Audio
👍7
تقدیم به پدری که ندارم...
میان تمام نداشتن ها دوستت دارم....
شانس دیدنت را هرروز ندارم...
ولی دوستت دارم...
وقتی دلم هوایت را میکند حق شنیدن صدایت را ندارم...
ولی دوستت دارم...
وقتهایی که روحم درد دارد ومی شکند...
شانه هایت را برای گریستن کم دارم....
ولی دوستت دارم...
وقت دلتنگی هایم،آغوشت رابرای آرام شدن ندارم...
ولی دوستت دارم....
آری همه وجودمی ولی هیچ جای زندگیم ندارمت...
ومیان تمام نداشتن ها با تمام وجودم دوستت دارم پدرنازنینم...
روزت در آسمان ها مبارک نازنین پدر....🖤🥀🥀
روحت شاد
خانواده مرحوم حسن محمد اسدالله زاده
میان تمام نداشتن ها دوستت دارم....
شانس دیدنت را هرروز ندارم...
ولی دوستت دارم...
وقتی دلم هوایت را میکند حق شنیدن صدایت را ندارم...
ولی دوستت دارم...
وقتهایی که روحم درد دارد ومی شکند...
شانه هایت را برای گریستن کم دارم....
ولی دوستت دارم...
وقت دلتنگی هایم،آغوشت رابرای آرام شدن ندارم...
ولی دوستت دارم....
آری همه وجودمی ولی هیچ جای زندگیم ندارمت...
ومیان تمام نداشتن ها با تمام وجودم دوستت دارم پدرنازنینم...
روزت در آسمان ها مبارک نازنین پدر....🖤🥀🥀
روحت شاد
خانواده مرحوم حسن محمد اسدالله زاده
🙏8👍2
❇️پــدرجــانﺳلاااااااااام،.😞
💐 ﺍﺯ ﺁﺳــﻤــﺎﻥ ﭼـــﻪ ﺧــﺒــﺮ؟
❇️ ﻣـﯿﻬﻤــﺎﻧــﯽ ﺧــﺪﺍ تـــمـام
💐 ﻧــﺸــﺪ ﮐــــﻪ ﺑــﺮﮔـــﺮﺩﯼ،؟
❇️ پـــدر ﺭﻭﺯﺕ مــبارک،،،،💚
💐 پــدرجــــان ﺁﻏـــﻮﺵ ﺗــﻮ
❇️ امــن ﺗﺮﯾﻦﺟﺎﯼﺟـﻬﺎﻥ ﺑـﻮﺩ
💐 ﮐﻪ ﺗــﺠـﺮﺑـﻪ ﯼ ﺩﻭﺑـﺎﺭﻩ ﺍﺵ
❇️ ﺁﺭﺯﻭ ﺷـﺪه بــرای فـــرندان
💐تــقـدیم بـه هـمه دوسـتانی
❇️که پدرانشون آسمونی شده
💐❇️💐❇️💐❇️💐❇️🖤؛
ارادتمندشماخوبان مهین ولیزاده
@buvanloo👍💐👌
💐 ﺍﺯ ﺁﺳــﻤــﺎﻥ ﭼـــﻪ ﺧــﺒــﺮ؟
❇️ ﻣـﯿﻬﻤــﺎﻧــﯽ ﺧــﺪﺍ تـــمـام
💐 ﻧــﺸــﺪ ﮐــــﻪ ﺑــﺮﮔـــﺮﺩﯼ،؟
❇️ پـــدر ﺭﻭﺯﺕ مــبارک،،،،💚
💐 پــدرجــــان ﺁﻏـــﻮﺵ ﺗــﻮ
❇️ امــن ﺗﺮﯾﻦﺟﺎﯼﺟـﻬﺎﻥ ﺑـﻮﺩ
💐 ﮐﻪ ﺗــﺠـﺮﺑـﻪ ﯼ ﺩﻭﺑـﺎﺭﻩ ﺍﺵ
❇️ ﺁﺭﺯﻭ ﺷـﺪه بــرای فـــرندان
💐تــقـدیم بـه هـمه دوسـتانی
❇️که پدرانشون آسمونی شده
💐❇️💐❇️💐❇️💐❇️🖤؛
ارادتمندشماخوبان مهین ولیزاده
@buvanloo👍💐👌
😢6
Audio
👍2
این شعر زیبا ...
تقدیم به پدران سفر کرده
روحشان شاد 🥀
روزت پدر ؛ می آید و بدجور دلتنگم
یاد تماس آخرت، آن آخرین زنگم
آن روزهایی که نفهمیدم حضورت را
امروز با دنیای خالی از تو در جنگم..
