Branding.by.rezamahdavi
118 subscribers
236 photos
22 videos
39 files
47 links
امیدوارم مطالب این کانال به کسب و کارهای نوپا کمک کنه
راه ارتباطي:
@rezamahdavitel
Download Telegram
to view and join the conversation
یارد دلار برای استخراج نفت از بیابان كانادا با استفاده از روش هایی كه كارشناسان محیط زیست می گن بخشی از "بزرگترین جنایت در حوزه گرم شدن کره زمین" در تاریخ است ، تأمین کرد ، اگرچه دو سال قبل BP گفت كه اونها از تجهیزاتی که برای محیط زیستی مضر هستن استفاده نمی کنن.

در سال 2010 ، BP بزرگترین فاجعه زیست محیطی رو با نشت نفت در خلیج مکزیک رقم زد و یه بار دیگه شیوه نگهداری تجهیزات و زیر ساخت های بی پی زیر سئوال رفت. با این حال ، چند ماه بعد ، BP تصمیم گرفت 50 میلیون دلار برای تبلیغات سبز جدید استفاده کنه تا تصویر برند رو بهبود بده که با فیدبک منفی مخاطبان مواجه شد.

بی پی در آمیخته بازاریابی سبزش تلاش می کنه تا با ارایه محصولات دوستدار محیط زیست تصویر مثبتی از برندش ارایه کنه. با این وجود ، تولید و تأمین سوختهای فسیلی مهمترین منبع سود اونهاست که از نظر زیست محیطی منفی است چون باعث تولید گازهای گلخانه ای میشه. تجارت اصلی BP سازگار با محیط زیست نیست. روغن و سوخت به ذخیره سازی خاصی احتیاج دارن که در تانکر ها و انبارهای خاص قرار داره که به دلایل ایمنی قابل کاهش نیستند. در استفاده از استراتژی برند سبز ، بی پی با مجموعه ای از مشکلات مواجهه. چون بی پی امکان پیاده سازی این استراتژی رو در مکانیسم ها و هسته اصلی کسب و کارش نداره.


بی پی دارای تدارکات سبزه که در مراکز توزیع اونها متمرکز شده و با استفاده از کامیون های سازگار با محیط زیست استراتژی های سبز خودش رو تکمیل کرده . از طرف دیگه تولید نفت خام به مخلوط سنگینی از قیر ، آب ، شن و ماسه و خاک رس نیاز داره که در زیر بیش از 54،000 مایل مربع ازجنگل های شمال آلبرتا یافت میشه.
علاوه بر این ،در منطقه ای به اندازه انگلیس و ولز در توسعه میدان های نفتی به روش جدید، در مجموع بیش از چهار برابر دی اکسید کربن که بزرگترین گاز گرمایش جهانه نسبت به حفاری های سنتی تولید می کنه. این نوع از حفاری بیش از 100 میلیون تن CO2 تولید می کنه که برابر با تقریباً یک پنجم کل انتشارات سالانه انگلیسه.
با هزینه سالانه ۲۰۰ میلیون دلار در سال در بخش روابط عمومی بی پی تونسته جوایز زیادی دریافت کنه و بعد از فاجعه خلیج مکزیک مجبور شد ۹۳ میلیون دلار برای بازسازی تصویر برندش هزینه کنه.

اخیراً ، نگرانی های زیست محیطی منجر به ظهور پدیده ای به نام "مصرف کننده سبز" شده که تقاضا برای محصولات و خدمات سازگار با محیط زیست رو افزایش داده . این به نوبه خود توسعه "بازاریابی سبز" را ایجاد کرده ، که سعی می کنه نیازهای فروش و سود را با نگرانی برای محیط زیست و جامعه به تعادل برسونه.

طبق گفته Prothero (1990) "بازاریابی سبز" به عنوان "فرایند مدیریت جامع که مسئول شناسایی ، پیش بینی و برآوردن نیازهای مشتریان و جامعه ، به روشی سودآور و پایدار است" تعریف شده است.

