burly
258 subscribers
13 photos
1 video
11 links
طوفانی مّبهم...!
.کمی صبر.
Download Telegram
شعله ی نفرتی که یک شبه خوابید و خاکسترش روزگارمان را سیاه کرد.
1👍1
من همینم
هیچ تغییری نکردم
فقط دارم هر روز خودمو بیشتر نشون میدم..
6
ولی ما خیلی کوچیک تر از دردامونیم.
1
درد کالبدش را شکافته بود و روحش را با تازیانه نوازش میکرد .
2
من که توانایی آن را نداشته ام که گذشته خودم را نگه دارم، چطور می توانم به نجات دادن گذشته دیگری امید داشته باشم؟
1👍1
متلاشی شدن رگهای مغزم به دلیل سکوت .
2👍1
دگر در این ذهن رمانی نخواهد تلنگر بخورد
نمیخواهم دگر معنی نوشته ای از طرف من باشی :)
2
تکه‌های قلبش را به سیخ میکشید و کباب میکرد !!
شاید اینگونه قلبِ پرحرفش لال میشد ‌.
3
میگفت:
ولی من ادم رفتن نبودم
که همه بام ادمِ رفتنن.
4
عادت یه نوع ندیدنه . عادت نشین...
4
بعضی وقتا اینکه بخای دردتو به یکی بگی
از صدتا مسئله حل کردن پا تخته سختره..
👍43👎1
بعضی وقتا اینکه بخای دردتو به یکی بگی
از صدتا مسئله حل کردن پا تخته سختره..
👍21
پتورو کشیدم رو سرم تا تو تاریکی خفه شم!
1
ما برای درد زاده شدیم ...
و فروریختن
و دَم بر نیاوردن
1
من دیوانه ای مفلوک و مهجورم در این کنج زمین.
2
سرطان منو از تو میخوره و تو خنده کنان با یار گذر کردی.
من وقتی غرق میشم تو چشات تازه نجات پیدا میکنم .
2🔥1
اون بیرون هنوز زندگی جریان داره منِ عزیز !
🔥21
سکوت میکنم تا بهتون فرصت بدم که اشتباهاتونو جبران کنید نه اینکه تکرارش کنید!
1
چشام عادت کردن به تاریکی اتاقم
گوشام درد میکشن بخاطر اهنگای نیمه شبم
و لبام تشنه ی یه سیگار بهمنن..
1👍1
رفتنت درست مثل بیماریِ قانقاریا می‌مونه؛ ذره ذره ازبین میرم و قلبُ مغزم شروع میکنن به سیاه شدن و گندیدن .
👍31