوای ابری و گرفته میشود.
🔹همانطور که میدانیم فصل زمستان برگرفته شده از سه ماه است که در فارسی این ماهها دی, بهمن و اسفند است و در زبان کوردی کرمانجی #چله, #سەبات (شوبات) و #آدار یا #آذار نامیده میشود.
این سه ماه در زبان کردی کرمانجی به پنج بخش تقسیم میشوند؛
۱- چلە گر
۲- چلە قچک
۳-اَمن دَمن
۴-اسکلو گیسکلو
۵- #هورتک_پورتک و #ژنەبی (بیوه زنِ پیرزن).
🔸چله بزرگ یا چله #بِره_گر (برادر بزرگ) به سی روز از دی ماه و ده روز از بهمن گفته میشود و چله کوچک به بیست روز باقی مانده از ماه بهمن گفته میشود که با پایان گرفتن چله #بره_قچک جشن هایی نیز برگزار میشود که یادگار اجداد و #باو و #باوکالان ما بوده و دارای معنی و مفهوم می باشد.
این جشن ها عبارتنداز؛
پرتاب #گوگ (گلوله های آتشینی ساخته شده از پارچه #بشوربپوش آغشته بە نفت و قدیمتر پیه گوسفند) به آسمان و پریدن از روی آتش،که این شادی سه شب مانده چله کوچک تمام شود(سه شب آخر بهمن) به مدت سه شب اجرا می شود و اما فلسفه پرتاب گلوله آتشین به سمت آسمان یعنی زمستان با تمام سختی هایش رفت که مانند این گلوله آتشین برود و دیگر بر نگردد و فلسفه پریدن از روی آتش نیز همین است و هم زمان با پریدن از روی آتش اینگونه می گویند:
چله چو ،بهار هات نان و مسکه فریان هات
چله چو،مه دا دو چله چو ،بهار هات
به این معنی که چله رفت و بهار اومد نان و کره فراوان شد چله رفت ما دنبالش کردیم کنایه از جنگ و جدال با چله است و در اواسط زمستان زایش گوسفندان هم شروع میشود و شیر و #مسکه هم کم کم #فریان (فراوان) میگردد.
خیلی وقتا با برافروختن آتش در سه شب آخر بهمن
چنین می گویند:
سوری ته ژه من زری من ساته
یعنی سرخی تو مال من و زردی من برای تو
که در شب #چارشمه_سوری هم برگزار میشود.
اما..
🔸کورمانج اسفندماه را به سه دهه تقسیم میکند,
دهه_اول؛
#امن_دمن
دهه دوم؛
#اوسکلو_گیسکلو
دهه سوم؛
#ژنەبیان (بیوه زنها)
اسم های این سه دهه مربوط به آسمان است.
اَمن دَمن روزها با شور و هیجان مشغول شکارِ کبک و #کیوی و #بران_کیوی (آهو و قوچ کوهی)در دامنه های کوه شاداغی شیرزنجان هستند.
زمین هم کم کمَک از خواب زمستانی داره بیدار میشه و مادر امن و دمن خوشحالی میکند و آذوقه های ذخیره زمستانی خود را مصرف میکند که دراین باره نیز شعری است می گویند:
اَمن دَمن،
شو(شب)ببار روزببار،
وشدت بارش برف و تگرگ بحدی بود که میگفتند:آردبکن صدمن،هیزم بکش خرمن،عهده همه برمن
#ژنەبی مادر امن دمن خوشحال از وجود پسران شجاع شروع به تکان دادن لحافهای پنبه ای میکند و هوا بصورت برف بر زمین میریزد.
در دهه
#اوسکلو-گیسکلو هوا یه بار می باره یه بار نمی باره
در دهه اوسکلو گیسکلو ۱۷ روز مانده به عید #هودەمال درست میکنند.یک فتیر یا کوماج بزرگی که داخل آن یک دکمه فیروزه ای میگذارن و شب هنگام همه اهل خانواده دور هم جمع میشن و بزرگ خانواده کوماج رو به هفده قسمت برش و بین اعضا خانواده من جمله ملک و مال تقسیم میکند.
به نام هر کی دکمه دراومد اعتقاد بر اینه که سال جدید برای اون پر از روزی و #کوزی است.
در این دهە امن و دمن میرن پشت کوه #امام_داغی_جوزان واسە آوردن هیزم (چیای امام داغی منبع هیزم و #ایزنگ بوده) اما بخاطر برف و سرمای سنگین در ارتفاعات کوهستان #قره_لوکه بالادست جوزان از سوز سرما و برف یخ میزنن.