مصرف کنندگان این روزها در سراسر جهان تصور می کنند که شرکت های بزرگی با برندهای شناخته شده مثل BP ، دارای اعتبار محیط زیستی و اجتماعی هستند ، درصورتی که ممکنه تصویر برندشون بواسطه تبلیغات مخرب مخدوش بشه. بی اعتنایی به درخواست های اجتماعی و مصرف کنندگان برای اعمال اخلاق در کسب و کار می تونه انتظار و اعتماد مشتریان رو از بین ببره و منجر به اجرای قوانین سخت گیرانه از سوی دولت بشه. ادغام برنامه های اخلاقی و پایداری می تونه باعث بهبود و ایجاد جایگاه عمومی بشه ، که می تونه باعث کسب سهم بازار، کاهش هزینه ها و افزایش سود در سطح جهانی بشه. بنابراین پایداری اساس مفهوم بازاریابی سبز است که شامل دو معیار ، مصرف و آلودگی است.

بی پی با تولید محصولات دوستدار محیط زیست تمام تلاشش رو برای کاهش مصرف و ضرورت سوخت های فسیلی بکار بسته و قصد داره اعتماد جامعه رو بدست بیاره. به علاوه این اقدامات باعث کاهش تولید مونوکسید کربن کمتر میشه که می تونه به کاهش روند گرم شدن کره زمین کمک کنه.

به عنوان یک تولید کننده نفت ، BP تولید اضافی سوخت را افزایش نمی ده ، زیرا از لحاظ اقتصادی از یک قیمت ثابت در سود و ویژگی های سهم بازار تجارت سود می بره. در داخل شرکت ، BP استراتژی های دقیق و پیشرفته ای را ایجاد کرده است که توزیع رو در بارهای بزرگتر همراه با بهبود ناوگان و با استفاده از وسایل نقلیه سازگار با محیط زیست ، که خروجی کربن کمتری ایجاد می کنن ، انجام میده . این بخشی از المانهای موجود در آمیخته بازاریابی ، عناصر عملکرد محور و پیاده سازی ارزشهای سازمانیه.


کسب و کار بی پی یه کسب و کار قدرتمنده که در کشورهای مختلف در سراسر جهان با قوانین و قواعد متنوعی در زمینه محیط زیست فعالیت می کنه. قوانین در بعضی از کشورها در راستای حفاظت از محیط زیست در حال تغییره. بی پی مستمرا در راستای برندسازی سبز گام برمی داره با این حال ، در برخی موارد BP در اجرای استراتژی های بازاریابی سبز خود در واحدهای تولیدی خود ناموفق بوده. این ام
اوضاع جهان به هم ریخته(هم برای شما هم برای کارکنانتون) و تعیین مسیر برای ادامه کار بسیار مشکل شده. می خوام به شرکت‌هایی اشاره کنم که در این دوران بحران، ارزش هاشون بهشون کمک کرده تا سرپا بمونن و اینکه چطور این رویکرد در تصمیم‌گیری بلندمدت و جلب نظر کارکنان تاثیر گذار بوده
ارزش ها تحت فشار:
پاندمی کووید ۱۹ تاثیر عمیقی بر دنیا گذاشته. اولین و مهمترین بحران، بحران منابع انسانی و اجتماعیه که میلیون‌ها نفر رو تحت تاثیر قرار داده و اقتصاد جهان رو با مشکل روبرو کرده. کسب و کارهایی رو دیدیم که به روشهای مختلف به این بحران پاسخ دادن که تاثیر بلند‌مدت بر کسب و کارشون داشته. برای مثال شرکت سی وی اس که یکی از بزرگترین شرکت‌های دارویی و فعال در بخش سلامت آمریکاست با پرداخت مشوق‌های مالی به کارکنانش و ارائه خدمات به خانواده‌ هاشون تونسته تا حدودی شرایط رو مدیریت کنه و کارکنان رو تشویق کنن تا به بیماران سرویس‌دهی بهتری داشته باشن. همچنین در حال برنامه‌ریزی برای جذب ۵۰ هزار نفر کارمند پاره وقته تا بتونه به نیازهای مشتریان پاسخ بده.
این شرکت با انجام اقدامات پیش دستانه در راستای پاسخ به نیاز کارکنان، حس احترام و توجه به سرمایه انسانی رو تقویت کرده و باعث افزایش تعهد کارکنان در این دوران عدم قطعیت شده.
در مقابل آمازون با تحت فشار قرار دادن کارکنان و پنهان‌کاری، باعث از بین رفتن اعتماد کارکنان نسبت به سازمان شده و این رفتار به ایجاد ناهماهنگی میان کارکنان و مشتریان منجر شده.

