عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام، بنشین تماشایت کنم
الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم
گل های باغ شعر را زیب سراپایت کنم
بنشین که با من هر نظر، با چشم دل، با چشم سر
هر لحظه خود را مستتر، از روی زیبایت کنم
بنشینم و بنشانمت آن سان که خواهم خوانمت
وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم
بوسم تو را با هر نفس، ای بخت دور از دسترس
ور بانگ برداری که بس! غمگین تماشایت کنم
تا کهکشان، تا بینشان، بازو به بازویت دهم
با همزبانی، همدلی، جان را همآوایت کنم
ای عطر و نور توامان یک دم اگر یابم امان
در شعری از رنگینکمان بانوی رویایت کنم
بانوی رویاهای من، خورشید دنیاهای من
امید فرداهای من، تا کی تمنایت کنم؟
#فریدون_مشیری
اکنون که پیدا کرده ام، بنشین تماشایت کنم
الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم
گل های باغ شعر را زیب سراپایت کنم
بنشین که با من هر نظر، با چشم دل، با چشم سر
هر لحظه خود را مستتر، از روی زیبایت کنم
بنشینم و بنشانمت آن سان که خواهم خوانمت
وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم
بوسم تو را با هر نفس، ای بخت دور از دسترس
ور بانگ برداری که بس! غمگین تماشایت کنم
تا کهکشان، تا بینشان، بازو به بازویت دهم
با همزبانی، همدلی، جان را همآوایت کنم
ای عطر و نور توامان یک دم اگر یابم امان
در شعری از رنگینکمان بانوی رویایت کنم
بانوی رویاهای من، خورشید دنیاهای من
امید فرداهای من، تا کی تمنایت کنم؟
#فریدون_مشیری
(۴)
چو عقول و افئده را نشد، ملکوتِ سرّ تو مُنکشف
همه گفتهاند و نگفته شد، ز کتابِ فضل تو یک الف
ز بیانِ وصف تو هر کسی، رقم گمان زده مختلف
فصحای دهر به عجز خود، ز ادایِ وصف تو معترف
بُلغای عصر به نطقِ خود، شدهاند لالِ تو یا علی
#فؤاد_کرمانی
چو عقول و افئده را نشد، ملکوتِ سرّ تو مُنکشف
همه گفتهاند و نگفته شد، ز کتابِ فضل تو یک الف
ز بیانِ وصف تو هر کسی، رقم گمان زده مختلف
فصحای دهر به عجز خود، ز ادایِ وصف تو معترف
بُلغای عصر به نطقِ خود، شدهاند لالِ تو یا علی
#فؤاد_کرمانی
چون که موصوفی به اوصاف جلیل
ز آتش امراض بگذر چون خلیل
گردد آتش بر تو هم برد و سلام
ای عناصر مر مزاجت را غلام
#مثنوی_معنوی
#دفترسوم
#مولانا
ز آتش امراض بگذر چون خلیل
گردد آتش بر تو هم برد و سلام
ای عناصر مر مزاجت را غلام
#مثنوی_معنوی
#دفترسوم
#مولانا
❤2
(۵)
تویی آن که در همه آیتی، نگری به چشم خدایبین
شده از وجودِ مقدّست، همه سرّ کَنزِ خفا مبین
تویی آن که از کُشِفَ الغطا، نشود ترا زیاده یقین
ز چه رو دَم از أنا ربکّم نزنی، بزن بدلیل این
که به نورِ حق شده منتهی، شرفِ کمال تو یا علی
#فؤاد_کرمانی
تویی آن که در همه آیتی، نگری به چشم خدایبین
شده از وجودِ مقدّست، همه سرّ کَنزِ خفا مبین
تویی آن که از کُشِفَ الغطا، نشود ترا زیاده یقین
ز چه رو دَم از أنا ربکّم نزنی، بزن بدلیل این
که به نورِ حق شده منتهی، شرفِ کمال تو یا علی
#فؤاد_کرمانی
❤2
افشین یداللهی؛ امشب کنار غزلهای من بخواب
📍مستند « روح باد » - تولید شبکه مستند سیما
🟡 سه شنبه 10 بهمن ساعت 21
⚫️ تکرار روز بعد ساعت 3 و 8:30
📺 از شبکه مستند سیما
📍مستند « روح باد » - تولید شبکه مستند سیما
🟡 سه شنبه 10 بهمن ساعت 21
⚫️ تکرار روز بعد ساعت 3 و 8:30
📺 از شبکه مستند سیما
❤2
شب فراق نخواهم دواج دیبا را
که شب دراز بود خوابگاه تنها را
ز دست رفتن دیوانه عاقلان دانند
