Forwarded from برنامه ناشناس
بعد بنویس ازش ببینیم ارزش داره با این قیمتا
بعد بنویس ازش ببینیم ارزش داره با این قیمتا
Bookollo
تا اینجاش رو خیلی دوست داشتم از لحاظ سانسور هم به نظرم اوضاعش خوبه 🤨
چرا دیسلایک میدهی؟ 🥸
🗿5
فکر کنم در مورد جنون مکزیکی، ترجمه ویدا از ترجمه روزگار بهتر باشه
یه جای کتاب کلمه Indian هست که قاعدتا (با توجه به متن) باید سرخ پوست ترجمه بشه که تو ویدا درسته ولی تو ترجمه روزگار، نوشته هندی 😑
یه جای کتاب کلمه Indian هست که قاعدتا (با توجه به متن) باید سرخ پوست ترجمه بشه که تو ویدا درسته ولی تو ترجمه روزگار، نوشته هندی 😑
❤5
جنون مکزیکی
سیلویا مورنو گارسیا
فاطمه گنجعلیخان حاکمی
نشر ویدا
امتیاز من: 4/5 ⭐️⭐️⭐️⭐️
نظرم در مورد کتاب:
داستان از اونجایی شروع میشه که نوئمی تابوآدا، یه دختر پر شر و شور از یه خانواده مرفه مکزیکی، نامهی عجیب و غرییی از دختر عموش دریافت میکنه که هم اون و هم پدرش رو نگران میکنه.
کاتالینا یک سال پیش با غریبهای به اسم ویرجیل دویل ازدواج میکنه و از اون شهر میره و خانوادهش دیگه هیچ خبری ازش نداشتن. پس حالا این نامه به شدت نگرانشون میکنه. پدر و مادر کاتالینا فوت شدن و در نتیجه پدرِ نوئمی خودش رو موظف میدونه که از حال کاتالینا باخبر بشه و اینجوری میشه که نوئمی رو میفرسته به عمارت عجیب و غریب خاندان دویل به اسم والامکان. بنایی سرد و تاریک که کپکها تقریبا تسخیرش کردن.
البته طولی نمیکشه که نوئمی میفهمه فقط کپکها نیستن که توی دیوارهای والامکان و قبرستان اطرافش، لونه دارن و رازی خیلی خیلی تاریکتر، این خونه و ساکنینش رو به اسارت گرفته. رازی که نوئمی برای نجات خودش و کاتالینا، مجبور به کشف اون میشه.
جنون مکزیکی کتابی بود که بعد از مدتها من رو سر ذوق آورد. آثار گوتیک یه ذره خاص و عجیبن. اگه با این ژانر آشنایی ندارین باید بگم که معمولا کتاباش پر شدن از المانهایی مثل خونههای قدیمی و تسخیر شده، عناصر پارانرمال، آدمای مرموز و خاکستری و رازهای سر به مهری که به مرور زمان ما و کاراکتر اصلی قراره کشفشون کنیم. آثار گوتیک همچنین معمولا ترکیبی هستن از دوتا ژانر وحشت و رومنس و در کل یکی از زیر ژانرهای جذاب ژانر وحشته. این کتاب هم، یک نمونهی مدرن و قوی ازشه.
جنون مکزیکی نقاط قوت زیادی داره. از کاراکترهای جذاب بگیر تا اتمسفر باحال داستان. البته شاید تا حدودی slow burn محسوب بشه چون تا یه جاهایی از داستان ما هنوز به همون اندازهی نوئمی سرگردونیم و هی یه راز دیگه به رازهای خونه و آدمهاش اضافه میشه ولی بعد کم کم داستان سرعت میگیره.
یک نکته خیلی جالب اینه که داستان تو دهه ۵۰ میلادی اتفاق میفته و یه جورایی پیوند محکمی با وقایع تاریخی مکزیک داره؛ وقایعی مثل جنگ استقلال، انقلاب بین سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۲۰ و غیره. در کل نویسنده خیلی خوب تونسته عناصر خیال انگیز داستانش رو با واقعیت پیوند بزنه. این باعث شده انگار ابعاد فانتزی داستان هم واقعیتر به نظر میرسن!
تنها افسوس من اینه که احساس میکنم لازم بود یکم بیشتر به موجودِ پلید داستان پرداخته میشد. اگه حضور بیشتری داشت توی داستان، میتونست اون بُعد وحشت انگیز کتاب رو قویتر کنه. بخوام دقیق نظرم رو توضیح بدم اسپویل میشید متأسفانه. جز این، دیگه واقعا همه چیز کتاب رو دوست داشتم.
یه رومنس شیرینی هم در جریان هست توی داستان که خب منی که رومنس دوست ندارم هم از خوندنش لذت بردم :")
در مورد ترجمه، به شددددت روون و شیواست. و طبق یه مقایسه خیلی کوچیک هم که انجام شد، به نظر میاد بهتر از اونی باشه که روزگار زده راستش. یه غلط عجیبی توی ترجمه روزگار مشاهده شد (یه جای کتاب کلمه Indian هست که قاعدتا (با توجه به متن) باید سرخ پوست ترجمه بشه که تو ویدا درسته ولی تو ترجمه روزگار، نوشته هندی 😑)
از لحاظ سانسور هم به نظرم خیلی کم بوده باشه :) و اگه باشه هم یه جوری بود که میفهمی چه خبره و چی داره میشه.
