بریده بریده 📚📖
208 subscribers
93 photos
14 videos
4 files
84 links
دست بر‌ گلویم گرفته‌ام و با کتاب‌ها بریده بریده حرف می‌زنم ...

انتقادات و پیشنهادات:
https://t.me/HarfinoBot?start=e9267dabdb8f2a0

جهان نخواست مرا، بخت شاعری فرمود :)
Download Telegram
ورد سحرم، ذکر شبانگاهم کو؟
سوزم، اشکم، آینه‌ام، آهم کو؟
من کی؟ و کجا؟ چگونه این‌گونه شدم؟
آن من، منِ خوبِ ناخودآگاهم کو؟

#امیر_مرادی
4
بریده بریده 📚📖
بچه‌ها این پرسشنامه دوست منه. یه کمک کنین لطفا 😅🙏🏻
هدیه نقدی هم داره.
لطفا برای کسانی که شرایطشو دارند بفرستید.
سیل هیجان، میل تماشایم کو؟
ذوق ضربان، شوق سراپایم کو؟
در خاکیِ کوچه از پی پاکی خویش
می‌گردم و نیست، کودکی‌هایم کو؟

#امیر_مرادی
5
آه از شب تار تیره‌روزی که منم
از کاهش جان کم‌فروزی که منم
بی‌مرگ نفس نفس نفس می‌میرد
تا صبح، چراغ نیم‌سوزی که منم

#امیر_مرادی
2
خب
به رسم هرسال فال می‌گیرم براتون :)
2
دنبال تو می‌گشتم، کورم کردند
با هرچه که می‌شد از تو دورم کردند
قبرستانی غریب بود این دنیا
یک عمر فقط گور به گورم کردند

#امیر_مرادی
1
Emshab Shabe Mahtabe
Mehran Modiri
شب یلداتون مبارک 🍉
البته با تاخیر 🚶🏻‍♀️

@boride_boride
🩷🌸مبارک ما ولادتتان 🌸🩷
4
روز مادر و روز زن بر همه‌ی شما مبارک 🥳
4
ای خُرَّم از فروغِ رُخَت لاله‌زارِ عمر
بازآ که ریخت بی گُلِ رویت بهارِ عمر

از دیده گر سرشک چو باران چِکَد رواست
کاندر غمت چو برق بِشُد روزگارِ عمر

این یک دو دَم که مهلتِ دیدار ممکن است
دریاب کارِ ما که نه پیداست کارِ عمر

تا کی مِی صَبوح و شِکرخوابِ بامداد
هشیار گَرد، هان که گذشت اختیارِ عمر

دی در گذار بود و نظر سویِ ما نکرد
بیچاره دل که هیچ ندید از گذارِ عمر

اندیشه از محیطِ فنا نیست هر که را
بر نقطهٔ دهانِ تو باشد مدارِ عمر

در هر طرف ز خیلِ حوادث کمین‌گهیست
زان رو عِنان‌گسسته دَوانَد سوارِ عمر

بی عمر زنده‌ام من و این بس عجب مدار
روز فِراق را که نَهَد در شمارِ عمر

حافظ سخن بگوی که بر صفحهٔ جهان
این نقش مانَد از قَلَمَت یادگارِ عمر

#حافظ
سهم ما از یلدای امسال :)
2
Az Gham Eshghat Del Sheyda Shekast
Shahram Nazeri
یلدا در من تمام نشده مثل اینکه 🚶🏻‍♀️😅

@boride_boride
مگذار به حال خویش، مگذار مرا
این‌گونه مینداز به تکرار مرا
از عالم، از آدم، از غم، از دم
از هرچه منم سیرم، بردار مرا

#امیر_مرادی
1
یا قاصدکی در تلۀ پرچین است
یا با دل غنچه، عقده‌ای دیرین است
باران یعنی از تپش دلتنگی
در گوشه‌ای از جهان کسی غمگین است

#امیر_مرادی
1
#برداشت_آزاد
این روزها که دارم کتاب #مستأجر رو می‌خونم به این مسئله فکر می‌کنم:

وقتی شما در جایگاهی قرار می‌گیرید که کسی قبلا در اون بوده، اغلب آدم‌ها سعی می‌کنند شما رو شبیه اون شخص کنند. این یه واقعیته و خیلی اوقات هم به صورت ناخودآگاه رخ می‌ده.
چرا؟
چون انسان ذاتا از تغییر و تفاوت خوشش نمیاد :))
فکر کنید وسط ترم و بنا به دلایلی به عنوان یک معلم وارد کلاسی می‌شید. واکنش بچه‌ها رو تصور کنید. حالا همون رو به تمامی موقعیت‌ها تعمیم بدید! همه‌ی موقعیت‌هایی که عنوان شما رو کس دیگری در اون محیط داشته یا داره، اون قدیمیه و مدت زیادی هست که اون عنوان رو داره و...

مثال توی ذهنم زیاده ولی مجال نیست!
3
مرتب با خودش تکرار می‌کرد «من باید دوباره خودم بشم.»
چه چیزی از او فردی خاص می‎‌ساخت؟ چه چیزی او را از دیگران متمایز می‌کرد؟ نقطه‌ی ارجاعش چه بود؟ چه چیزی باعث می‌شد فکر کند من این هستم و آن نیستم؟

#مستأجر
#رولان_توپور
3
Forwarded from آن
‏«دیروقت است. خسته‌ام. تنهایی مثل خالیِ ورم‌کرده و تاریک توی خمره‌ای سربسته اتاق را پُر کرده. خوابْ پناه‌گاهِ خوبی‌ست: خواب و فراموشی.»

- روزها در راه؛ شاهرخ مسکوب.
@monadchannel
2
در دیدۀ او کسی چو من حیران نیست
انسان بسیار دیده‌ام، این‌سان نیست
می‌بینم و دیگران نمی‌بینندش
آنی‌ست مرا که دیگران را آن نیست

#امیر_مرادی
2
با من روزی شکفت چشمان کسی
برخاست سبک، پرندۀ جان کسی
من سیب رسیدۀ درختی دورم
دستی بتکاندم به دامان کسی

#امیر_مرادی
🔥3