که احتمال نماندهست ناشکیبا را
گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی
روا بود که ملامت کنی زلیخا را
چنین جوان که تویی برقعی فروآویز
وگرنه دل برود پیر پای برجا را
تو آن درخت گلی کاعتدال قامت تو
ببرد قیمت سرو بلندبالا را
دگر به هر چه تو گویی مخالفت نکنم
که بیتو عیش میسر نمیشود ما را
دو چشم باز نهاده نشستهام همه شب
چو فرقدین و نگه میکنم ثریا را
شبی و شمعی و جمعی چه خوش بود تا روز
نظر به روی تو کوری چشم اعدا را
من از تو پیش که نالم که در شریعت عشق
معاف دوست بدارند قتل عمدا را
تو همچنان دل شهری به غمزهای ببری
که بندگان بنیسعد خوان یغما را
در این روش که تویی بر هزار چون سعدی
جفا و جور توانی ولی مکن یارا
#سعدی
که شب دراز بود خوابگاه تنها را
ز دست رفتن دیوانه عاقلان دانند
که احتمال نماندهست ناشکیبا را
گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی
روا بود که ملامت کنی زلیخا را
چنین جوان که تویی برقعی فروآویز
وگرنه دل برود پیر پای برجا را
تو آن درخت گلی کاعتدال قامت تو
ببرد قیمت سرو بلندبالا را
دگر به هر چه تو گویی مخالفت نکنم
که بیتو عیش میسر نمیشود ما را
دو چشم باز نهاده نشستهام همه شب
چو فرقدین و نگه میکنم ثریا را
شبی و شمعی و جمعی چه خوش بود تا روز
نظر به روی تو کوری چشم اعدا را
من از تو پیش که نالم که در شریعت عشق
معاف دوست بدارند قتل عمدا را
تو همچنان دل شهری به غمزهای ببری
که بندگان بنیسعد خوان یغما را
در این روش که تویی بر هزار چون سعدی
جفا و جور توانی ولی مکن یارا
#سعدی
(۶)
تو همان درخت حقیقتی، که در این حدیقهی دنیوی
أنا ربّکم تو زنی و بس، به لسان تازی و پهلوی
ز بروق نورِ تو مُشتعل، شده نارِ نخلهی موسوی
ز تو در لسانِ موحّدین، بُوَد این ترانهی معنوی
که انا الحق است به حقِ حق، ثمرِ نهالِ تو یا علی
#فؤاد_کرمانی
تو همان درخت حقیقتی، که در این حدیقهی دنیوی
أنا ربّکم تو زنی و بس، به لسان تازی و پهلوی
ز بروق نورِ تو مُشتعل، شده نارِ نخلهی موسوی
ز تو در لسانِ موحّدین، بُوَد این ترانهی معنوی
که انا الحق است به حقِ حق، ثمرِ نهالِ تو یا علی
#فؤاد_کرمانی
(۷)
تویی آن تجلّیّ ذوالمنن، که فروغ عالم و آدمی
هله ای مشیّتِ ذاتِ حق، که به ذات خویش مُسلّمی
ز بروز جلوه ماخلق، به مقام و رتبه مقدّمی
به جلالِ خویش مُجلّلی، ز نوالِ خویش مُنعّمی
همه گنج ذاتِ مقدّست، شده مُلک و مالِ تو یا علی
#فؤاد_کرمانی
تویی آن تجلّیّ ذوالمنن، که فروغ عالم و آدمی
هله ای مشیّتِ ذاتِ حق، که به ذات خویش مُسلّمی
ز بروز جلوه ماخلق، به مقام و رتبه مقدّمی
به جلالِ خویش مُجلّلی، ز نوالِ خویش مُنعّمی
همه گنج ذاتِ مقدّست، شده مُلک و مالِ تو یا علی
#فؤاد_کرمانی
اصل و اساس تفکر است و جرئت هم فوقلیسانس و دکتری نیست که بشود گرفت، باید داشت.
#ستیز_با_خویشتن_و_جهان
#یوسفعلی_میرشکاک
#ستیز_با_خویشتن_و_جهان
#یوسفعلی_میرشکاک
همانطور که آدمهای قلچماق کمتر به بیماریهای معمول و روزمره گرفتار میشوند، "رمه"ها هم کمتر به مرض فهم درست گرفتار میشوند. با مغزی دستنخورده و ذهنی که کلمات در آن دخل و تصرف نکردهاند، ترجیح میدهند که دیگران به جای آنها بیاندیشند و تصمیم بگیرند، که اصلا فهمیدن و تصمیم گرفتن نه کار آنهاست و نه به دردسرش میارزد. چرا که آنها میخواهند دست کم اطاقشان از دستبرد در امان باشد. خانه و زندگی و نانخوردن با فهمیدن منافات دارد. پس احتیاط واجب در این است که از اندیشیدن صرفنظر کنند و میکنند.
