دل را به حیرت کرد خون، بر عقل زد برقِ جنون
شورِ دو عالم کاف و نون، یک لب به حرف آوردنت
#بیدل
#شاعر_آینه_ها
#شفیعی_کدکنی
شورِ دو عالم کاف و نون، یک لب به حرف آوردنت
#بیدل
#شاعر_آینه_ها
#شفیعی_کدکنی
❤1
بریده بریده 📚📖
دل را به حیرت کرد خون، بر عقل زد برقِ جنون شورِ دو عالم کاف و نون، یک لب به حرف آوردنت #بیدل #شاعر_آینه_ها #شفیعی_کدکنی
هرجا برون جوشیده ای خود را بخود پوشیده ای
در نورِ شمعت مضمحل فانوسیِ پیراهنت
#بیدل
#شاعر_آینه_ها
#شفیعی_کدکنی
در نورِ شمعت مضمحل فانوسیِ پیراهنت
#بیدل
#شاعر_آینه_ها
#شفیعی_کدکنی
❤1
چه سحر بود که دوشم دل آرزوی تو داشت
تو را در آینه میدید و جستجوی تو داشت
به دور خمکدۀ اعتبار گردیدیم
سپهر و مهر همان ساغر و سبوی تو داشت
ز خلق اینهمه غفلت که میکند باور
تغافل تو ز هر سو نظر به سوی تو داشت
نظر به رنگِ تو بستم نظر به رنگ تو بود
خیالِ روی تو کردم خیال روی تو داشت
ز ما و من چقدر بویِ ناز میآید
نفس به هر چه دمیدند های و هوی تو داشت
هزار پرده دریدند و نغمه رنگ نبست
زبان خلق همان معنیِ مگوی تو داشت
چه جرعهها که نه بر خاک ریختی زاهد!
به این حیا نتوان پاسِ آبروی تو داشت
به سجده خاک شدی همچو اشک و زین غافل
که خاک هم تری از خشکی وضوی تو داشت
درین حدیقه به صد رنگ پرزدن بیدل!
ز رنگ درنگذشتم که رنگ، بوی تو داشت
#بیدل
#شاعر_آینه_ها
#شفیعی_کدکنی
تو را در آینه میدید و جستجوی تو داشت
به دور خمکدۀ اعتبار گردیدیم
سپهر و مهر همان ساغر و سبوی تو داشت
ز خلق اینهمه غفلت که میکند باور
تغافل تو ز هر سو نظر به سوی تو داشت
نظر به رنگِ تو بستم نظر به رنگ تو بود
خیالِ روی تو کردم خیال روی تو داشت
ز ما و من چقدر بویِ ناز میآید
نفس به هر چه دمیدند های و هوی تو داشت
هزار پرده دریدند و نغمه رنگ نبست
زبان خلق همان معنیِ مگوی تو داشت
چه جرعهها که نه بر خاک ریختی زاهد!
به این حیا نتوان پاسِ آبروی تو داشت
به سجده خاک شدی همچو اشک و زین غافل
که خاک هم تری از خشکی وضوی تو داشت
درین حدیقه به صد رنگ پرزدن بیدل!
ز رنگ درنگذشتم که رنگ، بوی تو داشت
#بیدل
#شاعر_آینه_ها
#شفیعی_کدکنی
بر شکستِ تو بنایِ دو جهان موقوف است
گر تو ویران نشوی عالمِ معموری نیست
#بیدل
#شاعر_آینه_ها
#شفیعی_کدکنی
گر تو ویران نشوی عالمِ معموری نیست
#بیدل
#شاعر_آینه_ها
#شفیعی_کدکنی
❤2
سیناپسهای شما تمام دانش و مهارتهایتان را در خود ذخیره کرده است و حجم تقریبی این اطلاعات ۱۰۰ ترابایت است، در حالی که DNA فقط قابلیت ذخیرهسازی حدود یک گیگابایت اطلاعات را دارد؛
#زندگی_۳/۰
#مکس_تگمارک
#زندگی_۳/۰
#مکس_تگمارک
🔥2
❤1
❤2
❤2
جهان ز جنس اثرهای این و آن خالیست
به هرزه، وهم، مچینید کاین دکان خالیست
گرفته است حوادث جهاتِ امکان را
ز عافیت چه زمین و چه آسمان خالیست
اگرچه شوق تو لبریز حیرتم دارد
چو چشم آینه آغوشِ من همان خالیست
به چشم زاهد خودبین چه توتیا و چه خاک
که از حقیقت بینش چو سرمهدان خالیست
فریب منصب گوهر مخور که همچو حباب
هزار کیسه درین بحر بیکران خالیست
گهر ز یأس، کمر بر شکست موج نه بست
دلی که پر شور از خود ز دشمنان خالیست
بجیبِ تست اگر خلوتی و انجمنیست
برون ز خویش کجا میروی جهان خالیست
#بیدل
#شاعر_آینه_ها
#شفیعی_کدکنی
به هرزه، وهم، مچینید کاین دکان خالیست
گرفته است حوادث جهاتِ امکان را
ز عافیت چه زمین و چه آسمان خالیست
اگرچه شوق تو لبریز حیرتم دارد
چو چشم آینه آغوشِ من همان خالیست
به چشم زاهد خودبین چه توتیا و چه خاک
که از حقیقت بینش چو سرمهدان خالیست
فریب منصب گوهر مخور که همچو حباب
هزار کیسه درین بحر بیکران خالیست
گهر ز یأس، کمر بر شکست موج نه بست
دلی که پر شور از خود ز دشمنان خالیست
بجیبِ تست اگر خلوتی و انجمنیست
برون ز خویش کجا میروی جهان خالیست
#بیدل
#شاعر_آینه_ها
#شفیعی_کدکنی
❤2
Forwarded from پرایتوییت
تقصیر منه که دورهی «عروض در سه روز» برگزار نمیکنم از ملت پول بچاپم.
پرایتوییت
تقصیر منه که دورهی «عروض در سه روز» برگزار نمیکنم از ملت پول بچاپم.
باید همین کارو میکردیم. 🚶🏻♀️👀
باز، وحشیجلوهای در دیده جولان کرد و رفت
از غبارم دست برهم سوده سامان کرد و رفت
پرتوِ حسنی چراغِ خلوتِ اندیشه شد
در دلِ هر ذره صد خورشید پنهان کرد و رفت
نیستم آگه زِ نفشِ هستیِ موهومِ خویش
اینقدر دانم که بر آیینه بهتان کرد و رفت
سعی بیرون تازیت، زین بحر، پر دشوار نیست
میتوان، چون موج گوهر، ترکِ جولان کرد و رفت
خاکِ غارتپرورِ بنیادِ این ویرانه ایم
هرکه آمد اندکی ما را پریشان کرد و رفت
#بیدل
#شاعر_آینه_ها
#شفیعی_کدکنی
از غبارم دست برهم سوده سامان کرد و رفت
پرتوِ حسنی چراغِ خلوتِ اندیشه شد
در دلِ هر ذره صد خورشید پنهان کرد و رفت
نیستم آگه زِ نفشِ هستیِ موهومِ خویش
اینقدر دانم که بر آیینه بهتان کرد و رفت
سعی بیرون تازیت، زین بحر، پر دشوار نیست
میتوان، چون موج گوهر، ترکِ جولان کرد و رفت
خاکِ غارتپرورِ بنیادِ این ویرانه ایم
هرکه آمد اندکی ما را پریشان کرد و رفت
#بیدل
#شاعر_آینه_ها
#شفیعی_کدکنی