علاقه نویسندگان بزرگ به فلسفه همیشه برام جالب توجه بوده و هست.
جدی جدی فلسفه بخونیم :))
جدی جدی فلسفه بخونیم :))
👍1
دیده بگشا ای به شهــد مــرگ نوشینت رضـــا
دیده بگشا بر عــدم، ای مستـی هستی فـــزا
دیده بگشا ای پس از سوءالقضا حسن القضا
دیده بگشا از کرم، رنجور دردستان، علی!
بحـر مروارید غـم، گنجور مردستان، علی!
دیـده بگشـا رنـج انسـان بیـن و سیــل اشــک و آه
کِبـر پَـستان بیـن و جـــام جـهــل و فـرجـــام گـنـــاه
تیر و ترکش، خون و آتش، خشم سرکش، بیم چاه
دیده بگشا بر ستـم؛ بر این فریبستان، علی!
شمـع شبهای دژم، مـــاه غریبستان، علی!
دیده بگشــا! نقـش انسـان مـاند با جـامی تهی
سوخت لاله، مُرد لیلی، خشک شد سَرو سَهی
زآ گـهیمان جهــل مـاند و جهــل ماند از آگهـی
دیده بگشا ای صنـم، ای ساقی مستان، علی!
تیـــره شد از بیـش و کــم آیینــۀ هستان، علی
#علی_معلم_دامغانی
دیده بگشا بر عــدم، ای مستـی هستی فـــزا
دیده بگشا ای پس از سوءالقضا حسن القضا
دیده بگشا از کرم، رنجور دردستان، علی!
بحـر مروارید غـم، گنجور مردستان، علی!
دیـده بگشـا رنـج انسـان بیـن و سیــل اشــک و آه
کِبـر پَـستان بیـن و جـــام جـهــل و فـرجـــام گـنـــاه
تیر و ترکش، خون و آتش، خشم سرکش، بیم چاه
دیده بگشا بر ستـم؛ بر این فریبستان، علی!
شمـع شبهای دژم، مـــاه غریبستان، علی!
دیده بگشــا! نقـش انسـان مـاند با جـامی تهی
سوخت لاله، مُرد لیلی، خشک شد سَرو سَهی
زآ گـهیمان جهــل مـاند و جهــل ماند از آگهـی
دیده بگشا ای صنـم، ای ساقی مستان، علی!
تیـــره شد از بیـش و کــم آیینــۀ هستان، علی
#علی_معلم_دامغانی
❤5
تاحالا قسمت شده چندبار توی کتابفروشی کتاب پیشنهاد دادم برای نامزد(؟) مردم.
اونم تجربه جالبی بوده.
اونم تجربه جالبی بوده.
🎉1
از دلتنگيت کجا فرار کنم؟
معمار هيجان
کجا بروم که صدای آمدنت را بشنوم؟
کجا بايستم که راه رفتنت را ببينم؟
کجا بخوابم که صدای نفسهات بيايد؟
کجا بچرخم که در آغوش تو پيدا شوم؟
کجا چشم باز کنم که در منظرم قاب شوی؟
کجایی؟
کجایی که هيچ چيزی قشنگتر از تماشای تو نيست؟
کجا بميرم
که با بوسههای تو چشم باز کنم؟
کجايی؟
#عباس_معروفی
معمار هيجان
کجا بروم که صدای آمدنت را بشنوم؟
کجا بايستم که راه رفتنت را ببينم؟
کجا بخوابم که صدای نفسهات بيايد؟
کجا بچرخم که در آغوش تو پيدا شوم؟
کجا چشم باز کنم که در منظرم قاب شوی؟
کجایی؟
کجایی که هيچ چيزی قشنگتر از تماشای تو نيست؟
کجا بميرم
که با بوسههای تو چشم باز کنم؟
کجايی؟
#عباس_معروفی
❤1
اینجا لبخندهای بینظیری یافت میشود، لبخندی فوق هنری که انسان را از لذت ذوب میکند، یا لبخندی که باعث میشود انسان خودش را چنان حقیر حس کند که بیاختیار سر به زیر افکند، و یا لبخندی که بهعکس احساس دریاسالاری به انسان دست میدهد طوریکه سرش را از همیشه بالاتر میگیرد.
#بلوار_نیفسکی
#یادداشت_های_یک_دیوانه
#گوگول
#بلوار_نیفسکی
#یادداشت_های_یک_دیوانه
#گوگول
"کجا میتواند باشد! اوه، او را به من بازگردانید! اگر دوباره چشمم به او نیفتد، از غصه میمیرم! باید آنچه را میخواست به من بگوید، بشنوم."
#بلوار_نیفسکی
#یادداشت_های_یک_دیوانه
#گوگول
#بلوار_نیفسکی
#یادداشت_های_یک_دیوانه
#گوگول
خدایا چه زندگیای ما داریم! رویاهایمان دائما در جدال با واقعیت هستند!
