Forwarded from قدحهای شخصی (Fatemeh Naserifar)
به هیچ حیله در آغوش من نمیآیی
مگر تو را ز نسیم بهار ساختهاند؟
|صائب|
مگر تو را ز نسیم بهار ساختهاند؟
|صائب|
قدحهای شخصی
به هیچ حیله در آغوش من نمیآیی مگر تو را ز نسیم بهار ساختهاند؟ |صائب|
[لطیف و دورگریزی مگر خیال منی؟]
❤1
بریده بریده 📚📖
[لطیف و دورگریزی مگر خیال منی؟]
چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منی
چو جان، نهان شده در جسم پر ملال منی
چنین که میگذری تلخ بر من، از سر قهر
گمان برم که غمانگیز ماه و سال منی
خموش و گوشه نشینم، مگر نگاه توام؟
لطیف و دور گریزی، مگر خیال منی؟
ز چند و چون شب دوریت چه میپرسم
سیاهچشمی و خود پاسخ سؤال منی
چو آرزو به دلم خفتهای همیشه و حیف
که آرزوی فریبندهی محال منی
هوای سرکشی ای طبع من، مکن! که دگر
اسیر عشقی و مرغ شکستهبال منی
ازین غمی که چنین سینهسوز سیمین است
چه گویمت؟ که تو خود باخبر ز حال منی
#سیمین_بهبهانی
چو جان، نهان شده در جسم پر ملال منی
چنین که میگذری تلخ بر من، از سر قهر
گمان برم که غمانگیز ماه و سال منی
خموش و گوشه نشینم، مگر نگاه توام؟
لطیف و دور گریزی، مگر خیال منی؟
ز چند و چون شب دوریت چه میپرسم
سیاهچشمی و خود پاسخ سؤال منی
چو آرزو به دلم خفتهای همیشه و حیف
که آرزوی فریبندهی محال منی
هوای سرکشی ای طبع من، مکن! که دگر
اسیر عشقی و مرغ شکستهبال منی
ازین غمی که چنین سینهسوز سیمین است
چه گویمت؟ که تو خود باخبر ز حال منی
#سیمین_بهبهانی
❤1
از وقتی دیده رهبر انقلاب توی دیدار از نمایشگاه کتاب مجدد دربارهی بینوایان حرف زده رفته از توی کتابخونهم بینوایان رو برداشته و داره میخونه :)
[آخه این مملکت لیاقت تو رو نداره پدر من 🚶🏻♀️]
[آخه این مملکت لیاقت تو رو نداره پدر من 🚶🏻♀️]
🔥3👍2
همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي
چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي؟!
به كسي جمال خود را ننمودهيي و بينم
همه جا به هر زباني، بود از تو گفت و گويي!
غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم
تو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از ميانه، گويي!
به ره تو بس كه نالم، ز غم تو بس كه مويم
شدهام ز ناله، نالي، شدهام ز مويه، مويي
همه خوشدل اين كه مطرب بزند به تار، چنگي
من از آن خوشم كه چنگي بزنم به تار مويي!
چه شود كه راه يابد سوي آب، تشنه كامي؟
چه شود كه كام جويد ز لب تو، كامجويي؟
شود اين كه از ترحّم، دمي اي سحاب رحمت!
من خشك لب هم آخر ز تو تَر كنم گلويي؟!
بشكست اگر دل من، به فداي چشم مستت!
سر خُمّ مي سلامت، شكند اگر سبويي
همه موسم تفرّج، به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه، بنشين كنار جويي!
نه به باغ ره دهندم، كه گلي به كام بويم
نه دماغ اين كه از گل شنوم به كام، بويي
ز چه شيخ پاكدامن، سوي مسجدم بخواند؟!
رخ شيخ و سجدهگاهي، سر ما و خاك كويي
بنموده تيره روزم، ستم سياه چشمي
بنموده مو سپيدم، صنم سپيدرويي!
نظري به سويِ (رضوانيِ) دردمند مسكين
كه به جز درت، اميدش نبود به هيچ سويي
#فصیحالزمان_رضوانی_شیرازی
چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي؟!
به كسي جمال خود را ننمودهيي و بينم
همه جا به هر زباني، بود از تو گفت و گويي!
غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم
تو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از ميانه، گويي!
به ره تو بس كه نالم، ز غم تو بس كه مويم
شدهام ز ناله، نالي، شدهام ز مويه، مويي
همه خوشدل اين كه مطرب بزند به تار، چنگي
من از آن خوشم كه چنگي بزنم به تار مويي!
