نمایشگاه امسال برای من سه تا خبر خوب داشت:)
کتابهای دوستانم و کتاب جدید استادم!
کتابهای دوستانم و کتاب جدید استادم!
Forwarded from اوایل | پيمان طالبى (Peyman Talebi)
لیلاکوه
۶۷ غزل از پیمان طالبی
چاپ اول
انتشارات نزدیکتر
نمایشگاه کتاب تهران
راهرو ۲۴ غرفه ۵۸۹
@peymantalebi70
۶۷ غزل از پیمان طالبی
چاپ اول
انتشارات نزدیکتر
نمایشگاه کتاب تهران
راهرو ۲۴ غرفه ۵۸۹
@peymantalebi70
Forwarded from قدحهای شخصی (Fatemeh Naserifar)
.
.
.
هرکسی از ظنّ خود شد یار من...
.
.
هرکسی از ظنّ خود شد یار من...
نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی
که به دوستان یکدل سر دست برفشانی
دلم از تو چون برنجد که به وهم در نگنجد
که جواب تلخ گویی تو بدین شکردهانی
نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
که به تشنگی بمردم بَرِ آب زندگانی
غم دل به کس نگویم که بگفت رنگِ رویم
تو به صورتم نگه کن که سرایرم بدانی
عجبت نیاید از من سخنان سوزناکم
عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی؟
دل عارفان ببردند و قرار پارسایان
همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی
نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی
اگرت به هر که دنیا بدهند حیف باشد
و گرت به هر چه عقبی بخرند رایگانی
تو نظیر من ببینی و بدیل من بگیری
عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی
نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم
که هنوز پیش ذکرت خجلم ز بیزبانی
مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم
تو میان ما ندانی که چه میرود نهانی
مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم
خبرش بگو که جانت بدهم به مژدگانی
بت من چه جای لیلی که بریخت خون مجنون
اگر این قمر ببینی دگر آن سمر نخوانی
دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد
نه به وصل میرسانی نه به قتل میرهانی
#سعدی
که به دوستان یکدل سر دست برفشانی
دلم از تو چون برنجد که به وهم در نگنجد
که جواب تلخ گویی تو بدین شکردهانی
نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
که به تشنگی بمردم بَرِ آب زندگانی
غم دل به کس نگویم که بگفت رنگِ رویم
تو به صورتم نگه کن که سرایرم بدانی
عجبت نیاید از من سخنان سوزناکم
عجب است اگر بسوزم چو بر آتشم نشانی؟
دل عارفان ببردند و قرار پارسایان
همه شاهدان به صورت تو به صورت و معانی
نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی
اگرت به هر که دنیا بدهند حیف باشد
و گرت به هر چه عقبی بخرند رایگانی
تو نظیر من ببینی و بدیل من بگیری
عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی
نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم
که هنوز پیش ذکرت خجلم ز بیزبانی
مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم
تو میان ما ندانی که چه میرود نهانی
مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم
خبرش بگو که جانت بدهم به مژدگانی
بت من چه جای لیلی که بریخت خون مجنون
اگر این قمر ببینی دگر آن سمر نخوانی
دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد
نه به وصل میرسانی نه به قتل میرهانی
#سعدی
❤3
از صبح سعدی میفرماید:
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
و از عصر میفرماید:
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
و از عصر میفرماید:
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی
🔥1
داد چشمان تو در کشتن من دست به هم
فتنه برخاست چو بنشست دو بدمست به هم
هر یک ابروی تو کافی است پی کشتن من
چه کنم با دو کماندار که پیوست به هم؟
شیخ پیمانهشکن،توبه به ما تلقین کرد
آه از این توبه و پیمانه که بشکست به هم
عقلم از کار جهان رو به پریشانی داشت
زلف او باز شد و کار مرا بست به هم
مرغ دل زیرک و آزادی از این دام محال
که خم گیسوی او بافته چون شست به هم
دست بردم که كشم تیر غمش را از دل
تیر دیگر زد و بردوخت دل و دست به هم
هر دو ضد را به فسون جمع توان کرد وصال
غیر آسودگی و عشق که ننشست به هم
#وصال_شیرازی
فتنه برخاست چو بنشست دو بدمست به هم
هر یک ابروی تو کافی است پی کشتن من
چه کنم با دو کماندار که پیوست به هم؟
شیخ پیمانهشکن،توبه به ما تلقین کرد
آه از این توبه و پیمانه که بشکست به هم
عقلم از کار جهان رو به پریشانی داشت
زلف او باز شد و کار مرا بست به هم
مرغ دل زیرک و آزادی از این دام محال
که خم گیسوی او بافته چون شست به هم
دست بردم که كشم تیر غمش را از دل
تیر دیگر زد و بردوخت دل و دست به هم
هر دو ضد را به فسون جمع توان کرد وصال
غیر آسودگی و عشق که ننشست به هم
#وصال_شیرازی
"احساس میکنم قشنگترین کتاب دنیا رو خریدم."
