Forwarded from 卄ડꫀρคຖ𝕥ꪖ
https://t.me/bookollo/4453
خیلی زشت شد
خیلی زشت شد
Telegram
Bookollo
ریویوی الیاس از درخشش رو دیدم و یادم اومد خودم هنوز براش ریویو ننوشتم
😁1
امشب ایشالا ✍🔥 * میم اون اقاههی سیاه پوست که وقتی مینویسه صفحه آتیش میگیره *
🤣7
Bookollo
ببخشیدا خانوم جکسون ولی همچین حوصلهم سر رفته
انقدررررررر این داستانش اعصاب خورد کن بود که واقعا وای 😐
🤣6
Bookollo
انقدررررررر این داستانش اعصاب خورد کن بود که واقعا وای 😐
اعصاب خورد کنِ خوب
نه بد
نه بد
Bookollo
امشب ایشالا ✍🔥 * میم اون اقاههی سیاه پوست که وقتی مینویسه صفحه آتیش میگیره *
همین، فردا شب ایشالا 👩🦯
من نمیفهمم
یه پیجه هست تنها کاری که میکنه اینه که جمله های یه کتاب، ییییک کتاب، رو هایلایت میکنه
بعد ویوهاشو میبینی پشمات میریزه :/
یه پیجه هست تنها کاری که میکنه اینه که جمله های یه کتاب، ییییک کتاب، رو هایلایت میکنه
بعد ویوهاشو میبینی پشمات میریزه :/
🌚10💔1
درخشش
استیون کینگ
خلاصه 📚:
جک تورنس نویسندهی نسبتا ناموفقیه که برای گردوندن چرخ زندگی تو یه مدرسه به عنوان معلم استخدام شده. ناکامیهای جک توی حرفهی مورد علاقهش کم کم اون رو به سمت سوء مصرف الکل هول میده تا جایی که عملا به یه دائم الخمر معتاد تبدیل میشه. در نهایت هم بابت یه اتفاق وحشتناک، از کار اخراجش میکنن.
جک برای این که بتونه خانوادهش رو حفظ کنه قبول میکنه تو یه هتل به عنوان سرایدار زمستونی مشغول به کار بشه. اسم هتل overlook ه و دقیقا وسط کوهستان قرار گرفته و با شروع بارش برف عملا دسترسیش به جهان بیرون قطع میشه! ولی جک و خانوادهش از روی اجبار به هتل نقل مکان میکنن تا بتونن با درآمدش زندگیشون رو سر پا نگه دارن و جک هم بتونه روی نمایشنامهش کار کنه.
اما طولی نمیکشه که اقامت آرامشبخش خانوادهی تورنس تو این هتل مجلل به یه کابوس باور نکردنی تبدیل میشه که جک، وندی و دنی کوچولو رو به ورطهی مرگ میکشونه؛ هتلی که برای تصاحب دنی و تواناییهای منحصر به فردش، برای این خانواده دندون تیز کرده...
نظر من ✍️:
خب ببینید. من تا حالا تقریبا ۱۱ ۱۲ تا کتاب از کینگ خوندم ولی این کتاب رو به راحتی میتونم جزو تاپ 3 کتابهایی که ازش خوندم قرار بدم، اونم تو رتبه اول!
چندتا نکته هست که دوست دارم در موردش بهشون اشاره کنم:
۱. کینگ طبق معمول تو این کتاب هم در مورد شخصیت پردازی عالی عمل کرده.
من از همون صفحه اول از جک تورنس بدم میومد. به مرور زمان که بیشتر شناختمش همچنان ازش بدم میومد ولی دلم هم براش میسوخت. مسئلهای که هست اینه که کینگ برای نوشتن این کتاب از دورانی الهام گرفته که خودش اعتیاد داشته و احتمالا همین باعث شده که بتونه جک رو خیلی باورپذیر به تصویر بکشه. کلا این که از خودش و تجربیاتش الهام میگیره قطعا تاثیر زیادی تو باورپذیر شدن داستانهاش و کاراکترهاش داره.
۲. کینگ جزو معدود نویسندههاییه که بچهها رو خوب مینویسه.
خیلی از نویسندهها جوری از بچهها مینویسن که یا خیلی آدم بزرگونه رفتار میکنن و یا خیلی لوسن. این در حالیه که به نظرم کینگ میتونه خیلی خوب کاراکترهای کودک رو توصیف کنه و احساسات و افکارشون رو جوری به خواننده منتقل کنه که قابل درک و relatable باشن.
۳. برخلاف خیلی از کتابایی که من ازش خوندم، به نظرم با این که درخشش همچنان ریتم کندی داره ولی اتفاقات جذاب داستان خیلی زود توش شروع میشن. این پوئن مثبت مهمی محسوب میشه.
