بروجرد
36 members
37 photos
1 link
Download Telegram
to view and join the conversation
Forwarded from شاعرانه
غزلی از زهرا غفاری پیشکش به کرمانشاه غم زده:

بخند!غصه شود نا پدید کرمانشاه!
کسی تمام غمت را ندید ، کرمانشاه!

پلنگ زخمی بی ادعای لرزانم!
کسی درست به دادت رسید کرمانشاه ؟!

گسل گسل همه ی خنده ها فرو پاشید
در آن دقیقه که می آرمید کرمانشاه

گرسنه ای و فقط بوی حرف می آید
دلت خوش است به وعده وعید کرمانشاه!

غبار روی دلت را گرفته،با این حال
بجنگ!تا بشوی رو سپید کرمانشاه!

دوباره گم شده ای در میان حاشیه ها
کسی تمام غمت را ندید کرمانشاه!

#زهرا_غفاری
#کرمانشاه
🆔 @shaerane
Forwarded from شاعرانه
گسل گسل همه ی خنده ها فرو پاشید
در آن دقیقه که می آرمید کرمانشاه

#زهرا_غفاری

🆔 @shaerane
Forwarded from شاعرانه
همه غذایی به هر معده ای نمیسازه،مغز انسانها هم از این قاعده مستثنی نیست،همونجوری که اگه بیشتر از ظرفیت و یا توانایی معده یه نفر غذا بریزی توش مازادش رو به صورت اسهال و استفراغ میربزه بیرون ،باید همیشه مواظب اسهال و استفراغ مغز اطرافیانمون باشیم و بیشتر از ظرفیت هضمش چیزی توش نریزیم،این شاید یه اصل مهم باشه که همه ما به یک نحوی ازش غافل هستیم
#یوسف_صارمی
@shaerane
Forwarded from شاعرانه
شدیدا اعتقاد دارم هر چیزی رو که نشه از ریشه درستش کرد باید بزنی از ریشه خرابش بکنی!
هرچیز نیمه ویرانی استعداد این رو داره که من رو به طور کامل ویران بکنه!!!!
#یوسف_صارمی
@shaerane
Forwarded from شاعرانه
joseph:
ای کودکیِ خودسر،در من نتَنی خود را!
بیهوده نسوزانی،در مثل منی خود را!

بیرون نزنی از خود،تا بومیِ من باشی
افسرده كنی چون من،در بی وطنی خود را

تقدیر تو این باشد،سیگار پس از سیگار
کبریت پس از کبریت،آتش بزنی خود را

دندانِ زمینی تو! پوسیده ای از ریشه
از درد نمی افتی!! باید بکَنی خود را

از پنجره افتادن..!!؟؟ نه!مردن خوبی نیست
باید که بیندازی،از چشم زنی خود را

کابوس زمینی تو!اندوه ترینی تو!
باید که نگنجانی،در پیرهنی خود را

ای کودک رویاها!ای من!منِ بی فردا!
از هرچه زدی هرگز،از خود نزنی خود را!

باید بکُشم یک شب،در مثلِ تویی خود را
تا تو نکُشی یک شب،در مثلِ منی خود را

#یوسف_صارمی
۹۶/۰۹/۲۵

🆔 @shaerane
Forwarded from شاعرانه
ای کودکیِ خودسر،در من نتَنی خود را!
بیهوده نسوزانی،در مثل منی خود را!

بیرون نزنی از خود،تا بومیِ من باشی
افسرده كنی چون من،در بی وطنی خود را

تقدیر تو این باشد،سیگار پس از سیگار
کبریت پس از کبریت،آتش بزنی خود را

دندانِ زمینی تو! پوسیده ای از ریشه
از درد نمی افتی!! باید بکَنی خود را

از پنجره افتادن..!!؟؟ نه!مردن خوبی نیست
باید که بیندازی،از چشم زنی خود را

کابوس زمینی تو!اندوه ترینی تو!
باید که نگنجانی،در پیرهنی خود را

ای کودک رویاها!ای من!منِ بی فردا!
از هرچه زدی هرگز،از خود نزنی خود را!