خلاصه که کلی لذت بردم. کاراکتر نوئمی به خصوص خیلی دوست داشتنی و جذاب بود. به یکی از کتابهای مورد علاقهم تو این ژانر تبدیل شد.
#بوکولو #دیدگاه #مرور #ریویو
سیلویا مورنو گارسیا
فاطمه گنجعلیخان حاکمی
نشر ویدا
امتیاز من: 4/5 ⭐️⭐️⭐️⭐️
نظرم در مورد کتاب:
داستان از اونجایی شروع میشه که نوئمی تابوآدا، یه دختر پر شر و شور از یه خانواده مرفه مکزیکی، نامهی عجیب و غرییی از دختر عموش دریافت میکنه که هم اون و هم پدرش رو نگران میکنه.
کاتالینا یک سال پیش با غریبهای به اسم ویرجیل دویل ازدواج میکنه و از اون شهر میره و خانوادهش دیگه هیچ خبری ازش نداشتن. پس حالا این نامه به شدت نگرانشون میکنه. پدر و مادر کاتالینا فوت شدن و در نتیجه پدرِ نوئمی خودش رو موظف میدونه که از حال کاتالینا باخبر بشه و اینجوری میشه که نوئمی رو میفرسته به عمارت عجیب و غریب خاندان دویل به اسم والامکان. بنایی سرد و تاریک که کپکها تقریبا تسخیرش کردن.
البته طولی نمیکشه که نوئمی میفهمه فقط کپکها نیستن که توی دیوارهای والامکان و قبرستان اطرافش، لونه دارن و رازی خیلی خیلی تاریکتر، این خونه و ساکنینش رو به اسارت گرفته. رازی که نوئمی برای نجات خودش و کاتالینا، مجبور به کشف اون میشه.
جنون مکزیکی کتابی بود که بعد از مدتها من رو سر ذوق آورد. آثار گوتیک یه ذره خاص و عجیبن. اگه با این ژانر آشنایی ندارین باید بگم که معمولا کتاباش پر شدن از المانهایی مثل خونههای قدیمی و تسخیر شده، عناصر پارانرمال، آدمای مرموز و خاکستری و رازهای سر به مهری که به مرور زمان ما و کاراکتر اصلی قراره کشفشون کنیم. آثار گوتیک همچنین معمولا ترکیبی هستن از دوتا ژانر وحشت و رومنس و در کل یکی از زیر ژانرهای جذاب ژانر وحشته. این کتاب هم، یک نمونهی مدرن و قوی ازشه.
جنون مکزیکی نقاط قوت زیادی داره. از کاراکترهای جذاب بگیر تا اتمسفر باحال داستان. البته شاید تا حدودی slow burn محسوب بشه چون تا یه جاهایی از داستان ما هنوز به همون اندازهی نوئمی سرگردونیم و هی یه راز دیگه به رازهای خونه و آدمهاش اضافه میشه ولی بعد کم کم داستان سرعت میگیره.
یک نکته خیلی جالب اینه که داستان تو دهه ۵۰ میلادی اتفاق میفته و یه جورایی پیوند محکمی با وقایع تاریخی مکزیک داره؛ وقایعی مثل جنگ استقلال، انقلاب بین سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۲۰ و غیره. در کل نویسنده خیلی خوب تونسته عناصر خیال انگیز داستانش رو با واقعیت پیوند بزنه. این باعث شده انگار ابعاد فانتزی داستان هم واقعیتر به نظر میرسن!
تنها افسوس من اینه که احساس میکنم لازم بود یکم بیشتر به موجودِ پلید داستان پرداخته میشد. اگه حضور بیشتری داشت توی داستان، میتونست اون بُعد وحشت انگیز کتاب رو قویتر کنه. بخوام دقیق نظرم رو توضیح بدم اسپویل میشید متأسفانه. جز این، دیگه واقعا همه چیز کتاب رو دوست داشتم.
یه رومنس شیرینی هم در جریان هست توی داستان که خب منی که رومنس دوست ندارم هم از خوندنش لذت بردم :")
در مورد ترجمه، به شددددت روون و شیواست. و طبق یه مقایسه خیلی کوچیک هم که انجام شد، به نظر میاد بهتر از اونی باشه که روزگار زده راستش. یه غلط عجیبی توی ترجمه روزگار مشاهده شد (یه جای کتاب کلمه Indian هست که قاعدتا (با توجه به متن) باید سرخ پوست ترجمه بشه که تو ویدا درسته ولی تو ترجمه روزگار، نوشته هندی 😑)
از لحاظ سانسور هم به نظرم خیلی کم بوده باشه :) و اگه باشه هم یه جوری بود که میفهمی چه خبره و چی داره میشه.
خلاصه که کلی لذت بردم. کاراکتر نوئمی به خصوص خیلی دوست داشتنی و جذاب بود. به یکی از کتابهای مورد علاقهم تو این ژانر تبدیل شد.
#بوکولو #دیدگاه #مرور #ریویو
❤12👏4👍1👌1
❤5
یکی همین الان جوین شد بعد لفت داد
یه دقیقه میموندی شاید خودمو ثابت میکردم خب 😂
یه دقیقه میموندی شاید خودمو ثابت میکردم خب 😂
🤣5😁2
من نمیفهمم چرا تو اینستا هر پستی که بابتش بیشتر وقت میذاری کمتر دیده میشه :/ یعنی چی اخه
😭6👍2