این تفاوت از کجا ناشی میشه؟

این مسئله به نحوه ترجمه ارزش‌ها در سازمان از سوی رهبری شرکت برمیگرده. این اتفاق اغلب در شرایط بحرانی میوفته که سازمان ها مجبورند تصمیمات سخت بگیرن و اولویت‌های واقعی اینجا اینجا مشخص میشن
کرونا نشون داد که شرکتها چقدر به ارزشهاشون پایبندن. بعضی ها به نیازهای کوتاه‌مدت کارکنانشان در کنار تعهدات بلند مدتشون پاسخ مناسب دادن و بعضی ها برعکس.
برقراری این تعادل به میزان دخالت دادن همه ذینفعان در فرآیند تصمیم‌گیری و شفافیت بستگی داره
ترجمه ارزش‌ها در زمان بحران:

ارزش ها باید رهبران رو در زمان بحران هدایت کنن و این رویکرد میتونه آینده سازمان رو تعیین کنه و رعایت حقوق کارکنان و همراه کردن نیروها برای کار تیمی، احترام به ارزش‌های انسانی و تطبیق با شرایط میتونه به بقای سازمان و رشد در بلندمدت کمک شایانی کنه.
بحران‌ها فرصت بی‌نظیری برای رهبرانه تا بتونند ارزیابی درستی از نمود ارزش هاشون داشته باشند. معنای واژه هایی مثل "شفافیت" در دوران تغییر چیه؟
مفهومی به نام "اهمیت دهندگی" در شرایطی که هزاران کارگر باید دور کاری کنند و در شرایط بسیار سخت و تحت فشار کار کنن چیه؟ اخیراً سازمانهایی رو می بینیم که ارزش هاشون اقداماتشون رو هدایت می کنن.
برای مثال نامه‌ای که کوین جانسون مدیر عامل استارباکس به کارکنانش در آمریکا زد نشان دهنده ارزش هایی مثل تعلق، صمیمیت و شجاعت بود. شرکت تعهد کرد که ۳۰ روز حقوق کارمندان رو پرداخت کنه چه سر کار حاضر بشن و چه نشن. به مدیران منطقه ای این اختیار رو داد تا هر موقع صلاح بدونن نسبت به بازگشایی شعب اقدام کنند.

حصول اطمینان از توانمند سازی کارکنان و تغییر رفتار برای زندگی کردن با ارزش ها:

در زمان بحران شرایط به صورت روزانه تغییر میکنه. کارکنان باید به مهارت هایی مجهز بشن که بتونن از بحران عبور کنن. برای مثال گروه کرینگ که یه شرکت چندملیتی در حوزه کالاهای لاکچریه تصمیم به تولید ماسک گرفته و برنامه منسجمی برای حفاظت از سلامت کارکنان تدارک دیده. وقتی این واقعیت وجود داره که در حال حاضر تقاضا برای عرضه کالاهای لوکس وجود نداره و سیستم توان تولید کالاهای مرتبط با شرایط کرونا رو داره، میشه موقتا مسیر کسب و کار رو برای بقای سازمان تغییر داد.

فرآیندی رو خلق کنید که منعکس‌کننده ارزش هاتون باشه:
چابک کردن کردن سازمان و حذف فرایندهای بوروکراتیک میتونه به کارکنان کمک کنه تا در شرایط بحران مطابق با ارزش هاشون عمل کنند.

در دوران بحران کارکنان احساس گیجی و سردرگمی دارن و اقداماتی منطبق با ارزشها، می تونه فضای کار رو خوشایندتر کنه. برنامه هایی مثل ساعت شادی در محل کار، رویدادهای فضای باز، هدایای خلاقانه، مشوق‌های مالی و دورکاری و مواردی از این دست می تونه به کارکنان برای سپری کردن دوران بحران کمک کنه.