باید بکُشم یک شب،در مثلِ تویی خود را
تا تو نکُشی یک شب،در مثلِ منی خود را

#یوسف_صارمی
۹۶/۰۹/۲۵

🆔 @shaerane

http://instagram.com/joseph_saremi
Forwarded from شاعرانه
بادی که از گیسوی تو بگذرد دیگر آن باد سابق نیست

به افیون زن دچار می شود

دیگر نمی وزد ، می خزد

برگ خشکیده ای سد راهش می شود

باد دیگری او را با خود می برد !

#رضا_افشاری

🆔 @shaerane
Forwarded from شاعرانه
بی گمان روزی فرو می ریزد این دیوارها
تا صدایی دربیاید از دل آوارها

یک نفر باید بیاید خوب حلاجی کند
بر فراز دارها خوابیدن بیدارها

ما فراوان دیده ایم و ما فراوان خورده ایم
چکمه ی چنگیزها و قهوه ی قاجارها

با یدِ بیضا مگر خود را به ما ثابت کنی
فعلاً ای موسی عصا افتاده دست مارها!

آنچه را دیدیم هرگز بر قرار خود نماند
بسته شد پرونده ها، پیچیده شد طومارها

روزگاری باعث ناپایداری می شوند
استخوان شیرها در لانه ی کفتارها

ریشه هایت را قوی کن، قرص و مستحکم بایست
کند خواهد شد تبرها، ارّه ی نجارها

یوسفِ خود را درین بازار مجانی نده
صبر کن، فردا تکانی می خورد بازارها

عاقبت در دفترم ققنوس خواهد شد همین
جوهر ِ خودکارها، خاکستر سیگارها!


#مسلم_حسنشاهی

@shaerane
Forwarded from شاعرانه
حجابت را رعایت کن عزیزم که دیگر اینهمه سختی نباشد
کسی در کشور ما بعد ازاین کار، دچار فقر و بدبختی نباشد

اگر که قیمت ِ اجناس بازار، از آن حدی که باید بیشتر شد
اگر که زلزله آمد در این شهر، اگر درد و مصیبت نیشتر شد،

اگر که آسمان خاکستری رنگ، اگر که ابرها دیگر عقیم اند،
اگر باران نمی آید در این شهر، تمام ِ رودها از دم یتیم اند،

اگر که قبض آب و برق بالاست، اگر توی ترافیکیم هر روز
اگر آلودگی بیداد کرده، به مرگ و سکته نزدیکیم هر روز،

اگر که اقتصاد ِ کل بازار، به زیر سلطه ی اجناس ِ چین است
اگر تولید ِ ایرانی نداریم... گناه ِ توست دنیا اینچنین است!

اگر قحطی در این کشور بیاید، بدان تقصیر زلف و روسری هاست
یقیناً چون نکرده ای رعایت، چنین در کشور ما فتنه برپاست!

همیشه زیر ِ میز ِ هر مدیری، به جای زیر میزی، موی بوده
عزیزم شک نکن هر اختلاسی، به دست ِ حضرت ِ گیسوی بوده!

حجابت را رعایت کن عزیزم، که دیگر گشت ِ ارشادت نگیرد
حجابت را رعایت کن عزیزم، که رنج و فقر و بدبختی بمیرد!!

#ناهید_نوری

🆔 @iraneman
Forwarded from شاعرانه
باز کن پنجره را رو به خیابانی که...
می خورد حسرت پیکان جوانانی که...

چرخ زاپاس ترک خوردهٔ آن می ارزد
به نمایندگی خودروی لیفانی که...