چه شود كه راه يابد سوي آب، تشنه كامي؟
چه شود كه كام جويد ز لب تو، كامجويي؟
شود اين كه از ترحّم، دمي اي سحاب رحمت!
من خشك لب هم آخر ز تو تَر كنم گلويي؟!
بشكست اگر دل من، به فداي چشم مستت!
سر خُمّ مي سلامت، شكند اگر سبويي
همه موسم تفرّج، به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه، بنشين كنار جويي!
نه به باغ ره دهندم، كه گلي به كام بويم
نه دماغ اين كه از گل شنوم به كام، بويي
ز چه شيخ پاكدامن، سوي مسجدم بخواند؟!
رخ شيخ و سجدهگاهي، سر ما و خاك كويي
بنموده تيره روزم، ستم سياه چشمي
بنموده مو سپيدم، صنم سپيدرويي!
نظري به سويِ (رضوانيِ) دردمند مسكين
كه به جز درت، اميدش نبود به هيچ سويي
#فصیحالزمان_رضوانی_شیرازی
❤2
Dua Eftetah - 5 (Shakwa)
Ali Fani
خدایا ما به تو شکایت میکنیم از نبودن پیامبرمان
و از غیبت مولایمان
و از بسیارى دشمنان و کمى افرادمان
و از سختى آشوبها
و از کمک دادن اوضاع زمانه به زیان ما...
-فرازی از دعای افتتاح
و از غیبت مولایمان
و از بسیارى دشمنان و کمى افرادمان
و از سختى آشوبها
و از کمک دادن اوضاع زمانه به زیان ما...
-فرازی از دعای افتتاح
❤3
Forwarded from Solitude
حس میکنم باید باز این سخنان امیرالمؤمنین (ع) رو به همهمون یادآوری کنم:
اگر كوهها لغزیدند تو استوار باش.
دندانهايت را به هم بفشار.
جمجمهات را به خداوند بسپار.
پايت را در زمين محكم و استوار كن.
چشمت را به دورترين صفوف دشمن بدوز.
چشمت را از غير وظيفهات فرو انداز، و بدان كه ياري از جانب خداوند سبحان است.
{از خطاب امیرالمؤمنین (ع) به محمد حنفیه در جنگ صفین}
اگر كوهها لغزیدند تو استوار باش.
دندانهايت را به هم بفشار.
جمجمهات را به خداوند بسپار.
پايت را در زمين محكم و استوار كن.
چشمت را به دورترين صفوف دشمن بدوز.
چشمت را از غير وظيفهات فرو انداز، و بدان كه ياري از جانب خداوند سبحان است.
{از خطاب امیرالمؤمنین (ع) به محمد حنفیه در جنگ صفین}
❤7
Forwarded from قدحهای شخصی (Fatemeh Naserifar)
شاعر یک جهان است که در انسان گرفتار شده است.
|ویکتور هوگو|
|ویکتور هوگو|
💔1
معرکهای قلب من با خیال من و خیال من با قلب من دارد و تو باز مینویسی: حال من چطور است!
