منم با ocd درگیرم :)))) واسه همین یه جور الگو واسه چسبوندنشون دارم و همهش هم حواسم هست به یه اندازه از کتاب بیرون باشن یا صاف باشن حتما و این چیزا 🙂😂
"فکر میکنم این یه داستان وحشتناکه"
بعدا
استیون کینگ
امیرحسین قاضی
نشر آذرباد
امتیاز من: 4/5 ⭐⭐⭐⭐
نظرم در مورد کتاب:
مردهها رازی ندارند!
جِیمی کانکلین یه پسر کوچولوی کلاس اولیه که با مامانش زندگی میکنه اما یه چیز خاصی در مورد اون وجود داره. جِیمی میتونه مردهها رو ببینه! و از اون مهمتر، باهاشون حرف بزنه!!
مامان جِیمی ازش میخواد که درمورد این تواناییش با کسی حرف نزنه اما در نهایت، یه نفر میفهمه و چند سال بعد، یه کارآگاه پلیس جِیمی رو مجبور میکنه تا با استفاده از تواناییش، یه قاتل روانی رو تعقیب کنه! و باعث میشه جِیمی بفهمه تواناییش شاید خطرناکتر از چیزی باشه که فکرش رو میکرد!
بین کتابهایی که از کینگ خوندم، "بعدا" یکی از بازیگوشانهترینهاست. نمیدونم این توصیف درستی باشه یا نه. کارتون پارانورمن رو دیدین؟ دقیقاااا همچین وایبی داره فقط یکم ترسناکتر.
کینگ جزو معدود افرادیه که میتونه یه کاراکتر بچه خلق کنه که حتی یه ذره هم لوس و کسل کننده نباشه. بلکه برعکس، به شدت دلنشین بشه =)) کلا توانایی کینگ توی شخصیت پردازی چیزیه که من تو ریویوهام از هر کتابی که ازش خوندم، قطعا بهش اشاره کردم.
اتمسفر این کتابش هم خیلی بانمکه :))) همون حسی که به کتاب "شهربازی"ش دارم رو به این هم دارم. در حقیقت هم این دوتا به علاوه یه کتاب دیگه، یه مجموعهی جنایی از کینگ هستن به اسم the Hard Case Crime Series. سومی رو هنوز نخوندم ولی تو این دوتا، فضاسازی جذاب و توصیفهای زنده در کنار کاراکترهای قوی قرار گرفتن تا تجربه خوندنش رو فراموش نشدنی کنن.
درواقع توی این کتاب ما داریم روایتِ جیمی ۲۲ ساله رو از اتفاقاتی میخونیم که براش توی بچگی افتاده. به همین دلیل هزاران بار خودش لو میده که قراره چه اتفاقی بیفته :))))) اما کینگ انقدر جذاب داستان رو پیش میبره که اصلا حس نمیکنی مزه و هیجان داستان رفته باشه! بالعکس، بیشتر هم شده.
من بعدا رو دقیقا بعد از غبرستان حیوانات خانگی خوندم و احتمالا این هم یکی دیگه از دلایلی باشه که باعث شده خیلی به دلم بشینه. هر چقدر غبرستان جدی و نفسگیر بود، "بعدا" بانمک و دوست داشتنی بود.
تو این کتاب هم مثل خیلی دیگه از کتاباش به بقیه آثار خودش رفرنس میداد :)))) خیلی این کارش رو دوست دارم.
همچنین احتمالا "بعدا" شروع خوبی برای خوندن از آثار کینگ باشه چون:
اولا، کوتاهه.
دوما، واقعا "وحشتناک" نیست. ترکیب وحشت پارانرمال با ژانر جناییه و پر از شوخیهای بامزه و تعلیق و هیجانه. درواقع یه گزینهی "ملو" محسوب میشه برای کسایی که میخوان سراغ کارهای کینگ برن.
سوما، برخلاف اکثر کارهای کینگ که خیلی طول میکشه به نقطه عطف خودشون برسن، این کتاب از همون اول هیجان خودش رو داره.
خلاصه خیلی شیرین و هیجان انگیزه. ترجمهش هم دوست داشتم من 😌 آقای قاضی از بهترین مترجمهای آثار کینگ هستن👌
کینگ با این کتاب یک بار دیگه ثابت کرد که درسته سلطان ژانر وحشته، اما هر ژانر دیگهای رو هم میتونه به راحتی فتح کنه :)
#هیولاشناس #بوکولو #مرور #دیدگاه
بعدا
استیون کینگ
امیرحسین قاضی
نشر آذرباد
امتیاز من: 4/5 ⭐⭐⭐⭐
نظرم در مورد کتاب:
مردهها رازی ندارند!