بکن از پنجرهٔ بستهٔ خود کشف حجاب
و ببین اوج شکوفایی ایرانی که

در مسیر بدِ ماراتن بی پایانش
تو پیِ نانی و فاطی پی تنبانی که

باز کن پنجره را تا که هوایی برسد
به سر و صورت و اندیشهٔ مردانی که

اگر از باورشان عکس بگیری شاید
بتوانی بگذاری لب قندانی که

باز کن پنجره را البته با زور زیاد
و ببین مسکن بی مهرِ جوانانی که

زده پهلو به موتور خانهٔ برج دو قلو
و شده سمبل اسلامی عمرانی که

باز کن پنجره را رو به خیابان ، نَه نَه !
باز کن پنجره را رو به بیابانی که

گوسفندانِ عریض اش به چَرا مشغولند
دور از چشم سگ پَخمهٔ چوپانی که

لطف کن پنجره را بیش از این باز نکن
تا جگر را نفِشاریم به دندانی که

خرجِ پُر کردن هر دانهٔ آن یک تومن است
ایمپلنت اش بشود چار ! به قرآنی که

باز کن تا تَه دنیا وُلوم ضبط ات را
گوش کن نالهٔ جانانهٔ انسانی که

شده خاموش در این شهرِ سراسر مُرده
توی بیدادِ نوار شجریانی که.....


#مهدی_خضری

🆔 @iraneman
Forwarded from شاعرانه
رباعیات طنز
سروده: راشدانصاری( خالوراشد)

کردند
آنان که به درد خود دچارم کردند
دیدند پیاده‌ام، سوارم کردند

بردند مرا حوالیِ کهریزک…
نگذار بگویم که چکارم کردند!


ممیز
اوضاع بد زمانه را می‌فهمد
خالی شدن خزانه را می‌فهمد

برعکس ممیزان ارشاد! “ننه”
فرق غزل و ترانه را می‌فهمد!


خواهدشد!
این بچه‌ی مردنی تپل خواهد شد
گاوش نخورد شبیه گل خواهد شد

در ظاهر اگر چه خنگ و بی خاصیت است
من مطمئنم مدیر کل خواهد شد!


وعده
گوش همه را ز وعده‌ها پر کردند
نان همه را عجیب آجر کردند

درکشور ما که نه! ولی یک جایی
سر را چه قشنگ توی آخور کردند!


سرما
سرما که شده بلای جان فقرا
یک راست زده به استخوان فقرا

قلیان غنی داغ و دماغش چاق است
یعنی که فلانش به فلان فقرا!!


خوردیم
ما غصه ی بی قراری دل خوردیم
از دست زمانه مهر باطل خوردیم

هر دو دلمان به حال هم می سوزد
از بس سر کوچه ها فلافل خوردیم!


بردند
افسوس که با سلیقه‌ها را بردند
ازموزه‌ی جان عتیقه‌ها را بردند

تا غرق شوند دسته جمعی مردم
یک جا همه‌ی جلیقه‌ها را بردند!


هشدار
 ﻫﺸﺪﺍﺭ ﮐﻪ ﻧﺎﺯ ﺷﺴﺘﺘﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺩ
ﮐﻔﺎﺭﻩ ﯼ ﭼﺸﻢ ﻣﺴﺘﺘﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺩ
 
ﻣﻦ ﺷﺎﻋﺮﻡ ﻭ ﺧﺪﺍﯼ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎتم
ﯾﮏ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺳﺘﺘﺎﻥ ﺧﻮﺍهم ﺩﺍﺩ!


دارا و دانا
افسوس جهان به کام دارا شده است
دانا شده هر کسی توانا شده است

دیشب چه یواشکی پدر آمد و خفت
گویا سبدش بدون کالا شده است...


کاغذ
در جیب بغل که تا شدی ای کاغذ
خط خوردی و مثل ما شدی ای کاغذ

یک قایق کاغذی ز تو ساخته ام
بازیچه بچه ها شدی ای کاغذ!


 خمار
ﺩﺭﮔﺸﺖ ﻭ ﮔﺬﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ
ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ

ﺩﻭﺩ ﺍﺯ ﺳﺮ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺧﯿﺰﺩ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺧﻤﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ چشمانت


بحران آب!
خش دار تر از صدای اندی شده است
آشفته تر از بز بز قندی شده است

رفتیم برای کار واحب جایی....
دیدیم که آب جیره بندی شده است!


سارق!
هر چند هلاک نام و عنوان شده ای
مانند همین قافیه "ارزان " شده ای

با سرقت از این و آن تو هم بالاخره
از جمله ی صاحبان دیوان شده ای!

#خالوراشد
🆔 @iraneman
Forwarded from ایران من
حالا که ما یاد گرفته ایم
در هوا مثل یک پرنده پرواز کنیم
و در دریا مثل یک ماهى شنا کنیم.
فقط یک چیز باقى مانده
یاد بگیریم مثل یک آدم
روى زمین زندگى کنیم.

