جونم براتون بگه که، اون آقا که عکسش رو گذاشتم "آلفرد ژاری" نویسندهی فرانسویه.
ژاری جزو اولین نویسندههاییه که آثارش رنگ و بوی تئاتر ابزورد رو به خودش گرفت. مثلا یکی از کاراش به اسم "اوبو پادشاه" برای زمان خودش به شدت شوکه کننده بود.
البته نه که ژاری بنیان گذار تئاتر ابزورد باشه اما خیلی زیاد روی نویسندههایی که بعدا تو این مکتب شناخته شده و شاخص شدن، تاثیر داشته. اما چطور؟
ژاری اومد اواخر قرن نوزدهم یه جور جریانِ (اگه بشه اسمش رو جریان گذاشت؟) ادبی-فلسفی برای خودش راه انداخت به اسم پاتافیزیک!
به پاتافیزیک میگن علمِ راهحلهای خیالی. یعنی چی؟ یعنی نه علمه نه فلسفه نه هنر ولی تو همهی اینا دخالت میکنه! درواقع یه نوع بازی با واقعیت و منطقه که واقعیتهای علمی رو به چالش میکشه، انگار که سعی داره جدیت اون رو به سخره بگیره. یعنی میان به چیزایی فکر میکنن که واقعا وجود نداره اما ممکن بود وجود داشته باشه! علم چیزهاییه که هیچ وقت اتفاق نمیوفتن 😂
بذارید یه مثال بزنم براتون
فکر کنید دور هم جمع بشیم و خیلی جدی در این مورد صحبت کنیم که چطور یه درخت میتونه توی آسمون ریشه بزنه و رشد کنه :)) قطعا یه درخت تحت هیچ شرایطی تو آسمون رشد نمیکنه ولی حالا ما میایم فرض میکنیم که میکنه و کاملا هم جدی میشینیم در موردش حرف میزنیم.
حالا این چه ربطی به اون تئاتر ابزورد داره؟ ژاری با آثارش و این پاتافیزیک، مفهومی رو به وجود آورد که نزدیکی خیلی زیادی با تئاتر ابزورد داره.
همونطور که پاتافیزیک علم و جدیت اون رو به سخره میگیره، تئاتر ابزورد هم زندگی و مفاهیم و معنای اون رو به سخره میگیره. و نکته جالب اینجاست که تو قرن بیستم نویسندههایی که به تئاتر ابزورد نزدیک میشن، با پاتافیزیک هم ارتباط جالبی پیدا میکنن.
مثلا همون اوژن یونسکو، نویسندهی کرگدن، که از نویسندههاییه که آثار خیلی مهمی تو سبک و سیاق تئاتر ابزورد داره، از جمله اعضای کالج پاتافیزیک بوده. کالج پاتافیزیک هم کلا مجمعی از نویسندهها و هنرمندها بودن که به پاتافیزیک علاقه داشتن. به طور خلاصه، دور هم جمع میشدن و همه چی رو مسخره میکردن 😂
اون مارپیچ که میبینید هم نماد کالج پاتافیزیک بوده.
#کشفیات_کتابی | Bookollo
ژاری جزو اولین نویسندههاییه که آثارش رنگ و بوی تئاتر ابزورد رو به خودش گرفت. مثلا یکی از کاراش به اسم "اوبو پادشاه" برای زمان خودش به شدت شوکه کننده بود.
البته نه که ژاری بنیان گذار تئاتر ابزورد باشه اما خیلی زیاد روی نویسندههایی که بعدا تو این مکتب شناخته شده و شاخص شدن، تاثیر داشته. اما چطور؟
ژاری اومد اواخر قرن نوزدهم یه جور جریانِ (اگه بشه اسمش رو جریان گذاشت؟) ادبی-فلسفی برای خودش راه انداخت به اسم پاتافیزیک!