۴. من همیشه میگم که کینگ رو با این نگاه شروع نکنین که قراره چیزی بخونین که شب خوابتون نبره چون سبک قلمش اونجوری نیست. بیشتر اینجوریه که آروم بخزه زیر پوستت و مور مورت کنه. درخشش، از ترسناکترین جیزایی بود که ازش خوندم! چون علاوه بر اون حس مورمور کننده، اون jump scare طوریهایی که از کارای ترسناک توقع داریم رو هم داره و واقعا کار خوبیه از این لحاظ. منم شبا میخوندمش که مطمئن باشم قشنگ بترسم :)))
۵. یه سری مشخصههای تیپیکال کارهای کینگ تو اینم تکرار شده. بچهای که توانایی تلهپاتی/تله کینزی داره، نویسنده بودن شخصیت اصلی و...
۶. وقتی میگیم لحن کینگ، الکی نمیگیم :)) من هر وقت که ازش چیزی رو به انگلیسی خوندم بیشتر برام مشخصه شده تفاوت قلم خودش با چیزی که تو ترجمه درمیاد.
خیلی از نویسندههایی که سرشون به تنشون میارزه، قلمشون شخصیت خودش رو داره. گیمن هم همینطوره. خیلی از نویسندههای داخلی هم همینطورن مثل دولت آبادی یا هوشنگ گلشیری و غیره. کینگ هم از این قاعده مستثنی نیست. چطور؟ مثلا همیشه یه کاراکتری داره که لهجه داره و جملات اون کاراکتر رو با لهجه مینویسه. مثلا کلی اصطلاحات عجیب و غریب محاورهای و خودمونی آمریکایی استفاده میکنه که تو احتمال ۹۰ درصد هیچجا نشنیده بودی! مثلا همیشه یه جوری شوخی میکنه که انگار نه انگار مخاطب غیر آمریکایی هم داره که ممکنه متوجه اون شوخیها نشن :)) مثلا همیشه یه جوری یه جایی تیکههای سیاسی میندازه و غیره و غیره.
اینا بیشتر باز مشخصههای کاراش بود تا خاصیت قلمش ولی خواستم حدودا بگم که چرا وقتی میگیم قلم کینگ، منظورمون چیز خاصیه. این بخش خیلی طولانی شد چون دوست داشتم دقیقتر از همیشه بهش بپردازم.
۷. از روی این کتاب یه فیلم هم ساختن، به کارگردانی کوبریک که اونم فیلم خوبیه ولی خیلی زیاد با کتاب تفاوت داره. اون دوقلوهای معروف فیلم رو یادتونه؟ اصلا تو کتاب نیستن! و خیلی چیزای دیگه. اگه فیلم رو دیدین بازم کتاب رو بخونین چون واقعا ۱۸۰ درجه با هم فرق دارن. و پرداخت شخصیتها توی کتاب خیلی عمیقتر از فیلمشه.
خلاصه خیلی زیاد از خوندنش لذت بردم. خیلی هیجان انگیز بود و تجربه خوبی رو برای آدم از خوندن یه کتاب ترسناک رقم میزنه.
امتیاز من: 5/5 ⭐️ ⭐️ ⭐️ ⭐️ ⭐️
لینک معرفیش تو اینستا:
https://www.instagram.com/p/DNJXQJCMoCi/?igsh=MW1md2U5eWlseTd2MQ==
#مرور #دیدگاه #هیولاشناس #بوکولو
استیون کینگ
خلاصه 📚:
جک تورنس نویسندهی نسبتا ناموفقیه که برای گردوندن چرخ زندگی تو یه مدرسه به عنوان معلم استخدام شده. ناکامیهای جک توی حرفهی مورد علاقهش کم کم اون رو به سمت سوء مصرف الکل هول میده تا جایی که عملا به یه دائم الخمر معتاد تبدیل میشه. در نهایت هم بابت یه اتفاق وحشتناک، از کار اخراجش میکنن.
جک برای این که بتونه خانوادهش رو حفظ کنه قبول میکنه تو یه هتل به عنوان سرایدار زمستونی مشغول به کار بشه. اسم هتل overlook ه و دقیقا وسط کوهستان قرار گرفته و با شروع بارش برف عملا دسترسیش به جهان بیرون قطع میشه! ولی جک و خانوادهش از روی اجبار به هتل نقل مکان میکنن تا بتونن با درآمدش زندگیشون رو سر پا نگه دارن و جک هم بتونه روی نمایشنامهش کار کنه.
اما طولی نمیکشه که اقامت آرامشبخش خانوادهی تورنس تو این هتل مجلل به یه کابوس باور نکردنی تبدیل میشه که جک، وندی و دنی کوچولو رو به ورطهی مرگ میکشونه؛ هتلی که برای تصاحب دنی و تواناییهای منحصر به فردش، برای این خانواده دندون تیز کرده...
نظر من ✍️:
خب ببینید. من تا حالا تقریبا ۱۱ ۱۲ تا کتاب از کینگ خوندم ولی این کتاب رو به راحتی میتونم جزو تاپ 3 کتابهایی که ازش خوندم قرار بدم، اونم تو رتبه اول!