اشک از دو چشمم جاری و قابی ز لبخندت
جز خاطراتی خسته چیزی نیست در چنگم
ناباورانه از همان روزی که خوابیدی
گیجم، اسیرم، خسته ام ، بیچاره ام، منگم
هر هفته می گردم به دنبالت و می دانم
تا عمر دارم جای تو همصحبت سنگم!
با یاد لبخند تو من هر روز دلگیرم
با سمفونی های غم و هجران هماهنگم
زخم نبودِ تو دوباره بد نمک خورده
روزت پدر،می آید و بدجور دلتنگم💔🥀
@buvanloo💐💐💐💐💐
تقدیم به پدران سفر کرده
روحشان شاد 🥀
روزت پدر ؛ می آید و بدجور دلتنگم
یاد تماس آخرت، آن آخرین زنگم
آن روزهایی که نفهمیدم حضورت را
امروز با دنیای خالی از تو در جنگم..
اشک از دو چشمم جاری و قابی ز لبخندت
جز خاطراتی خسته چیزی نیست در چنگم
ناباورانه از همان روزی که خوابیدی
گیجم، اسیرم، خسته ام ، بیچاره ام، منگم
هر هفته می گردم به دنبالت و می دانم
تا عمر دارم جای تو همصحبت سنگم!
با یاد لبخند تو من هر روز دلگیرم
با سمفونی های غم و هجران هماهنگم
زخم نبودِ تو دوباره بد نمک خورده
روزت پدر،می آید و بدجور دلتنگم💔🥀
@buvanloo💐💐💐💐💐
👏3👍1
کسب مقام پهلوانی کشور در سال ۱۴۰۱ و دریافت بازوبند پهلوانی توسط جناب احمد میرزاپور از خطه چناران تبریک و شادباش عرض میکنیم .
@buvanloo💐💐💐💐
@buvanloo💐💐💐💐
👍2
قابل توجه اهالی محترم روستای بوانلو
امور تاسیسات ساختمانی شما را پذیرا هستیم.
انتخاب از شما، خدمت از ما(خوشنما)
@buvanloo👍💐
امور تاسیسات ساختمانی شما را پذیرا هستیم.
انتخاب از شما، خدمت از ما(خوشنما)
@buvanloo👍💐
👏3
با عرض سلام و خسته نباشید
لازم دونستم بخاطر حادثه ای که حین کار برای چشمم پیش اومد و نزدیک بود صدمات غیر قابل برگشتی برایم پیش بیاره تشکری داشته باشم از تمامی هم روستایی های عزیزی که بصورت تلفنی و حضوری جویای حالم شدن و دعا خیرشون در هر دو عمل جراحی که داشتم قوت قلبم بودن و نیز بصورت ویژه از طریق این کانال از زحمات غیر قابل جبران دکتر اکبری متخصص و جراح عزیز روستایمان تشکر ویژه داشته باشم که چند روزی پیگیر حالم بودن و با همکارانشان برای بهبودیم در تماس بودند.
خوشبختانه بهبودی کامل برای چشمم حاصل شد.
باشد که خدا مجالی دهد جهت جبران خوبی ها همگان 🙏🙏
کبیر نورمحمدزاده🌺🌺
لازم دونستم بخاطر حادثه ای که حین کار برای چشمم پیش اومد و نزدیک بود صدمات غیر قابل برگشتی برایم پیش بیاره تشکری داشته باشم از تمامی هم روستایی های عزیزی که بصورت تلفنی و حضوری جویای حالم شدن و دعا خیرشون در هر دو عمل جراحی که داشتم قوت قلبم بودن و نیز بصورت ویژه از طریق این کانال از زحمات غیر قابل جبران دکتر اکبری متخصص و جراح عزیز روستایمان تشکر ویژه داشته باشم که چند روزی پیگیر حالم بودن و با همکارانشان برای بهبودیم در تماس بودند.
خوشبختانه بهبودی کامل برای چشمم حاصل شد.
باشد که خدا مجالی دهد جهت جبران خوبی ها همگان 🙏🙏
کبیر نورمحمدزاده🌺🌺
👍13
عارفی ۴۰ شبانه روز چله گرفته بود تا خدا را زیارت کند
تمام روزها روزه بود.
در حال اعتکاف.
از خلق الله بریده بود.
صبح به صیام و شب به قیام.