جِیمی کانکلین یه پسر کوچولوی کلاس اولیه که با مامانش زندگی میکنه اما یه چیز خاصی در مورد اون وجود داره. جِیمی میتونه مردهها رو ببینه! و از اون مهمتر، باهاشون حرف بزنه!!
مامان جِیمی ازش میخواد که درمورد این تواناییش با کسی حرف نزنه اما در نهایت، یه نفر میفهمه و چند سال بعد، یه کارآگاه پلیس جِیمی رو مجبور میکنه تا با استفاده از تواناییش، یه قاتل روانی رو تعقیب کنه! و باعث میشه جِیمی بفهمه تواناییش شاید خطرناکتر از چیزی باشه که فکرش رو میکرد!
بین کتابهایی که از کینگ خوندم، "بعدا" یکی از بازیگوشانهترینهاست. نمیدونم این توصیف درستی باشه یا نه. کارتون پارانورمن رو دیدین؟ دقیقاااا همچین وایبی داره فقط یکم ترسناکتر.
کینگ جزو معدود افرادیه که میتونه یه کاراکتر بچه خلق کنه که حتی یه ذره هم لوس و کسل کننده نباشه. بلکه برعکس، به شدت دلنشین بشه =)) کلا توانایی کینگ توی شخصیت پردازی چیزیه که من تو ریویوهام از هر کتابی که ازش خوندم، قطعا بهش اشاره کردم.
اتمسفر این کتابش هم خیلی بانمکه :))) همون حسی که به کتاب "شهربازی"ش دارم رو به این هم دارم. در حقیقت هم این دوتا به علاوه یه کتاب دیگه، یه مجموعهی جنایی از کینگ هستن به اسم the Hard Case Crime Series. سومی رو هنوز نخوندم ولی تو این دوتا، فضاسازی جذاب و توصیفهای زنده در کنار کاراکترهای قوی قرار گرفتن تا تجربه خوندنش رو فراموش نشدنی کنن.
درواقع توی این کتاب ما داریم روایتِ جیمی ۲۲ ساله رو از اتفاقاتی میخونیم که براش توی بچگی افتاده. به همین دلیل هزاران بار خودش لو میده که قراره چه اتفاقی بیفته :))))) اما کینگ انقدر جذاب داستان رو پیش میبره که اصلا حس نمیکنی مزه و هیجان داستان رفته باشه! بالعکس، بیشتر هم شده.
من بعدا رو دقیقا بعد از غبرستان حیوانات خانگی خوندم و احتمالا این هم یکی دیگه از دلایلی باشه که باعث شده خیلی به دلم بشینه. هر چقدر غبرستان جدی و نفسگیر بود، "بعدا" بانمک و دوست داشتنی بود.
تو این کتاب هم مثل خیلی دیگه از کتاباش به بقیه آثار خودش رفرنس میداد :)))) خیلی این کارش رو دوست دارم.
همچنین احتمالا "بعدا" شروع خوبی برای خوندن از آثار کینگ باشه چون:
اولا، کوتاهه.
دوما، واقعا "وحشتناک" نیست. ترکیب وحشت پارانرمال با ژانر جناییه و پر از شوخیهای بامزه و تعلیق و هیجانه. درواقع یه گزینهی "ملو" محسوب میشه برای کسایی که میخوان سراغ کارهای کینگ برن.
سوما، برخلاف اکثر کارهای کینگ که خیلی طول میکشه به نقطه عطف خودشون برسن، این کتاب از همون اول هیجان خودش رو داره.
خلاصه خیلی شیرین و هیجان انگیزه. ترجمهش هم دوست داشتم من 😌 آقای قاضی از بهترین مترجمهای آثار کینگ هستن👌
کینگ با این کتاب یک بار دیگه ثابت کرد که درسته سلطان ژانر وحشته، اما هر ژانر دیگهای رو هم میتونه به راحتی فتح کنه :)
#هیولاشناس #بوکولو #مرور #دیدگاه
👌5❤2👍1
👍2
بذارید یه چیزی رو صادقانه بگم
تنها انگیزه م واسه خوندن fourth wing (جناح چهارم) اینه که بیام با دلیل و مدرکِ کامل بهش نفرت بورزم
تنها انگیزه م واسه خوندن fourth wing (جناح چهارم) اینه که بیام با دلیل و مدرکِ کامل بهش نفرت بورزم
😁10🤣4👎1😨1🤝1
Forwarded from برنامه ناشناس
https://t.me/bookollo/415
یکی از نتیجههای تبلیغ منفی همینه. خرید یه کتاب و کمک به فروش بیشترش برای هیت. نمیخوام بگم کار خوبیه یا هر چی ولی خب موضوع جالبیه واسم که زیاد میبینمش.
https://t.me/bookollo/415
یکی از نتیجههای تبلیغ منفی همینه. خرید یه کتاب و کمک به فروش بیشترش برای هیت. نمیخوام بگم کار خوبیه یا هر چی ولی خب موضوع جالبیه واسم که زیاد میبینمش.
