بریده بریده 📚📖
208 subscribers
93 photos
14 videos
4 files
84 links
دست بر‌ گلویم گرفته‌ام و با کتاب‌ها بریده بریده حرف می‌زنم ...

انتقادات و پیشنهادات:
https://t.me/HarfinoBot?start=e9267dabdb8f2a0

جهان نخواست مرا، بخت شاعری فرمود :)
Download Telegram
فردا تولد قمری‌ منه.
و از پیامبر صلوات‌الله‌علیه کادو می‌خوام.
شما برام دعا کنین.
3
حالا دور از شوخی
دوره‌ی خوبیه :)
ان‌شاالله که بتونید شرکت کنید و استفاده کنید!
#داشتم_می‌خوندم
جالبه. امویان هم از قریش بودن.
یعنی امویان و بنی‌هاشم جدشون یکیه.
نوشته: خاندان هاشم همیشه به گشاده‌دستی معروف بودن درحالی که مکنت امویان رو نداشتن.
👍2
(۱۵)

تویی آن که میم مشیّتت، زده نقشِ صورتِ کاف و نون
به کتابِ عِلم تو مُندرج، بُوَد آن چه کان و ما‌یکون
فلک و زمین به اراده‌ات، شده بی‌سکون شده باسکون
تویی آن مُصوّرِ ما‌خَلَق، که من الظّواهر و البطون

بُوَد این عوالم کُن فکان، اثرِ فعال تو یا علی

#فؤاد_کرمانی
دلم رمیده شد و غافلم منِ درویش
که آن شِکاریِ سرگشته را چه آمد پیش

چو بید بر سرِ ایمانِ خویش می‌لرزم
که دل به دستِ کمان ابروییست کافِرکیش

خیال حوصلهٔ بحر می‌پزد هیهات
چه‌هاست در سرِ این قطرهٔ مُحال اندیش!

بنازم آن مژهٔ شوخِ عافیت کُش را
که موج می‌زندش آبِ نوش، بر سرِ نیش

ز آستینِ طبیبان هزار خون بچکد
گَرَم به تجربه دستی نهند بر دلِ ریش

به کویِ میکده گریان و سرفِکنده رَوَم
چرا که شرم همی‌آیدم ز حاصلِ خویش

نه عمرِ خِضر بِمانَد، نه مُلکِ اسکندر
نزاع بر سرِ دنیای دون مَکُن درویش

بدان کمر نرسد دستِ هر گدا حافظ
خزانه‌ای به کف آور ز گنجِ قارون بیش

#حافظ
🔥1
(۱۶)

تویی آن که ذات کسی قرین، نشده است با احدیتّت
نرسیده فردی و جوهری، به مقام مُنفردیتت
تویی آن که بر احدیّتت، شده مُستند صمدیّت
نشناخت غیر تو هیچ‌کس، ازّلیتت ابدّیتت

تو چه مبدأ‌یی که خبر نشد، کسی از مآلِ تو یا علی

#فؤاد_کرمانی
سگ
اریک امانوئل اشمیت
قلب سگی
بولگاکوف
1
سال‌های سگی
یوسا
1
وقتی کارها در هم گره می‌خوره:
بانو با سگ ملوس
چخوف
سال‌های سگ
گونتر گراس
سگ کشی
بهرام بیضایی
سگ ولگرد
صادق هدایت
1
سگ باسکرویل
آرتور کانن دویل
چشم‌های سگ آبی رنگ
مارکز
عشق سگی است دربان جهنم
بوکوفسکی
خلاصه که
سگگگگگ
واقعا سگگگگ
👍1
زاهدِ ظاهرپرست از حالِ ما آگاه نیست
در حقِ ما هر چه گوید جایِ هیچ اکراه نیست

در طریقت هر چه پیشِ سالک آید خیرِ اوست
در صراطِ مستقیم ای دل کسی گمراه نیست

تا چه بازی رخ نماید بیدَقی خواهیم راند
عرصهٔ شطرنجِ رندان را مجالِ شاه نیست

چیست این سقفِ بلندِ سادهٔ بسیارنقش
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست

این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است
کاین همه زخمِ نهان هست و مجالِ آه نیست

صاحبِ دیوانِ ما گویی نمی‌داند حساب
کاندر این طُغرا نشانِ حِسبَةً لِلّه نیست

هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو
کِبر و ناز و حاجِب و دربان بدین درگاه نیست

بر درِ میخانه رفتن کارِ یکرنگان بود
خودفروشان را به کویِ می‌فروشان راه نیست

هر چه هست از قامتِ ناسازِ بی اندام ماست
ور نه تشریفِ تو بر بالایِ کس کوتاه نیست

بندهٔ پیرِ خراباتم که لطفش دایم است
ور نه لطفِ شیخ و زاهد، گاه هست و گاه نیست

حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی‌مشربیست
عاشقِ دُردی‌کش اندر بندِ مال و جاه نیست

#حافظ