اگه فیلم لانگلگز رو دیده باشین میتونم بگم حضور جیمز توی داستانهای جکسون مثل حضور شیطان تو صحنههای لانگلگزه
👍3
Bookollo
Video message
حالا باور کنین از امروز که اینو گفتم یهو میاد جزو مورد استفاده ترین ابزارهام حین کتاب خوندن 🤡
🤣3
Drive My Car
اتفاقا فیلم خیلی خیلی خوبیه. فرصت کنم راجع بهش حرف میزنم.
نه منم نمیگم فیلم بدیه
فیلم یه جوری ایه
انقدری یه جوری که واقعا دلم نمیخواست تحملش کنم 😂
فیلم یه جوری ایه
انقدری یه جوری که واقعا دلم نمیخواست تحملش کنم 😂
حالا من گفتم فعلا دلم نمیخواد ژانری بخونم
ولی دلم واقعا یه چیز خیلی خیلی خیلی خیلی ترسناک میخواد
ولی دلم واقعا یه چیز خیلی خیلی خیلی خیلی ترسناک میخواد
تو گوگل مپ برای خودم یه لیست درست کردم از کتابفروشیهایی که دوست دارم برم 😌
🔥5👍1
آبرنگ مثل املت میمونه
هر بار که میری سراغش نتیجه ممکنه با دفعهی قبل فرق داشته باشه
هر بار که میری سراغش نتیجه ممکنه با دفعهی قبل فرق داشته باشه
👍18🤣8
The same is true in the horror genre, which is the literary equivalent of rock and roll-a quick hit to the head that bops your nerves and makes them hurt so good.
🔥4
بعضی نویسندهها یه جوری حرف دل آدم رو میزنن که اصلا میمونی!
با خودت میگی من اگه میتونستم با این آدم حرف هم بزنم نمیتونستم انقدر دقیق که ازش حرف زده، احساسم رو براش توصیف کنم! و فکر کنم صبا طاهر یکی از همین نویسندههاست...
تمام خشم من
صبا طاهر
مترجم مینا آزادی
نشر ابوعطا
خلاصه:
نور و صلاح الدین هر دو بچههایی از خانوادههای پاکستانی تبار هستن که تو آمریکا زندگی میکنن. نور، با عموش زندگی میکنه که از هر چیز مرتبط با پاکستان متنفره و صلاح الدین با پدر و مادرش یه متل دارن ولی مادرش مریضه و پدرش هم یه دائم الخمر بیتوجهه. هر کدوم از این بچهها رو چندین و چند کابوس ترسناک احاطه کردن. از همرنگ نشدن با بچههای مدرسه گرفته تا مشکلات خانوادگی و غیره و غیره. حالا سوال اینجاست... اونا میتونن از پس این کابوسها بربیان؟
نظر من:
آخ این کتاب... نمیدونم بادبادک باز رو خوندین یا نه ولی این کتاب خیلی منو یاد اون میندازه. فکر نمیکنم که الان تو این مملکت کسی باشه که حداقل یه بار به مهاجرت فکر نکرده باشه! خیلیا هم هستن که آلردی رفتن یا دارن برای رفتن تلاش میکنن. حالا سوال اینجاست که خونه کجاست؟ جایی که ازش اومدی؟ جایی که خانوادهت هستن؟ جایی که برات خوبه؟
به نظرم صبا طاهر خیلی خوب تو این کتاب چالشهای خانوادههای مهاجری رو نشون داده که از کشورهای منطقهی ما راهی کشورهای اروپایی یا آمریکایی شدن. چالشهای فرهنگی، تفاوتهای اعتقادی و غیره و غیره همه از جمله غولهایی هستن باید شکست بدیم و حالا بیا تصور کن یه نوجوون سرگشته با کلی مشکلات خانوادگی باشی که همهی این مسائل هم ریخته سرت!
مهمترین نکتهای که من در مورد داستان این کتاب دوست داشتم همین بود که به راحتی قابل درک و باورپذیره. به علاوه کاراکترهای اصلیش، نور و صلاح الدین، هر دو دوست داشتنی و به شیوهی خودشون یونیکن. طوری که میتونی خودت رو توی هر دوی اونا پیدا کنی و دلت میخواد بغلشون کنی و بهشون بگی که همه چی درست میشه.