زاری و تضرع به درگاه او
شب ۳۶ ام ندایی در خود شنید که میگفت: ساعت ۶ بعدازظهر، بازار مسگران، دکان فلان مسگر برو خدا را زیارت خواهی کرد
عارف از ساعت ۵ در بازار مسگران حاضر شد و در کوچه های بازار از پی دکان میگشت...
میگوید: پیرزنی را دیدم دیگ مسی به دست داشت و به مسگران نشان میداد،
قصد فروش آنرا داشت...
به هر مسگری نشان میداد، وزن میکرد و میگفت: ۴ ریال و ۲۰ شاهی
پیرزن میگفت: نمیشه۶ریال بخرید؟
مسگران میگفتند:
خیر مادر، برای ما بیش از این مبلغ نمیصرفد. پیرزن دیگ را روی سر نهاده و در بازار میچرخید و همه همین قیمت را میدادند.
بالاخره به مسگری رسید که دکان مورد نظر من بود.
مسگر به کار خود مشغول بود که پیرزن گفت: این دیگ را برای فروش آوردم به ۶ریال میفروشم، خرید دارید؟
مسگر پرسید چرا به ۶ ریال؟؟؟
پیرزن سفره دل خود را باز کرد و گفت: پسری مریض دارم، دکتر نسخهای برای او نوشته است که پول آن ۶ ریال میشود!
مسگر دیگ را گرفت و گفت: این دیگ سالم و بسیار قیمتی است. حیف است بفروشی،
امّا اگر اصرار داری من آنرا به ۲۵ریال میخرم!!!
پیرزن گفت: مرا مسخره میکنی؟!!!
مسگر گفت: ابدا"
دیگ را گرفت و ۲۵ ریال در دست پیرزن گذاشت!!!
پیرزن که شدیدا متعجب شده بود،
دعاکنان دکان مسگر را ترک کرد و دوان دوان راهی خانه خود شد.
من که ناظر ماجرا بودم
و وقت ملاقات فراموشم شده بود، در دکان مسگر خزیدم و گفتم: عمو انگار تو کاسبی بلد نیستی؟!!! اکثر مسگران بازار این دیگ را وزن کردند و بیش از ۴ ریال و ۲۰ شاهی ندادند،
آنگاه تو به ۲۵ ریال میخری؟!!!
مسگر پیر گفت: من دیگ نخریدم!!!
من پول دادم نسخه فرزندش را بخرد، یک هفته از فرزندش نگهداری کند، بقیه وسایل خانهاش را نفروشد، من دیگ نخریدم...
از حرفی که زدم بسیار شرمسار شدم در فکر فرو رفته بودم که ندایی با صدای بلند گفت:
با چله گرفتن و عبادت کردن کسی به زیارت ما نخواهد آمد!!!
دست افتادهای را بگیر و بلند کن، ما خود به زیارت تو خواهیم آمد!
گر دست فتادهای بگیری... مردی...
@buvanloo
تمام روزها روزه بود.
در حال اعتکاف.
از خلق الله بریده بود.
صبح به صیام و شب به قیام.
زاری و تضرع به درگاه او
شب ۳۶ ام ندایی در خود شنید که میگفت: ساعت ۶ بعدازظهر، بازار مسگران، دکان فلان مسگر برو خدا را زیارت خواهی کرد
عارف از ساعت ۵ در بازار مسگران حاضر شد و در کوچه های بازار از پی دکان میگشت...
میگوید: پیرزنی را دیدم دیگ مسی به دست داشت و به مسگران نشان میداد،
قصد فروش آنرا داشت...
به هر مسگری نشان میداد، وزن میکرد و میگفت: ۴ ریال و ۲۰ شاهی
پیرزن میگفت: نمیشه۶ریال بخرید؟
مسگران میگفتند:
خیر مادر، برای ما بیش از این مبلغ نمیصرفد. پیرزن دیگ را روی سر نهاده و در بازار میچرخید و همه همین قیمت را میدادند.
بالاخره به مسگری رسید که دکان مورد نظر من بود.
مسگر به کار خود مشغول بود که پیرزن گفت: این دیگ را برای فروش آوردم به ۶ریال میفروشم، خرید دارید؟
مسگر پرسید چرا به ۶ ریال؟؟؟
پیرزن سفره دل خود را باز کرد و گفت: پسری مریض دارم، دکتر نسخهای برای او نوشته است که پول آن ۶ ریال میشود!
مسگر دیگ را گرفت و گفت: این دیگ سالم و بسیار قیمتی است. حیف است بفروشی،
امّا اگر اصرار داری من آنرا به ۲۵ریال میخرم!!!
پیرزن گفت: مرا مسخره میکنی؟!!!
