Forwarded from SFF Realm | قلمروی عتف (Mel)
🐙 هاوارد فیلیپس لاوکرفت با وجود عمر کوتاهی که داشت، نویسندهی پرکاری بود! اون در ۲۰ آگوست سال ۱۸۹۰ در ایالت رودآیلند آمریکا متولد شد.
🐙 لاوکرفت تنها فرزند والدینش بود و خانوادهاش از وضعیت مالی بسیار خوبی برخوردار بودن تا اینکه در آوریل ۱۸۹۳، پدرش بابت وضعیت روانی نابسمانش در یک موسسه روانپزشکی بستری شد و همونجا درگذشت و طولی نکشید که مادرش هم به سرنوشت مشابهی دچار شد و بعد از اون، وضع مالیش رو به افول گذاشت.
🐙 اون کار نویسندگی رو با نوشتن مقاله توی مجلات شروع کرد و به تدریج توی جامعهی ادبیات گمانهزن پذیرفته شد. سال ۱۹۲۴ به نیویورک رفت و اونجا ازدواج کرد و محور اصلی گروهی رو تشکیل داد که به عنوان "حلقهی لاوکرفت" شناخته میشد و اعضای این گروه، اون رو با مجلهی Weird Tales آشنا کردن که بعدها به مهمترین ناشر آثار لاوکرفت تبدیل شد.
🐙 دوران اقامتش توی نیویورک روی وضعیت مالی و روحیش تاثیر بدی داشت که در نتیجه برگشت به شهر زادگاهش و بعضی از مشهورترین آثارش رو اونجا خلق کرد، یعنی احضار کطولهو (the call of cathulhu)، در کوهستان جنون (at the mountains of madness) و...
🐙 اون تا ۱۱ سال بعد همچنان به عنوان نویسنده به فعالیت خودش ادامه داد تا این که در سال ۱۹۳۷ بر اثر ابتلا به سرطان روده در گذشت.
🐙 آثار ادبی لاوکرفت از کیهانگرایی (Cosmicism) ریشه میگیرن؛ فلسفهای که هم دیدگاههای شخصیش رو تشکیل میداد و هم مضمون اصلی داستانهاشو.
🐙 کیهانگرایی بر این باوره که بشر بخش ناچیزی از کیهانه و ممکنه در هر لحظه بهکلی از بین بره و لاوکرفت عناصر فانتزی و علمیتخیلی رو وارد داستانهاش میکرد تا شکنندگیِ نگرش "انسانمحور" به جهان رو نشون بده. زوال تمدن هم نقش مهمی در آثارش داره؛ چرا که لاوکرفت باور داشت جهان غرب در دوران زندگی اون رو به افوله.
🐙 لاوکرفت هرگز نتونست از درآمد حاصل از نویسندگی و ویراستاری زندگیش رو تأمین کنه و در زمان حیاتش تقریباً ناشناخته بود اما امروزه از اون به عنوان یکی از مهمترین نویسندگان قرن بیستم یاد میکنن و آثار بسیار بسیار بسیاااار زیادی هستن که مستقیم یا غیرمستقیم از اون و کارهاش الهام گرفتن.
🐙 لاوکرفت و دیگر نویسندههای ویرد فیکشن (Weird Fiction) باعث شدن ژانر وحشت وارد دوران مدرنتری بشه. قبل از اون، بیشتر داستانهای ترسناک حالوهوای گوتیک داشتن اما لاوکرفت و نویسندگان همعصرش داستانهای خودشون رو در اوایل قرن بیستم و در دنیای معاصر روایت میکردن. البته داستانهای لاوکرفت همچنان تحت تأثیر نویسندههایی مثل ادگار آلن پو، آثار وحشت فولکلوریک (Folk Horror) و وحشت گوتیک بود اما با این تفاوت که اون این عناصر رو به زمانهٔ خودش آورد و در بستر مدرنتری بازآفرینی کرد.
#بوکولو #اچ_پی_لاوکرفت
🌌SFF Realm | قلمروی عتف
🐙 لاوکرفت تنها فرزند والدینش بود و خانوادهاش از وضعیت مالی بسیار خوبی برخوردار بودن تا اینکه در آوریل ۱۸۹۳، پدرش بابت وضعیت روانی نابسمانش در یک موسسه روانپزشکی بستری شد و همونجا درگذشت و طولی نکشید که مادرش هم به سرنوشت مشابهی دچار شد و بعد از اون، وضع مالیش رو به افول گذاشت.
🐙 اون کار نویسندگی رو با نوشتن مقاله توی مجلات شروع کرد و به تدریج توی جامعهی ادبیات گمانهزن پذیرفته شد. سال ۱۹۲۴ به نیویورک رفت و اونجا ازدواج کرد و محور اصلی گروهی رو تشکیل داد که به عنوان "حلقهی لاوکرفت" شناخته میشد و اعضای این گروه، اون رو با مجلهی Weird Tales آشنا کردن که بعدها به مهمترین ناشر آثار لاوکرفت تبدیل شد.