#بلوار_نیفسکی
#یادداشت_های_یک_دیوانه
#گوگول
#بلوار_نیفسکی
#یادداشت_های_یک_دیوانه
#گوگول
نمیدونم شماهایی که داستانهای گوگول رو خوندین هم احساس میکنین از نظر سوژه، داستایفسکی ادامهدهندهی گوگول بوده یا فقط منم؟
گرچه بلاهت در زنان زیبا خودش موهبتی به شمار میرود. بههرصورت شوهران بسیاری را میشناسم که از بلاهت زنانشان به وجد میآیند و آن را نشانهای از معصومیت کودکانه آنها میدانند. زیبایی چه معجزهها که نمیکند! نقص عقلی زنی زیبا بهجای آنکه توجهها را از او برگرداند، جذابترش میکند؛ و حتی هرزگی و فساد اخلاقی آنان بهنظر بیضرر و خوشایند میرسد، اما اگر یک زن کمی از زیبایی بیبهره باشد باید بیست برابر یک مرد باهوش باشد تا حداقل، اگر نه عشق، کمی احترام به خودش جلب کند.
#بلوار_نیفسکی
#یادداشت_های_یک_دیوانه
#گوگول
#بلوار_نیفسکی
#یادداشت_های_یک_دیوانه
#گوگول
👍4
باید شعری تازه گفت
آهنگی تازه نواخت
باید در چوبی این باغ ها را
که در رویاهای مان شکل گرفته اند
رو به شهر باز کرد
باید
همه چیز را از نو ساخت
هیچ بادی
لانه ی پرندگان را
دوباره سر جایش نمی گذارد.
#رسول_یونان
آهنگی تازه نواخت
باید در چوبی این باغ ها را
که در رویاهای مان شکل گرفته اند
رو به شهر باز کرد
باید
همه چیز را از نو ساخت
هیچ بادی
لانه ی پرندگان را
دوباره سر جایش نمی گذارد.
#رسول_یونان
❤3
بریده بریده 📚📖
گرچه بلاهت در زنان زیبا خودش موهبتی به شمار میرود. بههرصورت شوهران بسیاری را میشناسم که از بلاهت زنانشان به وجد میآیند و آن را نشانهای از معصومیت کودکانه آنها میدانند. زیبایی چه معجزهها که نمیکند! نقص عقلی زنی زیبا بهجای آنکه توجهها را از او برگرداند،…
طرف توی داستان تریاک میخواسته
میره پیش یه ایرانی توی پترزبورگ
ببینید دوستان
ریشه و اصالت رو ببینید :))
میره پیش یه ایرانی توی پترزبورگ
ببینید دوستان
ریشه و اصالت رو ببینید :))
💔1
اینجا کسی نشسته که پیوسته
دست از خودش نخواسته بردارد
اینجا منم ، کسی که دلش میخواست
سر روی زانوان تو بگذارد
با هیچ کس به جز تو نخواهم گفت
حرفی که با تو نیز نمیشد گفت
چشمت منم ، گذشتهی من اینجاست
چشمت گذشتههای مرا دارد
از من نخواه از تو بپرهیزم
از من گذشته از تو بپرهیزم
از من نپرس گریه که میگیرم
این ابر از کجاست که میبارد
از قرنهای پیش تو را دیدم
پیش از تو دیدمت، پسِ هر دردی
دیدم که دستهای مرا، دستی
در باغچه، کنار تو میکارد
زل میزنم به یک پل بیپایه
تا رد شوم بدون تو ، بیسایه
از معبری که روح و روانم را
از قرنهای پیش میآزارد
از من نخواه بیتو به پاخیزم
از من گذشته بیتو به پاخیزم
باید فرو بریزم و میریزم
این پل مرا همیشه میآوارد
این دستِ کیست؟ دست من است انگار
برگی که از کنار تو روییده ست
برگ من است ، مرگ من است انگار...
مردن مرا چه ساده میانگارد
دیدم کسی نشسته که دردش را
با هیچکس به جز تو نخواهد گفت
دیدم پلی شکسته ، که پیوسته
دست از خودش نخواسته بردارد
#حسین_صفا
دست از خودش نخواسته بردارد
اینجا منم ، کسی که دلش میخواست
سر روی زانوان تو بگذارد
با هیچ کس به جز تو نخواهم گفت
حرفی که با تو نیز نمیشد گفت
چشمت منم ، گذشتهی من اینجاست
چشمت گذشتههای مرا دارد
از من نخواه از تو بپرهیزم
از من گذشته از تو بپرهیزم
از من نپرس گریه که میگیرم
این ابر از کجاست که میبارد
از قرنهای پیش تو را دیدم
پیش از تو دیدمت، پسِ هر دردی
دیدم که دستهای مرا، دستی
در باغچه، کنار تو میکارد
زل میزنم به یک پل بیپایه
تا رد شوم بدون تو ، بیسایه
از معبری که روح و روانم را
از قرنهای پیش میآزارد
از من نخواه بیتو به پاخیزم
از من گذشته بیتو به پاخیزم
باید فرو بریزم و میریزم
این پل مرا همیشه میآوارد
این دستِ کیست؟ دست من است انگار
برگی که از کنار تو روییده ست
برگ من است ، مرگ من است انگار...
مردن مرا چه ساده میانگارد
دیدم کسی نشسته که دردش را
با هیچکس به جز تو نخواهد گفت
دیدم پلی شکسته ، که پیوسته
دست از خودش نخواسته بردارد
#حسین_صفا
❤1