مادرشون #ژنەبی هم غمگین و خشمگین از شنیدن داغ جوانهایش، یه تکه چوب نیم سوز از اجاق میکشه بیرون و بسوی دنیا پرتاب میکنه تا دنیا رو به آتیش بکشاند.اما چون پشت بندش بهار میرسه کاری از ژنه بی برنمیاد.
سپس ژنەبی از غصه سرمازدن امن دمن گردنبندشو پاره میکند و دونه های گردنبندش بصورت تگرگ بر زمین میریزن.
🔹در دهه #ژنەبی چنین تقسیماتی داریم;
#هورتک_پورتک از 20اسفند الی 25اسفند که همراه است با بیرون انداختن #پرتی_مرتی ها☺️ و #پالیس مالیس ها و قالیها به بیرون جهت هوا خوردن و از بین رفتن رطوبت و همچنین
خانمهای خونه با خانه تکانی و دور انداختن وسایل کهنه و رنگ و لعاب دادن به دیوارهای خانه(قدیمیا با هیوالَک دیوارها رو با خاک آهکی سفید میکردن)به استقبال بهار میروند.
إشَه پشَه (Êşe pêşe) نیز
در بیستم تا بیست و پنجم اسفند ماه قرار گرفته و به معنای ملایم شدن تدریجی هوا و پیدا شدن مِش (مگس) و پِشَه و کُرم و کِس (حشرات)مخصوصا کُرمه_خالو و #مِن_مِنیک (پروانه) است.
ادامه دارد...👇👇👇
#ژنەبی (jine bî)
ژنەبی پنج روز آخرین دهه زمستان یعنی از ۲۵ اسفند تا عید نوروز است.
ژنَەبی پیرزنی است که غر میزند و بعضی از مواقع خوشحال است یه باره میباره یعنی بشدت برفی و سوز و سرما و چاخپون و بوران میشود (یعنی مثل زنی که شوهرش را از دست داده و غمگین است)هوای ابری و گرفته میشود.
👍10👎1
اما لحظه ای ژنەبی با یادآوری اینکه شوهر دیگری میکند و زندگی جدیدی آغاز میکند و در فکر اومدن حاجی فیروز واسه خواستگاری میخندد و چهره اش خندان میشود و هوا صاف و آفتابی میشود.
ژنَەبی آخرین مرحله ی زمستان است که معمولا همراه با مجالس روزه خوانی برای مردگان و اموات می باشد بنام علفه
#علفه
در فرهنگ کورمانج #شیرزن_جوزان سه روز آخر سال رو علفه میگویند و
نام علفه به واسطه وجود علف و سبزی که یک پای سفره هفت سین و روز علفه است بر آن گذاشته شده است.
علفه آیینی ویژه است که در آن هم یاد و جای رفتگان سبز می شود و هم سنتی زنده و سبز برای زندگان و سبزی زندگی است.
با آغاز چارشمە سۆری ژنەبی هم میره پشت کوه امام داغی و دیگه برنمیگردد.
و #چارشما_سور Çarşema Sor
#چارشما_سور یا چهارشنبه ی قرمز به آخرین چهارشنبه ی سال (یا همان چهارشنبه سوری) گفته می شود که البته این بین همه ایرانیان چه فارس و چه کورد مشترک است که کورمانجها معمولا هم از روی آتش میپرند هم از پشت بام کوزه های سفالین را با پرتاب کردن به پایین میشکنند.
شکستن کوزه به این معناست که تمام غم و غصه ها مانند این کوزه بشکند و خورد شود
#دور کردم و دور کردم، چشم دشمنو کور کردم.
در شب چارشمه سوری به نیت پاکی و دور ریختن تمام ناپاکی ها و بدی ها و زایش دوباره جهان، اقدام به جشن و سرور و آتش بازی میکنند که همه ما آشنایی کامل با مراسم آن داریم.
زنان و دختران از دو سه ساعت بعدازظهر که باید برای پریدن از روی آتش آماده میشدند، چهره خود را هفت قلم آرایش میکردند
و از روی آتیش میپریدن و دخترها میخوندن؛
ژه سر ایر باز دئَم
باز دئم و باز دئه
چارشما سور
بختا مه وه دئه.
فارسیشم☺
زردی من از تو، سرخی تو از من
این اعتقاد سبب میشد تا زن هر خانه صبح روز چهارشنبه، خاکسترِ برجای مانده از آتش شب چهارشنبه سوری را در خاکانداز جمعکرده، به بیرون از خانه ببرد و آن را در پشت خونه یا سر کوچه یا در آب روان بریزد.