نگاه سختگیرانه به ارزشهاتون داشته باشین. از خودتون راجع به ارزش‌ها سوال کنید. آیا به درستی و به صورت منسجم ارزش‌ها رو پیاده سازی می کنید؟
منبع: prophet
.
پرسونای خریدار
برای اینکه حداکثر اثر بخشی رو در کانال‌های ارتباطی تون داشته باشین باید خریداران بالقوه تون رو به خوبی شناسایی کنید. شخص ایده آل شما که قراره محصول یا خدمت تون رو بهش ارایه کنید کیه؟
برای این کار شما باید پرسنای مخاطب رو شناسایی و مشخص کنید. پرسونای خریدار در حقیقت پروفایل شخصیتی مشتری ایدال شماست. اینکه اونا کی هستند؟ چی میخوان؟ چطور زندگی می کنند؟همچنین این موضوع به شما کمک می کنه تا بتونین انگیزه شون رو برای درگیر شدن با برندتون پیدا کنید. همه متون و پیامهای تبلیغاتی شما باید طوری نوشته بشه که بتونه توجه این قشر از مخاطب رو جلب کنه.  یادتون باشه در برندسازی قرار نیست همه رو راضی کنیم. اگه شناخت درستی از مخاطب هدف داشته باشیم کار ما رو برای ارتباط گرفتن در سطح شخصی تر و صمیمانه تر آسون می کنه. اینطوری دیگه لازم نیست برای هر بخش از مشتریان از یک لحن استفاده کنیم چون یکپارچگی برندمون زیر سوال می‌ره. دموگرافی بازار هدف هم برای این منظور مهمه، مثل سن، جنسیت، وضعیت تاهل، سطح درآمد و...
باید بفهمید مخاطب شما کیه و طیفی از علاقمندی هاش رو شورت لیست کنید. اگه بتونید یه روز عادی زندگی پرسونای خریدار رو مشخص کنید، میتونید به روتین زندگیش پی ببرید و اینکه در طول روز وقتشو  چطور پر میکنه، چه چیزی براش مهمه و چه چیزی براش مهم نیست. اگه بتونید ارزش‌های پیشنهادتون رو با آنچه که این مشتریان خاص تک زندگی براشون مهمه  منطبق کنین، میتونید یه برند قدرتمند بسازید. البته یادمون نره که یکپارچگی و استمرار و ماندن در یک چارچوب مشخص راز پیروزی شماست. باید بدونید چه چیزی اونها رو شب ها بیدار نگه میداره. چه مشکلاتی دارند که ما می‌توانیم در حل آنها بهشون کمک کنیم. مسیر جستجو اونها برای پیدا کردن راه حل مشکلاتشون چیه؟ رفتار رسانه ای شون چیه؟ چه شبکه  های اجتماعی رو بیشتر استفاده می کنن؟
با درک این موارد شما میتونید دقیقا همونجایی باشین که باید، و پیامتون رو با لحن مناسب و جذاب برای این پرسونا ارسال کنین.
در دنیای دیجیتال مارکتینگ، ارائه تجربه‌کاربری موفق به معنی فروش و سود بیشتره،

با A/B تست میتونین دو نسخه از یک وبسایت یا اپلیکیشن رو بایکدیگر مقایسه و مناسبترین رابط و تجربه‌کاربری رو انتخاب کنین

روش کار اینجوریه، تصور کنین سایتی داریم که روزی ۱۰۰تا باردید داره و با بزارهای انالیتیک متوجه شدیم درصد زیادی از بازدیدکنندها به مرحله خرید و تبدیل شدن به مشتری نمیرسن

تصمیم میگیریم با انجام چند تغییر، فرایند خرید رو ساده‌تر کنیم، حالا به صورت تصادفی نیمی از
۱۰۰نفر رو به سایت A که همون سایت قدیم و نیمی رو به سایت B هدایت میکنیم، وقتی عملکرد هردو سایت رو در شرایط برابر مقایسه کنیم، به یه نسخه واحد با بهترین عملکرد میرسیم

از اونجایی که هر کسب‌و‌کاری الگو و منطق خاص خودش رو داره با A/B تست گاهی با کوچکترین تغییر میتونیم فروش رو افزایش چشمگیری بدیم

به طورکل مراحل A/B تست رو به ترتیب زیر شروع و دنبال میکنیم

۱- جمع آوری اطلاعات
۲- تعیین اهداف
۳- طراحی نقشه راه
۴- ساخت نسخه B
۵- تست
۶- تحلیل نتیجه
.
.
برند‌های موفق همواره تلاش می‌کنن تا زمین بازی رو عوض کنند و به شما چیزی فراتر از محصول یا خدمت بفروشن. ردبول هم همین استراتژی رو در پیش گرفت.

مدیران باهوش ردبول تصمیم گرفتن تا به‌جای نوشابه انرژی‌زا؛ به مشتریا، هیجان و جسارت بفروشن.