Telegram
Bookollo
بذارید یه چیزی رو صادقانه بگم
تنها انگیزه م واسه خوندن fourth wing (جناح چهارم) اینه که بیام با دلیل و مدرکِ کامل بهش هیت بدم
تنها انگیزه م واسه خوندن fourth wing (جناح چهارم) اینه که بیام با دلیل و مدرکِ کامل بهش هیت بدم
من خودم یه دلیلی که باعث شد کالین هوور بخونم همین بود که ببینم تو کتاباش چه خبره که همه انقدر هیت میدن
🗿4
Bookollo
من خودم یه دلیلی که باعث شد کالین هوور بخونم همین بود که ببینم تو کتاباش چه خبره که همه انقدر هیت میدن
شما این کارو نکنین
من خوندم که شما نخونین
یور ولکام 🤡🤝
من خوندم که شما نخونین
یور ولکام 🤡🤝
🌚3🗿2👌1
اگر همه گوشت انسان میخوردند، شما نیز میخوردید؟
گوشت لطیف است
آگوستینا بازتریکا
سمانه تیموریان
نشر روزگار
امتیاز من: 3.75 ⭐⭐⭐
نظرم در مورد کتاب:
مارکوس تو یه کارخونه فرآوری گوشت کار میکنه اما نه گوشت گاو و گوسفند بلکه... گوشت آدم!
دنیا گرفتار یه ویروس ناشناخته میشه که گوشت حیوانات رو برای انسانها غیر قابل خوردن میکنه و در نتیجه، انسانهایی تولید میشن که صرفا به هدف خورده شدن به دنیا میان! و حتی دیگه بهشون انسان گفته نمیشه. بهشون میگن "دام"!
مارکوس به تازگی بچهش رو از دست داده، همسرش ترکش کرده و پدرش هم دچار جنون شده. تو این بلبشو، یه هدیه دریافت میکنه. یه مادینه از همین "دام"هایی که به هدف خوردن تولید میشه. مارکوس بهتر از هر کسی میدونه که هر گونه ارتباط صمیمانهای با این موجودات چه مجازاتی داره اما...
خب... این کتاب... عجیبه! نمیدونم چجوری کلمات رو کنار هم بچینم که به بهترین شکل توصیفش کنه.
توی این کتاب ما با شکل جدیدی از آدمخواری مواجه میشیم. دیگه آدمخواری ترسناک و مخفیانه و مخصوص آدمهای روانی نیست، نخیر، بلکه قانونی شده! و اگه باهاش مشکلی داشته باشی اونی که روانیه، تویی!
کتابهای پادآرمانشهری یه جور دیگهای همیشه آدم رو نگران میکنن. باعث میشن از نگاه جدیدی به جامعه نگاه کنی. حتی به خودت! از خودت میپرسی اگه من تو همچین جامعهای بودم، منم آدم میخوردم؟ منم قبولش میکردم؟ این چیزیه که بیشتر از هر بُعد دیگهای از داستان آدم رو به فکر فرو میبره و "میترسونه"!
نویسنده اصلا برای توصیف صحنههای کتابش رحم نکرده! کاملا دقیق و با جزئیات مراحل سلاخی یا پخت و پز رو توصیف میکنه! پس اگه روحیه حساسی دارین بهتره سراغ این کتاب نرین.
همچنین به نظرم این توصیفات دقیق نویسنده باعث میشه به این هم فکر کنیم که چه رفتار ظالمانهای با حیوانات داریم! توصیفات کتاب برات وحشتناک به نظر میان؟ باشه ولی حقیقت اینه که همین رفتار الان هم وجود داره ولی با حیوانات...
همینطور که داستان پیش میره ما با ابعاد مختلفی از جامعهای که بازتریکا خلق کرده آشنا میشیم که هر بخشش یه طور دیگهای قراره باعث بشه که انگشت به دهان خیره بشیم به افق.