🐙 دوران اقامتش توی نیویورک روی وضعیت مالی و روحیش تاثیر بدی داشت که در نتیجه برگشت به شهر زادگاهش و بعضی از مشهورترین آثارش رو اونجا خلق کرد، یعنی احضار کطولهو (the call of cathulhu)، در کوهستان جنون (at the mountains of madness) و...
🐙 اون تا ۱۱ سال بعد همچنان به عنوان نویسنده به فعالیت خودش ادامه داد تا این که در سال ۱۹۳۷ بر اثر ابتلا به سرطان روده در گذشت.
🐙 آثار ادبی لاوکرفت از کیهانگرایی (Cosmicism) ریشه میگیرن؛ فلسفهای که هم دیدگاههای شخصیش رو تشکیل میداد و هم مضمون اصلی داستانهاشو.
🐙 کیهانگرایی بر این باوره که بشر بخش ناچیزی از کیهانه و ممکنه در هر لحظه بهکلی از بین بره و لاوکرفت عناصر فانتزی و علمیتخیلی رو وارد داستانهاش میکرد تا شکنندگیِ نگرش "انسانمحور" به جهان رو نشون بده. زوال تمدن هم نقش مهمی در آثارش داره؛ چرا که لاوکرفت باور داشت جهان غرب در دوران زندگی اون رو به افوله.
🐙 لاوکرفت هرگز نتونست از درآمد حاصل از نویسندگی و ویراستاری زندگیش رو تأمین کنه و در زمان حیاتش تقریباً ناشناخته بود اما امروزه از اون به عنوان یکی از مهمترین نویسندگان قرن بیستم یاد میکنن و آثار بسیار بسیار بسیاااار زیادی هستن که مستقیم یا غیرمستقیم از اون و کارهاش الهام گرفتن.
🐙 لاوکرفت و دیگر نویسندههای ویرد فیکشن (Weird Fiction) باعث شدن ژانر وحشت وارد دوران مدرنتری بشه. قبل از اون، بیشتر داستانهای ترسناک حالوهوای گوتیک داشتن اما لاوکرفت و نویسندگان همعصرش داستانهای خودشون رو در اوایل قرن بیستم و در دنیای معاصر روایت میکردن. البته داستانهای لاوکرفت همچنان تحت تأثیر نویسندههایی مثل ادگار آلن پو، آثار وحشت فولکلوریک (Folk Horror) و وحشت گوتیک بود اما با این تفاوت که اون این عناصر رو به زمانهٔ خودش آورد و در بستر مدرنتری بازآفرینی کرد.
#بوکولو #اچ_پی_لاوکرفت
🌌SFF Realm | قلمروی عتف
🔥4❤2
Forwarded from SFF Realm | قلمروی عتف (Mel)
🐙 استیون کینگ، نیل گیمن، برایان لاملی، کالین ویلسون همه از جمله نویسندههایی هستن که بارها به الهام از لاوکرفت و آثارش اشاره کردن. گیمن در مورد اون گفته:
🐙 حتی بتمن هم الهام گرفته از لاوکرفته :) شهر آرکهام عملا یکی از شهرهای فیکشنالیه که لاوکرفت خالق اونه. و خیلی از موزیسینها هم از آثار اون الهام گرفتن.
🐙 مخالفان لاوکرفت معمولا روی آثارش تمرکز ندارن، بلکه شخصیتش و دیدگاههای سیاسیش رو نقد میکنن و خب... حق دارن :))) لاوکرفت نژادپرست، یهودستیز و بیگانههراس بود. لیترالی اسم گربهش رو که سیاه بود گذاشته بود "نیگر من" :))) و گاهی این دیدگاههاش به شکل نامحسوسی توی آثارش هم نمود پیدا میکرد اما به هر حال این مسئله نبوغ و استعداد ادبی اون رو زیر سوال نمیبره.
🐙 امیدواریم آثار بیشتری از این نویسنده به فارسی هم ترجمه بشه.
#بوکولو #اچ_پی_لاوکرفت
🌌SFF Realm | قلمروی عتف
«نکتهٔ جالب دربارهٔ لاوکرفت این است که آدمهای داستانهای او آنطور که معمولاً در داستانهای وحشت مرتکب اشتباه میشوند، عمل نمیکنند. در داستانهای ترسناک، شما یک کار اشتباه انجام میدهید؛ مثلاً وارد مغازه میشوید و آن شیئی را که احتمالاً نباید بخرید، میخرید، یا چیزی شبیه به این، و بعد همهچیز خراب میشود. اما در آثار لاوکرفت، شما فقط در جای اشتباهی اتاقی اجاره میکنید، به شهر اشتباهی نقل مکان میکنید یا داستان اشتباهی را میخوانید. و دیگر کارتان تمام است.»