زن در بازگشت به خانه، در خانه را میکوبید و به ساکنان خانه میگفت که از عروسی میآید و تندرستی و شادی را برای خانواده به ارمغان آورده است. اهالی خانه نیز در این هنگام در را به روی زن میگشودند و اعتقاد داشتند که وی تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود آوردهاست.
رسم دیگر شب آخر سال #چونه_سر_بخریکان
یا شال اندازی یا دستمال اندازی بود
كودكان و نوجوانان از لحظهی غروب خورشید و تاریكی نسبی هوا، پارچه و شالهای رنگی و زیبایی برداشته و به جان پشت بامها و #بخوریک اجاق (دودکش) خانههای فامیل، آشناها و همسایهها می افتادن و یا در کوچه ها با انداختن دستمال به منزلها، در حالیكه سعی میكردن شناخته نشوند درخواست عیدی می كردن. صاحبخانه نیز به فراخور حال و وسع خود هدیه های متنوعی از قبیل آجیل محلی، جورابهای دستباف، تخممرغ رنگی و نخود و کشمش،نقل و #قنفیت (شکلات) میداد.
البته در زمانهای گذشته اساس كار چنین بوده كه بر پشت بام خانههای قدیمی، دریچهای وجود داشته و جوانان «دستمال» خود را از آن داخل اتاق می انداختند و آواز میخواندن؛
خالتی فاطمه عیده عیده
شاله خا گره ده
عَیدی من ژی گره ده
یا قیزه خا وه من ده😍
یا
هَتَری و مَتَری، تِشتَک داینه اورته چپَری (شال)
یا
هلاوا مالاوا لائِه وه با زاوا
تشتک داینِن سا مَرا
همچنین #قلاق_داگرتن (فالگوش وایستادن)درِ خونه همسایه و آشنا وفامیل رسم دیگری بود که معمولا دختر پسرا پشت در صاحبخونه فالگوش می ایستادن.
روز آخر سال عده ای از مردهای بیکار و بی عاری هم بودن که سر و ریش ژولیدهای داشتند و لباس کهنه ای یا #پرتی_مرتی بر تن میکردند،کاسه شاخدار سر گاوی به سر میگذاشتند و در کوچه ها ظاهر میشدند و با نعره گوشخراش وسط مردم جست زده خود را غول بیابان خوانده و با خواندن اشعاری پول جمع میکردند.
ما غول بیابانیم، سرگشته و حیرانیم،
از جمله شما نالان، اینگونه پریشانیم☺️
عده ای دیگر از جوونها هم بودن لباس زنانه بر تن میکردن با قوطی نفت و مشعلی که از کهنه بر سر یک چوب بسته بودن به دور کوچه، محلهها و در خونه ها راه میافتادند و مشعل خود را به دهان برده و با شعله خاموش آن را از دهان خارج میکردند و شعرهای زیر را خوانده و پول میگرفتند؛
«آتیش افروزه، سالی یه روزه، دنیا دو روزه، مثل نیمسوزه
یا همصدا میخواندند؛
آتشافروزه، سالی یه روزه، پول ندی اگه، قوزت رو قوزه، میشی روفوزه، میری تو کوزه.☺️
بعدش هم که
#عَیدا_گر یا عید بزرگ (Eyda Gir)
یا عید نوروز میرسید و ...
@buvanloo
ژنَەبی آخرین مرحله ی زمستان است که معمولا همراه با مجالس روزه خوانی برای مردگان و اموات می باشد بنام علفه
#علفه
در فرهنگ کورمانج #شیرزن_جوزان سه روز آخر سال رو علفه میگویند و
نام علفه به واسطه وجود علف و سبزی که یک پای سفره هفت سین و روز علفه است بر آن گذاشته شده است.
علفه آیینی ویژه است که در آن هم یاد و جای رفتگان سبز می شود و هم سنتی زنده و سبز برای زندگان و سبزی زندگی است.
با آغاز چارشمە سۆری ژنەبی هم میره پشت کوه امام داغی و دیگه برنمیگردد.
و #چارشما_سور Çarşema Sor
#چارشما_سور یا چهارشنبه ی قرمز به آخرین چهارشنبه ی سال (یا همان چهارشنبه سوری) گفته می شود که البته این بین همه ایرانیان چه فارس و چه کورد مشترک است که کورمانجها معمولا هم از روی آتش میپرند هم از پشت بام کوزه های سفالین را با پرتاب کردن به پایین میشکنند.
