بریده بریده 📚📖
208 subscribers
93 photos
14 videos
4 files
84 links
دست بر‌ گلویم گرفته‌ام و با کتاب‌ها بریده بریده حرف می‌زنم ...

انتقادات و پیشنهادات:
https://t.me/HarfinoBot?start=e9267dabdb8f2a0

جهان نخواست مرا، بخت شاعری فرمود :)
Download Telegram
این که نمی‌کوشیم عقب‌نشینی ذهنمان را دقیق‌تر واکاوی کنیم، برای این است که همواره به شدت درحال محافظت از خود تصویری‌مان هستیم تا بتوانیم کماکان تصور خوبی از خودمان داشته باشیم.

#خودشناسی
#آلن_دوباتن
👍1
بگذار شداید زندگانی را با عادتی که دارم به خاموشی در ریختن اشک تسکین بدهم. مرا با کسی آشنایی نده. حوصله‌ی صحبت‌کردن با آن‌ها را ندارم، آن‌وقت از من دلتنگ خواهند شد، یا چیزهایی خواهند شنید که به من خواهند گفت دیوانه. بگذار حالا که به تنهایی عاقل به نظر می‌آیم، به حال خودم باقی باشم.

[از نامه‌ی نیما به دوست مهربان]

#نامه‌های_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
3
خوب، خوب ... بس است، خجالت نمی‌کشی؟ نخیر، می‌بینم که با تو باید جدی صحبت کرد: خیلی صریح به تو می‌گویم، مثل پدر و پسر. به خودت نگاه کن، با دقت به خودت نگاه کن، همان طور که الان داری به من نگاه می‌کنی. تو الان چی هستی؟ یک تکه الوار. هیچ اهمیتی برای هیچ کس نداری. اصلا برای چی زنده‌ای؟ توی آینه نگاه کن: چی می‌بینی؟ یک قیافه احمقانه، همین و بس!

[داره به دوست مجردش می‌گه تا ترغیبش کنه به ازدواج 😂]

#عروسی
#گوگول
🔥1
کلید ورود به تعمق فلسفی این سه پرسش مهم است:
هم اکنون بابت چه چیزی اضطراب دارم؟
هم اکنون بابت چه چیزی عصبانی ام؟
هم اکنون بابت چه چیزی هیجان دارم؟

#خودشناسی
#آلن_دوباتن
چه کار داری. از آن‌ها نیستم که چیزی می‌نویسند و شهرت کسب می‌کنند. عالم دیگری مرا به طرف خود می‌کشد. قلب مرا به جایی پرتاب می‌کند که برای سیر در آن عالم، شهرت و سایر چیزها را گم کرده‌ام.

[همان]

#نامه‌های_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
من محتاجم به دعا 🥺
خیلی زیاد!
عافیت بخواین برای من و برای همه.
4
IMG_20240329_194045_843.JPG
3.7 MB
🫥 نسخه با کیفیت و قابل چاپ نقاشی  《میزان》

📱  @roholamin_atelie
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2
Channel photo updated
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يَعْسُوبَ الدِّينِ وَ قَائِدَ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ‏
سلام بر تو اى امير اهل ايمان و پيشواى ملك دين و قائد و امير روسفيدان عالم

#زیارت_مطلقه_ششم
#مست_بشید
4
اما حکایت غریبی است رفیق! که روح و قلب من هیچ‌وقت مرا آسوده نمی‌گذارد تا حرکات من، دوستی مرا به تو نشان بدهد.

[از نامه نیما به دوست مهربان، قدس]

#نامه‌های_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
بچه‌ها
یک انشقاق می‌خونید؟
1
ان‌شاالله همین جمع الکافی بخونیم 🚶🏻‍♀️
1👍1🔥1
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا بَابَ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللَّهِ النَّاظِرَةَ وَ يَدَهُ الْبَاسِطَةَ
سلام بر تو اى درگاه خدا سلام بر تو اى چشم بيناى حق و دست مبسوط و مقتدر خدا

وَ أُذُنَهُ الْوَاعِيَةَ وَ حِكْمَتَهُ الْبَالِغَةَ وَ نِعْمَتَهُ السَّابِغَةَ وَ نِقْمَتَهُ الدَّامِغَةَ
و گوش‏ شنوا و مظهر حكمت بالغه و نعمت منبسط حق و قهر و غضب مهلك خدا

#زیارت_مطلقه_ششم
#مست_بشید
بی‌میل نبودم که در این شهر خانه‌ی ما نزدیک به هم می‌بود و با هم گاهی صحبت می‌کردیم، من پیش تو اشک می‌ریختم و تو هم «اشک‌ها»ی خودت را به من نشان می‌دادی.

