همممم
اون قدیما که ۹۸یا رو بورس بود از هما پوراصفهانی یه کوچولوووو خوندم. فکر کنم سیگار شکلاتیش بود. هنوز چاپ نشده بود اون موقع. تمومش نکردم 😬
دومی رو نمیشناسم ولی
چطور؟
اون قدیما که ۹۸یا رو بورس بود از هما پوراصفهانی یه کوچولوووو خوندم. فکر کنم سیگار شکلاتیش بود. هنوز چاپ نشده بود اون موقع. تمومش نکردم 😬
دومی رو نمیشناسم ولی
چطور؟
Forwarded from Hidden Chat
الان خیلی اینطوری شده که مثلا اثارشون رو ضعیف میدونن البته برای خانوم پور اصفهانی موافقم تا حدودی ولی خب آدم دلش رمان آبکی هم میخواد یکم قربون صدقه کارکتر ها بره و کراش بزنه خلاصه
رفتم راجع بهشون تحقیق کنم دیدم چقدر نقد منفی حتی خودشون به خودشون هم رحم نمیکنن و چیزای عجیب میگن
روزگار عجیبی ست
رفتم راجع بهشون تحقیق کنم دیدم چقدر نقد منفی حتی خودشون به خودشون هم رحم نمیکنن و چیزای عجیب میگن
روزگار عجیبی ست
👀1
همممم احتمالا پر بیراه هم نمیگن اخه توی اون نقدهای منفی 😂 ولی به قول خودت آدم گاهی دلش میخواد از این چیزا بخونه دیگه. مشکلی هم نداره. همهش که قرار نیست شاهکار ادبی بخونیم.
به نظرم تا وقتی میدونی اینا واقعا کتابای خفنی نیستن، جرم که نکردی اگه بخونی 😂
الان رابطهی من و خانوم جوجو مویز همینجوریه 😂
به نظرم تا وقتی میدونی اینا واقعا کتابای خفنی نیستن، جرم که نکردی اگه بخونی 😂
الان رابطهی من و خانوم جوجو مویز همینجوریه 😂
👍4
Forwarded from Hidden Chat
https://t.me/bookollo/3950
آخه همون قیمتاشو ببین با اون هزینه ای که آدم میده انتطار داره ارزششو داشته باشه و توی همون کتابا پر از اشکال های ریزه هم از نطر نگارشی و هم از خیلی نظر های دیگه.
آخه همون قیمتاشو ببین با اون هزینه ای که آدم میده انتطار داره ارزششو داشته باشه و توی همون کتابا پر از اشکال های ریزه هم از نطر نگارشی و هم از خیلی نظر های دیگه.
Telegram
Bookollo
الان خیلی اینطوری شده که مثلا اثارشون رو ضعیف میدونن البته برای خانوم پور اصفهانی موافقم تا حدودی ولی خب آدم دلش رمان آبکی هم میخواد یکم قربون صدقه کارکتر ها بره و کراش بزنه خلاصه
رفتم راجع بهشون تحقیق کنم دیدم چقدر نقد منفی حتی خودشون به خودشون هم رحم نمیکنن…
رفتم راجع بهشون تحقیق کنم دیدم چقدر نقد منفی حتی خودشون به خودشون هم رحم نمیکنن…
این حالا باز یه مشکل مهمیه 🤔 اینو نمیدونم. اگه اینجوریه که خب یه مشکل مهمیه.
من بیشتر از لحاظ محتوا گفتم که خب خیلی وقتا این تصور هست که فلان چیز رو نخونیم یا فلان نویسنده بیساره. من خودم چقدر به کالین هوور گیر میدم مثلا! ولی در نهایت کتاب خوندن یه تجربهی شخصیه. این که بخوایم همدیگه رو تشویق کنیم که چیزای خوب بخونیم یه چیزه، ولی این که بخوایم همدیگه رو جاج کنیم یه چیز دیگهست.
من هر بار هم که به کالین هوور یا نویسندههای این مدلی گیر دادم به خود اون اثر و نویسنده گیر دادم نه خوانندههاش. تو میتونی قبول کنی که یه کتابی و یه نویسنده ای خوب نیست، ولی همچنان میتونی به دلایل شخصی از خوندنش لذت ببری به هیچکس هم ربطی نداره 🤝
من بیشتر از لحاظ محتوا گفتم که خب خیلی وقتا این تصور هست که فلان چیز رو نخونیم یا فلان نویسنده بیساره. من خودم چقدر به کالین هوور گیر میدم مثلا! ولی در نهایت کتاب خوندن یه تجربهی شخصیه. این که بخوایم همدیگه رو تشویق کنیم که چیزای خوب بخونیم یه چیزه، ولی این که بخوایم همدیگه رو جاج کنیم یه چیز دیگهست.
