چشمهای من ابری است که همه جا باید از آن سیراب شود. قلب من آتشی که باید همه جا بسوزاند.
[همان]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
[همان]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
به جانت قسم اگر مسافت بغداد تا این شهر، سالها راه باشد فاصلهی بین علاقه قلبی ما یک لحظه بیشتر نیست.
[از نامهی نیما به خالوی مهربان]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
[از نامهی نیما به خالوی مهربان]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
قلبها به طرف هم کشیده میشود، منتها حوادث، انسان را به صبر عادت میدهد.
[همان]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
[همان]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
عزیزم!
قلب من رو به تو پرواز میکند!
مرا ببخش! از این جرم بزرگ که دوستی است و جنایتها به مکافات آن رخ میدهد چشم بپوشان. اگر به تو "عزیزم" خطاب کردهام تعجب نکن. خیلیها هستند که با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار میکنند. عارضات زمان، آنها را نمیگذارد که از قلبشان اطاعت داشته باشند و هر ارادهی طبیعی را در خودشان خاموش میسازند.
[از نامه نیما به عزیز]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
قلب من رو به تو پرواز میکند!
مرا ببخش! از این جرم بزرگ که دوستی است و جنایتها به مکافات آن رخ میدهد چشم بپوشان. اگر به تو "عزیزم" خطاب کردهام تعجب نکن. خیلیها هستند که با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار میکنند. عارضات زمان، آنها را نمیگذارد که از قلبشان اطاعت داشته باشند و هر ارادهی طبیعی را در خودشان خاموش میسازند.
[از نامه نیما به عزیز]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
میخواهم رنگ سرخی شده روی گونههای تو جا بگیرم یا رنگ سیاهی شده، روی زلف تو بنشینم.
[همان]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
[همان]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
چه چیز است این پایبند مخفی که مرا بآن بسته اند؟ پیش چشم من چه سد محکمیست که از وراء آن به خوبی همه عالم را میبینم اما مرا نمیگذارند از جای خود حرکت کنم؟
[از نامه نیما به خواهرش ناکتا]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
[از نامه نیما به خواهرش ناکتا]
#نامههای_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
[زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی
مدد ز غیر تو ننگ است یا علی مددی]
مدد ز غیر تو ننگ است یا علی مددی]
❤5🔥2
بازرس گوگول رو شروع کردم و احتمالا آخرین کتابیه که امسال از گوگول میخونم.
سه تا کتاب ازش میمونه. (شانس آوردیم زیاد عمر نکرد خدابیامرز 🚶🏻♀️) که انشاالله سال دیگه.
درکل گوگول خیلی خوبه. نثرش سادهست. شوخه. سوژههاش کنار دست خودمونن ولی خب دم دستی نیستن.
برای ورود به ادبیات روسیه و عادت کردن به اسامی روسی و فضای ادبیات روسی خیلی انتخاب مناسبیه.
سه تا کتاب ازش میمونه. (شانس آوردیم زیاد عمر نکرد خدابیامرز 🚶🏻♀️) که انشاالله سال دیگه.
درکل گوگول خیلی خوبه. نثرش سادهست. شوخه. سوژههاش کنار دست خودمونن ولی خب دم دستی نیستن.
برای ورود به ادبیات روسیه و عادت کردن به اسامی روسی و فضای ادبیات روسی خیلی انتخاب مناسبیه.
👍2❤1
امروز روز بزرگداشت سعدیست.
پیشنهاد میکنم روی هشتگ #سعدی بزنید و لذت دوباره ببرید :)
پیشنهاد میکنم روی هشتگ #سعدی بزنید و لذت دوباره ببرید :)
❤3
دیدار تو حل مشکلات است
صبر از تو خلاف ممکنات است
دیباچهٔ صورت بدیعت
عنوان کمال حسن ذات است
لبهای تو خضر اگر بدیدی
گفتی: «لب چشمه حیات است!»