[از نامهی نیما به مادرش]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
[از نامهی نیما به مادرش]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
زن جوان، غزلی با ردیف " آمد " بود
که بر صحیفهی تقدیر من مسود بود
زنی که مثل غزلهای عاشقانهی من
به حسن مطلع و حسن طلب زبانزد بود
مرا ز قید زمان و مکان رها میکرد
اگرچه خود به زمان و مکان مقید بود
به جلوه و جذبه در ضیافت غزلم
میان آمده و رفتگان سرآمد بود
زنی که آمدنش مثل " آ "ی آمدنش
رهایی نفس از حبسهای ممتد بود
به جملهی دل من مسندالیه " آن زن "
..و "است" رابطه و"با شکوه"مسند بود
زن جوان نه همین فرصت جوانی من
که از جوانی من رخصت مجدد بود
میان جامهی عریانی از تکلف خود
خلوص منتزع و خلسهی مجرد بود
دو چشم داشت - دو سبزآبی بلاتکلیف
که بر دوراهی دریا، چمن مردد بود
به خنده گفت :ولی هیچ، خوب مطلق نیست
زنی که آمدنش خوب و رفتنش بد بود
#حسین_منزوی
که بر صحیفهی تقدیر من مسود بود
زنی که مثل غزلهای عاشقانهی من
به حسن مطلع و حسن طلب زبانزد بود
مرا ز قید زمان و مکان رها میکرد
اگرچه خود به زمان و مکان مقید بود
به جلوه و جذبه در ضیافت غزلم
میان آمده و رفتگان سرآمد بود
زنی که آمدنش مثل " آ "ی آمدنش
رهایی نفس از حبسهای ممتد بود
به جملهی دل من مسندالیه " آن زن "
..و "است" رابطه و"با شکوه"مسند بود
زن جوان نه همین فرصت جوانی من
که از جوانی من رخصت مجدد بود
میان جامهی عریانی از تکلف خود
خلوص منتزع و خلسهی مجرد بود
دو چشم داشت - دو سبزآبی بلاتکلیف
که بر دوراهی دریا، چمن مردد بود
به خنده گفت :ولی هیچ، خوب مطلق نیست
زنی که آمدنش خوب و رفتنش بد بود
#حسین_منزوی
بریده بریده 📚📖
زن جوان، غزلی با ردیف " آمد " بود که بر صحیفهی تقدیر من مسود بود زنی که مثل غزلهای عاشقانهی من به حسن مطلع و حسن طلب زبانزد بود مرا ز قید زمان و مکان رها میکرد اگرچه خود به زمان و مکان مقید بود به جلوه و جذبه در ضیافت غزلم میان آمده و رفتگان سرآمد…
شعری که وزنش وسط مسجد جمکران توی ذهن من میچرخه :)
بریده بریده 📚📖
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس که به هر حلقه موییت گرفتاری هست گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کآری هست هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید تا ندیدهست…
در و دیوار گواهی بدهد کآری هست :)
Forwarded from نشر هرمس (هرمس)
🔺 چاپ اول کتاب « مقدمهای بر فلسفۀ ذهن» منتشر شد
📚 کتاب: #مقدمهای_بر_فلسفه_ذهن
🖊 نویسنده: #ادوارد_فیسر
🖋 مترجم: #شیرزاد_گلشاهی_کریم
🔹 چاپ اول
◽️رقعی، شومیز، ۳۰۰ صفحه
🔹قیمت: ۳۳۳ هزار تومان
برشی از متن:
مشکل هویت شخصی مشکل تبیین این مسئله است که چه چیزی این واقعیت را توضیح میدهد که یک شخص در طول زمان، با وجود تغییرات چشمگیر در ویژگیهای جسمی و روانی، همان شخص باقی میماند. حیات ایتل به صورت یک تخمک بارورشده آغاز میشود. او به سلول لقاحشده، سپس جنین اولیه و بعد جنین ثانویه تبدیل میشود. او متولد شده است؛ دوران نوزادی، کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و پیری را پشت سر میگذارد و سرانجام میمیرد. بر اساس برخی دیدگاهها، او ممکن است پس از مرگ نیز به حیات خود ادامه دهد (به صورت روح بدون بدن یا به صورت بدنی شبیهسازیشده که حافظۀ شخص به آن انتقال مییابد). ویژگیهای بدنی او در طول زندگیاش بهطور قابل توجهی تغییر میکنند و حتی، اگر پس از مرگ به حیات خود ادامه دهد، ممکن است آنها کاملاً نابود شوند. ویژگیهای روانی او نیز بهطور قابل ملاحظهای تغییر میکنند و، همچنین، ممکن است در نتیجۀ از دست دادن حافظه یا رفتن به کما کاملاً از بین بروند. بااینحال، بهنوعی به نظر میرسد یک شخص، و همان شخص، دستخوش همۀ این تغییرات میشود. بنابراین سؤال این است که چه چیزی باعث میشود شخص در تمام این مدت همان شخص باشد؟
دربارهٔ کتاب:
کتابِ مقدمهای بر فلسفۀ ذهن یک متن درسی است. مباحث آن برگرفته از مطالبی است که نویسنده در طول سالیان تدریسِ خود در دانشگاه، برای دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد مطرح کرده است. و از همینرو مطالب آن از وضوح و سادگی برخوردار است و برای فهم محتوای کتاب نیازی به اطلاعات قبلی در مورد موضوع آن نیست. هرچند گاهی اوقات به برخی مسائل تخصصی پرداخته شده است، این موارد به حداقل رسیدهاند و تا حد ممکن برای خوانندگان آسان شدهاند.