#جرج_برنارد_شاو

🆔 @iraneman
Forwarded from ایران من
سعدی:
کسی مژده پیش انوشیروان آورد که فلان دشمن ترا خدای عزّوجل برداشت. گفت هیچ شنیدی که مرا بگذاشت؟

اگر بمرد عدو جای شادمانی نیست
که زندگانی ما نیز جاودانی نیست

#ایران_من

🆔 @iraneman
Forwarded from ایران من
گلستان سعدی، باب اول: در سیرت پادشاهان، حکایت

آورده‌اند که نوشیروان عادل را در شکار گاهی صید کباب کردند و نمک نبود غلامی به روستا رفت تا نمک آرد نوشیروان گفت نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد گفتند از این قدر چه خلل آید گفت بنیاد ظلم در جهان اوّل اندکی بوده‌است هر که آمد برو مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده.

اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی
برآورند غلامان او درخت از بیخ
به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد
زنند لشکریانش هزار مرغ بر سیخ
#ایران_من
🆔 @iraneman
Forwarded from ایران من (یوسف صارمی)
راه دل ربودن و دل بسته کردن مردمان نه با درشتی و تند خویی ست که با تیمار و اندوه خواری‌های مهرورزانه است.

کوروش نامه گزنفون، دفتر ٨، بخش ٧، بند ۱۳، برگردان  ابوالحسن تهامی
#ایران_من
🆔 @iraneman
Forwarded from ایران من (یوسف صارمی)
پس از آنکه مرگ مرا در رباید، مبادا که پیکر من به زر و یا سیم بپوشانید. یا در تابوتی از زر و سیم و از آن دست نهید، که پیکرم را با شتاب که توانید به خاک بسپارید. آرامیدن به کدامین جای فرخنده تر از خوابیدن بر دامان خاک است که مادر همه زیبایی‌هاست، که دایه همه نیکی‌هاست؟ در سراسر زندگی دوستار مردمان بوده‌ام، و چه چیز نیکوتر از به خاک پیوستن و به مردمان بهره رساندن؟

کوروش نامه گزنفون، دفتر ٨، بخش ٧، بند ٢۵، برگردان ابوالحسن تهامی
#ایران_من
🆔 @iraneman
Forwarded from ایران من (یوسف صارمی)
ای مرغ که شد روزی ما بسته به تخمت!
گشته همه چیز و همه جا بسته به تخمت

ای ضامنِ اَرفع شدنِ قشر مرفه!
شد راه صعودِ فقرا بسته به تخمت

رنگ وسط تخم تو مایل به حنایی ست
شاید مُغ هندوست حنا بسته به تخمت!

دیروز مُغ و مُغبچه دنبال تو بودند
امروز شده میکده ها بسته به تخمت

تو منبع تامین انرژی جهانی
هم کلسیم و هم اُمگا بسته به تخمت

باشد که کلید تو کند بخت مرا باز
رَمالِ ازل، بخت مرا بسته به تخمت

از تخم تو، تخمی شده اوراق بهادار
حتی شده بازار طلا بسته به تخمت

یک عمر غم دوری تخم تو کشیده
شاعر که چنین پرت و پلا بسته به تخمت!

گفتیم و شنیدیم و تو را تخم نخوردیم
هستیم کماکان همه وابسته به تخمت

می خواستم از تخم تو بسیار بگویم
سربسته، زبان بسته، فضا بسته به تخمت!


#مسلم_حسنشاهی
#ایران_من

🆔 @iraneman
Forwarded from ایران من (یوسف صارمی)
برای آزادی لازم نیست
آسمان و زمین را بخرید ،
تنها خودتان را نفروشید !