قلمش یه جور خاص و عجیبیه. کاراکترها هم همینطور. همهی کاراکترها انگار لبهی یه جور پرتگاه روانیان. از بچهها گرفته تا بزرگترا! انگار کل داستان تو یه جور تب و هزیون اتفاق میفته و هنوز خود آدما هم عادت نکردن به این که آدم خوردن واقعا یه چیز نرماله!
اگه از کتابای دیستوپیایی با موضوع عجیب و غریب خوشتون میاد، قطعا خوندنش خالی از لطف نیست. کوتاه هم هست. ترجمهش هم خوبه اما اگه ویراستاری بهتری داشت، خوب میشد. مثلا ه کسره رو رعایت نکرده بودن.
#هیولاشناس #بوکولو #ریویو #مرور #دیدگاه
گوشت لطیف است
آگوستینا بازتریکا
سمانه تیموریان
نشر روزگار
امتیاز من: 3.75 ⭐⭐⭐
نظرم در مورد کتاب:
مارکوس تو یه کارخونه فرآوری گوشت کار میکنه اما نه گوشت گاو و گوسفند بلکه... گوشت آدم!
دنیا گرفتار یه ویروس ناشناخته میشه که گوشت حیوانات رو برای انسانها غیر قابل خوردن میکنه و در نتیجه، انسانهایی تولید میشن که صرفا به هدف خورده شدن به دنیا میان! و حتی دیگه بهشون انسان گفته نمیشه. بهشون میگن "دام"!
مارکوس به تازگی بچهش رو از دست داده، همسرش ترکش کرده و پدرش هم دچار جنون شده. تو این بلبشو، یه هدیه دریافت میکنه. یه مادینه از همین "دام"هایی که به هدف خوردن تولید میشه. مارکوس بهتر از هر کسی میدونه که هر گونه ارتباط صمیمانهای با این موجودات چه مجازاتی داره اما...
خب... این کتاب... عجیبه! نمیدونم چجوری کلمات رو کنار هم بچینم که به بهترین شکل توصیفش کنه.
توی این کتاب ما با شکل جدیدی از آدمخواری مواجه میشیم. دیگه آدمخواری ترسناک و مخفیانه و مخصوص آدمهای روانی نیست، نخیر، بلکه قانونی شده! و اگه باهاش مشکلی داشته باشی اونی که روانیه، تویی!
کتابهای پادآرمانشهری یه جور دیگهای همیشه آدم رو نگران میکنن. باعث میشن از نگاه جدیدی به جامعه نگاه کنی. حتی به خودت! از خودت میپرسی اگه من تو همچین جامعهای بودم، منم آدم میخوردم؟ منم قبولش میکردم؟ این چیزیه که بیشتر از هر بُعد دیگهای از داستان آدم رو به فکر فرو میبره و "میترسونه"!
نویسنده اصلا برای توصیف صحنههای کتابش رحم نکرده! کاملا دقیق و با جزئیات مراحل سلاخی یا پخت و پز رو توصیف میکنه! پس اگه روحیه حساسی دارین بهتره سراغ این کتاب نرین.
همچنین به نظرم این توصیفات دقیق نویسنده باعث میشه به این هم فکر کنیم که چه رفتار ظالمانهای با حیوانات داریم! توصیفات کتاب برات وحشتناک به نظر میان؟ باشه ولی حقیقت اینه که همین رفتار الان هم وجود داره ولی با حیوانات...
همینطور که داستان پیش میره ما با ابعاد مختلفی از جامعهای که بازتریکا خلق کرده آشنا میشیم که هر بخشش یه طور دیگهای قراره باعث بشه که انگشت به دهان خیره بشیم به افق.
قلمش یه جور خاص و عجیبیه. کاراکترها هم همینطور. همهی کاراکترها انگار لبهی یه جور پرتگاه روانیان. از بچهها گرفته تا بزرگترا! انگار کل داستان تو یه جور تب و هزیون اتفاق میفته و هنوز خود آدما هم عادت نکردن به این که آدم خوردن واقعا یه چیز نرماله!
اگه از کتابای دیستوپیایی با موضوع عجیب و غریب خوشتون میاد، قطعا خوندنش خالی از لطف نیست. کوتاه هم هست. ترجمهش هم خوبه اما اگه ویراستاری بهتری داشت، خوب میشد. مثلا ه کسره رو رعایت نکرده بودن.
#هیولاشناس #بوکولو #ریویو #مرور #دیدگاه
🔥9🤯3🤔2