شکستن کوزه به این معناست که تمام غم و غصه ها مانند این کوزه بشکند و خورد شود
#دور کردم و دور کردم، چشم دشمنو کور کردم.
در شب چارشمه سوری به نیت پاکی و دور ریختن تمام ناپاکی ها و بدی ها و زایش دوباره جهان، اقدام به جشن و سرور و آتش بازی میکنند که همه ما آشنایی کامل با مراسم آن داریم.
زنان و دختران از دو سه ساعت بعدازظهر که باید برای پریدن از روی آتش آماده میشدند، چهره خود را هفت قلم آرایش میکردند
و از روی آتیش میپریدن و دخترها میخوندن؛
ژه سر ایر باز دئَم
باز دئم و باز دئه
چارشما سور
بختا مه وه دئه.
فارسیشم☺
زردی من از تو، سرخی تو از من
این اعتقاد سبب میشد تا زن هر خانه صبح روز چهارشنبه، خاکسترِ برجای مانده از آتش شب چهارشنبه سوری را در خاکانداز جمعکرده، به بیرون از خانه ببرد و آن را در پشت خونه یا سر کوچه یا در آب روان بریزد.
زن در بازگشت به خانه، در خانه را میکوبید و به ساکنان خانه میگفت که از عروسی میآید و تندرستی و شادی را برای خانواده به ارمغان آورده است. اهالی خانه نیز در این هنگام در را به روی زن میگشودند و اعتقاد داشتند که وی تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود آوردهاست.
رسم دیگر شب آخر سال #چونه_سر_بخریکان
یا شال اندازی یا دستمال اندازی بود
كودكان و نوجوانان از لحظهی غروب خورشید و تاریكی نسبی هوا، پارچه و شالهای رنگی و زیبایی برداشته و به جان پشت بامها و #بخوریک اجاق (دودکش) خانههای فامیل، آشناها و همسایهها می افتادن و یا در کوچه ها با انداختن دستمال به منزلها، در حالیكه سعی میكردن شناخته نشوند درخواست عیدی می كردن. صاحبخانه نیز به فراخور حال و وسع خود هدیه های متنوعی از قبیل آجیل محلی، جورابهای دستباف، تخممرغ رنگی و نخود و کشمش،نقل و #قنفیت (شکلات) میداد.
البته در زمانهای گذشته اساس كار چنین بوده كه بر پشت بام خانههای قدیمی، دریچهای وجود داشته و جوانان «دستمال» خود را از آن داخل اتاق می انداختند و آواز میخواندن؛
خالتی فاطمه عیده عیده
شاله خا گره ده
عَیدی من ژی گره ده
یا قیزه خا وه من ده😍
یا
هَتَری و مَتَری، تِشتَک داینه اورته چپَری (شال)
یا
هلاوا مالاوا لائِه وه با زاوا
تشتک داینِن سا مَرا
همچنین #قلاق_داگرتن (فالگوش وایستادن)درِ خونه همسایه و آشنا وفامیل رسم دیگری بود که معمولا دختر پسرا پشت در صاحبخونه فالگوش می ایستادن.
روز آخر سال عده ای از مردهای بیکار و بی عاری هم بودن که سر و ریش ژولیدهای داشتند و لباس کهنه ای یا #پرتی_مرتی بر تن میکردند،کاسه شاخدار سر گاوی به سر میگذاشتند و در کوچه ها ظاهر میشدند و با نعره گوشخراش وسط مردم جست زده خود را غول بیابان خوانده و با خواندن اشعاری پول جمع میکردند.
ما غول بیابانیم، سرگشته و حیرانیم،
از جمله شما نالان، اینگونه پریشانیم☺️
عده ای دیگر از جوونها هم بودن لباس زنانه بر تن میکردن با قوطی نفت و مشعلی که از کهنه بر سر یک چوب بسته بودن به دور کوچه، محلهها و در خونه ها راه میافتادند و مشعل خود را به دهان برده و با شعله خاموش آن را از دهان خارج میکردند و شعرهای زیر را خوانده و پول میگرفتند؛
«آتیش افروزه، سالی یه روزه، دنیا دو روزه، مثل نیمسوزه
یا همصدا میخواندند؛
آتشافروزه، سالی یه روزه، پول ندی اگه، قوزت رو قوزه، میشی روفوزه، میری تو کوزه.☺️
بعدش هم که
#عَیدا_گر یا عید بزرگ (Eyda Gir)
یا عید نوروز میرسید و ...
@buvanloo
👍8😁1