بریده بریده 📚📖
208 subscribers
93 photos
14 videos
4 files
84 links
دست بر‌ گلویم گرفته‌ام و با کتاب‌ها بریده بریده حرف می‌زنم ...

انتقادات و پیشنهادات:
https://t.me/HarfinoBot?start=e9267dabdb8f2a0

جهان نخواست مرا، بخت شاعری فرمود :)
Download Telegram
[دنيا پر از سگ است، جهان سر به سر سگی‌ست]

#مریم_جعفری_آذرمانی
یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستم
از صبر لبریزم ولی چشم‌انتظارت نیستم

یک روز می‌آیی که من نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی نه یقین، مست و خمارت نیستم

شب‌زنده داری می‌کنی، تا صبح زاری می‌کنی
تو بی‌قراری می‌کنی، من بی‌قرارت نیستم

پاییز تو سر می‌رسد؛ قدری زمستانی و بعد
گل می‌دهی، نو می‌شوی، من در بهارت نیستم

زنگارها را شسته‌ام دور از کدورت‌های دور
آیینه‌ای رو به توام، اما کنارت نیستم

دور دلم دیوار نیست، انکار من دشوار نیست
اصلا منی در کار نیست، امنم؛ حصارت نیستم


#افشین_یداللهی
3
کدرم پنجرۀ بازم نیست
کسلم رخصت آوازم نیست

#از_ترمه_و_تغزل
#حسین_منزوی
💔1
منزوی دربارۀ یکی از شعرهاش که در حال و هوای غزل حافظه می‌گه:
«البته توقع زیادی از چراغ‌هایی نداشته باشید که دور خورشید چرخیده اند!»
منزوی واقعا واژه‌سازی‌های درخوری انجام می‌ده.
یا امام حسن مجتبی علیه‌السلام 🖤
2
تو را آنگونه مى‌خواهم كه باغى باغبانش را
شبيه مادر پيرى كه مى‌بوسد جوانش را

من آن سرباز دلتنگم كه با ترديد در ميدان
براى هيچ و پوچ از دست خواهد داد جانش را

پريشانم؛ شبيه پادشاهى خفته در بستر
كه بالاى سرش مى‌بيند امشب دشمنانش را

تو در تقويم من روزى نوشتى دوستت دارم
از آن پس بارها گم كرده‌ام فصل خزانش را

شبى در باد مى‌رقصند موهايت؛ يقين دارم
شبى بر باد خواهد داد مردى دودمانش را

پرستويى كه با تو هم قفس باشد نمى‌ترسد
بدزدند آب و دانش را، بگيرند آسمانش را

تو ماهى باش تا دريا برقصد، موج بردارد
تو آهو باش تا صياد بفروشد كمانش را

من آن مستم كه در ميخانه‌اى از دست خواهد رفت
اگر دستان تو پر كرده باشد استكانش را

#امیرعلی_سلیمانی
6
کسی که رسم سفر می‌نهاد اول‌بار
چگونه ریشه برید از دیار و رشته ز یار
بر آن سرم که گر اشکم مدد کند ناچار
به یاد یار و دیار آنچنان بگریم زار

که از جهان ره و رسم سفر براندازم

#از_ترمه_و_تغزل
#حسین_منزوی
4
شبی به چهره و چنگال خون‌چکان و مهیب
به قصد جان من از راه می‌رسد به نهیب
دلیل راه تویی هم‌چنان به‌رغم رقیب
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب

مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم

#از_ترمه_و_تغزل
#حسین_منزوی
2
چه شد که دور شدیم آن من و تو زین توو من
حریف شعر حریف شب شراب کهن
خوشا دوباره خوشا با تو با تو جام زدن
خدای را مددی ای رفیق ره تا من

به کوی میکده دیگر علم برافرازم

#از_ترمه_و_تغزل
#حسین_منزوی
2👍2
خیال دوست که از حال من خبر گیرد
دلم که بال‌زنان تا ستاره پرگیرد
چگونه‌ام نفس سرد مرگ درگیرد
خرد ز پیری من کی حساب برگیرد

که باز با صنمی طفل عشق می‌بازم

#از_ترمه_و_تغزل
#حسین_منزوی
2
نه بی‌قرار تو ام تا حدود زمزمه‌رس
که باز با تو کنم ماجرا نفس به نفس
نه بی‌تو می‌شکنم سر به میله‌های قفس
به جز صبا و شمالم نمی‌شناسد کس

عزیز من که به جز باد نیست دمسازم

#از_ترمه_و_تغزل
#حسین_منزوی
3
[آغوشی شو به قدر تنهایی من]

#از_ترمه_و_تغزل
#حسین_منزوی
2
[من بخواهم یا نخواهم جویبار زندگی جاری‌ست]

#از_ترمه_و_تغزل
#حسین_منزوی
👍1
از دلم می‌پرسم آیا هم‌چنان از عشق ناچاری؟
من تپش‌های دلم را می‌شناسم پاسخش آری‌ست

#از_ترمه_و_تغزل
#حسین_منزوی
2
باز بودن و نبودن اگر این است سوال
هم‌چنان بودن اگر با تو ام آری بودن

#از_ترمه_و_تغزل
#حسین_منزوی
2🔥1
به خرم گر فروشد بخت بیدار
به صد ملک ختن یک موی دل‌دار

#خسرو_و_شیرین
#نظامی
2