#نلسون_ماندلا
#ایران_من
🆔 @iraneman
Forwarded from شاعرانه
آيا پس از مرگ امكان فعاليت در اين دنيا وجود دارد؟
👇🏻

يكي از مهمترين تكنولوژي هايي كه براي آينده پيش بيني ميشود، اين است كه بتوان مغز انسان را در يك كامپيوتر كپي كرد! يعني رشته بيت هايي را از مغز آدمي روي كامپيوتر ايجاد كرد كه مي تواند بعد از مرگ او را زنده نگه دارد

حالا، آینده‌ای را تصور کنید که در آن، ذهنتان هرگز نمی‌میرد. وقتی جسمتان رو به افول می‌گذارد، ماشینی ذهن شما را با جزئیات دقیق اسکن می‌کند تا سیم‌کشی منحصربه‌فرد آن را ثبت کند. یک سیستم کامپیوتری هم به کمک این داده‌ها، ذهن شما را شبیه‌سازی می‌کند. درست مانند فونوگراف، این سیستم ساختار فیزیکی نالازم را می‌زداید و ماهیت و جوهر الگوها را حفظ می‌کند و به این ترتیب، نسخه‌ی دومی از شما ایجاد می‌شود که همان خاطرات، احساسات، طرز فکر و روش تصمیم‌گیری شما را دارد. نسخه‌ای از شما که به سادگی کپی کردن یک فایل، می‌تواند روی سخت‌افزارهای کامپیوتری قرار بگیرد.

این نسخه‌ی دوم شما می‌تواند در جهانی شبیه‌سازی شده زندگی کند و به زحمت تفاوت آن جهان را با جهان واقعی حس کند. می‌توانید در قالب این نسخه‌ی دیجیتال در خیابان‌های یک شهر شبیه‌سازی شده، قدم بزنید و وزیدن نسیمی خنک را احساس کنید، در کافه‌ای غذا بخورید، با آدم‌های شبیه‌سازی شده‌ی دیگر حرف بزنید، بازی کنید، به سینما بروید و از بودنتان لذت ببرید. ضمن این‌که درد و بیماری را هم می‌شود از این جهان شبیه‌سازی شده حذف کرد. اگر هم همچنان به جهان واقعی بیرون از شبیه‌سازی خودتان علاقمند باشید، می‌توانید از طریق اسکایپ در جلسه‌های کاری شرکت کنید یا با اعضای خانواده‌تان حرف بزنید. 

چند سال پیش «دیمیتری ایتسکوف» میلیاردر روس، با اعلام این‌که می‌خواهد ذهنش را به یک ربات منتقل کند، و از این طریق به جاودانگی برسد خبر ساز شد. استیون هاوکینگ فقيد هم پیش‌بینی کرده بود که حیات شبیه‌سازی شده پس از مرگ از نظر فنی امکان‌پذیر خواهد شد.

پرسش بسياري از دانشمندان در این سال‌ها این بوده است که با توجه به آن‌چه درباره مغز می‌دانیم، آیا واقعا می‌توانیم ذهن کسی را روی یک کامپیوتر بارگذاری کنیم؟ شاید بهترین پاسخ این باشد که بله، تقریبا می‌شود مطمئن بود.

حال تصور ‌کنیم که ذهن انسان به یک کامپیوتر آپلود شده باشد. آیا او بعد از مرگ متوجه این موضوع خواهد شد؟ آیا خواهد فهمید که مرده و در یک ماشین دیجیتالی به باقی حیات خود ادامه می‌دهد؟ سوال اساسی‌تر این است که آیا می‌فهمد زنده شده است و یک انسان بوده یا اینکه فکر می‌کند از ابتدا مثلا یک ماشین فکس بوده است؟

🆔 @shaerane
Forwarded from شاعرانه
@shaerane 👈
دهانت را می بویند
مبادا که گفته باشی دوستت می دارم.
دل ات را می بویند
روزگار غریبی ست،نازنین
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند.

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را
به سوخت بار سرود و شعر
فروزان می دارند.
به اندیشیدن خطر مکن.
روزگار غربیی ست،نازنین
آن که بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است.

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک قصابان اند
بر گذر گاه ها مستقر
با کنده و ساتوری خون آلود
روزگار غربیی ست نازنین
و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان.

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس
روزگار غریبی ست نازنین
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را برسفره نشسته است.

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد

#احمد_شاملو
@shaerane 👈
زیباترین شعرهای ایران و جهان را
اینجا بخوانید