پرداختن به نظرات موافقان و مخالفان، جامعیت و گستردگی مطالب، طرح نظریۀ ماده و صورت، که به اندیشۀ فلسفۀ سنتی ما بسیار نزدیک است، و نیز ارائۀ نظرات فیلسوفان پرنفوذ معاصر از مزایای این کتاب است.
#نشر_هرمس
#چاپ_اول
@hermesspublication
📚 کتاب: #مقدمهای_بر_فلسفه_ذهن
🖊 نویسنده: #ادوارد_فیسر
🖋 مترجم: #شیرزاد_گلشاهی_کریم
🔹 چاپ اول
◽️رقعی، شومیز، ۳۰۰ صفحه
🔹قیمت: ۳۳۳ هزار تومان
برشی از متن:
مشکل هویت شخصی مشکل تبیین این مسئله است که چه چیزی این واقعیت را توضیح میدهد که یک شخص در طول زمان، با وجود تغییرات چشمگیر در ویژگیهای جسمی و روانی، همان شخص باقی میماند. حیات ایتل به صورت یک تخمک بارورشده آغاز میشود. او به سلول لقاحشده، سپس جنین اولیه و بعد جنین ثانویه تبدیل میشود. او متولد شده است؛ دوران نوزادی، کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و پیری را پشت سر میگذارد و سرانجام میمیرد. بر اساس برخی دیدگاهها، او ممکن است پس از مرگ نیز به حیات خود ادامه دهد (به صورت روح بدون بدن یا به صورت بدنی شبیهسازیشده که حافظۀ شخص به آن انتقال مییابد). ویژگیهای بدنی او در طول زندگیاش بهطور قابل توجهی تغییر میکنند و حتی، اگر پس از مرگ به حیات خود ادامه دهد، ممکن است آنها کاملاً نابود شوند. ویژگیهای روانی او نیز بهطور قابل ملاحظهای تغییر میکنند و، همچنین، ممکن است در نتیجۀ از دست دادن حافظه یا رفتن به کما کاملاً از بین بروند. بااینحال، بهنوعی به نظر میرسد یک شخص، و همان شخص، دستخوش همۀ این تغییرات میشود. بنابراین سؤال این است که چه چیزی باعث میشود شخص در تمام این مدت همان شخص باشد؟
دربارهٔ کتاب:
کتابِ مقدمهای بر فلسفۀ ذهن یک متن درسی است. مباحث آن برگرفته از مطالبی است که نویسنده در طول سالیان تدریسِ خود در دانشگاه، برای دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد مطرح کرده است. و از همینرو مطالب آن از وضوح و سادگی برخوردار است و برای فهم محتوای کتاب نیازی به اطلاعات قبلی در مورد موضوع آن نیست. هرچند گاهی اوقات به برخی مسائل تخصصی پرداخته شده است، این موارد به حداقل رسیدهاند و تا حد ممکن برای خوانندگان آسان شدهاند.
پرداختن به نظرات موافقان و مخالفان، جامعیت و گستردگی مطالب، طرح نظریۀ ماده و صورت، که به اندیشۀ فلسفۀ سنتی ما بسیار نزدیک است، و نیز ارائۀ نظرات فیلسوفان پرنفوذ معاصر از مزایای این کتاب است.
#نشر_هرمس
#چاپ_اول
@hermesspublication
نشر هرمس
🔺 چاپ اول کتاب « مقدمهای بر فلسفۀ ذهن» منتشر شد 📚 کتاب: #مقدمهای_بر_فلسفه_ذهن 🖊 نویسنده: #ادوارد_فیسر 🖋 مترجم: #شیرزاد_گلشاهی_کریم 🔹 چاپ اول ◽️رقعی، شومیز، ۳۰۰ صفحه 🔹قیمت: ۳۳۳ هزار تومان برشی از متن: مشکل هویت شخصی مشکل تبیین این مسئله است که چه…
کسی این کتاب رو خونده؟
یا تعریفی ازش شنیده؟
یا تعریفی ازش شنیده؟
💔2
به جای اینکه خود اشخاص را دوست بدارم خیال محبت گذشتهی آنها را به یاد آورده، همیشه دوست یادگارها هستم.
[همان]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
[همان]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
👍1💔1
💔1
Forwarded from پارس توییت
جالبه وقتی خوندن یه کتابی رو تموم میکنم با اینکه خیلی چیزا ازش یاد گرفتم اما یادم نمیاد که دقیقا چی ازش یاد گرفتم.
🕊 @ParsTwt | Yasha
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🔥2