خواب واضح ترکیبی از هردو است، یعنی هم وضوح و واقعی بودن رویا را دارد و هم کنترل تخیل؛ به عبارت دیگر حالتی است که ما، هم کارگردان و هم فیلمنامهنویس رویایمان هستیم. بیشتر کسانی که خوابهای واضح میبینند، اگر حق انتخاب داشته باشند، میخواهند پرواز کنند، که شاید تجلیای از سرخوردگی اجدادی گونۀ ما باشد.
#زندگی_پنهان_ذهن
#ماریانو_سیگمان
#زندگی_پنهان_ذهن
#ماریانو_سیگمان
باور دارم جدایی بین رشتههای علمی صرفاً پذیرش توانایی محدود ماست در یادگیری و فهمیدن چند حوزۀ علمی. در طبیعت چنین مرزی وجود ندارد.
#زندگی_پنهان_ذهن
#ماریانو_سیگمان
#زندگی_پنهان_ذهن
#ماریانو_سیگمان
👍4
بریده بریده 📚📖
باور دارم جدایی بین رشتههای علمی صرفاً پذیرش توانایی محدود ماست در یادگیری و فهمیدن چند حوزۀ علمی. در طبیعت چنین مرزی وجود ندارد. #زندگی_پنهان_ذهن #ماریانو_سیگمان
[نمیدونم چقدر به آزمایشها و منطق طراحیشون در علم علاقه دارید. که اگر علاقه داشته باشید، از آزمایشهای یادشده در این کتاب در حیطهی نوروساینس لذت خواهید برد.]
Forwarded from قدحهای شخصی (Fatemeh Naserifar)
منم و شبی و با دل همه شب حکایت او
که غم دراز گفتن به شبان تار خوشتر
|امیرخسرو دهلوی|
که غم دراز گفتن به شبان تار خوشتر
|امیرخسرو دهلوی|
💔3
❤2
آلفرد گفت:" تو بچهای، در وین آدمهای زیادی زندگی میکنند که بیست سال پیش مرگ زودهنگامشان پیشبینی شده بود."
#مردن
#آرتور_شنیتسلر
#مردن
#آرتور_شنیتسلر
❤1
فلیکس در جواب گفت:" میدانی، من جزو آدمهایی نیستم که برایشان معجزه اتفاق میافتد."
#مردن
#آرتور_شنیتسلر
#مردن
#آرتور_شنیتسلر
❤1💔1
به خیابان رسیدند. در اطرافشان آدمهای بسیاری بودند که رفت و آمدکنان گپ میزدند، میخندیدند، سرگرم زندگی بودند و هیچ به مرگ فکر نمیکردند.
#مردن
#آرتور_شنیتسلر
#مردن
#آرتور_شنیتسلر
❤2👍1
شب که میرسد از کنارهها
گریه میکنم با ستارهها
وای اگر شبی ز آستین جان
بَر نیاورم دست چارهها
همچو خامُشان، بستهام زبان
حرف من بخوان، از اشارهها
قصۀ مرا ، بشنوی تو هم
بشنوند اگر ، سنگ خارهها
ما ز اصل و اسب، اوفتاده ایم
ما پیاده ایم، ای سوارهها
ای لهیب غم ! آتشم مزن
خرمنم مسوز، از شرارهها
دور بسته را، فصل خسته را
دوره میکنم ، با دوبارهها
#حسین_منزوی
گریه میکنم با ستارهها
وای اگر شبی ز آستین جان
بَر نیاورم دست چارهها
همچو خامُشان، بستهام زبان
حرف من بخوان، از اشارهها
قصۀ مرا ، بشنوی تو هم
بشنوند اگر ، سنگ خارهها
ما ز اصل و اسب، اوفتاده ایم
ما پیاده ایم، ای سوارهها
ای لهیب غم ! آتشم مزن
خرمنم مسوز، از شرارهها
دور بسته را، فصل خسته را
دوره میکنم ، با دوبارهها
#حسین_منزوی
💔4👍1
توی این شرایط و این وقت شب چی یهو بدون دلیل توی ذهنم افتاده باشه خوبه؟
نیم ساعته دارم به مفهوم درهمتنیدگی کوانتومی فکر میکنم ولی اسمش یادم نمیاد. آخرسر هم سرچ به دادم رسید. بدون گوگل چیکار میکردن قدیما؟ 🚶🏻♀️
نیم ساعته دارم به مفهوم درهمتنیدگی کوانتومی فکر میکنم ولی اسمش یادم نمیاد. آخرسر هم سرچ به دادم رسید. بدون گوگل چیکار میکردن قدیما؟ 🚶🏻♀️
🎉2
بیتو ای جان و جهان کارِ من از دست برفت
دلِ شیدا ز برم تا به تو پیوست برفت
عقلم آمد که به صبرم کند ارشاد ولیک
چون مرا دید چنین شیفته ننْشست برفت
سنبلِ زلفِ تو چون سلسله جنباند ز دور
بیخود از جا دلِ سودازده برجست برفت
دل اسیرِ خمِ ابرویِ کمانپیکرِ توست
چارهای نیست کنون تیر چو از دست برفت
تا تو رفتی رمقی در تنِ من داشت مقام
او هم اندر عقبت بارِ سفر بست برفت
گفتم از عشقِ تو بیخویشتنم گفت بلی
هر که هشیار درآمد برِ ما مست برفت
#ابن_یمین_فریومدی
دلِ شیدا ز برم تا به تو پیوست برفت
عقلم آمد که به صبرم کند ارشاد ولیک
چون مرا دید چنین شیفته ننْشست برفت
سنبلِ زلفِ تو چون سلسله جنباند ز دور
بیخود از جا دلِ سودازده برجست برفت
دل اسیرِ خمِ ابرویِ کمانپیکرِ توست
چارهای نیست کنون تیر چو از دست برفت
تا تو رفتی رمقی در تنِ من داشت مقام
او هم اندر عقبت بارِ سفر بست برفت
گفتم از عشقِ تو بیخویشتنم گفت بلی
هر که هشیار درآمد برِ ما مست برفت
#ابن_یمین_فریومدی
❤1