اما چطور این کارو کردن؟

ردبول با تمرکز روی ورزشهایی که ترشح آدرنالین در اونها بالاست تلاش کرده تا این تصویر رو در ذهن افراد بسازه که مصرف این نوشیدنی بهشون حس هیجان و جسارت میده؛ راز موفقیت ردبول، استمرار در تولید محتوای منطبق بر جوهره برند و عدم خروج از چارچوب استراتژی برند بوده

فروش هفت‌و‌نیم میلیارد قوطی در سال به معنای موفقیت بی‌نظیر این نوشابه در دنیاست که نتیجه پیاده‌سازی صحیح استراتژی برنده
تولید محتوا در ردبول، همیشه در الویت بوده؛ توصیه می‌کنم سری به کانال تلویزیونی ردبول بزنید؛ با بنیانگدار ردبول آشنا بشین، یک میلیاردر خودساخته "دیتریش ماتسیتس" با ثروت ۲۸میلیارد دلار!
.
.
توسعه برند یعنی استفاده از یک برند شناخته شده برای معرفی محصول جدید در بخشی متفاوت از بازار.

یه برند قدرتمند، با استفاده ار حسن شهرتش، به‌راحتی می‌تونه محصول یا خدمتی جدید رو به بازار عرضه کنه، در‌نتیجه هزینه‌های تبلیغاتی برای معرفی محصول جدید به واسطه شناخت قبلی بازار از اون برند کاهش پیدا می‌کنه. یکی از مثال‌های داخلی این استراتژی؛ وایمکس ایرانسله

توجه کنید! در صورتی که محصول توسعه یافته، از طبقه خودش دور بشه، ممکنه شهرت و ارزش برند مادر رو به خطر بندازه، توسعه بی‌رویه برند می‌تونه به حالتی به‌نام "تله توسعه خطی" منجر بشه. زمانی که یه شرکت محصولات متنوعی رو تحت یک برند به بازار عرضه کنه، این مسئله باعث بوجود اومدن تداعی‌های گوناگون در ذهن مصرف‌کننده میشه و در نتیجه برند، جایگاه اصلیش رو ار دست میده

خلاصه‌ای از کتاب "واژه‌نامه برند"
ترجمه رضا مهدوی و محمد قاضی‌زاده _ ۱۳۹۲
.
.
از مدیر محصولی گوگل تا عضویت در تیم رسانه‌ای باراک اوباما

دن سیروکر در گوگل به عنوان مدیر محصول مشغول به کار بود. بعد از این که پای صحبت‌های باراک اوباما در دفتر مرکزی گوگل میشینه تصمیم‌ می‌گیره استعفا بده و به تیم رسانه‌ای باراک اوباما بپیونده. تیمی که دن بهش ملحق میشه اسمش«رسانه جدید» بود. چون توی این گروه روی رسانه‌هایی متمرکز بودند که در ادبیات بازاریابی سیاسی نسبتاً جدید بودن، مثل ایمیل، شبکه های اجتماعی، بلاگ، پیامک و وب سایت.
دن چیزی از سیاست نمیدونست و تا اون زمان هیچ فعالیتی در حوزه بازاریابی سیاسی انجام نداده بود اما یک چیز مدام ذهنش رو مشغول می کرد. آیا دکمه ای که در وبسایت باراک اوباماست در ایده آل ترین حالت خودشه؟ آیا در جای درستیه؟ آیا عبارت درستی روش نوشته شده؟ چیزی که میتونست برای کمپین حیاتی باشه، میزان کمک های مردمی و میزان درگیری‌ مردم با وبسایت بود. کمک های مردمی به واسطه مشترکین خبرنامه های کمپین انتخاباتی تامین می شد، مشترکین خبرنامه از طریق فرم اشتراک وب سایت عضو خبرنامه می شدند و فرم عضویت در نتیجه کلیک روی دکمه قرمز که روش عبارت sign up نوشته شده بود به مخاطبا داده می شد. این دکمه دروازه ورود حامیان باراک اوباما بود. حالا یک سوال مهم به وجود می‌آمد، آیا این دکمه درسته؟ آیا این دکمه میتونه هر دلار و هر حامی رو جذب کنه؟ دن به تیم پیشنهاد میکنه که با انجام یک آزمایش ساده بفهمن که بهترین کار انجام شده یا خیر؟
تیم طراحی شروع به طراحی صفحات مختلف تحت سناریوهای مختلف می‌کنه، دکمه قرمز با عناوین مختلفی نمایش داده شد و نتیجه تست شد. Sign up, sign up now, join us now, learn more . عکسها و ویدیو های مختلف تست شد. نکته جالب اینکه، گزینه‌ای که تیم روش شرط بسته بود، کمترین بازخورد رو گرفت. همه فکر می‌کردند که ویدیو سخنرانی باراک اوباما می ترکونه اما در کمال تعجب دیدند که بهترین عملکرد رو عکس خانوادگی باراک اوباما با کلمه چنج و دکمه learn more گرفت، این گزینه ۴۰ درصد بیشتر مخاطب رو درگیر کرد. ۲.۸ میلیون نفر بیشتر و ۵۷ میلیون دلار کمک بیشتر. راز این موفقیت تست کردن و توجه کردن به داده ها بود. خیلی از ما این تست های ساده رو جدی نمی‌گیریم و فکر می‌کنیم همه مردم مثل ما فکر می کنن. دور میز برای کل کشور تصمیم می‌گیریم، در حالی که باید گزینه های مختلف رو تست کرد و ذائقه مردم رو سنجید. بعضی وقتا آدم سوپرایز میشه و همین بازاریابی و برندسازی رو جذاب می کنه.
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
با باز شدن مجدد کافه‌ها و رستوران‌ها، برند هاینکن به عنوان تولید کننده آبجو تصمیم‌میگیره در یه کمپین ویدیویی مردم رو دوباره به کافه‌ها دعوت کنه و بگه با شرایط جدید و بعد از همه گیری کرونا هم میشه با امنیت و آرامش هاینکن نوشید
🍻
.
ری‌کراک در سال ۱۹۵۵ با برادران مک‌دونالد آشنا شد که یک رستوران موفق رو می‌چرخوندن. ری تحت‌تاثیر سرعت و کیفیت کار این دو برادر قرار گرفت و تصمیم گرفت ازشون نمایندگی بگیره