شاید این حسی باشه که با خرید بیشتر کتابام تجربه کردم ولی حس میکنم این دفعه جدی جدی قشنگترین کتابای دنیا رو خریدم. 😁
به دستم رسید میگم چیاس 🚶🏻♀️
شاید این حسی باشه که با خرید بیشتر کتابام تجربه کردم ولی حس میکنم این دفعه جدی جدی قشنگترین کتابای دنیا رو خریدم. 😁
به دستم رسید میگم چیاس 🚶🏻♀️
❤3👍1🔥1
هرگز گردش زمین و موسم تبدیل یافته کسی را خوشحال نمیکند. قلب است که ایجاد آن را مینماید.
[همان]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
[همان]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
بریده بریده 📚📖
لیست ابتیاع کتاب ۴۰۳: دنکیشوت - نشر ثالث تصویر دوریان گری - نشر نگاه مجموعه کامل قیصر ویولن دیوانه - نشر چشمه درآغاز رنج بود - نشر چرخ موبیدیک - نشر نیلوفر
یهکم غر کتابی بزنیم:
این دنیا یه "دن کیشوت" و یه "موبی دیک " به من بدهکاره 🚶🏻♀️
این دنیا یه "دن کیشوت" و یه "موبی دیک " به من بدهکاره 🚶🏻♀️
Forwarded from قدحهای شخصی (Fatemeh Naserifar)
به هیچ حیله در آغوش من نمیآیی
مگر تو را ز نسیم بهار ساختهاند؟
|صائب|
مگر تو را ز نسیم بهار ساختهاند؟
|صائب|
قدحهای شخصی
به هیچ حیله در آغوش من نمیآیی مگر تو را ز نسیم بهار ساختهاند؟ |صائب|
[لطیف و دورگریزی مگر خیال منی؟]
❤1
بریده بریده 📚📖
[لطیف و دورگریزی مگر خیال منی؟]
چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منی
چو جان، نهان شده در جسم پر ملال منی
چنین که میگذری تلخ بر من، از سر قهر
گمان برم که غمانگیز ماه و سال منی
خموش و گوشه نشینم، مگر نگاه توام؟
لطیف و دور گریزی، مگر خیال منی؟
ز چند و چون شب دوریت چه میپرسم
سیاهچشمی و خود پاسخ سؤال منی
چو آرزو به دلم خفتهای همیشه و حیف
که آرزوی فریبندهی محال منی
هوای سرکشی ای طبع من، مکن! که دگر
اسیر عشقی و مرغ شکستهبال منی
ازین غمی که چنین سینهسوز سیمین است
چه گویمت؟ که تو خود باخبر ز حال منی
#سیمین_بهبهانی
چو جان، نهان شده در جسم پر ملال منی
چنین که میگذری تلخ بر من، از سر قهر
گمان برم که غمانگیز ماه و سال منی
خموش و گوشه نشینم، مگر نگاه توام؟
لطیف و دور گریزی، مگر خیال منی؟
ز چند و چون شب دوریت چه میپرسم
سیاهچشمی و خود پاسخ سؤال منی
چو آرزو به دلم خفتهای همیشه و حیف
که آرزوی فریبندهی محال منی
هوای سرکشی ای طبع من، مکن! که دگر
اسیر عشقی و مرغ شکستهبال منی
ازین غمی که چنین سینهسوز سیمین است
چه گویمت؟ که تو خود باخبر ز حال منی
#سیمین_بهبهانی
❤1
از وقتی دیده رهبر انقلاب توی دیدار از نمایشگاه کتاب مجدد دربارهی بینوایان حرف زده رفته از توی کتابخونهم بینوایان رو برداشته و داره میخونه :)
[آخه این مملکت لیاقت تو رو نداره پدر من 🚶🏻♀️]
[آخه این مملکت لیاقت تو رو نداره پدر من 🚶🏻♀️]
🔥3👍2