بریده بریده 📚📖
208 subscribers
93 photos
14 videos
4 files
84 links
دست بر‌ گلویم گرفته‌ام و با کتاب‌ها بریده بریده حرف می‌زنم ...

انتقادات و پیشنهادات:
https://t.me/HarfinoBot?start=e9267dabdb8f2a0

جهان نخواست مرا، بخت شاعری فرمود :)
Download Telegram
بریده بریده 📚📖
حق هزاران صنعت و فن ساخته‌ست تا که مادر بر تو مهر انداخته‌ست #مثنوی #مولانا
پس حقِ حق سابق از مادر بود
هر که آن حق را نداند خر بود

#مثنوی
#مولانا

[مولانا اعصاب نداره]
🔥2👍1
وَ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ الْمَقَامُ الْمَحْمُودُ وَ الْجَاهُ الْعَظِيمُ وَ الشَّأْنُ الْكَبِيرُ وَ الشَّفَاعَةُ الْمَقْبُولَةُ
و تو را نزد خدا مقام محمود شفاعت و جاه و مرتبه بزرگ است و شفاعتت نزد او پذيرفته است

#زیارت_مطلقه_ششم
ای بی‌نشان محض نشان از که جویمت
گم گشت در تو هر دو جهان از که جویمت

تو گم نه‌ای و گمشدهٔ تو منم ولیک
تا یافت یافت می‌نتوان از که جویمت

دل در فنای وحدت و جان در بقای صرف
من گمشده درین دو میان از که جویمت

پیدا بسی بجستمت اما نیافتم
اکنون مرا بگو که نهان از که جویمت

چون در رهت یقین و گمانی همی رود
ای برتر از یقین و گمان از که جویمت

در بحر بی‌نهایت عشقت چو قطره‌ای
گم شد نشان مه به نشان از که جویمت

تا بود که بویی از تو بیابد دلم چو جان
بیرون شد از زمان و مکان از که جویمت

در جست و جوی تو دلم از پرده اوفتاد
ای در درون پردهٔ جان از که جویمت

عطار اگرچه یافت به عین یقین تو را
ای بس عیان به عین عیان از که جویمت

#عطار
کاش پرنده بودم که می‌توانستم به آزادی حرکت کنم! ابر بودم که همیشه در فضای لایتناهی سیر کنم! آری لادین عزیزم من آرزوی بودن همه چیز را می‌کنم جز آرزوی انسان بودن را.

[همان]

#نامه‌های_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
تَرک من خراب شب‌گرد مبتلا کن

ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن

از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن

ماییم و آب دیده، در کنج غم خزیده
بر آب دیدهٔ ما، صد جای آسیا کن

خیره‌کُشی است ما را، دارد دلی چو خارا
بُکْشد، کسش نگوید، تدبیر خون‌بها کن

بر شاه خوب‌رویان، واجب وفا نباشد
ای زردروی عاشق، تو صبر کن وفا کن

دردی است غیر مردن، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن

در خواب دوش پیری، در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد، که عزم سوی ما کن

گر اژدهاست بر ره، عشقی است چون زمرّد
از برقِ این زمرّد هین دفع اژدها کن

بس کن که بی‌خودم من، ور تو هنرفزایی
تاریخ بوعلی گو، تنبیه بوالعلا کن
 
#مولانا
1
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَبْدِكَ الْمُرْتَضَى‏
خدايا درود فرست بر محمد (ص) و آل محمد (ع) و درود فرست بر امير المؤمنين بنده پسنديده تو

وَ أَمِينِكَ الْأَوْفَى وَ عُرْوَتِكَ الْوُثْقَى وَ يَدِكَ الْعُلْيَا وَ جَنْبِكَ الْأَعْلَى‏
و امين كامل (بر اسرار غيب) تو و حلقه محكم دست توست كه بالاى همه دستها است و جنب اعلا (و طرفدار به حد اعلاى) تو

#زیارت_مطلقه_ششم
عیدتون مبارک 🥳
🎉2
الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا هَدَانَا وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلَى مَا أَوْلاَنَا
سپاس خدا راست بر آنچه ما را هدايت و راهنمايى فرمود و شكر خدا را بر آنچه ما را بخشود.
🎉3
مادرم می‌پرسد چرا کبک ما آواز نمی‌خواند؟ من به او جواب می‌دهم اسیر است!

[همان]

#نامه‌های_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
2
وَ كَلِمَتِكَ الْحُسْنَى وَ حُجَّتِكَ عَلَى الْوَرَى وَ صِدِّيقِكَ الْأَكْبَرِ وَ سَيِّدِ الْأَوْصِيَاءِ وَ رُكْنِ الْأَوْلِيَاءِ
و كلمه نيكوى تو و حجت بالغه بر خلق و صديق اكبر است و بزرگ اوصياء پيغمبر و ركن اولياء خدا است

#زیارت_مطلقه_ششم
به تبلیغ و تهییج نمی‌توان به قلب حس سوزاننده داد مگر اینکه ذاتا مستعد سوختن باشد.

[از نامه‌ی نیما به لادین]

#نامه‌های_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
وَ عِمَادِ الْأَصْفِيَاءِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَعْسُوبِ الدِّينِ وَ قُدْوَةِ الصَّالِحِينَ‏
و عماد و معتمد برگزيدگان خدا و امير اهل ايمان و سلطان دين و پيشواى صالحين

#زیارت_مطلقه_ششم
چشم‌های من ابری است که همه جا باید از آن سیراب شود. قلب من آتشی که باید همه جا بسوزاند.

[همان]

#نامه‌های_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
به جانت قسم اگر مسافت بغداد تا این شهر، سال‌ها راه باشد فاصله‌ی بین علاقه قلبی ما یک لحظه بیشتر نیست.

[از نامه‌ی نیما به خالوی مهربان]

#نامه‌های_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
در روز بزرگداشت عطار بیشتر از نیما بخونیم:
چه ربطی داره؟
ربطش توی ارتباطشه!
1
قلب‌ها به طرف هم کشیده می‌شود، منتها حوادث، انسان را به صبر عادت می‌دهد.

[همان]

#نامه‌های_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
عزیزم!
قلب من رو به تو پرواز می‌کند!
مرا ببخش! از این جرم بزرگ که دوستی است و جنایت‌ها به مکافات آن رخ می‌دهد چشم بپوشان. اگر به تو "عزیزم" خطاب‌ کرده‌ام تعجب نکن. خیلی‌ها هستند که با قلبشان مثل آب یا آتش رفتار می‌کنند. عارضات زمان، آن‌ها را نمی‌گذارد که از قلبشان اطاعت داشته باشند و هر اراده‌ی طبیعی را در خودشان خاموش می‌سازند.

[از نامه نیما به عزیز]

#نامه‌های_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
می‌خواهم رنگ سرخی شده روی گونه‌های تو جا بگیرم یا رنگ سیاهی شده، روی زلف تو بنشینم.

[همان]

#نامه‌های_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
چه چیز است این پای‌بند مخفی که مرا بآن بسته اند؟ پیش چشم من چه سد محکمی‌ست که از وراء آن به خوبی همه عالم را می‌بینم اما مرا نمی‌گذارند از جای خود حرکت کنم؟

[از نامه نیما به خواهرش ناکتا]

#نامه‌های_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
[زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی
مدد ز غیر تو ننگ است یا علی مددی]
5🔥2