بر کوزهٔ آب نه دهانت
بردار که کوزهٔ نبات است
ترسم تو به سحر غمزه یک روز
دعوی بکنی که معجزات است
زهر از قبل تو نوشدارو
فحش از دهن تو طیبات است
چون روی تو صورتی ندیدم
در شهر که مبطل صلات است
عهد تو و توبهٔ من از عشق
میبینم و هر دو بیثبات است
آخر نگهی به سوی ما کن
کاین دولت حسن را زکات است
چون تشنه بسوخت در بیابان
چه فایده گر جهان فرات است
سعدی غم نیستی ندارد
جان دادن عاشقان نجات است
#سعدی
صبر از تو خلاف ممکنات است
دیباچهٔ صورت بدیعت
عنوان کمال حسن ذات است
لبهای تو خضر اگر بدیدی
گفتی: «لب چشمه حیات است!»
بر کوزهٔ آب نه دهانت
بردار که کوزهٔ نبات است
ترسم تو به سحر غمزه یک روز
دعوی بکنی که معجزات است
زهر از قبل تو نوشدارو
فحش از دهن تو طیبات است
چون روی تو صورتی ندیدم
در شهر که مبطل صلات است
عهد تو و توبهٔ من از عشق
میبینم و هر دو بیثبات است
آخر نگهی به سوی ما کن
کاین دولت حسن را زکات است
چون تشنه بسوخت در بیابان
چه فایده گر جهان فرات است
سعدی غم نیستی ندارد
جان دادن عاشقان نجات است
#سعدی
❤2
آن که نقشی دیگرش جایی مصور میشود
نقش او در چشم ما هر روز خوشتر میشود
عشق دانی چیست سلطانی که هر جا خیمه زد
بیخلاف آن مملکت بر وی مقرر میشود
دیگران را تلخ میآید شراب جور عشق
ما ز دست دوست میگیریم و شکر میشود
دل ز جان برگیر و در بر گیر یار مهربان
گر بدین مقدارت آن دولت میسر میشود
هرگزم در سر نبود اندیشه سودا ولیک
پیل اگر دربند میافتد مسخر میشود
عیشها دارم در این آتش که بینی دم به دم
کاندرونم گرچه میسوزد منور میشود
تا نپنداری که با دیگر کسم خاطر خوشست
ظاهرم با جمع و خاطر جای دیگر میشود
غیرتم گوید نگویم با حریفان راز خویش
باز میبینم که در آفاق دفتر میشود
آب شوق از چشم سعدی میرود بر دست و خط
لاجرم چون شعر میآید سخن تر میشود
قول مطبوع از درون سوزناک آید که عود
چون همیسوزد جهان از وی معطر میشود
#سعدی
نقش او در چشم ما هر روز خوشتر میشود
عشق دانی چیست سلطانی که هر جا خیمه زد
بیخلاف آن مملکت بر وی مقرر میشود
دیگران را تلخ میآید شراب جور عشق
ما ز دست دوست میگیریم و شکر میشود
دل ز جان برگیر و در بر گیر یار مهربان
گر بدین مقدارت آن دولت میسر میشود
هرگزم در سر نبود اندیشه سودا ولیک
پیل اگر دربند میافتد مسخر میشود
عیشها دارم در این آتش که بینی دم به دم
کاندرونم گرچه میسوزد منور میشود
تا نپنداری که با دیگر کسم خاطر خوشست
ظاهرم با جمع و خاطر جای دیگر میشود
غیرتم گوید نگویم با حریفان راز خویش
باز میبینم که در آفاق دفتر میشود
آب شوق از چشم سعدی میرود بر دست و خط
لاجرم چون شعر میآید سخن تر میشود
قول مطبوع از درون سوزناک آید که عود
چون همیسوزد جهان از وی معطر میشود
#سعدی
❤1
مکن کاری که پا بر سنگت آیو
جهان با این فراخی تنگت آیو
چو فردا نامهخوانان نامهخونند
تو وینی نامهٔ خود ننگت آیو
#باباطاهر
جهان با این فراخی تنگت آیو
چو فردا نامهخوانان نامهخونند
تو وینی نامهٔ خود ننگت آیو
#باباطاهر
❤2
داریم کمکم به ایام نمایشگاه کتاب نزدیک میشیم. برای خودتون لیستی نوشتید؟
https://telegram.me/BChatBot?start=sc-391958-6JzYAx3
https://telegram.me/BChatBot?start=sc-391958-6JzYAx3
Telegram
برنامه ناشناس
بات پیام ناشناس