🐙 حتی بتمن هم الهام گرفته از لاوکرفته :) شهر آرکهام عملا یکی از شهرهای فیکشنالیه که لاوکرفت خالق اونه. و خیلی از موزیسینها هم از آثار اون الهام گرفتن.
🐙 مخالفان لاوکرفت معمولا روی آثارش تمرکز ندارن، بلکه شخصیتش و دیدگاههای سیاسیش رو نقد میکنن و خب... حق دارن :))) لاوکرفت نژادپرست، یهودستیز و بیگانههراس بود. لیترالی اسم گربهش رو که سیاه بود گذاشته بود "نیگر من" :))) و گاهی این دیدگاههاش به شکل نامحسوسی توی آثارش هم نمود پیدا میکرد اما به هر حال این مسئله نبوغ و استعداد ادبی اون رو زیر سوال نمیبره.
🐙 امیدواریم آثار بیشتری از این نویسنده به فارسی هم ترجمه بشه.
#بوکولو #اچ_پی_لاوکرفت
🌌SFF Realm | قلمروی عتف
❤12
بعدا سر فرصت برای خاستگاه تاریکیش یه مرور مینویسم
در مورد آثارش یه حرفای جالبی برای گفتن دارم
در مورد آثارش یه حرفای جالبی برای گفتن دارم
❤7⚡1👍1
من فکر میکردم خودم خیلی overthink میکنم تا این که با راسکلنیکف اشنا شدم
😁13👍1
Bookollo
من فکر میکردم خودم خیلی overthink میکنم تا این که با راسکلنیکف اشنا شدم
فعلا گذاشتمش کنار و تسلیم اسلامپ شدم
🤝5❤1
دنیا یه جوری شده برای نقاشی کشیدن نباید نقاشی بلد باشی
برای اهنگ خوندن نباید صدات خوب باشه
برای ترجمه کردن نباید زبان مورد نظر رو بلد باشی
برای اهنگ خوندن نباید صدات خوب باشه
برای ترجمه کردن نباید زبان مورد نظر رو بلد باشی
💔11👍3🔥3
میدونستین سی. اس. لوییس آتئیست بود؟ و بعدا رسما مسیحی شد؟
و این چرا جالبه؟ چون از همه جای نارنیا مسیحیت میزنه بیرون.
و چی دیگه خیلی جالبه؟ این که یکی از کسایی که باعث شد لوییس مسیحی شه تالکین بود.
و این چرا جالبه؟ چون از همه جای نارنیا مسیحیت میزنه بیرون.
و چی دیگه خیلی جالبه؟ این که یکی از کسایی که باعث شد لوییس مسیحی شه تالکین بود.
🐳10👍6
صبح تو مترو قشنگ غررررق بودم تو تاریکی موریا و استرس داشتم اینا میخوان چیکار کنن (با این که ۷۵۶۴۲۶۵۶۴ بار فیلم رو دیدم) که یهو یه اقای فروشنده بغلم گفت ففففقط ۱۰۰ تومنهها و من قشنگ یه سکتهی ریزی رو رد کردم
😁9😭8🤣3
وای ولی جدی چقدر اینجاهاش استرس داشت
به عنوان کسی که میدونه قراره چی بشه نباید انقدر استرس میگرفتم
اصلا اون تاریکی و فضای بسته و صدای پاهایی که فرودو میشنید واقعا وای
به عنوان کسی که میدونه قراره چی بشه نباید انقدر استرس میگرفتم
اصلا اون تاریکی و فضای بسته و صدای پاهایی که فرودو میشنید واقعا وای
⚡6🐳5🔥1
Bookollo
صبح تو مترو قشنگ غررررق بودم تو تاریکی موریا و استرس داشتم اینا میخوان چیکار کنن (با این که ۷۵۶۴۲۶۵۶۴ بار فیلم رو دیدم) که یهو یه اقای فروشنده بغلم گفت ففففقط ۱۰۰ تومنهها و من قشنگ یه سکتهی ریزی رو رد کردم
من و سامیار در مورد ارباب اینجوریایم که میپرسه الان کجایی؟
من: صفحه ۳۵۰
یک هفته بعد. سامیار: الان چی؟
من: صفحه ۳۵۶
من: صفحه ۳۵۰
یک هفته بعد. سامیار: الان چی؟
من: صفحه ۳۵۶
🤣9
Bookollo
صبح تو مترو قشنگ غررررق بودم تو تاریکی موریا و استرس داشتم اینا میخوان چیکار کنن (با این که ۷۵۶۴۲۶۵۶۴ بار فیلم رو دیدم) که یهو یه اقای فروشنده بغلم گفت ففففقط ۱۰۰ تومنهها و من قشنگ یه سکتهی ریزی رو رد کردم
اسپویل خیلی وحشتناک از ارباب حلقهها
😭8