مسگر گفت: ابدا"
دیگ را گرفت و ۲۵ ریال در دست پیرزن گذاشت!!!
پیرزن که شدیدا متعجب شده بود،
دعاکنان دکان مسگر را ترک کرد و دوان دوان راهی خانه خود شد.
من که ناظر ماجرا بودم
و وقت ملاقات فراموشم شده بود، در دکان مسگر خزیدم و گفتم: عمو انگار تو کاسبی بلد نیستی؟!!! اکثر مسگران بازار این دیگ را وزن کردند و بیش از ۴ ریال و ۲۰ شاهی ندادند،
آنگاه تو به ۲۵ ریال میخری؟!!!
مسگر پیر گفت: من دیگ نخریدم!!!
من پول دادم نسخه فرزندش را بخرد، یک هفته از فرزندش نگهداری کند، بقیه وسایل خانهاش را نفروشد، من دیگ نخریدم...
از حرفی که زدم بسیار شرمسار شدم در فکر فرو رفته بودم که ندایی با صدای بلند گفت:
با چله گرفتن و عبادت کردن کسی به زیارت ما نخواهد آمد!!!
دست افتادهای را بگیر و بلند کن، ما خود به زیارت تو خواهیم آمد!
گر دست فتادهای بگیری... مردی...
@buvanloo
👍14👏7
▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون ▪️
⚫️🌑 در کمال تاسف و ناباوری خبردار شدیم که سرکار خانم
" آیینه نادری "(همسر مرحوم شیرزادمحمد مردانی)
به سوی معبودش پر کشید. 🌑🌑
برای بازماندگان صبر و برای آن مرحومه علو درجات از خداوند متعال مسئلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی باد ”
مراسم خاکسپاری مرحومه امروز پنج شنبه بیستم بهمن ماه ساعت 17 از میدان جعفرقلی به سمت آرامگاه ابدیش در روستایی بوانلو برگذار میشود 🖤🖤🖤
@buvanloo
⚫️🌑 در کمال تاسف و ناباوری خبردار شدیم که سرکار خانم
" آیینه نادری "(همسر مرحوم شیرزادمحمد مردانی)
به سوی معبودش پر کشید. 🌑🌑
برای بازماندگان صبر و برای آن مرحومه علو درجات از خداوند متعال مسئلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی باد ”
مراسم خاکسپاری مرحومه امروز پنج شنبه بیستم بهمن ماه ساعت 17 از میدان جعفرقلی به سمت آرامگاه ابدیش در روستایی بوانلو برگذار میشود 🖤🖤🖤
@buvanloo
👍4😢3
کانال روستای بوانلو
▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون ▪️ ⚫️🌑 در کمال تاسف و ناباوری خبردار شدیم که سرکار خانم " آیینه نادری "(همسر مرحوم شیرزادمحمد مردانی) به سوی معبودش پر کشید. 🌑🌑 برای بازماندگان صبر و برای آن مرحومه علو درجات از خداوند متعال مسئلت داریم. ”روحش شاد و…
تکمیلی :
مراسم سومین روز درگذشت مرحومه مغفوره آیینه نادری فردا جمعه 1401/11/21 ساعت 11 تا 14 در مسجد روستای بوانلو برگزار میگردد.
روحش شاد
مراسم سومین روز درگذشت مرحومه مغفوره آیینه نادری فردا جمعه 1401/11/21 ساعت 11 تا 14 در مسجد روستای بوانلو برگزار میگردد.
روحش شاد
👍4
▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون ▪️
⚫️🌑 در کمال تاسف و ناباوری خبردار شدیم که سرکار خانم
" سکینه حسین پور "(همسر آقای مشهدی علی نصیری )
به سوی معبودش پر کشید. 🌑🌑
برای بازماندگان صبر و برای آن مرحومه علو درجات از خداوند متعال مسئلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی باد ”
مراسم خاکسپاری و مراسم سوم مرحومه متعاقبا اعلام خواهد شد 🖤🖤🖤
@buvanloo
⚫️🌑 در کمال تاسف و ناباوری خبردار شدیم که سرکار خانم
" سکینه حسین پور "(همسر آقای مشهدی علی نصیری )
به سوی معبودش پر کشید. 🌑🌑
برای بازماندگان صبر و برای آن مرحومه علو درجات از خداوند متعال مسئلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی باد ”
مراسم خاکسپاری و مراسم سوم مرحومه متعاقبا اعلام خواهد شد 🖤🖤🖤
@buvanloo
😢21👍2😱2