من هر بار هم که به کالین هوور یا نویسندههای این مدلی گیر دادم به خود اون اثر و نویسنده گیر دادم نه خوانندههاش. تو میتونی قبول کنی که یه کتابی و یه نویسنده ای خوب نیست، ولی همچنان میتونی به دلایل شخصی از خوندنش لذت ببری به هیچکس هم ربطی نداره 🤝
👍9❤1
Forwarded from Hidden Chat
خوب رو هم من تازگی کشف کردم
دفترچه تموم کتاباشو نمایشگاه بهم داده خواستی واست بفرستم عکسای کتاباشون با توضیحات رو.
نسبت به سلیقت عمارت هیل رو پیشنهاد میکنم
دفترچه تموم کتاباشو نمایشگاه بهم داده خواستی واست بفرستم عکسای کتاباشون با توضیحات رو.
نسبت به سلیقت عمارت هیل رو پیشنهاد میکنم
نه بابا مچکرم زحمتت میشه💕
ولی راست میگییی عمارت هیل مال نشر خوب بود. همونو میخونم فعلا ببینم چطوره 🤔👌
ولی راست میگییی عمارت هیل مال نشر خوب بود. همونو میخونم فعلا ببینم چطوره 🤔👌
Bookollo
فرم روایت در تئاتر هم مشابه هر شکل دیگهای از داستان از قواعد مشخصی پیروی میکنه. شروع داره، میانه و پایان داره، کاراکترهایی داره که هدفی رو دنبال میکنن، دیالوگها و مونولوگهایی رو داره که به پیشبرد داستان کمک میکنن. در کل، "نظم" داره. حالا چی میشه اگه…
اوژن یونسکو کیه؟ یکی دیگه از نویسندههایی که تو این سبک مینوشتن
جونم براتون بگه که، اون آقا که عکسش رو گذاشتم "آلفرد ژاری" نویسندهی فرانسویه.
ژاری جزو اولین نویسندههاییه که آثارش رنگ و بوی تئاتر ابزورد رو به خودش گرفت. مثلا یکی از کاراش به اسم "اوبو پادشاه" برای زمان خودش به شدت شوکه کننده بود.
البته نه که ژاری بنیان گذار تئاتر ابزورد باشه اما خیلی زیاد روی نویسندههایی که بعدا تو این مکتب شناخته شده و شاخص شدن، تاثیر داشته. اما چطور؟
ژاری اومد اواخر قرن نوزدهم یه جور جریانِ (اگه بشه اسمش رو جریان گذاشت؟) ادبی-فلسفی برای خودش راه انداخت به اسم پاتافیزیک!
به پاتافیزیک میگن علمِ راهحلهای خیالی. یعنی چی؟ یعنی نه علمه نه فلسفه نه هنر ولی تو همهی اینا دخالت میکنه! درواقع یه نوع بازی با واقعیت و منطقه که واقعیتهای علمی رو به چالش میکشه، انگار که سعی داره جدیت اون رو به سخره بگیره. یعنی میان به چیزایی فکر میکنن که واقعا وجود نداره اما ممکن بود وجود داشته باشه! علم چیزهاییه که هیچ وقت اتفاق نمیوفتن 😂
بذارید یه مثال بزنم براتون
فکر کنید دور هم جمع بشیم و خیلی جدی در این مورد صحبت کنیم که چطور یه درخت میتونه توی آسمون ریشه بزنه و رشد کنه :)) قطعا یه درخت تحت هیچ شرایطی تو آسمون رشد نمیکنه ولی حالا ما میایم فرض میکنیم که میکنه و کاملا هم جدی میشینیم در موردش حرف میزنیم.
حالا این چه ربطی به اون تئاتر ابزورد داره؟ ژاری با آثارش و این پاتافیزیک، مفهومی رو به وجود آورد که نزدیکی خیلی زیادی با تئاتر ابزورد داره.
همونطور که پاتافیزیک علم و جدیت اون رو به سخره میگیره، تئاتر ابزورد هم زندگی و مفاهیم و معنای اون رو به سخره میگیره. و نکته جالب اینجاست که تو قرن بیستم نویسندههایی که به تئاتر ابزورد نزدیک میشن، با پاتافیزیک هم ارتباط جالبی پیدا میکنن.