سه پایه اصلی در شکل‌گیری موفقیت مک‌دونالد:
نمایندگان، تامین‌کنندگان و کارکنان

و

چهار کلمه‌ای که ری‌کراک همیشه تکرار می‌کرد:
Quality, Service, Cleanliness and Value

راه‌اندازی دانشگاه همبرگر یکی از مهمترین اقدامات ری‌کراک در راستای توانمندسازی کارکنان و نمایندگان بود. بیش از ۲۷۵هزارنفر از این دانشگاه فارغ‌تحصیل شدن

این برند تا حدی توسعه پیدا کرده که امروز به عنوان نماد کشور 🇺🇸 محسوب میشه. پافشاری و استمرار ری‌کراک روی سیستم و فرایندهای داخلی مک‌دونالد یکی از دلایل موفقیت این برنده

وقتی برند در راستای یک استراتژی مشخص و برنده حرکت می‌کنه، جریان‌های جدید درامدی براش ایجاد میشه که حتی در برنامه کسب‌و‌کار اولیه دیده نشده. مک‌دونالد ۳۸۶۹۵ شعبه در سرتاسر دنیا داره. امروز یکی از مهمترین محل‌های درامدی مک‌دونالد مِلکه. چون شعب مک‌دونالد ترافیک انسانی زیادی ایجاد میکنه و ارزش ملک رو ارتقا میده،

یه تصور غلط در حوزه رستوران‌های زنجیره‌ای در ایران وجود داره و اون ایجاد تنوع در مِنوی رستورانه، یکی از دلایل موفقیت مک‌دونالد در سالهای ابتدایی فعالیتش، محدود نگه داشتن مِنو بود. اینطوری می‌تونست سرعت و کیفیت رو حفط کنه


اگه میخواین بیشتر راجع به این برند بدونید توصیه می‌کنم فیلم بنیانگذار رو حتما ببینید

@branding_rezamahdavi

🍔
.
کتابچه برند چیست؟ | Brand Book

در اکثر سازمان‌ها افراد درگیر با ایجاد و مراقبت از یک برند موفق، از کتابچه برند استفاده می‌کنند.

این کتابچه مجموعه‌ای از دستور العمل‌هاست که به صاحبان برند کمک میکنه تا تصویری یکپارچه از برندشون بسازن.

این دستورالعمل‌ها باید در کلیه بخش‌های سازمان از تولید گرفته تا تبلیغات، پیاده‌سازی بشه تا ضمن ارایه تصویری منسجم و یکپارچه از برند به تقویت و ارتقای جایگاه برند کمک کنه.

