معرکهای قلب من با خیال من و خیال من با قلب من دارد و تو باز مینویسی: حال من چطور است!
[از نامهی نیما به مادرش]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
[از نامهی نیما به مادرش]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
زن جوان، غزلی با ردیف " آمد " بود
که بر صحیفهی تقدیر من مسود بود
زنی که مثل غزلهای عاشقانهی من
به حسن مطلع و حسن طلب زبانزد بود
مرا ز قید زمان و مکان رها میکرد
اگرچه خود به زمان و مکان مقید بود
به جلوه و جذبه در ضیافت غزلم
میان آمده و رفتگان سرآمد بود
زنی که آمدنش مثل " آ "ی آمدنش
رهایی نفس از حبسهای ممتد بود
به جملهی دل من مسندالیه " آن زن "
..و "است" رابطه و"با شکوه"مسند بود
زن جوان نه همین فرصت جوانی من
که از جوانی من رخصت مجدد بود
میان جامهی عریانی از تکلف خود
خلوص منتزع و خلسهی مجرد بود
دو چشم داشت - دو سبزآبی بلاتکلیف
که بر دوراهی دریا، چمن مردد بود
به خنده گفت :ولی هیچ، خوب مطلق نیست
زنی که آمدنش خوب و رفتنش بد بود
#حسین_منزوی
که بر صحیفهی تقدیر من مسود بود
زنی که مثل غزلهای عاشقانهی من
به حسن مطلع و حسن طلب زبانزد بود
مرا ز قید زمان و مکان رها میکرد
اگرچه خود به زمان و مکان مقید بود
به جلوه و جذبه در ضیافت غزلم
میان آمده و رفتگان سرآمد بود
زنی که آمدنش مثل " آ "ی آمدنش
رهایی نفس از حبسهای ممتد بود
به جملهی دل من مسندالیه " آن زن "
..و "است" رابطه و"با شکوه"مسند بود
زن جوان نه همین فرصت جوانی من
که از جوانی من رخصت مجدد بود
میان جامهی عریانی از تکلف خود
خلوص منتزع و خلسهی مجرد بود
دو چشم داشت - دو سبزآبی بلاتکلیف
که بر دوراهی دریا، چمن مردد بود
به خنده گفت :ولی هیچ، خوب مطلق نیست
زنی که آمدنش خوب و رفتنش بد بود
#حسین_منزوی
بریده بریده 📚📖
زن جوان، غزلی با ردیف " آمد " بود که بر صحیفهی تقدیر من مسود بود زنی که مثل غزلهای عاشقانهی من به حسن مطلع و حسن طلب زبانزد بود مرا ز قید زمان و مکان رها میکرد اگرچه خود به زمان و مکان مقید بود به جلوه و جذبه در ضیافت غزلم میان آمده و رفتگان سرآمد…
شعری که وزنش وسط مسجد جمکران توی ذهن من میچرخه :)
بریده بریده 📚📖
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس که به هر حلقه موییت گرفتاری هست گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کآری هست هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید تا ندیدهست…
در و دیوار گواهی بدهد کآری هست :)
Forwarded from نشر هرمس (هرمس)
🔺 چاپ اول کتاب « مقدمهای بر فلسفۀ ذهن» منتشر شد
📚 کتاب: #مقدمهای_بر_فلسفه_ذهن
🖊 نویسنده: #ادوارد_فیسر
🖋 مترجم: #شیرزاد_گلشاهی_کریم
🔹 چاپ اول
◽️رقعی، شومیز، ۳۰۰ صفحه
🔹قیمت: ۳۳۳ هزار تومان
برشی از متن:
مشکل هویت شخصی مشکل تبیین این مسئله است که چه چیزی این واقعیت را توضیح میدهد که یک شخص در طول زمان، با وجود تغییرات چشمگیر در ویژگیهای جسمی و روانی، همان شخص باقی میماند. حیات ایتل به صورت یک تخمک بارورشده آغاز میشود. او به سلول لقاحشده، سپس جنین اولیه و بعد جنین ثانویه تبدیل میشود. او متولد شده است؛ دوران نوزادی، کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و پیری را پشت سر میگذارد و سرانجام میمیرد. بر اساس برخی دیدگاهها، او ممکن است پس از مرگ نیز به حیات خود ادامه دهد (به صورت روح بدون بدن یا به صورت بدنی شبیهسازیشده که حافظۀ شخص به آن انتقال مییابد). ویژگیهای بدنی او در طول زندگیاش بهطور قابل توجهی تغییر میکنند و حتی، اگر پس از مرگ به حیات خود ادامه دهد، ممکن است آنها کاملاً نابود شوند. ویژگیهای روانی او نیز بهطور قابل ملاحظهای تغییر میکنند و، همچنین، ممکن است در نتیجۀ از دست دادن حافظه یا رفتن به کما کاملاً از بین بروند. بااینحال، بهنوعی به نظر میرسد یک شخص، و همان شخص، دستخوش همۀ این تغییرات میشود. بنابراین سؤال این است که چه چیزی باعث میشود شخص در تمام این مدت همان شخص باشد؟
دربارهٔ کتاب:
کتابِ مقدمهای بر فلسفۀ ذهن یک متن درسی است. مباحث آن برگرفته از مطالبی است که نویسنده در طول سالیان تدریسِ خود در دانشگاه، برای دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد مطرح کرده است. و از همینرو مطالب آن از وضوح و سادگی برخوردار است و برای فهم محتوای کتاب نیازی به اطلاعات قبلی در مورد موضوع آن نیست. هرچند گاهی اوقات به برخی مسائل تخصصی پرداخته شده است، این موارد به حداقل رسیدهاند و تا حد ممکن برای خوانندگان آسان شدهاند.