#ستیز_با_خویشتن_و_جهان
#یوسفعلی_میرشکاک
#ستیز_با_خویشتن_و_جهان
#یوسفعلی_میرشکاک
❤2
بریده بریده 📚📖
همانطور که آدمهای قلچماق کمتر به بیماریهای معمول و روزمره گرفتار میشوند، "رمه"ها هم کمتر به مرض فهم درست گرفتار میشوند. با مغزی دستنخورده و ذهنی که کلمات در آن دخل و تصرف نکردهاند، ترجیح میدهند که دیگران به جای آنها بیاندیشند و تصمیم بگیرند، که اصلا…
[این کتاب متشکل از تعدادی مقالهست و مخاطبش بیشتر اهالی فرهنگ و هنر و شعر و ادبیات اند. لحن استاد میرشکاک واقعا خوبه 🤌🏻🫠]
❤3
(۸)
تو چه بندهای که خدائیت، ز خداست منصب و مرتبت
احدی نیافت ز اولیا، چو تو این شرافت و منزلت
رسدت ز مایهی بندگی، که رسی به پایهی سلطنت
همه خاندانِ تو در صفت، چو توأند مشرقِ معرفت
شده ختم دورهی عِلم و دین، به کمالِ آل تو یا علی
#فؤاد_کرمانی
تو چه بندهای که خدائیت، ز خداست منصب و مرتبت
احدی نیافت ز اولیا، چو تو این شرافت و منزلت
رسدت ز مایهی بندگی، که رسی به پایهی سلطنت
همه خاندانِ تو در صفت، چو توأند مشرقِ معرفت
شده ختم دورهی عِلم و دین، به کمالِ آل تو یا علی
#فؤاد_کرمانی
دقیقا نمیدونم چجوری.
ولی یهکم سفت و سخت دعا کنین ببینیم این مشکل حل میشه یا نه.
ولی یهکم سفت و سخت دعا کنین ببینیم این مشکل حل میشه یا نه.
❤4
(۹)
تو همان مَلیکِ مُهیمنی، که بهشت و جنّت و نه فلک
پیِ جستجوی تو سالکان، به طریقت آمد یک به یک
شده ذکرِ نام مقدّست، همه وِردِ اَلسنهی مَلَک
به خدا که احمدِ مصطفی، به فلک قدم نزد از سَمَک
مگر آنکه داشت در این سفر طلبِ وصالِ تو یا علی
#فؤاد_کرمانی
تو همان مَلیکِ مُهیمنی، که بهشت و جنّت و نه فلک
پیِ جستجوی تو سالکان، به طریقت آمد یک به یک
شده ذکرِ نام مقدّست، همه وِردِ اَلسنهی مَلَک
به خدا که احمدِ مصطفی، به فلک قدم نزد از سَمَک
مگر آنکه داشت در این سفر طلبِ وصالِ تو یا علی
#فؤاد_کرمانی
❤2
بریده بریده 📚📖
[این کتاب متشکل از تعدادی مقالهست و مخاطبش بیشتر اهالی فرهنگ و هنر و شعر و ادبیات اند. لحن استاد میرشکاک واقعا خوبه 🤌🏻🫠]
دو سه تا مقالهش هم درباره شاهنامهس
جالب بود.
دیشب خواب دیدم رفتم جلسه شاهنامه میرشکاک
جالب بود.
دیشب خواب دیدم رفتم جلسه شاهنامه میرشکاک
🔥1
نداری در دلم پروایی از آتشبهپاکردن
ببخشا گاه اگر سرمیزند از سینهام آهی
#آن_جا_که_نامی_نیست
#یوسفعلی_میرشکاک
ببخشا گاه اگر سرمیزند از سینهام آهی
#آن_جا_که_نامی_نیست
#یوسفعلی_میرشکاک
زلیخایی کجا پیدا کنم تا در من آویزد؟
گرفتم نابرادر هست و پیدا میشود چاهی
#آن_جا_که_نامی_نیست
#یوسفعلی_میرشکاک
گرفتم نابرادر هست و پیدا میشود چاهی
#آن_جا_که_نامی_نیست
#یوسفعلی_میرشکاک