کتابچه برند مثل یه چراغ قوه قوی تو تاریکی راه رو روشن نشون میده. بهتون میگه که چه کارهایی رو باید انجام بدین و چه کارهایی نباید. در نتیجه می‌تونید، تصویری یکپارچه از برند ارایه کنید.

@branding_rezamahdavi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
چرا Kia Motors لوگوش رو عوض کرد؟

@branding_rezamahdavi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
مبانی برندسازی شخصی | Personal branding

قسمت اول

@branding_rezamahdavi
.
چه کسی مسئول برند در سازمانه؟

یه اشتباه رایج اینه که واحد بازاریابی یا تبلیغات مسئول برند سازی در سازمانه

واقعیت اینه که تمام سازمان نسبت به برند مسئولیت دارن و هیئت مدیره و مدیرعامل در خط مقدم هستن.

یه استراتژی برند دقیق که توسط هیئت مدیره پیش برده میشه، در صورتی موفق خواهد بود که کل سازمان حول دیدگاه استراتژی برند توانمند بشه و منابع مالی کافی اختصاص پیدا کنه.

برند سازی غالباً یه فعالیت مجزاِ در یک واحد بازاریابی با سطح مدیر میانه که ارتباط مبهمی هم با سایر بخش های سازمان داره

برای جون بخشیدن به برند، کل سازمان باید درگیر بشه و بازاریابی به تنهایی قادر به انجام اون نیست. کل سازمان باید در خصوص چارچوب استراتژی برند توجیه بشن، این موارد همبستگی بین کارکنان و برند رو اثبات می‌کنه. هرچقدر کارکنان بیشتر آموزش ببینند و بیشتر در ارایه وعده برند مشارکت داشته باشند، استراتژی برند رقابتی‌تر و کارآمدتر خواهد بود.

هیئت مدیره باید اطمینان حاصل کنه که کل سازمان به وعده برند عمل میکنه و نسبت به اون صادق می‌مونن.
مدیریت برند یه فرایند پویا و مستمره که به سرمایه‌گذاری یکنواخت زمان و پول نیاز داره. هیئت مدیره باید بودجه مشخصی به این کار اختصاص بده؛ مدیریت برند چیزی فراتر از صرفا ارتباطات بازاریابیه. به دلیل ماهیت غیرملموس یک برند، نتایج فوراً به دست نمیان. چون ایجاد وفاداری مشتری، به زمان و تقویت نیاز داره

@branding_rezamahdavi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
پشت صحنه یک صنعت

سازمان غیرانتفاعی پتا شعبه آسیا، با همکاری آژانس تبلیغاتی مشهور اگیلوی یک کمپین بسیار تاثیرگذار رو برای مقابله با ظلم به حیوانات و نمایش پشت صحنه صنعت چرم‌های خاص و اگزوتیک اجرا کردند که نتیجه‌اش خیره کننده بود. برای اجرای این کمپین یه مغازه در قلب مرکز مد و فشن بانکوک برپا شد طوری که همه فکر کنند یک برند واقعیه. داخل محصولات طوری طراحی شد که حس زنده بودن رو منتقل کنن تا بتونند درد و رنج حیواناتی که زنده زنده پوست کنده میشن رو نشون بدن. مشتری‌های از همه‌جا بی‌خبر وارد مغازه میشدن و وقتی داخل محصولات را چک می کردند با امعا و احشای حیوانات روبرو می‌شدند و از عکس‌العمل اونها فیلم گرفته میشد و این ویدیو تو شبکه‌های اجتماعی حسابی دست به دست شد. یه سایت آنلاین هم زدن که بتونن دامنه کمپین رو گسترش بدن.

و اما نتیجه:
چهل و دو میلیون نمایش ویدیو در دوازده روز، هشتصد هزار نفر تو شبکه‌های اجتماعی راجع به این کمپین حرف زدن، صد و سی‌و‌شش میلیون ایمپرشن، هشتادو‌هفت درصد مشتریا نظرشون تغییر کرد و ارزش رسانه‌ای این کمپین بیست و دو میلیون دلار تخمین زده شد.