پرداختن به نظرات موافقان و مخالفان، جامعیت و گستردگی مطالب، طرح نظریۀ ماده و صورت، که به اندیشۀ فلسفۀ سنتی ما بسیار نزدیک است، و نیز ارائۀ نظرات فیلسوفان پرنفوذ معاصر از مزایای این کتاب است.
#نشر_هرمس
#چاپ_اول
@hermesspublication
📚 کتاب: #مقدمهای_بر_فلسفه_ذهن
🖊 نویسنده: #ادوارد_فیسر
🖋 مترجم: #شیرزاد_گلشاهی_کریم
🔹 چاپ اول
◽️رقعی، شومیز، ۳۰۰ صفحه
🔹قیمت: ۳۳۳ هزار تومان
برشی از متن:
مشکل هویت شخصی مشکل تبیین این مسئله است که چه چیزی این واقعیت را توضیح میدهد که یک شخص در طول زمان، با وجود تغییرات چشمگیر در ویژگیهای جسمی و روانی، همان شخص باقی میماند. حیات ایتل به صورت یک تخمک بارورشده آغاز میشود. او به سلول لقاحشده، سپس جنین اولیه و بعد جنین ثانویه تبدیل میشود. او متولد شده است؛ دوران نوزادی، کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و پیری را پشت سر میگذارد و سرانجام میمیرد. بر اساس برخی دیدگاهها، او ممکن است پس از مرگ نیز به حیات خود ادامه دهد (به صورت روح بدون بدن یا به صورت بدنی شبیهسازیشده که حافظۀ شخص به آن انتقال مییابد). ویژگیهای بدنی او در طول زندگیاش بهطور قابل توجهی تغییر میکنند و حتی، اگر پس از مرگ به حیات خود ادامه دهد، ممکن است آنها کاملاً نابود شوند. ویژگیهای روانی او نیز بهطور قابل ملاحظهای تغییر میکنند و، همچنین، ممکن است در نتیجۀ از دست دادن حافظه یا رفتن به کما کاملاً از بین بروند. بااینحال، بهنوعی به نظر میرسد یک شخص، و همان شخص، دستخوش همۀ این تغییرات میشود. بنابراین سؤال این است که چه چیزی باعث میشود شخص در تمام این مدت همان شخص باشد؟
دربارهٔ کتاب:
کتابِ مقدمهای بر فلسفۀ ذهن یک متن درسی است. مباحث آن برگرفته از مطالبی است که نویسنده در طول سالیان تدریسِ خود در دانشگاه، برای دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد مطرح کرده است. و از همینرو مطالب آن از وضوح و سادگی برخوردار است و برای فهم محتوای کتاب نیازی به اطلاعات قبلی در مورد موضوع آن نیست. هرچند گاهی اوقات به برخی مسائل تخصصی پرداخته شده است، این موارد به حداقل رسیدهاند و تا حد ممکن برای خوانندگان آسان شدهاند.
پرداختن به نظرات موافقان و مخالفان، جامعیت و گستردگی مطالب، طرح نظریۀ ماده و صورت، که به اندیشۀ فلسفۀ سنتی ما بسیار نزدیک است، و نیز ارائۀ نظرات فیلسوفان پرنفوذ معاصر از مزایای این کتاب است.
#نشر_هرمس
#چاپ_اول
@hermesspublication
نشر هرمس
🔺 چاپ اول کتاب « مقدمهای بر فلسفۀ ذهن» منتشر شد 📚 کتاب: #مقدمهای_بر_فلسفه_ذهن 🖊 نویسنده: #ادوارد_فیسر 🖋 مترجم: #شیرزاد_گلشاهی_کریم 🔹 چاپ اول ◽️رقعی، شومیز، ۳۰۰ صفحه 🔹قیمت: ۳۳۳ هزار تومان برشی از متن: مشکل هویت شخصی مشکل تبیین این مسئله است که چه…
کسی این کتاب رو خونده؟
یا تعریفی ازش شنیده؟
یا تعریفی ازش شنیده؟
💔2
به جای اینکه خود اشخاص را دوست بدارم خیال محبت گذشتهی آنها را به یاد آورده، همیشه دوست یادگارها هستم.