به پاتافیزیک میگن علمِ راهحلهای خیالی. یعنی چی؟ یعنی نه علمه نه فلسفه نه هنر ولی تو همهی اینا دخالت میکنه! درواقع یه نوع بازی با واقعیت و منطقه که واقعیتهای علمی رو به چالش میکشه، انگار که سعی داره جدیت اون رو به سخره بگیره. یعنی میان به چیزایی فکر میکنن که واقعا وجود نداره اما ممکن بود وجود داشته باشه! علم چیزهاییه که هیچ وقت اتفاق نمیوفتن 😂
بذارید یه مثال بزنم براتون
فکر کنید دور هم جمع بشیم و خیلی جدی در این مورد صحبت کنیم که چطور یه درخت میتونه توی آسمون ریشه بزنه و رشد کنه :)) قطعا یه درخت تحت هیچ شرایطی تو آسمون رشد نمیکنه ولی حالا ما میایم فرض میکنیم که میکنه و کاملا هم جدی میشینیم در موردش حرف میزنیم.
حالا این چه ربطی به اون تئاتر ابزورد داره؟ ژاری با آثارش و این پاتافیزیک، مفهومی رو به وجود آورد که نزدیکی خیلی زیادی با تئاتر ابزورد داره.
همونطور که پاتافیزیک علم و جدیت اون رو به سخره میگیره، تئاتر ابزورد هم زندگی و مفاهیم و معنای اون رو به سخره میگیره. و نکته جالب اینجاست که تو قرن بیستم نویسندههایی که به تئاتر ابزورد نزدیک میشن، با پاتافیزیک هم ارتباط جالبی پیدا میکنن.
مثلا همون اوژن یونسکو، نویسندهی کرگدن، که از نویسندههاییه که آثار خیلی مهمی تو سبک و سیاق تئاتر ابزورد داره، از جمله اعضای کالج پاتافیزیک بوده. کالج پاتافیزیک هم کلا مجمعی از نویسندهها و هنرمندها بودن که به پاتافیزیک علاقه داشتن. به طور خلاصه، دور هم جمع میشدن و همه چی رو مسخره میکردن 😂
اون مارپیچ که میبینید هم نماد کالج پاتافیزیک بوده.
#کشفیات_کتابی | Bookollo
🤯12❤3👍1
بعید میدونم اینا رو بخونید 😂 میخونید؟
ولی خب برای من خیلی فانه تحقیق کردن در موردشون و وقتی هم که میام تعریف میکنم، تو ذهنم چارچوب میگیرن و بهتر یادم میمونن.
اگه میخونینشون یا براتون جالبن بهم بگین 😅
ولی خب برای من خیلی فانه تحقیق کردن در موردشون و وقتی هم که میام تعریف میکنم، تو ذهنم چارچوب میگیرن و بهتر یادم میمونن.
اگه میخونینشون یا براتون جالبن بهم بگین 😅
🔥21👍5
سیر عشق، گفت و گوهای عاشقانه، هنر عشق ورزیدن، مصائب عشق، جستارهایی در باب عشق
اون کیه که دیشب خوابش نبرده و ۸ صبح هم امتحان داشته و الکی الکی هم زیادی زود رسیده 😃☝️
🤔6
فکت رندوم
آیا میدانستید که "گالینگور" از یک واژهی فرانسوی میاد و در گذشته به کتابایی گفته میشد که جلد ضخیمی داشتن و به طور خاص با چرم/پارچه پوشونده میشدن؟ اما امروزه تو زبان فارسی ما کلا به هاردکاورها میگیم گالینگور
آیا میدانستید که "گالینگور" از یک واژهی فرانسوی میاد و در گذشته به کتابایی گفته میشد که جلد ضخیمی داشتن و به طور خاص با چرم/پارچه پوشونده میشدن؟ اما امروزه تو زبان فارسی ما کلا به هاردکاورها میگیم گالینگور
⚡13👌3
و، شومیز هم از زبان فرانسه میاد و به معنای "پیراهن"ه. به کتابایی میگن که جلد نازکی دارن
👍10👌4
Forwarded from Hidden Chat
https://t.me/bookollo/3989
چیزی پیدا کردی به ماهم معرفی کن🤝🏻
چیزی پیدا کردی به ماهم معرفی کن🤝🏻
Telegram
Bookollo
هیچ چیز ترسناک جالبی پیدا نمیکنم ببینم