مثلا همون اوژن یونسکو، نویسندهی کرگدن، که از نویسندههاییه که آثار خیلی مهمی تو سبک و سیاق تئاتر ابزورد داره، از جمله اعضای کالج پاتافیزیک بوده. کالج پاتافیزیک هم کلا مجمعی از نویسندهها و هنرمندها بودن که به پاتافیزیک علاقه داشتن. به طور خلاصه، دور هم جمع میشدن و همه چی رو مسخره میکردن 😂
اون مارپیچ که میبینید هم نماد کالج پاتافیزیک بوده.
#کشفیات_کتابی | Bookollo
ژاری جزو اولین نویسندههاییه که آثارش رنگ و بوی تئاتر ابزورد رو به خودش گرفت. مثلا یکی از کاراش به اسم "اوبو پادشاه" برای زمان خودش به شدت شوکه کننده بود.
البته نه که ژاری بنیان گذار تئاتر ابزورد باشه اما خیلی زیاد روی نویسندههایی که بعدا تو این مکتب شناخته شده و شاخص شدن، تاثیر داشته. اما چطور؟
ژاری اومد اواخر قرن نوزدهم یه جور جریانِ (اگه بشه اسمش رو جریان گذاشت؟) ادبی-فلسفی برای خودش راه انداخت به اسم پاتافیزیک!
به پاتافیزیک میگن علمِ راهحلهای خیالی. یعنی چی؟ یعنی نه علمه نه فلسفه نه هنر ولی تو همهی اینا دخالت میکنه! درواقع یه نوع بازی با واقعیت و منطقه که واقعیتهای علمی رو به چالش میکشه، انگار که سعی داره جدیت اون رو به سخره بگیره. یعنی میان به چیزایی فکر میکنن که واقعا وجود نداره اما ممکن بود وجود داشته باشه! علم چیزهاییه که هیچ وقت اتفاق نمیوفتن 😂
بذارید یه مثال بزنم براتون
فکر کنید دور هم جمع بشیم و خیلی جدی در این مورد صحبت کنیم که چطور یه درخت میتونه توی آسمون ریشه بزنه و رشد کنه :)) قطعا یه درخت تحت هیچ شرایطی تو آسمون رشد نمیکنه ولی حالا ما میایم فرض میکنیم که میکنه و کاملا هم جدی میشینیم در موردش حرف میزنیم.
حالا این چه ربطی به اون تئاتر ابزورد داره؟ ژاری با آثارش و این پاتافیزیک، مفهومی رو به وجود آورد که نزدیکی خیلی زیادی با تئاتر ابزورد داره.
همونطور که پاتافیزیک علم و جدیت اون رو به سخره میگیره، تئاتر ابزورد هم زندگی و مفاهیم و معنای اون رو به سخره میگیره. و نکته جالب اینجاست که تو قرن بیستم نویسندههایی که به تئاتر ابزورد نزدیک میشن، با پاتافیزیک هم ارتباط جالبی پیدا میکنن.
مثلا همون اوژن یونسکو، نویسندهی کرگدن، که از نویسندههاییه که آثار خیلی مهمی تو سبک و سیاق تئاتر ابزورد داره، از جمله اعضای کالج پاتافیزیک بوده. کالج پاتافیزیک هم کلا مجمعی از نویسندهها و هنرمندها بودن که به پاتافیزیک علاقه داشتن. به طور خلاصه، دور هم جمع میشدن و همه چی رو مسخره میکردن 😂
اون مارپیچ که میبینید هم نماد کالج پاتافیزیک بوده.
#کشفیات_کتابی | Bookollo
🤯12❤3👍1
بعید میدونم اینا رو بخونید 😂 میخونید؟
ولی خب برای من خیلی فانه تحقیق کردن در موردشون و وقتی هم که میام تعریف میکنم، تو ذهنم چارچوب میگیرن و بهتر یادم میمونن.
اگه میخونینشون یا براتون جالبن بهم بگین 😅
ولی خب برای من خیلی فانه تحقیق کردن در موردشون و وقتی هم که میام تعریف میکنم، تو ذهنم چارچوب میگیرن و بهتر یادم میمونن.
اگه میخونینشون یا براتون جالبن بهم بگین 😅
🔥21👍5