@branding_rezamahdavi
.
امروز کتاب عمل به دانسته‌ها رو شروع کردم انقدر جذاب بود که تا تموم نشد نزاشتمش کنار، کتابی که نگرش من رو به یادگیری تغییر داد و بعدشم تصمیم گرفتم خلاصه‌شو باهاتون به اشتراک بزارم و پیشنهاد کنم حتما تهیه کنید و چندین بار بخونید

https://vrgl.ir/N5iTv
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
داروی ضد یبوست

وقتی یه استراتژی برند مشخص داری و یه آژانس خلاق، قطعا خروجی خوبی هم می گیری

برند دارویی Metamucil با انتشار آگهی های خلاقانه با چاشنی طنز تونسته پیامش رو به جامعه مخاطبش برسونه و تداعیات مورد نظرش رو به برندش گره بزنه.

فقط بیان مزیت های رقابتی محصول کافی نیست و سازمان ها نیاز دارن تا زمین بازی رو عوض کنند. در فضای رقابتی امروز دیگه کیفیت و ویژگیهای محصول مزیت رقابتی محسوب نمیشن و شرکت ها نیاز دارن تا چیزی فراتر از محصول و خدمتشون به مشتری ارایه کنند. تنها یک هویت برند قدرتمنده که می‌تونه شمارو در فضای رقابتی زنده نگه داره و مزیت رقابتی پایدار ایجاد کنه.

برندسازی رو جدی بگیرید
استراتژی برندتون رو مشخص کنید
برای پیاده سازیش برنامه ریزی کنید
و روی‌‌ ریل استراتژی بمونید

@branding_rezamahdavi
Branding.by.rezamahdavi
. مبانی برندسازی شخصی | Personal branding قسمت اول @branding_rezamahdavi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

مبانی برندسازی شخصی | قسمت دوم

در این ویدیو روی سخنم با صاحبان کسب‌و‌کار و مالکان برنده، می‌خوام بگم که برند شخصی‌شون تا چه حد روی کسب‌و‌کار و ارتقاء ارزش برند‌شون تاثیر داره

@branding_rezamahdavi
Forwarded from DIGIMEHRDAD
ClubHouze_DigiMehrdad V5.apk
17.7 MB

نسخه پنجم کلاب هاوس | غیر رسمی

امکانات اضافه شده:

+ مشاهده کلاب برگزار کننده هر رویداد و هر اتاق گفتگو

+ اضافه کردن رویدادها به تقویم گوشی‌

+ رفع برخی اشکالات نسخه قبلی

+ قابل نصب بر روی اندروید ۵ به بالا

برای نصب، نیاز به حذف نسخه قبلی نیست

@digiMehrdad
.
محتوا یا بستر ارایه محتوا؟
Content vs. Context

چرا سه تا آیکون ساده تلسکوپ، آدمک و قلب، باید تو توییتر، بیشتر از دویست هزار لایک بخوره، بیست و پنج هزار بار ریتوییت  و هزار و پونصد بار کوت بشه؟؟؟؟؟!!!!!

جواب ساده است.

چون ایلان ماسک مدیرعامل تسلا و بنیانگذار اسپیس ایکس این توییت رو زده!!

میشه نتیجه گرفت که بستر ارایه محتوا از خود محتوا مهمتره. یعنی مهم نیست چه حرفی زده میشه. مهم اینه که اون حرف رو کی میزنه. حتی اگه سه تا آیکون رو توییت کنی!!

هدف ما از برندسازی همینه. ایجاد بستری قدرتمند برای ارایه محتوا. چه برندسازی شخصی، چه برندسازی تجاری.

اما مسئله اینه که اساسا این بستر چطور شکل می گیره؟
استراتژی کسب و کار و برند درست و هوشمندانه، اقدامات منظم و منسجم بر اساس استراتژی تدوین شده، تفکر استراتژیک و البته صبر و حوصله.

یادمون باشه، برند یک شبه ساخته نمیشه در نتیجه بستر ارایه محتوا هم همینطوره.

[  ] بهترین مثال برای شفاف شدن این موضوع، مورد مطالعاتی که قبلا هم ویدیوش رو باهاتون به اشتراک گذاشته بودم.
داستان جاشوا بل، ویالونیست مشهور در مترو واشنگتن دی‌سی.
جاشوا بل با یه ویالون سه و نیم میلیون دلاری، بهترین قطعاتش رو نواخت ولی اون روز پنجاه دلار هم نتونست جمع کنه. اما شب قبلش کل‌ بلیط های کنسرتش با متوسط قیمت صد دلار، کمتر بیست و چهار ساعت تماما فروخته شد.

این تحقیق اجتماعی نشون داد که بستر ارایه محتوا از خود محتوا مهم تره!


@branding_rezamahdavi