[همان]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
[همان]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
👍1💔1
💔1
Forwarded from پارس توییت
جالبه وقتی خوندن یه کتابی رو تموم میکنم با اینکه خیلی چیزا ازش یاد گرفتم اما یادم نمیاد که دقیقا چی ازش یاد گرفتم.
🕊 @ParsTwt | Yasha
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🔥2
ولی خاک
تو با او مهربان باش.
اگر آتش با او مهربان نبود.
اگر زندگی، اگر مرگ با او مهربان نبود.
اگر انسانهای دیگر با او مهربان نبودند
خاک،تو با او مهربان باش…
#رازهای_سرزمین_من
#رضا_براهنی
تو با او مهربان باش.
اگر آتش با او مهربان نبود.
اگر زندگی، اگر مرگ با او مهربان نبود.
اگر انسانهای دیگر با او مهربان نبودند
خاک،تو با او مهربان باش…
#رازهای_سرزمین_من
#رضا_براهنی
❤4
بریده بریده 📚📖
از الان به سادات یادآوری میکنیم که غدیر نزدیکه :))
اینو واسه ۵تا از سادات بفرست. یکی نفرستاد عید غدیر هیچی عیدی گیرش نیومد و سادات هم نبخشیدنش.
آه! اگر من یک نقاش بودم با این همه رنگها که طبیعت در هم ریخته است چه میکردم! از آنها متصل میساختم و قلب مشتاق و دیوانه ام را بهتر قانع میکردم.
[از نامهی نیما به ارژنگی]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
[از نامهی نیما به ارژنگی]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
❤1
صدای قلب نیست
صدای پای توست
که شبها در سینهام میدوی
کافیست کمی خسته شوی
کافیست کمی بایستی
#گروس_عبدالملکیان
صدای پای توست
که شبها در سینهام میدوی
کافیست کمی خسته شوی
کافیست کمی بایستی
#گروس_عبدالملکیان
❤3
از تو با مصلحت خویش نمیپردازم
همچو پروانه که میسوزم و در پروازم
گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی
ورنه بسیار بجویی و نیابی بازم
نه چنان معتقدم کهم نظری سیر کند
یا چنان تشنه که جیحون بنشاند آزم
همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش
تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم
گر به آتش بریم صد ره و بیرون آری
زر نابم که همان باشم اگر بگدازم
گر تو آن جور پسندی که به سنگم بزنی
از من این جرم نیاید که خلاف آغازم
خدمتی لایقم از دست نیاید چه کنم
سر نه چیزیست که در پای عزیزان بازم
من خراباتیم و عاشق و دیوانه و مست
بیشتر زین چه حکایت بکند غمازم
ماجرای دل دیوانه بگفتم به طبیب
که همه شب در چشم است به فکرت بازم
گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدی
درد عشق است ندانم که چه درمان سازم
#سعدی
همچو پروانه که میسوزم و در پروازم
گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی
ورنه بسیار بجویی و نیابی بازم
نه چنان معتقدم کهم نظری سیر کند
یا چنان تشنه که جیحون بنشاند آزم
همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش
تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم
گر به آتش بریم صد ره و بیرون آری
زر نابم که همان باشم اگر بگدازم
گر تو آن جور پسندی که به سنگم بزنی
از من این جرم نیاید که خلاف آغازم
خدمتی لایقم از دست نیاید چه کنم
سر نه چیزیست که در پای عزیزان بازم
من خراباتیم و عاشق و دیوانه و مست
بیشتر زین چه حکایت بکند غمازم
ماجرای دل دیوانه بگفتم به طبیب
که همه شب در چشم است به فکرت بازم
گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدی
درد عشق است ندانم که چه درمان سازم
#سعدی
❤1👍1
#نوشته_که:
[درک زمان توسط مغز با ضربآهنگها تغییر میکنه. اون ضربآهنگ میتونه ضربان قلب یا موسیقی باشه.
حالا این مسئله کجا جالب میشه؟
اینجا که این درک زمانی روی تصمیمگیری ما اثرگذاره. یعنی وقتی ضربآهنگ تند باشه، زمان تندتر میگذره و تصمیمگیریهای ما بیملاحظه و خطرناک میشه.
پس حواستون باشه چه وقتی دارید چه آهنگی گوش میدید!]
#زندگی_پنهان_ذهن
#ماریانو_سیگمان
[درک زمان توسط مغز با ضربآهنگها تغییر میکنه. اون ضربآهنگ میتونه ضربان قلب یا موسیقی باشه.
حالا این مسئله کجا جالب میشه؟
اینجا که این درک زمانی روی تصمیمگیری ما اثرگذاره. یعنی وقتی ضربآهنگ تند باشه، زمان تندتر میگذره و تصمیمگیریهای ما بیملاحظه و خطرناک میشه.
پس حواستون باشه چه وقتی دارید چه آهنگی گوش میدید!]
#زندگی_پنهان_ذهن
#ماریانو_سیگمان
❤1