[همان]

#نامه‌های_نیما_یوشیج
#نیما_یوشیج
1
حضرت علی علیه السلام در نهج‌البلاغه از قول پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله چنین می‌فرماید:
یا عَلِی، إِنَّ الْقَوْمَ سَیفْتَنُونَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ یمُنُّونَ بِدِینِهِمْ عَلَى رَبِّهِمْ وَ یتَمَنَّوْنَ رَحْمَتَهُ وَ یأْمَنُونَ سَطْوَتَه

#نهج_البلاغه
خطبه ۱۵۶
1
بریده بریده 📚📖
حضرت علی علیه السلام در نهج‌البلاغه از قول پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله چنین می‌فرماید: یا عَلِی، إِنَّ الْقَوْمَ سَیفْتَنُونَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ یمُنُّونَ بِدِینِهِمْ عَلَى رَبِّهِمْ وَ یتَمَنَّوْنَ رَحْمَتَهُ وَ یأْمَنُونَ سَطْوَتَه #نهج_البلاغه خطبه…
و قام إليه رجل فقال: يا أميرالمؤمنين، أخبرنا عن الفتنة، و هل سألتَ رسول اللّه (صلى اللّه عليه و آله) عنها؟ فقال عليه السلام:
إِنَّهُ لَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ قَوْلَهُ: «الم- أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ» عَلِمْتُ أَنَّ الْفِتْنَةَ لَا تَنْزِلُ بِنَا وَ رَسُولُ اللَّهِ بَيْنَ أَظْهُرِنَا. فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الْفِتْنَةُ الَّتِي أَخْبَرَكَ اللَّهُ تَعَالَى بِهَا؟ فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ أُمَّتِي سَيُفْتَنُونَ بَعْدِي. فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوَ لَيْسَ قَدْ قُلْتَ لِي يَوْمَ أُحُدٍ حَيْثُ اسْتُشْهِدَ مَنِ اسْتُشْهِدَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ حِيزَتْ عَنِّي الشَّهَادَةُ، فَشَقَّ ذَلِكَ عَلَيَّ، فَقُلْتَ لِي أَبْشِرْ، فَإِنَّ الشَّهَادَةَ مِنْ وَرَائِكَ؟ فَقَالَ لِي إِنَّ ذَلِكَ لَكَذَلِكَ، فَكَيْفَ صَبْرُكَ إِذاً؟ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَيْسَ هَذَا مِنْ مَوَاطِنِ الصَّبْرِ وَ لَكِنْ مِنْ مَوَاطِنِ الْبُشْرَى وَ الشُّكْرِ. وَ قَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ الْقَوْمَ سَيُفْتَنُونَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ يَمُنُّونَ بِدِينِهِمْ عَلَى رَبِّهِمْ وَ يَتَمَنَّوْنَ رَحْمَتَهُ وَ يَأْمَنُونَ سَطْوَتَهُ وَ يَسْتَحِلُّونَ حَرَامَهُ بِالشُّبُهَاتِ الْكَاذِبَةِ وَ الْأَهْوَاءِ السَّاهِيَةِ، فَيَسْتَحِلُّونَ الْخَمْرَ بِالنَّبِيذِ وَ السُّحْتَ بِالْهَدِيَّةِ وَ الرِّبَا بِالْبَيْعِ. قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَبِأَيِّ الْمَنَازِلِ أُنْزِلُهُمْ عِنْدَ ذَلِكَ، أَبِمَنْزِلَةِ رِدَّةٍ أَمْ بِمَنْزِلَةِ فِتْنَةٍ؟ فَقَالَ بِمَنْزِلَةِ فِتْنَةٍ.


(در اينجا مردى بلند شد و گفت: اى امير المؤمنين ما را از فتنه آگاه كن، آيا نسبت به فتنه، از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سؤالى نفرموده اى پاسخ داد):
4. خبر از فتنه ها و شهادت خويش:
آنگاه كه خداوند آيه 1 و 2 سوره عنكبوت را نازل كرد كه: (آيا مردم خيال مى كنند چون كه گفتند ايمان آورديم، بدون آزمايش رها مى شوند) دانستم كه تا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ميان ماست آزمايش نمى گرديم. پرسيدم اى رسول خدا اين فتنه و آزمايش كدام است كه خدا شما را بدان آگاهى داده است؟ فرمود: «اى على پس از من امّت اسلامى به فتنه و آزمون دچار مى گردند» گفتم اى رسول خدا مگر جز اين است كه در روز «احد» كه گروهى از مسلمانان به شهادت رسيدند و شهادت نصيب من نشد و سخت بر من گران آمد، تو به من فرمودى: اى على مژده باد تو را كه شهادت در پى تو خواهد آمد.
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به من فرمود: «همانا اين بشارت تحقّق مى پذيرد، در آن هنگام صبر تو چگونه است»؟ گفتم اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنين موردى جاى صبر و شكيبايى نيست بلكه جاى مژده شنيدن و شكر گزارى است.
و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: «اى على همانا اين مردم به زودى با اموالشان دچار فتنه و آزمايش مى شوند، و در ديندارى بر خدا منّت مى گذارند، با اين حال انتظار رحمت او را دارند، و از قدرت و خشم خدا، خود را ايمن مى پندارند،  حرام خدا را با شبهات دروغين، و هوسهاى غفلت زا، حلال مى كنند، «شراب» را به بهانه اينكه «آب انگور» است و رشوه را كه «هديه» است و ربا را كه «نوعى معامله» است حلال مى شمارند».
گفتم اى رسول خدا: در آن زمان مردم را در چه پايه اى بدانم آيا در پايه ارتداد يا فتنه و آزمايش؟ پاسخ فرمود: «در پايه اى از فتنه و آزمايش».
 
1