چندتا نکته هست که دوست دارم در موردش بهشون اشاره کنم:
۱. کینگ طبق معمول تو این کتاب هم در مورد شخصیت پردازی عالی عمل کرده.
من از همون صفحه اول از جک تورنس بدم میومد. به مرور زمان که بیشتر شناختمش همچنان ازش بدم میومد ولی دلم هم براش میسوخت. مسئلهای که هست اینه که کینگ برای نوشتن این کتاب از دورانی الهام گرفته که خودش اعتیاد داشته و احتمالا همین باعث شده که بتونه جک رو خیلی باورپذیر به تصویر بکشه. کلا این که از خودش و تجربیاتش الهام میگیره قطعا تاثیر زیادی تو باورپذیر شدن داستانهاش و کاراکترهاش داره.
۲. کینگ جزو معدود نویسندههاییه که بچهها رو خوب مینویسه.
خیلی از نویسندهها جوری از بچهها مینویسن که یا خیلی آدم بزرگونه رفتار میکنن و یا خیلی لوسن. این در حالیه که به نظرم کینگ میتونه خیلی خوب کاراکترهای کودک رو توصیف کنه و احساسات و افکارشون رو جوری به خواننده منتقل کنه که قابل درک و relatable باشن.
۳. برخلاف خیلی از کتابایی که من ازش خوندم، به نظرم با این که درخشش همچنان ریتم کندی داره ولی اتفاقات جذاب داستان خیلی زود توش شروع میشن. این پوئن مثبت مهمی محسوب میشه.
۴. من همیشه میگم که کینگ رو با این نگاه شروع نکنین که قراره چیزی بخونین که شب خوابتون نبره چون سبک قلمش اونجوری نیست. بیشتر اینجوریه که آروم بخزه زیر پوستت و مور مورت کنه. درخشش، از ترسناکترین جیزایی بود که ازش خوندم! چون علاوه بر اون حس مورمور کننده، اون jump scare طوریهایی که از کارای ترسناک توقع داریم رو هم داره و واقعا کار خوبیه از این لحاظ. منم شبا میخوندمش که مطمئن باشم قشنگ بترسم :)))
۵. یه سری مشخصههای تیپیکال کارهای کینگ تو اینم تکرار شده. بچهای که توانایی تلهپاتی/تله کینزی داره، نویسنده بودن شخصیت اصلی و...
۶. وقتی میگیم لحن کینگ، الکی نمیگیم :)) من هر وقت که ازش چیزی رو به انگلیسی خوندم بیشتر برام مشخصه شده تفاوت قلم خودش با چیزی که تو ترجمه درمیاد.
خیلی از نویسندههایی که سرشون به تنشون میارزه، قلمشون شخصیت خودش رو داره. گیمن هم همینطوره. خیلی از نویسندههای داخلی هم همینطورن مثل دولت آبادی یا هوشنگ گلشیری و غیره. کینگ هم از این قاعده مستثنی نیست. چطور؟ مثلا همیشه یه کاراکتری داره که لهجه داره و جملات اون کاراکتر رو با لهجه مینویسه. مثلا کلی اصطلاحات عجیب و غریب محاورهای و خودمونی آمریکایی استفاده میکنه که تو احتمال ۹۰ درصد هیچجا نشنیده بودی! مثلا همیشه یه جوری شوخی میکنه که انگار نه انگار مخاطب غیر آمریکایی هم داره که ممکنه متوجه اون شوخیها نشن :)) مثلا همیشه یه جوری یه جایی تیکههای سیاسی میندازه و غیره و غیره.
اینا بیشتر باز مشخصههای کاراش بود تا خاصیت قلمش ولی خواستم حدودا بگم که چرا وقتی میگیم قلم کینگ، منظورمون چیز خاصیه. این بخش خیلی طولانی شد چون دوست داشتم دقیقتر از همیشه بهش بپردازم.
۷. از روی این کتاب یه فیلم هم ساختن، به کارگردانی کوبریک که اونم فیلم خوبیه ولی خیلی زیاد با کتاب تفاوت داره. اون دوقلوهای معروف فیلم رو یادتونه؟ اصلا تو کتاب نیستن! و خیلی چیزای دیگه. اگه فیلم رو دیدین بازم کتاب رو بخونین چون واقعا ۱۸۰ درجه با هم فرق دارن. و پرداخت شخصیتها توی کتاب خیلی عمیقتر از فیلمشه.
خلاصه خیلی زیاد از خوندنش لذت بردم. خیلی هیجان انگیز بود و تجربه خوبی رو برای آدم از خوندن یه کتاب ترسناک رقم میزنه.
امتیاز من: 5/5 ⭐️ ⭐️ ⭐️ ⭐️ ⭐️
لینک معرفیش تو اینستا:
https://www.instagram.com/p/DNJXQJCMoCi/?igsh=MW1md2U5eWlseTd2MQ==
#مرور #دیدگاه #هیولاشناس #بوکولو
❤18❤🔥2🔥2⚡1🌚1