شخصیت پردازی کتاب خیلی جالبه. تو واقعا نمیتونی از هیچ کدوم از کاراکترها متنفر باشی چون همه خیلی واقعی هستن و همونطور که توی دنیای واقعی هیچکس سیاه و سفید نیست، توی این داستان هم واقعا همچین حسی بهت منتقل میشه.
هر کسی تو هر سن و سالی میتونه از خوندن این کتاب لذت ببره ولی به خصوص به نوجوونها پیشنهادش میکنم چون قطعا براشون میتونه یه جور آغوش غمگین ولی مهربون باشه. انگار کسی بخواد بهت بگه که "نگران نباش. تنها نیستی" :)
امتیاز من: ۴/۵ ⭐️⭐️⭐️⭐️
لینک معرفیش توی اینستا:
https://www.instagram.com/p/DM2Xxe-sGhZ/?igsh=MTF4dzFjbHZlMWg0dQ==
#مرور #دیدگاه #بوکولو #هیولاشناس
با خودت میگی من اگه میتونستم با این آدم حرف هم بزنم نمیتونستم انقدر دقیق که ازش حرف زده، احساسم رو براش توصیف کنم! و فکر کنم صبا طاهر یکی از همین نویسندههاست...
تمام خشم من
صبا طاهر
مترجم مینا آزادی
نشر ابوعطا
خلاصه:
نور و صلاح الدین هر دو بچههایی از خانوادههای پاکستانی تبار هستن که تو آمریکا زندگی میکنن. نور، با عموش زندگی میکنه که از هر چیز مرتبط با پاکستان متنفره و صلاح الدین با پدر و مادرش یه متل دارن ولی مادرش مریضه و پدرش هم یه دائم الخمر بیتوجهه. هر کدوم از این بچهها رو چندین و چند کابوس ترسناک احاطه کردن. از همرنگ نشدن با بچههای مدرسه گرفته تا مشکلات خانوادگی و غیره و غیره. حالا سوال اینجاست... اونا میتونن از پس این کابوسها بربیان؟
نظر من:
آخ این کتاب... نمیدونم بادبادک باز رو خوندین یا نه ولی این کتاب خیلی منو یاد اون میندازه. فکر نمیکنم که الان تو این مملکت کسی باشه که حداقل یه بار به مهاجرت فکر نکرده باشه! خیلیا هم هستن که آلردی رفتن یا دارن برای رفتن تلاش میکنن. حالا سوال اینجاست که خونه کجاست؟ جایی که ازش اومدی؟ جایی که خانوادهت هستن؟ جایی که برات خوبه؟
به نظرم صبا طاهر خیلی خوب تو این کتاب چالشهای خانوادههای مهاجری رو نشون داده که از کشورهای منطقهی ما راهی کشورهای اروپایی یا آمریکایی شدن. چالشهای فرهنگی، تفاوتهای اعتقادی و غیره و غیره همه از جمله غولهایی هستن باید شکست بدیم و حالا بیا تصور کن یه نوجوون سرگشته با کلی مشکلات خانوادگی باشی که همهی این مسائل هم ریخته سرت!
مهمترین نکتهای که من در مورد داستان این کتاب دوست داشتم همین بود که به راحتی قابل درک و باورپذیره. به علاوه کاراکترهای اصلیش، نور و صلاح الدین، هر دو دوست داشتنی و به شیوهی خودشون یونیکن. طوری که میتونی خودت رو توی هر دوی اونا پیدا کنی و دلت میخواد بغلشون کنی و بهشون بگی که همه چی درست میشه.
شخصیت پردازی کتاب خیلی جالبه. تو واقعا نمیتونی از هیچ کدوم از کاراکترها متنفر باشی چون همه خیلی واقعی هستن و همونطور که توی دنیای واقعی هیچکس سیاه و سفید نیست، توی این داستان هم واقعا همچین حسی بهت منتقل میشه.
هر کسی تو هر سن و سالی میتونه از خوندن این کتاب لذت ببره ولی به خصوص به نوجوونها پیشنهادش میکنم چون قطعا براشون میتونه یه جور آغوش غمگین ولی مهربون باشه. انگار کسی بخواد بهت بگه که "نگران نباش. تنها نیستی" :)
امتیاز من: ۴/۵ ⭐️⭐️⭐️⭐️
لینک معرفیش توی اینستا:
https://www.instagram.com/p/DM2Xxe-sGhZ/?igsh=MTF4dzFjbHZlMWg0dQ==
#مرور #دیدگاه #بوکولو #هیولاشناس
❤8🔥1